فروش
نکات فروش
پاسخگویی به مخالفت های مشتری✍️
قدرت پاسخگویی به مخالفت های مشتری، یک مهارت موثر در بحث فروش است. هر چه مشتری بیشتر از شما سؤال کند، باید با علاقه بیشتری به او جواب بدهید، چون این سؤال نشانه آن است که مشتری از محصول شما خوشش آمده. موقع پاسخ گویی حق ندارید عصبانی شوید. اگر مشتری سوال کرد و شما خودتان را از بحث کنار کشیدید، باخته اید، باید پیشاپیش سوال های مشتریانتان را پیش بینی کنید و برای هر کدام، جواب مناسبی تدارک ببینید
⛱ @newmanagement
نکات فروش
پاسخگویی به مخالفت های مشتری✍️
قدرت پاسخگویی به مخالفت های مشتری، یک مهارت موثر در بحث فروش است. هر چه مشتری بیشتر از شما سؤال کند، باید با علاقه بیشتری به او جواب بدهید، چون این سؤال نشانه آن است که مشتری از محصول شما خوشش آمده. موقع پاسخ گویی حق ندارید عصبانی شوید. اگر مشتری سوال کرد و شما خودتان را از بحث کنار کشیدید، باخته اید، باید پیشاپیش سوال های مشتریانتان را پیش بینی کنید و برای هر کدام، جواب مناسبی تدارک ببینید
⛱ @newmanagement
فروش
خصلتهای فروشی
نگرش منفی منجر به کاهش فروش خواهد شد
هنگامی که فروش ضعیف می شود، تلاش زیادی جهت فروش انجام نشده و اعتماد فروشندگان به محصولات شرکت کاهش می یابد. در صورتی که این تفکر منفی کنترل نشود، منجر به کاهش کیفیت و کمیت فعالیت های فروش می شود و بر روی نتایج فروش اثرات منفی می گذارد که را اصلاح آن هم ابتدا ایجاد یک نگرش فروش مثبت نسبت به توانایی های خود است.
یکی از نشانه های افول نگرش فروش، افزایش تماس های بی میل و از روی اکراه است. فروشندگان بدبین تماس های فروش کمتری می گیرند و قرارهای ملاقات چهره به چهره بسیار کمتری می گذارند. آنها در تماس های خود نزدیک به 40% کمتر از سایر همکاران از سوژه سوال می پرسند. در نتیجه هدف های تماس آنها هم تا 30% کاهش پیدا می کند. از طرف دیگر این نگرش منفی بر روی توانایی شنیدن آنها تاثیر گذاشته و اغلب اطلاعات اساسی مشتریان را از دست می دهند.
⛱ @newmanagement
خصلتهای فروشی
نگرش منفی منجر به کاهش فروش خواهد شد
هنگامی که فروش ضعیف می شود، تلاش زیادی جهت فروش انجام نشده و اعتماد فروشندگان به محصولات شرکت کاهش می یابد. در صورتی که این تفکر منفی کنترل نشود، منجر به کاهش کیفیت و کمیت فعالیت های فروش می شود و بر روی نتایج فروش اثرات منفی می گذارد که را اصلاح آن هم ابتدا ایجاد یک نگرش فروش مثبت نسبت به توانایی های خود است.
یکی از نشانه های افول نگرش فروش، افزایش تماس های بی میل و از روی اکراه است. فروشندگان بدبین تماس های فروش کمتری می گیرند و قرارهای ملاقات چهره به چهره بسیار کمتری می گذارند. آنها در تماس های خود نزدیک به 40% کمتر از سایر همکاران از سوژه سوال می پرسند. در نتیجه هدف های تماس آنها هم تا 30% کاهش پیدا می کند. از طرف دیگر این نگرش منفی بر روی توانایی شنیدن آنها تاثیر گذاشته و اغلب اطلاعات اساسی مشتریان را از دست می دهند.
⛱ @newmanagement
به آرامی شروع به مردن میکنی
اگر سفر نکنی
اگر کتاب نخوانی
اگر لباس رنگی نپوشی..
👤 پابلو نرودا
⛱ @newmamagement
اگر سفر نکنی
اگر کتاب نخوانی
اگر لباس رنگی نپوشی..
👤 پابلو نرودا
⛱ @newmamagement
⭕️ مردی نزد عارفی رفت و شروع كرد به بدگویي از صوفیان. عارف انگشتري به مرد داد تا به بازار دست فروشان ببرد تا ببیند قیمتش چقدر است. در بازار دستفروشان هیچكس حاضر نشد بیشتر از یك سكه نقره براي آن بپردازد. عارف گفت: حالا انگشتر را به بازار جواهر فروشان ببر. در بازار جواهر فروشان انگشتر را به قیمت هزار سكه طلا مي خریدند. مرد شگفت زده نزد عارف بازگشت. عارف گفت: دانش و اطلاعات تو از صوفیان به اندازه اطلاعات دست فروشان از این انگشتر جواهر است. هرکس به اندازه شعورش قادر به درک ارزشهای شماست، اگر واقعا خود را باور داری نیازی به تمجید دیگران نخواهی داشت.
@newmanagement
@newmanagement
شاید هم نه تو بد باشی نه اون ولی بودنتون کنار هم برای همدیگه آسیب باشه
⛱ @newmanagement
⛱ @newmanagement
It's simple...
Never lie to someone who trusts you, and never trust someone who lies to you..
این بسیار ساده است
هرگز به کسی که به تو اطمینان کرده دروغ نگو و هرگز به کسی که به تو دروغ گفته اطمینان نکن..
⛱ @newmanagement
Never lie to someone who trusts you, and never trust someone who lies to you..
این بسیار ساده است
هرگز به کسی که به تو اطمینان کرده دروغ نگو و هرگز به کسی که به تو دروغ گفته اطمینان نکن..
⛱ @newmanagement
۴۴ درصد از فروشندگان پس از شنیدن اولین پاسخ منفی مایوس می شوند، ۲۲ درصد پس از آن ها پس از شنیدن دومین پاسخ دست از تلفن کردن می کشند، ۱۶ درصد با شنیدن سومین پاسخ منفی از ادامه دادن کار منصرف می شوند، ۱۰ درصد پس از جهارمین پاسخ منفی نا امید می شوند و تنها ۸ درصد به کار خود ادامه می دهند، این افراد آن هایی هستند که بیشترین سهم فروش را دارند، حرفه ای رفتار میکنند و می دانند موفقیت در فروش به صبر نیاز دارد. همراه آموزش های های بزرگان فروش باشید.
⛱ @newmanagement
⛱ @newmanagement
ایرانیان شب سرد
رابه آتش میکشند...
به امیدروزهای گرم ونیک،
کانون زندگیتون
همچوآتش اهورایی
گرم گرم
جشن باستانی
چهارشنبه سوری مبارک
🌸💐🌸💐🌸💐🌸💐🌸
مدیریت نوین...🏁
@newmanagement
رابه آتش میکشند...
به امیدروزهای گرم ونیک،
کانون زندگیتون
همچوآتش اهورایی
گرم گرم
جشن باستانی
چهارشنبه سوری مبارک
🌸💐🌸💐🌸💐🌸💐🌸
مدیریت نوین...🏁
@newmanagement
اين كانسپت طراحى شده هواپيماهاى آينده است كه هيچ پنجره اى ندارد اما به جاى آن سراسر اتاق هواپيما را يك صفحه ى نمايش پوشش ميدهد كه محيط بيرون را نشان خواهد داد..
http://Telegram.me/newmanagement
http://Telegram.me/newmanagement
اين يك كودك هست.
از هيچ كس متنفر نيست، نژاد پرست نيست ، تعصب نداره و قضاوت نميكنه . پس اين ها رو بهش ياد ندين
@newmanagement
از هيچ كس متنفر نيست، نژاد پرست نيست ، تعصب نداره و قضاوت نميكنه . پس اين ها رو بهش ياد ندين
@newmanagement
🔲⭕️داستان فوق العاده جذاب متشکرم چارلز! + تحلیل راهبردی
@newmanagement
چند سال پیش هنگام اهدا یک جایزه معتبر که برنده آن یک خانم بود. او پشت تریبون رفت و در حالی که همه انتظار داشتند نطقی طولانی کند فقط یک جمله بسيار کوتاه گفت: چارلز متشکرم! جایزه اش را گرفت، آمد پایین و نشست.
هیچکس منظور وی را متوجه نشد و در ذهن همه فقط یک سوال باقی ماند: چارلز کیست؟ مگر چقدر به این زن کمک کرده که بابت دریافت چنین جایزه معتبری فقط از او تشکر کرده و نامش را می آورد؟
مدتی بعد وی به یکی از برنامه های پر بیننده تلویزیونی دعوت شد مجری برنامه از او خواست منظورش را از آن جمله بگوید و چارلز را به جهانیان معرفی کند.
وی با لبخندی گفت: سالها پیش من زنی بودم که سواد دبیرستانی داشتم. خانه دار، الکلی و مادر سه کودک که هر سه کمتر از هفت سال سن داشتند. همسرم هم الکلی و بسیار هوسباز بود. هر شب بایک زن به خانه می آمد و گاه با چند زن که جلوی چشم بچه هایم مواد مصرف میکردند و....
و من از ترس از دست دادن همسرم نه تنها به او اعتراضی نمی کردم بلکه همپای او و دوستانش می شدم. از فرزندانم به قدری غافل بودم که اگر دلسوزی همسایه ها نبود هیچکدام زنده نمی ماندند. تا اینکه یک روز ...
همسرم مرا ترک کرد. بی هیچ توضیحی! و من تا امروز نمیدانم که کجا رفت و چرا. ولی یک واقعیت عریان جلوی چشمم بود: من زنی بودم که هنوز 30 سالم نشده بود. الکلی و منحرف بودم. سه فرزند و یک خانه اجاره ای داشتم و هیچ توانایی برای اداره زندگی نداشتم.
روزها گذشت تا اینکه به خاطر نداشتن پول کافی مجبور به ترک الکل شدم و در کمال تعجب دیدم چقدر حالم بهتر است. به مرور کاری کوچک پیدا کرده و خودم زندگی خود و بچه هایم را اداره کردم. بچه ها به شدت احساس خوشبختی می کردند و من تازه می فهمیدم درحق آنها چه ظلمی کرده ام. وقتی دیدم بچه هایم با چه لذتی درس می خوانند و با من همکاری می کنند تا مبادا روزهای سیاه بازگردند من هم شروع به درس خواندن کردم و...
امروز این جایزه در دستان من است. همان دستانی که روزگاری نه چندان دور از مصرف الکل رعشه داشت و هرگز نوازشی نثار کودکانش نکرد. اگر همسرم مرا ترک نمی کرد هرگز به توانایی هایم پی نمی بردم. چون من ذاتا انسانی بی اراده و وابسته بودم.
مجری پرسید: پس چارلز چه زمانی وارد زندگی ات شد و چگونه کمکت کرد؟
زن پاسخ داد: او وارد زندگی من نشد، او خارج شد! چارلز همسر من بود.
☑️⭕️تحلیل راهبردی:
ماکسیم گورکی نویسنده انقلابی روسی جمله ای دارد که زیبا و هوشمندانه است: در کالسکه گذشته شما هیچ جا نمی توانید برسید!
مساله همین جاست. ما اگر بخواهیم همه آن چه را که داریم همیشه با خود داشته باشیم همچون کودکی هستیم که در نهایت در کالسکه بی اراده و وابسته بزرگ خواهیم شد. بزرگ شدن و موفقیت با از دست دادن است که معنا پیدا می کند.
شما هرگز نمی توانید لذت اقیانوس را درک کنید مگر اینکه شهامت از دست دادن آرامش ساحل را داشته باشید.
از این پس هر گاه چیزی (یک پشتوانه قوی، اعتبار، شهرت، شبکه ارتباطی، پول و ...) را از دست دادید، دو راه دارید: یکی اینکه تا آخر عمر حسرت از دست دادن آن را به دوش بکشید و همچنان در ذهن خود به او وابسته بمانید و یک راه دیگر این است که بگویید: متشکرم چارلز!
یعنی اینکه تا کنون برای موفقیت و آرامش و زندگی به تو وابسته بودم از امروز سعی می کنم مسیر دیگری پیدا کنم. بگذارید چارلزهای زندگی تان بروند. خدا بزرگ است و امکانات وسیعی در اختیار تک تک ما قرار داده است.
Telegram.me/newmanagement
@newmanagement
چند سال پیش هنگام اهدا یک جایزه معتبر که برنده آن یک خانم بود. او پشت تریبون رفت و در حالی که همه انتظار داشتند نطقی طولانی کند فقط یک جمله بسيار کوتاه گفت: چارلز متشکرم! جایزه اش را گرفت، آمد پایین و نشست.
هیچکس منظور وی را متوجه نشد و در ذهن همه فقط یک سوال باقی ماند: چارلز کیست؟ مگر چقدر به این زن کمک کرده که بابت دریافت چنین جایزه معتبری فقط از او تشکر کرده و نامش را می آورد؟
مدتی بعد وی به یکی از برنامه های پر بیننده تلویزیونی دعوت شد مجری برنامه از او خواست منظورش را از آن جمله بگوید و چارلز را به جهانیان معرفی کند.
وی با لبخندی گفت: سالها پیش من زنی بودم که سواد دبیرستانی داشتم. خانه دار، الکلی و مادر سه کودک که هر سه کمتر از هفت سال سن داشتند. همسرم هم الکلی و بسیار هوسباز بود. هر شب بایک زن به خانه می آمد و گاه با چند زن که جلوی چشم بچه هایم مواد مصرف میکردند و....
و من از ترس از دست دادن همسرم نه تنها به او اعتراضی نمی کردم بلکه همپای او و دوستانش می شدم. از فرزندانم به قدری غافل بودم که اگر دلسوزی همسایه ها نبود هیچکدام زنده نمی ماندند. تا اینکه یک روز ...
همسرم مرا ترک کرد. بی هیچ توضیحی! و من تا امروز نمیدانم که کجا رفت و چرا. ولی یک واقعیت عریان جلوی چشمم بود: من زنی بودم که هنوز 30 سالم نشده بود. الکلی و منحرف بودم. سه فرزند و یک خانه اجاره ای داشتم و هیچ توانایی برای اداره زندگی نداشتم.
روزها گذشت تا اینکه به خاطر نداشتن پول کافی مجبور به ترک الکل شدم و در کمال تعجب دیدم چقدر حالم بهتر است. به مرور کاری کوچک پیدا کرده و خودم زندگی خود و بچه هایم را اداره کردم. بچه ها به شدت احساس خوشبختی می کردند و من تازه می فهمیدم درحق آنها چه ظلمی کرده ام. وقتی دیدم بچه هایم با چه لذتی درس می خوانند و با من همکاری می کنند تا مبادا روزهای سیاه بازگردند من هم شروع به درس خواندن کردم و...
امروز این جایزه در دستان من است. همان دستانی که روزگاری نه چندان دور از مصرف الکل رعشه داشت و هرگز نوازشی نثار کودکانش نکرد. اگر همسرم مرا ترک نمی کرد هرگز به توانایی هایم پی نمی بردم. چون من ذاتا انسانی بی اراده و وابسته بودم.
مجری پرسید: پس چارلز چه زمانی وارد زندگی ات شد و چگونه کمکت کرد؟
زن پاسخ داد: او وارد زندگی من نشد، او خارج شد! چارلز همسر من بود.
☑️⭕️تحلیل راهبردی:
ماکسیم گورکی نویسنده انقلابی روسی جمله ای دارد که زیبا و هوشمندانه است: در کالسکه گذشته شما هیچ جا نمی توانید برسید!
مساله همین جاست. ما اگر بخواهیم همه آن چه را که داریم همیشه با خود داشته باشیم همچون کودکی هستیم که در نهایت در کالسکه بی اراده و وابسته بزرگ خواهیم شد. بزرگ شدن و موفقیت با از دست دادن است که معنا پیدا می کند.
شما هرگز نمی توانید لذت اقیانوس را درک کنید مگر اینکه شهامت از دست دادن آرامش ساحل را داشته باشید.
از این پس هر گاه چیزی (یک پشتوانه قوی، اعتبار، شهرت، شبکه ارتباطی، پول و ...) را از دست دادید، دو راه دارید: یکی اینکه تا آخر عمر حسرت از دست دادن آن را به دوش بکشید و همچنان در ذهن خود به او وابسته بمانید و یک راه دیگر این است که بگویید: متشکرم چارلز!
یعنی اینکه تا کنون برای موفقیت و آرامش و زندگی به تو وابسته بودم از امروز سعی می کنم مسیر دیگری پیدا کنم. بگذارید چارلزهای زندگی تان بروند. خدا بزرگ است و امکانات وسیعی در اختیار تک تک ما قرار داده است.
Telegram.me/newmanagement
آیا از مطالب کانال راضی هستید ...؟؟؟ گزینه1. بله گزینه2. خیر
1. بله – 41
👍👍👍👍👍👍👍 93%
2. خیر – 3
👍 7%
👥 44 people voted so far.
1. بله – 41
👍👍👍👍👍👍👍 93%
2. خیر – 3
👍 7%
👥 44 people voted so far.