Critic l مریم نصر
3.17K subscribers
374 photos
56 videos
29 files
333 links
«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور

تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Download Telegram
خلاصه‌ای از سخنرانی دکتر فاطمه موسوی ویایه در نشست «زنان و جنگ»
۹ مهرماه
🖊گزارشی از سمیه توحیدلو (دبیر نشست)
 
🔹 سخنرانی دکتر فاطمه موسوی ویایه با عنوان «مقایسه کنشگری زنان در دفاع مقدس و جنگ دوازده روزه» به بررسی تطبیقی این دو دوره می‌پردازد. ایشان با بازگشت به گذشته و جنگ هشت ساله تحمیلی، تحولات نقش زنان را در طول این دو دوره بحرانی مورد تحلیل قرار می‌دهند.
 
🔹 نقش زنان در جنگ هشت ساله (دفاع مقدس)
در سال‌های آغازین جنگ، کنشگری زنان در خط مقدم و فعالیت‌های امدادی و رزمنده نمایان بود. با این حال، با سازمان‌یافته شدن جنگ، نقش زنان عمدتاً به حوزه پشتیبانی تغییر یافت:
• نقش‌های خط مقدم و امدادگری اولیه: در روزهای نخست جنگ، زنان جوان در شهرهایی چون خرمشهر، آبادان و هویزه، اسلحه به دست گرفتند، به دفن شهدا پرداختند، غذا تهیه کردند، از مجروحان پرستاری کردند و به مشکلات شهری رسیدگی کردند. این حضور مستقیم پس از چند سال محدودتر شد.
• نقش‌های پشتیبانی در ادامه جنگ: بیشتر زنان در قسمت پشتیبانی جنگ فعال بودند؛ از جمله مواظبت از مجروحان در بیمارستان‌ها و پایگاه‌های امدادی، بسته‌بندی اقلام مختلف مانند پوشاک و آذوقه برای جبهه‌ها، و ارائه خدمات امدادگری اجتماعی شامل پشتیبانی عاطفی و روانی از خانواده‌ها و رزمندگان. همچنین، زنانی که مردانشان روستاها یا شهرها را ترک کرده بودند، کارهای مردانه را به عهده گرفتند.
 
🔹موانع ساختاری و روایتی در جنگ هشت ساله
بررسی تاریخی نشان می‌دهد که برخلاف بسیاری از جنگ‌های طولانی در جهان (مانند جنگ‌های جهانی)، جنگ ایران و عراق با کاهش رسمی اشتغال زنان همراه بود. این امر ناشی از موانع ساختاری زیر بود:
• موانع فرهنگی و جنسیتی مسلط: ساختارهای فرهنگی و جنسیتی حاکم، حضور در جنگ و کار بیرون را امری مردانه تلقی می‌کردند و زنان را در نقش‌های عاطفی و خانگی تعریف می‌نمودند. حضور زنان در میدان جنگ نامتعارف شمرده می‌شد و فعالیت‌های امدادی‌شان فقط بر حسب ضرورت تحمل می‌شد.
• مقاومت نهادی و فرماند‌هان: فرماندهان و مسئولان با مشارکت مستقیم نظامی زنان، به‌ویژه در خط مقدم، مخالف بودند و نقش‌های خدماتی زنان را محدود به اموری مانند بسته‌بندی اقلام یا تهیه پارچه می‌کردند.
• مانع روایتی و حافظه‌ای: روایتگری زنان از جنگ اندک بود. فقدان ثبت خاطرات و داستان‌های شفاهی زنان، به همراه سانسور اجتماعی، منجر به بازنمایی ناقص و شنیده نشدن صدای زنان در تاریخ رسمی جنگ شد.
 
🔹 کنشگری زنان در جنگ دوازده روزه اخیر
ماهیت این جنگ به دلیل نبود خط مقدم مشخص، تفاوت‌هایی در کنشگری زنان ایجاد کرد:
• کنشگری پشتیبانی و امدادی: زنان در بخش‌های پزشکی و بیمارستانی فعال بودند. زنان داوطلب در جمعیت هلال احمر و گروه‌های محلی، در جمع‌آوری و توزیع دارو و غذا، پشتیبانی از خانواده‌های آواره و تدارک مکان‌های موقت اسکان مشارکت داشتند.
• فعالیت رسانه‌ای و مقاومت نمادین: در این جنگ، نسبت به جنگ هشت ساله، صدای زنان از طریق مکتوبات زنانه در کانال‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی بیشتر شنیده شد. این زنان تلاش کردند روایت‌های خود را بین‌المللی کرده و در مخالفت با دخالت بازیگران خارجی (نظیر اسرائیل و آمریکا) که حمله نظامی را با دستاویز نجات زنان توجیه می‌کردند، بیانیه صادر کنند.
 
🔹چالش‌های کنونی کنشگری زنان
• سانسور و محدودیت‌های امنیتی: روایتگری زنان در جنگ دوازده روزه نیز با سانسور، قطع اینترنت، تهدید بازداشت و بازداشت فعالان مدنی روبرو بود، که کنشگری مستقل زنان و تلاش فمینیست‌های داخلی را تحت فشار قرار داد.
با وجود این چالش‌ها، روایت‌های زنان همچنان ادامه دارد و فرصت شبکه‌سازی داوطلبانه برای حمایت از زنان و خانواده‌ها در شرایط بحرانی وجود دارد تا خسارت‌های ناشی از تهدید دائمی جنگ کاهش یابد.

#نشست‌های_انجمن
#روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
❤3
خلاصه‌ای از سخنرانی دکتر سمیرامیس شاه‌اسماعیلی در نشست «زنان و جنگ»
۹ مهرماه
🖊گزارشی از سمیه توحیدلو (دبیر نشست)
 
 
🔸 سخنرانی دکتر سمیرا شاه اسماعیلی با عنوان «بازخوانی حافظه جنگ از منظر جنسیت: کنشگری زنان در مواجهه با حذف» به بررسی دلایل حذف نقش زنان از حافظه رسمی جنگ و تحلیل انواع کنشگری آنان در جنگ‌های سنتی و هیبریدی می‌پردازد.
دکتر شاه اسماعیلی سخنرانی خود را با بیان چند واقعه تاریخی آغاز می‌کنند که نشان‌دهنده حضور و مشارکت زنان در بحران‌هاست؛ از جمله اهدای طلا و زیورآلات توسط زنان تبریز برای تأمین غرامت جنگ‌های ایران و روسیه و آماری از مشارکت زنان در جنگ هشت ساله (شامل زن رزمنده، زن کشته‌شده، زن اسیر و زن جانباز) و همچنین به نقش یک زن خبرنگار در غزه برای مستندسازی واقعیت جنگ اشاره می‌کنند.
 
🔸 مفاهیم اصلی و استدلال محوری
• حضور انکارناپذیر، حذف از حافظه: حضور زنان در جنگ برای قوام و ادامه آن ضروری است؛ چه از طریق هزینه‌کردن از وجود خود و خانواده، چه با حمایت‌های پشت جبهه و چه با حضور مستقیم. با این حال، مسئله اصلی این است که رد پای زنان در حافظه جنگ حذف شده و کمتر باقی می‌ماند.
• جنگ و نظم جنسیتی: جنگ یک لحظه بحرانی است که می‌تواند نظم مستقر، از جمله نظم جنسیتی، را مختل کند و فرصتی برای زنان ایجاد کند تا نقش‌های جدیدی ایفا کرده و ساختارها را بشکنند. اما استراتژی‌هایی وجود دارد که نظم جنسیتی را حفظ کرده و زنان را کنترل می‌کند.
• هدف استراتژی‌های حذف: این استراتژی‌ها با هدف عقب نگه‌داشتن زنان صورت می‌گیرد تا میدان کنش مردانه باقی بماند و کنترل بر بدن زنان حفظ شود.
 
🔸 دسته‌بندی موانع حذف زنان از حافظه جنگ
دکتر شاه اسماعیلی سه دلیل اصلی برای حذف زنان از حافظه جنگ مطرح می‌کنند:
• تسخیرپذیری بدن زنان: تسخیر بدن زن به‌صورت نمادین، حامل معنای تسخیرپذیری سرزمین است. از این رو، زنان دور از میدان نگه‌ داشته می‌شدند تا از این «پاشنه آشیل» محافظت شود.
• ضعف جسمانی یا فیزیکی: ضعف جسمانی و موقعیت‌های خاصی مانند فرزندآوری، زن را در موقعیتی قرار می‌دهد که نمی‌تواند مبارزه کند و باید محافظت شود.
• حفظ تک‌صدایی مردان و کنترل: بیرون نگه داشتن زنان از میدان جنگ، آن را به میدان کنش مردانه تبدیل می‌کند تا اسطوره‌هایی مانند دلیری و اعمال خشونت مردانه در آن تقویت شود. همچنین، در دوره مدرن، نظم سیاسی زنان را در کنار کودکان و بیماران، جزو گروه‌های آسیب‌پذیر طبقه‌بندی می‌کند که باید محافظت شوند، مگر زمانی که نیاز به پر کردن جای خالی مردان در اقتصاد و زندگی روزمره باشد.
 
🔸دسته‌بندی انواع کنشگری زنان در جنگ (پارادایم واقعیت اجتماعی)
سخنران، زنان شرکت‌کننده در جنگ را به سه دسته تقسیم می‌کند:
• قربانیان خاموش جنگ: کسانی که بدون عاملیت در جنگ، جان خود را در اثر بمباران یا حملات از دست می‌دهند.
• بازتولیدکنندگان نقش‌های جنسیتی: زنانی که نقش‌های از پیش تعیین‌شده جنسیتی مانند مراقبت‌گری، پرستاری، تهیه غذا، مادران سوگوار یا زنان وفادار را در غیاب مردان بازتولید می‌کنند.
• زنان کنشگری که نقش‌های جدید را بازآفرینی می‌کنند: زنانی که با عاملیت خود، ساختارها را بازتعریف کرده و چیزی فراتر از نقش جنسیتی را تولید می‌کنند.
 
🔸 مقایسه با جنگ‌های هیبریدی (مانند جنگ دوازده روزه)
• نقش زنان در جنگ‌های سنتی (جنگ هشت ساله): جنگ بیرون مرزها شکل می‌گرفت و زنان بیشتر پشتیبان بودند و روایت‌هایشان ثبت نشد.
• نقش زنان در جنگ‌های هیبریدی: در این نوع جنگ (که وارد شهر و خانه می‌شود)، بدن زنانه به‌طور مستقیم با جنگ مواجه است و نقش بازآفرینی عاملیت بسیار اهمیت می‌یابد.
 
🔸روایت بدیل زنان و حافظه جنگ
• اهمیت عاملیت بازآفرینی: این عاملیت می‌تواند در حافظه جنگ روایت بسازد و بدیلی برای روایت رسمی ایجاد کند. این نقش به دلیل تلاش برای وصل کردن روایت جنگ به کنش صلح‌طلبانه و عدالت‌جویانه، می‌تواند در حافظه باقی بماند.
• تغییر زاویه دید در روایت‌های زنانه: روایت‌های زنانه از جنگ‌های اخیر، برخلاف روایت‌های رسمی انتقام‌جویانه، از جنس حسرت برای زندگی، تمایل به حفظ وطن و حفظ زندگی است.
• تغییر پارادایم عاملیت: اگر عاملیت در پارادایم واقعیت اجتماعی دیده شود که قرار است همان نقش‌های جنسیتی تثبیت‌شده را بازتولید کند، زنان همچنان غایبان حافظه جنگ خواهند بود. تنها با ساخت بدیل‌ها و ایجاد عاملیت‌های بازآفرینی(عاملیت‌هاییکه مبتنی بر تعریف دوباره نقش‌های پیشین باشد) می‌توان جایگاه زنان را در حافظه جنگ تثبیت کرد. در این نوع عاملیت، مادری باید انتخابی و آگاهانه باشد، نه یک اجبار.

#نشست‌های_انجمن
#روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
❤2
خلاصه‌ای از سخنرانی دکتر مینا عزیزی در نشست «زنان و جنگ»
۹ مهرماه
🖊گزارشی از سمیه توحیدلو (دبیر نشست)
 
 
🔹 سخنرانی دکتر مینا عزیزی با عنوان «نامرئی شدن زنان، امر مادی و روزمره در روایت‌های رسمی جنگ دوازده روزه» به بررسی غیبت تجربه زیسته، مادی و روزمره زنان در روایت‌های رسمی تولید شده در طول این بحران می‌پردازد. ایشان با ارجاع به مقدمه کتاب جنگ چهره زنانه ندارد نوشته سوتلانا الکسیویچ، بیان می‌کنند که جنگ زنان جنگی است با رنگ‌ها، بوها، نورپردازی‌ها، طیف‌های احساسی و واژگان خاص خویش . این جنگ، جنگ ساده انسان‌هایی است که در شرایطی غیرانسانی، کارهای انسانی انجام می‌دهند و بی‌صدا رنج را تحمل می‌کنند.
 
🔹 بستر بحران جنگ دوازده روزه برای زنان ایرانی
دکتر عزیزی تأکید دارند که این جنگ در شرایطی آغاز شد که زنان ایرانی در وضعیتی «پیشاپیش بحرانی» قرار داشتند. شواهدی مانند آمار پایین اشتغال رسمی، نرخ پایین مشارکت اقتصادی، آمار خشونت علیه زنان، و رتبه ایران در شکاف جنسیتی، این وضعیت را نشان می‌داد.
• تخریب دستاوردهای گذشته و آینده: زنان در طول دهه‌های مختلف پس از انقلاب، پیشروی آرامی در حوزه‌های آموزش، اشتغال و آزادی‌های اجتماعی داشتند. هر ضربه و انفجار، حس تخریب این دستاوردهای گذشته و به محاق رفتن مسیر آینده را ایجاد می‌کرد، زیرا تجربه جنگ نشان می‌دهد مطالبات زنان زیر سایه بزرگ و فراگیر بحران به حاشیه می‌رود و کنار گذاشته می‌شود.
• خطر بازگشت به سنت و پدرسالاری: در شرایط بحرانی، جوامع معمولاً به ریشه‌های سنتی خود برمی‌گردند. این وضعیت، احتمال بازگشت جدی‌تر به ریشه‌های پدرسالارانه و محدود شدن به همان نقش‌های سنتی را در پی داشت.
• احساس کنار گذاشته شدن مضاعف: زنانی که پیشاپیش در حوزه‌های مشارکت و تصمیم‌گیری‌های سیاسی سطح کلان و میانه کنار گذاشته شده بودند، با وضعیت جنگی مواجه شدند که آن را متعلق به خود نمی‌دانستند، در حالی که باید مصائب و بار مضاعف جنگ را به دوش می‌کشیدند.
 
🔹 نامرئی شدن امر مادی و روزمره زنان (عوامل حذف)
این «بار مضاعف» ناشی از شکل رابطه زنان با جهان مادی و نقش بازتولیدی و مراقبتی مستمر آن‌هاست که زندگی روزمره را متفاوت با مردان تجربه می‌کنند. این امور، معمولاً «پیشاسیاسی» و غیرمهم شناخته می‌شوند، اما حرکت زنان در حقیقت اقتصاد بقا را در دوره جنگ تضمین می‌کند.
• به خطر افتادن استقلال شخصی: زنانی که با زحمت استقلال شغلی و خانوادگی خود را به دست آورده بودند، به دلیل وضعیت ناپایدار پیشین، این استقلال را به شکل مضاعفی در معرض خطر می‌دیدند؛ ترسی که کمتر از ترس ادامه جنگ نبود.
• غیبت در روایت رسمی رسانه‌ای: رسانه‌های رسمی، هیچ تصویری از زندگی واقعی، عادی و روزمره شهروندان به‌ویژه زنان ارائه نمی‌دادند. زنان در این روایت‌ها صرفاً به نماد «مادر قهرمانان وطن» تقلیل یافته و واقعیات مادی (مانند اصول ایمنی) و روانی (مانند تاب‌آوری روانی) زندگی روزمره از آن حذف شده بود.
• خشونت معرفتی: این غیبت نه فقط در حوزه آگاهی‌های مادی، بلکه در حوزه روحی نیز نمایان بود. اصرار بر به کار‌گیری مداوم کلمه «دفاع» به «جنگ» در آن زمان و در رسانه‌ها«خشونت معرفتی» بود. در این نگاه، تجربه زنان و گروه‌های فرودست باید حتماً ذیل گفتمان رسمی بازخوانی شود، وگرنه مردود است.
• ابزارشدن آزادی زنان در روایت‌های بین‌المللی: دشمن نیز از زنان به عنوان ابزار مشروعیت‌بخش برای حمله استفاده می‌کرد و «آزادی زنان» دستاویز توجیه حمله قرار می‌گرفت؛ این همان روایت تکراری استعماری «نجات زن غیر غربی توسط مرد غربی» بود.
 
🔹 سطوح متفاوت روایت‌پردازی
دکتر عزیزی دو سطح از روایت‌پردازی را مشاهده کرده‌اند که کاملاً از یکدیگر جدا مانده‌اند:
• روایت‌های کلان (عمدتاً مردانه): این روایت‌ها عمدتاً توسط مردان تولید می‌شد و با ادبیاتی تکنیکال و عقلانی، به شرایط ساختاری کلان، مسائل ژئوپولیتیک می‌پرداخت و با «بدن‌زدایی از جنگ» صرفاً دنبال یک دستور کار مشخص بود .
• روایت‌های خرد و جزئی (بیشتر زنانه): این روایت‌ها توسط زنان تولید می‌شد و درباره زندگی، تجربه زیسته، زندگی روزمره، و واقعیات مادی و روانی نه تنها خودشان بلکه سایر گروه‌های اجتماعی (سلامت جسمی، رفتارهای مالی خانواده، کودکان و...) بود.
ایشان تأکید می‌کنند که جنگ فقط در میدان‌های نبرد نیست؛ جنگ در آشپزخانه‌ها، در صف‌های پمپ بنزین، در داروخانه‌ها، و در تلاش مادران برای آرام کردن کودکان جاری است . اگر این واقعیات مادی و عینی روزمره دیده نشود، هیچ سیاستی مشروعیت و هیچ روایتی حقیقت ندارد.

#نشست‌های_انجمن
#روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
❤2👍2
خلاصه‌ای از سخنرانی دکتر کتایون مصری در نشست «زنان و جنگ»
۹ مهرماه
🖊گزارشی از سمیه توحیدلو (دبیر نشست)
 
 
🔸سخنرانی دکتر کتایون مصری با عنوان «زنان در دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی پساجنگ» به بررسی نادیده گرفته شدن ظرفیت کنشگری مدرن زنان در سیاست داخلی و خارجی ایران، به‌ویژه پس از اعتراضات سال هزار و چهارصد و یک و جنگ دوازده روزه، می‌پردازد.
 
🔸اهمیت نادیده گرفته شده زنان در پساجنگ
• تغییر کنشگری زنان: پس از اعتراضات سال هزار و چهارصد و یک، کنش‌های زنانه از حالت سنتی و نقش‌های از پیش تعیین‌شده خارج شده و در فضاهای واقعی و مجازی جنبه مدرن‌تر و جدی‌تری به خود گرفت.
• فرصت‌سوزی در بحران: با وقوع جنگ دوازده روزه، یک فرصت‌سوزی بزرگ مجدداً رخ داد و زنان فقط در قامت کلیشه‌های جنسیتی دیده شدند. نه سیاست داخلی و نه سیاست خارجی ایران به کنشگری زنان در این دوران وقعی ننهاد.
• ضرورت توجه به دیپلماسی عمومی: نقش زنان در دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی، به‌ویژه با ورود ایران به معادلات پیچیده روابط بین‌الملل و بعد از جنگ دوازده روزه، بسیار مهم است. با وجود اینکه سی درصد از کارکنان وزارت خارجه زنان هستند، اما به کنش سیاسی زنان در حوزه سیاست خارجی توجه نمی‌شود.
• مزیت دیپلماسی نرم: هوشمندترین کشورها بیشترین سرمایه‌گذاری را برای کنش‌های سیاسی بر قدرت نرم و دیپلماسی عمومی می‌گذارند، زیرا هزینه قدرت سخت بسیار بیشتر است. دیپلماسی عمومی در دوران مدرن از حالت یک‌سویه و اقناع عمومی خارج شده و به یک الگوی جدید ارتباطی رسیده که دخالت مردم در امور سیاسی را افزایش می‌دهد.
 
🔸چالش‌ها و موانع تاریخی و جهانی حضور زنان در دیپلماسی
• نابالغی سیاسی و نگاه جنسیتی: عدم بلوغ سیاسی در دولت‌ها مانع ورود زنان در کسوت دیپلمات فرهنگی یا سیاسی می‌شود که ریشه‌های عمیق تاریخی و گفتمانی دارد. حتی زمانی که زنان پشت میز مذاکره می‌نشینند، رسانه‌ها آن‌ها را به عنوان تصمیم‌گیران اصلی به نمایش نمی‌گذارند و اغلب آن‌ها را قربانیان آسیب‌پذیر روایت می‌کنند.  تمرکز رسانه‌های تعاملی بر ظاهر و ارتباطات غیرکلامی دیپلمات‌های زن، نشان‌دهنده تداوم نگاه جنسیتی است.
• حضور تاریخی زنان در ایران: با وجود این موانع، زنان ایران همواره در جنبش‌های تاریخی (مشروطیت، نهضت‌های انقلابی، دفاع مقدس) و تغییرات سیاسی (سال‌های اصلاحات و اعتراضات سال هزار و چهارصد و یک) نقش جدی و پیشرو داشته‌اند و مطالباتشان جدی‌تر شده است.
 
🔸نمونه‌های عملیات ادراکی و غیبت زنان در دیپلماسی ایران
• ابزارهای دیپلماسی عمومی دشمن: در طول جنگ دوازده روزه، از ابزارهای دیپلماسی عمومی مانند توئیت‌های مقامات خارجی، گفتگوی مستقیم مقامات اسرائیلی با شبکه‌های فارسی‌زبان، و کلیپ‌های سربازان زن و مرد با المان‌های اروتیک برای همدلی با ایرانیان استفاده شد.
• ضعف دستگاه دیپلماسی ایران: ایران در این دوره از ابزارهای دیپلماسی عمومی استفاده نکرد. در حالی که حتی یک زن در دستگاه دیپلماسی خارجی ایران حضور نداشت که به نمایندگی از وزارت خارجه با مردم صحبت کند و از این ابزار برای توجیه مواضع استفاده کند.
• ریشه‌های مردسالاری: بی‌اعتمادی به نقش زنان در پساجنگ، به ریشه‌های مردسالاری در دستگاه دیپلماسی برمی‌گردد که ورود به آن را غیرقابل نفوذ کرده است. حضور زنان دیپلمات (نظیر سفیران زن) هم اغلب در دستگاه دیپلماسی عمومی دیده نمی‌شود .
• اهمیت نگاه زنانه: حضور یک زن می‌تواند در مناسبات سیاسی تعادل ایجاد کند و مشکلات جامعه را به شکل انسانی‌تری طرح نماید.
 
🔸 راهکارهای پیشنهادی برای استفاده از ظرفیت زنان (اهرم‌های دیپلماسی عمومی)
• استفاده از چهره‌های موجود: باید از ظرفیت چهره‌های علمی، فرهنگی، ورزشی و سلبریتی‌هایی که وجه بین‌المللی دارند، در دیپلماسی عمومی استفاده شود، به‌جای برخورد عنادورزانه با آن‌ها.
• بهره‌گیری از فعالان مدنی و بلاگرها: زنانی که در فعالیت‌های زیست‌محیطی و توانمندسازی زنان فعال هستند و بلاگرهای ارزشمندی که در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، اهرم‌های دیپلماسی عمومی هستند که باید از حاشیه به متن آورده شوند.
• بازنگری در نقش‌های رسمی: وزارتخانه‌های مرتبط (امور خارجه، آموزش و پرورش، ورزش و جوانان، علوم و...) باید نقش به‌سزایی در معرفی این زنان داشته باشند.
• بررسی تابوی بانوی اول: بحث بانوی اول در ایران شبیه به یک تابو است، در حالی که این می‌تواند یکی از مهم‌ترین اهرم‌هایی باشد که جنبه تشریفاتی نداشته و در اصلاح چهره زن ایرانی و استفاده از قدرت نرم بسیار مؤثر واقع شود.
نبود زنان در هیئت‌های دیپلماتیک و عدم شباهت ظاهر، پوشش و گفتمان آن‌ها به واقعیت زنان در بطن جامعه، مانع از دخالت زنان در دیپلماسی عمومی و عملیات ادراکی شده است.

#نشست‌های_انجمن
#روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
❤2🔥2
تعلق‌داشتن

✅ نوجوان که بودیم برادرم می‌گفت دوست دارد همیشه توی همین محله در اصفهان زندگی کند. می‌گفت دوست دارد مثل پدربزرگ با همه کاسب‌های محل سلام‌وعلیک داشته باشد و خودش و خانواده‌اش جایی که ریشه دارند رشد کنند. برای من قابل درک نبود. من می‌خواستم از اصفهان دور شوم دقیقا به همان دلایلی که او دوست داشت همیشه در محدوده مشخصی از آن زندگی کند و از همان مغازه‌هایی خرید کند که پدربزرگ عزیزمان می‌کرد. اصفهان شهر رواداری نبود به‌ویژه درمورد زنان.

✅ بل هوکس، فیلسوف سیاه‌پوست زنانه‌نگر در آثار و مقاله‌های مختلفی که نوشته، از جنبه‌های مختلف، به مفهوم تعلق داشتن (belonging) پرداخته است. به نیاز به تعلق داشتن به عنوان نیازی بنیادین در انسان‌ها که خیلی فراتر از نیازی فردی است و به مناسبات ما به عنوان موجودات مدنی بالطبع مربوط است.

✅ هوکس سیاه‌پوستی در آمریکاست که تجربه زندگی شخصی‌اش دغدغه «تعلق داشتن» را برایش برجسته کرده است. فکر کن سیاه باشی و زن باشی و در خانواده‌ای خالی از ابراز عشق و جامعه‌ای نژادپرست شهر به شهر دنبال «جای رسیدن و پهن کردن یک فرش» بگردی.

✅ موج‌های بلند و پشت سرهم مهاجرت دغدغه «تعلق داشتن» را برای بسیاری از ما ایرانیان برجسته کرده. مهم نیست در جغرافیای ایران زندگی کنیم یا خارج از آن، خیلی‌ها اینجا در رویای رفتن هستند و خیلی‌ها آن‌طرف زمین قلب و وقت‌شان را به‌وقت ایران تنظیم می‌کنند.

✅ هوکس تبعیض، کنترل و سرکوب را از کودکی و نوجوانی تجربه کرده است. با این حال در جستجو برای پیدا کردن «خانه» متوجه اهمیت روابط عاطفی ما با دنیای پیرامونمان می‌شود. برای هوکس تعلق داشتن یعنی زیستن در جامعه‌ای که بتوانی در آن هویت خود را بدون ترس از طرد شدن یا سرکوب ابراز کنی.
خانه‌ها باید اولین سنگر مقاومت و تلاش برای به رسمیت شناختن تفاوت‌ها و دادن عشق به اعضای خود باشند. او تجربه سیاه‌پوستان در آمریکا را برجسته می‌کند و این‌که چگونه نژادپرستی و تبعیض ساختاری، حس تعلق را برای آن‌ها مختل کرده است.

✅ هوکس می‌گوید گرفتن احساس تعلق از آدم‌‌ها ویژگی نظام‌های سرمایه‌داری/ پدرسالار/ سرکوبگر است: یا آنگونه باش که من «صلاح و صواب» می‌دانم یا اینجا «جایی» برای تو نیست.

✅ به عقیده هوکس «ایجاد تعلق» پروژه‌ای اجتماعی و سیاسی است که نیازمند بازسازی روابط انسانی، مبارزه با ستم، و خلق جوامعی مبتنی بر عشق، عدالت، و پذیرش متقابل است.

📎برای مطالعه بیشتر بنگرید به

hooks, bell. All About Love: New Visions. New York: William Morrow, 2000.
hooks, bell. Belonging: A Culture of Place. New York: Routledge,

@neocritic
👍18❤11
✍️
درود به شرف‌ات!


✅ خیلی دست خودم نیست، نمی‌توانم آدم‌هایی که عامدانه به دیگران آسیب می‌زنند ببخشم! به نظرم وارد کردن آسیب عمدی به دیگران، خواه در شکل خشونت فیزیکی و خواه در شکل پرونده‌سازی یا دروغ‌بستن به افراد ـ با هرانگیزه‌ای، یا ایجاد مزاحمت یا حتی زخم زبان زدن جزو گناهان اخلاقی نابخشودنی است. این‌ها اشکالی از خشونت مستقیم هستند که ذیل اصل «آسیب نزدن» به لحاظ اخلاقی نادرستند.

✅ این روزها اما اتفاقاتی توجه‌ام را به نحوی خشونت غیر مستقیم جلب کرده است ذیل همین اصل «آسیب نزدن»: تحریک و تشجیع افراد برای موضع‌گیری‌های تند سیاسی و اجتماعی.
این هم نوعی آسیب عامدانه است: از سویی به فردی که تحت‌تأثیر لایک‌ها و فورواردها و «درود به شرف‌ات»ها چنان موضع‌گیری‌های تندی می‌کند، آسیب‌هایی می‌زند که گاه مدیریت عواقب‌ نامعلوم‌اش از عهده هیچ انسان عادی برنمی‌آید. و از سوی دیگر آسیب بزرگتر آن دامن زدن به فضای دوقطبی و سیاه و سفیدی است که از دل آن جز خشم و خشونت زاده نمی‌شود.

✅ پسندکنندگانِ موضع‌گیری‌های تند، هم افراد را به سوی عواقبی هل می‌دهند که «به‌تنهایی» باید با آن مواجه شوند و ممکن است تمام زندگی‌شان را متاثر و سلامت روح و جسم شان را سلب کند و هم فرهنگ جمعی ما را بیمار می‌کنند.

✅ به گمان من تحریک نکردن افراد برای مواضع تند سیاسی و اجتماعی و تقویت نکردن آدم‌های تندرو با عنوان «قهرمان»، تنها یک انتخاب شخصی یا اخلاقی نیست، بلکه مسئولیت و مراقبتی جمعی است که مشارکت همه ما را می‌طلبد. آن هم در شرایطی که محتوای یک توئیت می‌تواند کسی را به زندان بیاندازد یا یک «ابراز دلواپسی آتشین» می‌تواند باعث اسیدپاشی کور شود.

✅ بل هوکس جایی می‌گوید تحریک به تندروی نوعی اغوا کردن برای دامن زدن به افراط است که از فقدان عشق می‌آید. این اغوا برای افراط، ولو ناآگاهانه، حتی اگر موفق هم بشود، نوع دیگری از سلطه و سرکوب را حاکم خواهد کرد.

@neocritic
👍24❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥

کاغذ بی‌خط ـ۱۳۸۰

ناصر تقوایی (۱۳۲۰ـ۲۲ مهر ۱۴۰۴)

@neocritic
❤17🕊4
Forwarded from هم‌میهن
نقش رسانه‌ها در ساختن روایت‌های بدیل از زن‌کشی

🖌شیوا علی‌نقیان | جامعه‌شناس

🔹مرگ زهرا قائمی، کارمند دانشکده علوم خانواده دانشگاه تهران، باری دیگر همه ما را در بهت فرو برد. او که در فضایی کار و فعالیت می‌کرد که یکی از اهداف‌اش شناخت، آگاهی‌رسانی و بهبود وضعیت اجتماعی زنان بود، طبق گفته‌های همکارانش، به‌دست همسرش کشته شد. همان ساختار خشونتی‌ای که سا‌ل‌ها در میدان شناخت‌اش کار کرد. او نه نخستین زنی بود که قربانی خشونت خانگی شد، نه آخرین. مرگ او نمادی از تداوم همان چرخه‌ای است که از خانه تا نهادهای رسمی امتداد دارد.

🔹در جامعه‌ای که امنیت زنان هنوز یک «آرزو» است، نه یک حق تضمین‌شده، هر قتل زنانه فقط یک فاجعه‌ شخصی نیست، بلکه آیینه‌ای از ساختارهای نابرابر قدرت، سکوت نهادی و طبیعی‌سازی خشونت است. زن‌کُشی یا فموساید در ادبیات حقوقی و اجتماعی، به قتل زنی گفته می‌‌شود که به‌دلیل جنسیت او، کنترل جنسیتی، ناموس، افتخار خانوادگی یا خشونت خانگی انجام شده باشد. در ایران به‌دلایل مختلف ازجمله پنهان‌کاری، ضعف نظام ثبت و گزارش یا اجتناب متولیان رسانه‌ای، ترس یا تهدید اولیای‌دم و... آمار دقیق رسمی در این باره بسیار محدود است. بااین‌حال برخی گزارش‌ها و رسانه‌ها برآوردهایی ارائه کرده‌اند.

🔹درباره علل ماندگاری زن‌کشی می‌توان به‌طورکلی به چند عامل اشاره کرد؛ ساختارهای قانونی و حقوقی نابرابر که درواقع از وجود مقرراتی که به قاتلان زن ازجمله مردان خانواده امتیازات می‌دهد یا راه فرار می‌گشاید حرف می‌زند، از تصویب‌نشدن لایحه «منع خشونت علیه زنان» که سال‌هاست بلاتکلیف مانده است. فرهنگ پدرسالار، ناموس‌گرا و کنترل جنسیتی از دیگر علل ماندگاری زن‌کُشی است. ضعف سیستم نظارت، اطلاع‌رسانی و پیگیری قضایی، یعنی ناقص‌بودن داده‌ها و ثبت رسمی قتل زنان و ضعف در نظام قضایی به‌خصوص در برخورد با خشونت خانوادگی باعث می‌‌شود که بسیاری از قربانیان از شکایت منصرف شوند تا خشونت و فشار خانواده یا دستگاه قضایی تشدید نشود. زن‌کُشی در ایران تا حد زیادی تابع تعامل عوامل ساختاری، قانونی و فرهنگی است.

🔹حقوق‌دانان بارها اشاره کرده‌اند که قوانین حمایتی در زمینه منع تعرض، آزار و نگهداری اجباری زن در منزل، یا منع خشونت خانگی که می‌توانست علیه این زمینه‌ها برخیزد و واقعاً جنبه پیشگیرانه داشته باشد نیز بسیار محدود است. حتی دسترسی به خانه‌های امن یا خدمات مشاوره‌ای نیز برای بسیار از آنان امری دست‌نیافتنی است و هنوز برخی از استان‌ها ـ نزدیک به شش استان ـ خانه امن ندارند.

▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین

📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید:

🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
👍15❤1
سلسله نشست‌های انجمن جامعه‌شناسی ایران
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع

«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»

نشست چهاردهم : صلح و جنگ

با حضور:

۱- رضا صمیم (جامعه‌شناسی)
۲- نعمت فاضلی (انسان‌شناسی)
۳- مریم نصر اصفهانی (فلسفه)


دبیر نشست: سمیه توحیدلو

دوشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶ الی ۱۸
نشست‌ها به صورت زنده از آدرس اینترنتی اینستاگرام و آپارات انجمن جامعه‌شناسی ایران پخش خواهد شد.
آدرس صفحه اینستاگرام انجمن جامعه‌شناسی:  @isa13_99

آدرس صفحه آپارات انجمن جامعه‌شناسی:
https://www.aparat.com/Iran_sociology


@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
👍1
نهاد مدنی؛ نهاد مراقبت

چه کسی مراقبت می‌کند؟ چه کسی باید مراقب کند؟
آیا می‌توان نهادهای مدنی را میدانی برای پرورش «شهروندیِ مراقبتی» دانست؟
آیا اخلاق مراقبت می‌تواند از سطح روابط فردی فراتر رود و بنیان سیاست و عدالت اجتماعی شود؟

در نشست چهارم #جوانه_که_می‌زنیم، همزمان با هفته سلامت روان، گفت‌وگویی خواهیم داشت درباره‌ نسبت میان مراقبت، اخلاق و نهادهای مدنی،
با حضور:
🎙 مریم نصر اصفهانی – هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🎙 شیوا علینقیان – مدیر کارگروه مطالعات جنسیت انجمن انسان‌شناسی
گرداننده: سپیده سالاروند – پژوهشگر اجتماعی

📅 چهارشنبه ۳۰ مهر
🕢 ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰
آدرس: تهران، میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶، طبقه دوم

در کنار هم از مراقبت، نه فقط به‌عنوان یک فضیلت فردی، بلکه به‌مثابه بنیانی برای بازاندیشی در شهروندی و عدالت سخن خواهیم گفت.

حضور در نشست آزاد و رایگان است اما لطفا برای ثبت نام خود به @moinngo_admin در تلگرام پیام دهید.
▫️لینک نشست برای دوستانی که قصد شرکت مجازی دارند در روز برگزاری منتشر خواهد شد.

🌱🌀
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویت‌کننده تلاش‌های اجتماعی

@moinngo
👍7
🎬

پیشنهاد تماشا

Wicked Little Letters (2023)

✅ فیلم بر اساس داستانی واقعی در دهه ۱۹۲۰ در انگلستان ساخته شده و موضوع آن ارسال نامه‌هایِ ناشناسِ توهین‌آمیز برای آدم‌ها است. در این بین تعصب‌های زن ستیزانه و نژادپرستانه مردم آن دوره را در قالب کمدی نقد کرده است.

بازی‌ها درخشان و انتقاد از نحوه ارزش‌‌گذاری و شیوه‌های سرکوب درمورد زنان بی‌پرواست.

✅ دوبله فارسی متوسطی از فیلم موجود است.


@neocritic
❤10👍4
خلاصه‌ای از سخنرانی خانم دکتر مریم نصر اصفهانی در نشست «جنگ و صلح»
۲۸ مهرماه
🖊گزارشی از سمیه توحیدلو (دبیر نشست)
 
🔹 خلاصه‌ای از  سخنرانی خانم دکتر مریم نصر اصفهانی با عنوان «اندیشیدن به صلح در زمانه اضطرار»:
 
🔹 مقدمه و تعریف صلح و خشونت
• اگر می‌خواهیم عمیقاً به صلح فکر کنیم، باید آن را نه در برابر جنگ، بلکه در برابر خشونت ببینیم.
• صلح صرفاً عدم درگیری نظامی نیست؛ بلکه حالتی از هماهنگی، امنیت، آرامش و نبود خشونت در روابط (فرد با خود، گروه‌ها و ملت‌ها) است.
• صلح وضعیتی است که اختلافات از طریق به رسمیت شناختن، گفتگو، درک متقابل و شرایط عادلانه، بدون توسل به زور و خشونت، حل می‌شوند.
• خشونت (مخل صلح) شامل هر رفتار، گفتار یا ساختاری است که آسیب جسمی یا روانی (آشکار، پنهان، نهادی یا نمادین) به افراد برساند.
• اعمال خشونت، وارد کردن درد است که می‌تواند جنبه جسمانی، روانی، گروهی یا ملی داشته باشد.
 
🔹نقش درد و بی‌زبانی آن (بر اساس نظریه ایلین اسکری)
• بر اساس کتاب «بدن در درد» اثر ایلین اسکری، درد برای شخص دردکشنده قطعی، اما برای دیگری (از والدین و پزشکان تا روان‌پزشکان) مشکوک و مورد تردید است.
• درد شدید، زبان مناسبی برای بیان خود ندارد و فرد را به وضعیت پیشازبانی (ناله و فریاد) برمی‌گرداند و جهان فرد را نابود می‌کند.
• سلطه‌گران و جنگ‌طلبان از این بی‌زبانی درد بهره می‌برند و اقتدار خود را از آن تغذیه می‌کنند؛ زیرا درد شدید زبان را نابود کرده و اجازه می‌دهد جنگ‌طلب روایت دلخواه خود را تحمیل کند.
• هر نظامی که بتواند درد را بی‌صدا کند، می‌تواند جهان را مطابق میل خود بازسازی کند. خشونت صرفاً اعمال درد نیست، بلکه نمایش اقتدار است.
 
🔹استراتژی‌های نامرئی‌سازی درد در جنگ
• جنگ‌طلبان با دو ابزار درد را نامرئی می‌کنند:
۱- کم‌نور کردن: محو کردن تصویر دیگری تا حدی که قربانیان به مفاهیم انتزاعی، آمار یا «تلفات ناخواسته» تبدیل شوند.
۲-پرنور کردن
: تبدیل دشمن به یک هیولای خیالی (مانند «اختابوس» یا «سر مار»)، تا مبارزه تبدیل به یک جنگ مقدس برای نابودی نماد شر شود.
• ناتوانی انسان برای آسیب‌رساندن، همواره از توانایی‌اش برای تصور درد دیگران بیشتر بوده است.
 
🔹راهکار: مرئی کردن رنج و تفکر در شرایط اضطرار
• در مقابل ویرانگری جنگ، ساختن و آفرینش می‌تواند قد علم کرده و رنج را مرئی کند.
• باید بر رنج تک تک انسان‌ها و وجوه انسانی و بدن‌های زخمی آن‌ها تأکید کرد و اجازه نداد رنج تبدیل به ابزاری برای ساختن ایدئولوژی شود.
• پس از دست یافتن کشورها به سلاح‌های هسته‌ای، جهان درگیر شرایط اضطرار دائمی شده است که صدای مردم را محو می‌کند و قراردادهای اجتماعی را از بین می‌برد.
• ویژگی اصلی شرایط اضطرار این است که تفکر و اندیشیدن در آن ممنوع می‌شود؛ زیرا تصمیمات بزرگ توسط عده کمی در اتاق‌های بسته گرفته می‌شود.
• ما باید در برابر این شرایط مقاومت کنیم و تمرین تفکر و گفتگو در وضعیت اضطرار را انجام دهیم.
• باید توجه‌ها را به خسارت‌هایی که تک تک مردم از تصمیمات بزرگ می‌بینند جلب کرد تا درد مردمی که دارای گوشت و پوست و خون هستند، مرئی‌تر شود.
• به جای اینکه وضعیت اضطراری پایان اندیشیدن باشد، اندیشیدن باید پایان وضعیت اضطرار را رقم بزند.

#نشست‌های_انجمن
#روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
👍6❤3
Audio
🎙سلسله نشست‌های انجمن جامعه‌شناسی ایران
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع

«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»

نشست چهاردهم : صلح و جنگ

با حضور:

۱- رضا صمیم (جامعه‌شناسی)
۲- نعمت فاضلی (انسان‌شناسی)
۳- مریم نصر اصفهانی (فلسفه)


دبیر نشست: سمیه توحیدلو

دوشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶ الی ۱۸

@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
❤2
Forwarded from جرعه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♦️مریم نصر اصفهانی از مفهومِ "درد" و اثرگذاریِ آن بر سیاست سخن می‌گوید🔺

@joreah_journal

www.instagram.com/joreah_journal
❤14👍1
Forwarded from _تا می‌توانی بنویس_ (ماریا)
می‌خواهم بنویسم جامعه هرطوری که باشد، خواه‌ناخواه بر افرادش تاثیر می‌گذارد؛ چه کم، چه زیاد. و آدم، هرقدر هم بکوشد آزاد و مستقل بیندیشد، باز چیزی از هوای پیرامون در درونش ته‌نشین می‌شود؛ گاهی اندک، گاهی عمیق.

همسرم نسبت به مردهایی‌ که می‌شناسم و با آن‌ها رابطه‌ی خونی دارم، روشن‌فکرتر و آزاده‌تر است. هرگز، چه در دورانِ پیش از مهاجرت (اوایل ازدواج) و چه در آن نُه_ده سالی که در ایران اقامت داشتیم، مرا مقید به کار‌ی‌که در آن رگه‌هایی از مردسالاری پیدا باشد، نکرد. مثلن در اوایل ازدواج، مانع رفتنم به سفری‌که با همکاران و دوستانِ نزدیکم داشتم نشد ــ سفری که شاید برای بسیاری از زن‌هایی‌ که در آن‌وقت می‌شناختم، تابوشکنی محسوب می‌شد.
همواره با پوششی که پسندم بود،_البته در چوکاتِ عرف و شرع_ به میهمانی، محل کار، تفریح یا هرجایی‌که حضور داشتم، می‌رفتم.

کوتاه کنم: بعد از گذشت دو ماه و اندی از خانه‌ی مادر خداحافظی کرده و دو سه‌روزی‌ست که به خانه‌ی خودم آمده‌ام. بنا به درخواستِ همسرم، کفِ خانه در حال سرامیک‌شدن است. یک کارگر با شاگردش ــ که اتفاقن پیرمردی‌ست ــ مشغولِ کارند. من و دخترم هم در اتاقی نشسته‌ایم. گاهی کتاب می‌خوانم، گاهی در کانال دوستان می‌گردم، و گاهی هم با دخترم مصروفِ بازی و شوخی و گفت‌وگو می‌شویم.

اما نکته‌ی جالب این‌جاست که هر بار همسرم می‌خواهد وارد اتاق شود، پیش از ورود، پریز برق را خاموش می‌کند یا در را طوری باز و بسته می‌کند که خودش هم به زحمت داخل می‌شود. این کُنشِ او بر عملکردِ پسر دوازده‌ساله‌ام نیز تاثیر گذاشته.

رفتارش برایم طنزی جالب دارد؛ طنزی که در پشتش سایه‌ای از تأمل پنهان است. از او درباره‌ی این کار پرسان کردم و جالب‌تر این‌که وقتی دخترم با شوخی به این موضوع اشاره کرد، همسرم خندید و گفت: نمی‌دانم چرا؟ شاید محیطِ مردسالارِ این‌جا ناخواسته روی من هم تاثیر گذاشته!
دلم لرزید؛ فکر کردم چقدر این هوا ــ همین هوای بی‌رنگِ جامعه ــ آرام و بی‌صدا می‌تواند بر ذهن‌ها بنشیند و حرکاتِ نرم‌نرمی که از یکی به دیگری سرایت می‌کند مثالِ گردی شود که بر شیشه‌ای تمیز جا گذاشته می‌شود و دیده نمی‌شود تا وقتی نور بر آن بتابد.

البته کمی بعد، دوباره وارد اتاق شد؛ این‌بار بدون آن‌که چراغ را خاموش کند یا در را به زحمت نیمه‌باز نگه دارد و گفت:
باورت می‌شود؟از دیروز تحتِ تاثیرِ قصه‌های همین مردِ پیر ــ که ظاهرن شاگردِ آن مردِ جوان است ــ قرار گرفته بودم...

۱۴۰۴/۷/۲۹
#ماریا✍️
@maria_safavi
👍11❤9
جوانه که می‌زنیم، نشست چهارم
شیوا علینقیان، مریم نصر اصفهانی
🎧نشست‌های #جوانه_که_میزنیم؛ تحول نهادهای مدنی
نشست چهارم: نهاد مدنی، نهاد مراقبت

👤سخنرانان:

سپیده سالاروند
مقدمه
00:00:06

مریم نصر اصفهانی
چه کسی مراقبت می‌کند؟ چه کسی باید مراقبت کند؟
00:02:34


شیوا علینقیان
آیا نهادهای مدنی می‌توانند میدانی برای «شهروندی مراقبتی» باشند؟

00:42:29

پرسش و پاسخ
1:08:05

برگزار شده در موسسه معین، ۳۰ مهر ۱۴۰۴

🌱🌀
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویت‌کننده تلاش‌های اجتماعی

@moinngo
❤3👍1