Critic l مریم نصر
3.17K subscribers
374 photos
56 videos
29 files
333 links
«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور

تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Download Telegram
✍️

✅ وظیفه خودم می‌دانم وقتی اثری به فارسی ترجمه معتبر یا حتی مشهور‍ِمقبولی دارد تا حد ممکن به ترجمه فارسی ارجاع بدهم و فهم مترجم متخصص را که زمان زیادی صرف ترجمه متن و شناخت فیلسوف از زبان مبدأ کرده، به فهم خودم ترجیح بدهم. درضمن ادای احترام است به زن یا مردی که با برعهده گرفتن «ماموریت ناممکن» دارد به فکر و فهم و زبان ما گستردگی، عمق و غنا می‌بخشد.

✅ آدم‌هایی که با کمترین چشم‌داشت مالی و بی‌اعتنا به کسانیکه ترجمه را تحقیر می‌کنند، یا ترجمه را در حد گوگل ترجمه و هوش مصنوعی می‌بینند، فکر و زبان ما را مجهز می‌کنند تا بهتر ببینیم و بهتر بشناسیم و به خیلی پدیده‌ها که نامی نداشته‌اند نام نهیم و گاه کلمه‌های خاک گرفته را پیدا و لباس نو تن‌کنیم.

✅ از قرن دوم و نهضت ترجمه و از قلم و دوات، تا کتابهای چاپی که به زحمت به ایران می‌رسیده بدون دیکشنری و بدون اینترنت تا همین امروز به این آدم‌ها مدیونیم که هم‌چنان متن‌های اصیل را به هوش مصنوعی واگذار نکرده‌اند.

✔️ تبدیل به اصلی اخلاقی شده برای من که دردسر کم ندارد و بسیار وقت‌گیر است.

✅ بزرگترین مشکل من در این سال‌ها اضافه شدن تفسیر مترجم به ترجمه اثر است. خیلی وقت‌ها معادل‌ها تأکید و تشدید و تغلیظ می‌کنند چیزی را که بی‌تاکید در متن وجود داشته. گاهی هم مصلحت (تعصب‌های مترجم /ناشر/ ممیز/ فرهنگ ایرانی) ایجاب کرده عباراتی تلطیف شوند.
متن جان به‌در نبرده و زخمی شده و ارجاع به ترجمه آن بیشتر یا کمتر از چیزی است که در اصل بوده.

✅ مشکل بزرگ بعدی تنوع و تکثر معادل‌هاست. معادل‌ها به مرور زمان فارسی‌تر، دقیق‌تر و تخصصی‌تر شده‌اند. معادل یک عبارت مشخص فلسفی که تاریخ و جغرافیای مشخصی دارد در متون مختلف متفاوت آمده و وای به زمانی که خودم هم نظر خاصی درمورد معادل بهتر کلمه داشته باشم. چطور باید ارجاع داد به چیزی که یک چیز است و با اسامی مختلف خوانده شده!
مضاف بر اینکه برخی متخصص‌ها معتقدند گرچه عبارتی از یونان باستان تا امروز در متون فلسفی غربی یکسان بکار رفته، ما موظفیم بنا به تغییراتی که مفهوم پذیرفته، معادل‌های متفاوتی برایش بگذاریم...

✅ و خیلی مشکلات خرده ریز دیگر که بارها من را به این نتیجه رسانده که مثل اغلب پژوهشگران ترجمه‌های استاندارد انگلیسی را مرجع قرار دهم و اینطور وقت خودم را نگیرم ...

✅ بلافاصله بیاد می‌آورم که اغلب این ترجمه‌ها در زمانه عسرت انجام شده. کلی خاطره و افسانه وجود دارد درمورد اینکه چطور آدم‌های فاضل و دلسوز این ملک و مملکت، زیر فشار انواع محدودیت‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، از عمر و جانشان مایه گذاشتند تا ما بتوانیم فکر فلسفی به زبان فارسی داشته باشیم و به فارسی به مفاهیم فلسفی بیاندیشیم.

✅ وقتی که خیلی کلافه یا عصبانی یا مأیوس می‌شوم یک لیوان قهوه با نبات می‌خورم و برمی‌گردم سر کار تا راه حلی پیدا کنم.
جواب می‌دهد. امتحان کنید!

@neocritic
❤21👍11
✍️
✅ ساندرا هاردینگ(۱۹۳۵-۲۰۲۵)، یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان زنانه‌نگر، از دنیا رفته است. چند ساعت پیش خواندم که در اسفندماه فوت کرده و من هیچ خبردار نشده بودم. او از نظریه‌پردازان اصلی نظریه دیدگاه فمینیستی (feminist standpoint theory) و سازنده ایده عینیت نیرومند (strong objectivity) بود.

✅ دانشجوی کارشناسی ارشد بودم که عبارت «فلسفه فمینیستی» به گوشم خورد. درباره فمینیسمِ نظری چیزی نمی‌دانستم. در کتاب تاریخ دو قرن فمینیسم، نوشته حمیرا مشیرزاده، اشاراتی خوانده بودم، ولی بسیار محدود و گنگ بود. عقل مذکر نوشته ژنویو لوید هم ترجمه شده بود، ولی به عقل آن زمانم کتاب جدی‌ای نبود. کتاب درآمدی جامع بر نظریات فمینیستی رزماری تانگ را هنوز ترجمه نکرده بود منیژه نجم عراقی.

یکی از دوستانم خبرم داد که موسسه‌ای در قم برخی مدخل‌های مربوط به «فلسفه فمینیستی» در دانشنامه فلسفی راتلج را ترجمه و همراه با نقد منتشر کرده است. کتاب را پیدا کردم و خواندم و از آنجا که هنوز پسامدرنیسم را نمی‌شناختم با ایده‌هایی مغشوش و البته به خیال خودم با چپ پر، (هم نظریه‌ها را خوانده بودم هم نقدشان به قلم علمای قم را)، پیش دکتر رشیدیان رفتم تا راهنمای رساله من باشد.
از من خواست مقالاتی از خود فیلسوفان فمینیست را که در کتاب متون برگزیده از مدرنیسم تا پست مدرنیسم ترجمه شده بود بخوانم و ببینم چکاره‌ام. خواندم و همان اول عاشق ساندرا هاردینگ شدم. فصل مهمی از کتاب ارزشمندش علم چه کسی؟ معرفت چه کسی؟ در آن ترجمه شده بود. به جرات می‌توانم بگویم بعد از آن تجربۀ «اوه! می‌دانم که چقدر نمی‌دانم» بود که دانشجوی فلسفه شدم. دکتر رشیدیان آدم سختگیری است. جوانتر که بودم نوشته‌ام چقدر برای من، که تمام دوره تحصیل را با سرخوشی خواندن تاریخ فلسفه کاپلستون (آن مجلداتی که ترجمه شده بود و در کتابخانه پدرم بود و چاپ تمام نبود) و تعدادی متن دست چندم دیگر سرکرده بودم، سخت بود رساندن خودم به کف مطالبات او و اندیشه‌های دوران پسا‌مدرن.

✅ با زحمت و هزینه زیاد کتاب‌های دست دوم هاردینگ را از مسیر پیچیده‌ای تهیه کردم و زبان انگلیسی‌ام هم که هیچ فراتر از دبیرستان نرفته بود باید تقویت می‌شد! و اینترنت هم اینقدر پروپیمان و در دسترس نبود...کور و لنگی بودم که پاکشان و عصا زنان در مسیری که استاد نشان می‌داد پیش می‌رفت و تازه داشت می‌فهمید چه خبر است و چه سخت است و خدا می‌داند که چندبار جازدم.
آن هم در شرایطی که دوستانم هشدار می‌دادند کار کردن در این حوزه یعنی که به فلسفه خیانت کرده‌ای و شده‌ای روزنامه‌نگار: «فلسفه افلاطون و ارسطو و اسپینوزا و کانت و هگل و هایدگر، بله هایدگر را رها کرده‌ای رفتی سراغ این هیچ‌کس‌ها؟».

✅ آثار هاردینگ اجازه نمی‌داد مایوس شوم. آثار و آرا او فلسفه بود، آن هم از سقراطی‌ترین نوعش:

✔️ آیا علم و معرفت ما جنسیت‌یافته‌اند؟ چطور؟ آیا عنیت ممکن است؟

✔️ آیا معرفت موقعیت‌مند است؟

✔️ آیا معرفت(های) زنان و همه گروه‌های دیگری که در حاشیۀ معرفت مردان سفیدپوست غربی ثروتمند بوده‌اند، چیز اضافه‌ای با خود ندارد؟ آیا متمایز، یا بالاتر از آن ممتاز نیست؟

✔️ عبور از عینیت ضعیف و رسیدن به عینیت نیرومند چگونه ممکن است؟

🌱 خانم هاردینگ عزیز، صرف‌نظر از نتیجه کار، پوستی که با کتاب‌های شما از من بیست‌وسه‌ساله کنده شد، خیلی یادم داد. واقعاً ممنونم. در آرامش باشید.





✅اگر علاقمند هستید درباره او بیشتر بخوانید علاوه بر فصلی از کتابش در متن‌های برگزیده از مدرنیسم تا پست مدرنیسم. یادداشت مستخرج از رساله من را هم در ادامه ببینید.
🔻

@neocritic
❤30👍3
معرفت چه کسی؟.pdf
4.9 MB
🧷«شناخت چه کسی؟ مروری بر معرفت‌شناسی‌های زنانه‌نگر» در ماهنامه زنان امروز، شماره ۱۲.

@neocritic
🙏13❤6
Critic l مریم نصر
معرفت چه کسی؟.pdf
ساندرا هاردینگ (۱۹۳۵ـ۲۰۲۵)

@neocritic
❤19
Forwarded from تداعیات
من مادر هستم!؟
درباره‌ی جایگاه حقوقی مادر در قانون


✍🏻 روح الله طالبی توتی

١. مادری، از جمله هویت‌هایی است که از نظر تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و البته قانونی با هویت زنانه پیوند وثیقی دارد. برای سال‌ها مادری وجهی از زیست طبیعی زنان به‌شمار می‌رفت و پس از دگرگونی‌های معاصر، با امکان پیشگیری و کنترل بارداری، به‌مرور به یک انتخاب بدل شده است. در ایران و البته بسیاری از کشورهای جهان، مادری هم‌چنان وجه مقدس و ارزشمند خود را حفظ کرده و تلاش‌‌ها بر ترغیب و ترویج انتخاب زنان برای مادر بودن است. اما کم‌تر زنی در بحبوحه‌ی مادر شدن، به وضعیت حقوقی و قانونی این جایگاه می‌اندیشد.

٢. بنا بر قانون، مرد رئیس خانواده است. این عین متن ماده‌ی قانون مدنی است که «ریاست خانواده از خصائص شوهر است.» سوگمندانه قانون این‌جا توضیح نمی‌دهد که این ریاست به چه معناست و این رئیس از باب ریاستش دقيقاً چه اختیارات و البته وظایفی دارد. حقوق‌دانان البته تلاش می‌کنند از خلال مواد قانونی دیگر حدود و ثغور آن را تعیین کنند. با این‌حال آن‌چه اهمیت دارد، تعیین یک نظم ریاستی در خانواده و اختصاص جایگاه ریاست به شوهر است، فارغ از این‌که توانایی‌ها و صلاحیت او برای ریاست احراز شود. طبیعتاً زن و البته مادر خانواده نیز تحت این ریاست خواهد بود.

٣. این‌جا مجال گفتن از وضعیت قانونی زن و مرد به عنوان یک زوج، در این رابطه‌ی رئیس و مرئوسی نیست. اما از زمانی که زن مادر می‌شود و مرد پدر، می‌توان چالش‌ها را نمایان کرد. بنابر قانون، ولایت بر فرزند نیز قهراً متعلق به پدر است و مادر حقی از ولایت - به هیچ شکل و شئونی - ندارد. ولایت بر فرزند طبق قانون، یعنی تمشیت امور و سرپرستی اموال و تصمیم‌گیری در مسائل کودک و البته مورد خاص نظر در ازدواج فرزند دختر. تنها قید قانونی اعمال ولایت، رعایت مصلحت کودک است؛ مفهومی عرفی و تفسیرپذیر که ملاک روشنی حتی نزد قضات و در رویه‌ی دادگاه‌ها ندارد.

۴. از آن‌جا که مادر، حتی قیم کودک هم نیست، نمی‌تواند برای او شناسنامه بگیرد، نمی‌تواند او را از محل سکونتش خارج کند، نمی‌تواند در مورد درمان بیماری خاص او تصمیم بگیرد، نمی‌تواند در مورد مدرسه‌ی او و مدیریت پس‌اندازش و بعدتر ازدواجش نظری داشته باشد و اساساً جز امور روزمره - آن هم اگر پدر اجازه دهد - قانوناً وظیفه و اختیار دیگری در مورد فرزند ندارد؛ چون مرد رئیس خانواده است و ولی فرزند، و مادر از ریاست خانواده و ولایت قهری سهمی ندارد و نمی‌تواند هم داشته باشد.

۵. این چالش در صورت جدایی والدین پیچیده‌تر خواهد شد. بنا بر قانون، حضانت کودک تا هفت سالگی با مادر و پس از آن تا خروج از حضانت با پدر است. (بنا بر رویه‌ی دادگاه‌ها حدوداً ده سالگی برای دختران و ١۵ سالگی برای پسران.) یعنی مادر در حضانت اولویت دارد اما به این شرط که پس از جدایی ازدواج نکند. ازدواج مجدد مادر یکی از عوامل قانونی سقوط حق حضانت اوست. حضانت تقریباً هیچ‌یک از اختیارات اساسی ولی را به مادر منتقل نمی‌کند. هم‌چنان تصمیم‌گیری در مورد کودک و حتی تامین مالی او با پدر خواهد بود و مادر تنها وظیفه‌ی نگهداری از کودک را برعهده دارد.

۶. این وضعیت قانونی، موقعیت بغرنجی را برای غالب زنان ایجاد می‌کند. اگر زن شاغل باشد، نگهداری کودک و تامین هزینه‌ها به یک چالش جدی در مسیر شغلی و البته فرسودگی جسمی و روانی‌اش منجر خواهد شد. اگر هم زن استقلال مالی نداشته باشد، باید به طرح درخواست نفقه در دادگاه اقدام کند. فرایند قانونی تعیین میزان نفقه‌ی کودک و الزام پدر به پرداخت آن، فرایندی متزلزل و بعضاً طولانی است. زن باید مدام با همسر سابق کلنجار برود، اجازه‌ی ازدواج مجدد هم ندارد و اگر حمایت خانواده‌اش را هم نداشته باشد، عملاً به یک بن‌بست خواهد رسید.

٧. این عدم تناسب قانونی، گاهی زنان را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد و اساساً به فلسفه‌ی حق حضانت خدشه وارد می‌کند. هرچند اصلاحات قانونی اخیر گام‌های مهمی در این زمینه برداشته است. تا همین چند سال پیش، حضانت کودک پسر پس از دوسالگی از مادر سلب می‌شد، مادر امکان افتتاح حساب بانکی به نام کودک را نداشت و حتی نمی‌توانست او را در مدرسه ثبت‌نام کند. این موارد با تلاش‌های بسیار، اصلاح شد اما هم‌چنان تفکیک ولایت و حضانت به‌قوت پابرجاست.

٨. قانون حتی امکان توافق بر سر این موارد را مسدود دانسته است.
این وضعیت قانونی، حقیقتاً باید مورد پرسش قرار بگیرد. چگونه می‌توان این همه بر اهمیت مادری و ترویج آن تأکید کرد، اما الزامات قانونی آن را به رسمیت نشناخت؟ اگر بناست زنان به انتخاب مادری تشویق شوند، این وظیفه‌ی اخلاقی، اجتماعی و منطقی قانون‌گذار نیست که در ارتقای جایگاه قانونی مادری بکوشد؟ گمان می‌کنم پاسخ این پرسش، یک «آری» بی‌قید و شرط باشد.

@tadaeeat
🙏6❤5
Audio
سلسله نشست‌های انجمن جامعه‌شناسی ایران
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع

«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»

نشست دوم: خانواده، مادری و جنگ

با حضور:

۱- مرضیه عالی (فلسفه تعلیم و تربیت)
۲- فاطمه ستوده (مطالعات ارتباطات و رسانه)
۳- فاطمه صالحی (جامعه‌شناس)
۴- علی نوری (جامعه‌شناس)

دبیر نشست: سمیه توحیدلو

🎙صوت این نشست به تفکیک سخنرانان تقدیم می‌شود

@iran_sociology

#انجمن_جامعه_شناسی
❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ژاک دریدا از فیلسوف‌مادر می‌گوید!دریدا استدلال می‌کند که چهره‌ی سنتی فیلسوف ذاتا مردانه و پدرانه («فالوگوسنتر») است و این امر «مادر» بودن را برای یک فیلسوف غیرممکن می‌کند. او معتقد است که فلسفه‌ی غرب همیشه به یک ساختار مردسالارانه گره خورده است. فیلسوفی که می‌تواند مادر باشد، لزوما پساساختارگرا خواهد بود، کسی (مانند خودش یا وارثان زن آینده) که این چارچوب مردانه را از بین برده است. او «فلسفه» (سنت نهادینه‌شده و مردسالار) را از «تفکر» (la pensée) متمایز می‌کند. یک «مادر متفکر» نمایانگر این امکان آزاد و غیرفالوگوسنتر است، چهره‌ای که او به دنبال مفهوم‌سازی و «زایش» آن از طریق کار ساختارشکنانه‌ی خود است


مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
❤20👍3
📢

دوستان علاقمند

من تعدادی کد تخفیف برای ثبت‌نام در این دوره از مدرسه انعکاس دارم که اگر زودتر اقدام کنید به تخفیف ثبت‌نام زودهنگام اضافه خواهد شد.

اگر فکر می‌کنید به کارتان می‌آید به من پیام بدهید:

maryam.nasr@gmail
Forwarded from Inekas | انعکاس
‌
🔵پنجمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس (آنلاین) | شهریور ۱۴۰۴

💠«روش و نظریه در مطالعات اسلامی:
مسئله‌مند‌سازی عینیت»


👥 با مشارکت موسسۀ مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر و دانشگاه حبیب

🔻 ۲۰ ساعت ارائۀ آموزشی «به زبان انگلیسی | ترجمۀ همزمان»
جمعه، شنبه، یک‌شنبه، ۷، ۸ و ۹ شهریور ۱۴۰۴ از ساعت ۱۴:۳۰ تا ۲۱ به وقت تهران
🔻 با ارائه ۱۲ استاد و پژوهشگر بین‌المللی در سه روز

🗂 محورهای اصلی برنامه:
◀️هویت رشته‌ای
◀️استعمارزدایی
◀️عینیت

🎓 اعطای گواهی
🌐 برگزاری جلسات مجازی در Zoom
👥 شبکه‌سازی و تعامل علمی


⏲ مهلت ثبت‌نام: تا ۶ شهریور ۱۴۰۴
🎁 تخفیف ۲۵درصدی ثبت‌نام زودهنگام تا ۲۷ مرداد ۱۴۰۴


🌐 کسب اطلاعات بیشتر:
https://inekas.org/en/2025ss/

🔗 برای ثبت‌نام به اینجا مراجعه کنید یا به @Inekas_admin پیام بدهید.

#رویداد_انعکاس
🔵@Inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤5
سوگیری‌های شناختی: چرا گاهی عقل و منطق کافی نیست

🔖 چرا گاهی اوقات تصمیماتی می‌گیریم که با عقل و منطق جور درنمی‌آید؟ چرا قضاوت‌هایمان در مورد دیگران به سادگی تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟ پاسخ در سیستم پردازش اطلاعات مغز ما نهفته است. مغز ما برای سرعت بخشیدن به تصمیم‌گیری و صرفه‌جویی در انرژی، از میان‌برهایی ذهنی استفاده می‌کند که در علوم اعصاب به آن‌ها سوگیری‌های شناختی گفته می‌شود. در این یادداشت، به معرفی ۴۰ مورد از این سوگیری‌ها می‌پردازیم که هر یک به شکلی، بر زندگی روزمره، تصمیمات و روابط ما تأثیر می‌گذارند.

📖مطالعه این یادداشت

@ehiatums
@Sohrabifar_Vahid
👍3
دیروز کریمه در واتساپ پیغام گذاشت که بالاخره خانواده‌اش دوباره به او اجازه داده‌اند که به حوزه بازگردد. از وقتی خبرهای دستگیری دختران در کابل اوج گرفته، خیلی از خانواده‌ها از ترس «زمانه‌ی خراب» و «نام‌بدگی» دخترانشان را از بیرون شدن منع کرده‌اند. فارغ از درست و غلط بودن این‌گونه اخبار، نتیجه‌ی تاثیرات روانی آن‌ها بر خانواده‌های افغانستانی، اعمال محدودیت مضاعف بر دختران است. در این مدت با کریمه در تماس بودم و او از جگرخونی و خانه‌نشینی‌اش برایم قصه می‌کرد. خدیجه و شکریه هم وضعیت مشابه او داشتند و از رفتن به کورس زبان و دارالقرآن منع شده بودند.

تقریبا پنج سال از ممنوعیت تحصیل برای دختران می‌گذرد و شاگردانم دائم با من تماس می‌گیرند تا از من بپرسند که چه کار کنند؟ آیا درس‌خواندن در حوزه و مدارس دینی برایشان فایده‌ای دارد؟ آیا مدارکی که از سوی برخی کورس‌ (آموزش‌گاه)های آنلاین صادر می‌شود، معتبر است؟ و در نهایت می‌پرسند: «استاد سرنوشت ما چی خواهد شد؟»

و ای کاش من از چیزی خبر داشتم! ای کاش کاری از دستم برمی‌آمد! کاملا می‌فهمم این که دختری از راه دور با من تماس گرفته و این گونه سوالات را می‌پرسد، نشان‌دهنده‌ی اوج نگرانی او برای زندگی و آینده‌اش است. در کشوری که زنان به حال خود رها شده‌اند و اصلا حضور و بودنشان به رسمیت شناخته نمی‌شود، این زنان چه کنند؟

پای استوری ریحانه در واتساپ که عکس کیک تولدش را گذاشته قلب سبزی می‌نشانم و برایش می‌نویسم: «سالگره‌ات مبارک جانم» در جوابم می‌نویسد: «استاد بیست و سه ساله شدم، الان باید پوهنتون را خلاص می‌کردم و به سر کار می‌شدم. ای سالگره‌هایم هیچ کدام مبارک نیست.» حق دارد. حسرت این سال‌های رفته، این جوانی سرکوب شده را چگونه باید تحمل کرد؟! خسارت ناشی از محرومیت جامعه از انرژی و شادابی و طراوت این دختران جوان را چگونه باید جبران نمود؟!

و کاش مردان ما اندکی خود را جای ما زنان می‌گذاشتند و کمی بیشتر غم ما را می‌خوردند. در این مدت خیلی کم دیدم مردان افغانی حتی تحصیل‌کردگانی که در خارج از افغانستان هستند با ما همدلی کنند. اگر هم حرفی از ما زنان است، فقط هیاهوی سیاسی و رسانه‌ای است.
به همین خاطر این روزها وقتی از مردی احوال افغانستان را می‌پرسم و او در جوابم می‌گوید: «قراری و بی‌غمی است.» دلم می‌گیرد. او مرد است. حتی اگر شرایط برای او بسیار سخت و دشوار باشد اما بالاخره بودنش رسمیت دارد. حداقل می‌تواند تلاش خود را بکند. اسیر و زندانی و خانه‌نشین و بی‌سرنوشت نیست. می‌تواند برای هدفی ولو لقمه نانی باشد بجنگد و این جنگیدن و تلاش کردن به زندگی او معنا بدهد ولو اندک؛ اما شرایط برای یک زن و دختر افغانستانی به گونه‌ای است که حتی از همان تلاش کردن و معنا دادن به زندگیش هم محروم شده است و دارد به زمین و زمان چنگ می‌اندازد تا از رکود و ملال غیرقابل تحملی که به سرتاپای زندگیش دویده خود را خلاص کند.

بحث فقط بر سر حق تحصیل و حق کار نیست، مساله، ندیدن و حذف زنان از جامعه و بستن همه‌ی راه‌ها به روی آنان است. زن بودن در افغانستان مساله‌ی پیچیده‌ای است و عوامل متعدد چه در بیرون و چه در داخل خانواده بر این پیچیدگی می‌افزاید و هویت و زیست زن افغانستانی را مخدوش و مشوش می‌کند.

این که چه باید کرد را نمی‌دانم. فقط می‌دانم هر چه این وضعیت تداوم داشته باشد و دختران از تحصیل و سواد و آگاهی محروم‌تر شوند، وضعیت‌شان بغرنج‌تر خواهد شد و نسل‌ها از پی هم، مادران و دختران رنج‌های یکدیگر را با شدت بیشتری از یکدیگر به ارث خواهند برد.

#دختران_افغانستان
😢21👍4
✍️

✅ چندسال پیش از پیِ فرستادن شکلک خنده پایین نقد به یک میم که در آن از عبارت «خایه‌داشتن زن‌ها»، برای اشاره به شجاعت‌شان استفاده کرده بود، ایمیلی با عنوان «اخطار» دریافت کردم با این مضمون که:

توییتهای شما را نگاه میکردم و به موارد بسیار جالبی رسیدم....عضو هیئت علمی... تصویری که در آن یادی از اسافل شده است را تحسین میکند. این تعامل توییتری شما را برای بقیه اساتید و روسای ...هم ارسال میکنم تا بدانند همکارشان ...

✅ میم اینترنتی و نقد آن در واقع داشت به این نکته اشاره‌ می‌کرد که ذهن و زبان ما چنان جنس‌‌زده است که برای حرف‌زدن از شجاعت زن‌ها هم از عباراتی مذکر و جنسیت‌یافته استفاده می‌کنیم.

✅ چرا بعد از چند سال یادش افتادم؟

امروز در مقاله‌ای خواندم ریشه لاتینی عبارت «testicles» به معنای بیضه‌ها با «testimony» به معنای گواهی و «Testament» به معنای عهد و «protest» به معنای اعتراض یکی است.

دلیل این هم‌ریشگی را به برخی آئین‌ها و رسوم قضایی در جهان باستان بازگردانده‌اند که با لمس بیضه برای تعهد به صداقت رخ می‌داده است. این پیوند نشان‌دهنده اهمیت بیضه‌ها در فرهنگ‌های باستانی به‌عنوان نمادی از زندگی، قدرت و اعتبار در شهادت یا قسم است. در عین حال، نشان‌دهنده پیوند عمیق بین بدن مردانه، قدرت و اعتبار حقوقی در آن فرهنگ‌ها است.

✅ به این ترتیب، اعتبار بیشتر شهادت باعث می‌شود فرد نسبت محکم‌تری با حقیقت، معرفت، صداقت، عدالت و اخلاق داشته باشد. پیوند بین بیضه‌ها و شهادت نشان‌دهنده ساختارهای مردسالارانه‌ای است که در دنیای باستان اقتدار حقوقی و آیینی را به مردانگی گره می‌زده است. در این فرهنگ‌ها، زنان به دلیل نداشتن بیضه از مشارکت کامل در برخی آیین‌های شهادت یا قسم محروم بودند.

✅ نمونه مشابه دیگر، واژه «virtue» به معنای فضیلت است که از واژه virtūs در لاتین به معنای «فضیلت» و «شایستگی» گرفته شده و از ریشه vir به معنای «مرد» است. ویر در اصل به مردانگی، قدرت و شجاعت جنگاوری مردانه اشاره داشته است و virtūs در فرهنگ رومی به ویژگی‌هایی مانند دلاوری در جنگ، صداقت و توانایی‌های اخلاقی و جسمانی یک مرد اطلاق می‌شده.

✅ این‌ نمونه‌ها و موارد مشابه نشان‌دهنده الگویی در زبان لاتین است که اقتدار، اعتبار و ارزش را به آناتومی یا هویت مردانه گره می‌زند. مشابه همان «خایه داشتن» برای اشاره به شجاعت در زبان کوچه‌بازاری ما.


@neocritic
👍37❤5
Forwarded from آسیمگی
در بسیاری از گفت‌وگوهای روزمره وقتی از علت انجام تخلف‌های کوچک—از اسراف در مصرف انرژی تا دور زدن قانون در رانندگی و فرار مالیاتی—می‌پرسیم و به‌آن نقد می‌کنیم پاسخ آشنایی می‌شنویم:

«وقتی دولت خودش فاسد و ناکارآمد است، چرا من باید رعایت کنم؟»

این استدلال ساده در نگاه اول شبیه نوعی کنش عدالت‌خواهانه به نظر می‌رسد؛ گویی شهروند با نافرمانی کوچک خود می‌خواهد فساد بزرگ‌تر را افشا کند.

اما در عمل اتفاقی دیگر می‌افتد: چرخه‌ی فساد از بالا به پایین تکثیر می‌شود و از پایین به بالا دوباره مشروعیت می‌گیرد.

آنچه در پسِ این منطق شکل می‌گیرد، وضعیت خطرناک بی‌تفاوتی اخلاقی است. یعنی جامعه به نقطه‌ای می‌رسد که هیچ کنش‌گری خود را در برابر رفتارهایش پاسخ‌گو نمی‌بیند، چون همواره مقیاسی بزرگ‌تر برای مقایسه وجود دارد:

«وقتی آن بالا غارت می‌کنند، اسراف من چه اهمیتی دارد؟» در این نقطه نه قانون جدی گرفته می‌شود و نه معیارهای اخلاقی؛ همه‌چیز به «نفع فوری» تقلیل می‌یابد.

جامعه‌ای که در آن بی‌تفاوتی اخلاقی فراگیر شود، دیگر نه امکان اصلاح نهادی دارد و نه ظرفیت همبستگی اجتماعی؛ زیرا هر کس منتظر است دیگری شروع کند و هیچ‌کس نمی‌خواهد نخستین گام را بردارد.

از این زاویه می‌توان گفت بی‌تفاوتی اخلاقی یکی از زمینه‌هایی‌ست که فساد ساختاری به آن نیاز دارد تا پایدار بماند.

قدرت سیاسیِ ناکارآمد نه تنها از تخلفات خرد زیان نمی‌بیند، بلکه از آنها تغذیه می‌کند: جامعه‌ای که درگیر رشوه‌های کوچک، قانون‌گریزی‌های روزمره و بی‌اعتمادی متقابل است، توان سازمان‌یابی علیه فساد بزرگ‌تر را از دست می‌دهد.

به بیان دیگر، بی‌تفاوتی اخلاقی شهروندان به‌جای آنکه شکافی در ساختار قدرت بیندازد، به‌طور ناخواسته کارکرد حفاظتی برای آن پیدا می‌کند.

در چنین وضعیتی، حتی حفظ حداقلیِ *حساسیت اخلاقی* و پایبندی به شکل‌هایی از *قانون‌گرایی روزمره* معنایی تازه پیدا می‌کند:

این‌ها نه صرفاً فضیلت فردی، بلکه شکلی از مقاومت در برابر فساد ساختاری‌اند. وقتی شهروندی در برابر وسوسه‌ی رشوه «نه» می‌گوید، یا هنگام رانندگی به قانون پایبند می‌ماند، او تنها یک عمل بی‌اهمیت انجام نداده، بلکه زنجیر بی‌تفاوتی اخلاقی را شکسته است. این رفتارها هسته‌های کوچک اعتمادی را می‌سازند که بدون آن هیچ تغییر نهادیِ پایداری ممکن نخواهد بود.

پرسش محوری اینجاست: در شرایطی که «بالا» آلوده است، چه چیزی می‌تواند «پایین» را از سقوط به ورطه‌ی بی‌تفاوتی اخلاقی باز دارد؟

پاسخ به این پرسش، صرفاً با نصیحت‌های اخلاقی حاصل نمی‌شود؛ بلکه نیازمند بازاندیشی جدی در نسبت ما با مسئولیت فردی و جمعی است—اینکه چگونه می‌توان بدون بازتولید فساد، همزمان بر ساختار فاسد شورید و در زندگی روزمره به هنجارهایی حداقلی وفادار ماند.


علی مسعودی | آسیمگی
👍29❤4
Forwarded from نطقیات
🖍 نطقیات برگزار می‌کند:

دورهٔ آموزشی فلسفهٔ عمومی برای علاقه‌مندان به فلسفه

👤 استاد: دکتر سارا قزلباش (پژوهشگر فلسفه - مدرس فلسفه)

- دانش‌‌آموختهٔ دکتری فلسفه

🗓 دوشنبه‌ها از ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰

🟢 آشنایی با دوره:

آغاز فلسفه پس از قرن‌ها اتکاء بشر به اسطوره‌ها و باورهای تجربی و غیرتجربی‌اش، روی آوردن به اندیشه‌ورزی اصیلی بود که انسان را جدی‌تر در مواجهه با ناشناخته‌هایی چون جهان و مبدأ آن، ارتباط انسان با جهان، امکانات درونی انسان برای شناخت آگاهانه موجودات،‌ رویارویی بنیادی‌تر با اصول کلی واقعیت و ژرف‌اندیشی درون‌نگرانه انسان به خود قرار داده و رویکردش را به زندگی در سطحی بالاتر ارتقاء بخشید. فلسفه در طی قرن‌ها با فراز و نشیب‌های بسیار همراه بوده و امروزه با موضوعات بسیاری که انسان بر محور مسئله بنیادین سوژه ـ ابژه با آن مواجه است، لزوم شناخت مبانی و رویکردهای گوناگون فلسفی و عقلانی به مسائل یکی از دغدغه‌های برخی افراد اندیشمند شده است.

بر این اساس، در این دوره مختصر سعی می‌شود کلیات اساسی و مفهوم‌شناسی اولیه فلسفه به علاقه‌مندان و شیفته‌گان فلسفه ارائه شده و به پرسش‌ و پاسخ‌های فلسفی پرداخت تا در محفلی متفاوت به روشنگری بپردازیم.

🗂 محورهای بحث:

- آشنایی با فلاسفه یونان همچون فلاسفه ملطی، فیثاغوریان، پارمنیدس، هراکلیتوس، اتمیست‌ها، سقراط، افلاطون، ارسطو، رواقیان و ...

- آشنایی مختصر با فلسفه مسیحی قرون‌وسطی و تأثیرات فلسفه اسلامی بر آنها

- آشنایی مختصر با دوره رنسانس و آغاز فلسفه مدرن (تجربه‌گرایان، عقل‌گرایان، رابطه علم و فلسفه، رابطه دین و فلسفه ...)

- آشنایی مختصر با فلسفه معاصر

- آشنایی مختصر با فلسفه پست‌مدرن

- آشنایی مختصر با علوم شناختی

🔴 این دوره برای مخاطبان عمومی علاقه‌مند به فلسفه طراحی شده است و نیاز به پیش‌نیاز ندارد.

📞 برای ثبت‌نام و مشاوره در خصوص دوره لطفا با آیدی زیر تماس بگیرید:

t.me/nutqiyyat_admin

❇️

🔮 t.me/nutqiyyat

🔮 t.me/nutqiyyat_classes

🔮 Instagram.com/Nutqiyyat

🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏3👍2