ممکن است اعتراض شود که در خودِ قرآن، غیرمسلمانان حرامزاده خواندهشدهاند: ﴿عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ﴾ [القلم: ۱۳]، و این نشان میدهد که ازدواج غیرمسلمانان در اسلام بهرسمیت شناخته نمیشود! اما دو نکته در این اعتراض مشهور مورد غفلت قرار میگیرد:
نخست. مسلّم نیست که معنای «زنیم» همین باشد؛ ابن جوزی در تفسیر این واژه چهار دیدگاه آورده است [۷] و دربارۀ معنایش اتفاقنظری وجود ندارد.
دوم. سیاق این آیات دربارۀ هر غیرمسلمانی نیست؛ در این سیاق، نُه صفت یاد میشود که نزد برخی مفسران دربارۀ فرد مشخصی است -چنانکه ولید بن مغیره را نام بردهاند- و نزد برخی دیگر در مذمت کسانی است که این صفات را داشته باشند. [۸] شاهد این است که مثلاً «حَلّاف» (=کسی که بسیار سوگند میخورد) صفتی نیست که در تمام غیرمسلمانان باشد، لذا ﴿فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ﴾ [القلم: ٨] از فرمانبرداری تکذیبکنندگان قرآن نهی میکند، سپس در آیات دهم تا سیزدهم از فرمانبرداری دارندگان صفات نهگانۀ ذکرشده نهی میشود. [۹]
بنابراین خطبۀ عقد -چه عربی و چه فارسی- یک ورد جادویی نیست؛ اعلام رسمی یک تعهد حقوقی است که دین آن را پشتوانۀ اخلاقی و شرعی روابط دو نفر قرار میدهد. ازدواج در ملتهای دیگر نیز مرز نکاح و سِفاح بوده است، هرچند شروط ازدواج آنها با شروط ازدواج اسلامی تفاوت دارد و اگرچه اسلام ازدواجهای آنان را برای خودشان به رسمیت شناخته باشد، اما یک مسلمان باید بر اساس آدابی که خداوند اراده کرده و تشریع فرموده ازدواج کند. پیداست که شریعتِ خدایِ حکیم به سعادت انسانها میانجامد و خود آنان از ترک ازدواج زیان میبینند، خصوصاً زنان که در روابط آسیبپذیرترند و ریسک بزرگتری متحمل میشوند.
محمد عمر خسرو
ناشر: «رد شبهات ملحدین»
📚 پینوشتها:
[1] Will Durant, The Story of Civilization, vol. 1 (New York: Simon and Schuster, 1942), 25.
[۲] الموسوعة الفقهية الكويتية، ج٤١ (الكويت: وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية، ١٤١٢)، ٢٣٩.
[۳] ابن عثيمين، الشرح الممتع على زاد المستقنع، ج١٢ (الرياض: دار ابن الجوزي، ١٤٢٢)، ٣٨.
[۴] القدوري، التجريد، ج٩ (القاهرة: دار السلام، ١٤٢٧)، ٤٤٢٩.
[۵] ابن قدامة المقدسي، المغني، ج١٠ (الرياض: دار عالم الكتب، ۱۴۱۷)، ٥.
[۶] ابن تيمية، مجموع الفتاوى، ج٣٢ (المدينة المنورة: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، ١٤٢٥)، ١٧٥.
[۷] ابن الجوزي، زاد المسير، ج٤ (بيروت: دار الكتاب العربي، ١٤٢٢)، ٣٢١-۲۲.
[۸] ابن عطية، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ج٥ (بيروت: دار الكتب العلمية، ١٤٢٢)، ٣٤٧.
[۹] أبو عبد الله الرازي، التفسير الكبير، ج٣٠ (بيروت: دار إحياء التراث العربي، ١٤٢٠)، ٦٠٣.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
نخست. مسلّم نیست که معنای «زنیم» همین باشد؛ ابن جوزی در تفسیر این واژه چهار دیدگاه آورده است [۷] و دربارۀ معنایش اتفاقنظری وجود ندارد.
دوم. سیاق این آیات دربارۀ هر غیرمسلمانی نیست؛ در این سیاق، نُه صفت یاد میشود که نزد برخی مفسران دربارۀ فرد مشخصی است -چنانکه ولید بن مغیره را نام بردهاند- و نزد برخی دیگر در مذمت کسانی است که این صفات را داشته باشند. [۸] شاهد این است که مثلاً «حَلّاف» (=کسی که بسیار سوگند میخورد) صفتی نیست که در تمام غیرمسلمانان باشد، لذا ﴿فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ﴾ [القلم: ٨] از فرمانبرداری تکذیبکنندگان قرآن نهی میکند، سپس در آیات دهم تا سیزدهم از فرمانبرداری دارندگان صفات نهگانۀ ذکرشده نهی میشود. [۹]
بنابراین خطبۀ عقد -چه عربی و چه فارسی- یک ورد جادویی نیست؛ اعلام رسمی یک تعهد حقوقی است که دین آن را پشتوانۀ اخلاقی و شرعی روابط دو نفر قرار میدهد. ازدواج در ملتهای دیگر نیز مرز نکاح و سِفاح بوده است، هرچند شروط ازدواج آنها با شروط ازدواج اسلامی تفاوت دارد و اگرچه اسلام ازدواجهای آنان را برای خودشان به رسمیت شناخته باشد، اما یک مسلمان باید بر اساس آدابی که خداوند اراده کرده و تشریع فرموده ازدواج کند. پیداست که شریعتِ خدایِ حکیم به سعادت انسانها میانجامد و خود آنان از ترک ازدواج زیان میبینند، خصوصاً زنان که در روابط آسیبپذیرترند و ریسک بزرگتری متحمل میشوند.
محمد عمر خسرو
ناشر: «رد شبهات ملحدین»
[1] Will Durant, The Story of Civilization, vol. 1 (New York: Simon and Schuster, 1942), 25.
[۲] الموسوعة الفقهية الكويتية، ج٤١ (الكويت: وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية، ١٤١٢)، ٢٣٩.
[۳] ابن عثيمين، الشرح الممتع على زاد المستقنع، ج١٢ (الرياض: دار ابن الجوزي، ١٤٢٢)، ٣٨.
[۴] القدوري، التجريد، ج٩ (القاهرة: دار السلام، ١٤٢٧)، ٤٤٢٩.
[۵] ابن قدامة المقدسي، المغني، ج١٠ (الرياض: دار عالم الكتب، ۱۴۱۷)، ٥.
[۶] ابن تيمية، مجموع الفتاوى، ج٣٢ (المدينة المنورة: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، ١٤٢٥)، ١٧٥.
[۷] ابن الجوزي، زاد المسير، ج٤ (بيروت: دار الكتاب العربي، ١٤٢٢)، ٣٢١-۲۲.
[۸] ابن عطية، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ج٥ (بيروت: دار الكتب العلمية، ١٤٢٢)، ٣٤٧.
[۹] أبو عبد الله الرازي، التفسير الكبير، ج٣٠ (بيروت: دار إحياء التراث العربي، ١٤٢٠)، ٦٠٣.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤118👍25👎1
اسلام و مشکل جنسی.pdf
1.1 MB
#️⃣ناشر: رد شبهات ملحدین
#معرفی_کتاب
بهجرئت میتوان گفت که هیچ دورانی از تاریخِ دور و درازِ بشر، همچون دوران معاصر شاهدِ گسترش بیبندوباری و روابط نامشروع در میان انسانها نبوده است؛ چنانکه کار به جایی رسیده که حتی خودِ غربیها نیز از آن به ستوه آمدهاند.
باید خاطرنشان کرد که بیبندوباری جنسی را دانشمندانِ غربی، برای بشریتِ پساجنگهای جهانی ارائه کردند تا از شدتِ آشفتگی و فلاکتی که خود پدید آورده بودند، بکاهند؛ اما دریافتند که آزادیِ بیقیدوشرطِ جنسی، نهتنها راهحل نیست، بلکه آن وضعیت را چنان تشدید میکند که از کنترل خارج میشود. اکنون نیز که این پدیده از سوی کشورهای غربی حمایت میشود و به شکل یک «صنعت» درآمده است، آنان از ارائه راهحلی مناسب و درست برای بشر امروزی درماندهاند.
اینجاست که اسلام با راهحلِ درست و منطقیِ خود به میدان میآید تا بشریت را از فلاکتی که تمدنِ غیراخلاقی غرب در آن گرفتار کرده است، نجات بخشد و از مرتبهی حیوانیتی که در آن سقوط کرده، به مقام انسانیت برساند.
استاد محمد قطب، فساد موجود و عوامل آن در جهان امروز و بهویژه جهان اسلام را ریشهیابی کرده و سپس به ارائه مناسبترین درمان و راهحلِ ممکن برای بشر پرداخته است که از دلِ دین آسمانی سرچشمه میگیرد؛ پیشنهاد میشود خواندن این کتاب را از دست ندهید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤114👍30
هوان کُل (Juan Cole) تاریخنگار و استاد تاریخ در دانشگاه میشیگان
"واقعا عجیب است که میبینیم اروپاییها و آمریکاییها، مسلمانان را شیفتهی خشونت و جنگ توصیف میکنند
در حالی که اگر به تعداد کشتههایی که دو تمدن اروپایی و آمریکایی در ۱۵۰ سال اخیر سبب آن شده است بنگریم تفاوت، کاملا روشن است".
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
"واقعا عجیب است که میبینیم اروپاییها و آمریکاییها، مسلمانان را شیفتهی خشونت و جنگ توصیف میکنند
در حالی که اگر به تعداد کشتههایی که دو تمدن اروپایی و آمریکایی در ۱۵۰ سال اخیر سبب آن شده است بنگریم تفاوت، کاملا روشن است".
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍156❤64🔥13👎4
فمنیسم با الحاد تفاوتی ندارد!
اگر بخواهی مظلومیت زنان را در یک سرزمین به پایان برسانی زنان فمنیست را بر آن سرزمین مسلّط کن!
زنان فمنیست، یک مشت زن ملحد میباشند که خواستار فحشا و بدکارگی هستند؛ البته متاسفم بدکارگی نه بلکه "تجارت سکس"!
پافشاری و حرص عجیب و غریب زنان فمنیست بر عادیسازی روسپیگری در کشورهای ما به تو ثابت میکند که در برابر دینِ شخصِ "ابلیس" قرار داریم که زیر نام "فمنیسم" فعالیت میکند.
بیشتر زنان فمنیست اعم از باحجاب یا چپگرا در یک چیز با هم متفق هستند که عبارتست از: "آزادیِ انجام زنا".
یعنی اینکه تو حق داری زنا نکنی اما حق نداری که جلوی تجارت سکس! را بگیری.
در حالی چنین باوری دارند که یکی از ثوابت اسلام اینست که:
- زنا از گناهان کبیره میباشد.
- و عادیسازی زنا و پذیرش آن و اینکه برای هر کس که بخواهد مشکلی ندارد کفر اکبر است که شخص را از دایرهی دین خارج میکند.
تجارت سکس، اصطلاحی است که از سوی زنان فمنیست برای حذف برچسب اجتماعیای که به روسپیگری زده میشود ساخته شده است.
با اینکه:
- دست درازی به بدن به معنای دست درازی کردن به ذات انسان است.
- و تجارت سکس عبارتست از جنایت تجاوز جنسی کامل که برای آن پول دریافت میشود!
- عجیب است که وزارت دادگستری آمریکا در سایت رسمی خودش، پژوهشی را نشر داده است که در ۵ قاره انجام شده و پیرامون تاثیرات روانی روسپیگری است و روشن میسازد که بیشتر زنان روسپی از اضطراب پس از شوک PTSD رنج میبرند درست به اندازهی سربازانی که در جنگهای بزرگ و وحشتناک مشارکت میکنند.
گفتمان فمنیسم در کشورهای خاورمیانه در دو جمله خلاصه میشود که عبارتست از: "ای دختران و زنان میخواهیم به مکان ارضای شهوت برای مردان گرگصفتی تبدیل شویم تا با طرفداران مردسالاری و نفوذ پدرسالاری مقابله کنیم".
"اجازه بدهید که هر مردی، شما را با مقداری پول به دست بیاورد زیرا شما زندانی نیستی بلکه زنی انقلابی میباشی"!
البته در میان انواع فمنیسم باید به "فمنیسم حجابی" پرداخت که از همه عجیبتر است زیرا تلاش میکند اسلام را به فمنیسم بچسباند در حالی که انواع فمنیسمها تا بالاترین حد ممکن به دین توهین میکنند.
اکنون که داری این سخنان مرا میخوانی تصور کن که فمنیستهای کشورهای ما بتوانند با پشتیبانیهای مالی نامحدودی که منبع آن را نمیدانیم مدارسی را برای آموزش فمنیسم تاسیس کنند.
تصور کن که این زنان بتوانند قوانینی را در مجلس تصویب کنند که برای انتشار فحشا و زنا در جامعه زمینهسازی میکند.
🔻 قوانینی از جمله:
▪️ اینکه هر دختری میتواند خودش را بدون اجازهی ولیّ خود به ازدواج کسی دربیاورد.
▪️ اینکه ازدواج به پروسهای برای تجربه کردن تبدیل میشود چنانکه دختر حق دارد آن را در ۶ ماههی اول تمام کند.
اینکه زن بتواند شوهرش را بخاطر طلاق از فرزندانش محروم کند طوری که آنها را فقط دو ساعت در ماه از راه دور ببیند!
قطعا نسلهای آینده به ما خواهند خندید یا ما را نفرین خواهند کرد به سبب موادی درسی که فمنیستها موفق به تصویب آن شدهاند.
قانونگذاران فحشا و زنا برای نابودی نسلهای آیندهی جوانان نقشه میکشند.
قانونگذاران فحشا و روسپیگری، اصطلاحات را تغییر دادهاند و نام خود را فمنیست گذاشتهاند.
قانونگذاران فحشا و بیاخلاقی، آشکارا خواستار خرید و فروش زنان در بازارهای روسپیگری میشوند.
مظلومیت زنان قبل از اینکه به دست زنان چپگرای فمنیست پایان یابد دارد به دست زنان فمنیست محجبه به پایان میرسد.
بنابراین دختر مسلمانی که با چنگ زدن به ایمان و ثوابت دینی، خود را برتر میداند باید همراه با مردانِ پایبند به شریعت پروردگار در روی فمنیستهای اسلامستیز بایستند:
﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ [التوبة: ۷۱]
ترجمه: «مردان و زنان مؤمن، دوستان و یاوران یکدیگرند. همدیگر را به کار نیک میخوانند و از کار بد باز میدارند و نماز را چنان که باید میگزارند و زکات را میپردازند و از خدا و پیامبرش فرمانبرداری میکنند. آنان کسانیند که خداوند به زودی ایشان را مشمول رحمت خود میگرداند. براستی که خداوند، توانا و حکیم است.»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
اگر بخواهی مظلومیت زنان را در یک سرزمین به پایان برسانی زنان فمنیست را بر آن سرزمین مسلّط کن!
زنان فمنیست، یک مشت زن ملحد میباشند که خواستار فحشا و بدکارگی هستند؛ البته متاسفم بدکارگی نه بلکه "تجارت سکس"!
پافشاری و حرص عجیب و غریب زنان فمنیست بر عادیسازی روسپیگری در کشورهای ما به تو ثابت میکند که در برابر دینِ شخصِ "ابلیس" قرار داریم که زیر نام "فمنیسم" فعالیت میکند.
بیشتر زنان فمنیست اعم از باحجاب یا چپگرا در یک چیز با هم متفق هستند که عبارتست از: "آزادیِ انجام زنا".
یعنی اینکه تو حق داری زنا نکنی اما حق نداری که جلوی تجارت سکس! را بگیری.
در حالی چنین باوری دارند که یکی از ثوابت اسلام اینست که:
- زنا از گناهان کبیره میباشد.
- و عادیسازی زنا و پذیرش آن و اینکه برای هر کس که بخواهد مشکلی ندارد کفر اکبر است که شخص را از دایرهی دین خارج میکند.
تجارت سکس، اصطلاحی است که از سوی زنان فمنیست برای حذف برچسب اجتماعیای که به روسپیگری زده میشود ساخته شده است.
با اینکه:
- دست درازی به بدن به معنای دست درازی کردن به ذات انسان است.
- و تجارت سکس عبارتست از جنایت تجاوز جنسی کامل که برای آن پول دریافت میشود!
- عجیب است که وزارت دادگستری آمریکا در سایت رسمی خودش، پژوهشی را نشر داده است که در ۵ قاره انجام شده و پیرامون تاثیرات روانی روسپیگری است و روشن میسازد که بیشتر زنان روسپی از اضطراب پس از شوک PTSD رنج میبرند درست به اندازهی سربازانی که در جنگهای بزرگ و وحشتناک مشارکت میکنند.
گفتمان فمنیسم در کشورهای خاورمیانه در دو جمله خلاصه میشود که عبارتست از: "ای دختران و زنان میخواهیم به مکان ارضای شهوت برای مردان گرگصفتی تبدیل شویم تا با طرفداران مردسالاری و نفوذ پدرسالاری مقابله کنیم".
"اجازه بدهید که هر مردی، شما را با مقداری پول به دست بیاورد زیرا شما زندانی نیستی بلکه زنی انقلابی میباشی"!
البته در میان انواع فمنیسم باید به "فمنیسم حجابی" پرداخت که از همه عجیبتر است زیرا تلاش میکند اسلام را به فمنیسم بچسباند در حالی که انواع فمنیسمها تا بالاترین حد ممکن به دین توهین میکنند.
اکنون که داری این سخنان مرا میخوانی تصور کن که فمنیستهای کشورهای ما بتوانند با پشتیبانیهای مالی نامحدودی که منبع آن را نمیدانیم مدارسی را برای آموزش فمنیسم تاسیس کنند.
تصور کن که این زنان بتوانند قوانینی را در مجلس تصویب کنند که برای انتشار فحشا و زنا در جامعه زمینهسازی میکند.
🔻 قوانینی از جمله:
▪️ اینکه هر دختری میتواند خودش را بدون اجازهی ولیّ خود به ازدواج کسی دربیاورد.
▪️ اینکه ازدواج به پروسهای برای تجربه کردن تبدیل میشود چنانکه دختر حق دارد آن را در ۶ ماههی اول تمام کند.
اینکه زن بتواند شوهرش را بخاطر طلاق از فرزندانش محروم کند طوری که آنها را فقط دو ساعت در ماه از راه دور ببیند!
قطعا نسلهای آینده به ما خواهند خندید یا ما را نفرین خواهند کرد به سبب موادی درسی که فمنیستها موفق به تصویب آن شدهاند.
قانونگذاران فحشا و زنا برای نابودی نسلهای آیندهی جوانان نقشه میکشند.
قانونگذاران فحشا و روسپیگری، اصطلاحات را تغییر دادهاند و نام خود را فمنیست گذاشتهاند.
قانونگذاران فحشا و بیاخلاقی، آشکارا خواستار خرید و فروش زنان در بازارهای روسپیگری میشوند.
مظلومیت زنان قبل از اینکه به دست زنان چپگرای فمنیست پایان یابد دارد به دست زنان فمنیست محجبه به پایان میرسد.
بنابراین دختر مسلمانی که با چنگ زدن به ایمان و ثوابت دینی، خود را برتر میداند باید همراه با مردانِ پایبند به شریعت پروردگار در روی فمنیستهای اسلامستیز بایستند:
﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ [التوبة: ۷۱]
ترجمه: «مردان و زنان مؤمن، دوستان و یاوران یکدیگرند. همدیگر را به کار نیک میخوانند و از کار بد باز میدارند و نماز را چنان که باید میگزارند و زکات را میپردازند و از خدا و پیامبرش فرمانبرداری میکنند. آنان کسانیند که خداوند به زودی ایشان را مشمول رحمت خود میگرداند. براستی که خداوند، توانا و حکیم است.»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍130❤97🔥20👎5
Forwarded from Pezhvaak | پژواک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پایان حرفۀ یک کشیش
مدت زیادی بود که ویدئوهایی از یک کشیش ایرانی در فضای مجازی دستبهدست میشد. در این فرصت به سطح علمی او میپردازیم و به چند شبهه که دربارۀ اسلام مطرح کرده است پاسخ میدهیم.
مقدمه 00:00
شاهکار کشیش در نقد ترجمۀ الهیقمشهای 02:06
آیا سیوطی قائل به تحریف قرآن است؟ 03:44
معنای ﴿الصمد﴾ چیست؟ 05:56
آیا قرآن دربارۀ شرک مسیحیان اشتباه کرده است؟! 12:44
در یوتوب، با کیفیت دلخواه تماشا کنید
#ویدئو
__________________
@pezhvaak_ch
مدت زیادی بود که ویدئوهایی از یک کشیش ایرانی در فضای مجازی دستبهدست میشد. در این فرصت به سطح علمی او میپردازیم و به چند شبهه که دربارۀ اسلام مطرح کرده است پاسخ میدهیم.
مقدمه 00:00
شاهکار کشیش در نقد ترجمۀ الهیقمشهای 02:06
آیا سیوطی قائل به تحریف قرآن است؟ 03:44
معنای ﴿الصمد﴾ چیست؟ 05:56
آیا قرآن دربارۀ شرک مسیحیان اشتباه کرده است؟! 12:44
در یوتوب، با کیفیت دلخواه تماشا کنید
#ویدئو
__________________
@pezhvaak_ch
❤109👍16🔥9👎1
نقد شبهه شماره 1.pdf
5.1 MB
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 1: درباره منشأ خیر و شر
✍️تحقیق و گردآوری: محمد عزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 21
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
نویسنده در این مقاله به بررسی یکی از شبهات رایج درباره منشأ خیر و شر در قرآن کریم میپردازد و نشان میدهد که میان آیات قرآن در این باره تناقضی وجود ندارد. نویسنده ابتدا ادعای شبههگران را مطرح میکند که چرا در برخی آیات، همه چیز به خداوند نسبت داده شده و در برخی دیگر، شرور به نفس انسان منسوب شده است. سپس توضیح میدهد که...
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تحقیق و گردآوری: محمد عزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 21
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
نویسنده در این مقاله به بررسی یکی از شبهات رایج درباره منشأ خیر و شر در قرآن کریم میپردازد و نشان میدهد که میان آیات قرآن در این باره تناقضی وجود ندارد. نویسنده ابتدا ادعای شبههگران را مطرح میکند که چرا در برخی آیات، همه چیز به خداوند نسبت داده شده و در برخی دیگر، شرور به نفس انسان منسوب شده است. سپس توضیح میدهد که...
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤53👍5
چه چیزی در زندگی ما تغییر کرده است؟
اگر چند دهه پیش از کسی میپرسیدید: «از زندگی چه میخواهی؟» با آرامش و رضایت میگفت:
«پردهپوشی و حفاظت خدا، رزق و روزی کافی و فرزندانی صالح.»
امّا اگر امروزه همین سؤال را از کسی بپرسید، پاسخ او با اضطراب، آرزوهای بیپایان و تلاش مداوم برای رسیدن به اهدافی همراه است که حتی پس از رسیدن به آنها، باز هم سیرش نمیکنند.
چه چیزی تغییر کرده است؟
مشکل ما در عصر حاضر لزوماً «کمبود امکانات» نیست؛ بلکه «بالا رفتن توقعات» است. فرهنگ مصرفگرای مدرن توانسته بسیاری از چیزهای غیرضروری را به نیازهای اساسی تبدیل کند و در وجود ما احساس دائمیِ فقر و محرومیت به وجود آورد؛ بهگونهای که با وجود نعمتهای فراوانی که الله تعالی به ما بخشیده، باز هم خود را نیازمند و محروم میبینیم.
این معضل اساسی بر سه حقیقت استوار است که بسیاری از ما از آنها غافلیم:
۱. توهم «سکوی نقرهای»؛ روانشناسی مقایسه
ما خوشبختی خود را فقط با آنچه داریم نمیسنجیم؛ بلکه آن را با داشتههای دیگران مقایسه میکنیم. در گذشته، دایرهٔ مقایسه ما بیشتر به همسایهها و خویشاوندان محدود میشد؛ اما اکنون، به لطف فضای مجازی، تقریباً تمام جهان به محیط مقایسهٔ ما تبدیل شده است.
ما لحظههای گزیدهای از زندگی دیگران را میبینیم؛ سفرهایشان، غذاهایشان، موفقیتهایشان و بهترین لحظات زندگیشان را، سپس، ناخودآگاه، پشتصحنهٔ زندگی معمولی خودمان را با صحنههای انتخابشدهٔ زندگی دیگران مقایسه میکنیم و احساس میکنیم از زندگی عقب ماندهایم.
۲. گرفتار شدن در «چرخهٔ بیپایان»
در روانشناسی پدیدهای وجود دارد که میتوان آن را «سازگاری تدریجی فزاینده» نامید؛ یعنی انسان خیلی زود به نعمتهای جدید عادت میکند، لذت و اشتیاق اولیهاش از بین میرود و دوباره چشم به چیزی بالاتر میدوزد.
کسی که دائماً به دنبال ظاهر بهتر، امکانات بیشتر و دارایی بیشتر است، شبیه کسی است که از آب دریا مینوشد؛ هرچه بیشتر بنوشد، تشنهتر میشود. خوشبختی فقط در زیاد داشتن نیست؛ بلکه در تواناییِ لذت بردن از داشتهها و قدردانی از آنهاست.
۳. از دست دادن «مرکزیت اخلاقی»
وقتی دل انسان از تعلق به آخرت و تلاش برای بر جای گذاشتن اثری نافع خالی شود، امور مادی کمکم به معیار ارزش او تبدیل میشوند.
انسان به جای آنکه بندهٔ خدا باشد، به کسی تبدیل میشود که دائماً میخواهد در نگاه مردم، موفق و جذاب به نظر برسد. و فاصلهٔ زیادی است میان آزادیِ بندگی خدا و ذلتِ تلاش دائمی برای جلب رضایت و تحسین دیگران.
چگونه تعادل از دسترفته را بازگردانیم؟
راه خروج از این چرخه، رها کردن دنیا و کنارهگیری از زندگی نیست؛ بلکه زهدی آگاهانه است؛ یعنی دنیا را در دست داشته باشیم، اما اجازه ندهیم در قلبمان جای بگیرد.
این مسیر را میتوان با سه گام آغاز کرد:
۱. پذیرفتن معیار «کفایت و برکت»
رزق و روزی فقط یک عدد و مقدار نیست؛ مهمتر از مقدار، اثری است که آن رزق بر آرامش روح، رشد عقل و اندیشهٔ انسان میگذارد. رزق اندکی که آرامش و اطمینان به همراه داشته باشد، از رزق فراوانی که اضطراب و پریشانی به دنبال دارد، ارزشمندتر است.
۲. تمرین «رژیم دیجیتال»
باید پنجرههایی را که هوای مقایسه را وارد قلبمان میکنند، ببندیم.
لازم نیست از تمام جزئیات زندگی افراد مشهور، ثروتمندان یا حتی اطرافیانمان باخبر باشیم. حفظ آرامش و رضایت قلب، ارزشمندتر از ارضای یک کنجکاوی زودگذر است.
۳. بخشنده باشیم
لذتِ گرفتن و مالک شدن، معمولاً کوتاه است؛ اما لذتِ بخشیدن، ساختن و اثر گذاشتن، ماندگارتر است و روح انسان را از معنا سرشار میکند. به دنبال ایدهای باشید که از طریق آن به مردم سود برسانید؛ دانشی که بتوانید منتشر کنید؛ یا خانوادهای که بتوانید پشتیبان آن باشید.آنگاه خواهید دید که مادیات، کمکم در نگاهتان کمارزش میشوند.
این زندگی سفری کوتاه است. انسان برای جمع کردن مال و بیشتر داشتن آفریده نشده است؛ بلکه آمده تا چراغی باشد که خیر و آگاهی بتاباند. پس بیایید بارهای اضافی را سبک کنیم، جهت خود را اصلاح کنیم و به یاد داشته باشیم:
ثروتمندترین انسان کسی نیست که بیشترین دارایی را دارد؛ بلکه کسی است که دلش به خدا غنیتر، از وابستگی به غیر او آزادتر و از آرامش و سلامت سرشارتر است.
خداوند ما و شما را حفظ کند و به ما دلهایی راضی و قانع و عقلهایی آگاه و روشن عطا فرماید.
✍️ نویسنده: دکتر عبدالکریم محمد الحسن
🔖 برگردان فارسی: المیرا حسینی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
اگر چند دهه پیش از کسی میپرسیدید: «از زندگی چه میخواهی؟» با آرامش و رضایت میگفت:
«پردهپوشی و حفاظت خدا، رزق و روزی کافی و فرزندانی صالح.»
امّا اگر امروزه همین سؤال را از کسی بپرسید، پاسخ او با اضطراب، آرزوهای بیپایان و تلاش مداوم برای رسیدن به اهدافی همراه است که حتی پس از رسیدن به آنها، باز هم سیرش نمیکنند.
چه چیزی تغییر کرده است؟
مشکل ما در عصر حاضر لزوماً «کمبود امکانات» نیست؛ بلکه «بالا رفتن توقعات» است. فرهنگ مصرفگرای مدرن توانسته بسیاری از چیزهای غیرضروری را به نیازهای اساسی تبدیل کند و در وجود ما احساس دائمیِ فقر و محرومیت به وجود آورد؛ بهگونهای که با وجود نعمتهای فراوانی که الله تعالی به ما بخشیده، باز هم خود را نیازمند و محروم میبینیم.
این معضل اساسی بر سه حقیقت استوار است که بسیاری از ما از آنها غافلیم:
۱. توهم «سکوی نقرهای»؛ روانشناسی مقایسه
ما خوشبختی خود را فقط با آنچه داریم نمیسنجیم؛ بلکه آن را با داشتههای دیگران مقایسه میکنیم. در گذشته، دایرهٔ مقایسه ما بیشتر به همسایهها و خویشاوندان محدود میشد؛ اما اکنون، به لطف فضای مجازی، تقریباً تمام جهان به محیط مقایسهٔ ما تبدیل شده است.
ما لحظههای گزیدهای از زندگی دیگران را میبینیم؛ سفرهایشان، غذاهایشان، موفقیتهایشان و بهترین لحظات زندگیشان را، سپس، ناخودآگاه، پشتصحنهٔ زندگی معمولی خودمان را با صحنههای انتخابشدهٔ زندگی دیگران مقایسه میکنیم و احساس میکنیم از زندگی عقب ماندهایم.
۲. گرفتار شدن در «چرخهٔ بیپایان»
در روانشناسی پدیدهای وجود دارد که میتوان آن را «سازگاری تدریجی فزاینده» نامید؛ یعنی انسان خیلی زود به نعمتهای جدید عادت میکند، لذت و اشتیاق اولیهاش از بین میرود و دوباره چشم به چیزی بالاتر میدوزد.
کسی که دائماً به دنبال ظاهر بهتر، امکانات بیشتر و دارایی بیشتر است، شبیه کسی است که از آب دریا مینوشد؛ هرچه بیشتر بنوشد، تشنهتر میشود. خوشبختی فقط در زیاد داشتن نیست؛ بلکه در تواناییِ لذت بردن از داشتهها و قدردانی از آنهاست.
۳. از دست دادن «مرکزیت اخلاقی»
وقتی دل انسان از تعلق به آخرت و تلاش برای بر جای گذاشتن اثری نافع خالی شود، امور مادی کمکم به معیار ارزش او تبدیل میشوند.
انسان به جای آنکه بندهٔ خدا باشد، به کسی تبدیل میشود که دائماً میخواهد در نگاه مردم، موفق و جذاب به نظر برسد. و فاصلهٔ زیادی است میان آزادیِ بندگی خدا و ذلتِ تلاش دائمی برای جلب رضایت و تحسین دیگران.
چگونه تعادل از دسترفته را بازگردانیم؟
راه خروج از این چرخه، رها کردن دنیا و کنارهگیری از زندگی نیست؛ بلکه زهدی آگاهانه است؛ یعنی دنیا را در دست داشته باشیم، اما اجازه ندهیم در قلبمان جای بگیرد.
این مسیر را میتوان با سه گام آغاز کرد:
۱. پذیرفتن معیار «کفایت و برکت»
رزق و روزی فقط یک عدد و مقدار نیست؛ مهمتر از مقدار، اثری است که آن رزق بر آرامش روح، رشد عقل و اندیشهٔ انسان میگذارد. رزق اندکی که آرامش و اطمینان به همراه داشته باشد، از رزق فراوانی که اضطراب و پریشانی به دنبال دارد، ارزشمندتر است.
۲. تمرین «رژیم دیجیتال»
باید پنجرههایی را که هوای مقایسه را وارد قلبمان میکنند، ببندیم.
لازم نیست از تمام جزئیات زندگی افراد مشهور، ثروتمندان یا حتی اطرافیانمان باخبر باشیم. حفظ آرامش و رضایت قلب، ارزشمندتر از ارضای یک کنجکاوی زودگذر است.
۳. بخشنده باشیم
لذتِ گرفتن و مالک شدن، معمولاً کوتاه است؛ اما لذتِ بخشیدن، ساختن و اثر گذاشتن، ماندگارتر است و روح انسان را از معنا سرشار میکند. به دنبال ایدهای باشید که از طریق آن به مردم سود برسانید؛ دانشی که بتوانید منتشر کنید؛ یا خانوادهای که بتوانید پشتیبان آن باشید.آنگاه خواهید دید که مادیات، کمکم در نگاهتان کمارزش میشوند.
این زندگی سفری کوتاه است. انسان برای جمع کردن مال و بیشتر داشتن آفریده نشده است؛ بلکه آمده تا چراغی باشد که خیر و آگاهی بتاباند. پس بیایید بارهای اضافی را سبک کنیم، جهت خود را اصلاح کنیم و به یاد داشته باشیم:
ثروتمندترین انسان کسی نیست که بیشترین دارایی را دارد؛ بلکه کسی است که دلش به خدا غنیتر، از وابستگی به غیر او آزادتر و از آرامش و سلامت سرشارتر است.
خداوند ما و شما را حفظ کند و به ما دلهایی راضی و قانع و عقلهایی آگاه و روشن عطا فرماید.
✍️ نویسنده: دکتر عبدالکریم محمد الحسن
🔖 برگردان فارسی: المیرا حسینی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤140👍31👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 استاد محمد قطب (رحمهالله)
🔻کلیپی بسیار مهم و قابل تأمل که در آن موضوعات بسیار مهم ذیل تبیین میشوند:
▪️ روش اسلام در درمان نا امیدی.
▪️ وظیفهی مسلمانان در زمان انتشار و چیرگی فساد.
▪️ چگونگی تربیت اسلامیِ نسل جدید در زمان فتنهها.
📝 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
🔻کلیپی بسیار مهم و قابل تأمل که در آن موضوعات بسیار مهم ذیل تبیین میشوند:
▪️ روش اسلام در درمان نا امیدی.
▪️ وظیفهی مسلمانان در زمان انتشار و چیرگی فساد.
▪️ چگونگی تربیت اسلامیِ نسل جدید در زمان فتنهها.
📝 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤72👍40🔥5👎3
Forwarded from Pezhvaak+
The Root of Islam’s Hatred of Jews.pdf
576.7 KB
این نوشتار به فرضیهای دربارهٔ سیرۀ پیغمبر ﷺ میپردازد که نفرت از یهودیان در دوران مدنی را ناشی از شکست و ناکامی سیاسی در جنگ قدرت میداند. هدف نوشتار، افزون بر نقد این فرضیه، بررسی دلایل اسلامنیاوردن یهودیان و نیز ارزیابی ادعای تقلید اسلام از یهودیت، با تکیه بر قرآن، منابع سیره و آثار یهودی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤71👍12🔥6👎1
نقد شبهه شماره 2.pdf
5 MB
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 2: امر به فحشا
✍️تحقیق و گردآوری: محمد عزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 20
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله دومین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی روشمند، به تحلیل و پاسخگویی به شبههٔ «امر به فحشا» میپردازد؛ شبههای که ادعا میکند میان آیات نکوهش فحشا و آیاتی که از «امرِ الهی به فسق» سخن میگویند، مانند آیه هلاکت مترفین، تعارض وجود دارد.
نویسنده با ترسیم دقیق ساختار منطقی این شبهه و بررسی دقیق سیاق و تفاسیر قرآنی، تلاش میکند تا ضمن رفع این ابهام، تبیین کند که چگونه فهم نادرست منجر به چنین برداشتهای ناصواب از آیات قرآن شده است.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تحقیق و گردآوری: محمد عزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 20
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله دومین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی روشمند، به تحلیل و پاسخگویی به شبههٔ «امر به فحشا» میپردازد؛ شبههای که ادعا میکند میان آیات نکوهش فحشا و آیاتی که از «امرِ الهی به فسق» سخن میگویند، مانند آیه هلاکت مترفین، تعارض وجود دارد.
نویسنده با ترسیم دقیق ساختار منطقی این شبهه و بررسی دقیق سیاق و تفاسیر قرآنی، تلاش میکند تا ضمن رفع این ابهام، تبیین کند که چگونه فهم نادرست منجر به چنین برداشتهای ناصواب از آیات قرآن شده است.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤51👍8🔥2👎1
Forwarded from Pezhvaak | پژواک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⁉️ ریشۀ نفرت اسلام از یهود
✍️ مقالۀ «ریشۀ نفرت اسلام از یهود»
✍️ یادداشت «ابنسینا و انقلاب جنسی»
__________________
@pezhvaak_ch
✍️ مقالۀ «ریشۀ نفرت اسلام از یهود»
✍️ یادداشت «ابنسینا و انقلاب جنسی»
__________________
@pezhvaak_ch
❤78🔥12👍5
سقوط ارزشها.pdf
1.1 MB
📚عنوان مقاله: سقوط ارزشها (اخلاق جهان در پی نفی اسلام چه شد؟)
✍️تألیف: م . ش
📄تعداد صفحات: 14
🗂ناشر: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
ما در عصری زندگی میکنیم که انسان، علیرغم فتحِ قلههای تکنولوژی و تسخیرِ فضا، در درهی عمیقِ "معنا" گم شده است. مدرنیته، آنگونه که در زرورقِ آزادی و رفاه پیچیده شده، در واقع حصاری است که دیوارهای آن را "نیازهای کاذب" و سقفش را "فردگراییِ مفرط" تشکیل میدهد. این کتاب، تلاشی است برای واکاویِ این بحرانِ بزرگ؛ تلاشی برای پرسش از این حقیقت که چرا جهانِ مدرن، علیرغم تمامِ پیشرفتهای مادی، از "کرامتِ انسانی" فاصله گرفته و به جایِ آرامش، به اضطرابِ وجودی تن داده است؟
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تألیف: م . ش
📄تعداد صفحات: 14
🗂ناشر: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
ما در عصری زندگی میکنیم که انسان، علیرغم فتحِ قلههای تکنولوژی و تسخیرِ فضا، در درهی عمیقِ "معنا" گم شده است. مدرنیته، آنگونه که در زرورقِ آزادی و رفاه پیچیده شده، در واقع حصاری است که دیوارهای آن را "نیازهای کاذب" و سقفش را "فردگراییِ مفرط" تشکیل میدهد. این کتاب، تلاشی است برای واکاویِ این بحرانِ بزرگ؛ تلاشی برای پرسش از این حقیقت که چرا جهانِ مدرن، علیرغم تمامِ پیشرفتهای مادی، از "کرامتِ انسانی" فاصله گرفته و به جایِ آرامش، به اضطرابِ وجودی تن داده است؟
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤61👍11🔥3👎1
عمربنسید-رحمهالله- (متوفی: 1863م)، طالب علمی که در آفریقا ربوده شد، و به عنوان برده به آمریکا منتقل گردید...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤105👍6🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما امت إقرأ (بخوان) نیستیم!!
استاد نایف بن نهار به تصحیح یک اشتباه رایج در بین مسلمانان میپردازد که خواندن و مطالعهی محض را از ویژگیهای امت اسلام میشمارند!
استاد نایف با عمیق شدن در مفاهیم قرآن کریم توضیح میدهد که چرا نباید بدون ضابطه به این مسئله باور داشته باشیم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
استاد نایف بن نهار به تصحیح یک اشتباه رایج در بین مسلمانان میپردازد که خواندن و مطالعهی محض را از ویژگیهای امت اسلام میشمارند!
استاد نایف با عمیق شدن در مفاهیم قرآن کریم توضیح میدهد که چرا نباید بدون ضابطه به این مسئله باور داشته باشیم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤90👍21🔥2👎1
نقد شبهه شماره 3.pdf
4.7 MB
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 3: علم غیب؛ اختصاص غیب به اللّه یا آگاهی پیامبران (علیهمالسلام)؟!
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 19
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله سومین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات قرآن کریم پیرامون «علم غیب» میپردازد؛ شبههای که بر مبنای ناسازگاری میان نفی علم غیب از غیر خدا در آیاتی از قرآن کریم و اثبات آگاهی برخی پیامبران (علیهمالسلام) بر امور غیبی در آیاتی دیگر شکل گرفته است. نویسنده با بهرهگیری از روش تفسیر قرآن به قرآن، قواعد اصولی و کلامی، و با استناد به احادیث صحیح و اقوال مفسران متقدم و متأخر، منشأ این شبهه را در خلط میان «علم غیب ذاتی، ازلی، مستقل و فراگیر الهی» با «اطلاع غیبی عطایی، محدود، و وحیانی پیامبران (علیهمالسلام)» تبیین کرده است...
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 19
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله سومین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات قرآن کریم پیرامون «علم غیب» میپردازد؛ شبههای که بر مبنای ناسازگاری میان نفی علم غیب از غیر خدا در آیاتی از قرآن کریم و اثبات آگاهی برخی پیامبران (علیهمالسلام) بر امور غیبی در آیاتی دیگر شکل گرفته است. نویسنده با بهرهگیری از روش تفسیر قرآن به قرآن، قواعد اصولی و کلامی، و با استناد به احادیث صحیح و اقوال مفسران متقدم و متأخر، منشأ این شبهه را در خلط میان «علم غیب ذاتی، ازلی، مستقل و فراگیر الهی» با «اطلاع غیبی عطایی، محدود، و وحیانی پیامبران (علیهمالسلام)» تبیین کرده است...
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤43👍3👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سلسله_کلیپهای_سفر_یقین | قسمت ۵۲
عنوان: آیا جایزهٔ نوبل را به من خواهند داد؟!
سخنران: پروفسور ایاد قنیبی حفظهالله
ترجمه: خداداد مطاعیپور
زیرنویس و نشر: کانال «رد شبهات ملحدین»
بدون شک، یکی از عوامل تأثیرگذار در پذیرش نظریهٔ تکامل (فرگشت) در دنیای معاصر، این مسئله است که بسیاری از برندگان جایزهٔ نوبل به این نظریه باور دارند. از همین رو، برخی از ملحدان از این موضوع بهعنوان ابزاری برای زیر سؤال بردن دیدگاه مخالفان و تمسخر باورمندان به وجود خالق استفاده میکنند.
پروفسور ایاد قنیبی در این کلیپ، این مسئله را بررسی میکند و میکوشد با ارائهٔ دلایل و استدلالهای علمی، نشان دهد که صرفِ باور داشتن برندگان جایزهٔ نوبل به نظریهٔ تکامل، بهخودیخود دلیل علمی معتبری برای اثبات درستی آن نیست.
مشاهده و نشر این کلیپ را به تمام کسانی که در زمینهٔ نقد الحاد و بررسی انتقادی اندیشههای رایج در جهان غرب فعالیت میکنند، پیشنهاد میکنیم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
عنوان: آیا جایزهٔ نوبل را به من خواهند داد؟!
سخنران: پروفسور ایاد قنیبی حفظهالله
ترجمه: خداداد مطاعیپور
زیرنویس و نشر: کانال «رد شبهات ملحدین»
بدون شک، یکی از عوامل تأثیرگذار در پذیرش نظریهٔ تکامل (فرگشت) در دنیای معاصر، این مسئله است که بسیاری از برندگان جایزهٔ نوبل به این نظریه باور دارند. از همین رو، برخی از ملحدان از این موضوع بهعنوان ابزاری برای زیر سؤال بردن دیدگاه مخالفان و تمسخر باورمندان به وجود خالق استفاده میکنند.
پروفسور ایاد قنیبی در این کلیپ، این مسئله را بررسی میکند و میکوشد با ارائهٔ دلایل و استدلالهای علمی، نشان دهد که صرفِ باور داشتن برندگان جایزهٔ نوبل به نظریهٔ تکامل، بهخودیخود دلیل علمی معتبری برای اثبات درستی آن نیست.
مشاهده و نشر این کلیپ را به تمام کسانی که در زمینهٔ نقد الحاد و بررسی انتقادی اندیشههای رایج در جهان غرب فعالیت میکنند، پیشنهاد میکنیم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤42👍9👎2🔥1
❓ آیا انسان فقط ماده است؟
آیا حقیقت انسان تنها در ماده خلاصه میشود؟ اگر چنین است، کرامت انسانی، ارزشهای اخلاقی و هدف زندگی بر چه اساسی استوارند؟
📖 برگرفته از کتاب «آیا الحاد منشأ پوچگرایی در جهان است؟»
✍️ نویسنده: هیثم طلعت
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
آیا حقیقت انسان تنها در ماده خلاصه میشود؟ اگر چنین است، کرامت انسانی، ارزشهای اخلاقی و هدف زندگی بر چه اساسی استوارند؟
📖 برگرفته از کتاب «آیا الحاد منشأ پوچگرایی در جهان است؟»
✍️ نویسنده: هیثم طلعت
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤56👍8
نقد شبهه شماره 4.pdf
4.6 MB
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 4: تجدد علم الهی؛ آیا آزمون بندگان برای علم یافتن اللّه است؟
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 17
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله چهارمین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات در خصوص «تجدد علم الهی» میپردازد. نویسنده با تکیه بر روش تفسیر قرآن به قرآن، احادیث صحیح، ادبیات عرب و اقوال مفسران اثبات میکند که میان نصوص قرآنی مربوطه هیچگونه تعارضی نیست، زیرا ابتلا و آزمون در حق پروردگار نه برای کشف مجهول، بلکه برای «ظهور معلوم ازلی در عالم واقع»، تمییز مؤمن از منافق، اقامهٔ حجت بر بندگان و ترتّب عدل در پاداش و کیفر بر اساس عمل محققشده است.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 17
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله چهارمین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات در خصوص «تجدد علم الهی» میپردازد. نویسنده با تکیه بر روش تفسیر قرآن به قرآن، احادیث صحیح، ادبیات عرب و اقوال مفسران اثبات میکند که میان نصوص قرآنی مربوطه هیچگونه تعارضی نیست، زیرا ابتلا و آزمون در حق پروردگار نه برای کشف مجهول، بلکه برای «ظهور معلوم ازلی در عالم واقع»، تمییز مؤمن از منافق، اقامهٔ حجت بر بندگان و ترتّب عدل در پاداش و کیفر بر اساس عمل محققشده است.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤31👍3
وقتی میل و خواسته به واقعیت تبدیل میشود!
وقتی سخنی از آلدوس هاکسلی Aldous Huxley -نویسنده و خداناباور مشهور- دربارۀ میل تحققیافته خواندم، به یاد گفتوگویی افتادم که سالها پیش با جوانی در اواخر دهۀ بیست زندگیاش داشتم. او از من خواست برای گفتوگو دربارۀ «مسائل وجودی» با یکدیگر دیدار کنیم. در یکی از کافهها ملاقات کردیم و گفتوگویی آرام، یا بهتر بگویم سرد و بیروح، میانمان شکل گرفت؛ از شور و اشتیاق معمول در چنین بحثهایی خبری نبود.
از جانب او نوعی بیمیلی احساس میشد. کمکم برایم روشن شد که او نه در ایمان، بلکه در الحاد خود دچار تردید شده است. به نظر میرسید هدفش از این دیدار آن بود که نسبت به تصمیم خود برای خداناباوری اطمینان خاطر پیدا کند و صرفاً از استحکام برخی مسائل مطمئن گردد.
پس از آنکه طبق معمول دربارۀ چند موضوع اساسی صحبت کردیم، لبخندی زدم و گفتم: دوست دارم با من صادق باشی؛ چرا خداناباور شدی؟ چون به نظر میرسد مسئلۀ تو چندان ارتباطی با مباحث علمی ندارد. او نیز لبخندی زد و گفت: چیزهایی در زندگیام هست که نمیتوانم از آنها دست بکشم. عاشقشان هستم و به آنها اعتیاد دارم؛ اما ایمان زندگی را به کامم تلخ میکند! دلم همواره میان انجامدادن آن کارها و احساس گناه و معصیت در کشمکش است. دیگر تحمل این جهنم را ندارم. حتی وقتی آن کارها را انجام میدهم، دیگر مانند گذشته از آنها لذت نمیبرم؛ زیرا نفس سرزنشگرم پیش از انجامشان، هنگام انجامشان و پس از آن، پیوسته مرا ملامت میکند!
او در ادامه گفت: تکالیف دینی پرهزینه، خستهکننده و دشوارند و انجام ندادنشان نیز برایم بسیار دردناک است. برای خواندن نماز صبح از خواب برمیخاستم و این کار برایم سخت بود. اگر هم نمازم قضا میشد، وجدانم مرا سرزنش میکرد و غم و اندوه بر وجودم چیره میشد؛ عذابی که توان تحملش را نداشتم.
به همین دلیل میخواستم از همه اینها آسوده شوم و تنها راهی که پیش رویم میدیدم، کنار گذاشتن سرچشمۀ این ملامتها و سرزنشها بود: ایمان!
وقتی این سخنان را از او شنیدم، احساساتی متضاد در دلم پدید آمد. نمیدانستم باید از صراحتش تشکر کنم که راه را کوتاه کرده و روشن ساخته بود که مسئله، مسئلهای علمی نیست، بلکه جانبداری آگاهانه و ارادی از میلی است که میخواهد بیهیچ ملامت و نظارت و عذابوجدانی در دنیای واقعی مجال بروز پیدا کند، یا باید به حالش تأسف بخورم که چگونه شیطان توانسته او را به اشتباه بیندازد و فریب دهد و ایمان و وجدان را در نظرش به باری سنگین در زندگی تبدیل کند!
آن دیدار برایم درس مهمی داشت: پیش از آنکه وارد گفتوگویی بیحاصل و جدلی فرسایشی شوی که مدام به دور خود میچرخد، باید انگیزۀ واقعیِ تغییر باورهای طرف مقابلت را بشناسی؛ زیرا چهبسا که محرک اصلی او نه مسائل علمی و نه شبهات عقلی، بلکه مسائل روانی یا خواستههایی شخصی باشد که پشت ظواهر پرزرقوبرق و تکراریِ استدلالهای علمی و عقلی پنهان شدهاند.
آلدوس هاکسلی میگوید:
«من انگیزههایی داشتم که باعث میشد نخواهم جهان دارای معنا باشد؛ ازاینرو فرض را بر این گذاشتم که جهان واقعاً هیچ معنایی ندارد. برای من و بیشتر همعصرانم، فلسفۀ بیمعنایی در اصل ابزاری برای رهایی بود؛ از یکسو رهایی از یک نظام سیاسی و اقتصادی مشخص و از سوی دیگر، رهایی از یک نظام اخلاقی معین.»
و چنانکه داستایفسکی -نویسنده روس- گفته است:
«اگر خدا وجود نداشته باشد، همهچیز مجاز است.»
✍️ نویسنده: دکتر عایض الدوسری
🔖 بازبینی ترجمه و نشر: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
وقتی سخنی از آلدوس هاکسلی Aldous Huxley -نویسنده و خداناباور مشهور- دربارۀ میل تحققیافته خواندم، به یاد گفتوگویی افتادم که سالها پیش با جوانی در اواخر دهۀ بیست زندگیاش داشتم. او از من خواست برای گفتوگو دربارۀ «مسائل وجودی» با یکدیگر دیدار کنیم. در یکی از کافهها ملاقات کردیم و گفتوگویی آرام، یا بهتر بگویم سرد و بیروح، میانمان شکل گرفت؛ از شور و اشتیاق معمول در چنین بحثهایی خبری نبود.
از جانب او نوعی بیمیلی احساس میشد. کمکم برایم روشن شد که او نه در ایمان، بلکه در الحاد خود دچار تردید شده است. به نظر میرسید هدفش از این دیدار آن بود که نسبت به تصمیم خود برای خداناباوری اطمینان خاطر پیدا کند و صرفاً از استحکام برخی مسائل مطمئن گردد.
پس از آنکه طبق معمول دربارۀ چند موضوع اساسی صحبت کردیم، لبخندی زدم و گفتم: دوست دارم با من صادق باشی؛ چرا خداناباور شدی؟ چون به نظر میرسد مسئلۀ تو چندان ارتباطی با مباحث علمی ندارد. او نیز لبخندی زد و گفت: چیزهایی در زندگیام هست که نمیتوانم از آنها دست بکشم. عاشقشان هستم و به آنها اعتیاد دارم؛ اما ایمان زندگی را به کامم تلخ میکند! دلم همواره میان انجامدادن آن کارها و احساس گناه و معصیت در کشمکش است. دیگر تحمل این جهنم را ندارم. حتی وقتی آن کارها را انجام میدهم، دیگر مانند گذشته از آنها لذت نمیبرم؛ زیرا نفس سرزنشگرم پیش از انجامشان، هنگام انجامشان و پس از آن، پیوسته مرا ملامت میکند!
او در ادامه گفت: تکالیف دینی پرهزینه، خستهکننده و دشوارند و انجام ندادنشان نیز برایم بسیار دردناک است. برای خواندن نماز صبح از خواب برمیخاستم و این کار برایم سخت بود. اگر هم نمازم قضا میشد، وجدانم مرا سرزنش میکرد و غم و اندوه بر وجودم چیره میشد؛ عذابی که توان تحملش را نداشتم.
به همین دلیل میخواستم از همه اینها آسوده شوم و تنها راهی که پیش رویم میدیدم، کنار گذاشتن سرچشمۀ این ملامتها و سرزنشها بود: ایمان!
وقتی این سخنان را از او شنیدم، احساساتی متضاد در دلم پدید آمد. نمیدانستم باید از صراحتش تشکر کنم که راه را کوتاه کرده و روشن ساخته بود که مسئله، مسئلهای علمی نیست، بلکه جانبداری آگاهانه و ارادی از میلی است که میخواهد بیهیچ ملامت و نظارت و عذابوجدانی در دنیای واقعی مجال بروز پیدا کند، یا باید به حالش تأسف بخورم که چگونه شیطان توانسته او را به اشتباه بیندازد و فریب دهد و ایمان و وجدان را در نظرش به باری سنگین در زندگی تبدیل کند!
آن دیدار برایم درس مهمی داشت: پیش از آنکه وارد گفتوگویی بیحاصل و جدلی فرسایشی شوی که مدام به دور خود میچرخد، باید انگیزۀ واقعیِ تغییر باورهای طرف مقابلت را بشناسی؛ زیرا چهبسا که محرک اصلی او نه مسائل علمی و نه شبهات عقلی، بلکه مسائل روانی یا خواستههایی شخصی باشد که پشت ظواهر پرزرقوبرق و تکراریِ استدلالهای علمی و عقلی پنهان شدهاند.
آلدوس هاکسلی میگوید:
«من انگیزههایی داشتم که باعث میشد نخواهم جهان دارای معنا باشد؛ ازاینرو فرض را بر این گذاشتم که جهان واقعاً هیچ معنایی ندارد. برای من و بیشتر همعصرانم، فلسفۀ بیمعنایی در اصل ابزاری برای رهایی بود؛ از یکسو رهایی از یک نظام سیاسی و اقتصادی مشخص و از سوی دیگر، رهایی از یک نظام اخلاقی معین.»
و چنانکه داستایفسکی -نویسنده روس- گفته است:
«اگر خدا وجود نداشته باشد، همهچیز مجاز است.»
✍️ نویسنده: دکتر عایض الدوسری
🔖 بازبینی ترجمه و نشر: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤72👍19🔥2👎1
