Critic l مریم نصر
3.17K subscribers
374 photos
56 videos
29 files
333 links
«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور

تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Download Telegram
Forwarded from نطقیات
🖍 اخبار کتاب

کتاب بی‌عدالتی معرفتی ( Epistemic Injustice: Power and the Ethics of Knowing) نوشتهٔ میراندا فریکر (Miranda Fricker)، فیلسوف بریتانیایی، با ترجمهٔ دکتر حسین شقاقی به‌زودی منتشر خواهد شد.

این کتاب به بررسی بی‌عدالتی‌های معرفتی می‌پردازد که در آن افراد به دلیل تعصبات اجتماعی مانند جنسیت، نژاد یا طبقه، در جایگاه تولیدکننده یا دریافت‌کننده دانش بی‌اعتبار و حذف می‌شوند. بی‌عدالتی معرفتی که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، چارچوبی نوآورانه برای تحلیل روابط قدرت در تولید و انتقال معرفت ارائه می‌دهد و در فلسفه، مطالعات جنسیت و علوم اجتماعی تأثیرگذار بوده است.

#معرفی_کتاب
#اخبار_کتاب
❇️

🔮 t.me/nutqiyyat

🔮 t.me/nutqiyyat_classes

🔮 instagram.com/nutqiyyat

🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍3
Forwarded from MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی (🍀 MMMojahedi)
نیازی نیست رولان بارت باشی تا هم ریشه و هم میوه‌ی بحران‌های ژرف‌آشوب کشور را در نشانه‌های ریز و درشتِ این نمای نمادین از ستیز تیشه و اندیشه ببینی.

۶ آبان‌ماه ۱۴۰۴
@mmojahedi
🔥8🤯2
✍️درباره ظلم

✅ همسرم داشت توی گوشی خبر می‌خواند. سرش را بلند کرد و بی‌مقدمه پرسید: «چرا این‌قدر همه چیز برای زن‌ها تلخ و سخت پیش‌می‌ره؟»

✅ جلال ستاری در صفحات آغازین کتاب جذاب سیمای زن در فرهنگ ایران بعد از اشاره به محرومیت‌های گسترده زنان در طول تاریخ در پاسخ به این سؤال که چرا «زنان سر به شورش برنداشتند و به پذیرش نظام عقیدتی سرورانشان تن دردادند؟» جواب می‌دهد احتمالاً «نرمی و انعطاف و سلطه‌پذیری را برای حفظ جان و راحت خویش بهتر از قیام و طغیان یافتند، هرچند که آن اطاعت و متابعت با اشک‌باری و حیله‌گری و کینه‌توزی و بیزاری همراه بوده است...»

✅ کتاب مشهوری دارد آن کاد به نام تحلیل ظلم که در آن به ضرورت و نیاز به «نظریه کلان» درباره ظلم و سرکوب اشاره می‌کند.
ما نظریه عامی درباره ظلم نداریم. احتمالاً چون بیشتر فیلسوفان متعلق به گروه‌های تحت ظلم نبوده‌اند. ضمن اینکه، ستم موضوعی دشوار برای بررسی بی‌طرفانه است و فوراً با عواطف و تجربیات شخصی گره می‌خورد. نهایتاً اینکه فیلسوفان کمتر به مسائل انضمامی مثل انواع و ابزار ستم اجتماعی علاقمند بوده‌اند. کار و کسب آن‌ها «انتزاع» است.

✅ «ظلم ظالم» و «جور صیاد» مثل قصه‌های اساطیری همیشه آشکار نیست. به‌ویژه در دنیای امروز و باارزش‌های جدید. ظلم امروزه بیشتر در لباس مبدل در میان ما زندگی می‌کند. مدت‌هاست که متفکران ظلم را دیگر در دربار شاهان نمی‌جویند؛ بلکه در عرف‌ها و سنت‌ها، نهادها و قوانین، ساختارهای اقتصادی و طبقاتی و حتی ابعاد روحی و روانی آدم‌ها جستجو می‌کنند.

✅ ظلم در شکست «به‌رسمیت‌شناسی متقابل آدم‌ها» روی می‌دهد. در سوپراستاری که خیال می‌کند وقتی همه آگهی‌های تلویزیونی و بیلبوردهای شهری و پرده‌های نقره‌ای را در اختیار دارد حق دارد هر جوری که مایل است با دیگری گمنام رفتار کند. حرف یک «ناموجود» دربرابر حرفِ اویِ همه‌جا موجود چه اعتباری دارد؟!
در ساختارهای اقتصادی رخ می‌دهد که سرمایه حول آن تصویر را ساخته بودند و حالا نگران سرمایه‌هایشان هستند و با رشوه می‌خواهند دهان‌ها را ببندند.
در نهادهای قانونی رخ می‌دهد که نابرابری‌های تثبیت شده در آن‌، برای رسیدگی به ماجرا ناتوان است و مطابق عادت مألوف اول به‌حساب روزنامه‌نگار و روزنامه رسیدگی می‌کند.
در من‌ و ماهای متورمی تجلی می‌یابد که از ترس ازدست‌دادن سروری و سیادت بر زنانِ «به‌حکم ذات و طبیعت و قانون زیردست» حاضر نیستند یک‌بار، یک‌قدم کنار بکشند تا اطلاع‌رسانی شفافی صورت بگیرد و عدالت در همان حدی که قانون نابرابر به‌رسمیت‌شناخته اجرا شود.

✅ هیولای ظلم به عقیده کاد سه‌ تا دست دارد: خشونت، فشار اقتصادی، ایجاد آسیب روانی

خشونت مادی‌ترین و آشکارترین نیرویی است که ظلم در اختیار دارد. خشونت ممکن است تصادفی باشد مثل شلیک اشتباه یا نزاع خیابانی، یا نظام‌مند بوده و از حمایت‌های تلویحی قانونی برخوردار باشد مثل خشونت علیه زنان و دگراندیشان.

✅ ابزارهای اقتصادی ظلم و سرکوب اقتصادی ماهیت پیچیده‌تری دارد. در برخی متون اخلاقیِ منزلیِ کلاسیکِ ما آمده است که «گرسنگی و برهنگی دو نگهبان زنان» در خانه‌هاست. ایجاد مانع و مشکل آشکار و نهان بر سر راه دسترسی زنان به منابع مالی از همین مسیر عبور می‌کند و از همین قبیل است انواع موانعی که برای دسترسی اقلیت‌های مذهبی و نژاد برای دستیابی به منابع مالی ایجاد می‌شود یا آنان را در مشاغل کم‌درآمد و فرودست نگاه می‌دارد.

✅ ظلم‌های روانی پیچیده‌ترین‌ها هستند. از ایجاد تروما تا تحقیر و تهدید برای نگاه‌داشتن فرد در جایگاه خود، تا ازمیان‌بردن اعتمادبه‌نفس یا تحریف امیال به سمت چیزهایی که در واقع به زیان فرد یا گروه مظلوم است.
زخم‌های روانی هم سخت‌تر ترمیم می‌شوند و هم مقاومت در مقابل آن‌ها دشوارتر است. تا ابد می‌شود نمونه آورد برای این نوع دست‌کاری‌ها. نمونه دم‌دستی معیارهای زیبایی برای زنان.

✔️خشونت ابزار اولیه ظلم است، اقتصاد آن را نهادینه می‌کند و دست‌کاری روانی آن را درونی و پایدار.

✅ مسئولیت مقاومت برعهده کیست؟ کاد می‌گوید اگر دغدغه رفع ظلم داریم در درجه نخست افرادِ در موضع قدرت که مستقیم و غیرمستقیم از شرایط ناعادلانه بهره‌مند می‌شود بیشترین مسئولیت اخلاقی را برای پایان‌دادن به آن دارند و درعین‌حال ستمدیدگان نیز مسئولند، به‌ویژه که گاهی در بازتولید ستم مشارکت می‌کنند، خاصه هنگامی که از ترس یا منفعت شخصی، در برابر ساختار ستم سکوت می‌کنند. (بااین‌حال، او تصریح می‌کند که مسئولیت ستمدیدگان ثانوی و محدود است، زیرا انتخاب‌های آنان در شرایط ناعادلانه و تحت‌فشار است.)

✅ کاد تأکید می‌کند به نظر او، آزادی حقیقی از ظلم تنها وقتی معنا دارد که فرد «در کنار دیگران آزاد باشد»؛ یعنی آزادی جمعی و نهادی. هر شخص وظیفه دارد آزادی خود و دیگران از ظلم را گسترش دهد، حتی اگر با منافع شخصی‌اش در تضاد باشد.

 @neocritic
👍18🔥2
📚

Cudd, Ann. E. (2006). Analyzing oppression. Oxford University Press.

ستاری، جلال، 1373، سیمای زن در فرهنگ ایران، نشر مرکز

@neocritic
❤5👍3
🎥 پیشنهاد تماشا

مادران کوچک (۲۰۲۵)

✅ فیلم فرانسوی ـ بلژیکی و واقع‌گرای اجتماعی که ماجرای آن در مرکز نگهداری از مادران نوجوانی می‌گذرد که آسیب‌دیده و بی‌پناه هستند. آنان باید برای باقی زندگی‌ خودشان و فرزندشان تصمیم بگیرند و آماده شوند. دختران نوجوانی که به هردلیلی (فرار/ عشق/ داشتن خانواده) تصمیم به نگه‌داشتن فرزندشان گرفته‌اند و با به دنیا آمدن کودک، واقعیت مسئولیت‌های جهان بزرگسالی غافلگیرشان می‌کند.

@neocritic
👍7❤5
نامه دکتر بهدخت نژاد حقیقی درباره آنچه در دانشگاه و بر دانشگاه و علوم انسانی می‌گذرد.


شاید کمی متجملانه باشد در این اضطراب عمیق برای آینده مملکت که دلها سخت متحیّر تا حال چون شود کسی از وضع دانشگاه بگوید، اما این قصه قدیمی است و همه قصه‌های بزرگ قدیمی خرده روایتهای به حاشیه رانده شده‌ای دارند. بلند شدن صدای یکی از آن همه خرده روایتهای مسکوت در غوغای این روزها مثل فریاد زیر آب است اما چه چاره از بازگفتن؟
من در این قیامت نهال خود می‌نشانم...

🔹🔹🔹

«زن» در علوم انسانی برای پذیرفته شدن در محیط دانشگاهی یا باید از طبقه اجتماعی و اعتقادی خاصی باشد با ظاهر مشخصی که نیازی به توضیح ندارد. ازدواج کرده باشد، ترجیحاً بچه داشته باشد و نوعاً با خانواده زندگی کند؛ یا به یکی از جناحين سرشناس سیاسی وابسته و برخوردار از حمایتشان باشد و منتظر بماند که در چرخش قدرت نوبت به او برسد؛ و یا اگر مستقل است و به هیچ گروه سیاسی و اعتقادی خاصی وابستگی ندارد لااقل باید سربه زیر بعضاً ضعیف‌تر از بقیه و در مقام شاگرد دیگر اعضاء باشد و احتمالاً همه را از دم استاد خطاب کند ...



از اینجا

@neocritic
👍30😢15
‎⁨عدالت ناممکن و صدای راوی⁩.pdf
521.3 KB
📕عدالتِ ناممکن؛ صدای راوی و سیاستِ مراقبت

✍️ شیوا
علینقیان
ناشر: کارگروه مطالعات جنسیت و سکسوالیته

وقتی نام یک سلبریتی در پرونده آزار جنسی مطرح می‌شود، معمولاً شبکه‌ای از سکوت، تحسین، و «معصوم‌سازیِ شهرت» را پشت سر او می‌بینیم؛ سازوکاری اجتماعی و فرهنگی که سال‌ها، گاه دهه‌ها، به او امکان داده است تا هم به بدن‌ها دسترسی داشته باشد و هم ردپاها را پاک کند.
اما این معصوم‌سازی فقط فرهنگی نیست؛ حقوقی هم هست و با تأکیدش بر بی‌طرفی، تعلیق قضاوت، و ضرورتِ ادله عینی، عملاً به سود همان گروه‌هایی کار می‌کند که تواناییِ ساختنِ ادله را دارند.

وقتی این ساختار می‌گوید «تا روشن شدنِ ادله قضاوت نکن»، این گزاره‌ی در ظاهر بی‌طرفانه، در عمل جانبِ قدرتمند را می‌گیرد. زیرا در حوزه خشونت جنسی، ادله نه محصولِ مشاهده مستقیم، بلکه محصولِ شبکه‌های قدرت است: پلیس، رسانه، دادگاه، و حتی افکار عمومی.

@anthropologyofgender
❤15👍3
✅انجمن علمی فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد برگزار می کند

🔶نشست علمی با موضوع

«جنسیت و واقعیت»

👤با حضور:دکتر مریم نصر اصفهانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

🔶در این گفتار به بررسی نسبت «جنسیت و واقعیت» بر اساس دیدگاه‌های سالی هسلنگر، فیلسوف تحلیلی و استاد دانشگاه ام.آی.تی، خواهیم پرداخت. هسلنگر معتقد است فلسفه تنها در مقام توصیف و تحلیل باقی نمی‌ماند، بلکه همچنان رسالتی سقراطی و انتقادی با هدف بهتر کردن جهان دارد. پژوهش‌های او به‌ویژه در قلمرو مفاهیمی چون «جنسیت» و «نژاد» است تا نشان دهد این مقولات نه واقعیت‌هایی طبیعی، بلکه سازه‌هایی اجتماعی‌اند که در خدمت اهداف و روابط مشخصی عمل می‌کنند.

🔷دبیر نشست: خانم زهرا احمدی، (دانشجوی کارشناسی فلسفه و کلام دانشگاه فردوسی مشهد)

🕞زمان:پنج شنبه، 15 آبان، ساعت 20

🏛مکان:به صورت مجازی در بستر اسکای روم

https://skyroom.online/ch/anjomanelmi/philofum

#انجمن‌علمی‌فلسفه
@academia_mag
@fum_philosophy_theater
@philofum
@ssafum
@Theology_faculty
❤15👍3
هر انگشت یک هنر!

✅ در حال ریختن چای در آبدارخانه، به دوستم می‌گفتم تیرامیسویی که صبح خورده‌ام چطور حالم را عوض کرده. آقای آبدارچی پرسید: «خودتون درست کرده بودید؟»
گفتم: «نه، دختر نوجوان همکار دیگرمان درست کرده بود.»
دوستم سریع گفت: « تیرامیسو چیز خاصی نیست، ما وقتش رو نداریم.»

✅ دیدید چه شد؟ گمان می‌کنم همهٔ ما تجربه‌اش را داشته باشیم:
ـ «نه، الکی می‌گه. دست‌پختش عالیه.»
ـ «نه بابا! خیلی هم کدبانوئه خانم دکتر.»
ـ «تازه سفره‌های رنگین خانم مهندس رو ندیدی»
ـ «خیلی هم بچه‌دوسته و ارتباطش با بچه‌ها خوبه، ادا درمیاره. بهترین مامان می‌شه»
ـ«خیلی هم خوش‌تیپ و مانکن هستی»
ـ «با اینکه کارش خیلی سنگینه، ده برابر زن خانه‌دار برای بچه‌اش وقت می‌ذاره.»
ـ «دندان‌پزشکی یکی از هنرهاشه، باید مهمونی دادنش رو ببینید.»
ـ «با اینکه خانه‌داره و سه تا بچه داره، تمام کارهای حسابداری شرکت شوهرش رو هم انجام می‌ده.»
و...

✅ ما خیال می‌کنیم داریم تعریف می‌کنیم.
اما این‌ها ادامهٔ همان «همه‌چیزتمامی» به قول ما اصفهانی‌هاست که از دختر دم بخت طلب می‌کنند. اینکه «از هر انگشتش یک هنر بریزد» و جادوگری کند. این می‌شود که راحت نمی‌شود «بلد نبود».

✅ «نقص» است که باید انکار یا پوشانده شود.
درست است که شاغل تمام‌وقت هستی، ولی نمی‌شود به آراستگی خانه اهمیت ندهی (اگر نمی‌رسی، کمک بگیر و بخشی از حقوقت را به‌جبران بده؛ بقیه‌اش را هم بده برای آرایشگاه و باشگاه که نگویند زن شاغل «شلخته» است)

✅ اغلب عمدی در کار نیست. چیزی در ما درونی شده است. ناخودآگاه خیال می‌کنیم بابت «همه‌فن‌حریف نبودن» به بقیه بدهکاریم.
نیستیم.
ما آدم‌های محدودی هستیم با علایق متفاوت. به نظرم هر «نه بابا، دست‌پخت خانم دکتر عالیه» که برای «آبروداری» یا «دل‌داری» می‌گوییم، مشارکت در تقویت «اسطورهٔ ابرزن» است که گرچه ظاهراً تعریف است، در باطن مساوی فشار مضاعف و اضافه بار روانی و احساس ناکافی بودن دادن است.

✅ بیایید همین امروز دست از دویدن در این مسابقه برداریم. همین حالا بایستیم. آب بخوریم و مشخص کنیم اولویت‌مان در زندگی شخصی و روابط‌مان چیست و چطور می‌توانیم به‌نحو اصیلی در مسیر شکوفایی و تحقق آن حرکت کنیم.

@neocritic
❤48👍23
Critic l مریم نصر
هر انگشت یک هنر! ✅ در حال ریختن چای در آبدارخانه، به دوستم می‌گفتم تیرامیسویی که صبح خورده‌ام چطور حالم را عوض کرده. آقای آبدارچی پرسید: «خودتون درست کرده بودید؟» گفتم: «نه، دختر نوجوان همکار دیگرمان درست کرده بود.» دوستم سریع گفت: « تیرامیسو چیز خاصی نیست،…
✍️
پی‌نوشت:

زمان نوشتن رساله دکتری شدیداً لاغر شده بودم. یکی از مردهای فامیل از طریق همسرش برایم پیام فرستاد که بهش بگو « دنبال چیه؟ شبیه پیرزن‌ها شده. زنان جوان می‌گویند بُکشم و خوشگل‌ام کن، این مریم شما گفته بُکشم و دکترم کن».

✅ امروز دوستم گفت در پست کانال‌ات چیز مهمی را از قلم انداختی. اینکه فقط زن‌ها گرفتار و قربانی «اسطوره ابرزن» و کلیشه‌های آن نیستند. مردهایی که همسران مستقل/ شاغل دارند نیز مدام در معرض قضاوت سایر مردان هستند. هرچه مرتبه و موقعیت زن ممتازتر شود کنایه‌ها هم بیشتر خواهد شد. مرد باید خیلی آدم فهمیده و مقاومی باشد که تاثیر نگیرد و فشار مضاعفی به همسرش وارد نکند. درعین حال زن هم تحت فشار است که جوری رفتار کند مبادا همسرش آماج نیش‌وکنایه‌ها شود و احساس «شرم» کند و آن شرم به شکل سرخوردگی، خشم و آزار به خانواده و روابط صمیمانه بازگردد.

✅ زنان باید به الگوهای سنتی اطمینان بدهند که معیارهای آن را نقض نمی‌کنند. به این ترتیب، آگاهانه ترجیح می‌دهند جای اینکه دنبال موفقیت‌های تحصیلی، اجتماعی و شغلی بیشتری باشند، موافق پسند جامعه عمل کنند. ارتقا نخواهند، توقع قدرشناسی و تشویق نداشته باشند. موفقیت‌های حرفه‌ای خود را پنهان و کم‌رنگ کنند و مدام به همه ثابت کنند کافی و خوب هستند در همسری و مادری و دلبری و آشپزی و خانه‌داری و پذیرایی از مهمانان.

@neocritic
👍56❤18
Forwarded from تداعیات
عِرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری!
درباره‌ی تبعیض جنسیتی و مردانِ همیشه متهم

١. زن میان‌سال که تیپ اسپرت دارد، می‌آید پشت باجه و درخواست تمدید گذرنامه می‌دهد. کارهایش پیش می‌رود تا آن‌جا که می‌شنود: «همسرتون باید اجازه بدن برای خروج...» زن می‌گوید بار قبل از همسرش اجازه‌ی خروج گرفته. خانم متصدی توضیح می‌دهد که برای هر بار درخواست گذرنامه باید رضایت‌نامه داشته باشد. زن با کلافگی فرم‌ها را می‌چپاند توی کیف و زیر لب غر می‌زند «با شصت سال سن مثل بچه‌ها باید اجازه بگیرم؟ اصلاً با خودش دارم می‌رم که!»

٢. طبق معمول مسئولیت اجتماعی‌ام گل می‌کند. می‌روم جلو و به او توضیح می‌دهم که چگونه می‌تواند اذن خروج دائمی بگیرد تا دیگر نیازی به حضور همسرش نباشد. با وجود ناراحتی‌اش، آرام تشکر می‌کند و می‌گوید: «حالا این مسخره‌بازی‌ها چیه؟ مگه می‌خوام فرار کنم؟ والا همه‌ش به‌خاطر پوله!» پاسخی ندارم. وقتی طبق قانون، ترک منزل توسط زن تنها مسقط نفقه است و نمی‌توان او را به بازگشت الزام کرد، وصل کردن خروج از کشور زنان متأهل به رضایت همسر چه منطقی دارد؟

٣. در گروه دانشگاه بعد از مدت‌ها دوباره بحث تذکر حجاب شده. آن وسط‌ها یکی نوشته «مردها و زن‌ها از نظر روانی متفاوتن. مردها آستانه‌ی تحریکشون پایینه. مرد متأهل زن‌های بدون حجاب رو ببینه از همسرش سیر می‌شه. مرد مجرد به گناه می‌افته.» اعصابم به هم می‌ریزد. نمی‌دانم این توهین آشکار به مردها چرا همیشه نادیده گرفته شده؟ چرا مردها برایشان مهم نیست که این ایده‌ی «زن خودش رو بپوشونه تا مرد به گناه نیفته»، آن‌ها را فاقد خودکنترلی و تقوا و اراده‌ی انسانی در نظر می‌گیرد؟ چرا از میان این‌همه توجیه و تبیین برای حجاب، این یکی هنوز رواج دارد؟

۴. صدای بوق ممتد می‌آید و بعد یک فریاد بلند. بر می‌گردیم. زن موتورسوار که انگار نزدیک بوده با ماشین رو‌به‌رویی برخورد کند، از ما کمک می‌خواهد. می‌رویم سمتش. موتور را نگه می‌داریم. دست‌هایش می‌لرزند. دارد تشکر می‌کند که می‌گویم: «بدون گواهینامه خیلی خطرناکه‌ها خانم. خدای‌نکرده اتفاقی بیفته، داستان دارید.» با حسرت مخلوط با اعتراض می‌گوید: «چی‌کار کنم آقا؟ وقتی گواهینامه نمی‌دن، چی‌کار کنم؟» باز حرفی ندارم. هیچ‌جوره نمی‌توانم این تناقض را توجیه کنم که زنان می‌توانند ترک موتور بنشینند، اما دووجب جلوتر، نه!

۵. گروه‌ها را سرسری نگاهی می‌اندازم. توییتی حسابی دست به دست شده با عنوان «یک فریم از زن بودن در ایران». زنی از این موقعیت گفته که خواهرش نیاز به عمل جراحی دارد و بیمارستان بدون رضایت شوهر این‌کار را انجام نمی‌دهد. شوهر هم مدتی است خانه را رها کرده و رفته و خبری از او نیست. وکیلی پاسخ داده که برای عمل جراحی باید از دادستان اجازه بگیرد. کامنت می‌گذارم که اصرار بیمارستان‌ها برای اخذ رضایت شوهر، مستند به هیچ قانونی نیست و آن رضایت‌نامه فقط برای از سر باز کردن ادعاهای بعدی است. اما چه تفاوتی دارد؟ زنان دارند با این قانون‌های غیرقانونی زیست می‌کنند.

۶. این عرف‌ها و عادت‌ها و قانون‌های تبعیض‌آمیز که اغلب نه مستند شرعی دارند و نه پذیرش اجتماعی، هم‌چنان شکاف جنسیتی در فرهنگ رسمی را تداوم می‌بخشند. زنان بیش‌تری روز به روز به‌خاطر همین‌ محدودیت‌های بدون توجیه از دین و قانون فاصله می‌گیرند و مردان هم مدام با اتهام سوءاستفاده از حق رو‌به‌رو هستند - جدا از این‌که متأسفانه بعضاً این سوءاستفاده را هم انجام می‌دهند.

٧. چه‌کار کنیم؟ ما مردان چگونه ثابت کنیم که نمی‌خواهیم در جایگاه متهم بایستیم؟ چه‌طور می‌شود به خودمان قبولاند که هم مردسالاری سنتی و هم فمینیسم رادیکال، ما را در جایگاه متهم نشانده‌اند. مگر می‌شود مدام این را توضیح داد؟ مگر آموزش و تربیت ما از کودکی در راستای عدالت جنسیتی بوده است؟ چگونه می‌توان به این واقعیت رسید که تبعیض، در نهایت به نفع خودمان هم نیست؟ هنوز نمی‌دانم.

✍🏻 روح الله طالبی توتی

#زنان #حجاب #فمینیسم #دین #تبعیض #قانون

@tadaeeat
👍25❤7
⭐ در جایگاه یک دین‌پژوه با دل‌مشغولی مسائل جنسیتی، طبعاً به این توجه داشته‌ام که باید متون و نهادهای دینی را با خط‌کش آزادی و عدالت و کرامت انسانی سنجید و از نگاه‌های نو نپرهیزید. ولی از آن مهم‌تر این بوده که بسیاری از دولت‌ها چیزی را تجویز کرده‌اند و به نام دین و شریعت تثبیت کرده‌اند که از قضا در متون دینی نبوده یا در شرع رخصت‌ها و انعطاف‌هایی داشته که در قوانین مبتنی بر دین دیده نمی‌شود. یعنی آن قوانین به استناد به دین تثبیت می‌شوند، درحالی‌که حتی در سخت‌گیرانه‌ترین متون دینی هم خبری از آنها به این شکل نیست. روزی هم که سخن از تغییر قوانین می‌آید، به تقدس دین ارجاع می‌شود، باز هم در‌حالی‌که سخن آن متون دینی چیزی دیگر است.

برای نمونه هنگامی که سخن از اجازه شوهر برای دریافت گذرنامه می‌شود، به حکم تمکین زن از مرد در شرع ارجاع می‌شود. بعد هم گروهی سعی می‌کنند بدون اینکه در برداشت شرعی دست ببرند، اختیار زن (معمولاً زنان نخبه) را به حاکم شرع بدهند و گروهی دیگر می‌کوشند نقادانه بپرسند که چه مبناهای انسان‌شناختی درباره روابط زن و مرد و کرامت انسانی وجود داشته که از روز اول تمکین برای زن تجویز شده است. اما در متون دینی که نگاه کنیم تمکین متوقف بر نفقه است. یعنی اگر کسی برای حتی مدتی نفقه نگیرد، تمکین هم در آن مدت بر او واجب نیست. چطور یک کشور می‌تواند با استناد به دین برای همه زنان متأهل چیزی را تصویب کند که خود شرع هم آن را برای همه زنان تصویب نکرده است؟ (در ضمن توجه داشته باشیم که قوانین تمکین و نفقه با قوانین ازدواج و طلاق داستانی جدا دارد و آن را هم باید جداگانه بحث کرد.)

در اینجا از این سخن نمی‌گویم که آیا آن قانون شرعی قابل‌دفاع یا قابل‌نقد است یا باید اصولاً مبنای قانونگذاری باشد. سخنم این است که حتی روزی که قانونگذار بخواهد به آن ارجاع بدهد، به‌دقت ارجاع نداده است. قبلاً هم به این اشاره کرده بودم که قوانین شرعی تمکین ناظر به خانه است و بسط آن به کشور و دولت پیچیدگی‌هایی دارد که قانونگذار نادیده گرفته است. قانون گذرنامه (و الزام زن به کسب اجازه از شوهر برای کسب گذرنامه) مصوب سال ۱۳۵۱ است و خوب است بدانیم قانونگذاران با چه مبنایی این الزام را برای زنان گذاشتند؟


نمونه‌های دیگر را در این یادداشت ببینید که البته مدعای اصلی آن هم چیزی دیگر است، ولی نمونه‌های خوبی گنجانده است.

@ftofighi
❤7👍5
✍️

✅ در ادامه یادداشت‌های دوستان بزرگوار آقای طالبی‌توتی و خانم دکتر توفیقی بد ندیدم که من هم اشاره کنم به یکی از توجیهاتی که عموماً از آن برای تبیین نابرابری‌های فرهنگی و قانونی استفاده می‌کنند و ازقضا موضوع صحبت من در سخنرانی امشب هم هست.

✅ این که می‌گویند تقسیم کار «طبیعی» میان زن و مرد براساس تفاوت‌های «ذاتی» میان آن‌ها، برقراری عدالت میان زنان و مردان را نه به شیوه غربی با دادن «برابری»، بلکه با در نظر گرفتن نقش‌های اجتماعی آنان یعنی مردِ نان‌آور و زنِ مادر- خانه‌دار تنظیم کرده است. از این منظر عدالت به معنی مساوات نیست، بلکه به معنای این است که زنان و مردان هریک در جایگاه طبیعی و ذاتی خود صاحب حرمت و کرامت باشند.

✅ قدرت یعنی چه؟ قدرت «تواناییِ اثرگذاری، کنترل یا هدایت رفتار دیگران، رویدادها یا منابع به‌سوی هدفی معیّن.» است و قدرت در خانواده ایرانی به طور مطلق در دست مردان است، چون مسئولیت مادی به‌طور کامل بر عهده آنهاست، چون آنها تواناتر و عاقل‌ترند برای تشخیص مصالح خانواده.

✅ سالی هسلنگر، تعریف متفاوتی از قدرت برای سنجش عدالت به ما می‌دهد که البته بر بستر دموکراسی شکل گرفته نه اقتدارگرایی ولی جالب توجه است.

✅ می‌گوید ایجاد عدالت به معنای «داشتن قدرت چانه‌زنی» است. مطابق قوانین در خانواده ایرانی زنان و فرزندان هیچ امکانی برای «چانه‌زنی» ندارند تا آن حد که پدری جان فرزندش را می‌گیرد و آب از آب تکان نمی‌خورد. تنها امکان، به اجرا گذاشتن مهریه است که آن‌هم مساوی اعلان جنگ است. ضمن اینکه قوانین رسمی کشور به طور مکرر برای گرفتن این یگانه امکان چانه‌زنی «اصلاح» می‌شوند و علما برایش فتوا می‌دهند.

✅ سپردن کل اختیارات خانواده به مردان و معطل نگه داشتن زنان برای «اجازه»، اصرار بر خانه‌نشینی آنها، محدودکردن آنها برای داشتن هرگونه ثروت و قدرتی که به آنان امکان «چانه‌زنی» برای گرفتن «اجازه» بدهد هیچ معنایی جز ظلم ندارد.

✅ این را هم اضافه کنم که از میان بردن امکان چانه‌زنی نه فقط در خانواده ایرانی که به‌طور گسترده، با انواع قوانین و تبصره‌های حذفی یا سهمیه‌ای در کشور اعمال می‌شود. برای همین است که امروز اغلب مردم احساس می‌کنند به آنها «ظلم» می‌شود. آن‌ها امکان و صدایی برای چانه‌زنی در جهت بهبود شرایط‌شان پیدا نمی‌کنند. قوانین هم به نحو عجیبی به سمت انحصار قدرت در دست گروه‌ها و جریان‌های فکری مشخصی عمل می‌کند. به این ترتیب گرچه انتخابات داریم، ولی انتخاب چندانی نداریم برای فرستادن افرادی برای تصدی مناصب که «برای ما چانه‌زنی» کنند و البته موفق شوند، نه اینکه مثلا پیگیری مطالبه رای‌دهندگان برای رفع فیلترینگ در «رسانه ملی» مسخره شود.

@neocritic
❤14👍10
سالی هسلنگر

✅ پیش‌تر همین‌جا درباره تفاوت میان جنس و جنسیت نوشته بودم. اینجا هم مقاله‌ای درباره مفهوم نوظهور «جنسیت» ترجمه کرده‌ام که به کمک‌هایی اشاره دارد که ابداع این مفهوم به نظریه‌پردازان زنانه‌نگر کرده و می‌کند.

✅ تفکیک میان جنس زیستی و جنسیت اجتماعی، گرچه به عنوان یک ابزار نظری مزایایی فراوانی برای نظریه‌پردازی در حوزه زنان داشت، خیلی زود موضوع نقد قرار گرفت. از شناخته‌ترین منتقدان این نگاه دوتایی، جودیت باتلر و لوس ایری‌گاری هستند.

✅ سالی هَسلنگر، منتقد دیگری است که در ایران کمتر شناخته شده است. او فیلسوف تحلیلی و استاد دانشگاه ام.آی.تی است. هسلنگر با رویکردی تحلیلی به مسائل مرتبط با عدالت اجتماعی می‌پردازد. او می‌پرسد پدیده‌هایی مثل «نژاد» یا «جنسیت» چه نوع واقعیت‌هایی هستند؟ آیا واقعاً وجود دارند؟ آیا طبیعی هستند؟ آیا صرفاً بر اساس قرارداد اجتماعی ایجاد شده‌اند؟ و در مرحله بعدی اینکه چه نقشی در شکل‌گیری ساختارهای نابرابر اجتماعی و بی‌عدالتی دارند.

✅ هسلنگر معتقد است تمایز میان جنس/جنسیت بیش از حد ساده‌سازی شده است و در آثارش استدلال می‌کند پدیده‌هایی مانند نژاد یا جنس و جنسیت «واقعیت‌های اجتماعی» هستند؛ یعنی واقعی هستند، اما طبیعی نه.

✅ هسلنگر ایده‌های جالبی درباره رسالت فلسفه دارد. ایده‌ای که انتظار آن را از فیلسوفی تحلیلی که در برترین دانشگاه فناوری جهان تدریس می‌کند نداریم.

✅ او معتقد است ما باید مفاهیم اجتماعی را در جهت تحقق عدالت و برابری مهندسی کنیم!

✅ هَسلنگر می‌گوید ما به سه صورت می‌توانیم پاسخ بدهیم به پرسش از اینکه «الف چیست؟»

✅ اول پاسخی «مفهومی» است، یعنی مفهوم را توضیح دهیم و تحلیل کنیم. مثلاً توضیح دهیم جنسیت صرفاً مفهومی مؤدبانه برای اشاره به زن‌ها نیست، بلکه اشاره به وجوه تاریخی و اجتماعی زنانگی و مردانگی دارد. برای این قسم پاسخ می‌توانیم از روش «تعادل تأملی» جان راولز استفاده کنیم.

✅ اما شیوه دوم پاسخگویی، شیوه «توصیفی» است که کاری به مفاهیم ذهنی ما ندارد و سراغ پدیده‌ها می‌رود. همان کاری که علوم طبیعی و علوم اجتماعی می‌کنند. مثلاً ما این تعداد زن و مرد بیولوژیک داریم و این تعداد افرادی که در بدو تولد «میان‌جنسی» نامیده می‌شوند.

✅ شیوه سوم که خود هَسلنگر معرفی می‌کند و به آن معتقد است، شیوه «تحلیلی و بهگرانه» است. در این شیوه شما با مفهوم درگیر می‌شوید. می‌پرسید این مفاهیم دارند با زندگی‌های ما چه می‌کنند؟ اهداف معرفتی یا شناختی آنها چیست؟ آیا می‌شود در راستای تحقق عدالت در آن‌ها بازنگری کرد؟

✅ بازسازی و مهندسی مفاهیم اینجا اتفاق می‌افتد. در قلمرو متافیزیک اجتماعی. ما آگاهانه و عامدانه مفاهیم را بازسازی می‌کنیم تا بهتر به اهداف اخلاقی و اجتماعی ما کمک کنند. نمی‌پرسیم جنسیت/ نژاد چیست؟ می‌پرسیم «جنسیت/نژاد چه معنایی باید داشته باشد تا در ساختن جامعه‌ای عادلانه به ما کمک کند؟» او می‌گوید اینجا در تعریف مجدد، «زن» کسی است که در سلسله‌مراتب جنسیتی در موقعیت فرودست قرار می‌گیرد.

✅ هَسلنگر می‌گوید ما در سه سطح معنایی، مادی و تعاملی می‌توانیم مفاهیم را مهندسی کنیم. معانی و نمادهای فرهنگی و اجتماعی را بازتفسیر کنیم [مثال ملموس خیلی خارج از متن: جای تأکید بر مظلومیت حضرت زینب روی عاملیت، شجاعت و ایستادگی او مقابل ظلم تمرکز کنیم]. همچنین، تلاش کنیم قوانین و نهادها و رفتارها را به هر نحوی که می‌توانیم اصلاح کنیم و نهایتاً اینکه در تعاملات روزمره‌مان جلوه‌های زن‌ستیزی و نژادپرستی را بشناسیم و نسبت به استفاده خودمان و دیگران از آن حساس باشیم.



برای اطلاع بیشتر بنگرید به :

- Haslanger, S. (2012). Resisting reality: Social construction and social critique. Oxford University Press.

و این پادکست که مصاحبه شان کارول با سالی هسلنگر است در ماینداسکیپ.

@neocritic
👍13❤6