Critic l مریم نصر
✍️ ✅ استفاده بهجا و خلاقانه از تمثیل میتواند متنها را جاودانه کند. چندتا مقاله از مریلین فرای خواندم امروز. حسابی تحت تاثیر قرار گرفتم از توان او برای استفاده از زبان تصویری برای شرح نظریههایش. فرای از آن فیلسوفانی است که بهشان میگویند «فمنیست رادیکال»…
📚
مریلین فرای (۱۹۴۱ـ )
Marilyn Frye, (1983). Oppression. In The politics of reality: Essays in feminist theory (pp. 3–22). Crossing Press.
مریلین فرای (۱۹۴۱ـ )
Marilyn Frye, (1983). Oppression. In The politics of reality: Essays in feminist theory (pp. 3–22). Crossing Press.
❤7🕊2
Forwarded from نشر کرگدن
فرهیختۀ گرامی
نشر کرگدن در دهمین سال فعالیت خود و به مناسبت انتشار دویستمین کتابش، از شما برای شرکت در دورهمی دوستان نشر کرگدن دعوت میکند.
در این برنامه که با مشارکت فرهنگسرای نیاوران و مجلۀ بخارا برگزار میشود، میزبان برخی از دبیران و مترجمان و همکاران نشر کرگدن خواهیم بود:
مهدی اخوان
حمیده بحرینی
مالک حسینی
امیرحسین خداپرست
حسین شیخرضایی
بابک عباسی
محسن کرمی
حسین معصومی همدانی
محمدرضا معمارصادقی
مریم نصر اصفهانی
محمدمنصور هاشمی
مریم هاشمیان
و
علی دهباشی
زمان: پنجشنبه ۱۳ آذر، ساعت ۱۰ تا ۱۲
📍مکان: فرهنگسرای نیاوران، تهران، خیابان پاسداران، مقابل پارک نیاوران، سالن خلیج فارس
نشر کرگدن در دهمین سال فعالیت خود و به مناسبت انتشار دویستمین کتابش، از شما برای شرکت در دورهمی دوستان نشر کرگدن دعوت میکند.
در این برنامه که با مشارکت فرهنگسرای نیاوران و مجلۀ بخارا برگزار میشود، میزبان برخی از دبیران و مترجمان و همکاران نشر کرگدن خواهیم بود:
مهدی اخوان
حمیده بحرینی
مالک حسینی
امیرحسین خداپرست
حسین شیخرضایی
بابک عباسی
محسن کرمی
حسین معصومی همدانی
محمدرضا معمارصادقی
مریم نصر اصفهانی
محمدمنصور هاشمی
مریم هاشمیان
و
علی دهباشی
زمان: پنجشنبه ۱۳ آذر، ساعت ۱۰ تا ۱۲
📍مکان: فرهنگسرای نیاوران، تهران، خیابان پاسداران، مقابل پارک نیاوران، سالن خلیج فارس
❤20
Audio
Mohammad Reza Shajarian
⚡️ ببار ای بارون ببار
محمدرضا #شجریان 🎤
کیهان #کلهر
آلبوم #شب_سکوت_کویر
➖ خانهی شجریان ، رسانهی جامع شجریانیها ➖
Instagram | Telegram | Website | Twitte
محمدرضا #شجریان 🎤
کیهان #کلهر
آلبوم #شب_سکوت_کویر
➖ خانهی شجریان ، رسانهی جامع شجریانیها ➖
Instagram | Telegram | Website | Twitte
❤🔥12❤8
✍️
بیایید به مناسبت تصویب «اصلاح قانون مهریه» در مجلس که با قیمت طلا بهروز و مکرر اصلاح میشود و بیش از یک دهه مقاومت مجلس دربرابر تصویب لایحه «منع خشونت علیه زنان» و اصلاح سایر قوانین تبعیضآمیز که هرچه تغییر کند اینها «لایتغیر ابدی» هستند؛
یک مقاله خیلی خوب بخوانیم.
مقاله مشهور «پنج چهره ظلم» اثر آیریس ماریون یانگ با ترجمه و کوتاه سازی مترجم خوب حوزه مطالعات نظری زنانهنگر خانم منیژه نجمعراقی.
@neocritic
بیایید به مناسبت تصویب «اصلاح قانون مهریه» در مجلس که با قیمت طلا بهروز و مکرر اصلاح میشود و بیش از یک دهه مقاومت مجلس دربرابر تصویب لایحه «منع خشونت علیه زنان» و اصلاح سایر قوانین تبعیضآمیز که هرچه تغییر کند اینها «لایتغیر ابدی» هستند؛
یک مقاله خیلی خوب بخوانیم.
مقاله مشهور «پنج چهره ظلم» اثر آیریس ماریون یانگ با ترجمه و کوتاه سازی مترجم خوب حوزه مطالعات نظری زنانهنگر خانم منیژه نجمعراقی.
@neocritic
زنان امروز | صفحه اصلی
«زنان امروز» مجلهای تخصصی در حوزۀ مسائل زنان و از پرفروشترین مجلات در ایران است که از خرداد ۱۳۹۳ در تهران منتشر میشود. این نشریه مسائل و مشکلات زنان ایران را در حوزههای اجتماعی، فرهنگی، علمی، ادبی و هنری، به منظور اطلاعرسانی و توانمندسازی آنان و حساسسازی…
👍23❤3
Forwarded from کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
🔴بی حقتر کردن زنان خلاف حقوق و جامعه
امتداد ۱۳ آذر ۱۴۰۴
مصوبۀ جدید مجلس در مورد مهریه با بنیادهای حقوقی و فقهی وشرایط اجتماعی سخت در معارضه است. پیداست نمایندگانی که به این مصوبه رأی مثبت داده اند بیش از آنکه به فکر حل یکی از مسائل حقوق خانواده باشند و به مقتضیات جاری امور توجه کنند، باز هم به دنبال تحمیل دیدگاههای خود به جامعه بوده اند.
🔸طبق این مصوبه:
🔹مادۀ ۱-هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا ۱۴ سکه تمام بهارآزادی یامعادل آن باشد،وصول آن مشمول مقررات ماده (۲) قانون اجرای معافیتهای محکومیتهای مالی است. چنانچه مهریه بیش از این میزان باشد،درخصوص مازاد،فقط براساس ملائت زوج ( توانمندی مالی) قابل پرداخت است.
🔹 تبصره۳- مراد ازحبس دراین قانون اعم از «نگهداری شخص در زندان» یا «محدودکردن شخص با استفاده از نظارت سامانههای الکترونیکی» است.
🔹تبصره ۴- درمواردی که محکومٌعلیه به ازای دین، مالی دریافت نکرده مانند مهریه، دیه، خسارات ناشی ازجرائم غیرعمدی یاضمان قهری، صرفاً نظارت سامانههای الکترونیکی اعمال میشود.
🔸بنا براین:
🔹اول) شوهر برای عدم پرداخت بیش از ۱۴ سکه بازداشت نمی شود.
🔹دوم)اگر مهریه بیش از ۱۴ سکه باشد، زن برای مطالبۀ مقدار مازاد باید جداگانه اقدام کند. نکتۀ بسیار مهم این است که با توجه به قسمت آخر مادۀ یک که می گوید" مازاد، فقط براساس ملائت زوج ( توانمندی مالی) قابل پرداخت است"زن باید توانایی مالی شوهر را اثبات کند. تا امروز مرد باید اعسار و ناتوانی خود را اثبات می کرد ولی با این مصوبه اثبات توانایی بر عهدۀ زن است. این نیز تغییر بسیار مهم و به زیان زن است.
🔹سوم)این عبارت یعنی اگر زن نتواند ثابت کند که شوهر توانایی پرداخت مازاد بر ۱۴ سکه را دارد بقیۀ مهریه قابل مطالبه نبوده و بطور کلی منتفی می شود. حال آنکه در حال حاضر اگر درخواست اعسار مرد پذیرفته شود، مبلغ مهریه تقسیط می شود. اما با مقررات جدید دیگر مرد بابت بیش از ۱۴ سکه بدهی به زن نخواهد داشت. و زن دیگر نمی تواند آن را مطالبه کند.
🔹چهارم)حتی برای ۱۴ سکه نیز مرد به بازداشت نمی رود. بلکه همانگونه که در تبصره های ۳ و ۴ دیده می شود تحت نظارت سامانه های الکترونیکی قرار می گیرد. یعنی فقط پابند الکترونیکی به او وصل شده و می تواند آزادانه زندگی کند.
🔸ایرادات بزرگ:
🔹یکم: شخصاً با بازداشت مدیون وخصوصاً بازداشت مرد بخاطرمهریه مخالفم ولی درشرایط کنونی وعدم توازن حقوق زن ومرد،این تنها راه است که زن بتواند مهریۀ خود را مطالبه کند. با کدام ملاک عقلی عدد ۱۴ سکه را به عنوان یک عدد مرزی انتخاب کرده اند. عدد ۱۴ در بین مردم به اعتبار چهارده معصوم محترم است و معمولا این عدد را به عدد اصلی اضافه می کنند. مثلاً ۱۱۴ یا ۲۱۴ سکه و... . ولی قانونگذار می بایست ادلۀ عرفی و عقلی برای قانون نویسی داشته باشد.
🔹دوم: مهریه دین قطعی شوهر به زن است و از زمان وقوع عقد بر عهدۀ شوهر قرار می گیرد. مهریه آنقدر اهمیت دارد که یک دین ممتاز محسوب می شود. اگر مرد ورشکست شود یا فوت کند ابتدا باید مهریه ای که به زن بدهکار است از محل دارایی او پرداخت شود و بعد ماندۀ دارایی و ماترک به هزینه های دیگر برسد. قانونگذار هیچ مجوز قانونی و شرعی ندارد که در رابطۀ بین بدهکار و طلبکار مداخله کرده و امتیازاتی را به بدهکار بدهد و بستانکار را از حق قطعی خود محروم کند.این یک تبعیض نارواست.
🔹سوم:خرج که از کیسۀ مهمان بود/ حاتم طایی شدن آسان بود. اوج خطای نابخشودنی مجلس آنجاست که نوشته اند "مازاد(بر ۱۴ سکه )،فقط براساس ملائت ( توانمندی مالی) زوج قابل پرداخت است." یعنی اگر زن نتواند اثبات کند که مرد دارای توانایی مالی است، مبلغی که بیش از ۱۴ سکۀ بهار آزادی است، کلاً قابل نیست و دیگر نمی تواند آن را از مرد بستاند. حتی دیگر قسط بندی هم نمی شود. بقیۀ مهریه بطور کلی منتفی است. در واقع گویی قانونگذار بقیۀ مهریه را به مرد بخشیده است. چنین حکمی اکیداً با ساده ترین و بدیهی ترین اصول حقوقی و فقهی از جمله اصل بقای دین در تضاد است و عجبا به نمایندگانی که چنین چیزی تصویب کرده اند. عجیب تر انکه با توجه به اطلاق همین ماده اگر چند سال بعد مرد ثروتمند شود، دیگر زن نمی تواند سراغش برود و مهریه اش را طلب کند. وقتی شریعت مهریه را حق قطعی زن می داند، منتفی کردن قسمتی از آن خلاف آشکار شرع است.
🔹چهارم:وقتی زن و مرد در عقد ازدواج چیزی را به عنوان مهریه معین می کنند، دینی برعهدۀ مرد مستقر می شود که مکلف به ادای آن است. این یک رابطۀ خصوصی بین زن و مرد است که مطابق با شریعت و قانون شکل گرفته است. مرد تا زمانی که ادای دین نکرده باشد، مدیون است. طبق اصل حاکمیت اراده که مقبول حقوق و فقه است، حکومت نمی تواند وارد این رابطۀ مشروع و قانونی شده و بخشی از دین را غیرقابل پرداخت اعلام کند.
متن کامل👇👇
امتداد ۱۳ آذر ۱۴۰۴
مصوبۀ جدید مجلس در مورد مهریه با بنیادهای حقوقی و فقهی وشرایط اجتماعی سخت در معارضه است. پیداست نمایندگانی که به این مصوبه رأی مثبت داده اند بیش از آنکه به فکر حل یکی از مسائل حقوق خانواده باشند و به مقتضیات جاری امور توجه کنند، باز هم به دنبال تحمیل دیدگاههای خود به جامعه بوده اند.
🔸طبق این مصوبه:
🔹مادۀ ۱-هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا ۱۴ سکه تمام بهارآزادی یامعادل آن باشد،وصول آن مشمول مقررات ماده (۲) قانون اجرای معافیتهای محکومیتهای مالی است. چنانچه مهریه بیش از این میزان باشد،درخصوص مازاد،فقط براساس ملائت زوج ( توانمندی مالی) قابل پرداخت است.
🔹 تبصره۳- مراد ازحبس دراین قانون اعم از «نگهداری شخص در زندان» یا «محدودکردن شخص با استفاده از نظارت سامانههای الکترونیکی» است.
🔹تبصره ۴- درمواردی که محکومٌعلیه به ازای دین، مالی دریافت نکرده مانند مهریه، دیه، خسارات ناشی ازجرائم غیرعمدی یاضمان قهری، صرفاً نظارت سامانههای الکترونیکی اعمال میشود.
🔸بنا براین:
🔹اول) شوهر برای عدم پرداخت بیش از ۱۴ سکه بازداشت نمی شود.
🔹دوم)اگر مهریه بیش از ۱۴ سکه باشد، زن برای مطالبۀ مقدار مازاد باید جداگانه اقدام کند. نکتۀ بسیار مهم این است که با توجه به قسمت آخر مادۀ یک که می گوید" مازاد، فقط براساس ملائت زوج ( توانمندی مالی) قابل پرداخت است"زن باید توانایی مالی شوهر را اثبات کند. تا امروز مرد باید اعسار و ناتوانی خود را اثبات می کرد ولی با این مصوبه اثبات توانایی بر عهدۀ زن است. این نیز تغییر بسیار مهم و به زیان زن است.
🔹سوم)این عبارت یعنی اگر زن نتواند ثابت کند که شوهر توانایی پرداخت مازاد بر ۱۴ سکه را دارد بقیۀ مهریه قابل مطالبه نبوده و بطور کلی منتفی می شود. حال آنکه در حال حاضر اگر درخواست اعسار مرد پذیرفته شود، مبلغ مهریه تقسیط می شود. اما با مقررات جدید دیگر مرد بابت بیش از ۱۴ سکه بدهی به زن نخواهد داشت. و زن دیگر نمی تواند آن را مطالبه کند.
🔹چهارم)حتی برای ۱۴ سکه نیز مرد به بازداشت نمی رود. بلکه همانگونه که در تبصره های ۳ و ۴ دیده می شود تحت نظارت سامانه های الکترونیکی قرار می گیرد. یعنی فقط پابند الکترونیکی به او وصل شده و می تواند آزادانه زندگی کند.
🔸ایرادات بزرگ:
🔹یکم: شخصاً با بازداشت مدیون وخصوصاً بازداشت مرد بخاطرمهریه مخالفم ولی درشرایط کنونی وعدم توازن حقوق زن ومرد،این تنها راه است که زن بتواند مهریۀ خود را مطالبه کند. با کدام ملاک عقلی عدد ۱۴ سکه را به عنوان یک عدد مرزی انتخاب کرده اند. عدد ۱۴ در بین مردم به اعتبار چهارده معصوم محترم است و معمولا این عدد را به عدد اصلی اضافه می کنند. مثلاً ۱۱۴ یا ۲۱۴ سکه و... . ولی قانونگذار می بایست ادلۀ عرفی و عقلی برای قانون نویسی داشته باشد.
🔹دوم: مهریه دین قطعی شوهر به زن است و از زمان وقوع عقد بر عهدۀ شوهر قرار می گیرد. مهریه آنقدر اهمیت دارد که یک دین ممتاز محسوب می شود. اگر مرد ورشکست شود یا فوت کند ابتدا باید مهریه ای که به زن بدهکار است از محل دارایی او پرداخت شود و بعد ماندۀ دارایی و ماترک به هزینه های دیگر برسد. قانونگذار هیچ مجوز قانونی و شرعی ندارد که در رابطۀ بین بدهکار و طلبکار مداخله کرده و امتیازاتی را به بدهکار بدهد و بستانکار را از حق قطعی خود محروم کند.این یک تبعیض نارواست.
🔹سوم:خرج که از کیسۀ مهمان بود/ حاتم طایی شدن آسان بود. اوج خطای نابخشودنی مجلس آنجاست که نوشته اند "مازاد(بر ۱۴ سکه )،فقط براساس ملائت ( توانمندی مالی) زوج قابل پرداخت است." یعنی اگر زن نتواند اثبات کند که مرد دارای توانایی مالی است، مبلغی که بیش از ۱۴ سکۀ بهار آزادی است، کلاً قابل نیست و دیگر نمی تواند آن را از مرد بستاند. حتی دیگر قسط بندی هم نمی شود. بقیۀ مهریه بطور کلی منتفی است. در واقع گویی قانونگذار بقیۀ مهریه را به مرد بخشیده است. چنین حکمی اکیداً با ساده ترین و بدیهی ترین اصول حقوقی و فقهی از جمله اصل بقای دین در تضاد است و عجبا به نمایندگانی که چنین چیزی تصویب کرده اند. عجیب تر انکه با توجه به اطلاق همین ماده اگر چند سال بعد مرد ثروتمند شود، دیگر زن نمی تواند سراغش برود و مهریه اش را طلب کند. وقتی شریعت مهریه را حق قطعی زن می داند، منتفی کردن قسمتی از آن خلاف آشکار شرع است.
🔹چهارم:وقتی زن و مرد در عقد ازدواج چیزی را به عنوان مهریه معین می کنند، دینی برعهدۀ مرد مستقر می شود که مکلف به ادای آن است. این یک رابطۀ خصوصی بین زن و مرد است که مطابق با شریعت و قانون شکل گرفته است. مرد تا زمانی که ادای دین نکرده باشد، مدیون است. طبق اصل حاکمیت اراده که مقبول حقوق و فقه است، حکومت نمی تواند وارد این رابطۀ مشروع و قانونی شده و بخشی از دین را غیرقابل پرداخت اعلام کند.
متن کامل👇👇
Telegraph
🔴بیحقتر کردن زنان خلاف حقوق و جامعه
امتداد ۱۳ آذر ۱۴۰۴ 🔶️مصوبۀ جدید مجلس در مورد مهریه با بنیادهای حقوقی، موازین فقهی وشرایط اجتماعی سخت در معارضه است. پیداست نمایندگانی که به این مصوبه رأی مثبت داده اند بیش از آنکه به فکر حل یکی از مسائل حقوق خانواده باشند و به مقتضیات جاری امور توجه کنند،…
👍24👎4
Forwarded from گرهگاه
حلقهٔ مطالعاتی یکچند و گرهگاه برگزار میکنند:
▫️ دایره
جلسهٔ چهارم: حساسیت جنسیتی در شهر تهران
🗣 تسهیلگر: لیلا لرستانی
🕓 سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴
ساعت ۱۷ تا ۱۹
🔹️این جلسه را با مرور دو کتاب و چند مفهوم آغاز میکنیم. با هم چند سناریوی شهروندی میچینیم و از خلال دیدگاههای شرکتکنندگان دربارهی آن سناریوها تصور، تداعی و گفتوگو میکنیم. یکدیگر را میبینیم، میشنویم و احتمالا در نهایت درک میکنیم. تلاش میکنیم با دستکم یک ویژگی مشترک از جلسه بیرون برویم؛ حساسیت جنسیتی.
🔹️ از شرکتکنندگان دعوت میشود پیش از جلسه نگاهی به کتاب «شهرِ حامیِ حقوقِ زنان (در جستجوی فضای شهری)» بیندازند و به حق خود بر شهر بیندیشند.
📍تقاطع خیابان وصال و ایتالیا، دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران، طبقه دوم
🔸️ برای رزرو و اطلاعات بیشتر به آیدی @gerehgah_admin در تلگرام پیام دهید
🔻کانالهای تلگرامی:
@gerehgah_group
@halghe_yekchand
▫️ دایره
جلسهٔ چهارم: حساسیت جنسیتی در شهر تهران
🗣 تسهیلگر: لیلا لرستانی
🕓 سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴
ساعت ۱۷ تا ۱۹
🔹️این جلسه را با مرور دو کتاب و چند مفهوم آغاز میکنیم. با هم چند سناریوی شهروندی میچینیم و از خلال دیدگاههای شرکتکنندگان دربارهی آن سناریوها تصور، تداعی و گفتوگو میکنیم. یکدیگر را میبینیم، میشنویم و احتمالا در نهایت درک میکنیم. تلاش میکنیم با دستکم یک ویژگی مشترک از جلسه بیرون برویم؛ حساسیت جنسیتی.
🔹️ از شرکتکنندگان دعوت میشود پیش از جلسه نگاهی به کتاب «شهرِ حامیِ حقوقِ زنان (در جستجوی فضای شهری)» بیندازند و به حق خود بر شهر بیندیشند.
📍تقاطع خیابان وصال و ایتالیا، دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران، طبقه دوم
🔸️ برای رزرو و اطلاعات بیشتر به آیدی @gerehgah_admin در تلگرام پیام دهید
🔻کانالهای تلگرامی:
@gerehgah_group
@halghe_yekchand
❤7
Forwarded from نطقیات
شرکت در این نشست برای عموم آزاد است.
لینک ثبتنام رایگان: اینجا.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
📽️ پیشنهاد تماشا
✅ اولین بار که خبری درباره فیلم ارزش عاطفی(۲۰۲۵) دیدم فکر کردم کتابی چیزی است که چون مربوط به حوزهای است که در آن مطالعه و جستجو میکنم خبرش در صفحههای مجازیام آمده. بعد فهمیدم فیلم است. توجهام را جلب کرد و منتظر بودم منتشر بشود. تازگی دیدمش.
✅ فیلم نروژی به کارگردانی یواکیم ترییر ، پر از ظرافت با بازیهای درخشان که تا عمق روح آدم نفوذ میکند.
فیلم درباره قدرت نابودگر و درعین حال سازنده عواطف آدمی است در نسبت با عزیزانش.
✅ زمانی که روحتان آرام بود، یک شب خلوت و ساکت برای دیدنش کنار بگذارید.
@neocritic
✅ اولین بار که خبری درباره فیلم ارزش عاطفی(۲۰۲۵) دیدم فکر کردم کتابی چیزی است که چون مربوط به حوزهای است که در آن مطالعه و جستجو میکنم خبرش در صفحههای مجازیام آمده. بعد فهمیدم فیلم است. توجهام را جلب کرد و منتظر بودم منتشر بشود. تازگی دیدمش.
✅ فیلم نروژی به کارگردانی یواکیم ترییر ، پر از ظرافت با بازیهای درخشان که تا عمق روح آدم نفوذ میکند.
فیلم درباره قدرت نابودگر و درعین حال سازنده عواطف آدمی است در نسبت با عزیزانش.
✅ زمانی که روحتان آرام بود، یک شب خلوت و ساکت برای دیدنش کنار بگذارید.
@neocritic
👍10❤8
📽️ برویم مستند ببینیم:
مستند
اینجا و جایی دیگر
این فیلم درباره فرقه، اتوپیا و کودکان سرگردانی است که معمولاً در معماری آرمانشهرها جایی برایشان نیست.
آرمانشهری که مهندسیشده؛ فضایی کاملاً حسابشده که در آن حضور کودک «اضافه» است. کودک مادر را گرفتار میکند، حواس پدر را پرت میکند، والدین را با لذات دنیوی به این جهان زنجیر میکند. حضورش جدیتِ «هدف بزرگ» را میشکند و عشقی را هدر میدهد که قرار بود صرفاً در خدمت آرمانِ شهر باشد.
مشتاقم برای دیدن و شنیدن روایت کودکی که بزرگ شده؛ گلناز ملک.
✅ خرید بلیط برای عموم امکانپذیر شد:
https://cinematicket.org/movie/detail/9127
@neocritic
مستند
اینجا و جایی دیگر
این فیلم درباره فرقه، اتوپیا و کودکان سرگردانی است که معمولاً در معماری آرمانشهرها جایی برایشان نیست.
آرمانشهری که مهندسیشده؛ فضایی کاملاً حسابشده که در آن حضور کودک «اضافه» است. کودک مادر را گرفتار میکند، حواس پدر را پرت میکند، والدین را با لذات دنیوی به این جهان زنجیر میکند. حضورش جدیتِ «هدف بزرگ» را میشکند و عشقی را هدر میدهد که قرار بود صرفاً در خدمت آرمانِ شهر باشد.
مشتاقم برای دیدن و شنیدن روایت کودکی که بزرگ شده؛ گلناز ملک.
✅ خرید بلیط برای عموم امکانپذیر شد:
https://cinematicket.org/movie/detail/9127
@neocritic
❤6🕊4
✍️
درباره سفید بودن
✅ اگر مخاطب برنامههای تخصصی (در هر رشتهای شاید جز مطالعات زنان) باشید لابد مواجه شدهاید با این واقعیت که اغلب تعداد زنان سخنران یا مدرس خیلی کمتر از مردان و در بیشتر مواقع «هیچ» است. بعد از ۱۴۰۱ این مطالبه نسبتا گسترده طرح شد که در هر رویداد و گردهمایی از متخصصان زن هم استفاده شود و در واقع برگزارکنندگان نسبت به این موضوع «حساسیت جنسیتی» داشته باشند.
از آنجا که اغلب برگزارکنندگان مرد هستند «امتیاز تصمیمگیری» در این زمینه همچنان با مردان است. زنها دست بالا میتوانند اعتراض کنند و منسوب شوند به «دارودسته فمینیستهای جیغ جیغو».
✅ نکته دیگری که بعد از ۱۴۰۱ اهمیت یافته پوشش زنان سخنران و گاه شرکتکننده در رویدادها تخصصی است. شمار قابل توجهی از زنان متخصص، که پیشتر هم بابت «رد صلاحیت عمومی» با محرومیتهای زیادی مواجه شده بودند، از تریبونهای غیررسمیتر هم حذف میشوند، چون برگزارکنندگان حاضر نیستند/نمیتوانند هزینه حضور آنها و محرومیتهای ناشی از آن را بپذیرند.
✅ در این بین زنانی هم هستند که صلاحیت عمومیشان مورد تایید است، ولو با اغماض. این زنان هم فشار مضاعفی را تحمل میکنند که اغلب باعث میشود بهطور خودخواسته از حضور منصرف شوند:
✔️ از یکطرف رصد شدن از جانب محل کار و حتی همکاران مردی (یا زنی) که ممکن است اهل و عیال خودشان هیچ «صلاحیت عمومی» نداشته باشند، ولی از گوشی به گوشی چرخاندن تصویر/ سخنان/ نوشتههای همکاران زن و رساندن آنها به حراست مجموعه و آسیب به وضعیت شغلی انها دریغ نمیکنند.
✔️ از طرف دیگر حس بد و عذاب وجدان در قبال همصنفان زنی که رغم تخصص و دانش بالا بابت پوشششان به حاشیه رانده و گاهی منزوی میشوند.
✔️ اینها در کنار فشار رسانهای و قضاوت بیرحمانه جمعی در شبکههای اجتماعی، بابت ظاهر فیزیکی، نحوه لباس پوشیدن، نوع حجاب، نوع نشستن یا ایستادن ... باعث میشود گروه دیگری از زنان نیز خودخواسته حذف شوند.
✅ چه کسی میتواند همزمان در همه این زمینها طاقت بیاورد و لبخند بزند و تازه با خشم همجنسانِ همصنفش مواجه شود یا بالاتر عذاب وجدان داشته باشد که حضورش همزمان با غیاب بقیه نحوی مشارکت در بقای چرخه تبعیض است.
این میشود که «همان همیشگیها» میمانند که ماه و خورشید و فلک درکارند تا صدای مسلط باقی باشند.
✅ مریلین فرای مقاله مشهوری دارد با عنوان «درباره سفید بودن» و در آن به تجربه خودش اشاره میکند از مواجه با فمینیستهای سیاهپوست که همیشه معترض بودند. تعریف میکند حتی زمانیکه ما جلسه گذاشته بودیم ببینیم چطور به اعتراضات آنها رسیدگی کنیم باز همچنان معترض بودند که آخر چرا شما باید «تصمیم بگیرید» در باره نحوه حضور ما[لامصبا]!
او اشاره میکند ما اغلب متوجه نیستیم چطور از امتیاز تعلقداشتن به سفیدها (به عنوان یک طبقه سیاسی و اجتماعی نه رنگ پوست) بهرمند میشویم. او میگوید ما نمیتوانیم «نژادپرست» نباشیم. همین که حتی به آن آگاه نیستیم هم بخشی از امتیازی است که برخورداریهای نظاممندمان را برای ما نامرئی کرده است.
✅ فرای هیچ راه حل سادهای پیشنهاد نمیدهد. او میگوید سفیدها باید از امتیاز خود که به آنها امکان میدهد تبعیض را «ببینند یا نادیده بگیرند» استفاده کرده و دیدن را انتخاب کنند. سفیدها باید امکان سخن گفتن برای سیاهها را فراهم کنند، نه اینکه به جای آنها سخن بگویند.
@neocritic
درباره سفید بودن
✅ اگر مخاطب برنامههای تخصصی (در هر رشتهای شاید جز مطالعات زنان) باشید لابد مواجه شدهاید با این واقعیت که اغلب تعداد زنان سخنران یا مدرس خیلی کمتر از مردان و در بیشتر مواقع «هیچ» است. بعد از ۱۴۰۱ این مطالبه نسبتا گسترده طرح شد که در هر رویداد و گردهمایی از متخصصان زن هم استفاده شود و در واقع برگزارکنندگان نسبت به این موضوع «حساسیت جنسیتی» داشته باشند.
از آنجا که اغلب برگزارکنندگان مرد هستند «امتیاز تصمیمگیری» در این زمینه همچنان با مردان است. زنها دست بالا میتوانند اعتراض کنند و منسوب شوند به «دارودسته فمینیستهای جیغ جیغو».
✅ نکته دیگری که بعد از ۱۴۰۱ اهمیت یافته پوشش زنان سخنران و گاه شرکتکننده در رویدادها تخصصی است. شمار قابل توجهی از زنان متخصص، که پیشتر هم بابت «رد صلاحیت عمومی» با محرومیتهای زیادی مواجه شده بودند، از تریبونهای غیررسمیتر هم حذف میشوند، چون برگزارکنندگان حاضر نیستند/نمیتوانند هزینه حضور آنها و محرومیتهای ناشی از آن را بپذیرند.
✅ در این بین زنانی هم هستند که صلاحیت عمومیشان مورد تایید است، ولو با اغماض. این زنان هم فشار مضاعفی را تحمل میکنند که اغلب باعث میشود بهطور خودخواسته از حضور منصرف شوند:
✔️ از یکطرف رصد شدن از جانب محل کار و حتی همکاران مردی (یا زنی) که ممکن است اهل و عیال خودشان هیچ «صلاحیت عمومی» نداشته باشند، ولی از گوشی به گوشی چرخاندن تصویر/ سخنان/ نوشتههای همکاران زن و رساندن آنها به حراست مجموعه و آسیب به وضعیت شغلی انها دریغ نمیکنند.
✔️ از طرف دیگر حس بد و عذاب وجدان در قبال همصنفان زنی که رغم تخصص و دانش بالا بابت پوشششان به حاشیه رانده و گاهی منزوی میشوند.
✔️ اینها در کنار فشار رسانهای و قضاوت بیرحمانه جمعی در شبکههای اجتماعی، بابت ظاهر فیزیکی، نحوه لباس پوشیدن، نوع حجاب، نوع نشستن یا ایستادن ... باعث میشود گروه دیگری از زنان نیز خودخواسته حذف شوند.
✅ چه کسی میتواند همزمان در همه این زمینها طاقت بیاورد و لبخند بزند و تازه با خشم همجنسانِ همصنفش مواجه شود یا بالاتر عذاب وجدان داشته باشد که حضورش همزمان با غیاب بقیه نحوی مشارکت در بقای چرخه تبعیض است.
این میشود که «همان همیشگیها» میمانند که ماه و خورشید و فلک درکارند تا صدای مسلط باقی باشند.
✅ مریلین فرای مقاله مشهوری دارد با عنوان «درباره سفید بودن» و در آن به تجربه خودش اشاره میکند از مواجه با فمینیستهای سیاهپوست که همیشه معترض بودند. تعریف میکند حتی زمانیکه ما جلسه گذاشته بودیم ببینیم چطور به اعتراضات آنها رسیدگی کنیم باز همچنان معترض بودند که آخر چرا شما باید «تصمیم بگیرید» در باره نحوه حضور ما[لامصبا]!
او اشاره میکند ما اغلب متوجه نیستیم چطور از امتیاز تعلقداشتن به سفیدها (به عنوان یک طبقه سیاسی و اجتماعی نه رنگ پوست) بهرمند میشویم. او میگوید ما نمیتوانیم «نژادپرست» نباشیم. همین که حتی به آن آگاه نیستیم هم بخشی از امتیازی است که برخورداریهای نظاممندمان را برای ما نامرئی کرده است.
✅ فرای هیچ راه حل سادهای پیشنهاد نمیدهد. او میگوید سفیدها باید از امتیاز خود که به آنها امکان میدهد تبعیض را «ببینند یا نادیده بگیرند» استفاده کرده و دیدن را انتخاب کنند. سفیدها باید امکان سخن گفتن برای سیاهها را فراهم کنند، نه اینکه به جای آنها سخن بگویند.
@neocritic
❤24👍13
Forwarded from مطالعات جنسیت و سکسوالیته
⭕️ خشونت در میدانهای زندگی
روایتها، ساختارها و بدنهای زنانه در جهان معاصر
ویژهنامه ۲۵ نوامبر
روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان
🖇️دریافت متن
@anthropologyofgender
روایتها، ساختارها و بدنهای زنانه در جهان معاصر
ویژهنامه ۲۵ نوامبر
روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان
🖇️دریافت متن
@anthropologyofgender
❤1
Forwarded from مطالعات جنسیت و سکسوالیته
ویژهنامه_روز_مبارزه_با_خشونت_علیه_زنان.pdf
3.7 MB
✍️خشونت در میدانهای زندگی
روایتها، ساختارها و بدنهای زنانه در جهان معاصر
ناشر: کارگروه مطالعات جنسیت
انجمن انسانشناسی ایران
جمعی از نویسندگان
@anthropologyofgender
روایتها، ساختارها و بدنهای زنانه در جهان معاصر
ناشر: کارگروه مطالعات جنسیت
انجمن انسانشناسی ایران
جمعی از نویسندگان
@anthropologyofgender
❤7👍2
Forwarded from Inekas | انعکاس
💎 مرور مجموعه مقالات «مرجعیت (اتوریته، قدرت) دینی زنان در اسلام شیعی؛ گذشته و حال» به ویراستاری مشترک میریام کونکلر و دوین استوارت
🔵 اطلاعات کتابشناختی
Mirjam Kunkler & Devin J. Stewart. Female Religious Authority in Shi'i Islam. Edinburgh University Press, 2021.
⬇️ دریافت فایل کامل کتاب (دسترسی آزاد)
معرفی بهکوشش: مینا صالحی
کتاب حاضر مجموعهٔ مقالات منتخب از همایش بینالمللی «عالمات، محدثات و مجتهدات؛ گذشته و حال مرجعیت دینی زنان در اسلام شیعی» است که ۶ تا ۸ مارس ۲۰۱۴ در دانشگاه پرینستون برگزار شد.
🎞 ایدهٔ اولیهٔ نگارش کتاب از دل تجربهٔ میریام کونکلر برآمده است؛ هنگامی که او بهطور اتفاقی متوجه شد یک تفسیر کامل قرآن وجود دارد که نویسندهاش یک بانوی ایرانی بهنام نصرت امین است اما نامش و کتاب تفسیرش بسیار مهجور و مغفول مانده است... باقی ماجرا را در ویدئوی بالا ببینید.
🔅 کونکلر و استوارت در این کتاب، مجموعهٔ مقالاتی را گردآوری کردهاند که نمونههایی از قدرت، مرجعیت دینی، تأثیرگذاری و نفوذ اجتماعی زنان شیعه را در بازهٔ زمانی صدر اسلام تا عصر مدرن در ایران، عراق و سوریه بازنمایی میکند.
هدف از گردآوری مقالات و نگارش این کتاب بررسی تحولات پژوهشی در زمینهٔ مطالعات زنان در اسلام و پرداختن به فعالیتهای زنانی بوده است که در صفحات تاریخ گم شده و نامشان در روندهای تاریخنویسی مردانه و مردسالارانه از قلم افتاده و مغفول مانده است.
💳 مقالات موجود در این کتاب به مصداقها و نمونههایی از زنان دارای مرجعیت و قدرت در شیعه نظیر زنان خانوادهٔ پیامبر و اهل بیت، کنیزانی که در خانهٔ ائمه رشد یافتند و تربیت شدند و همچنین زنان خانوادهٔ سلطنتی در عصر صفویه پرداختهاند. سعی نویسندگان بر این بوده که نشان دهند علیرغم تصور رایج مبنیبر مردانه بودن قدرت و مرجعیت دینی در اسلام، زنان مسلمان شیعه در دورههای مختلف تاریخی نقشهای برجسته و کلیدی در شکلدهی به سنت علمی اسلامی ایفا کردهاند.
نویسندگان این مقالات با بررسیهای تاریخی و تطبیقی، زندگی و مسیر حرفهای این زنان را بهعنوان محدث، فقیه، متکلم، قاضی، معلم قرآن، رهبر دینی و نماینده یا وکیل فقهای مرد بررسی کردهاند و چگونگی مشارکت اجتماعی و تأثیرگذاری آنان بر جامعه دینی را واکاویدهاند.
این کتاب مرجع ارزشمندی برای پژوهشگران مطالعات اسلامی، جنسیت و تشیع و نیز مطالعات حقوق زنان در اسلام است و امکان تحلیل مقایسهای میان مرجعیت دینی زنان در جوامع اسلامی شیعه و سنی را فراهم میکند.
⭐️ معرفی نویسندگان کتاب
میریام کونکلر پژوهشگر کالج مطالعات پیشرفتهٔ سوئد است. او پیش از این در دانشگاه پرینستون «مطالعات خاور نزدیک» را تدریس میکرد. مقالات او در نشریات معتبری همچون مجلهٔ بریتانیایی «مطالعات خاورمیانه»، «دایرةالمعارف اسلام و زنان آکسفورد» و «مرور مطالعات آسیایی» منتشر شده است. او همچنین کتابهایی نظیر «عصر سکولار فراتر از غرب» (۲۰۱۸) را نوشته است.
دوین استوارت دارای مدرک دکترای مطالعات عربی و اسلامی از دانشگاه پنسیلوانیا است. پژوهشهای گستردهٔ او دربارهٔ اسلام شیعی و قرآن، فقه، تقیه در اسلام، مباحثات میان سنیها و شیعیان و سایر موضوعات در مطالعات عربی و اسلامی متمرکز است. او از سخنرانان🔵 پنجمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس بوده و نویسندهٔ کتابهای «قانون و جامعه در اسلام» (۱۹۹۶)، «راستکیشی فقهی» (۱۹۹۸) و «اختلافات فقها» (۲۰۱۵) است.
🗂 فهرست مقالات کتاب و نام نویسندگان
۱. مقدمه: قدرت دینی زنان در اسلام شیعی؛ گذشته و حال
میریام کونکلر و دوین استوارت
۲. تاریخ فراموششدهٔ قدرت دینی زنان در اسلام
میریام کونکلر
۳. امسلمه؛ نمونهای از مرجعیت و اقتدار یک زن که به قدرت مشروعیت میبخشد
یاسمین امین
۴. وارث پیامبر؛ خطبهٔ فاطمه بهمثابهٔ نمونهٔ نخستین مرجعیت و اقتدار دینی زنان در اسلام
آلیسا گابای
۵. قدرت دینی زنان در زمان ائمهٔ شیعه
لیاقت تکیم
۶. آن زن نباید در میان مردان صدایش را بلند کند؛ مباحث فقه امامیه علیه (و له) قضاوت زنان
رابرت گلیو
۷. مناظرهٔ حسنیه در دستگاه هارونالرشید؛ جدالهای فرقهای و قدرت دینی زنان
دوین استوارت
۸. لیلی، ملکهٔ بهشت، اثر [هنری] محمدی هروی
مایکل باری
۹. دختران پادشاهان، قیمومیت و تولید دانش در عصر صفوی در ایران
یوسف اونال
۱۰. زندگی دو زن مجتهد؛ قدرت دینی زنان در قرن بیستم در ایران
میریام کونکلر و روجا فضائلی
۱۱. نیمهٔ دیگر رسالت؛ آمنه بنتالهدی بهعنوان وکیل و نمایندهٔ محمدباقر صدر
رافائل مائوریللو
۱۲. عالمات [در منطقهٔ] سیده زینب [یا زینبیه در حومهٔ دمشق]؛ قدرت دینی زن شیعه در حوزهٔ علمیهٔ سوریه
ادیث سانتو
۱۳. حوزههای علمیهٔ زنان در ایران؛ سیستمی متنوع علیرغم تلاشهای دولتی برای وحدتبخشی و استانداردسازی
مریم روتنر
⬇️ دریافت فایل کتاب
#انعکاس_کتاب
@inekas
Mirjam Kunkler & Devin J. Stewart. Female Religious Authority in Shi'i Islam. Edinburgh University Press, 2021.
معرفی بهکوشش: مینا صالحی
کتاب حاضر مجموعهٔ مقالات منتخب از همایش بینالمللی «عالمات، محدثات و مجتهدات؛ گذشته و حال مرجعیت دینی زنان در اسلام شیعی» است که ۶ تا ۸ مارس ۲۰۱۴ در دانشگاه پرینستون برگزار شد.
هدف از گردآوری مقالات و نگارش این کتاب بررسی تحولات پژوهشی در زمینهٔ مطالعات زنان در اسلام و پرداختن به فعالیتهای زنانی بوده است که در صفحات تاریخ گم شده و نامشان در روندهای تاریخنویسی مردانه و مردسالارانه از قلم افتاده و مغفول مانده است.
نویسندگان این مقالات با بررسیهای تاریخی و تطبیقی، زندگی و مسیر حرفهای این زنان را بهعنوان محدث، فقیه، متکلم، قاضی، معلم قرآن، رهبر دینی و نماینده یا وکیل فقهای مرد بررسی کردهاند و چگونگی مشارکت اجتماعی و تأثیرگذاری آنان بر جامعه دینی را واکاویدهاند.
این کتاب مرجع ارزشمندی برای پژوهشگران مطالعات اسلامی، جنسیت و تشیع و نیز مطالعات حقوق زنان در اسلام است و امکان تحلیل مقایسهای میان مرجعیت دینی زنان در جوامع اسلامی شیعه و سنی را فراهم میکند.
میریام کونکلر پژوهشگر کالج مطالعات پیشرفتهٔ سوئد است. او پیش از این در دانشگاه پرینستون «مطالعات خاور نزدیک» را تدریس میکرد. مقالات او در نشریات معتبری همچون مجلهٔ بریتانیایی «مطالعات خاورمیانه»، «دایرةالمعارف اسلام و زنان آکسفورد» و «مرور مطالعات آسیایی» منتشر شده است. او همچنین کتابهایی نظیر «عصر سکولار فراتر از غرب» (۲۰۱۸) را نوشته است.
دوین استوارت دارای مدرک دکترای مطالعات عربی و اسلامی از دانشگاه پنسیلوانیا است. پژوهشهای گستردهٔ او دربارهٔ اسلام شیعی و قرآن، فقه، تقیه در اسلام، مباحثات میان سنیها و شیعیان و سایر موضوعات در مطالعات عربی و اسلامی متمرکز است. او از سخنرانان
۱. مقدمه: قدرت دینی زنان در اسلام شیعی؛ گذشته و حال
میریام کونکلر و دوین استوارت
۲. تاریخ فراموششدهٔ قدرت دینی زنان در اسلام
میریام کونکلر
۳. امسلمه؛ نمونهای از مرجعیت و اقتدار یک زن که به قدرت مشروعیت میبخشد
یاسمین امین
۴. وارث پیامبر؛ خطبهٔ فاطمه بهمثابهٔ نمونهٔ نخستین مرجعیت و اقتدار دینی زنان در اسلام
آلیسا گابای
۵. قدرت دینی زنان در زمان ائمهٔ شیعه
لیاقت تکیم
۶. آن زن نباید در میان مردان صدایش را بلند کند؛ مباحث فقه امامیه علیه (و له) قضاوت زنان
رابرت گلیو
۷. مناظرهٔ حسنیه در دستگاه هارونالرشید؛ جدالهای فرقهای و قدرت دینی زنان
دوین استوارت
۸. لیلی، ملکهٔ بهشت، اثر [هنری] محمدی هروی
مایکل باری
۹. دختران پادشاهان، قیمومیت و تولید دانش در عصر صفوی در ایران
یوسف اونال
۱۰. زندگی دو زن مجتهد؛ قدرت دینی زنان در قرن بیستم در ایران
میریام کونکلر و روجا فضائلی
۱۱. نیمهٔ دیگر رسالت؛ آمنه بنتالهدی بهعنوان وکیل و نمایندهٔ محمدباقر صدر
رافائل مائوریللو
۱۲. عالمات [در منطقهٔ] سیده زینب [یا زینبیه در حومهٔ دمشق]؛ قدرت دینی زن شیعه در حوزهٔ علمیهٔ سوریه
ادیث سانتو
۱۳. حوزههای علمیهٔ زنان در ایران؛ سیستمی متنوع علیرغم تلاشهای دولتی برای وحدتبخشی و استانداردسازی
مریم روتنر
#انعکاس_کتاب
@inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏7❤6
تکبر معرفتی
✅ این چند روز عصبانی بودم آنقدر که همسرم پیشنهاد میکرد چند ساعت بعد از رسیدن به خانه آرامبخش بخورم و بخوابم، چون از چیزهایی عصبانی هستم که نه او و نه هیچ کس دیگر نمیتواند برطرفشان کند و این میزان عصبانیت برای سلامتی خودم (و البته اعصاب او) خوب نیست.
✅ مثلاً عصبانی بودم از اینکه
ـ چرا بزرگواری مطالبه زنان برای حضور در نشستهای تخصصی رشتههای خودشان را با ادبیاتی در ظاهر جدی و در باطن تحقیرآمیز نقد کرده و آن را مساوی «پایین آوردن استانداردهای علم» دانسته.
ـ یا اینکه استادی چرا با تحقیرِ «موسسات مطالعات صلح» که تحت تأثیر غرب شکل گرفته، معتقد است چیزی که به آن نیاز داریم موسسات زیادی برای «مطالعات جنگ» است. (سوای همه دانشگاهها و موسسات و پژوهشگاههای نظامی).
ـ یا اینکه استاد بزرگوار و عزیزی در حضور یک استاد اهل سنت بهنحوی از شخصیت حضرت زهرا سخن میگوید که گویی آن استاد اهل سنت در جمع نیست.
ـ یا استاد دیگری از بحرانهای اجتماعی جوری حرف میزند که انگار به سادگی و با بازگشت به آنچه اسمش را «اسلام واقعی» گذاشته و نزد خود ایشان است قابل حل هستند.
✅ اینها چه ربطی به هم دارند؟ چرا اینقدر عصبانی میشوم؟ وقتی همه این اتفاقات و اتفاقات مشابه را کنار هم میگذارم میرسیم به مفهوم نسبتاً جدیدی که همیشه بوده، ولی شاید اسم و شناسنامه روزآمدی نداشته:
(تکبر معرفتی epistemic arrogance)
✅ این مفهوم در چند دهه اخیر عموماً در متونی که درباره تبعیضهای قومی، نژادی و جنسیتی نوشته شده نامگذاری و به خوبی تبیین شده است و انگار همانطور شده که نوزاد؛ بعد از نامگذاری بهتر میشود صدا کرد و تشخیصاش داد.
✅ آنقدر که من برخورد کردهام یکی از روشنترین صورتبندیهای تکبر معرفتی متعلق به فیلسوف ایتالیایی زنانهنگر، آلِساندرا تنِسینی است. او در کتاب سنجش نادرست خود: پژوهشی درباره رذائل معرفتی (2021) یک فصل کامل درباره تکبر معرفتی و قطب مخالف آن یعنی خودکمبینی معرفتی نوشته است.
✅ او تفاوت قائل میشود بین رذیلت «غرور» و تکبر معرفتی؛ گرچه این دو به هم بیارتباط نیستند. آدم مغرور خودش را بالاتر از دیگران میداند و مثلاً با پایینتر از ونک/شهرستانی رفتآمد نمیکند، ولی متکبر معرفتی خود را «معیار» میداند. باورهای او قابل ارتقاء یا تغییر نیست چون درست و کامل و حق و حقیقت است. متکبر معرفتی منزوی است، چون دچار «کَری معرفتی» است. متکبر معرفتی اهل گفتگوی واقعی نیست. حتی اگر تن به گفتگو بدهد برای فهمیدن یا تغییر نیست. گفت و گو میکند تا حقانیت خودش را ثابت کند. به همین دلیل نقد را نمیپذیرد. پاسخ متکبر معرفتی به نقد یا گفتگو «تحقیر» و «برچسب زنی» است.
✅ محصول تکبر معرفتی جزماندیشی است. بستن در و پنجرههای ذهن است. ذهنِ متکبرانِ معرفتی تنبل شده است. متکبرهای معرفتی با هیچ گروه فکری دیگری بدهبستان ندارند، چون احساس میکنند هیچ نیازی به جریانهای فکری دیگر ندارند. چه «جریان منحط غربی» باشد، چه «جریان مرتجع حوزوی».
معیار سنجش درست و نادرست و معتبر و نامعتبر در جیب آنهاست. اگر ثابت کنی «تو هم همان را میگویی که ما قبلا گفتهایم» خوب و معتبری و گرنه تقلید کورکورانهای/ بدعتی/ انحرافی...
✅ تکبر معرفتی یکی از دلایل رواج خودتحقیری معرفتی نیز هست. رذیلت قطب خودش را تولید میکند با تایید آنچه او را تایید کند و تحقیر و نفی آنچه او را به پرسش بگیرد.
به این ترتیب «تفکر انتقادی» هم ازمیان میرود و جای آن را تملق میگیرد. شهرت/ شغل/ جایزه/ رتبه/ ارتقا میخواهید؟ فکر مرا تأیید و ترویج کنید، وگرنه که یا غربگدا هستید یا حکومتی.
✅ تکبر معرفتی نوع دیگری از خودکمبینی معرفتی را هم ایجاد میکند. اینکه دیگران از ترس تحقیر یا طرد یا از دست دادن جایگاهشان پیشاپیش خود را «شاگرد و مفسر و مترجم ابدی» بدانند و «دلیری در بهکار گرفتن فهم خویش» را کنار بگذارند.
✔️ برای اطلاع بیشتر نک
Tanesini, A. (2021). The mismeasure of the self: A study in vice epistemology. Oxford University Press
@neocritic
✅ این چند روز عصبانی بودم آنقدر که همسرم پیشنهاد میکرد چند ساعت بعد از رسیدن به خانه آرامبخش بخورم و بخوابم، چون از چیزهایی عصبانی هستم که نه او و نه هیچ کس دیگر نمیتواند برطرفشان کند و این میزان عصبانیت برای سلامتی خودم (و البته اعصاب او) خوب نیست.
✅ مثلاً عصبانی بودم از اینکه
ـ چرا بزرگواری مطالبه زنان برای حضور در نشستهای تخصصی رشتههای خودشان را با ادبیاتی در ظاهر جدی و در باطن تحقیرآمیز نقد کرده و آن را مساوی «پایین آوردن استانداردهای علم» دانسته.
ـ یا اینکه استادی چرا با تحقیرِ «موسسات مطالعات صلح» که تحت تأثیر غرب شکل گرفته، معتقد است چیزی که به آن نیاز داریم موسسات زیادی برای «مطالعات جنگ» است. (سوای همه دانشگاهها و موسسات و پژوهشگاههای نظامی).
ـ یا اینکه استاد بزرگوار و عزیزی در حضور یک استاد اهل سنت بهنحوی از شخصیت حضرت زهرا سخن میگوید که گویی آن استاد اهل سنت در جمع نیست.
ـ یا استاد دیگری از بحرانهای اجتماعی جوری حرف میزند که انگار به سادگی و با بازگشت به آنچه اسمش را «اسلام واقعی» گذاشته و نزد خود ایشان است قابل حل هستند.
✅ اینها چه ربطی به هم دارند؟ چرا اینقدر عصبانی میشوم؟ وقتی همه این اتفاقات و اتفاقات مشابه را کنار هم میگذارم میرسیم به مفهوم نسبتاً جدیدی که همیشه بوده، ولی شاید اسم و شناسنامه روزآمدی نداشته:
(تکبر معرفتی epistemic arrogance)
✅ این مفهوم در چند دهه اخیر عموماً در متونی که درباره تبعیضهای قومی، نژادی و جنسیتی نوشته شده نامگذاری و به خوبی تبیین شده است و انگار همانطور شده که نوزاد؛ بعد از نامگذاری بهتر میشود صدا کرد و تشخیصاش داد.
✅ آنقدر که من برخورد کردهام یکی از روشنترین صورتبندیهای تکبر معرفتی متعلق به فیلسوف ایتالیایی زنانهنگر، آلِساندرا تنِسینی است. او در کتاب سنجش نادرست خود: پژوهشی درباره رذائل معرفتی (2021) یک فصل کامل درباره تکبر معرفتی و قطب مخالف آن یعنی خودکمبینی معرفتی نوشته است.
✅ او تفاوت قائل میشود بین رذیلت «غرور» و تکبر معرفتی؛ گرچه این دو به هم بیارتباط نیستند. آدم مغرور خودش را بالاتر از دیگران میداند و مثلاً با پایینتر از ونک/شهرستانی رفتآمد نمیکند، ولی متکبر معرفتی خود را «معیار» میداند. باورهای او قابل ارتقاء یا تغییر نیست چون درست و کامل و حق و حقیقت است. متکبر معرفتی منزوی است، چون دچار «کَری معرفتی» است. متکبر معرفتی اهل گفتگوی واقعی نیست. حتی اگر تن به گفتگو بدهد برای فهمیدن یا تغییر نیست. گفت و گو میکند تا حقانیت خودش را ثابت کند. به همین دلیل نقد را نمیپذیرد. پاسخ متکبر معرفتی به نقد یا گفتگو «تحقیر» و «برچسب زنی» است.
✅ محصول تکبر معرفتی جزماندیشی است. بستن در و پنجرههای ذهن است. ذهنِ متکبرانِ معرفتی تنبل شده است. متکبرهای معرفتی با هیچ گروه فکری دیگری بدهبستان ندارند، چون احساس میکنند هیچ نیازی به جریانهای فکری دیگر ندارند. چه «جریان منحط غربی» باشد، چه «جریان مرتجع حوزوی».
معیار سنجش درست و نادرست و معتبر و نامعتبر در جیب آنهاست. اگر ثابت کنی «تو هم همان را میگویی که ما قبلا گفتهایم» خوب و معتبری و گرنه تقلید کورکورانهای/ بدعتی/ انحرافی...
✅ تکبر معرفتی یکی از دلایل رواج خودتحقیری معرفتی نیز هست. رذیلت قطب خودش را تولید میکند با تایید آنچه او را تایید کند و تحقیر و نفی آنچه او را به پرسش بگیرد.
به این ترتیب «تفکر انتقادی» هم ازمیان میرود و جای آن را تملق میگیرد. شهرت/ شغل/ جایزه/ رتبه/ ارتقا میخواهید؟ فکر مرا تأیید و ترویج کنید، وگرنه که یا غربگدا هستید یا حکومتی.
✅ تکبر معرفتی نوع دیگری از خودکمبینی معرفتی را هم ایجاد میکند. اینکه دیگران از ترس تحقیر یا طرد یا از دست دادن جایگاهشان پیشاپیش خود را «شاگرد و مفسر و مترجم ابدی» بدانند و «دلیری در بهکار گرفتن فهم خویش» را کنار بگذارند.
✔️ برای اطلاع بیشتر نک
Tanesini, A. (2021). The mismeasure of the self: A study in vice epistemology. Oxford University Press
@neocritic
❤25👍18
Forwarded from امیر مازیار (Amir Maziar)
سروش و تفکر فلسفی در ایران
امیر مازیار
در هر پژوهشی که از هر منظری درباره تاریخ فکر ایران در صد سال گذشته انجام گیرد بیشک باید فصلی پربرگ به آراء و اندیشههای عبدالکریم سروش و اثرات آنها اختصاص دادهشود. امیدوارم آنها که چنین میکنند عالمانه ، منصفانه ، نقادانه و جدا از های و هویهای رایج به چنین امر مهمی همت گمارند .
در اینجا به چند نکته کوتاه درباره اهمیت سروش برای تفکر فلسفی در ایران اشاره میکنم و بیشتر به رویکرد و کلیت کار فلسفی او توجه دارم و نه مدعیات خاص. سروش دیناندیش و سیاستورز را هم کنار مینهم و به سروش فیلسوف میپردازم.
۱. فلسفی کردن جریان روشنفکری
سروش موجب چرخشی در فضای فکری و روشنفکری بعد از انقلاب شد و آن را فلسفی کرد. پیش از انقلاب فضای روشنفکری ایران بیشتر ادبی یا اجتماعی بود و تفکر فلسفی میداندار و جریانساز نبود . فیلسوفانی چون فردید ، داوری، شایگان، نصر ، طباطبایی یا مطهری در حاشیه جریانهای فکری و اجتماعی قرار داشتند. .در اندیشه چپ نیز وجه اجتماعی، سیاسی و ادبی غالب بود. ادامه این مسیر پس از انقلاب همان بود که در "آدینه"و "دنیای سخن" و "گردون" میدیدیم.
سروش با شیوه بیان و نگارش خود ، تکیه بر جریانی فلسفی که نسبتا در ایران ناشناخته بود و همزمانی با آن ، توان طرح موضوعات فلسفی در متن جامعه ایران و تبدیل کردن آنها به "مساله" و شجاعت و جسارت موضعگیری و نقادی فلسفه را در کانون مباحث فکری و سیاسی و اجتماعی بعد از انقلاب قرار داد.
۲.گشودگی، ارجاعدهندگی یا افقگشایی
خواننده هوشمند آثار سروش یا حتی منتقدان جدی او از آثار و درسهای او به سوی منابع اندیشهورزی او دعوت میشدند و از این طریق حوزههایی مهم از فلسفه معاصر در ایران پا گرفت و گسترش یافت : از جمله فلسفه تحلیلی در کلیت خود و حوزههای خاص آن مانند فلسفه علم ، معرفتشناسی ، فلسفه اخلاق ، فلسفه دین و حتی هرمنوتیک . سروش جدا از درسهایی تخصصی که در مراکز علمی در این حوزهها میداد، در آثار خود مسایل فلسفههای جدید را به شکلی چالشبرانگیز در مقابل فلسفه رئالیستی و سنتی حاکم در ایران مینهاد و همین امر احساس شوق و نیاز به علم به آن منابع را برای مخاطبان و منتقدان سروش برمیانگیخت. جالب است که حوزه هایی که سروش بر آنها کمتر متمرکز بود مانند فلسفه سیاست، فلسفه حقوق ، فلسفه ذهن یا فلسفه هنر کمتر محل توجه و پژوهش قرار گرفتهاند و کمتر ترجمه شدند.
۳.انتقادی کردن تفکر فلسفی در ایران
منظور از انتقادی کردن در اینجا معنای کانتی آن است: التفات اندیشه به خود و پژوهش در شرایط امکان و مرزها و اعتبارش . قبض و بسط تئوریک به شکلی جدی مساله نگاه کانتی را در حوزه تفسیر دین مطرح کرد و از آن پس فلسفه نقادی کانت تبدیل به یکی از مسائل اصلی اندیشه در ایران شد. سروش در حوزههایی گوناگون این نگاه استعلایی-انتقادی یا نگاه درجه دوم را به کار میبست از جمله در خود حوزه "روشنفکری دینی".
۴. ارجاع "واقعگرایانه" به میراث اندیشه و فلسفه ایرانی/ اسلامی
سروش با فیلسوفان و عالمان گذشته ایران آشنا بود و آثارش همانطور که دعوت کننده به فلسفههای جدید بودند مخاطب را به آشنایی با این متفکران یا بازخوانی آنها نیز بر میانگیختند .
در عین حال سروش گرفتار "گفتمان بازگشت به خویش" ، تقدیس فلسفه اسلامی یا هیچ نوع گذشتهگرایی و سنتگرایی نشد . سروش نه تنها علم و فلسفه جدید(غربی ) را رد و نفی نمیکرد و سیاه و باطل نمیدانست بلکه مدافع جدی آنها بود. او در حین حفظ موضع نقادانه به اسقبال تجدد میرفت و متفکری نوگرا بود.
ویراسته متنی که در مجلس بزرگداشت هشتادمین زادروز عبدالکریم سروش با حضور مجتهد شبستری، علی میرسپاسی، مصطفی ملکیان، جواد حیدری و ...خواندهشد.
فایل صوتی نشست:
https://t.me/Didgahenochannel/1849
@amirmaziar1
امیر مازیار
در هر پژوهشی که از هر منظری درباره تاریخ فکر ایران در صد سال گذشته انجام گیرد بیشک باید فصلی پربرگ به آراء و اندیشههای عبدالکریم سروش و اثرات آنها اختصاص دادهشود. امیدوارم آنها که چنین میکنند عالمانه ، منصفانه ، نقادانه و جدا از های و هویهای رایج به چنین امر مهمی همت گمارند .
در اینجا به چند نکته کوتاه درباره اهمیت سروش برای تفکر فلسفی در ایران اشاره میکنم و بیشتر به رویکرد و کلیت کار فلسفی او توجه دارم و نه مدعیات خاص. سروش دیناندیش و سیاستورز را هم کنار مینهم و به سروش فیلسوف میپردازم.
۱. فلسفی کردن جریان روشنفکری
سروش موجب چرخشی در فضای فکری و روشنفکری بعد از انقلاب شد و آن را فلسفی کرد. پیش از انقلاب فضای روشنفکری ایران بیشتر ادبی یا اجتماعی بود و تفکر فلسفی میداندار و جریانساز نبود . فیلسوفانی چون فردید ، داوری، شایگان، نصر ، طباطبایی یا مطهری در حاشیه جریانهای فکری و اجتماعی قرار داشتند. .در اندیشه چپ نیز وجه اجتماعی، سیاسی و ادبی غالب بود. ادامه این مسیر پس از انقلاب همان بود که در "آدینه"و "دنیای سخن" و "گردون" میدیدیم.
سروش با شیوه بیان و نگارش خود ، تکیه بر جریانی فلسفی که نسبتا در ایران ناشناخته بود و همزمانی با آن ، توان طرح موضوعات فلسفی در متن جامعه ایران و تبدیل کردن آنها به "مساله" و شجاعت و جسارت موضعگیری و نقادی فلسفه را در کانون مباحث فکری و سیاسی و اجتماعی بعد از انقلاب قرار داد.
۲.گشودگی، ارجاعدهندگی یا افقگشایی
خواننده هوشمند آثار سروش یا حتی منتقدان جدی او از آثار و درسهای او به سوی منابع اندیشهورزی او دعوت میشدند و از این طریق حوزههایی مهم از فلسفه معاصر در ایران پا گرفت و گسترش یافت : از جمله فلسفه تحلیلی در کلیت خود و حوزههای خاص آن مانند فلسفه علم ، معرفتشناسی ، فلسفه اخلاق ، فلسفه دین و حتی هرمنوتیک . سروش جدا از درسهایی تخصصی که در مراکز علمی در این حوزهها میداد، در آثار خود مسایل فلسفههای جدید را به شکلی چالشبرانگیز در مقابل فلسفه رئالیستی و سنتی حاکم در ایران مینهاد و همین امر احساس شوق و نیاز به علم به آن منابع را برای مخاطبان و منتقدان سروش برمیانگیخت. جالب است که حوزه هایی که سروش بر آنها کمتر متمرکز بود مانند فلسفه سیاست، فلسفه حقوق ، فلسفه ذهن یا فلسفه هنر کمتر محل توجه و پژوهش قرار گرفتهاند و کمتر ترجمه شدند.
۳.انتقادی کردن تفکر فلسفی در ایران
منظور از انتقادی کردن در اینجا معنای کانتی آن است: التفات اندیشه به خود و پژوهش در شرایط امکان و مرزها و اعتبارش . قبض و بسط تئوریک به شکلی جدی مساله نگاه کانتی را در حوزه تفسیر دین مطرح کرد و از آن پس فلسفه نقادی کانت تبدیل به یکی از مسائل اصلی اندیشه در ایران شد. سروش در حوزههایی گوناگون این نگاه استعلایی-انتقادی یا نگاه درجه دوم را به کار میبست از جمله در خود حوزه "روشنفکری دینی".
۴. ارجاع "واقعگرایانه" به میراث اندیشه و فلسفه ایرانی/ اسلامی
سروش با فیلسوفان و عالمان گذشته ایران آشنا بود و آثارش همانطور که دعوت کننده به فلسفههای جدید بودند مخاطب را به آشنایی با این متفکران یا بازخوانی آنها نیز بر میانگیختند .
در عین حال سروش گرفتار "گفتمان بازگشت به خویش" ، تقدیس فلسفه اسلامی یا هیچ نوع گذشتهگرایی و سنتگرایی نشد . سروش نه تنها علم و فلسفه جدید(غربی ) را رد و نفی نمیکرد و سیاه و باطل نمیدانست بلکه مدافع جدی آنها بود. او در حین حفظ موضع نقادانه به اسقبال تجدد میرفت و متفکری نوگرا بود.
ویراسته متنی که در مجلس بزرگداشت هشتادمین زادروز عبدالکریم سروش با حضور مجتهد شبستری، علی میرسپاسی، مصطفی ملکیان، جواد حیدری و ...خواندهشد.
فایل صوتی نشست:
https://t.me/Didgahenochannel/1849
@amirmaziar1
Telegram
حلقه دیدگاه نو
▶️ فایل صوتی
نشست « در ستایش یک سلوک فکری - معنوی: بزرگداشت هشتادمین سالروز تولد دکتر #عبدالکریم_سروش»
با حضور:
#محمد_مجتهد_شبستری
#عبدالعلی_بازرگان
#علی_میرسپاسی
#مصطفی_ملکیان
#سعید_حجاریان
#حسین_کمالی
#علی_قدسی
#سروش_دباغ
#امیر_مازیار
#جواد_حیدری
#حسین_کاجی…
نشست « در ستایش یک سلوک فکری - معنوی: بزرگداشت هشتادمین سالروز تولد دکتر #عبدالکریم_سروش»
با حضور:
#محمد_مجتهد_شبستری
#عبدالعلی_بازرگان
#علی_میرسپاسی
#مصطفی_ملکیان
#سعید_حجاریان
#حسین_کمالی
#علی_قدسی
#سروش_دباغ
#امیر_مازیار
#جواد_حیدری
#حسین_کاجی…
❤7👍4