Forwarded from رد شبهات ملحدین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 مستند کامل #آشنایی_با_نابغههای_مسلمان معرفی ۱۷ دانشمند مسلمان که جهان علم و دانش را متحول کردند. دانشمندانی که در زمان اوج تمدن خلافت اسلامی، ظهور کردند.
۱. ابن یونس (ریاضیدان و منجم)
۲. ابن جزری (پدر علم رباتیک جهان)
۳. ابوحامد غزالی (متحول کننده جهان فلسفه)
٤. الادریسی (جغرافیدان و جهانگرد)
۵. فاطمه فهری (موسس اولین دانشگاه در جهان)
٦. ابن هیثم (اولین دانشمند تاریخ در فیزیک نور)
۷.ابن العوام (نویسنده بزرگترین دایرةالمعارف کشاورزی جهان در قرون وسطی)
۸. ابن بیطار (نابغه داروساز و گیاه شناس)
۹. ابن نفیس (کاشف گردش خون و بزرگترین فیزیولوژیست قرون وسطی)
۱۰. برادران بنو موسی (تبحر در زمینهی هندسه، نجوم و مکانیک و تالیف کتابهای نفیس در این زمینهها)
۱۱. ابن بطوطه (بزرگترین جهانگرد تاریخ)
۱۲. ابن ندیم (نویسنده کتاب مشهور الفهرست)
۱۳. ابن خلدون (بنیانگذار جامعه شناسی)
۱٤. عبدالرحمن الشافعی (نویسنده کتاب مهم در تنظیم بازار)
۱۵. خوارزمی (بنیانگذار جبر و انتگرال در ریاضی)
۱٦. ابوریحان بیرونی (دانشمندی برای تمام علمها)
۱۷. الزهراوی (پدر جراحی نوین - اختراع ۲۰۰ وسیله جراحی انسان)
✾•┈•✦❀✦•┈•✾
@no_atheism
۱. ابن یونس (ریاضیدان و منجم)
۲. ابن جزری (پدر علم رباتیک جهان)
۳. ابوحامد غزالی (متحول کننده جهان فلسفه)
٤. الادریسی (جغرافیدان و جهانگرد)
۵. فاطمه فهری (موسس اولین دانشگاه در جهان)
٦. ابن هیثم (اولین دانشمند تاریخ در فیزیک نور)
۷.ابن العوام (نویسنده بزرگترین دایرةالمعارف کشاورزی جهان در قرون وسطی)
۸. ابن بیطار (نابغه داروساز و گیاه شناس)
۹. ابن نفیس (کاشف گردش خون و بزرگترین فیزیولوژیست قرون وسطی)
۱۰. برادران بنو موسی (تبحر در زمینهی هندسه، نجوم و مکانیک و تالیف کتابهای نفیس در این زمینهها)
۱۱. ابن بطوطه (بزرگترین جهانگرد تاریخ)
۱۲. ابن ندیم (نویسنده کتاب مشهور الفهرست)
۱۳. ابن خلدون (بنیانگذار جامعه شناسی)
۱٤. عبدالرحمن الشافعی (نویسنده کتاب مهم در تنظیم بازار)
۱۵. خوارزمی (بنیانگذار جبر و انتگرال در ریاضی)
۱٦. ابوریحان بیرونی (دانشمندی برای تمام علمها)
۱۷. الزهراوی (پدر جراحی نوین - اختراع ۲۰۰ وسیله جراحی انسان)
✾•┈•✦❀✦•┈•✾
@no_atheism
#سلسله_مطالب_مربوط_به_قتل_ناموسی (بخش سوم)
🚫 مجازات فرزندکشی در اسلام❗️
در بخش دوم از سلسله مطالب مربوط به قتل ناموسی با بیان این مطلب که فرزندکشی در اسلام حرام و در زمرهٔ گناهان بسیار بزرگ است، به شبهه اسلامستیزان نیز پاسخ دادیم. در این بخش به بررسی «مجازاتِ فرزندکشی» در شریعت اسلام پرداخته و همسو با آن، به پرسشهایی که برخی از آنها نیز جزو شبهات اسلامستیزان میباشد -ان شاء الله- پاسخ داده میشود.
🔺 آیا پدری که فرزند خود را به قتل برساند، اعدام میشود⁉️
قتل فرزند توسط پدر دو حالت دارد:
▫️ قاتل اقدام به عملی کند که معلوم شود قصد قتل را داشته است؛ مانندِ اینکه او را ذبح کند و یا او را بخواباند و شکمش را پاره کند. فقها این نوع قتل را «قتل غیله» مینامند.
▫️فرد سنگ یا شمشیر و یا نیزهای را به سمت مقتول پرتاب کند، بهطوریکه این احتمال باشد که قصد کشتنش را نداشته؛ بلکه صرفاً از جهت مبالغه در تأدیب یا ترهیب (ترساندن) بوده که منجر به قتل شده است. [۱]
حالت اولی، قتل «باانگیزه و تعمدی» و حالت دومی، قتل «بدون قصد و اشتباهی» است.
باتوجه به توضیحات بالا، علما در مورد قصاصِ پدری که فرزند خود را عمداً به قتل رسانده باشد، اختلافِ نظر دارند. [۲]
رویهمرفته، آرای مذاهب در این باب بدین شرح است:
◀️ دیدگاه اول: پدر به سبب قتل فرزندش کشته نمیشود. این نظر حنفیه [۳]، شافعیه [۴] و حنابله [۵] است.
◀️ دیدگاه دوم: پدر به دلیل قتل فرزندش قصاص میشود. این مذهب تابعی جلیل القدر، عثمان بن مسلم البتی، امام مالک بن انس و اصحابش، داود ظاهری، ابن نافع، ابن عبدالحکم و ابن منذر میباشد. از نظر ایشان، اسناد تمام روایاتی که در ارتباط با نفی قصاص والدین نقل شده، معلول و مخدوش است. [۶] استناد ایشان به عموم آیات و احادیث در باب حکم قصاص، بر قوّت این نظر افزوده است. [۷]
🔸 طبق مذهب امام مالک بن انس (رحمه الله)، - یکی از مذاهب اربعه- اگر قصد پدر برای قتل فرزندش معلوم شود، به اینصورتکه - مثلاً- فرزندش را روی زمین خوابانده و سربریده باشد، در این حالت قصاص میشود؛ اما اگر به جهت تأدیب و یا از خشم زیاد، سلاحی را به سمت او پرتاب کرده و سبب قتل فرزند شده است، در این حالت قصاص نمیشود؛ اما فرد بیگانه در این شرایط، قصاص خواهد شد. سایر فقهاء با این نظر امام مالک (رحمه الله) مخالفت کردهاند. [۸]
🔹 استدلال آن دسته از علمایی که قائل به «انتفای قصاص والدین» هستند، چیست⁉️
در پاسخ باید گفت: «از آنجا که ذکر تمام ادلهٔ علما در این مجال نمیگنجد، تنها به مواردی در این رابطه بسنده میشود تا کلیات موضوع معلوم و فهم مسئله میسر شود. دلایل علماء در مورد عدم قصاص والدین از این مقوله استنباط شده است:
نخست: علت نقلی؛ دوم: علت عقلی.
🔸 نخست: علت نقلی
▪️از پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) روایت شده است که فرمودند: «لا يقاد الوالد بالولد.» [۹]
▫️ترجمه: «پدر به خاطر [کشتن] فرزندش قصاص نمیشود.»
⭕️ این حدیث از طریق عمر بن خطاب (رضی الله عنه)، ابن عباس (رضی الله عنهما)، سراقه بن مالک (رضی الله عنه) و عبدالله بن عمرو (رضی الله عنهما) روایت شده است. [۱۰] اسناد طرق آن، خالی از ضعف نیست و حدیث مضطرب به شمار میآید. بسیاری از علماء بر این نظر هستند که این حدیث «ضعیف» است. [۱۱]
از ائمهای که حکم به اضطراب و ضعف این حدیث دادهاند، میتوان به علی بن مدینی (رحمه الله)، بخاری (رحمه الله)، ترمذی (رحمه الله)، ابن حزم (رحمه الله)، ابوبکر بن العربی (رحمه الله)، ابن القیسرانی (رحمه الله)، عبدالحق اشبیلی (رحمه الله)، ابن القطان الفاسی (رحمه الله)، ابن عبدالهادی (رحمه الله)، ذهبی (رحمه الله)، ابن حجر عسقلانی (رحمه الله) اشاره کرد. [۱۲]
البته در مقابل، علمایی دیگر نیز با عمل به این حدیث بر آن صحه گذاشتهاند. [۱۳]
بنابر قاعدهٔ مشهور «درء حدود بالشبهات»، چون قائلین به عدم قصاص، علاوه بر حدیث، قاعدهٔ مذکور را سبب منع قصاص دانستهاند؛ حتی با وجود رد حدیث، این قاعده در منع قصاص بکار میرود. از اینرو، در این حالت به حدیث عمل میکنند.
ادامه ...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🚫 مجازات فرزندکشی در اسلام❗️
در بخش دوم از سلسله مطالب مربوط به قتل ناموسی با بیان این مطلب که فرزندکشی در اسلام حرام و در زمرهٔ گناهان بسیار بزرگ است، به شبهه اسلامستیزان نیز پاسخ دادیم. در این بخش به بررسی «مجازاتِ فرزندکشی» در شریعت اسلام پرداخته و همسو با آن، به پرسشهایی که برخی از آنها نیز جزو شبهات اسلامستیزان میباشد -ان شاء الله- پاسخ داده میشود.
🔺 آیا پدری که فرزند خود را به قتل برساند، اعدام میشود⁉️
قتل فرزند توسط پدر دو حالت دارد:
▫️ قاتل اقدام به عملی کند که معلوم شود قصد قتل را داشته است؛ مانندِ اینکه او را ذبح کند و یا او را بخواباند و شکمش را پاره کند. فقها این نوع قتل را «قتل غیله» مینامند.
▫️فرد سنگ یا شمشیر و یا نیزهای را به سمت مقتول پرتاب کند، بهطوریکه این احتمال باشد که قصد کشتنش را نداشته؛ بلکه صرفاً از جهت مبالغه در تأدیب یا ترهیب (ترساندن) بوده که منجر به قتل شده است. [۱]
حالت اولی، قتل «باانگیزه و تعمدی» و حالت دومی، قتل «بدون قصد و اشتباهی» است.
باتوجه به توضیحات بالا، علما در مورد قصاصِ پدری که فرزند خود را عمداً به قتل رسانده باشد، اختلافِ نظر دارند. [۲]
رویهمرفته، آرای مذاهب در این باب بدین شرح است:
◀️ دیدگاه اول: پدر به سبب قتل فرزندش کشته نمیشود. این نظر حنفیه [۳]، شافعیه [۴] و حنابله [۵] است.
◀️ دیدگاه دوم: پدر به دلیل قتل فرزندش قصاص میشود. این مذهب تابعی جلیل القدر، عثمان بن مسلم البتی، امام مالک بن انس و اصحابش، داود ظاهری، ابن نافع، ابن عبدالحکم و ابن منذر میباشد. از نظر ایشان، اسناد تمام روایاتی که در ارتباط با نفی قصاص والدین نقل شده، معلول و مخدوش است. [۶] استناد ایشان به عموم آیات و احادیث در باب حکم قصاص، بر قوّت این نظر افزوده است. [۷]
🔸 طبق مذهب امام مالک بن انس (رحمه الله)، - یکی از مذاهب اربعه- اگر قصد پدر برای قتل فرزندش معلوم شود، به اینصورتکه - مثلاً- فرزندش را روی زمین خوابانده و سربریده باشد، در این حالت قصاص میشود؛ اما اگر به جهت تأدیب و یا از خشم زیاد، سلاحی را به سمت او پرتاب کرده و سبب قتل فرزند شده است، در این حالت قصاص نمیشود؛ اما فرد بیگانه در این شرایط، قصاص خواهد شد. سایر فقهاء با این نظر امام مالک (رحمه الله) مخالفت کردهاند. [۸]
🔹 استدلال آن دسته از علمایی که قائل به «انتفای قصاص والدین» هستند، چیست⁉️
در پاسخ باید گفت: «از آنجا که ذکر تمام ادلهٔ علما در این مجال نمیگنجد، تنها به مواردی در این رابطه بسنده میشود تا کلیات موضوع معلوم و فهم مسئله میسر شود. دلایل علماء در مورد عدم قصاص والدین از این مقوله استنباط شده است:
نخست: علت نقلی؛ دوم: علت عقلی.
🔸 نخست: علت نقلی
▪️از پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) روایت شده است که فرمودند: «لا يقاد الوالد بالولد.» [۹]
▫️ترجمه: «پدر به خاطر [کشتن] فرزندش قصاص نمیشود.»
⭕️ این حدیث از طریق عمر بن خطاب (رضی الله عنه)، ابن عباس (رضی الله عنهما)، سراقه بن مالک (رضی الله عنه) و عبدالله بن عمرو (رضی الله عنهما) روایت شده است. [۱۰] اسناد طرق آن، خالی از ضعف نیست و حدیث مضطرب به شمار میآید. بسیاری از علماء بر این نظر هستند که این حدیث «ضعیف» است. [۱۱]
از ائمهای که حکم به اضطراب و ضعف این حدیث دادهاند، میتوان به علی بن مدینی (رحمه الله)، بخاری (رحمه الله)، ترمذی (رحمه الله)، ابن حزم (رحمه الله)، ابوبکر بن العربی (رحمه الله)، ابن القیسرانی (رحمه الله)، عبدالحق اشبیلی (رحمه الله)، ابن القطان الفاسی (رحمه الله)، ابن عبدالهادی (رحمه الله)، ذهبی (رحمه الله)، ابن حجر عسقلانی (رحمه الله) اشاره کرد. [۱۲]
البته در مقابل، علمایی دیگر نیز با عمل به این حدیث بر آن صحه گذاشتهاند. [۱۳]
بنابر قاعدهٔ مشهور «درء حدود بالشبهات»، چون قائلین به عدم قصاص، علاوه بر حدیث، قاعدهٔ مذکور را سبب منع قصاص دانستهاند؛ حتی با وجود رد حدیث، این قاعده در منع قصاص بکار میرود. از اینرو، در این حالت به حدیث عمل میکنند.
ادامه ...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔸 دوم: علت عقلی
یکی از استدلالهای نظری گروه اول این است که چون سبب وجود فرزند از والدین است؛ بنابراین درست نیست والدین به سبب فرزند کشته شوند. همچنین، قصاص با شبهات برطرف میشود؛ بنابراین، اصل قاعدهٔ شبهه در دفع قصاص باقی است. [۱۴]
⭕️ گفته میشود: «در اینکه پدر و مادر، نقش حیاتی در ایجاد فرزند دارند، شکی نیست؛ لیکن علت قتل او، خصومت پدر (و یا مادر) است و نه وجود فرزند، تا چنین استدلال شود که وجود فرزند دلیلی در معدوم کسی است که او را به وجود آورده است!» [۱۵]
علاوه بر آن، در قضیهٔ زنای پدر با دخترش، این پدر است که رجم میشود و این در حالی است که مسبب ایجاد دختر نیز خود او است و دختر در این حالت مسبب معدوم شدن پدرش میباشد؛ اما حد رجم از پدر به این دلیل منتفی نمیشود.
مالک بن انس (رحمه الله) دلیل تفصیلی محکمی را بکار گرفته و فرموده است: «اگر پدر فرزند را با - پرتاپ مثلاً- شمشیری (به او) زده باشد، چه به قصد قتل و یا بدون قصد قتل باشد، قضیه محتمل است و چون دلسوزی و شفقت پدری شبههٔ قائمی است و گواهی بر عدم قصد به قتل تلقی میشود؛ بنابراین قصاص در این صورت ساقط است؛ اما اگر - مثلاً- فرزند را بر زمین خوابانیده و او را به قتل رسانده باشد، نیت و قصد او روشن میشود؛ لذا اصل حکم (قصاص) محقق میگردد. [۱۶]
🔖در بخش بعدی از این سلسله، به بررسی تساوی حکم مادر و پدر در فرزندکشی و نیز چگونگی تعامل با اختلاف فقهاء در اینگونه قضایا پرداخته میشود.
📢خوانندگان گرامی منتظر ادامه #سلسله_مطالب_مربوط_به_قتل_ناموسی باشید.
📚پینوشتها:
[۱] المنتقى شرح الموطإ، الباجی، ج ۷، ص ۱۰۵.
[۲] نک: مختصر اختلاف العلماء، الطحاوی، ج ۵، ص ۱۰۶؛ الاستذكار، ابن عبدالبر، ج ۸، ص ۱۳۶؛ الموسوعة الفقهية الكويتية، ج ۳۱، ص ۳۴۳.
[۳] المبسوط للسرخسی، ج ۲۶، ص ۹۰؛ بدائع الصنائع فی ترتيب الشرائع، الکاسانی، ج ۷، ص ۲۳۵.
[۴] الأم للشافعی، ج ۶، ص ۳۶؛ الحاوی الكبير، الماوردی، ج ۱۲، ص ۲۲.
[۵] المغنی لابن قدامة، ج ۸، ص ۲۸۵؛ شرح الزركشی على مختصر الخرقی، الزرکشی، ج ۶، ص ۷۲؛ المبدع فی شرح المقنع، برهان الدین، ج ۷، ص ۲۱۹.
[۶] التمهيد، ابن عبدالبر، ج ۲۳، ص ۴۳۷.
[۷] نک: الجامع لأحكام القرآن، القرطبی، ج ۲، ص ۲۵۰؛ المغنی لابن قدامة، ج ۸، ص ۲۸۵؛ أحکام القرآن، الجصاص، ج ۱، ص ۱۷۶.
[۸] أحكام القرآن لابن العربی، ج ۱، ص ۹۴؛ الجامع لأحكام القرآن، القرطبی، ج ۲، ص ۲۵۰.
[۹] مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج ۱، ص ۲۹۲، ح ۱۴۷؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص ۱۸، ح ۱۴۰۰؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۸۸۸، ح ۲۶۶۲.
[۱۰] نصب الراية، الزيلعی، ج ۴، ص ۳۳۹؛ همچنین بنگرید به: (مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج ۱، ص ۲۹۲، ح ۱۴۷؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص ۱۹، ح ۱۴۰۱؛ سنن الدارقطنی، ج ۴، ص ۱۶۹، ح ۳۲۷۸).
[۱۱] مجموع فتاوى ورسائل العثيمين، ج ۷، صص ۲۹۳-۲۹۲.
[۱۲] مسند الفاروق، ابن کثیر، ج ۲، ص ۴۴۱؛ علل الترمذی الكبير، ص ۲۱۹؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص ۱۸؛ المحلى بالآثار، ابن حزم، ج ۱۲، ص ۱۰؛ أحكام القرآن، ابن العربی، ج ۱، ص ۹۵؛ ذخيرة الحفاظ، ابن القیسرانی، ج ۵، ص ۲۷۳۰؛ بيان الوهم والإيهام، ابن القطان، ج ۳، ص ۵۶۵؛ تنقيح التحقيق، ابن عبدالهادی، ج ۴، صص ۴۷۴-۴۷۲؛ تنقيح التحقيق، الذهبی، ج ۲، صص ۲۳۱-۲۳۰؛ البدر المنير، ابن الملقن، ج ۸، ص ۳۷۴؛ التلخيص الحبير، ابن حجر، ج ۴، ص ۵۵.
[۱۳] التمهيد، ابن عبدالبر، ج ۲۳، ص ۴۴۲.
[۱۴] نک: المغنی لابن قدامة، ج ۸، ص ۲۸۵.
[۱۵] نک: مجموع فتاوى ورسائل العثيمين، ج ۷، ص ۲۹۳.
[۱۶] أحکام القرآن لابن العربی، ج ۱، ص ۹۵.
bit.ly/2yS5EzF
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین).
یکی از استدلالهای نظری گروه اول این است که چون سبب وجود فرزند از والدین است؛ بنابراین درست نیست والدین به سبب فرزند کشته شوند. همچنین، قصاص با شبهات برطرف میشود؛ بنابراین، اصل قاعدهٔ شبهه در دفع قصاص باقی است. [۱۴]
⭕️ گفته میشود: «در اینکه پدر و مادر، نقش حیاتی در ایجاد فرزند دارند، شکی نیست؛ لیکن علت قتل او، خصومت پدر (و یا مادر) است و نه وجود فرزند، تا چنین استدلال شود که وجود فرزند دلیلی در معدوم کسی است که او را به وجود آورده است!» [۱۵]
علاوه بر آن، در قضیهٔ زنای پدر با دخترش، این پدر است که رجم میشود و این در حالی است که مسبب ایجاد دختر نیز خود او است و دختر در این حالت مسبب معدوم شدن پدرش میباشد؛ اما حد رجم از پدر به این دلیل منتفی نمیشود.
مالک بن انس (رحمه الله) دلیل تفصیلی محکمی را بکار گرفته و فرموده است: «اگر پدر فرزند را با - پرتاپ مثلاً- شمشیری (به او) زده باشد، چه به قصد قتل و یا بدون قصد قتل باشد، قضیه محتمل است و چون دلسوزی و شفقت پدری شبههٔ قائمی است و گواهی بر عدم قصد به قتل تلقی میشود؛ بنابراین قصاص در این صورت ساقط است؛ اما اگر - مثلاً- فرزند را بر زمین خوابانیده و او را به قتل رسانده باشد، نیت و قصد او روشن میشود؛ لذا اصل حکم (قصاص) محقق میگردد. [۱۶]
🔖در بخش بعدی از این سلسله، به بررسی تساوی حکم مادر و پدر در فرزندکشی و نیز چگونگی تعامل با اختلاف فقهاء در اینگونه قضایا پرداخته میشود.
📢خوانندگان گرامی منتظر ادامه #سلسله_مطالب_مربوط_به_قتل_ناموسی باشید.
📚پینوشتها:
[۱] المنتقى شرح الموطإ، الباجی، ج ۷، ص ۱۰۵.
[۲] نک: مختصر اختلاف العلماء، الطحاوی، ج ۵، ص ۱۰۶؛ الاستذكار، ابن عبدالبر، ج ۸، ص ۱۳۶؛ الموسوعة الفقهية الكويتية، ج ۳۱، ص ۳۴۳.
[۳] المبسوط للسرخسی، ج ۲۶، ص ۹۰؛ بدائع الصنائع فی ترتيب الشرائع، الکاسانی، ج ۷، ص ۲۳۵.
[۴] الأم للشافعی، ج ۶، ص ۳۶؛ الحاوی الكبير، الماوردی، ج ۱۲، ص ۲۲.
[۵] المغنی لابن قدامة، ج ۸، ص ۲۸۵؛ شرح الزركشی على مختصر الخرقی، الزرکشی، ج ۶، ص ۷۲؛ المبدع فی شرح المقنع، برهان الدین، ج ۷، ص ۲۱۹.
[۶] التمهيد، ابن عبدالبر، ج ۲۳، ص ۴۳۷.
[۷] نک: الجامع لأحكام القرآن، القرطبی، ج ۲، ص ۲۵۰؛ المغنی لابن قدامة، ج ۸، ص ۲۸۵؛ أحکام القرآن، الجصاص، ج ۱، ص ۱۷۶.
[۸] أحكام القرآن لابن العربی، ج ۱، ص ۹۴؛ الجامع لأحكام القرآن، القرطبی، ج ۲، ص ۲۵۰.
[۹] مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج ۱، ص ۲۹۲، ح ۱۴۷؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص ۱۸، ح ۱۴۰۰؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۸۸۸، ح ۲۶۶۲.
[۱۰] نصب الراية، الزيلعی، ج ۴، ص ۳۳۹؛ همچنین بنگرید به: (مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج ۱، ص ۲۹۲، ح ۱۴۷؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص ۱۹، ح ۱۴۰۱؛ سنن الدارقطنی، ج ۴، ص ۱۶۹، ح ۳۲۷۸).
[۱۱] مجموع فتاوى ورسائل العثيمين، ج ۷، صص ۲۹۳-۲۹۲.
[۱۲] مسند الفاروق، ابن کثیر، ج ۲، ص ۴۴۱؛ علل الترمذی الكبير، ص ۲۱۹؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص ۱۸؛ المحلى بالآثار، ابن حزم، ج ۱۲، ص ۱۰؛ أحكام القرآن، ابن العربی، ج ۱، ص ۹۵؛ ذخيرة الحفاظ، ابن القیسرانی، ج ۵، ص ۲۷۳۰؛ بيان الوهم والإيهام، ابن القطان، ج ۳، ص ۵۶۵؛ تنقيح التحقيق، ابن عبدالهادی، ج ۴، صص ۴۷۴-۴۷۲؛ تنقيح التحقيق، الذهبی، ج ۲، صص ۲۳۱-۲۳۰؛ البدر المنير، ابن الملقن، ج ۸، ص ۳۷۴؛ التلخيص الحبير، ابن حجر، ج ۴، ص ۵۵.
[۱۳] التمهيد، ابن عبدالبر، ج ۲۳، ص ۴۴۲.
[۱۴] نک: المغنی لابن قدامة، ج ۸، ص ۲۸۵.
[۱۵] نک: مجموع فتاوى ورسائل العثيمين، ج ۷، ص ۲۹۳.
[۱۶] أحکام القرآن لابن العربی، ج ۱، ص ۹۵.
bit.ly/2yS5EzF
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین).
سفیان ثوری (رحمه الله): «اعمال بد، درد و عالمان، دارو هستند؛ پس اگر عالمان فاسد شوند، چه کسی درد را درمان کند؟!»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🛑 ردپای داروینیسم در نژادپرستی
تا زمانی که در مدارس آمریکا، عقیدهٔ داروینیسم تدریس میشود، این کشور همچنان به تفرقه میان سفیدپوستان و سیاهپوستان مبتلا خواهد بود؛ عقیدهای که حتی با شعارهای «برابری» خودشان هم در تعارض است!
و تا هنگامی که از داروین به عنوان «کاشف» حقیقتِ خاستگاه انسان و موجودات، تجلیل میشود، این مشکل پابرجا خواهد ماند.
🔺 داروین در کتاب خود، با عنوان «خاستگاه انسان»، از انسان سفیدپوستِ اروپایی به عنوان گونهٔ «تکاملیافتهتر» سخن میراند و دیگر امتها را در ردههای میانی «نیاهای حیوانی» و «انسان» قرار میدهد؛ چراکه تکامل آنان هنوز کامل نشده است! از دیدگاه او، این امتها (گونهها) در مقایسه با اروپاییان، در برخی صفات همچون رنگِ پوست، پهنای سر، چسبیدگی بینی، برآمدگی پیشانی و یا بزرگی حجم فک و لبها به حیوانات نزدیکترند.
او در ادامه چنین نتیجه میگیرد که نژادهای تکاملیافته ترِ انسان، به تکامل خود با کشتار نژادهای کمترتکاملیافته ادامه میدهند و این امر، شالودۀ «داروینیسم اجتماعی» تلقی میشود؛ به این معنا که قوانین زیستشناختی داروین در گسترهٔ اصول جامعهشناختی به اجرا درآید.
او در فصل ششم کتاب خود مینویسد:
" At some future period, not very distant as measured by centuries, the civilized races of man will almost certainly exterminate & replace the savage races throughout the world."
(Charles Darwin (1871) The Descent of Man, 1st edition, pages 168 -169.)
ترجمه: «بدون تردید، در آیندهای نزدیک - که با سنجش در مقیاس سدههای زمانی، چندان دور نخواهد بود - نژادهای متمدن انسانی نژادهای وحشی سراسر جهان را نابود خواهند کرد و جایگزین آنها خواهند شد.»
(چارلز داروین، خاستگاه انسان، چاپ اول، صص ۱۶۹-۱۶۸، سال نشر: ۱۸۷۱ میلادی)
⭕️ این عقیدهٔ خرافهپردازِ تکامل به عنوان «حقایقی زیستشناختی» به دانشآموزان آمریکایی آموزش داده میشود؛ بنابراین، از کنشهای نابهنجاری که هرازگاهی با وجود شعارهای «برابری» تکرار میشود، نباید شگفتزده شد.
در آمریکا، برخی سفیدپوستان و افرادی از دیگر نژادهای ناهمگون به انکار تفرقهٔ نژادی پرداخته و در بحران #جورج_فلوید در کنار سیاهپوستان قرار گرفتهاند؛ اما مادامی که ریشههای تروریسم در برنامههای درسی این کشور خشکانده نشوند، چنین دژآشوبهای ناگواری تکرار میشوند؛ تروریسمی که اختلاف و کشمکش میان انسانها را برحسب رنگ پوست آنها، در ژرفای اندیشهشان نهادینه میکند!
🔹 پس خداوند متعال را ستایش میکنیم که میفرماید:
{يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}
«ای مردم! بیشک ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، همانا گرامیترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست، بیگمان خداوند دانای آگاه است.»
همچنین خداوند را بخاطر دینی ستایش مینماییم که پیامبرش ﷺ فرموده است: «ای مردم! همانا خدای شما یکی است و پدر شما یکی است. هیچ عربی بر غیرعرب و هیچ غیرعربی بر عرب و هیچ سرخپوستی بر سیاهپوست و هیچ سیاهپوستی بر سرخپوست برتری ندارد؛ مگر به تقوا.»
خداوند را بخاطر دینی ستایش میکنیم که امیر مؤمنان، بهزانو درآورندهٔ امپراطوریهای ساسانیان و رومیان و نماد عدالت، «عمر بن خطاب» که عرب و قریشی بود، گفت: «ابوبکر سرور و آقای ماست و سرور و آقای ما (یعنی بلال) را آزاد کرد.»
این اثر را امام بخاری (رحمه اللّه) از جابر بن عبدالله (رضي اللّه عنه) نقل کرده است. بلال حبشی (رضي اللّه عنه) هم بردهای سیاهپوست بود.
🔸 خدا را بابت نعمت اسلام سپاس میگوییم.
🖋 دکتر ایاد قنیبی
ترجمه: «رد شبهات ملحدین»
bit.ly/3dsV9BV
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
تا زمانی که در مدارس آمریکا، عقیدهٔ داروینیسم تدریس میشود، این کشور همچنان به تفرقه میان سفیدپوستان و سیاهپوستان مبتلا خواهد بود؛ عقیدهای که حتی با شعارهای «برابری» خودشان هم در تعارض است!
و تا هنگامی که از داروین به عنوان «کاشف» حقیقتِ خاستگاه انسان و موجودات، تجلیل میشود، این مشکل پابرجا خواهد ماند.
🔺 داروین در کتاب خود، با عنوان «خاستگاه انسان»، از انسان سفیدپوستِ اروپایی به عنوان گونهٔ «تکاملیافتهتر» سخن میراند و دیگر امتها را در ردههای میانی «نیاهای حیوانی» و «انسان» قرار میدهد؛ چراکه تکامل آنان هنوز کامل نشده است! از دیدگاه او، این امتها (گونهها) در مقایسه با اروپاییان، در برخی صفات همچون رنگِ پوست، پهنای سر، چسبیدگی بینی، برآمدگی پیشانی و یا بزرگی حجم فک و لبها به حیوانات نزدیکترند.
او در ادامه چنین نتیجه میگیرد که نژادهای تکاملیافته ترِ انسان، به تکامل خود با کشتار نژادهای کمترتکاملیافته ادامه میدهند و این امر، شالودۀ «داروینیسم اجتماعی» تلقی میشود؛ به این معنا که قوانین زیستشناختی داروین در گسترهٔ اصول جامعهشناختی به اجرا درآید.
او در فصل ششم کتاب خود مینویسد:
" At some future period, not very distant as measured by centuries, the civilized races of man will almost certainly exterminate & replace the savage races throughout the world."
(Charles Darwin (1871) The Descent of Man, 1st edition, pages 168 -169.)
ترجمه: «بدون تردید، در آیندهای نزدیک - که با سنجش در مقیاس سدههای زمانی، چندان دور نخواهد بود - نژادهای متمدن انسانی نژادهای وحشی سراسر جهان را نابود خواهند کرد و جایگزین آنها خواهند شد.»
(چارلز داروین، خاستگاه انسان، چاپ اول، صص ۱۶۹-۱۶۸، سال نشر: ۱۸۷۱ میلادی)
⭕️ این عقیدهٔ خرافهپردازِ تکامل به عنوان «حقایقی زیستشناختی» به دانشآموزان آمریکایی آموزش داده میشود؛ بنابراین، از کنشهای نابهنجاری که هرازگاهی با وجود شعارهای «برابری» تکرار میشود، نباید شگفتزده شد.
در آمریکا، برخی سفیدپوستان و افرادی از دیگر نژادهای ناهمگون به انکار تفرقهٔ نژادی پرداخته و در بحران #جورج_فلوید در کنار سیاهپوستان قرار گرفتهاند؛ اما مادامی که ریشههای تروریسم در برنامههای درسی این کشور خشکانده نشوند، چنین دژآشوبهای ناگواری تکرار میشوند؛ تروریسمی که اختلاف و کشمکش میان انسانها را برحسب رنگ پوست آنها، در ژرفای اندیشهشان نهادینه میکند!
🔹 پس خداوند متعال را ستایش میکنیم که میفرماید:
{يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}
«ای مردم! بیشک ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، همانا گرامیترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست، بیگمان خداوند دانای آگاه است.»
همچنین خداوند را بخاطر دینی ستایش مینماییم که پیامبرش ﷺ فرموده است: «ای مردم! همانا خدای شما یکی است و پدر شما یکی است. هیچ عربی بر غیرعرب و هیچ غیرعربی بر عرب و هیچ سرخپوستی بر سیاهپوست و هیچ سیاهپوستی بر سرخپوست برتری ندارد؛ مگر به تقوا.»
خداوند را بخاطر دینی ستایش میکنیم که امیر مؤمنان، بهزانو درآورندهٔ امپراطوریهای ساسانیان و رومیان و نماد عدالت، «عمر بن خطاب» که عرب و قریشی بود، گفت: «ابوبکر سرور و آقای ماست و سرور و آقای ما (یعنی بلال) را آزاد کرد.»
این اثر را امام بخاری (رحمه اللّه) از جابر بن عبدالله (رضي اللّه عنه) نقل کرده است. بلال حبشی (رضي اللّه عنه) هم بردهای سیاهپوست بود.
🔸 خدا را بابت نعمت اسلام سپاس میگوییم.
🖋 دکتر ایاد قنیبی
ترجمه: «رد شبهات ملحدین»
bit.ly/3dsV9BV
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤2
Forwarded from رد شبهات ملحدین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مالکوم ایکس: آمریکا برای حل کردن مشکلات خود به اسلام نیازمند است.
اسلام، نژادپرستی را از میان برداشته است | انسانیت و برابری نژادی در اسلام
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
اسلام، نژادپرستی را از میان برداشته است | انسانیت و برابری نژادی در اسلام
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤2
#سوره_کرونا!
🔘 پاسخ به #تحدی قرآن کریم چگونه باید باشد؟
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بهتازگی در فضای مجازی، ملحدین متنی را با عنوان «سورۀ کرونا» دستبهدست کرده و آن را برهانی برای الحاد و کفرشان قرار دادهاند و ادعا میکنند که سورههای قرآن نیز چنین گفته شدهاند و مصدری الهی ندارند. با بررسی تمام ادعاهای ملحدین بر ما محرز شد که آنها از معنای لغوی و اصطلاحی «تحدی»، بیاطلاع و نیز نسبت به دیدگاه مفسران و دانشمندان علوم قرآنی در اینباره، ناآگاهاند؛ لذا بر آن شدیم که این جهلِ ملحدین را بهصورت مستند و مستدل خدمت جامعۀ قرآنی نمودار سازیم. توکلت علی الله و ما توفیقي الا بالله.
🔸 تحدی چیست؟
🔹 تحدى از ریشۀ «حدا»، بهمعناى «هماوردخواستن» و «بهمبارزهطلبیدن» است. (ترتيب العين، ص۱۶۹، «حدا»؛ لسانالعرب، ج۳، ص۹۰، «حدا».)
🔹 تحدی براى ظاهرشدن عجز هماورد است. (مقاييس اللغه، ج۲، ص۳۵، «حدا»؛ المصطلحات الكلاميه، ص۶۴.)
🔹 تحدی در اصطلاح، عبارت است از مبارزهطلبى الله متعال از مخالفان رسولاکرم ﷺ که اگر آن حضرت را فرستادۀ الله متعال نمىدانند، براى آنچه وى آورده است، مانندى بیاورند. (المصطلحات الكلاميه، ص۶۴.)
🔹 تحدى بر این قیاس استثنایى مشتمل است که اگر این کار از سوى خدا نباشد، کارى بشرى است و اگر چنین باشد، شما هم که بشر هستید، باید بتوانید همانند آن را بیاورید و اگر نتوانستید، معلوم مىشود معجزۀ الهی است. (تفسير موضوعى، ج۱، ص۱۲۸و۱۲۹؛ «قرآن در قرآن»، تسنيم، ج۲، ص۴۱۳و۴۱۴)
🔸 آیات تحدی:
قرآنکریم در آیات ۴۹ سورۀ قصص، ۸۸ سورۀ اسراء، ۳۸ سورۀ یونس، ۳۴ سورۀ طور، ۱۳ سورۀ هود و ۲۳ سورۀ بقره با هدف اثبات رسالت رسول اکرم ﷺ و وحیانیبودن قرآن از مخالفان وى خواسته است اگر در حقانیت رسالت آن حضرت شک دارند، کتابى مانند قرآن یا ۱۰ سوره یا یک سوره یا سخنى مانند آن بیاورند. البته تحدى، به پیامبر اسلام ﷺ اختصاص ندارد و معجزات همۀ پیامبران همراه با تحدى بوده است؛ براى نمونه، موسى علیهالسلام به ساحران تحدى کرد و فرمود: «اَلقوا ما اَنتُم مُلقون» [یونس، ۸۰]. (التبيان، ج۵، ص۴۱۶؛ ج۸، ص۲۰.)
🔸 مفسران با استناد به آیات، تحدى قرآن را در ظاهر و باطن و از تمام جهات، عام میدانند:
🔹 تحدی در برگیرندۀ کیفیت ادا و بیان و محتوا است. (التمهيد، ج۴، ص۲۳؛ المنير، ج۱، ص۱۰۳.)
🔹 تحدى و اعجاز قرآن، عام و در همۀ وجوه، یاد شده است؛ وگرنه خداوند تحدى را به عرب منحصر مىکرد و مطلق نمىآورد. (فى ظلال القرآن، ج۴، ص۱۸۶۱تا۱۸۶۳)
🔹 براى تحدى، وجوهى مانند: فصاحت و بلاغت، نظم زیبا، حقانیت و راستى، نبود باطل و دروغ در آن، احکام و شرایع، معانى بلند و... ذکر شده است. به هر روی، قرآن براى همۀ بشر فرود آمده و تحدى آن نیز فراگیر است. (اعجاز القرآن، ص۱۴تا۲۴؛ مدخل التفسير، ص۴۸.)
🔹 ابنحزم هرچه را عنوان «قرآن» بر آن صدق کند، معجزه و مورد تحدى مىداند. (اعجاز القرآن، ص۹۸تا۱۰۰.)
🔹 آلوسى معتقد است همۀ قرآن و اجزاى آن، حتى کوتاهترین سورۀ آن، معجزه و موردتحدى است. (روح المعانى، ج۱، ص۳۱۱.)
🔹 تعدادی از محققان با حمل واژههاى «قرآن»، «سوره» و «حدیث»- در آیات تحدى- بر معناى لغوى آنها (مجموعهاى از آیات قرآن)، اعجاز قرآن را چه از نظر محتوا و چه از نظر قالب و نظم خاص، شامل مجموعهاى از جملات قرآن مىدانند. (قرآن شناسى، ص۱۸۷و۱۸۸)
نتیجه: تحدی تنها به ظاهر عربی کلمات بر نمیگردد؛ بلکه در معنای لغوی کلمات، محتوای عبارات، آیات، موضوعات و سورهها، اهداف، خاستگاه، آثار و خلاصه در تمام وجوه و ویژگیهای قرآن مجید صورت میگیرد.
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔘 پاسخ به #تحدی قرآن کریم چگونه باید باشد؟
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بهتازگی در فضای مجازی، ملحدین متنی را با عنوان «سورۀ کرونا» دستبهدست کرده و آن را برهانی برای الحاد و کفرشان قرار دادهاند و ادعا میکنند که سورههای قرآن نیز چنین گفته شدهاند و مصدری الهی ندارند. با بررسی تمام ادعاهای ملحدین بر ما محرز شد که آنها از معنای لغوی و اصطلاحی «تحدی»، بیاطلاع و نیز نسبت به دیدگاه مفسران و دانشمندان علوم قرآنی در اینباره، ناآگاهاند؛ لذا بر آن شدیم که این جهلِ ملحدین را بهصورت مستند و مستدل خدمت جامعۀ قرآنی نمودار سازیم. توکلت علی الله و ما توفیقي الا بالله.
🔸 تحدی چیست؟
🔹 تحدى از ریشۀ «حدا»، بهمعناى «هماوردخواستن» و «بهمبارزهطلبیدن» است. (ترتيب العين، ص۱۶۹، «حدا»؛ لسانالعرب، ج۳، ص۹۰، «حدا».)
🔹 تحدی براى ظاهرشدن عجز هماورد است. (مقاييس اللغه، ج۲، ص۳۵، «حدا»؛ المصطلحات الكلاميه، ص۶۴.)
🔹 تحدی در اصطلاح، عبارت است از مبارزهطلبى الله متعال از مخالفان رسولاکرم ﷺ که اگر آن حضرت را فرستادۀ الله متعال نمىدانند، براى آنچه وى آورده است، مانندى بیاورند. (المصطلحات الكلاميه، ص۶۴.)
🔹 تحدى بر این قیاس استثنایى مشتمل است که اگر این کار از سوى خدا نباشد، کارى بشرى است و اگر چنین باشد، شما هم که بشر هستید، باید بتوانید همانند آن را بیاورید و اگر نتوانستید، معلوم مىشود معجزۀ الهی است. (تفسير موضوعى، ج۱، ص۱۲۸و۱۲۹؛ «قرآن در قرآن»، تسنيم، ج۲، ص۴۱۳و۴۱۴)
🔸 آیات تحدی:
قرآنکریم در آیات ۴۹ سورۀ قصص، ۸۸ سورۀ اسراء، ۳۸ سورۀ یونس، ۳۴ سورۀ طور، ۱۳ سورۀ هود و ۲۳ سورۀ بقره با هدف اثبات رسالت رسول اکرم ﷺ و وحیانیبودن قرآن از مخالفان وى خواسته است اگر در حقانیت رسالت آن حضرت شک دارند، کتابى مانند قرآن یا ۱۰ سوره یا یک سوره یا سخنى مانند آن بیاورند. البته تحدى، به پیامبر اسلام ﷺ اختصاص ندارد و معجزات همۀ پیامبران همراه با تحدى بوده است؛ براى نمونه، موسى علیهالسلام به ساحران تحدى کرد و فرمود: «اَلقوا ما اَنتُم مُلقون» [یونس، ۸۰]. (التبيان، ج۵، ص۴۱۶؛ ج۸، ص۲۰.)
🔸 مفسران با استناد به آیات، تحدى قرآن را در ظاهر و باطن و از تمام جهات، عام میدانند:
🔹 تحدی در برگیرندۀ کیفیت ادا و بیان و محتوا است. (التمهيد، ج۴، ص۲۳؛ المنير، ج۱، ص۱۰۳.)
🔹 تحدى و اعجاز قرآن، عام و در همۀ وجوه، یاد شده است؛ وگرنه خداوند تحدى را به عرب منحصر مىکرد و مطلق نمىآورد. (فى ظلال القرآن، ج۴، ص۱۸۶۱تا۱۸۶۳)
🔹 براى تحدى، وجوهى مانند: فصاحت و بلاغت، نظم زیبا، حقانیت و راستى، نبود باطل و دروغ در آن، احکام و شرایع، معانى بلند و... ذکر شده است. به هر روی، قرآن براى همۀ بشر فرود آمده و تحدى آن نیز فراگیر است. (اعجاز القرآن، ص۱۴تا۲۴؛ مدخل التفسير، ص۴۸.)
🔹 ابنحزم هرچه را عنوان «قرآن» بر آن صدق کند، معجزه و مورد تحدى مىداند. (اعجاز القرآن، ص۹۸تا۱۰۰.)
🔹 آلوسى معتقد است همۀ قرآن و اجزاى آن، حتى کوتاهترین سورۀ آن، معجزه و موردتحدى است. (روح المعانى، ج۱، ص۳۱۱.)
🔹 تعدادی از محققان با حمل واژههاى «قرآن»، «سوره» و «حدیث»- در آیات تحدى- بر معناى لغوى آنها (مجموعهاى از آیات قرآن)، اعجاز قرآن را چه از نظر محتوا و چه از نظر قالب و نظم خاص، شامل مجموعهاى از جملات قرآن مىدانند. (قرآن شناسى، ص۱۸۷و۱۸۸)
نتیجه: تحدی تنها به ظاهر عربی کلمات بر نمیگردد؛ بلکه در معنای لغوی کلمات، محتوای عبارات، آیات، موضوعات و سورهها، اهداف، خاستگاه، آثار و خلاصه در تمام وجوه و ویژگیهای قرآن مجید صورت میگیرد.
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤1
🔻 آیات تحدی در قرآن مجید:
🔹 «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً» [اسراء، ۸۸].
«بگو اگر جن و انس اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هرچند يكديگر را در اين کار کمک كنند.»
🔹 «أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ» [طور، ۳۵-۳۳].
«يا میگويند: قرآن را به خدا افترا بسته است؟ ولی آنان ايمان ندارند، اگر راست میگويند سخنی همانند آن بياورند.»
🔹 «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» [هود، ۱۳].
«آيا میگويند: «او به دروغ اين قرآن را به خدا نسبت داده و ساختگی است؟» بگو: «اگر راست میگوييد، شما هم ده سورۀ ساختگی همانند اين قرآن را بياوريد و تمام كسانی را كه میتوانيد - غير از خدا - برای اين كار دعوت كنيد!»
🔹 «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» [يونس، ۳۸].
«آيا آنها میگويند: «او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟» بگو: «اگر راست میگوييد، یک سوره همانند آن بياوريد و غير از خدا هر كس را میتوانيد (به ياری) طلبيد!»
🔹 «وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ» [بقره، ۲۴-۲۳].
«و اگر دربارۀ آن چه بر بندۀ خود (پيامبر) نازل كردهايم، شک و ترديد داريد، (دست كم) يک سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را - غير خدا - فراخوانيد، اگر راست میگوييد. پس اگر چنين نكرديد - که نخواهيد كرد - از آتشی بترسيد كه هيزم آن، (بدنهای مردم (گنهكار) و سنگها (بتها) است و برای كافران آماده شده است!»
...
🔸 یک امر بر تحدی ذکر شده در هر پنج آیه صادق است و آن، آوردن «همانندِ» قرآن یا «همانندِ» ده سوره از قرآن یا «همانندِ» یک سوره از قرآن مجید است:
۱- «يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ» [اسراء، ۸۸].
۲- « فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ» [طور، ۳۴-۳۳].
۳- «فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ» [هود، ۱۳].
۴- «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ» [يونس، ۳۸].
۵- «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» [بقره، ۲۴-۲۳].
🔸 پرسشی از ملحدین: کجای این پنج آیه آمده است که هر متن عربیِ ملحدانه و مشرکانه و... میتواند قرآن باشد؟!
نتیجه: برای اینکه بهتر با قرآن آشنا شویم، باید ویژگیهای قرآن را بشناسیم. اگر متنی تمام این ویژگیها را داشت، «همانندِ» قرآن است؛ برخلاف هر متن عربیِ کفرآلودی که ملحدین با جهالت تمام، آن را «همانند» قرآن میدانند.
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔹 «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً» [اسراء، ۸۸].
«بگو اگر جن و انس اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هرچند يكديگر را در اين کار کمک كنند.»
🔹 «أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ» [طور، ۳۵-۳۳].
«يا میگويند: قرآن را به خدا افترا بسته است؟ ولی آنان ايمان ندارند، اگر راست میگويند سخنی همانند آن بياورند.»
🔹 «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» [هود، ۱۳].
«آيا میگويند: «او به دروغ اين قرآن را به خدا نسبت داده و ساختگی است؟» بگو: «اگر راست میگوييد، شما هم ده سورۀ ساختگی همانند اين قرآن را بياوريد و تمام كسانی را كه میتوانيد - غير از خدا - برای اين كار دعوت كنيد!»
🔹 «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» [يونس، ۳۸].
«آيا آنها میگويند: «او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟» بگو: «اگر راست میگوييد، یک سوره همانند آن بياوريد و غير از خدا هر كس را میتوانيد (به ياری) طلبيد!»
🔹 «وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ» [بقره، ۲۴-۲۳].
«و اگر دربارۀ آن چه بر بندۀ خود (پيامبر) نازل كردهايم، شک و ترديد داريد، (دست كم) يک سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را - غير خدا - فراخوانيد، اگر راست میگوييد. پس اگر چنين نكرديد - که نخواهيد كرد - از آتشی بترسيد كه هيزم آن، (بدنهای مردم (گنهكار) و سنگها (بتها) است و برای كافران آماده شده است!»
...
🔸 یک امر بر تحدی ذکر شده در هر پنج آیه صادق است و آن، آوردن «همانندِ» قرآن یا «همانندِ» ده سوره از قرآن یا «همانندِ» یک سوره از قرآن مجید است:
۱- «يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ» [اسراء، ۸۸].
۲- « فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ» [طور، ۳۴-۳۳].
۳- «فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ» [هود، ۱۳].
۴- «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ» [يونس، ۳۸].
۵- «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» [بقره، ۲۴-۲۳].
🔸 پرسشی از ملحدین: کجای این پنج آیه آمده است که هر متن عربیِ ملحدانه و مشرکانه و... میتواند قرآن باشد؟!
نتیجه: برای اینکه بهتر با قرآن آشنا شویم، باید ویژگیهای قرآن را بشناسیم. اگر متنی تمام این ویژگیها را داشت، «همانندِ» قرآن است؛ برخلاف هر متن عربیِ کفرآلودی که ملحدین با جهالت تمام، آن را «همانند» قرآن میدانند.
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
در اینجا، برای آشنایی بهتر با وجوه تحدی در قرآن مجید، به تحدی آن مبنی بر آوردن دو مفهوم از مجموعِ دههاهزار مفهوم آن اشاره میکنیم که اگر تمام جن و انس جمع شوند و بخواهند متنی حقیقی را فقط بر اساس این دو مفهوم ارائه دهند، نمیتوانند؛ حال، دههاهزار مفهومش بماند!!!
🟢 مفهوم اول: توحید در قرآن
این متنی که قرار است همانند قرآن باشد، باید تمام ابعاد و جوانب توحید قرآنی را در «ظاهر و باطن» داشته باشد.
که جوانب توحید عبارتاند از: ۱- توحید در الوهیت؛ ۲- توحید در ربوبیت؛ ۳- توحید در اسماء الحسنی.
و در تمام ابعاد:
🔹 توحیدِ ذاتى بهمعناى «یگانگى، واحدبودن و ثانینداشتن» [زمر، ۴؛ شورى، ۱۱؛ اخلاص، ۴؛ مائده، ۷۳]؛
🔹 توحیدِ ذاتى بهمعناى «احدیت، یکتایى، بساطت و جزءنداشتن» [اخلاص، ۱]؛ 🔹 توحید صفاتى [شورى، ۱۱]؛
🔹 توحید افعالى با همۀ جلوههایش؛ یعنى:
🔸توحید در خالقیّت [انعام، ۷۳ و ۱۰۲؛ رعد، ۱۶؛ فاطر، ۳]؛
🔸توحید در ربوبیّت [فاتحه، ۲؛ انعام، ۱۶۴؛ صافّات ۱۸۲]؛
🔸 توحید در حاکمیّت [انعام، ۵۷؛ یوسف، ۴۰ و ۶۷؛ قصص، ۷۰ و ۸۸]؛
🔸 توحید در مالکیت [بقره، ۱۰۷؛ مائده، ۱۸ و ۱۵۸؛ توبه،۱۱۶]؛
🔸 توحید در رازقیّت [یونس، ۳۱؛ هود، ۶؛ نمل، ۶۴]؛
🔸توحید در ولایت [بقره، ۱۰۷؛ انعام، ۵۱ و ۷۰؛ عنکبوت، ۲۲]؛
🔸توحید در شفاعت [بقره، ۲۵۵؛ انعام، ۵۱ و ۷۰؛ انبیاء، ۲۸]؛
🔹 توحید عملى با صورتها و وجوهش؛ یعنى:
🔸توحید در عبادت [فاتحه، ۵؛ بقره، ۸۳؛ آلعمران، ۶۴؛ نساء، ۳۶؛ انعام، ۵۶]؛
🔸توحید در حمد [جاثیه، ۳۵]؛
🔸توحید در دعا [یونس، ۱۰۶؛ فاطر، ۱۳]؛
🔸توحید در استعانت [حمد، ۵]؛
🔸توحید در اطاعت [انعام، ۱۲۱].
و...
🔹🔹🔹
خوب! اگر تمام انس و جن با همدیگر جمع شوند و فقط با توجه به همین کلمۀ «توحید»، متنی را بنویسند، آیا میتوانند؟! به الله قسم، نمیتوانند!
🔹🔹🔹
هزاران کلمه در قرآن داریم که مانند «توحید»، وسیع و جامع و کامل است که فقط الله متعال میتواند کتاب دیگری را با این گسترهٔ معنایی بیاورد؛ کلماتی مانند: «تقوا»، «ایمان»، «اسلام»، «احسان» و...
🔹🔹🔹
🟢 مفهوم دوم: هدایت در قرآن
متنی که قرار است آورده شود، باید قابلیت هدایت افراد زیر را داشته باشد؛ زیرا متن قرآن برای آنها هدایتگر است.
۱- متقین:
▪️ «ذلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ» [بقره، ۲].
▪️ «هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ» [آلعمران، ۱۳۸].
۲- محسنین:
▪️ «تلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ» [لقمان، ۲].
▪️ «هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ» [لقمان، ۳].
۳- مؤمنین:
▪️ «إنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ» [يونس، ۹].
▪️ «فأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا» [نساء، ۱۷۵].
۴- مسلمین:
▪️ «و يَوْمَ نَبْعَثُ في كُلِّ أُمَّةٍ شَهيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهيداً عَلى هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمينَ» [نحل، ۸۹].
▪️ «قلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذينَ آمَنُوا وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمينَ» [نحل، ۱۰۲].
۵- نمازگزاران و زکاتدهندگان و اهلیقین:
▪️ «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» [لقمان، ۴].
▪️ «أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [لقمان، ۵].
۶- مجاهدان:
▪️ «والَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» [عنكبوت، ۶۹].
و هزاران مورد دیگر...
🔹🔹🔹
اگر متنی باعث گمراهی آنها شود، دیگر مانند قرآن نیست؛ بلکه ضد قرآن و مغایر با مسیر هدایت قرآنی است.
🔹🔹🔹
در این مقال، به ذکر این دو مفهوم اکتفا میشود و برای هزاران مفهوم دیگر، شما را به خواندن قرآن مجید توصیه میکنیم که به دو نکته برسید:
۱- قرآن معجزۀ الهی پیامبر ﷺ است؛
۲- ملحدین، دروغگو و نادانترین افراد نسبت به آیین الهی و قرآن مجید هستند.
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🟢 مفهوم اول: توحید در قرآن
این متنی که قرار است همانند قرآن باشد، باید تمام ابعاد و جوانب توحید قرآنی را در «ظاهر و باطن» داشته باشد.
که جوانب توحید عبارتاند از: ۱- توحید در الوهیت؛ ۲- توحید در ربوبیت؛ ۳- توحید در اسماء الحسنی.
و در تمام ابعاد:
🔹 توحیدِ ذاتى بهمعناى «یگانگى، واحدبودن و ثانینداشتن» [زمر، ۴؛ شورى، ۱۱؛ اخلاص، ۴؛ مائده، ۷۳]؛
🔹 توحیدِ ذاتى بهمعناى «احدیت، یکتایى، بساطت و جزءنداشتن» [اخلاص، ۱]؛ 🔹 توحید صفاتى [شورى، ۱۱]؛
🔹 توحید افعالى با همۀ جلوههایش؛ یعنى:
🔸توحید در خالقیّت [انعام، ۷۳ و ۱۰۲؛ رعد، ۱۶؛ فاطر، ۳]؛
🔸توحید در ربوبیّت [فاتحه، ۲؛ انعام، ۱۶۴؛ صافّات ۱۸۲]؛
🔸 توحید در حاکمیّت [انعام، ۵۷؛ یوسف، ۴۰ و ۶۷؛ قصص، ۷۰ و ۸۸]؛
🔸 توحید در مالکیت [بقره، ۱۰۷؛ مائده، ۱۸ و ۱۵۸؛ توبه،۱۱۶]؛
🔸 توحید در رازقیّت [یونس، ۳۱؛ هود، ۶؛ نمل، ۶۴]؛
🔸توحید در ولایت [بقره، ۱۰۷؛ انعام، ۵۱ و ۷۰؛ عنکبوت، ۲۲]؛
🔸توحید در شفاعت [بقره، ۲۵۵؛ انعام، ۵۱ و ۷۰؛ انبیاء، ۲۸]؛
🔹 توحید عملى با صورتها و وجوهش؛ یعنى:
🔸توحید در عبادت [فاتحه، ۵؛ بقره، ۸۳؛ آلعمران، ۶۴؛ نساء، ۳۶؛ انعام، ۵۶]؛
🔸توحید در حمد [جاثیه، ۳۵]؛
🔸توحید در دعا [یونس، ۱۰۶؛ فاطر، ۱۳]؛
🔸توحید در استعانت [حمد، ۵]؛
🔸توحید در اطاعت [انعام، ۱۲۱].
و...
🔹🔹🔹
خوب! اگر تمام انس و جن با همدیگر جمع شوند و فقط با توجه به همین کلمۀ «توحید»، متنی را بنویسند، آیا میتوانند؟! به الله قسم، نمیتوانند!
🔹🔹🔹
هزاران کلمه در قرآن داریم که مانند «توحید»، وسیع و جامع و کامل است که فقط الله متعال میتواند کتاب دیگری را با این گسترهٔ معنایی بیاورد؛ کلماتی مانند: «تقوا»، «ایمان»، «اسلام»، «احسان» و...
🔹🔹🔹
🟢 مفهوم دوم: هدایت در قرآن
متنی که قرار است آورده شود، باید قابلیت هدایت افراد زیر را داشته باشد؛ زیرا متن قرآن برای آنها هدایتگر است.
۱- متقین:
▪️ «ذلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ» [بقره، ۲].
▪️ «هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ» [آلعمران، ۱۳۸].
۲- محسنین:
▪️ «تلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ» [لقمان، ۲].
▪️ «هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ» [لقمان، ۳].
۳- مؤمنین:
▪️ «إنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ» [يونس، ۹].
▪️ «فأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا» [نساء، ۱۷۵].
۴- مسلمین:
▪️ «و يَوْمَ نَبْعَثُ في كُلِّ أُمَّةٍ شَهيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهيداً عَلى هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمينَ» [نحل، ۸۹].
▪️ «قلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذينَ آمَنُوا وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمينَ» [نحل، ۱۰۲].
۵- نمازگزاران و زکاتدهندگان و اهلیقین:
▪️ «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» [لقمان، ۴].
▪️ «أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [لقمان، ۵].
۶- مجاهدان:
▪️ «والَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» [عنكبوت، ۶۹].
و هزاران مورد دیگر...
🔹🔹🔹
اگر متنی باعث گمراهی آنها شود، دیگر مانند قرآن نیست؛ بلکه ضد قرآن و مغایر با مسیر هدایت قرآنی است.
🔹🔹🔹
در این مقال، به ذکر این دو مفهوم اکتفا میشود و برای هزاران مفهوم دیگر، شما را به خواندن قرآن مجید توصیه میکنیم که به دو نکته برسید:
۱- قرآن معجزۀ الهی پیامبر ﷺ است؛
۲- ملحدین، دروغگو و نادانترین افراد نسبت به آیین الهی و قرآن مجید هستند.
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔸 نتیجه:
در تحدی با مقولههای هدایت، توحید و...، زبان، از کمترین اهمیت برخوردار است و این شاکله و نحوهٔ بیان آن مقولهها است که در اولویت قرار دارند. این امر در پیوندی ناگسستنی با تحدی قرآن و البته با کمترین تفکر و تأمل نیز، قابل فهم است. شاهد ما، تورات و انجیل است که به زبان عربی نیستند، بلکه به زبانِ عبری میباشند؛ اما هدایت و نور هستند.
زبان یکی از صدها ویژگی قرآن است که باید در «همانند» آن گنجانیده شود؛ اما آن «همانند»، سوای عربیبودن، باید از نظر محتوا و نیز تمام وجوه باطنی، همچون قرآن باشد؛ چون اللّه تعالیٰ فرموده است: «همانندِ قرآن». این همانندی، شامل تمام ابعاد ظاهری و باطنی میشود.
🔸 هدایتگری تورات به زبان عبری نشان میدهد که زبان، کمترین جایگاه را در تحدی دارد:
▪️ «إنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَئةَ فِيهَا هُدًى وَ نُورٌ يحَْكُمُ بهَِا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَ الرَّبَّنِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللَّهِ وَ كَانُواْ عَلَيْهِ شهَُدَاءَ فَلَا تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لَا تَشْترَُواْ بَِايَاتىِ ثَمَنًا قَلِيلًا وَ مَن لَّمْ يحَْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» [مائده، ۴۴].
▫️«ما تورات را كه در آن هدايت و روشنايى است، نازل كرديم. پيامبرانى كه تسليم فرمان بودند بنابر آن براى يهود حكم كردند و نيز خداشناسان و دانشمندان كه به حفظ كتاب الله (متعال) مأمور بودند و بر آن گواهى دادند؛ پس، از مردم مترسيد، از من بترسيد و آيات مرا به بهاى اندک مفروشيد و هركه بر وفق آياتى كه الله (متعال) نازل كرده است حكم نكند، كافر است.»
🔸 هدایتگری انجیل به زبان عبری، تأیید دیگری بر دلالت تحدی بر اصلِ هدایتگری و ذکرِ مفاهیمِ توحید، تقوا، ایمان، اسلام، احسان و... است. از اینرو، وسعت تحدی در وجوه دیگری غیر از زبان نمایان میشود. در آیۀ ۴۶ سورۀ مائده میخوانیم:
▪️«وَ قَفَّيْنَا عَلىَ ءَاثَرِهِم بِعِيسىَ ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَينَْ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ ءَاتَيْنَاهُ الْانجِيلَ فِيهِ هُدًى وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَينَْ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ»
▫️ «و از پى آنها، عيسى پسر مريم را فرستاديم كه تصديقكنندۀ توراتى بود كه پيش از او فرستاده بوديم و انجيل را كه تصديقكنندۀ تورات پيش از او بود به او داديم كه در آن هدايت و روشنايى بود و براى پرهيزگاران هدايت و موعظهاى.»
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
در تحدی با مقولههای هدایت، توحید و...، زبان، از کمترین اهمیت برخوردار است و این شاکله و نحوهٔ بیان آن مقولهها است که در اولویت قرار دارند. این امر در پیوندی ناگسستنی با تحدی قرآن و البته با کمترین تفکر و تأمل نیز، قابل فهم است. شاهد ما، تورات و انجیل است که به زبان عربی نیستند، بلکه به زبانِ عبری میباشند؛ اما هدایت و نور هستند.
زبان یکی از صدها ویژگی قرآن است که باید در «همانند» آن گنجانیده شود؛ اما آن «همانند»، سوای عربیبودن، باید از نظر محتوا و نیز تمام وجوه باطنی، همچون قرآن باشد؛ چون اللّه تعالیٰ فرموده است: «همانندِ قرآن». این همانندی، شامل تمام ابعاد ظاهری و باطنی میشود.
🔸 هدایتگری تورات به زبان عبری نشان میدهد که زبان، کمترین جایگاه را در تحدی دارد:
▪️ «إنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَئةَ فِيهَا هُدًى وَ نُورٌ يحَْكُمُ بهَِا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَ الرَّبَّنِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللَّهِ وَ كَانُواْ عَلَيْهِ شهَُدَاءَ فَلَا تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لَا تَشْترَُواْ بَِايَاتىِ ثَمَنًا قَلِيلًا وَ مَن لَّمْ يحَْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» [مائده، ۴۴].
▫️«ما تورات را كه در آن هدايت و روشنايى است، نازل كرديم. پيامبرانى كه تسليم فرمان بودند بنابر آن براى يهود حكم كردند و نيز خداشناسان و دانشمندان كه به حفظ كتاب الله (متعال) مأمور بودند و بر آن گواهى دادند؛ پس، از مردم مترسيد، از من بترسيد و آيات مرا به بهاى اندک مفروشيد و هركه بر وفق آياتى كه الله (متعال) نازل كرده است حكم نكند، كافر است.»
🔸 هدایتگری انجیل به زبان عبری، تأیید دیگری بر دلالت تحدی بر اصلِ هدایتگری و ذکرِ مفاهیمِ توحید، تقوا، ایمان، اسلام، احسان و... است. از اینرو، وسعت تحدی در وجوه دیگری غیر از زبان نمایان میشود. در آیۀ ۴۶ سورۀ مائده میخوانیم:
▪️«وَ قَفَّيْنَا عَلىَ ءَاثَرِهِم بِعِيسىَ ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَينَْ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ ءَاتَيْنَاهُ الْانجِيلَ فِيهِ هُدًى وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَينَْ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ»
▫️ «و از پى آنها، عيسى پسر مريم را فرستاديم كه تصديقكنندۀ توراتى بود كه پيش از او فرستاده بوديم و انجيل را كه تصديقكنندۀ تورات پيش از او بود به او داديم كه در آن هدايت و روشنايى بود و براى پرهيزگاران هدايت و موعظهاى.»
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
برای آشنایی بیشتر با ویژگیهای قرآن، نامهای قرآن را که از ویژگیهای قرآن استخراج شده است، بهصورت دستهبندیشده با توجه به تحقیقات دانشمندان علوم قرآنی میآوریم. قرآن مجید نامهایی منطبق بر محتوای خود دارد که چنانچه، کسی میخواهد همانند آن را بیاورد، باید این ویژگیها را نیز در نظر بگیرد؛ چون تمامی این نامها در محتوا و ویژگیهای قرآن مجید وجود دارد.
🔹مفسر بزرگ قرن ششم، جمالالدين ابوالفتوح رازى، در مقدمۀ تفسير خود، ۴۳ نام براى قرآن آورده است. (ابوالفتوح رازى، الروض الجنان و روح الجنان، ج۱، مقدمه، ص۵.)
🔹بدرالدين زركشى نقل میکند: «حرالی کتابی در این زمینه نوشته و بیش از نود اسم یا وصف برای قرآن یادآور شده است.» (محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص۱۰۶.)
🔹 فیروزآبادی در «بصائر ذوی التمییز» ادعا میکند که برای قرآن صد اسم در قرآن کریم آمده است. از این میان، او ۹۴ اسم را ذکر میکند. (بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز، جلد۱، صص ۹۶-۸۸.)
توجه: عربیبودن، تنها یکی از این ویژگیها و نامهای صدگانه است که در بند ۴۶ آمده است: (فرهنگنامهٔ علوم قرآن، ج۱، ص۸۲۶.)
۱- آیات [بقره، ۲۵۲].
۲- اَثاره [احقاف، ۴].
۳- احسن الحدیث [زمر، ۲۳].
۴- اِمام [اسراء، ۷۱].
۵- امر [طلاق، ۵].
۶- إنزال [نساء، ۱۷۴].
۷- ایمان [آلعمران، ۱۹۳].
۸- بالغة [قمر، ۵].
۹- برهان [نساء، ۱۷۴].
۱۰- بُشریٰ [نمل، ۲].
۱۱- بشیر [فصلت، ۴-۳].
۱۲- بصائر [جاثیه، ۲۰].
۱۳- بلاغ [ابراهیم، ۵۲].
۱۴- بیان [آلعمران، ۱۳۸].
۱۵- بیّنات [عنکبوت، ۴۹].
۱۶- بیّنه [انعام، ۱۵۷].
۱۷- تبیان [نحل، ۸۹].
۱۸- تبصره [ق، ۸].
۱۹- تذکره [مزمل، ۱۹؛ الحاقه، ۴۸].
۲۰- تصدیق [یونس، ۳۷].
۲۱- تفسیر [فرقان، ۳۳].
۲۲- تفصیل [انعام، ۱۵۴؛ اعراف، ۱۴۵].
۲۲- تنزیل [اسراء، ۱۰۶؛ انسان، ۲۳؛ شعراء، ۱۹۲].
۲۴- ثقیل [مزمل، ۵].
۲۵- حبل [آلعمران، ۱۰۳].
۲۶- حجّة [انعام، ۱۴۹].
۲۷- حدیث [طور، ۳۴؛ نجم، ۶۰-۵۹؛ کهف، ۶؛ زمر، ۲۳].
۲۸- حقّ [الحاقه، ۵۱].
۲۹- حکم [رعد، ۳۷].
۳۰- حکمت [احزاب، ۳۴].
۳۱- حکیم [آلعمران، ۵۸].
۳۲- حبل [آلعمران، ۱۰۳].
۳۳- خیر [نحل، ۳۰].
۳۴- ذکر [قمر، ۱۷؛ فصلت، ۴۱].
۳۵- ذکری [هود، ۱۲۰].
۳۶- رحمة [نمل، ۷۷].
۳۷- رسالة [مائده، ۶۷].
۳۸- روح [شوری، ۵۲].
۳۹- سراج [احزاب، ۴۶].
۴۰- شفاء [فصلت، ۴۴].
۴۱- صُحُف [عبس، ۱۳].
۴۲- صدق [زمر، ۳۳].
۴۳- صراط مستقیم [حمد، ۶].
۴۴- عَجَب [جن، ۱].
۴۵- عدل [انعام، ۱۱۵].
۴۶- عربی [زمر، ۲۸].
۴۷- العروة الوثقی [بقره، ۲۵۶؛ لقمان، ۲۲].
۴۸- عزیز [فصلت، ۴۱].
۴۹- عصمت [آلعمران، ۱۰۳].
۵۰- عظیم [حجر، ۸۷].
۵۱- علم [رعد، ۳۷].
۵۲- علیّ [زخرف، ۴].
۵۳- غیب [بقره، ۳].
۵۴- فرقان [آلعمران، ۳۴؛ انفال، ۲۹؛ فرقان، ۱].
۵۵- فصل [طارق، ۱۳].
۵۶- فضل [یونس، ۵۸].
۵۷- قرآن [قیامة، ۱۸-۱۷].
۵۸- قسط [مائده، ۴۲].
۵۹- قصص [یوسف، ۳].
۶۰- قول [قصص، ۵۱].
۶۱- قیل [نساء، ۱۲۲].
۶۲- قیّم [کهف، ۲-۱].
۶۳- قیّمة [بینة، ۳].
۶۴- کتاب [نساء، ۲۹؛ فاطر، ۱۰۵؛ بقره، ۲].
۶۵- کریم [واقعه، ۷۷].
۶۶- کلام [توبه، ۶].
۶۷- کلمات [لقمان، ۲۷].
۶۸- کلمه [انعام، ۱۱۵].
۶۹- کوثر [کوثر، ۱].
۷۰- ماء [مومنون، ۱۸].
۷۱- مبارک [انبیاء، ۵۰].
۷۲- مبشِّر [کهف، ۲].
۷۳- مبِین [یوسف، ۱].
۷۴- متشابه [زمر، ۲۳].
۷۵- متلُوّ [بقره، ۱۲۱].
۷۶- مثانی [زمر، ۲۳].
۷۷- مثبِّت [هود، ۱۲۰].
۷۸- مَثَل [ابراهیم، ۲۴]
۷۹- مجید [ق، ۱؛ فرقان، ۴۸؛ لقمان، ۱۰].
۸۰- محکمة [محمد، ۲۰].
۸۱- مرتَّل [مزمل، ۴].
۸۲- مرفوع [عبس، ۱۴].
۸۳- مسطور [طور، ۲].
۸۴- مصدِّق [انعام، ۹۲].
۸۵- مطهَّر [عبس، ۱۴].
۸۶- مفصِّل [انعام، ۱۴].
۸۷- مقروء [اسراء، ۱۰۶].
۸۸- مکرَّم [عبس، ۱۳].
۸۹- منزَّل [انعام، ۱۱۴].
۹۰- منیر [احزاب، ۴۶].
۹۱- موعظه [یونس، ۵۷].
۹۲- مهیمن [مائده، ۴۸].
۹۳- نبأ [نبأ، ۲-۱].
۹۴- نذیر [فصلت، ۴].
۹۵- نجوم [واقعه، ۷۵].
۹۶- نعمت [ضحی، ۱۱].
۹۷- نور [اعراف، ۱۵۷].
۹۸- وحی [انبیاء، ۴۵].
۹۹- هادی [جن، ۲-۱].
۱۰۰- هُدَی [البقره، ۲].
برای فهم دقیق این نامها، به آیات مربوط و واژهنامههای عربی و فرهنگهای جامعِ قرآنی، مراجعه و مفهوم آنها را جستجو و مطالعه کنید.
حال اگر راست میگویید، یک سوره با این ویژگیها بیاورید!
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
پژوهشگر و گردآورنده: محمّدعزیز فتحی؛ ۱۲شوال۱۴۴۱ هجری-قمری؛ ۱۵خرداد۱۳۹۹ هجری-شمسی؛ سنندج.
bit.ly/2XsfHFn
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔹مفسر بزرگ قرن ششم، جمالالدين ابوالفتوح رازى، در مقدمۀ تفسير خود، ۴۳ نام براى قرآن آورده است. (ابوالفتوح رازى، الروض الجنان و روح الجنان، ج۱، مقدمه، ص۵.)
🔹بدرالدين زركشى نقل میکند: «حرالی کتابی در این زمینه نوشته و بیش از نود اسم یا وصف برای قرآن یادآور شده است.» (محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص۱۰۶.)
🔹 فیروزآبادی در «بصائر ذوی التمییز» ادعا میکند که برای قرآن صد اسم در قرآن کریم آمده است. از این میان، او ۹۴ اسم را ذکر میکند. (بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز، جلد۱، صص ۹۶-۸۸.)
توجه: عربیبودن، تنها یکی از این ویژگیها و نامهای صدگانه است که در بند ۴۶ آمده است: (فرهنگنامهٔ علوم قرآن، ج۱، ص۸۲۶.)
۱- آیات [بقره، ۲۵۲].
۲- اَثاره [احقاف، ۴].
۳- احسن الحدیث [زمر، ۲۳].
۴- اِمام [اسراء، ۷۱].
۵- امر [طلاق، ۵].
۶- إنزال [نساء، ۱۷۴].
۷- ایمان [آلعمران، ۱۹۳].
۸- بالغة [قمر، ۵].
۹- برهان [نساء، ۱۷۴].
۱۰- بُشریٰ [نمل، ۲].
۱۱- بشیر [فصلت، ۴-۳].
۱۲- بصائر [جاثیه، ۲۰].
۱۳- بلاغ [ابراهیم، ۵۲].
۱۴- بیان [آلعمران، ۱۳۸].
۱۵- بیّنات [عنکبوت، ۴۹].
۱۶- بیّنه [انعام، ۱۵۷].
۱۷- تبیان [نحل، ۸۹].
۱۸- تبصره [ق، ۸].
۱۹- تذکره [مزمل، ۱۹؛ الحاقه، ۴۸].
۲۰- تصدیق [یونس، ۳۷].
۲۱- تفسیر [فرقان، ۳۳].
۲۲- تفصیل [انعام، ۱۵۴؛ اعراف، ۱۴۵].
۲۲- تنزیل [اسراء، ۱۰۶؛ انسان، ۲۳؛ شعراء، ۱۹۲].
۲۴- ثقیل [مزمل، ۵].
۲۵- حبل [آلعمران، ۱۰۳].
۲۶- حجّة [انعام، ۱۴۹].
۲۷- حدیث [طور، ۳۴؛ نجم، ۶۰-۵۹؛ کهف، ۶؛ زمر، ۲۳].
۲۸- حقّ [الحاقه، ۵۱].
۲۹- حکم [رعد، ۳۷].
۳۰- حکمت [احزاب، ۳۴].
۳۱- حکیم [آلعمران، ۵۸].
۳۲- حبل [آلعمران، ۱۰۳].
۳۳- خیر [نحل، ۳۰].
۳۴- ذکر [قمر، ۱۷؛ فصلت، ۴۱].
۳۵- ذکری [هود، ۱۲۰].
۳۶- رحمة [نمل، ۷۷].
۳۷- رسالة [مائده، ۶۷].
۳۸- روح [شوری، ۵۲].
۳۹- سراج [احزاب، ۴۶].
۴۰- شفاء [فصلت، ۴۴].
۴۱- صُحُف [عبس، ۱۳].
۴۲- صدق [زمر، ۳۳].
۴۳- صراط مستقیم [حمد، ۶].
۴۴- عَجَب [جن، ۱].
۴۵- عدل [انعام، ۱۱۵].
۴۶- عربی [زمر، ۲۸].
۴۷- العروة الوثقی [بقره، ۲۵۶؛ لقمان، ۲۲].
۴۸- عزیز [فصلت، ۴۱].
۴۹- عصمت [آلعمران، ۱۰۳].
۵۰- عظیم [حجر، ۸۷].
۵۱- علم [رعد، ۳۷].
۵۲- علیّ [زخرف، ۴].
۵۳- غیب [بقره، ۳].
۵۴- فرقان [آلعمران، ۳۴؛ انفال، ۲۹؛ فرقان، ۱].
۵۵- فصل [طارق، ۱۳].
۵۶- فضل [یونس، ۵۸].
۵۷- قرآن [قیامة، ۱۸-۱۷].
۵۸- قسط [مائده، ۴۲].
۵۹- قصص [یوسف، ۳].
۶۰- قول [قصص، ۵۱].
۶۱- قیل [نساء، ۱۲۲].
۶۲- قیّم [کهف، ۲-۱].
۶۳- قیّمة [بینة، ۳].
۶۴- کتاب [نساء، ۲۹؛ فاطر، ۱۰۵؛ بقره، ۲].
۶۵- کریم [واقعه، ۷۷].
۶۶- کلام [توبه، ۶].
۶۷- کلمات [لقمان، ۲۷].
۶۸- کلمه [انعام، ۱۱۵].
۶۹- کوثر [کوثر، ۱].
۷۰- ماء [مومنون، ۱۸].
۷۱- مبارک [انبیاء، ۵۰].
۷۲- مبشِّر [کهف، ۲].
۷۳- مبِین [یوسف، ۱].
۷۴- متشابه [زمر، ۲۳].
۷۵- متلُوّ [بقره، ۱۲۱].
۷۶- مثانی [زمر، ۲۳].
۷۷- مثبِّت [هود، ۱۲۰].
۷۸- مَثَل [ابراهیم، ۲۴]
۷۹- مجید [ق، ۱؛ فرقان، ۴۸؛ لقمان، ۱۰].
۸۰- محکمة [محمد، ۲۰].
۸۱- مرتَّل [مزمل، ۴].
۸۲- مرفوع [عبس، ۱۴].
۸۳- مسطور [طور، ۲].
۸۴- مصدِّق [انعام، ۹۲].
۸۵- مطهَّر [عبس، ۱۴].
۸۶- مفصِّل [انعام، ۱۴].
۸۷- مقروء [اسراء، ۱۰۶].
۸۸- مکرَّم [عبس، ۱۳].
۸۹- منزَّل [انعام، ۱۱۴].
۹۰- منیر [احزاب، ۴۶].
۹۱- موعظه [یونس، ۵۷].
۹۲- مهیمن [مائده، ۴۸].
۹۳- نبأ [نبأ، ۲-۱].
۹۴- نذیر [فصلت، ۴].
۹۵- نجوم [واقعه، ۷۵].
۹۶- نعمت [ضحی، ۱۱].
۹۷- نور [اعراف، ۱۵۷].
۹۸- وحی [انبیاء، ۴۵].
۹۹- هادی [جن، ۲-۱].
۱۰۰- هُدَی [البقره، ۲].
برای فهم دقیق این نامها، به آیات مربوط و واژهنامههای عربی و فرهنگهای جامعِ قرآنی، مراجعه و مفهوم آنها را جستجو و مطالعه کنید.
حال اگر راست میگویید، یک سوره با این ویژگیها بیاورید!
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
پژوهشگر و گردآورنده: محمّدعزیز فتحی؛ ۱۲شوال۱۴۴۱ هجری-قمری؛ ۱۵خرداد۱۳۹۹ هجری-شمسی؛ سنندج.
bit.ly/2XsfHFn
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤3
«كانَ عُمَرُ يقولُ: أبو بَكْرٍ سَيِّدُنَا، وأَعْتَقَ سَيِّدَنَا يَعْنِي بلَالًا...»
[الراوي: جابر بن عبدالله؛ المصدر: صحيح البخاري| الصفحة أو الرقم: ۳۷۵۴]
🔹 ترجمه: عمر (رضي اللّه تعالیٰ عنه) فرموده است: «ابوبکر، سرور ماست و او سرورمان [یعنی بلال] را آزاد نموده است!»
#برابری_نژادی و #کرامت_انسانی در #اسلام
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
[الراوي: جابر بن عبدالله؛ المصدر: صحيح البخاري| الصفحة أو الرقم: ۳۷۵۴]
🔹 ترجمه: عمر (رضي اللّه تعالیٰ عنه) فرموده است: «ابوبکر، سرور ماست و او سرورمان [یعنی بلال] را آزاد نموده است!»
#برابری_نژادی و #کرامت_انسانی در #اسلام
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤1
#سلسله_مطالب_مربوط_به_قتل_ناموسی (بخش چهارم)
🖋آیا در قصاص، تفاوتی بین پدر و مادر وجود دارد❓
✅ در این خصوص، بین پدر و مادر #هیچ_تفاوتی وجود ندارد، مادر #همانند پدر است؛ چنانکه #جمهور_علماء از حنفیه، شافعیه و حنابله بیان داشتهاند.
🔹 مذهب حنفیه
▪️امام سرخسی (رحمه الله) میگوید: «اگر ثابت شود که قصاص بر پدر به سبب کشتن فرزند واجب نیست، [پس] ثابت میشود که قصاص بر مادر نیز واجب نیست؛ چراکه حق او واجبتر است.» [۱]
▪️امام ابوبکر کاشانی (رحمه الله) میگوید: «اگر پدر فرزندش را به قتل برساند بر او قصاصی نیست و همچنین اگر مادری فرزندش را به قتل برساند، بر او قصاص نیست.» [۲]
🔹 مذهب شافعیه
▪️امام الحرمين جوینی (رحمه الله) میگوید: «خلافی نیست که مادر همانند پدر است و او نیز به سبب قتل فرزندش مستوجب قصاص نمیگردد.» [۳]
🔺قولی به امام شافعی (رحمه الله) منسوب است با این مضمون: «مادر به سبب قتل فرزندش قصاص میشود»؛ لیکن اصحاب امام شافعی (رحمه الله) این مطلب را صحیح نمیدانند و گفتهاند: «چنین سخنی از امام شافعی (رحمه الله) به صحت نرسیده است.» [۴] و لذا رأی مورد اتفاق علمای شافعیه – همانطور که قبلاً نیز بیان شد – این است: «همانگونه که پدر به سبب قتل فرزند قصاص نمیشود، بههمان دلیل مادر نیز به سبب قتل فرزند قصاص نمیگردد.»
🔹مذهب حنابله
▪️امام ابن قدامه (رحمه الله) میگوید: «مادر در آن [حکم] همانند پدر است. این صحیحِ مذهب است و هنگامی که قصاص از پدر ساقط گردد، بدان عمل میشود.» [۵]
▪️شمس الدین زرکشی (رحمه الله) میگوید: «مادر و پدر در آن [حکم] فرقی ندارند؛ چونکه مادر به احسان از پدر مُحقتر است.» [۶]
🔺یک روایت از امام احمد بن حنبل (رحمه الله) نقل شده است که مادر به سبب قتل فرزند قصاص میشود و در روایتی دیگر دالّ بر عدم قصاص مادر، در مقام توضیح علت آمده است که در مورد عدم قصاص پدر، حدیثی وارد است؛ اما در مورد مادر چنین چیزی وارد نشده است؛ لذا این نقل برای توقف است، نه برای وجوب قصاص؛ از اینرو، مادر کشته نمیشود. [۷]
🔸 علمای حنابله بیان داشتهاند: «پدر و مادر در حکم مربوط به منتفی بودن قصاص در قتل فرزند، بنابه صحیحِ مذهب، برابرند و هنگام ساقط شدن قصاص از پدر بدان عمل شده است.»
از امام احمد بن حنبل (رحمه الله) دو نظر موجود است که یکی از آن دو این است که مادر به سبب قتل فرزندش کشته میشود؛ زیرا مادر بر فرزندش ولایت ندارد و مانند برادر است؛ اما این دیدگاه، صحیح نیست؛ بهدلیل فرمودهٔ پیامبر (صلی الله علیه وسلم): «لایقتل والد بولده.» (پدر به خاطر قتل فرزندش کشته نمیشود.)، زیرا یکی از والدین، مادر است که شبیه پدر است و او به احسان و نیکی اولویت دارد؛ لذا به نفی قصاص از او سزاوارتر است. ولایت (سرپرستی) در اینجا اعتباری ندارد چونکه قصاص از پدر به دلیل کشتن فرزند بزرگش که بر او ولایتی ندارد، منتفی است.» [۸]
📝شيخ عبدالقادر عوده (رحمه الله) میگوید: «حکم مادر همان حکم پدر است؛ پس اگر مادر فرزند خود را به قتل برساند، قصاص نمیشود؛ چونکه نص (حدیث) با لفظ والد آمده و مادر یکی از والدین است و در حکم با پدر مساوات دارد؛ با این وجود، مادر به احسان و نیکی سزاوارتر است؛ لذا در منتفی شدن قصاص از او سزاوارتر است.» [۹]
در بین اقوال مختلفِ مذاهب، کدام نظر میتواند قابل تبعیت باشد⁉️
معیار، مصلحتِ عام اسلام و مسلمین است، از آنجا که این موضوع بین فقهاء اختلافی است؛ لیکن چون به عنوان قانون عمومی لازمالاتباع است، باید «رفع اختلاف» شود و این در «حکومت اسلامی» به حاکم شرع تفویض شده و مادامی که حکم از جانب حاکم با تبیین شدن اشتباه نقض نشود، رافع اختلاف است.
▪️امام قرافی (رحمه الله) میگوید: «بدان که حکمِ حاکم در مسایل اجتهادی، موجب از بین رفتن اختلاف میشود.» [۱۰]
▪️امام بدرالدین زرکشی (رحمه الله) میگوید: «در مسایلی که در آن اختلاف و نزاع است، حکمِ حاکم موجب برداشته شدن اختلاف میشود.» [۱۱]
▪️امام ابن عابدین (رحمه الله) میگوید: «حکم قاضی در جایگاه اجتهاد، رافع اختلاف است.» [۱۲]
📝نتیجه: از آنجا که تصرف حاکم در امور شهروندان منوط به مصلحت است و حکم قصاص در قتل فرزند توسط والدین موضوعی اختلافی میباشد؛ بنابراین حکمِ حاکم میتواند با توجه به مصلحتی که اقتضاء میکند، رافعِ اختلاف باشد.
🔖در بخش بعدی از این سلسله، به بررسی برخی از محرومیتهای والدین به سبب قتل فرزند و نیز نوع مجازات کیفری ایشان در شریعت پرداخته میشود.
📢خوانندگان گرامی! منتظر ادامه #سلسله_مطالب_مربوط_به_قتل_ناموسی باشید.
ادامه ...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🖋آیا در قصاص، تفاوتی بین پدر و مادر وجود دارد❓
✅ در این خصوص، بین پدر و مادر #هیچ_تفاوتی وجود ندارد، مادر #همانند پدر است؛ چنانکه #جمهور_علماء از حنفیه، شافعیه و حنابله بیان داشتهاند.
🔹 مذهب حنفیه
▪️امام سرخسی (رحمه الله) میگوید: «اگر ثابت شود که قصاص بر پدر به سبب کشتن فرزند واجب نیست، [پس] ثابت میشود که قصاص بر مادر نیز واجب نیست؛ چراکه حق او واجبتر است.» [۱]
▪️امام ابوبکر کاشانی (رحمه الله) میگوید: «اگر پدر فرزندش را به قتل برساند بر او قصاصی نیست و همچنین اگر مادری فرزندش را به قتل برساند، بر او قصاص نیست.» [۲]
🔹 مذهب شافعیه
▪️امام الحرمين جوینی (رحمه الله) میگوید: «خلافی نیست که مادر همانند پدر است و او نیز به سبب قتل فرزندش مستوجب قصاص نمیگردد.» [۳]
🔺قولی به امام شافعی (رحمه الله) منسوب است با این مضمون: «مادر به سبب قتل فرزندش قصاص میشود»؛ لیکن اصحاب امام شافعی (رحمه الله) این مطلب را صحیح نمیدانند و گفتهاند: «چنین سخنی از امام شافعی (رحمه الله) به صحت نرسیده است.» [۴] و لذا رأی مورد اتفاق علمای شافعیه – همانطور که قبلاً نیز بیان شد – این است: «همانگونه که پدر به سبب قتل فرزند قصاص نمیشود، بههمان دلیل مادر نیز به سبب قتل فرزند قصاص نمیگردد.»
🔹مذهب حنابله
▪️امام ابن قدامه (رحمه الله) میگوید: «مادر در آن [حکم] همانند پدر است. این صحیحِ مذهب است و هنگامی که قصاص از پدر ساقط گردد، بدان عمل میشود.» [۵]
▪️شمس الدین زرکشی (رحمه الله) میگوید: «مادر و پدر در آن [حکم] فرقی ندارند؛ چونکه مادر به احسان از پدر مُحقتر است.» [۶]
🔺یک روایت از امام احمد بن حنبل (رحمه الله) نقل شده است که مادر به سبب قتل فرزند قصاص میشود و در روایتی دیگر دالّ بر عدم قصاص مادر، در مقام توضیح علت آمده است که در مورد عدم قصاص پدر، حدیثی وارد است؛ اما در مورد مادر چنین چیزی وارد نشده است؛ لذا این نقل برای توقف است، نه برای وجوب قصاص؛ از اینرو، مادر کشته نمیشود. [۷]
🔸 علمای حنابله بیان داشتهاند: «پدر و مادر در حکم مربوط به منتفی بودن قصاص در قتل فرزند، بنابه صحیحِ مذهب، برابرند و هنگام ساقط شدن قصاص از پدر بدان عمل شده است.»
از امام احمد بن حنبل (رحمه الله) دو نظر موجود است که یکی از آن دو این است که مادر به سبب قتل فرزندش کشته میشود؛ زیرا مادر بر فرزندش ولایت ندارد و مانند برادر است؛ اما این دیدگاه، صحیح نیست؛ بهدلیل فرمودهٔ پیامبر (صلی الله علیه وسلم): «لایقتل والد بولده.» (پدر به خاطر قتل فرزندش کشته نمیشود.)، زیرا یکی از والدین، مادر است که شبیه پدر است و او به احسان و نیکی اولویت دارد؛ لذا به نفی قصاص از او سزاوارتر است. ولایت (سرپرستی) در اینجا اعتباری ندارد چونکه قصاص از پدر به دلیل کشتن فرزند بزرگش که بر او ولایتی ندارد، منتفی است.» [۸]
📝شيخ عبدالقادر عوده (رحمه الله) میگوید: «حکم مادر همان حکم پدر است؛ پس اگر مادر فرزند خود را به قتل برساند، قصاص نمیشود؛ چونکه نص (حدیث) با لفظ والد آمده و مادر یکی از والدین است و در حکم با پدر مساوات دارد؛ با این وجود، مادر به احسان و نیکی سزاوارتر است؛ لذا در منتفی شدن قصاص از او سزاوارتر است.» [۹]
در بین اقوال مختلفِ مذاهب، کدام نظر میتواند قابل تبعیت باشد⁉️
معیار، مصلحتِ عام اسلام و مسلمین است، از آنجا که این موضوع بین فقهاء اختلافی است؛ لیکن چون به عنوان قانون عمومی لازمالاتباع است، باید «رفع اختلاف» شود و این در «حکومت اسلامی» به حاکم شرع تفویض شده و مادامی که حکم از جانب حاکم با تبیین شدن اشتباه نقض نشود، رافع اختلاف است.
▪️امام قرافی (رحمه الله) میگوید: «بدان که حکمِ حاکم در مسایل اجتهادی، موجب از بین رفتن اختلاف میشود.» [۱۰]
▪️امام بدرالدین زرکشی (رحمه الله) میگوید: «در مسایلی که در آن اختلاف و نزاع است، حکمِ حاکم موجب برداشته شدن اختلاف میشود.» [۱۱]
▪️امام ابن عابدین (رحمه الله) میگوید: «حکم قاضی در جایگاه اجتهاد، رافع اختلاف است.» [۱۲]
📝نتیجه: از آنجا که تصرف حاکم در امور شهروندان منوط به مصلحت است و حکم قصاص در قتل فرزند توسط والدین موضوعی اختلافی میباشد؛ بنابراین حکمِ حاکم میتواند با توجه به مصلحتی که اقتضاء میکند، رافعِ اختلاف باشد.
🔖در بخش بعدی از این سلسله، به بررسی برخی از محرومیتهای والدین به سبب قتل فرزند و نیز نوع مجازات کیفری ایشان در شریعت پرداخته میشود.
📢خوانندگان گرامی! منتظر ادامه #سلسله_مطالب_مربوط_به_قتل_ناموسی باشید.
ادامه ...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
📚پینوشتها:
[۱] المبسوط للسرخسی، ج ۲۶، ص۹۱و۹۲.
[۲] بدائع الصنائع فی ترتيب الشرائع، الکاسانی، ج۷، ص۲۳۵.
[۳] نهاية المطلب فی دراية المذهب، الجوینی، ج۱۶، ص۲۱.
[۴] نک: الوسيط فی المذهب، أبو حامد الغزالی، ج۶، ص۲۷۶؛ البيان فی مذهب الإمام الشافعی، أبوالحسین العمرانی، ج۱۱، ص۳۲۰؛ المجموع شرح المهذب مع تكملة المطيعی، ج۱۸، ص۳۶۴.
[۵] المغنی لابن قدامة، ج۸، ص۲۸۶.
[۶] شرح الزركشی على مختصر الخرقی، الزرکشی، ج۶، ص۷۴.
[۷] منبع قبل، ج۶، ص۷۵.
[۸] نک: الشرح الكبير على متن المقنع، ابن قدامة، ج۹، ص۳۷۳؛ المبدع فی شرح المقنع، ابن مفلح، ج۷، ص۲۲۷.
[۹] التشريع الجنائی الإسلامی مقارناً بالقانون الوضعی، عبدالقادر عودة، ج۲، ص۱۱۶.
[۱۰] الفروق، القرافی، ج۲، ص۱۰۳.
[۱۱] المنثور فی القواعد، الزركشی، ج۲، ص۶۹.
[۱۲] حاشیة ابن عابدین، ج۳، ص۳۴۷.
bit.ly/3gIbHIa
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
[۱] المبسوط للسرخسی، ج ۲۶، ص۹۱و۹۲.
[۲] بدائع الصنائع فی ترتيب الشرائع، الکاسانی، ج۷، ص۲۳۵.
[۳] نهاية المطلب فی دراية المذهب، الجوینی، ج۱۶، ص۲۱.
[۴] نک: الوسيط فی المذهب، أبو حامد الغزالی، ج۶، ص۲۷۶؛ البيان فی مذهب الإمام الشافعی، أبوالحسین العمرانی، ج۱۱، ص۳۲۰؛ المجموع شرح المهذب مع تكملة المطيعی، ج۱۸، ص۳۶۴.
[۵] المغنی لابن قدامة، ج۸، ص۲۸۶.
[۶] شرح الزركشی على مختصر الخرقی، الزرکشی، ج۶، ص۷۴.
[۷] منبع قبل، ج۶، ص۷۵.
[۸] نک: الشرح الكبير على متن المقنع، ابن قدامة، ج۹، ص۳۷۳؛ المبدع فی شرح المقنع، ابن مفلح، ج۷، ص۲۲۷.
[۹] التشريع الجنائی الإسلامی مقارناً بالقانون الوضعی، عبدالقادر عودة، ج۲، ص۱۱۶.
[۱۰] الفروق، القرافی، ج۲، ص۱۰۳.
[۱۱] المنثور فی القواعد، الزركشی، ج۲، ص۶۹.
[۱۲] حاشیة ابن عابدین، ج۳، ص۳۴۷.
bit.ly/3gIbHIa
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
آلن دوباتن، خداناباور بریتانیایی: «جامعهٔ سکولار با وجود تمام مهارتهایی که دارد، هنوز نتوانسته است پاسخی برای دو سؤال اساسی پیدا کند:...»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♨️ باغ وحشهای انسانی | تحفه داروینیسم به بشریت
#تاریخ_نژادپرستی_علمی
📎 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
#تاریخ_نژادپرستی_علمی
📎 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
⛔️تبعیض و نژادپرستی⛔️
🖋 دیدگاه اسلام در این باره چیست؟
#نژادپرستی و #برتربينی سفيدپوست بر سياهپوست و يا سرخپوست و همچنين تقدم نژادی بر نژادی ديگر در بين جوامع بشری ناقض اصل برابری انسانهاست.
طی قرنها، اروپای تکنواز دنيا را با لحن آمرانهٔ خود پر كرده بود و بخشی از بشريت مجبور بود فقط به «صدای اربابش» گوش كند.[۱]
گاه چنين به نظر میرسد كه نژادپرستی از ميان رفته است؛ ولی اين احساس نشاطانگيز و غيرواقعی نتيجهٔ توهمی است كه در اثر تحول اَشكالِ استثمار حاصل میشود.[۲]
حال اینکه در جهانبینی اسلامی با تبعيض نژادی مخالفت شده است. همهٔ انسانها از يک پدر و مادر آفريده شدهاند، همان طور كه خداوند متعال فرموده است:
◾️«هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها»[۳]
◽️ترجمه: «اوست آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد، و جفت وى را از آن پديد آورد.»
▪️پيامبر گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «الناس بنو آدم و آدم خلق من تراب.»[۴]
▫️ترجمه: «مردم فرزندان آدم هستند و آدم نیز از خاک است.»
▪️پيامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) میفرمايند: «وإن الله أوحى إلي أن تواضعوا حتى لا يفخر أحد على أحد، ولا يبغي أحد على أحد.»[۵]
▫️ترجمه: «خداوند به من وحی كرد كه فروتنی كنيد تا اينكه كسی بر ديگری فخر فروشی و تجاوز نكند.»
▪️سیدنا رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «ليس لعربي على عجمي فضل، ولا لعجمي على عربي فضل، ولا لأسود على أبيض ولا لأبيض على أسود فضل إلا بالتقوى.»[۶]
▫️ترجمه: «هیچ عربى را بر هیچ عجمى برترى نیست و هیچ عجمى را بر هیچ عربى و هیچ سياهی را بر هیچ سفيدی و هیچ سفيدی را بر هیچ سياهی، مگر به تقوا.»
◾️«وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَم.»[۷]
◽️ترجمه: «و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم.»
◾️«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير.»[۸]
◽️ترجمه: «اى مردم! ما شما را از مرد و زنى آفريديم، و شما را ملّت ملّت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت، ارجمندترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست. بیترديد، خداوند داناى آگاه است.»
📚پینوشتها:
[۱] نژادپرستی و فرهنگ، (چهار سخنرانی) ژاک رابه مانانژارا [و دیگران]، مترجم: منوچهر هزارخانی، (كتاب زمان، چاپ دوم، ۱۳۴۸)، ص ۳۱.
[۲] منبع قبل، ص ۵۶.
[۳] اعراف: ۱۸۹، همچنین [نک: نساء، ۱؛ انعام، ۹۸؛ زمر، ۶].
[۴] سنن أبی داود، ج ۴، ص ۳۳۱، ح ۵۱۱۶؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص ۷۳۴، ح ۳۹۵۵؛ السنن الكبرى للبيهقی، ج ۱۰، ص ۳۹۲، ح ۲۱۰۶۲: «حديث حَسَن».
[۵] صحيح مسلم، ج ۴، ص ۲۱۹۸، ح ۲۸۶۵: «حديث قدسی».
[۶] المعجم الكبير للطبرانی، ج ۱۸، ص ۱۲، ح ۱۶؛ اسناد آن ضعيف است، لیكن برای اين حديث شواهدی مقبولی وجود دارد؛ از جمله: حديث جابر بن عبدالله (رضی الله عنهما) كه از قول پيامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در حجة الوداع نقل نموده است. (امام احمد بن حنبل – رحمه الله- در مسندش، اين حديث را روايت كرده اس. رجال آن از رجال ثقه هستند.) (نک: مجمع الزوائد – الهيثمی، ج ۳، ص ۲۶۶، ح ۵۶۲۲).
[۷] اسراء: ۷۰.
[۸] حجرات: ۱۳.
bit.ly/3diVjvE
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🖋 دیدگاه اسلام در این باره چیست؟
#نژادپرستی و #برتربينی سفيدپوست بر سياهپوست و يا سرخپوست و همچنين تقدم نژادی بر نژادی ديگر در بين جوامع بشری ناقض اصل برابری انسانهاست.
طی قرنها، اروپای تکنواز دنيا را با لحن آمرانهٔ خود پر كرده بود و بخشی از بشريت مجبور بود فقط به «صدای اربابش» گوش كند.[۱]
گاه چنين به نظر میرسد كه نژادپرستی از ميان رفته است؛ ولی اين احساس نشاطانگيز و غيرواقعی نتيجهٔ توهمی است كه در اثر تحول اَشكالِ استثمار حاصل میشود.[۲]
حال اینکه در جهانبینی اسلامی با تبعيض نژادی مخالفت شده است. همهٔ انسانها از يک پدر و مادر آفريده شدهاند، همان طور كه خداوند متعال فرموده است:
◾️«هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها»[۳]
◽️ترجمه: «اوست آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد، و جفت وى را از آن پديد آورد.»
▪️پيامبر گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «الناس بنو آدم و آدم خلق من تراب.»[۴]
▫️ترجمه: «مردم فرزندان آدم هستند و آدم نیز از خاک است.»
▪️پيامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) میفرمايند: «وإن الله أوحى إلي أن تواضعوا حتى لا يفخر أحد على أحد، ولا يبغي أحد على أحد.»[۵]
▫️ترجمه: «خداوند به من وحی كرد كه فروتنی كنيد تا اينكه كسی بر ديگری فخر فروشی و تجاوز نكند.»
▪️سیدنا رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «ليس لعربي على عجمي فضل، ولا لعجمي على عربي فضل، ولا لأسود على أبيض ولا لأبيض على أسود فضل إلا بالتقوى.»[۶]
▫️ترجمه: «هیچ عربى را بر هیچ عجمى برترى نیست و هیچ عجمى را بر هیچ عربى و هیچ سياهی را بر هیچ سفيدی و هیچ سفيدی را بر هیچ سياهی، مگر به تقوا.»
◾️«وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَم.»[۷]
◽️ترجمه: «و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم.»
◾️«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير.»[۸]
◽️ترجمه: «اى مردم! ما شما را از مرد و زنى آفريديم، و شما را ملّت ملّت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت، ارجمندترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست. بیترديد، خداوند داناى آگاه است.»
📚پینوشتها:
[۱] نژادپرستی و فرهنگ، (چهار سخنرانی) ژاک رابه مانانژارا [و دیگران]، مترجم: منوچهر هزارخانی، (كتاب زمان، چاپ دوم، ۱۳۴۸)، ص ۳۱.
[۲] منبع قبل، ص ۵۶.
[۳] اعراف: ۱۸۹، همچنین [نک: نساء، ۱؛ انعام، ۹۸؛ زمر، ۶].
[۴] سنن أبی داود، ج ۴، ص ۳۳۱، ح ۵۱۱۶؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص ۷۳۴، ح ۳۹۵۵؛ السنن الكبرى للبيهقی، ج ۱۰، ص ۳۹۲، ح ۲۱۰۶۲: «حديث حَسَن».
[۵] صحيح مسلم، ج ۴، ص ۲۱۹۸، ح ۲۸۶۵: «حديث قدسی».
[۶] المعجم الكبير للطبرانی، ج ۱۸، ص ۱۲، ح ۱۶؛ اسناد آن ضعيف است، لیكن برای اين حديث شواهدی مقبولی وجود دارد؛ از جمله: حديث جابر بن عبدالله (رضی الله عنهما) كه از قول پيامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در حجة الوداع نقل نموده است. (امام احمد بن حنبل – رحمه الله- در مسندش، اين حديث را روايت كرده اس. رجال آن از رجال ثقه هستند.) (نک: مجمع الزوائد – الهيثمی، ج ۳، ص ۲۶۶، ح ۵۶۲۲).
[۷] اسراء: ۷۰.
[۸] حجرات: ۱۳.
bit.ly/3diVjvE
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 #سلسله_کلیپهای_سفر_یقین - قسمت ٧
🔖عنوان: الحاد و جهان بوزینهها !
♦️ الحاد اساس تمامی جنایات و تجاوزهاست و اخلاق نزد شخص ملحد مفهومی ندارد.
در این قسمت خواهید دید:
🔸برتری سفید پوست بر سیاه پوست از دیدگاه داروینیسم
🔸داروینیسم و نسل کشی نژادهای بشری
🔸داروینیسم و عقیم سازی اجباری
🔸داروینیسم و باغ وحش انسانی
🔸داروینیسم و شعلههای جنگ جهانی
🎙دکتر ایاد قنیبی
📝ترجمه و زیرنویس توسط: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔖عنوان: الحاد و جهان بوزینهها !
♦️ الحاد اساس تمامی جنایات و تجاوزهاست و اخلاق نزد شخص ملحد مفهومی ندارد.
در این قسمت خواهید دید:
🔸برتری سفید پوست بر سیاه پوست از دیدگاه داروینیسم
🔸داروینیسم و نسل کشی نژادهای بشری
🔸داروینیسم و عقیم سازی اجباری
🔸داروینیسم و باغ وحش انسانی
🔸داروینیسم و شعلههای جنگ جهانی
🎙دکتر ایاد قنیبی
📝ترجمه و زیرنویس توسط: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
#سلسله_مطالب_مربوط_به_قتل_ناموسی (بخش پنجم)
🔸برخی از محرومیتهای حقوقی قاتل❗️
اگر شخصی سهوا یا عمدا مرتکب قتل شود، از برخی حقوق منع میشود؛ از جمله اینکه از #ارث و #دیهٔ مقتول محروم میشود.
◾️پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «القاتل لایرث.» [۱]
◽️ ترجمه: «قاتل چیزی [از مقتول] به ارث نمیبرد.»
▫️جابر بن زید (رحمه الله) میگوید: «هر مردی که مرد یا زن دیگری را به عمد یا خطا به قتل برساند که از وراث او باشد، در این حالت از آنها ارثی نمیبرد. و هر زنی که مرد یا زن دیگری را عمداً یا سهواً به قتل برساند، از آنها ارث نمیبرد؛ هر چند قتل عمدی باشد که موجب قصاص است. حتی در صورتی هم که اولیاء دم قاتل را عفو کنند، از خونبها و اموال مقتول به قاتل ارثی داده نمیشود. به این حکم، عمر بن خطاب (رضی الله عنه)، علی بن ابی طالب (رضی الله عنه)، قاضی شریح (رحمه الله) و دیگر قاضیان مسلمان حکم دادهاند.» [۲]
▫️امام شوکانی (رحمه الله) میگوید: «قاتل ارث نمیبرد، فرقی نمیکند قتل عمدی یا به خطا باشد. شافعی، ابوحنیفه و اصحابش و بیشتر علماء بر این رأی رفته و گفتهاند: «قاتل از مال و دیه چیزی به ارث نمیبرد.» مالک بن انس، نخعی و هادویه (زیدیه) گفتهاند: «قاتل مرتکب قتل خطا شود، از مال مقتول ارث میبرد؛ لیکن از دیه ارثی نمیبرد. پوشیده نیست که تخصیص جز با دلیل مقبول نیست.» [۳]
▫️امام ابن قدامه (رحمه الله) میگوید: «اهل علم اجماع دارند بر اینکه قاتلی که مرتکب قتل عمد شده باشد، از مقتول چیزی را به ارث نمیبرد.» [۴]
📝با این توضیحات، والدینی که فرزند خود را عمداً به قتل رسانده باشند؛ از او چیزی به ارث نخواهند برد و این دیدگاه تمام فقهاء میباشد.
آیا فرزندکشی تعمدی مجازات کیفری دارد❓
در بخشهای قبلی مستنداً بیان کردیم که فرزندکشی در شریعت اسلام #حرام است و در خصوص مجازات آن با قصاص، بین فقهای اسلامی اختلاف میباشد که در حکومت اسلامی جهت رفع اختلاف در این مسئله، به حکمِ حاکم باتوجه به مصلحت اسلام و مسلمین رجوع میشود.
اگر چه بنابه دیدگاه بسیاری از علماء، در قتل فرزند توسط والدین، حدِّ قصاص جاری نمیشود؛ لیکن این بدین معنا نیست که «تعزیر» نداشته باشد. معنای «تعزیر»، تأدیب است. حقوق اسلامی برای هیچ یک از جرایم تعزیری، بطور خاص، مجازاتی تعیین نکرده است؛ بلکه به تعیین مجموعهای از مجازاتهای تعزیری – که از مرحلهٔ خفیفتر شروع و به شدیدترین آنها منتهی میگردد– اکتفا کرده و قاضی را مخیّر گذاشته است تا برای هر جرمی، مجازات یا مجازاتهایی متناسب با جرم و وضعیت مجرم انتخاب کند.
🔸 برخلاف جرایم حدود و جرایم قصاص و دیه، جرایم تعزیری نامحدود هستند. اسلام برخی از آنها را مشمول حکم قرار داده است که همیشه و هر زمان جرم هستند؛ مانند: ربا، خیانت در امانت، فحاشی و رشا و برخی دیگر را به اختیار حکومتها گذاشته است که بخش بزرگی از جرایم تعزیری از این قبیل هستند. در عین حال در تعیین جرایم تعزیری به حکومتها آزادی کامل نداده؛ بلکه آنها را مکلف کرده است که حرمت عملی را به اقتضای حال و انتظام جامعه و دفاع از مصالح و نظم عمومی آن اعلام کنند؛ دیگر آنکه، حرمت آن عمل با احکام شرع و قواعد کلی آن مخالف نباشد.
«مقصود اسلام از اعطای حقِ قانونگذاری در این چارچوب، این است که اولیای امور بتوانند جامعه را اداره و بهطور صحیح، از منافع و مصالح جامعه محافظت کنند و در برابر مسائل مستحدثه پاسخگو باشند.» [۵]
علماء فرمودهاند: «دستهای از مجازاتها تحت عنوان «تعزیرات» در شریعت از آن اسم برده شده است. در مواردی که شریعت برای آنها حدود (مجازات معین) و کفاره تعیین نکرده باشد، این تعزیرات، جنبهٔ تأدیب، اصلاح و نیز بازداری از گناه دارند.» [۶]
ادامه ...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔸برخی از محرومیتهای حقوقی قاتل❗️
اگر شخصی سهوا یا عمدا مرتکب قتل شود، از برخی حقوق منع میشود؛ از جمله اینکه از #ارث و #دیهٔ مقتول محروم میشود.
◾️پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «القاتل لایرث.» [۱]
◽️ ترجمه: «قاتل چیزی [از مقتول] به ارث نمیبرد.»
▫️جابر بن زید (رحمه الله) میگوید: «هر مردی که مرد یا زن دیگری را به عمد یا خطا به قتل برساند که از وراث او باشد، در این حالت از آنها ارثی نمیبرد. و هر زنی که مرد یا زن دیگری را عمداً یا سهواً به قتل برساند، از آنها ارث نمیبرد؛ هر چند قتل عمدی باشد که موجب قصاص است. حتی در صورتی هم که اولیاء دم قاتل را عفو کنند، از خونبها و اموال مقتول به قاتل ارثی داده نمیشود. به این حکم، عمر بن خطاب (رضی الله عنه)، علی بن ابی طالب (رضی الله عنه)، قاضی شریح (رحمه الله) و دیگر قاضیان مسلمان حکم دادهاند.» [۲]
▫️امام شوکانی (رحمه الله) میگوید: «قاتل ارث نمیبرد، فرقی نمیکند قتل عمدی یا به خطا باشد. شافعی، ابوحنیفه و اصحابش و بیشتر علماء بر این رأی رفته و گفتهاند: «قاتل از مال و دیه چیزی به ارث نمیبرد.» مالک بن انس، نخعی و هادویه (زیدیه) گفتهاند: «قاتل مرتکب قتل خطا شود، از مال مقتول ارث میبرد؛ لیکن از دیه ارثی نمیبرد. پوشیده نیست که تخصیص جز با دلیل مقبول نیست.» [۳]
▫️امام ابن قدامه (رحمه الله) میگوید: «اهل علم اجماع دارند بر اینکه قاتلی که مرتکب قتل عمد شده باشد، از مقتول چیزی را به ارث نمیبرد.» [۴]
📝با این توضیحات، والدینی که فرزند خود را عمداً به قتل رسانده باشند؛ از او چیزی به ارث نخواهند برد و این دیدگاه تمام فقهاء میباشد.
آیا فرزندکشی تعمدی مجازات کیفری دارد❓
در بخشهای قبلی مستنداً بیان کردیم که فرزندکشی در شریعت اسلام #حرام است و در خصوص مجازات آن با قصاص، بین فقهای اسلامی اختلاف میباشد که در حکومت اسلامی جهت رفع اختلاف در این مسئله، به حکمِ حاکم باتوجه به مصلحت اسلام و مسلمین رجوع میشود.
اگر چه بنابه دیدگاه بسیاری از علماء، در قتل فرزند توسط والدین، حدِّ قصاص جاری نمیشود؛ لیکن این بدین معنا نیست که «تعزیر» نداشته باشد. معنای «تعزیر»، تأدیب است. حقوق اسلامی برای هیچ یک از جرایم تعزیری، بطور خاص، مجازاتی تعیین نکرده است؛ بلکه به تعیین مجموعهای از مجازاتهای تعزیری – که از مرحلهٔ خفیفتر شروع و به شدیدترین آنها منتهی میگردد– اکتفا کرده و قاضی را مخیّر گذاشته است تا برای هر جرمی، مجازات یا مجازاتهایی متناسب با جرم و وضعیت مجرم انتخاب کند.
🔸 برخلاف جرایم حدود و جرایم قصاص و دیه، جرایم تعزیری نامحدود هستند. اسلام برخی از آنها را مشمول حکم قرار داده است که همیشه و هر زمان جرم هستند؛ مانند: ربا، خیانت در امانت، فحاشی و رشا و برخی دیگر را به اختیار حکومتها گذاشته است که بخش بزرگی از جرایم تعزیری از این قبیل هستند. در عین حال در تعیین جرایم تعزیری به حکومتها آزادی کامل نداده؛ بلکه آنها را مکلف کرده است که حرمت عملی را به اقتضای حال و انتظام جامعه و دفاع از مصالح و نظم عمومی آن اعلام کنند؛ دیگر آنکه، حرمت آن عمل با احکام شرع و قواعد کلی آن مخالف نباشد.
«مقصود اسلام از اعطای حقِ قانونگذاری در این چارچوب، این است که اولیای امور بتوانند جامعه را اداره و بهطور صحیح، از منافع و مصالح جامعه محافظت کنند و در برابر مسائل مستحدثه پاسخگو باشند.» [۵]
علماء فرمودهاند: «دستهای از مجازاتها تحت عنوان «تعزیرات» در شریعت از آن اسم برده شده است. در مواردی که شریعت برای آنها حدود (مجازات معین) و کفاره تعیین نکرده باشد، این تعزیرات، جنبهٔ تأدیب، اصلاح و نیز بازداری از گناه دارند.» [۶]
ادامه ...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔻برخی از مهمترین خصوصیات تعزیر به قرار ذیل هستند:
🔹 حکم اجرای تعزیر به حاکم یا نائب او تفویض (واگذار) میشود. [۷]
🔹 اصل این است که تعزیر، در مقابل انجام دادن فعل حرام و ترک واجب است، در این مورد فقهاء اتفاق نظر دارند. [۸]
🔹تعزیراتی که به حق الله برمیگردد، فقهاء در آنها اختلاف کردهاند. مالکیه گویند: «مجازات تعزیری که حق الله محسوب میشوند؛ مانند: حدود، [اجرای آن] واجب است؛ مگر اینکه بر ظنِّ حاکم غالب آید که غیر ضرب (زدن)، مصلحت در ملامت و سرزنش باشد.» حنفیه و حنابله معتقدند: «اگر نصی از شارع مقدس بر تعزیر وارد شده باشد، در این حالت [تعزیر] واجب میشود؛ در غیرِ اینصورت، بر حسب مصلحت و حصول پیشگیرانه بوسیلهٔ تعزیر یا بدون آن، برای حاکم جایز است که آن را اجرا نماید یا گذشت کند.» همچنین شافعیه گویند: «مجازات تعزیری واجب نیست و بر امام [اختیار] است که خواه اجرا کند یا خواه آن را ترک نماید.» [۹]
📝 خلاصه اینکه نزد جمهور فقهاء اعم از حنفیه، مالکیه و حنابله، تعزیری که شریعت بدان تصریح نموده باشد، بر ولیّ امر اجرای آن واجب است؛ لیکن نزد شافعیه اجرای آن واجب نیست، بلکه اختیاری و مبتنی بر مصلحت میباشد.
▫️دکتر وهبة زحیلی (رحمه الله) میگوید:
«هرگاه ولیّ مقتول به طور کامل از قاتل متعمد گذشت کند، عفو صحیح است؛ لیکن نزد حنفیه و مالکیه، حق سلطان در عقوبت تعزیری او باقی است، چونکه قصاص مبتنی بر دو حق است: حق الله (یا حق اجتماع یا حق عموم) و حق کسی که بر او جنایت شده است. و مالکیه نوع تعزیر را مشخص کردهاند و گفتهاند: «هرگاه ولیّ دم از قاتل گذشت کند، حق سلطان باقی است؛ پس او را صد تازیانه بزند و یک سال هم زندانی کند. (این حبس تعزیری به سبب جنایتی است که قاتل متعمد مرتکب آن شده است و فقهای اسلامی آن را جزو صلاحیتهای ولیّ امر قرار دادهاند). در مقابل شافعیه و حنابله گفتهاند: «هرگاه از قاتل متعمد کاملاً گذشت شود، عفو صحیح است و عقوبت دیگری واجب نیست. [علامه] ماوردی گوید: «دیدگاه اظهر (صحیحتر) این است که بعد از عفو از حد، ولیّ امر باید تعزیر نماید؛ چونکه متناسب با حقوق و مصلحت عمومی است.» [۱۰]
📢خوانندگان گرامی! منتظر ادامه #سلسله_مطالب_مربوط_به_قتل_ناموسی باشید.
📚پینوشتها:
[۱] سنن الترمذی، ج۴، ص۴۲۵ ح۲۱۰۹؛ سنن ابن ماجه، ج۲، ص۹۱۳ ح۲۷۳۵؛ السنن الكبرى للبيهقی، ج۶، ص۳۶۱ ح۱۲۲۴۳.
[۲] السنن الكبرى للبيهقی، ج۶، ص۳۶۲ ح۱۲۲۴۷؛ تحفة الأحوذی، المبارکفوری، ج۶، ص۲۴۳.
[۳] نیل الاوطار، الشوکانی، ج۶، ص۹۱.
[۴] المغنی لابن قدامة، ج۶، ص۳۶۴.
[۵] بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی، عبدالقادر عوده، ترجمه حسن فرهودینیا، (تهران: شرکت بین المللی پژوهش و نشر یادآوران، ۱۳۸۹)، ج۱، ص۹۲.
[۶] نک: الأحكام السلطانية، الماوردی، ص۳۴۴؛ تبصرة الحكام، ابن فرحون، ج۲، ص۲۸۸؛ معين الحكام، الطرابلسی، ص۱۹۴.
[۷] نک: رد المحتار على الدر المختار، ابن عابدین، ج۴، ص۱۵و۷۴؛ روضة الطالبين وعمدة المفتين، النووی، ج۱۰، ص۱۷۵؛ الموسوعة الفقهية الكويتية، ج۱۲، ص۲۶۱.
[۸] نک: بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی، عبدالقادر عوده، ترجمه حسن فرهودینیا، ج۱، ص۱۰۲؛ بدائع الصنائع، الكاسانی، ج۷، ص۶۳؛ الإقناع فی فقه الإمام أحمد بن حنبل، الحجاوی المقدسی، ج۴، ص۲۷۰و۲۷۱.
[۹] نک: الموسوعة الفقهية الكويتية، ج۱۲، ص۲۶۱.
[۱۰] الفقه الاسلامی و أدلته، الزحیلی، ج۷، ص۵۶۹۵.
bit.ly/2Mq0gaj
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔹 حکم اجرای تعزیر به حاکم یا نائب او تفویض (واگذار) میشود. [۷]
🔹 اصل این است که تعزیر، در مقابل انجام دادن فعل حرام و ترک واجب است، در این مورد فقهاء اتفاق نظر دارند. [۸]
🔹تعزیراتی که به حق الله برمیگردد، فقهاء در آنها اختلاف کردهاند. مالکیه گویند: «مجازات تعزیری که حق الله محسوب میشوند؛ مانند: حدود، [اجرای آن] واجب است؛ مگر اینکه بر ظنِّ حاکم غالب آید که غیر ضرب (زدن)، مصلحت در ملامت و سرزنش باشد.» حنفیه و حنابله معتقدند: «اگر نصی از شارع مقدس بر تعزیر وارد شده باشد، در این حالت [تعزیر] واجب میشود؛ در غیرِ اینصورت، بر حسب مصلحت و حصول پیشگیرانه بوسیلهٔ تعزیر یا بدون آن، برای حاکم جایز است که آن را اجرا نماید یا گذشت کند.» همچنین شافعیه گویند: «مجازات تعزیری واجب نیست و بر امام [اختیار] است که خواه اجرا کند یا خواه آن را ترک نماید.» [۹]
📝 خلاصه اینکه نزد جمهور فقهاء اعم از حنفیه، مالکیه و حنابله، تعزیری که شریعت بدان تصریح نموده باشد، بر ولیّ امر اجرای آن واجب است؛ لیکن نزد شافعیه اجرای آن واجب نیست، بلکه اختیاری و مبتنی بر مصلحت میباشد.
▫️دکتر وهبة زحیلی (رحمه الله) میگوید:
«هرگاه ولیّ مقتول به طور کامل از قاتل متعمد گذشت کند، عفو صحیح است؛ لیکن نزد حنفیه و مالکیه، حق سلطان در عقوبت تعزیری او باقی است، چونکه قصاص مبتنی بر دو حق است: حق الله (یا حق اجتماع یا حق عموم) و حق کسی که بر او جنایت شده است. و مالکیه نوع تعزیر را مشخص کردهاند و گفتهاند: «هرگاه ولیّ دم از قاتل گذشت کند، حق سلطان باقی است؛ پس او را صد تازیانه بزند و یک سال هم زندانی کند. (این حبس تعزیری به سبب جنایتی است که قاتل متعمد مرتکب آن شده است و فقهای اسلامی آن را جزو صلاحیتهای ولیّ امر قرار دادهاند). در مقابل شافعیه و حنابله گفتهاند: «هرگاه از قاتل متعمد کاملاً گذشت شود، عفو صحیح است و عقوبت دیگری واجب نیست. [علامه] ماوردی گوید: «دیدگاه اظهر (صحیحتر) این است که بعد از عفو از حد، ولیّ امر باید تعزیر نماید؛ چونکه متناسب با حقوق و مصلحت عمومی است.» [۱۰]
📢خوانندگان گرامی! منتظر ادامه #سلسله_مطالب_مربوط_به_قتل_ناموسی باشید.
📚پینوشتها:
[۱] سنن الترمذی، ج۴، ص۴۲۵ ح۲۱۰۹؛ سنن ابن ماجه، ج۲، ص۹۱۳ ح۲۷۳۵؛ السنن الكبرى للبيهقی، ج۶، ص۳۶۱ ح۱۲۲۴۳.
[۲] السنن الكبرى للبيهقی، ج۶، ص۳۶۲ ح۱۲۲۴۷؛ تحفة الأحوذی، المبارکفوری، ج۶، ص۲۴۳.
[۳] نیل الاوطار، الشوکانی، ج۶، ص۹۱.
[۴] المغنی لابن قدامة، ج۶، ص۳۶۴.
[۵] بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی، عبدالقادر عوده، ترجمه حسن فرهودینیا، (تهران: شرکت بین المللی پژوهش و نشر یادآوران، ۱۳۸۹)، ج۱، ص۹۲.
[۶] نک: الأحكام السلطانية، الماوردی، ص۳۴۴؛ تبصرة الحكام، ابن فرحون، ج۲، ص۲۸۸؛ معين الحكام، الطرابلسی، ص۱۹۴.
[۷] نک: رد المحتار على الدر المختار، ابن عابدین، ج۴، ص۱۵و۷۴؛ روضة الطالبين وعمدة المفتين، النووی، ج۱۰، ص۱۷۵؛ الموسوعة الفقهية الكويتية، ج۱۲، ص۲۶۱.
[۸] نک: بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی، عبدالقادر عوده، ترجمه حسن فرهودینیا، ج۱، ص۱۰۲؛ بدائع الصنائع، الكاسانی، ج۷، ص۶۳؛ الإقناع فی فقه الإمام أحمد بن حنبل، الحجاوی المقدسی، ج۴، ص۲۷۰و۲۷۱.
[۹] نک: الموسوعة الفقهية الكويتية، ج۱۲، ص۲۶۱.
[۱۰] الفقه الاسلامی و أدلته، الزحیلی، ج۷، ص۵۶۹۵.
bit.ly/2Mq0gaj
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)