خون انس الشریف فریادی علیه سفاکی صهیونیسم
در میانه آوار و خون، زمانی که صداها خاموش میشدند، انس الشریف، خبرنگار شجاع الجزیره، آخرین تصویرهای حقیقت را از غزه مخابره میکرد. اما رژیم سفاک و جانی صهیونیستی که از رسوایی حقیقت به وحشت افتاده بود، دوربینش را با گلوله خاموش کرد و او را در حالی که فریاد مظلومیت مردم را ثبت میکرد، به شهادت رساند.
این رژیم جانی، که حتی از کشتن کودکان در آغوش مادرانشان لذت میبرد، نشان داد برای خاموشکردن حقیقت، به جان خبرنگاران هم رحم نمیکند. خون گرم انس الشریف بر خاک داغ غزه جاری شد تا سندی ابدی بر وحشیگری و بزدلی اشغالگران باشد.
اللّه سبحانه و تعالی او را در زمره شهدای راستین بپذیرد و خونش لرزهای تا ابد بر اندام دشمنان اسلام بیفکند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
در میانه آوار و خون، زمانی که صداها خاموش میشدند، انس الشریف، خبرنگار شجاع الجزیره، آخرین تصویرهای حقیقت را از غزه مخابره میکرد. اما رژیم سفاک و جانی صهیونیستی که از رسوایی حقیقت به وحشت افتاده بود، دوربینش را با گلوله خاموش کرد و او را در حالی که فریاد مظلومیت مردم را ثبت میکرد، به شهادت رساند.
این رژیم جانی، که حتی از کشتن کودکان در آغوش مادرانشان لذت میبرد، نشان داد برای خاموشکردن حقیقت، به جان خبرنگاران هم رحم نمیکند. خون گرم انس الشریف بر خاک داغ غزه جاری شد تا سندی ابدی بر وحشیگری و بزدلی اشغالگران باشد.
اللّه سبحانه و تعالی او را در زمره شهدای راستین بپذیرد و خونش لرزهای تا ابد بر اندام دشمنان اسلام بیفکند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤247👍24🔥15👎3
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۱
#فیمنیسم
بخش۱
فمینیسم رادیکال و نفرتپراکنی جنسیتی علیه مردان
از دهه ۱۹۷۰ میلادی، شاخهای از جنبش فمینیستی که به «فمینیسم رادیکال» شهرت یافته، مسیر خود را از ادعای «برابری فرصتها» به سمت «جنگ جنسیتی» تغییر داد. این جریان، مردان را به مثابه «طبقه ستمگر» و زنان را به منزله «طبقه قربانی» معرفی کرد؛ روایتی که نه بر دادههای بیطرف، بلکه بر برداشتهای ایدئولوژیک و گزینشی استوار است.
تحریف آمارها و ایجاد دشمنی جنسیتی
کریستینا هاف سامرز، فیلسوف و پژوهشگر آمریکایی، در کتاب Who Stole Feminism? (۱۹۹۴) با بررسی دقیق اسناد رسمی FBI و وزارت دادگستری آمریکا، نشان میدهد که ادعای «یک زن از هر چهار زن در دانشگاه مورد تجاوز قرار میگیرد» که توسط فمینیستهای رادیکال ترویج میشد، بر اساس تحقیقی با روششناسی معیوب بوده است. او مینویسد:
تبعیض نهادینه علیه پسران در نظام آموزشی
در کتاب The War Against Boys (۲۰۰۰، ویرایش دوم ۲۰۱۳)، سامرز با استناد به گزارشهای رسمی وزارت آموزش آمریکا نشان میدهد که:
۵۸٪ از دانشجویان کارشناسی در سال ۲۰۱۲ دختران بودند.
پسران ۷۰٪ از دانشآموزان کلاسهای ویژه (برای کودکان با مشکلات یادگیری) را تشکیل میدادند.
احتمال تشخیص ADHD در پسران دو برابر دختران بود
او استدلال میکند که این آمار نه نتیجه «برتری ذاتی دختران»، بلکه محصول بازطراحی نظام آموزشی بر اساس «سبک یادگیری دخترانه» است:
مطالعه مؤسسه بروکینگز (۲۰۱۹) با عنوان The Marriage Gap نشان میدهد که:
نرخ ازدواج در آمریکا از ۷۲٪ در ۱۹۶۰ به ۵۰٪ در ۲۰۱۸ کاهش یافته است.
۴۱٪ از کودکان آمریکایی خارج از چارچوب ازدواج متولد میشوند.
مردان با تحصیلات کمتر از دیپلم، ۵۰٪ کمتر از نسلهای قبلی ازدواج میکنند.
گزارش این کاهش را به «بیاعتمادی فزاینده بین جنسها» و «ترس مردان از قوانین طلاق یکجانبه» نسبت میدهد (Sawhill & Venator, 2019, pp. 8-12)[3].
شواهد از مردستیزی در قوانین و سیاستها
وارن فارل در کتاب The Myth of Male Power (۱۹۹۳) با ارائه آمار رسمی نشان میدهد:
۹۳٪ از کشتهشدگان در محل کار مردان هستند.
۹۷٪ از کشتهشدگان جنگی مردان هستند.
مردان به طور متوسط ۵ سال کمتر از زنان عمر میکنند.
با این حال، ۹۹٪ از بودجه تحقیقات سرطان جنسیتی صرف سرطانهای زنانه میشود
فارل مینویسد:
دکتر هلن اسمیت در کتاب Men on Strike (۲۰۱۳) به بررسی پدیده «اعتصاب مردان» میپردازد - کنارهگیری فزاینده مردان از ازدواج، دانشگاه و مشارکت اجتماعی. او با مصاحبه با صدها مرد آمریکایی نشان میدهد:
۷۰٪ از مردان جوان معتقدند «ازدواج ریسک مالی غیرقابل توجیه» است.
۶۲٪ از ترس اتهامات جنسی از روابط عاطفی در محل کار اجتناب میکنند.
۸۵٪ احساس میکنند در رسانهها و تبلیغات «احمق» یا «شرور» نشان داده میشوند.
اسمیت نتیجه میگیرد:
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
#نقدـشماره۱
#فیمنیسم
بخش۱
فمینیسم رادیکال و نفرتپراکنی جنسیتی علیه مردان
از دهه ۱۹۷۰ میلادی، شاخهای از جنبش فمینیستی که به «فمینیسم رادیکال» شهرت یافته، مسیر خود را از ادعای «برابری فرصتها» به سمت «جنگ جنسیتی» تغییر داد. این جریان، مردان را به مثابه «طبقه ستمگر» و زنان را به منزله «طبقه قربانی» معرفی کرد؛ روایتی که نه بر دادههای بیطرف، بلکه بر برداشتهای ایدئولوژیک و گزینشی استوار است.
تحریف آمارها و ایجاد دشمنی جنسیتی
کریستینا هاف سامرز، فیلسوف و پژوهشگر آمریکایی، در کتاب Who Stole Feminism? (۱۹۹۴) با بررسی دقیق اسناد رسمی FBI و وزارت دادگستری آمریکا، نشان میدهد که ادعای «یک زن از هر چهار زن در دانشگاه مورد تجاوز قرار میگیرد» که توسط فمینیستهای رادیکال ترویج میشد، بر اساس تحقیقی با روششناسی معیوب بوده است. او مینویسد:
«وقتی محققان مستقل همان دادهها را بررسی کردند، نرخ واقعی را کمتر از ۳ درصد یافتند - تفاوتی هشت برابری که نشان از دستکاری عمدی آمار دارد» (Sommers, 1994, pp. 209-213)[1].سامرز همچنین افشا میکند که شعار «Super Bowl Sunday بدترین روز خشونت خانگی علیه زنان است» که در رسانههای آمریکا پخش شد، کاملاً ساختگی بوده و هیچ پایه آماری نداشته است (pp. 188-192)[1].
تبعیض نهادینه علیه پسران در نظام آموزشی
در کتاب The War Against Boys (۲۰۰۰، ویرایش دوم ۲۰۱۳)، سامرز با استناد به گزارشهای رسمی وزارت آموزش آمریکا نشان میدهد که:
۵۸٪ از دانشجویان کارشناسی در سال ۲۰۱۲ دختران بودند.
پسران ۷۰٪ از دانشآموزان کلاسهای ویژه (برای کودکان با مشکلات یادگیری) را تشکیل میدادند.
احتمال تشخیص ADHD در پسران دو برابر دختران بود
او استدلال میکند که این آمار نه نتیجه «برتری ذاتی دختران»، بلکه محصول بازطراحی نظام آموزشی بر اساس «سبک یادگیری دخترانه» است:
«معلمان آموزش دیدهاند که رفتارهای طبیعی پسرانه مثل رقابتجویی و پرتحرکی را ‘سمّی’ و ‘خشن’ بدانند. نتیجه: میلیونها پسر با داروهای روانگردان آرام میشوند تا در کلاسهایی که برای دختران طراحی شده، بنشینند» (Sommers, 2013, pp. 19-21)[2].پیامدهای اجتماعی: فروپاشی خانواده
مطالعه مؤسسه بروکینگز (۲۰۱۹) با عنوان The Marriage Gap نشان میدهد که:
نرخ ازدواج در آمریکا از ۷۲٪ در ۱۹۶۰ به ۵۰٪ در ۲۰۱۸ کاهش یافته است.
۴۱٪ از کودکان آمریکایی خارج از چارچوب ازدواج متولد میشوند.
مردان با تحصیلات کمتر از دیپلم، ۵۰٪ کمتر از نسلهای قبلی ازدواج میکنند.
گزارش این کاهش را به «بیاعتمادی فزاینده بین جنسها» و «ترس مردان از قوانین طلاق یکجانبه» نسبت میدهد (Sawhill & Venator, 2019, pp. 8-12)[3].
شواهد از مردستیزی در قوانین و سیاستها
وارن فارل در کتاب The Myth of Male Power (۱۹۹۳) با ارائه آمار رسمی نشان میدهد:
۹۳٪ از کشتهشدگان در محل کار مردان هستند.
۹۷٪ از کشتهشدگان جنگی مردان هستند.
مردان به طور متوسط ۵ سال کمتر از زنان عمر میکنند.
با این حال، ۹۹٪ از بودجه تحقیقات سرطان جنسیتی صرف سرطانهای زنانه میشود
فارل مینویسد:
«جامعهای که مردان را مجبور به پذیرش مشاغل خطرناک میکند، سپس آنها را ‘ستمگر’ میخواند، در واقع خود ستمگر است» (Farrell, 1993, p. 105)[4].گسترش مردستیزی در فرهنگ عامه
دکتر هلن اسمیت در کتاب Men on Strike (۲۰۱۳) به بررسی پدیده «اعتصاب مردان» میپردازد - کنارهگیری فزاینده مردان از ازدواج، دانشگاه و مشارکت اجتماعی. او با مصاحبه با صدها مرد آمریکایی نشان میدهد:
۷۰٪ از مردان جوان معتقدند «ازدواج ریسک مالی غیرقابل توجیه» است.
۶۲٪ از ترس اتهامات جنسی از روابط عاطفی در محل کار اجتناب میکنند.
۸۵٪ احساس میکنند در رسانهها و تبلیغات «احمق» یا «شرور» نشان داده میشوند.
اسمیت نتیجه میگیرد:
«وقتی جامعهای یک جنس را مدام تحقیر و تهدید کند، نباید از کنارهگیری آنها تعجب کند» (Smith, 2013, p. 8)[5].
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤43👍8
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۱
#فیمنیسم
بخش۲
تأثیر بر سلامت روان مردان:
گزارش انجمن روانشناسی آمریکا (APA) در سال ۲۰۱۸ نشان میدهد:
نرخ خودکشی مردان ۳.۵ برابر زنان است
۷۵٪ از بیخانمانها مرد هستند
مردان ۴۰٪ کمتر از زنان برای مشکلات روانی کمک میطلبند
دلیل؟ به گفته گزارش: «مردان احساس میکنند جامعه آنها را ‘مشکل’ میبیند، نه افرادی که نیاز به کمک دارند» (APA, 2018, p. 23)[6].
راهحل: بازگشت به عدالت واقعی
دکتر جردن پیترسون، روانشناس کانادایی، در کتاب 12 Rules for Life (۲۰۱۸) مینویسد:
فمینیسم رادیکال با ترویج نفرت جنسیتی، نه تنها به اهداف اعلامی خود (برابری و عدالت) نرسیده، بلکه موجب:
۱: افزایش نرخ طلاق و تجرد
۲: محرومیت تحصیلی پسران
۳: کاهش نرخ باروری در جوامع غربی
۴: افزایش افسردگی و اضطراب در هر دو جنس
۵: فروپاشی اعتماد متقابل بین زنان و مردان
شده است.
راهحل:
بازگشت به رویکردی است که:
۱: زن و مرد را مکمل یکدیگر میبیند، نه رقیب
۲: به کرامت ذاتی هر دو جنس احترام میگذارد
۳: بر همکاری و احترام متقابل تأکید دارد، نه تضاد و دشمنی
📚منابع:
[1]: Sommers, Christina Hoff. Who Stole Feminism? How Women Have Betrayed Women. New York: Simon & Schuster, 1994.
[2]: Sommers, Christina Hoff. The War Against Boys: How Misguided Policies Are Harming Our Young Men. Revised Edition. New York: Simon & Schuster, 2013.
[3]: Sawhill, Isabel & Joanna Venator. The Marriage Gap: The Impact of Economic and Technological Change on Marriage Rates. Washington, DC: Brookings Institution, 2019.
[4]: Farrell, Warren. The Myth of Male Power. New York: Simon & Schuster, 1993.
[5]: Smith, Helen. Men on Strike: Why Men Are Boycotting Marriage, Fatherhood, and the American Dream. New York: Encounter Books, 2013.
[6]: American Psychological Association. APA Guidelines for Psychological Practice with Boys and Men. Washington, DC: APA, 2018.
[7]: Peterson, Jordan B. 12 Rules for Life: An Antidote to Chaos. Toronto: Random House Canada, 2018.
[8]: Paglia, Camille. "A Feminist Defense of Masculine Virtues." Wall Street Journal, December 28, 2013.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
#نقدـشماره۱
#فیمنیسم
بخش۲
تأثیر بر سلامت روان مردان:
گزارش انجمن روانشناسی آمریکا (APA) در سال ۲۰۱۸ نشان میدهد:
نرخ خودکشی مردان ۳.۵ برابر زنان است
۷۵٪ از بیخانمانها مرد هستند
مردان ۴۰٪ کمتر از زنان برای مشکلات روانی کمک میطلبند
دلیل؟ به گفته گزارش: «مردان احساس میکنند جامعه آنها را ‘مشکل’ میبیند، نه افرادی که نیاز به کمک دارند» (APA, 2018, p. 23)[6].
راهحل: بازگشت به عدالت واقعی
دکتر جردن پیترسون، روانشناس کانادایی، در کتاب 12 Rules for Life (۲۰۱۸) مینویسد:
«جنگ جنسیتی فقط بازنده تولید میکند. مردان و زنان برای تکمیل یکدیگر آفریده شدهاند، نه رقابت. هر تلاشی برای حذف یا تحقیر یک جنس، به ضرر هر دو جنس است» (Peterson, 2018, p. 303)[7].کامیل پالیا، فمینیست و منتقد فرهنگی، در مقالهای در Wall Street Journal (۲۰۱۳) هشدار میدهد:
«فمینیسم مدرن با شیطانسازی از مردان، در حال نابودی خودش است. زنان قوی به مردان قوی نیاز دارند، نه بردههای مطیع» (Paglia, 2013)[8].نتیجهگیری:
فمینیسم رادیکال با ترویج نفرت جنسیتی، نه تنها به اهداف اعلامی خود (برابری و عدالت) نرسیده، بلکه موجب:
۱: افزایش نرخ طلاق و تجرد
۲: محرومیت تحصیلی پسران
۳: کاهش نرخ باروری در جوامع غربی
۴: افزایش افسردگی و اضطراب در هر دو جنس
۵: فروپاشی اعتماد متقابل بین زنان و مردان
شده است.
راهحل:
بازگشت به رویکردی است که:
۱: زن و مرد را مکمل یکدیگر میبیند، نه رقیب
۲: به کرامت ذاتی هر دو جنس احترام میگذارد
۳: بر همکاری و احترام متقابل تأکید دارد، نه تضاد و دشمنی
📚منابع:
[1]: Sommers, Christina Hoff. Who Stole Feminism? How Women Have Betrayed Women. New York: Simon & Schuster, 1994.
[2]: Sommers, Christina Hoff. The War Against Boys: How Misguided Policies Are Harming Our Young Men. Revised Edition. New York: Simon & Schuster, 2013.
[3]: Sawhill, Isabel & Joanna Venator. The Marriage Gap: The Impact of Economic and Technological Change on Marriage Rates. Washington, DC: Brookings Institution, 2019.
[4]: Farrell, Warren. The Myth of Male Power. New York: Simon & Schuster, 1993.
[5]: Smith, Helen. Men on Strike: Why Men Are Boycotting Marriage, Fatherhood, and the American Dream. New York: Encounter Books, 2013.
[6]: American Psychological Association. APA Guidelines for Psychological Practice with Boys and Men. Washington, DC: APA, 2018.
[7]: Peterson, Jordan B. 12 Rules for Life: An Antidote to Chaos. Toronto: Random House Canada, 2018.
[8]: Paglia, Camille. "A Feminist Defense of Masculine Virtues." Wall Street Journal, December 28, 2013.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤40👍12
🔴کریس ماینس، استاد فلسفه دانشگاه اوتراخت:
«اگر تصور کنیم که بومیان آمریکا (سرخ پوستان) و آفریقاییها انسانهای کاملی نبودند، ممکن است بدرفتاری با آنها و بهرهبرداری از بدن آنها و بهتاراجبردن ثروت و قطعکردن روابط خانوادگی آنان و از بینبردن خاطرات شخصیشان توجیه شود. اروپاییها مفهوم نژاد را برای توجیه بردهداری اختراع کردند و آن را علم نامیدند.»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
«اگر تصور کنیم که بومیان آمریکا (سرخ پوستان) و آفریقاییها انسانهای کاملی نبودند، ممکن است بدرفتاری با آنها و بهرهبرداری از بدن آنها و بهتاراجبردن ثروت و قطعکردن روابط خانوادگی آنان و از بینبردن خاطرات شخصیشان توجیه شود. اروپاییها مفهوم نژاد را برای توجیه بردهداری اختراع کردند و آن را علم نامیدند.»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤67👍23
آرتور کریستن سن میگوید:
📚پینوشتها:
[۱] غالب مسلمانان زرتشتیان را اهل کتاب نمیدانند.
[۲] آرتور کریستن سن، «ایران در زمان ساسانیان»، ص۲۰۸و۲۰۹.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
«گاهی اوقات شخص به فکر میافتد که چرا قسمت بیشتر اوستای ساسانی در ازمنه اسلامی نابود شده است. میدانیم که مسلمانان زرتشتیان را اهل کتاب میشمردهاند[۱] بنابراین نابودشدن کتب مقدس آن طایفه را نمیتوان به تعصب اسلامیان منسوب کرد و چنان که پیشتر دیدیم بیشتر قسمتهای اوستای ساسانی در قرن نهم میلادی هنوز موجود بوده و یا لااقل ترجمه پهلوی آنها با نظام تفسیر معروف «بزند» را در دست داشتهاند. مسلماً صعوبت زندگی مادی که در آن تاریخ گریبانگیر زرتشتیان شده بود مجال نمیداد که نسل بعد نسل این مجموعه بزرگ مقدس را رونویسی کنند.
قرائنی در دست داریم که از روی آن میتوان گفت شریعت زرتشتی در قرن نخست تسلط عرب تا حدی اصلاح شده و تغییر پیدا کرده است و زرتشتیان خود مایل بودند بعضی از افسانهها و اساطیر عامی و بعضی از اعتقاداتی را که در فصول اوستا ثبت شده بود حذف کنند.» [۲]
📚پینوشتها:
[۱] غالب مسلمانان زرتشتیان را اهل کتاب نمیدانند.
[۲] آرتور کریستن سن، «ایران در زمان ساسانیان»، ص۲۰۸و۲۰۹.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍44❤19
قتلعام خبرنگاران، جنایت آشکار رژیم صهیونیستی
از آغاز جنگ غزه تاکنون، رژیم صهیونیستی با بیرحمی بیسابقه، 269 خبرنگار را در غزه به شهادت رسانده است. مقایسه این فاجعه با دیگر نقاط جهان، عمق فاجعه را آشکار میکند: در همین بازه زمانی، تنها 6 خبرنگار در سودان، 5 خبرنگار در مکزیک و در جریان جنگ اوکراین و روسیه، فقط 4 خبرنگار جان خود را از دست دادهاند.
نکته تکاندهندهتر آنکه در طول جنگ جهانی دوم که بین 70 تا 85 میلیون نفر کشته شدند، فقط 69 خبرنگار کشته شدند. همچنین در جنگ ویتنام که 20 سال به طول انجامید، تنها 63 خبرنگار جان باختند. این آمار وحشتناک نشان میدهد که جنایتکاری رژیم صهیونیستی و بنیامین نتانیاهو حتی از هیتلر، موسولینی، چرچیل، استالین، روزولت و ترومن نیز پیشی گرفته است!
این رژیم خونآشام، در روزهای نخست، کشتار کودکان، زنان، خبرنگاران و غیرنظامیان را انکار میکرد. اما به زودی نقاب از چهرهاش افتاد و با بیشرمی تمام، خبرنگاران را «فرماندهان حماس» نامید و کودکان بیگناه را «سربازان آینده حماس» خواند تا جنایتهای خود را توجیه کند. این سخنان نه تنها نشاندهنده وحشیگری سیستماتیک این رژیم است، بلکه ثابت میکند که صهیونیستها برای رسیدن به اهداف شوم خود، حتی از کودککُشی و سرکوب آزادی رسانهها نیز ابایی ندارند.
این جنایات سازمانیافته، نه یک جنگ، بلکه نسلکشی برنامهریزیشده است که باید جهانیان در برابر آن بایستند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
از آغاز جنگ غزه تاکنون، رژیم صهیونیستی با بیرحمی بیسابقه، 269 خبرنگار را در غزه به شهادت رسانده است. مقایسه این فاجعه با دیگر نقاط جهان، عمق فاجعه را آشکار میکند: در همین بازه زمانی، تنها 6 خبرنگار در سودان، 5 خبرنگار در مکزیک و در جریان جنگ اوکراین و روسیه، فقط 4 خبرنگار جان خود را از دست دادهاند.
نکته تکاندهندهتر آنکه در طول جنگ جهانی دوم که بین 70 تا 85 میلیون نفر کشته شدند، فقط 69 خبرنگار کشته شدند. همچنین در جنگ ویتنام که 20 سال به طول انجامید، تنها 63 خبرنگار جان باختند. این آمار وحشتناک نشان میدهد که جنایتکاری رژیم صهیونیستی و بنیامین نتانیاهو حتی از هیتلر، موسولینی، چرچیل، استالین، روزولت و ترومن نیز پیشی گرفته است!
این رژیم خونآشام، در روزهای نخست، کشتار کودکان، زنان، خبرنگاران و غیرنظامیان را انکار میکرد. اما به زودی نقاب از چهرهاش افتاد و با بیشرمی تمام، خبرنگاران را «فرماندهان حماس» نامید و کودکان بیگناه را «سربازان آینده حماس» خواند تا جنایتهای خود را توجیه کند. این سخنان نه تنها نشاندهنده وحشیگری سیستماتیک این رژیم است، بلکه ثابت میکند که صهیونیستها برای رسیدن به اهداف شوم خود، حتی از کودککُشی و سرکوب آزادی رسانهها نیز ابایی ندارند.
این جنایات سازمانیافته، نه یک جنگ، بلکه نسلکشی برنامهریزیشده است که باید جهانیان در برابر آن بایستند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤80👍40🔥11
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۲
#فمینیسم
بخش۱
هولوکاست خاموش: سقط جنین به مثابه سلاح ایدئولوژیک فمینیسم برای انحطاط تمدنی
از میانه قرن بیستم، جهان شاهد بزرگترین کشتار جمعی در تاریخ بشریت بوده است؛ یک هولوکاست خاموش و مستمر که قربانیان آن، انسانهای متولد نشده هستند. بر اساس برآوردهای سازمانهای جهانی و تحلیلگران جمعیتشناسی، از زمان قانونیسازی گسترده، بیش از ۱.۵ میلیارد سقط جنین عمدی در سراسر جهان انجام شده است. این رقم، که از مجموع تلفات تمام جنگهای تاریخ بشر بیشتر است، محصول مستقیم یک ایدئولوژی ضدحیات است که فمینیسم رادیکال آن را رهبری میکند. سقط جنین، نه یک انتخاب بهداشتی، بلکه یک ماشین جنگی ایدئولوژیک است که بر دروغ، طمع و مهندسی اجتماعی استوار شده است.
معماری کشتار؛ ستونهای صنعت سقط جنین
۱. بنیاد دروغ: پروپاگاندای آماری برای تولید وحشت
این صنعت بر پایه یک دروغ بزرگ ساخته شد. دکتر برنارد ناتانسون (Bernard Nathanson)، از معماران اصلی جنبش حامی سقط جنین که بعدها از کرده خود توبه کرد، با صراحتی بیرحمانه در کتاب Aborting America اعتراف میکند: «ما دروغ میگفتیم. ما آمار تعداد سقطهای غیرقانونی را جعل کردیم… ما آمار مرگومیر زنان را جعل کردیم. ما این دروغها را به رسانهها خوراندیم و آنها این اعداد جعلی را به عنوان حقیقت منتشر کردند. رمز موفقیت ما تکرار دروغ بزرگ بود» (Nathanson, 1979)[1]. این استراتژی فریب، که با هدف ایجاد یک بحران ساختگی و اعمال فشار سیاسی طراحی شده بود، امروز نیز با قدرت ادامه دارد و هرگونه آمار واقعی از پیامدهای ویرانگر سقط جنین را سانسور میکند.
۲. تجارت اعضای بدن و اقتصاد خون
سقط جنین یک کسبوکار کثیف و فوقالعاده سودآور است. این یک «صنعت مرگ» است که در آن، جان انسان به کالا تبدیل میشود. گزارشهای تحقیقی Center for Medical Progress پرده از یک واقعیت هولناک برداشت: مدیران ارشد شبکه Planned Parenthood، بزرگترین اپراتور سقط جنین، با خونسردی بر سر قیمت فروش اعضای بدن جنینهای سقط شده (قلب، کبد، مغز) چانهزنی میکنند. این سازمان، که با بودجههای هنگفت دولتی تغذیه میشود، در عمل یک شرکت سهامی مرگ است که سودآوری آن مستقیماً به افزایش تعداد جنینهای کشته شده بستگی دارد. این یک چرخه شیطانی از لابیگری سیاسی، دریافت بودجه عمومی و سوداگری بر سر بقایای اجساد انسانهای بیگناه است.
۳. خیانت به زنان: انکار سیستماتیک ترومای پس از سقط
در حالی که تحقیقات علمی معتبر مانند فراتحلیل جامع دکتر پریسیلا کولمن (۲۰۱۱) به طور قطعی اثبات میکند که سقط جنین، زنان را با ریسک ۸۱٪ بیشتر در معرض اختلالات روانی شدید و ۱۳۸٪ بیشتر در معرض خودکشی قرار میدهد (Coleman, 2011)[2]، لابی فمینیستی این واقعیت را یک «افسانه مردسالارانه» میخواند. این یک عمل بیرحمانه از دستکاری روانی (Gaslighting) است. آنها نه تنها زنان را به سمت یک عمل آسیبزا سوق میدهند، بلکه پس از آن، درد و ترومای واقعی آنها را انکار میکنند تا تصویر دروغین «سقط جنین توانمندساز» خدشهدار نشود. این یک جنگ روانی دوگانه است: ابتدا علیه جنین و سپس علیه وجدان و سلامت روان مادر.
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
#نقدـشماره۲
#فمینیسم
بخش۱
هولوکاست خاموش: سقط جنین به مثابه سلاح ایدئولوژیک فمینیسم برای انحطاط تمدنی
از میانه قرن بیستم، جهان شاهد بزرگترین کشتار جمعی در تاریخ بشریت بوده است؛ یک هولوکاست خاموش و مستمر که قربانیان آن، انسانهای متولد نشده هستند. بر اساس برآوردهای سازمانهای جهانی و تحلیلگران جمعیتشناسی، از زمان قانونیسازی گسترده، بیش از ۱.۵ میلیارد سقط جنین عمدی در سراسر جهان انجام شده است. این رقم، که از مجموع تلفات تمام جنگهای تاریخ بشر بیشتر است، محصول مستقیم یک ایدئولوژی ضدحیات است که فمینیسم رادیکال آن را رهبری میکند. سقط جنین، نه یک انتخاب بهداشتی، بلکه یک ماشین جنگی ایدئولوژیک است که بر دروغ، طمع و مهندسی اجتماعی استوار شده است.
معماری کشتار؛ ستونهای صنعت سقط جنین
۱. بنیاد دروغ: پروپاگاندای آماری برای تولید وحشت
این صنعت بر پایه یک دروغ بزرگ ساخته شد. دکتر برنارد ناتانسون (Bernard Nathanson)، از معماران اصلی جنبش حامی سقط جنین که بعدها از کرده خود توبه کرد، با صراحتی بیرحمانه در کتاب Aborting America اعتراف میکند: «ما دروغ میگفتیم. ما آمار تعداد سقطهای غیرقانونی را جعل کردیم… ما آمار مرگومیر زنان را جعل کردیم. ما این دروغها را به رسانهها خوراندیم و آنها این اعداد جعلی را به عنوان حقیقت منتشر کردند. رمز موفقیت ما تکرار دروغ بزرگ بود» (Nathanson, 1979)[1]. این استراتژی فریب، که با هدف ایجاد یک بحران ساختگی و اعمال فشار سیاسی طراحی شده بود، امروز نیز با قدرت ادامه دارد و هرگونه آمار واقعی از پیامدهای ویرانگر سقط جنین را سانسور میکند.
۲. تجارت اعضای بدن و اقتصاد خون
سقط جنین یک کسبوکار کثیف و فوقالعاده سودآور است. این یک «صنعت مرگ» است که در آن، جان انسان به کالا تبدیل میشود. گزارشهای تحقیقی Center for Medical Progress پرده از یک واقعیت هولناک برداشت: مدیران ارشد شبکه Planned Parenthood، بزرگترین اپراتور سقط جنین، با خونسردی بر سر قیمت فروش اعضای بدن جنینهای سقط شده (قلب، کبد، مغز) چانهزنی میکنند. این سازمان، که با بودجههای هنگفت دولتی تغذیه میشود، در عمل یک شرکت سهامی مرگ است که سودآوری آن مستقیماً به افزایش تعداد جنینهای کشته شده بستگی دارد. این یک چرخه شیطانی از لابیگری سیاسی، دریافت بودجه عمومی و سوداگری بر سر بقایای اجساد انسانهای بیگناه است.
۳. خیانت به زنان: انکار سیستماتیک ترومای پس از سقط
در حالی که تحقیقات علمی معتبر مانند فراتحلیل جامع دکتر پریسیلا کولمن (۲۰۱۱) به طور قطعی اثبات میکند که سقط جنین، زنان را با ریسک ۸۱٪ بیشتر در معرض اختلالات روانی شدید و ۱۳۸٪ بیشتر در معرض خودکشی قرار میدهد (Coleman, 2011)[2]، لابی فمینیستی این واقعیت را یک «افسانه مردسالارانه» میخواند. این یک عمل بیرحمانه از دستکاری روانی (Gaslighting) است. آنها نه تنها زنان را به سمت یک عمل آسیبزا سوق میدهند، بلکه پس از آن، درد و ترومای واقعی آنها را انکار میکنند تا تصویر دروغین «سقط جنین توانمندساز» خدشهدار نشود. این یک جنگ روانی دوگانه است: ابتدا علیه جنین و سپس علیه وجدان و سلامت روان مادر.
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤36🔥7👍5
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۲
#فمینیسم
بخش۲
زوال تمدن؛ از اصلاح نژادی تا خودکشی دموگرافیک
پیامدهای سیاست سقط جنین از سطح فردی فراتر رفته و به یک بیماری تمدنی تبدیل شده است.
۱. اصلاح نژادی DNA
سقط جنین مدرن، فرزند نامشروع جنبش اصلاح نژادی قرن بیستم است. مارگارت سنگر، بنیانگذار Planned Parenthood و بت فمینیستها، یک نژادپرست افراطی بود که هدفش «کاهش زاد و ولد نژادهای نامطلوب» بود. امروز، میراث سمی او زنده است: در ایالات متحده، کلینیکهای سقط جنین به طور نامتناسبی در محلههای اقلیتهای نژادی متمرکز شدهاند و زنان سیاهپوست، قربانی اصلی این صنعت هستند و نرخ سقط جنین در میان آنها چندین برابر سفیدپوستان است (CDC, 2021)[3]. این یک پاکسازی نژادی مدرن است که در لباس «حق انتخاب» اجرا میشود.
۲. انحلال مسئولیتپذیری مردانه و فروپاشی خانواده
سقط جنین به مثابه یک «حق» مطلق، به مردان مجوزی برای بیمسئولیتی جنسی میدهد. این سیاست، مرد را از تعهدات طبیعی و اخلاقی خود در قبال فرزندش معاف میکند و تمام بار تصمیمگیری و پیامدهای فیزیکی و روحی را بر دوش زن میاندازد. این امر، اعتماد را که سنگ بنای خانواده است، نابود کرده و روابط را به برخوردهای مصرفگرایانه و بیثبات تقلیل میدهد. فمینیسم با این کار، نه تنها به زن «خیانت» کرده، بلکه مرد را از فرآیند «متمدن شدن» از طریق تعهد و خانواده بازداشته است.
۳. خودکشی دموگرافیک: پیمان مرگ تمدن غرب
هیچ جامعهای نمیتواند فرزندان خود را به طور سیستماتیک بکشد و انتظار بقا داشته باشد. «زمستان جمعیتی» که امروز تمدن غرب را در آستانه فروپاشی قرار داده، نتیجه مستقیم فرهنگ ضدحیاتی است که سقط جنین در مرکز آن قرار دارد. تحلیلهای نیکلاس ابرشتات به وضوح نشان میدهد که جوامع غربی با پذیرش سقط جنین، یک پیمان خودکشی جمعی امضا کردهاند (Eberstadt, 2019)[4]. آنها در حال نابود کردن نسل آینده خود و در نتیجه، از بین بردن پایداری اقتصادی، امنیت ملی و میراث فرهنگی خود هستند. این نهایت پوچگرایی است: جامعهای که آینده خود را سقط میکند.
۴. واژگونی کامل اخلاق پزشکی
سوگند بقراط، که شالوده اخلاق پزشکی برای هزاران سال بوده، با اصل «نخست، آسیب نرسان» تعریف میشود. صنعت سقط جنین این اصل را به سخره گرفته و آن را به «نخست، بکش» تبدیل کرده است. پزشکانی که زمانی حافظان حیات بودند، اکنون به جلادان استخدامشده تبدیل شدهاند. این انحطاط اخلاقی، کل حرفه پزشکی را مسموم کرده و راه را برای جنایات بعدی مانند اتانازی و حذف افراد «بیفایده» از جامعه هموار میسازد.
نتیجهگیری نهایی: یک کیفرخواست
سقط جنین در قرائت فمینیستی، یک ایدئولوژی تمامیتخواه و ضدبشری است. کیفرخواست علیه آن روشن است:
۱. جنایت علیه بشریت: مسئول مستقیم بزرگترین کشتار جمعی تاریخ، با بیش از ۱.۵ میلیارد قربانی.
۲. تأسیس بر دروغ: یک امپراتوری که بر پایه پروپاگاندا و فریب علمی بنا شده است.
۳. ادامه اصلاح نژادی: ابزاری مدرن برای پاکسازی هدفمند گروههای جمعیتی خاص.
۴. عامل فروپاشی خانواده: با نابود کردن مسئولیتپذیری مردانه و اعتماد متقابل.
۵. کاتالیزور خودکشی تمدنی: با ایجاد یک زمستان جمعیتی غیرقابل بازگشت.
راهحل، نه اصلاحات سطحی، بلکه رد قاطع و کامل این پارادایم مرگ است. این به معنای بازگشت به اصل الهی تقدس حیات از لحظه انعقاد نطفه، جرمانگاری قتل جنین، و ایجاد یک فرهنگ حمایتی واقعی است که در آن از مادر و فرزند، هر دو، صیانت میشود. هر مسیری جز این، تسلیم شدن به فرهنگ مرگی است که عاقبتی جز خشم و عذاب عظیم اللّه سبحانه و تعالی در دنیا و آخرت نخواهد داشت.
📚منابع:
[1]: Nathanson, Bernard N. Aborting America. Doubleday, 1979.
[2]: Coleman, Priscilla K. “Abortion and Mental Health: Quantitative Synthesis and Analysis of Research.” British Journal of Psychiatry, vol. 199, no. 3, 2011, pp. 180-186.
[3]: Centers for Disease Control and Prevention (CDC). Abortion Surveillance — United States, 2021. MMWR Surveillance Summaries, vol. 72, no. 10, 2023.
[4]: Eberstadt, Nicholas. Men Without Work. Templeton Press, 2019.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
#نقدـشماره۲
#فمینیسم
بخش۲
زوال تمدن؛ از اصلاح نژادی تا خودکشی دموگرافیک
پیامدهای سیاست سقط جنین از سطح فردی فراتر رفته و به یک بیماری تمدنی تبدیل شده است.
۱. اصلاح نژادی DNA
سقط جنین مدرن، فرزند نامشروع جنبش اصلاح نژادی قرن بیستم است. مارگارت سنگر، بنیانگذار Planned Parenthood و بت فمینیستها، یک نژادپرست افراطی بود که هدفش «کاهش زاد و ولد نژادهای نامطلوب» بود. امروز، میراث سمی او زنده است: در ایالات متحده، کلینیکهای سقط جنین به طور نامتناسبی در محلههای اقلیتهای نژادی متمرکز شدهاند و زنان سیاهپوست، قربانی اصلی این صنعت هستند و نرخ سقط جنین در میان آنها چندین برابر سفیدپوستان است (CDC, 2021)[3]. این یک پاکسازی نژادی مدرن است که در لباس «حق انتخاب» اجرا میشود.
۲. انحلال مسئولیتپذیری مردانه و فروپاشی خانواده
سقط جنین به مثابه یک «حق» مطلق، به مردان مجوزی برای بیمسئولیتی جنسی میدهد. این سیاست، مرد را از تعهدات طبیعی و اخلاقی خود در قبال فرزندش معاف میکند و تمام بار تصمیمگیری و پیامدهای فیزیکی و روحی را بر دوش زن میاندازد. این امر، اعتماد را که سنگ بنای خانواده است، نابود کرده و روابط را به برخوردهای مصرفگرایانه و بیثبات تقلیل میدهد. فمینیسم با این کار، نه تنها به زن «خیانت» کرده، بلکه مرد را از فرآیند «متمدن شدن» از طریق تعهد و خانواده بازداشته است.
۳. خودکشی دموگرافیک: پیمان مرگ تمدن غرب
هیچ جامعهای نمیتواند فرزندان خود را به طور سیستماتیک بکشد و انتظار بقا داشته باشد. «زمستان جمعیتی» که امروز تمدن غرب را در آستانه فروپاشی قرار داده، نتیجه مستقیم فرهنگ ضدحیاتی است که سقط جنین در مرکز آن قرار دارد. تحلیلهای نیکلاس ابرشتات به وضوح نشان میدهد که جوامع غربی با پذیرش سقط جنین، یک پیمان خودکشی جمعی امضا کردهاند (Eberstadt, 2019)[4]. آنها در حال نابود کردن نسل آینده خود و در نتیجه، از بین بردن پایداری اقتصادی، امنیت ملی و میراث فرهنگی خود هستند. این نهایت پوچگرایی است: جامعهای که آینده خود را سقط میکند.
۴. واژگونی کامل اخلاق پزشکی
سوگند بقراط، که شالوده اخلاق پزشکی برای هزاران سال بوده، با اصل «نخست، آسیب نرسان» تعریف میشود. صنعت سقط جنین این اصل را به سخره گرفته و آن را به «نخست، بکش» تبدیل کرده است. پزشکانی که زمانی حافظان حیات بودند، اکنون به جلادان استخدامشده تبدیل شدهاند. این انحطاط اخلاقی، کل حرفه پزشکی را مسموم کرده و راه را برای جنایات بعدی مانند اتانازی و حذف افراد «بیفایده» از جامعه هموار میسازد.
نتیجهگیری نهایی: یک کیفرخواست
سقط جنین در قرائت فمینیستی، یک ایدئولوژی تمامیتخواه و ضدبشری است. کیفرخواست علیه آن روشن است:
۱. جنایت علیه بشریت: مسئول مستقیم بزرگترین کشتار جمعی تاریخ، با بیش از ۱.۵ میلیارد قربانی.
۲. تأسیس بر دروغ: یک امپراتوری که بر پایه پروپاگاندا و فریب علمی بنا شده است.
۳. ادامه اصلاح نژادی: ابزاری مدرن برای پاکسازی هدفمند گروههای جمعیتی خاص.
۴. عامل فروپاشی خانواده: با نابود کردن مسئولیتپذیری مردانه و اعتماد متقابل.
۵. کاتالیزور خودکشی تمدنی: با ایجاد یک زمستان جمعیتی غیرقابل بازگشت.
راهحل، نه اصلاحات سطحی، بلکه رد قاطع و کامل این پارادایم مرگ است. این به معنای بازگشت به اصل الهی تقدس حیات از لحظه انعقاد نطفه، جرمانگاری قتل جنین، و ایجاد یک فرهنگ حمایتی واقعی است که در آن از مادر و فرزند، هر دو، صیانت میشود. هر مسیری جز این، تسلیم شدن به فرهنگ مرگی است که عاقبتی جز خشم و عذاب عظیم اللّه سبحانه و تعالی در دنیا و آخرت نخواهد داشت.
📚منابع:
[1]: Nathanson, Bernard N. Aborting America. Doubleday, 1979.
[2]: Coleman, Priscilla K. “Abortion and Mental Health: Quantitative Synthesis and Analysis of Research.” British Journal of Psychiatry, vol. 199, no. 3, 2011, pp. 180-186.
[3]: Centers for Disease Control and Prevention (CDC). Abortion Surveillance — United States, 2021. MMWR Surveillance Summaries, vol. 72, no. 10, 2023.
[4]: Eberstadt, Nicholas. Men Without Work. Templeton Press, 2019.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
👍36❤13🔥4👎1
سلطنتطلبان وابسته به رژیم پهلوی بارها به مدافعان و حامیان فلسطین، بهویژه مسلمانان ایران، توهین کرده و خود را همپیمان رژیم جنایتکار صهیونیستی معرفی نمودهاند. آنان نهتنها از جنایات خونین صهیونیستها حمایت کردهاند، بلکه پیوند ننگین خود را با این رژیم کودککش بارها به نمایش گذاشتهاند.
رضا پهلوی، همان عنصر فرصتطلب و وابسته، در سال 1402با سفر ننگین خود به فلسطین اشغالی، در کنار دیوار ندبهٔ صهیونیستها به نمادهای آنان ادای احترام کرد و با خواندن دعای آنان، وفاداری شرمآور خاندان پهلوی به دشمنان امت اسلام را عیان ساخت.
در مقابل، محمدرضا پهلوی، شاه سابق ایران (متوفی 1359هـ.ش)، در موارد متعددی بهظاهر از فلسطین حمایت کرده و صهیونیستها را محکوم نموده است. بهطور نمونه:
شاهنشاه:
▪️ [03 / 09 / 1352] «اماکن مقدسه اسلامی نباید در دست اسرائیل باقی بماند.»
▪️ [06 / 04 / 1353] «ما به کشورهای عربی در حال جنگ با اسرائیل کمک میکنیم.»
▪️[08 / 05 / 1354] «اسرائیل در جنگ نهائی بازنده است.»
▪️[07 / 10 / 1354] «ایران موضع قاطعی برای احقاق حقوق فلسطین دارد.»
این مواضع در رسانههای آن زمان (اطلاعات، آیندگان و...) انعکاس یافته است.
حال سؤالی که مطرح است: آیا طرفداران امروزی پهلوی حاضرند به همان شاه مورد ادعای خود حمله کنند و او را به باد انتقاد بگیرند؟ یا اینکه منافع مادی و وابستگی به صهیونیستها برایشان مهمتر است؟!
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
رضا پهلوی، همان عنصر فرصتطلب و وابسته، در سال 1402با سفر ننگین خود به فلسطین اشغالی، در کنار دیوار ندبهٔ صهیونیستها به نمادهای آنان ادای احترام کرد و با خواندن دعای آنان، وفاداری شرمآور خاندان پهلوی به دشمنان امت اسلام را عیان ساخت.
در مقابل، محمدرضا پهلوی، شاه سابق ایران (متوفی 1359هـ.ش)، در موارد متعددی بهظاهر از فلسطین حمایت کرده و صهیونیستها را محکوم نموده است. بهطور نمونه:
شاهنشاه:
▪️ [03 / 09 / 1352] «اماکن مقدسه اسلامی نباید در دست اسرائیل باقی بماند.»
▪️ [06 / 04 / 1353] «ما به کشورهای عربی در حال جنگ با اسرائیل کمک میکنیم.»
▪️[08 / 05 / 1354] «اسرائیل در جنگ نهائی بازنده است.»
▪️[07 / 10 / 1354] «ایران موضع قاطعی برای احقاق حقوق فلسطین دارد.»
این مواضع در رسانههای آن زمان (اطلاعات، آیندگان و...) انعکاس یافته است.
حال سؤالی که مطرح است: آیا طرفداران امروزی پهلوی حاضرند به همان شاه مورد ادعای خود حمله کنند و او را به باد انتقاد بگیرند؟ یا اینکه منافع مادی و وابستگی به صهیونیستها برایشان مهمتر است؟!
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍131❤58👎6
#خبر
تحریم به خاطر واکسیناسیون رایگان
دولت برزیل با همکاری دولت کوبا، طرح بهداشتی «مائیس مدیکوس» (Mais Médicos) را به اجرا گذاشته است. این طرح با هدف ارائه واکسن رایگان و خدمات مراقبتهای بهداشتی به روستاییان مناطق دورافتاده و جنگلی برزیل طراحی شده است.
اما در اقدامی قابل تأمل، دولت ایالات متحده آمریکا دو مقام ارشد وزارت بهداشت برزیل را به دلیل نقش کلیدیشان در اجرای این طرح و با ادعای «استفاده از نیروی کار اجباری» تحریم کرده است.
🌐 bit.ly/4fClOx0
گویی دولتمردان ایالات متحده، در توهمی بیمارگونه و برگرفته از فانتزیهای هالیوودی، خود را ناجی بلامنازع جهان میپندارند. آنان انتظار دارند که تمام حکومتهای مستقل، طرحهای حیاتی بهداشتی، اقتصادی و حتی نظامی خود را ذلیلانه به آمریکا واگذار کنند؛ در غیر این صورت، شمشیر بُرّان تحریمهای اقتصادی بر گلوی آنها فرود خواهد آمد.
این اوج وقاحت و مضحکهای تمامعیار است که اجرای یک طرح ساده بهداشتی رایگان در کشوری که هزاران کیلومتر از خاک آمریکا فاصله دارد، موجب اعتراض جنونآمیز سردمداران آن کشور شده است! این دخالت آشکار، نه تنها مرزهای دیپلماسی را درنوردیده، بلکه نشان از استکباری بیحد و حصر دارد که جهان دیگر تاب تحمل آن را ندارد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
تحریم به خاطر واکسیناسیون رایگان
دولت برزیل با همکاری دولت کوبا، طرح بهداشتی «مائیس مدیکوس» (Mais Médicos) را به اجرا گذاشته است. این طرح با هدف ارائه واکسن رایگان و خدمات مراقبتهای بهداشتی به روستاییان مناطق دورافتاده و جنگلی برزیل طراحی شده است.
اما در اقدامی قابل تأمل، دولت ایالات متحده آمریکا دو مقام ارشد وزارت بهداشت برزیل را به دلیل نقش کلیدیشان در اجرای این طرح و با ادعای «استفاده از نیروی کار اجباری» تحریم کرده است.
🌐 bit.ly/4fClOx0
گویی دولتمردان ایالات متحده، در توهمی بیمارگونه و برگرفته از فانتزیهای هالیوودی، خود را ناجی بلامنازع جهان میپندارند. آنان انتظار دارند که تمام حکومتهای مستقل، طرحهای حیاتی بهداشتی، اقتصادی و حتی نظامی خود را ذلیلانه به آمریکا واگذار کنند؛ در غیر این صورت، شمشیر بُرّان تحریمهای اقتصادی بر گلوی آنها فرود خواهد آمد.
این اوج وقاحت و مضحکهای تمامعیار است که اجرای یک طرح ساده بهداشتی رایگان در کشوری که هزاران کیلومتر از خاک آمریکا فاصله دارد، موجب اعتراض جنونآمیز سردمداران آن کشور شده است! این دخالت آشکار، نه تنها مرزهای دیپلماسی را درنوردیده، بلکه نشان از استکباری بیحد و حصر دارد که جهان دیگر تاب تحمل آن را ندارد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍91🔥22❤17👎2
🔹فیزیکدان مشهور و برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۳۳م
🔘 اروین شرودینگر
◽️من بسیار شگفت زده هستم چرا که تصویر علمی از دنیای حقیقی پیرامون من ناقص است، چون معلوماتی واقعی ارائه میدهد، که تمام تخصصات ما را در نظم و ترتیبی عالی قرار میدهد، اما به شکلی وحشتناک درمورد چیزهای بسیار نزدیک به قلبهای ما و بسیار مهم برایمان سکوت اختیار میکند، این تصویر نمیتواند حتی یک کلمه پیرامون قرمز و آبی، تلخ و شیرین و درد بدنی و آرامش جسمی به ما بگوید، چیزی از زیبایی و زشتی، خوب یا بد، خداوند و ازلیت نمیداند!
علم گاهی تظاهر میکند که پاسخ سؤالات در این زمینه را میدهد اما پاسخها غالبا چنان احمقانه است که با جدیت به آنها روی نمیآوریم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
🔘 اروین شرودینگر
◽️من بسیار شگفت زده هستم چرا که تصویر علمی از دنیای حقیقی پیرامون من ناقص است، چون معلوماتی واقعی ارائه میدهد، که تمام تخصصات ما را در نظم و ترتیبی عالی قرار میدهد، اما به شکلی وحشتناک درمورد چیزهای بسیار نزدیک به قلبهای ما و بسیار مهم برایمان سکوت اختیار میکند، این تصویر نمیتواند حتی یک کلمه پیرامون قرمز و آبی، تلخ و شیرین و درد بدنی و آرامش جسمی به ما بگوید، چیزی از زیبایی و زشتی، خوب یا بد، خداوند و ازلیت نمیداند!
علم گاهی تظاهر میکند که پاسخ سؤالات در این زمینه را میدهد اما پاسخها غالبا چنان احمقانه است که با جدیت به آنها روی نمیآوریم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍67❤27
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۳
#فمینیسم
بخش۱
ارتش حرام زادگان: چگونه فمینیسم با ترویج سیستماتیک فحشا و زندگی حرام، جامعه را نابود میکند
اگر سقط جنین، قتلعام فیزیکی نسلهای آینده بود، پدیده فرزندان خارج از ازدواج، سلاح جنگ روانی و بیولوژیک فمینیسم برای انحلال کامل اخلاق، فروپاشی ساختار جامعه و تولید یک نسل حرامزاده و سرگردان است. این یک انحراف اجتماعی اتفاقی نیست؛ بلکه محصول نهایی و هدف استراتژیک جنگ ایدئولوژیک فمینیسم علیه سه سنگر اصلی انسانیت است: ازدواج، حیا، و نقش پدری. امروز، آمارهای تکاندهنده در غرب که نشان میدهد نزدیک به نیمی از کودکان، حاصل روابط نامشروع و گناهآلود هستند (OECD, 2022)[1]، صرفاً یک عدد نیست، بلکه گواهی بر موفقیت یک پروژه شیطانی برای نابودی بنیان خانواده است. این «ارتش یتیمان زنده»، قربانیان بیصدای یک فریب بزرگ هستند که به نام «آزادی جنسی»، از مقدسترین حقوق خود یعنی داشتن هویت پاک، خانوادهای باثبات و پدری مسئول، محروم شدهاند.
بخش اول: انهدام تئوریک؛ جنگ فکری فمینیسم علیه طهارت و خانواده
۱. تقدیس فحشا و تحقیر ازدواج
اولین گلوله در جنگ فمینیسم، به قلب نهاد ازدواج شلیک شد. متفکران این مکتب، با وقاحت تمام، پیمان مقدسی را که اللّه سبحانه و تعالی برای حفظ عفت و جلوگیری از گناه وضع کرده، به عنوان «بردهداری خانگی» و «زندان پدرسالار» معرفی کردند. شولامیث فایرستون، از تئوریسینهای رادیکال، صراحتاً خواستار «نابودی خانواده هستهای» شد، زیرا آن را ریشه ظلم میدانست (Firestone, 1970)[2]. این نفرتپراکنی سازمانیافته، یک پیام روشن داشت: ازدواج، که سد راه فحشا است، باید نابود شود. شعار فریبنده «آزادی جنسی» در حقیقت اسم رمز «آزادی برای ارتکاب زنا و روابط حرام» بود. آنها به زنان آموختند که تعهد به یک مرد، نشانه ضعف و وابستگی، و داشتن روابط متعدد و بیتعهد، نشانه قدرت و استقلال است. این تفکر، بیحیایی را به یک فضیلت و پاکدامنی را به یک امر ارتجاعی و عقبمانده تبدیل کرد.
۲. اختهسازی مردانگی و عادیسازی خیانت و گناه
همزمان با حمله به ازدواج، پروژه نابودی مفهوم «مرد» و «پدر» کلید خورد. فمینیسم با ابداع اصطلاحات سمی مانند «مردانگی سمی»، تمام ویژگیهای مثبت مردانه را هدف گرفت: غیرت (که آن را کنترلگری نامیدند)، تأمینکنندگی (که آن را ابزار سلطه خواندند)، و محافظت (که آن را قیممآبی ترجمه کردند). هدف این بود که مردان را از نقش طبیعی و الهی خود خلع سلاح کنند و آنها را به موجوداتی بیتفاوت، بیمسئولیت و بیغیرت تبدیل نمایند.
در این میان، دولت رفاه به عنوان متحد استراتژیک فمینیسم وارد میدان شد. با ارائه کمکهای مالی به مادرانی که خارج از ازدواج فرزند داشتند، دولت عملاً نقش «شوهر» را بر عهده گرفت و به مردان و زنان این پیام را داد: «برای بچهدار شدن نیازی به ازدواج نیست. مرتکب گناه شوید، دولت هزینه آن را پرداخت خواهد کرد». این سیاست، بزرگترین مشوق خیانت به پیمان ازدواج و مسئولیتپذیری بود. مردان آموختند که میتوانند بدون هیچ عواقبی به فحشا بپردازند و زنان نیز آموختند که میتوانند بدون نیاز به یک همسر متعهد، نیازهای خود را (به شکلی حقیرانه) از دولت تأمین کنند. نتیجه، عادیسازی کامل یک زندگی حرام و تبدیل خیانت به یک سبک زندگی قابل قبول بود.
بخش دوم: ویرانههای یک جامعه بیاخلاق؛ پیامدهای دنیای غرق در فساد و بیپدری
امروز، میوههای زهرآگین این تفکر، در تمام ابعاد جامعه غرب قابل مشاهده است. این یک بحران اجتماعی نیست؛ یک فروپاشی تمدنی کامل است.
۱. مهندسی فقر و بردگی نوین برای زنان
وعده «استقلال» فمینیستی، در عمل به بزرگترین تله برای به بردگی کشاندن زنان تبدیل شد. آمارها در تمام کشورهای غربی یک حقیقت تلخ را فریاد میزنند: خانوادههای تکوالدی که توسط زنان اداره میشوند، در فقر مطلق دست و پا میزنند. در ایالات متحده، نرخ فقر برای کودکانی که در خانههای تکمادری زندگی میکنند، تقریباً پنج برابر کودکانی است که در خانوادههای سالم با حضور پدر و مادر رشد میکنند (U.S. Census Bureau, 2022)[3]. آن «آزادی» در واقع به معنای رها شدن زن در چنگال یک بازار کار بیرحم از یک سو، و تحمل تمام بار روانی و مالی تربیت فرزندی که حاصل یک رابطه حرام بوده از سوی دیگر است. این یک استقلال نیست؛ یک بردگی مضاعف و طاقتفرساست که فمینیسم برای زنان به ارمغان آورد..
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
#نقدـشماره۳
#فمینیسم
بخش۱
ارتش حرام زادگان: چگونه فمینیسم با ترویج سیستماتیک فحشا و زندگی حرام، جامعه را نابود میکند
اگر سقط جنین، قتلعام فیزیکی نسلهای آینده بود، پدیده فرزندان خارج از ازدواج، سلاح جنگ روانی و بیولوژیک فمینیسم برای انحلال کامل اخلاق، فروپاشی ساختار جامعه و تولید یک نسل حرامزاده و سرگردان است. این یک انحراف اجتماعی اتفاقی نیست؛ بلکه محصول نهایی و هدف استراتژیک جنگ ایدئولوژیک فمینیسم علیه سه سنگر اصلی انسانیت است: ازدواج، حیا، و نقش پدری. امروز، آمارهای تکاندهنده در غرب که نشان میدهد نزدیک به نیمی از کودکان، حاصل روابط نامشروع و گناهآلود هستند (OECD, 2022)[1]، صرفاً یک عدد نیست، بلکه گواهی بر موفقیت یک پروژه شیطانی برای نابودی بنیان خانواده است. این «ارتش یتیمان زنده»، قربانیان بیصدای یک فریب بزرگ هستند که به نام «آزادی جنسی»، از مقدسترین حقوق خود یعنی داشتن هویت پاک، خانوادهای باثبات و پدری مسئول، محروم شدهاند.
بخش اول: انهدام تئوریک؛ جنگ فکری فمینیسم علیه طهارت و خانواده
۱. تقدیس فحشا و تحقیر ازدواج
اولین گلوله در جنگ فمینیسم، به قلب نهاد ازدواج شلیک شد. متفکران این مکتب، با وقاحت تمام، پیمان مقدسی را که اللّه سبحانه و تعالی برای حفظ عفت و جلوگیری از گناه وضع کرده، به عنوان «بردهداری خانگی» و «زندان پدرسالار» معرفی کردند. شولامیث فایرستون، از تئوریسینهای رادیکال، صراحتاً خواستار «نابودی خانواده هستهای» شد، زیرا آن را ریشه ظلم میدانست (Firestone, 1970)[2]. این نفرتپراکنی سازمانیافته، یک پیام روشن داشت: ازدواج، که سد راه فحشا است، باید نابود شود. شعار فریبنده «آزادی جنسی» در حقیقت اسم رمز «آزادی برای ارتکاب زنا و روابط حرام» بود. آنها به زنان آموختند که تعهد به یک مرد، نشانه ضعف و وابستگی، و داشتن روابط متعدد و بیتعهد، نشانه قدرت و استقلال است. این تفکر، بیحیایی را به یک فضیلت و پاکدامنی را به یک امر ارتجاعی و عقبمانده تبدیل کرد.
۲. اختهسازی مردانگی و عادیسازی خیانت و گناه
همزمان با حمله به ازدواج، پروژه نابودی مفهوم «مرد» و «پدر» کلید خورد. فمینیسم با ابداع اصطلاحات سمی مانند «مردانگی سمی»، تمام ویژگیهای مثبت مردانه را هدف گرفت: غیرت (که آن را کنترلگری نامیدند)، تأمینکنندگی (که آن را ابزار سلطه خواندند)، و محافظت (که آن را قیممآبی ترجمه کردند). هدف این بود که مردان را از نقش طبیعی و الهی خود خلع سلاح کنند و آنها را به موجوداتی بیتفاوت، بیمسئولیت و بیغیرت تبدیل نمایند.
در این میان، دولت رفاه به عنوان متحد استراتژیک فمینیسم وارد میدان شد. با ارائه کمکهای مالی به مادرانی که خارج از ازدواج فرزند داشتند، دولت عملاً نقش «شوهر» را بر عهده گرفت و به مردان و زنان این پیام را داد: «برای بچهدار شدن نیازی به ازدواج نیست. مرتکب گناه شوید، دولت هزینه آن را پرداخت خواهد کرد». این سیاست، بزرگترین مشوق خیانت به پیمان ازدواج و مسئولیتپذیری بود. مردان آموختند که میتوانند بدون هیچ عواقبی به فحشا بپردازند و زنان نیز آموختند که میتوانند بدون نیاز به یک همسر متعهد، نیازهای خود را (به شکلی حقیرانه) از دولت تأمین کنند. نتیجه، عادیسازی کامل یک زندگی حرام و تبدیل خیانت به یک سبک زندگی قابل قبول بود.
بخش دوم: ویرانههای یک جامعه بیاخلاق؛ پیامدهای دنیای غرق در فساد و بیپدری
امروز، میوههای زهرآگین این تفکر، در تمام ابعاد جامعه غرب قابل مشاهده است. این یک بحران اجتماعی نیست؛ یک فروپاشی تمدنی کامل است.
۱. مهندسی فقر و بردگی نوین برای زنان
وعده «استقلال» فمینیستی، در عمل به بزرگترین تله برای به بردگی کشاندن زنان تبدیل شد. آمارها در تمام کشورهای غربی یک حقیقت تلخ را فریاد میزنند: خانوادههای تکوالدی که توسط زنان اداره میشوند، در فقر مطلق دست و پا میزنند. در ایالات متحده، نرخ فقر برای کودکانی که در خانههای تکمادری زندگی میکنند، تقریباً پنج برابر کودکانی است که در خانوادههای سالم با حضور پدر و مادر رشد میکنند (U.S. Census Bureau, 2022)[3]. آن «آزادی» در واقع به معنای رها شدن زن در چنگال یک بازار کار بیرحم از یک سو، و تحمل تمام بار روانی و مالی تربیت فرزندی که حاصل یک رابطه حرام بوده از سوی دیگر است. این یک استقلال نیست؛ یک بردگی مضاعف و طاقتفرساست که فمینیسم برای زنان به ارمغان آورد..
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤54👍20🔥3
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۳
#فمینیسم
بخش۲
۲. کارخانه تولید تباهی: فاجعه نسل بیپدر و غرق در گناه
هیچ عاملی به اندازه «نبود پدر» در تولید فساد، انحراف و تباهی اجتماعی مؤثر نیست. دیوید پاپنو، جامعهشناس، این پدیده را «یک آزمایش اجتماعی عظیم و خطرناک» نامید. فرزندانی که از محبت، تربیت و نظارت پدر محروم هستند و هویتشان در یک رابطه گناهآلود ریشه دارد، با ریسکهای وحشتناکی روبرو هستند:
خلاء روحانی و هویتی: اولین قربانی، هویت کودک است. او دائماً با این سؤال ویرانگر روبروست: «پدر من کیست؟ چرا من مانند دیگران نیستم؟» این زخم عمیق روحی، زمینهساز انواع اختلالات روانی، افسردگی، خشم و تمایلات خودکشی است.
جذب شدن به جرم و جنایت: پسرانی که الگوی مردانه مثبت در خانه ندارند، برای یافتن حس قدرت و تعلق، به باندهای تبهکار پناه میبرند. زندانهای غرب مملو از مردان جوانی است که در خانههای بیپدر بزرگ شدهاند. آنها در خیابان به دنبال پدری میگردند که در خانه نیافتهاند.
سقوط در ورطه فحشا: دخترانی که از محبت و تأیید پدر محروم بودهاند، در سنین پایین به شدت تشنه توجه مردان میشوند. این نیاز، آنها را به طعمههایی آسان برای مردان سودجو تبدیل میکند و باعث میشود در سنین نوجوانی وارد روابط جنسی پرخطر شوند و خودشان چرخه فحشا و تولید فرزندان حرامزاده را تکرار کنند.
شکست تحصیلی و فقر موروثی: این کودکان به دلیل عدم ثبات عاطفی و نظارت، در تحصیل شکست میخورند و در بزرگسالی نیز در چرخه فقر والدین خود گرفتار میمانند.
فمینیسم با حذف پدر، عملاً یک خط تولید انبوه برای انسانهای آسیبدیده، بزهکار و از نظر روانی ناپایدار ایجاد کرده است که خوراک اصلی سیستمهای قضایی و روانپزشکی هستند.
۳. فروپاشی اعتماد و شیوع خیانت در سطح جامعه
خانواده، سلول بنیادین اعتماد در جامعه است. وقتی این سلول با ویروس خیانت و بیتعهدی سرطانی شود، کل پیکره جامعه دچار فروپاشی میشود. جامعهای که بر پایه روابط موقت، لذتگرایی آنی و شکستن پیمانها بنا شده، نمیتواند جامعهای باثبات باشد. بیاعتمادی میان زن و مرد، به بیاعتمادی عمومی در تمام سطوح جامعه تسری پیدا میکند. این همان جامعهای است که توماس هابز توصیف میکرد: «جنگ همه علیه همه». این میراث نهایی فمینیسم است: یک جامعه اتمیزه، پارانوئید و بیریشه که در آن، هیچکس به دیگری اعتماد ندارد، زیرا مقدسترین پیمان اعتماد، یعنی پیمان زناشویی، بیارزش شده است.
نتیجهگیری:
میراث فمینیسم در این حوزه، یک پرونده جنایی قطور و غیرقابل دفاع است. کیفرخواست علیه آن بر این اساس استوار است:
۱. جنایت علیه امر الهی: با شورش آشکار علیه دستور اللّه سبحانه و تعالی مبنی بر ازدواج و تشکیل خانواده و تلاش برای جایگزین کردن آن با فساد.
۲. مهندسی سازمانیافته فحشا و بیحیایی: با نابود کردن تعمدی تمام موانع فرهنگی و اخلاقی در برابر گناه و ترویج بیشرمی به عنوان یک فضیلت مدرن.
۳. تولید انبوه یک نسل حرامزاده، رنجدیده و بیهویت: با تشویق به فرزندآوری در خارج از چارچوب مقدس ازدواج و محکوم کردن میلیونها کودک به یک زندگی پر از درد و سرگردانی.
۴. ترویج سیستماتیک خیانت و بیمسئولیتی: با آموزش به مردان و زنان برای خیانت به فطرت، خیانت به تعهدات و خیانت به فرزندان آیندهشان.
۵. نابودی امنیت روانی و اخلاقی جامعه: با رها کردن هیولای جرم، اعتیاد، بیماریهای روانی و ناامیدی در جامعه که همگی از نتایج مستقیم فروپاشی خانواده هستند.
۶. فریب و خیانت به خود زنان: با وعده دروغین آزادی و تحویل دادن تنهایی، فقر، ناامنی و بار خردکننده مادری مجرد به آنها.
راه نجات، نه اصلاح این تفکر سرطانی، بلکه طرد کامل و قاطع آن و یک بازگشت فوری و آگاهانه به پناهگاه امن شریعت الهی است. تنها راهحل، احیای قداست ازدواج، بازگرداندن عزت و مسئولیت به مقام پدر، ترویج فرهنگ حیا و عفت، و درک این حقیقت است که هر جامعهای که علیه خانواده قیام کند، در واقع حکم نابودی خود را امضا کرده است.
📚منابع:
[1]: OECD Family Database. SF3.1: Share of births outside marriage, 2022.
[2]: Firestone, Shulamith. The Dialectic of Sex: The Case for Feminist Revolution. William Morrow and Company, 1970.
[3]: U.S. Census Bureau. Poverty in the United States: 2022. Report Number P60-277.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
#نقدـشماره۳
#فمینیسم
بخش۲
۲. کارخانه تولید تباهی: فاجعه نسل بیپدر و غرق در گناه
هیچ عاملی به اندازه «نبود پدر» در تولید فساد، انحراف و تباهی اجتماعی مؤثر نیست. دیوید پاپنو، جامعهشناس، این پدیده را «یک آزمایش اجتماعی عظیم و خطرناک» نامید. فرزندانی که از محبت، تربیت و نظارت پدر محروم هستند و هویتشان در یک رابطه گناهآلود ریشه دارد، با ریسکهای وحشتناکی روبرو هستند:
خلاء روحانی و هویتی: اولین قربانی، هویت کودک است. او دائماً با این سؤال ویرانگر روبروست: «پدر من کیست؟ چرا من مانند دیگران نیستم؟» این زخم عمیق روحی، زمینهساز انواع اختلالات روانی، افسردگی، خشم و تمایلات خودکشی است.
جذب شدن به جرم و جنایت: پسرانی که الگوی مردانه مثبت در خانه ندارند، برای یافتن حس قدرت و تعلق، به باندهای تبهکار پناه میبرند. زندانهای غرب مملو از مردان جوانی است که در خانههای بیپدر بزرگ شدهاند. آنها در خیابان به دنبال پدری میگردند که در خانه نیافتهاند.
سقوط در ورطه فحشا: دخترانی که از محبت و تأیید پدر محروم بودهاند، در سنین پایین به شدت تشنه توجه مردان میشوند. این نیاز، آنها را به طعمههایی آسان برای مردان سودجو تبدیل میکند و باعث میشود در سنین نوجوانی وارد روابط جنسی پرخطر شوند و خودشان چرخه فحشا و تولید فرزندان حرامزاده را تکرار کنند.
شکست تحصیلی و فقر موروثی: این کودکان به دلیل عدم ثبات عاطفی و نظارت، در تحصیل شکست میخورند و در بزرگسالی نیز در چرخه فقر والدین خود گرفتار میمانند.
فمینیسم با حذف پدر، عملاً یک خط تولید انبوه برای انسانهای آسیبدیده، بزهکار و از نظر روانی ناپایدار ایجاد کرده است که خوراک اصلی سیستمهای قضایی و روانپزشکی هستند.
۳. فروپاشی اعتماد و شیوع خیانت در سطح جامعه
خانواده، سلول بنیادین اعتماد در جامعه است. وقتی این سلول با ویروس خیانت و بیتعهدی سرطانی شود، کل پیکره جامعه دچار فروپاشی میشود. جامعهای که بر پایه روابط موقت، لذتگرایی آنی و شکستن پیمانها بنا شده، نمیتواند جامعهای باثبات باشد. بیاعتمادی میان زن و مرد، به بیاعتمادی عمومی در تمام سطوح جامعه تسری پیدا میکند. این همان جامعهای است که توماس هابز توصیف میکرد: «جنگ همه علیه همه». این میراث نهایی فمینیسم است: یک جامعه اتمیزه، پارانوئید و بیریشه که در آن، هیچکس به دیگری اعتماد ندارد، زیرا مقدسترین پیمان اعتماد، یعنی پیمان زناشویی، بیارزش شده است.
نتیجهگیری:
میراث فمینیسم در این حوزه، یک پرونده جنایی قطور و غیرقابل دفاع است. کیفرخواست علیه آن بر این اساس استوار است:
۱. جنایت علیه امر الهی: با شورش آشکار علیه دستور اللّه سبحانه و تعالی مبنی بر ازدواج و تشکیل خانواده و تلاش برای جایگزین کردن آن با فساد.
۲. مهندسی سازمانیافته فحشا و بیحیایی: با نابود کردن تعمدی تمام موانع فرهنگی و اخلاقی در برابر گناه و ترویج بیشرمی به عنوان یک فضیلت مدرن.
۳. تولید انبوه یک نسل حرامزاده، رنجدیده و بیهویت: با تشویق به فرزندآوری در خارج از چارچوب مقدس ازدواج و محکوم کردن میلیونها کودک به یک زندگی پر از درد و سرگردانی.
۴. ترویج سیستماتیک خیانت و بیمسئولیتی: با آموزش به مردان و زنان برای خیانت به فطرت، خیانت به تعهدات و خیانت به فرزندان آیندهشان.
۵. نابودی امنیت روانی و اخلاقی جامعه: با رها کردن هیولای جرم، اعتیاد، بیماریهای روانی و ناامیدی در جامعه که همگی از نتایج مستقیم فروپاشی خانواده هستند.
۶. فریب و خیانت به خود زنان: با وعده دروغین آزادی و تحویل دادن تنهایی، فقر، ناامنی و بار خردکننده مادری مجرد به آنها.
راه نجات، نه اصلاح این تفکر سرطانی، بلکه طرد کامل و قاطع آن و یک بازگشت فوری و آگاهانه به پناهگاه امن شریعت الهی است. تنها راهحل، احیای قداست ازدواج، بازگرداندن عزت و مسئولیت به مقام پدر، ترویج فرهنگ حیا و عفت، و درک این حقیقت است که هر جامعهای که علیه خانواده قیام کند، در واقع حکم نابودی خود را امضا کرده است.
📚منابع:
[1]: OECD Family Database. SF3.1: Share of births outside marriage, 2022.
[2]: Firestone, Shulamith. The Dialectic of Sex: The Case for Feminist Revolution. William Morrow and Company, 1970.
[3]: U.S. Census Bureau. Poverty in the United States: 2022. Report Number P60-277.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤49👍20🔥4
#خبر
مجلۀ ۹۷۲+ میگوید که ارتش رژیم صهیونیست واحد ویژهای برای توجیه قتل خبرنگاران راهاندازی کرده است!
به گزارش یورو نیوز:
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
مجلۀ ۹۷۲+ میگوید که ارتش رژیم صهیونیست واحد ویژهای برای توجیه قتل خبرنگاران راهاندازی کرده است!
به گزارش یورو نیوز:
ارتش اسرائیل یک واحد ویژه با نام «سلول مشروعیتبخشی» تشکیل داده تا خبرنگاران را به حماس مرتبط کند و به این ترتیب کشتن آنها را توجیه کند. بر اساس یک گزارش تحقیقی که مجله «۹۷۲+» و به نقل از منابع اطلاعاتی منتشر شده، این واحد پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ایجاد شد و مأموریت آن گردآوری اطلاعاتی بود که بتوان از آن در راستای تبلیغات اسرائیل استفاده کرد!
انتشار این گزارش تنها چند روز پس از کشته شدن انس الشریف، خبرنگار الجزیره، و پنج رسانهنگار دیگر در شهر غزه توسط ارتش اسرائیل انجام شد. رسانههای غربی از جمله بیبیسی و رویترز ادعاهای اسرائیل را درباره عضویت انس الشریف در حماس تکرار کردند.
یکی از منابع اطلاعاتی گفت هدف اصلی این واحد روابط عمومی بود، چرا که خبرنگارانی که درباره جنایات مستمر اسرائیل در غزه گزارش میدادند، اعتبار اسرائیل را در برابر جهان خدشهدار میکردند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍63🔥21❤19
#خبر
تجاوز جنسی به ۶۵۴ زن کارگر تایلندی شاغل در سرزمینهای اشغالی
طبق گزارشی که روزنامۀ صهیونیستی روزالم پست تهیه کرده است، از ۶۵۴ زن کارگر تایلندی شاغل در سرزمینهای اشغالی، سوالاتی دربارۀ آزار جنسی پرسیدهاند و در کمال ناباوری جواب صددرصد شرکتکنندگان مثبت بوده است؛ همۀ آنان مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند!
🌐 bit.ly/3JnWnU3
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
تجاوز جنسی به ۶۵۴ زن کارگر تایلندی شاغل در سرزمینهای اشغالی
طبق گزارشی که روزنامۀ صهیونیستی روزالم پست تهیه کرده است، از ۶۵۴ زن کارگر تایلندی شاغل در سرزمینهای اشغالی، سوالاتی دربارۀ آزار جنسی پرسیدهاند و در کمال ناباوری جواب صددرصد شرکتکنندگان مثبت بوده است؛ همۀ آنان مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند!
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍112🔥56❤12👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزه و شکستن بت دموکراسی غربی
هنگامی که غرب چهرۀ وحشی و خونخوار خود را آشکار میکند...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
هنگامی که غرب چهرۀ وحشی و خونخوار خود را آشکار میکند...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤80👍42🔥17👎6
مسئلهی مادر بودن و جهانی شدن فمنیسم
در دوران معاصر، جریانهایی سربرآوردهاند که حامل پرچم "فمنیسم" هستند و فضای جهانی را با قدرت درنوردیدهاند و برخی طرفها نیز از آنها پشتیبانی میکنند و مدعی هستند که برای گرفتن حق زنان و بالا بردن جایگاهشان در جامعه تلاش میکنند طوری که آیندهای ویژهی زنان و ساختار آنان را برایشان فراهم میسازند و استقلال و آزادی آنها را برایشان تضمین میکنند! اما اندیشمند بیطرفی که با دقت و کنکاش در مکتب فمنیسم که بر ذهن بیشتر زنان مسلمان چیره شده است مینگرد پی میبرد که چنین جریانی، دربردارندهی مفاهیم اشتباه و عجیب و غریبی است که نیازمند درنگی فوری و اندیشیدنی ژرف است تا پیش از آنکه نتایج فاجعهآفرینی برای امت زخمخوردهی اسلام به بار بیاورد بتوان آن را متوقف کرد.
با وجود بزرگنمایی آشکار مفهومِ زن ظریف و مادر مهربان اما باید گفت که جایگاه مادر بودن در گفتمان فزایندهی فمنیسم در کجا قرار دارد؟! و اصلا مادر بودن در نگاه و نظر منادیان فمنیسم به چه معناست؟!
کسی که در ماهیت و درونمایهی مادر بودن اندیشه میکند درمییابد که صرفا یک وظیفه و کار بیولوژیک نیست بلکه رسالتی والا و ماموریتی بزرگ است زیرا مادر، نخستین پرورشگاه کودک میباشد و اوست که نهال ارزشها و اصول و مبانی را در وجود او میکارد و شخصیتش را در مراحل اولیهی زندگانیاش شکل میدهد بنابراین تاثیر مادرِ درستکار و مربّی در ساختن جامعه، بسیار عمیق و فراگیر است.
ممکن است برخی افراد، پرداختن به مادر بودن را مانعی در برابر پیشرفت زن و دستیابی به بلندپروازیهای شخصی و شغلیاش ببینند و شاید هم نقش والای مادر بودن را قید و بندی ببینند که دست و پای زن را میبندد و نقشآفرینی او را در چارچوبی تنگ به محدودیت میکشاند اما آیا چنین تصویری، ظلم در حق ماموریت بسیار بزرگ مادر بودن نیست؟! اصلا آیا زنان نیکوکار سلف نبودند که همزمان به علمآموزی و عمل صالح و تربیت فرزندان نیک میپرداختند؟!
بنابراین فراهم کردن پشتیبانی و مراقبت از مادرها و گرامیداشت و تشکر از تلاشهای آنان در پرورش نسل آینده به معنای به حاشیه بردن نقش زن نیست چرا که زن، سازندهی مردها است و با اصلاح زن است که جامعه اصلاح میشود و با توانمند شدن زن است که جامعه، شکوفا میگردد.
همچنین بزرگداشت زن و حفظ حقوق وی، امری است که هیچ انسان عاقلی در آن جدال و مخالفت نمیکند و شریعت اسلام نیز همین امر را تایید میکند و کاملا در حق زن انصاف به خرج داده است اما جریانهای فکری غربی آمدند و به آزادی زن مسلمان فرامیخوانند و خواستار حق او در رقابت کردن با مردان در میدان کار شدند و نیز زنان را تشویق میکنند که خواستار برابری مطلق بین زن و مرد شوند!! و با این کار میکوشند فطرت سلیمی که خداوند متعال زن را بر آن سرشته است تغییر دهند و در نقشهای تکاملیای که خانواده و جامعه بر پایهی آن بنا میشوند شکاف ایجاد کنند و آگاهی پیرامون تفاوتهای فطری بین دو جنس را نیست و نابود گردانند در حالی که این تفاوتها، توزیع نقشها بین زن مرد را میطلبد که با تواناییها و مسئولیتهای هر یک از آن دو مناسب است.
و نیز کسی که در جریانهای غربی میاندیشد درمییابد که آنها از ارزش نقش بزرگ زن میکاهند؛ نقش بزرگی که زن به عنوان مادر، مربی و سازندهی نسلها ایفا میکند و همین امر سبب میشود که زنان با بیارزشی به آن بنگرند و آن را مانعی در برابر آزادی و پیشرفت خود ببینند!! و این نادیده گرفتن ارزش زن با بزرگداشت بسیار زیاد نقش اساسی و محوری زن در ساختن جامعهی مسلمان که در تاریخ اسلامی خود دیدهایم همخوانی ندارد.
پس تا زمانی که هدف چنین جریانهایی، تمرکز مبالغهآمیز آنها بر ذات شخص زن باشد و نقش وی در ساختن خانواده و جامعه را به عنوان یک واحد متکامل نادیده بگیرند و با این جمله که زن به تنهایی، نیمی از جامعه را نمایندگی میکند او را در ناآگاهی فرو ببرند جامعه به فروپاشی گسترده در روابط خانوادگی میانجامد و بنیان امت دچار ضعف میشود زیرا همان طور که مرد مسئولیتهایی دارد زن هم دارای نقشهای محوری است که هیچ کسی در جامعه از آن بینیاز نمیباشد.
یهودیان - لعنتهای پیوستهی خداوند بر آنها باد - میگویند: "ما باید زن را به دست بیاوریم زیرا هر وقتی که دستانش را به سوی ما دراز کند بازی را بردهایم و در معامله سود کردهایم".
و یکی از رهبران فراماسون میگوید: "شراب و زن در نابودی امت محمدی، بیش از هر تانک و توپی میتوانند ضربه بزنند پس زنان را در دوست داشتن مادیات و شهوات غرق کنید".
یعنی انگار که میگویند: «بر فساد زنان مسلمان تمرکز کنید زیرا با سقوط عقیدتی و اخلاقی آنان، امت اسلامی نیز به سقوط کشیده میشود».
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
در دوران معاصر، جریانهایی سربرآوردهاند که حامل پرچم "فمنیسم" هستند و فضای جهانی را با قدرت درنوردیدهاند و برخی طرفها نیز از آنها پشتیبانی میکنند و مدعی هستند که برای گرفتن حق زنان و بالا بردن جایگاهشان در جامعه تلاش میکنند طوری که آیندهای ویژهی زنان و ساختار آنان را برایشان فراهم میسازند و استقلال و آزادی آنها را برایشان تضمین میکنند! اما اندیشمند بیطرفی که با دقت و کنکاش در مکتب فمنیسم که بر ذهن بیشتر زنان مسلمان چیره شده است مینگرد پی میبرد که چنین جریانی، دربردارندهی مفاهیم اشتباه و عجیب و غریبی است که نیازمند درنگی فوری و اندیشیدنی ژرف است تا پیش از آنکه نتایج فاجعهآفرینی برای امت زخمخوردهی اسلام به بار بیاورد بتوان آن را متوقف کرد.
با وجود بزرگنمایی آشکار مفهومِ زن ظریف و مادر مهربان اما باید گفت که جایگاه مادر بودن در گفتمان فزایندهی فمنیسم در کجا قرار دارد؟! و اصلا مادر بودن در نگاه و نظر منادیان فمنیسم به چه معناست؟!
کسی که در ماهیت و درونمایهی مادر بودن اندیشه میکند درمییابد که صرفا یک وظیفه و کار بیولوژیک نیست بلکه رسالتی والا و ماموریتی بزرگ است زیرا مادر، نخستین پرورشگاه کودک میباشد و اوست که نهال ارزشها و اصول و مبانی را در وجود او میکارد و شخصیتش را در مراحل اولیهی زندگانیاش شکل میدهد بنابراین تاثیر مادرِ درستکار و مربّی در ساختن جامعه، بسیار عمیق و فراگیر است.
ممکن است برخی افراد، پرداختن به مادر بودن را مانعی در برابر پیشرفت زن و دستیابی به بلندپروازیهای شخصی و شغلیاش ببینند و شاید هم نقش والای مادر بودن را قید و بندی ببینند که دست و پای زن را میبندد و نقشآفرینی او را در چارچوبی تنگ به محدودیت میکشاند اما آیا چنین تصویری، ظلم در حق ماموریت بسیار بزرگ مادر بودن نیست؟! اصلا آیا زنان نیکوکار سلف نبودند که همزمان به علمآموزی و عمل صالح و تربیت فرزندان نیک میپرداختند؟!
بنابراین فراهم کردن پشتیبانی و مراقبت از مادرها و گرامیداشت و تشکر از تلاشهای آنان در پرورش نسل آینده به معنای به حاشیه بردن نقش زن نیست چرا که زن، سازندهی مردها است و با اصلاح زن است که جامعه اصلاح میشود و با توانمند شدن زن است که جامعه، شکوفا میگردد.
همچنین بزرگداشت زن و حفظ حقوق وی، امری است که هیچ انسان عاقلی در آن جدال و مخالفت نمیکند و شریعت اسلام نیز همین امر را تایید میکند و کاملا در حق زن انصاف به خرج داده است اما جریانهای فکری غربی آمدند و به آزادی زن مسلمان فرامیخوانند و خواستار حق او در رقابت کردن با مردان در میدان کار شدند و نیز زنان را تشویق میکنند که خواستار برابری مطلق بین زن و مرد شوند!! و با این کار میکوشند فطرت سلیمی که خداوند متعال زن را بر آن سرشته است تغییر دهند و در نقشهای تکاملیای که خانواده و جامعه بر پایهی آن بنا میشوند شکاف ایجاد کنند و آگاهی پیرامون تفاوتهای فطری بین دو جنس را نیست و نابود گردانند در حالی که این تفاوتها، توزیع نقشها بین زن مرد را میطلبد که با تواناییها و مسئولیتهای هر یک از آن دو مناسب است.
و نیز کسی که در جریانهای غربی میاندیشد درمییابد که آنها از ارزش نقش بزرگ زن میکاهند؛ نقش بزرگی که زن به عنوان مادر، مربی و سازندهی نسلها ایفا میکند و همین امر سبب میشود که زنان با بیارزشی به آن بنگرند و آن را مانعی در برابر آزادی و پیشرفت خود ببینند!! و این نادیده گرفتن ارزش زن با بزرگداشت بسیار زیاد نقش اساسی و محوری زن در ساختن جامعهی مسلمان که در تاریخ اسلامی خود دیدهایم همخوانی ندارد.
پس تا زمانی که هدف چنین جریانهایی، تمرکز مبالغهآمیز آنها بر ذات شخص زن باشد و نقش وی در ساختن خانواده و جامعه را به عنوان یک واحد متکامل نادیده بگیرند و با این جمله که زن به تنهایی، نیمی از جامعه را نمایندگی میکند او را در ناآگاهی فرو ببرند جامعه به فروپاشی گسترده در روابط خانوادگی میانجامد و بنیان امت دچار ضعف میشود زیرا همان طور که مرد مسئولیتهایی دارد زن هم دارای نقشهای محوری است که هیچ کسی در جامعه از آن بینیاز نمیباشد.
یهودیان - لعنتهای پیوستهی خداوند بر آنها باد - میگویند: "ما باید زن را به دست بیاوریم زیرا هر وقتی که دستانش را به سوی ما دراز کند بازی را بردهایم و در معامله سود کردهایم".
و یکی از رهبران فراماسون میگوید: "شراب و زن در نابودی امت محمدی، بیش از هر تانک و توپی میتوانند ضربه بزنند پس زنان را در دوست داشتن مادیات و شهوات غرق کنید".
یعنی انگار که میگویند: «بر فساد زنان مسلمان تمرکز کنید زیرا با سقوط عقیدتی و اخلاقی آنان، امت اسلامی نیز به سقوط کشیده میشود».
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤50👍11
از همین روی هم دشمنان، جریانهای ویرانگر فمنیستی که فطرت سالم زن را تغییر و تحریف میکنند برای زنان، زیبا جلوه دادند و اقدام به مغزشویی آنان کردند تا جایی که ایشان را با صفات مردانه مسخ کردند طوری که دیگر به راحتی زن را نمیشناسیم! چنانکه زن به گونهای منحرف شده که دوست دارد از خانه بیرون برود و کار کند و خواستار برابری با مردان و حضور یافتن در بین آنها در هر میدان و تخصصی شده است و همچنین از فکرِ در خانه ماندن متنفر است و آن را زندانی برای خود میبیند و اگر او را نصیحتی کنیم لجبازی و خودبرتربینی و تکبر در پیش میگیرد و بهانهاش اینست که در خانه ماندنش ظلم و ستم به او است!
واقعا تاسفبار است.
ما باید زنان مسلمان را از باتلاق بدبوی فمنیسم نجات دهیم و با نرمش و مهربانی به آنان کمک کنیم که دوباره شایستگیشان را برای انجام وظیفهی اساسیای که بخاطرش آفریده شدهاند به دست بیاورند. سپس وظیفه داریم زنان را از دنبالهروی کردن جریان پُر زرق و برق فمنیسم بر حذر داریم که - به ادعای فمنیستها - سراسر خیر و رحمت برای زن است اما در باطن، دربردارندهی زهری پلید و کشنده است و نیز با ارزشها و ثوابت اسلامی ما تعارض دارد.
ما باید همیشه در کمین چنین جریانهای ویرانگری باشیم و در حد توان به انتشار آگاهی بپردازیم تا آنها را به بنبست بکشانیم و تا زنان مسلمان بدانند که بزرگداشت حقیقی آنان در حفظ حقوق کامل ایشان و قدردانی از نقش منحصر به فرد و مهم زنان در خانواده و جامعه نهفته است و باید شدیدا تلاش کنیم که اقدامات ما برای رعایت عدالت با زنان، سازگار با فطرت سلیم ایشان و ارزشهای اصیلمان باشد تا بتوانیم آرامش و آسایش را برای زنان فراهم کنیم و بکوشیم نقش اصیل و زن بودن بینظیر آنان را نزدشان دوستداشتنی کنیم.
✍️ نویسنده: خانم شام محمود
📰 ترجمه و نشر در: «رد شبهات ملحدین»
bit.ly/45xouZD
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
واقعا تاسفبار است.
ما باید زنان مسلمان را از باتلاق بدبوی فمنیسم نجات دهیم و با نرمش و مهربانی به آنان کمک کنیم که دوباره شایستگیشان را برای انجام وظیفهی اساسیای که بخاطرش آفریده شدهاند به دست بیاورند. سپس وظیفه داریم زنان را از دنبالهروی کردن جریان پُر زرق و برق فمنیسم بر حذر داریم که - به ادعای فمنیستها - سراسر خیر و رحمت برای زن است اما در باطن، دربردارندهی زهری پلید و کشنده است و نیز با ارزشها و ثوابت اسلامی ما تعارض دارد.
ما باید همیشه در کمین چنین جریانهای ویرانگری باشیم و در حد توان به انتشار آگاهی بپردازیم تا آنها را به بنبست بکشانیم و تا زنان مسلمان بدانند که بزرگداشت حقیقی آنان در حفظ حقوق کامل ایشان و قدردانی از نقش منحصر به فرد و مهم زنان در خانواده و جامعه نهفته است و باید شدیدا تلاش کنیم که اقدامات ما برای رعایت عدالت با زنان، سازگار با فطرت سلیم ایشان و ارزشهای اصیلمان باشد تا بتوانیم آرامش و آسایش را برای زنان فراهم کنیم و بکوشیم نقش اصیل و زن بودن بینظیر آنان را نزدشان دوستداشتنی کنیم.
bit.ly/45xouZD
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤58👍9
نقدی بر گفتمان انسانمحوری جدا از دین
در فضای فکری معاصر، مفهوم «انسانیت» به عنوان معیاری نهایی برای اخلاق و رفتار شایسته تبلیغ میشود؛ مفهومی که ریشه در تاریخ و فلسفه غرب دارد و اغلب در تقابل یا استقلال از دین تعریف میگردد. این نوشتار به اختصار در پی واکاوی خاستگاه این ایده و نقد ادعای استقلال اخلاق از دین است و در مقابل، مفهوم اصیل و جامع «احسان» در اسلام را به عنوان جایگزینی الهی و کامل ارائه میدهد.
مفهوم «انسانیت» و نسبت آن با دین
موضوع «انسانیت» که اخیراً در گفتمانهای روشنفکری پررنگ شده، ریشه در جریانهای فکری اروپایی مانند اومانیسم عصر رنسانس و روشنگری دارد که در واکنش به حاکمیت مطلق و بعضاً تحریفشده کلیسا شکل گرفت. در این نگاه، «انسانیت» بهعنوان یک ایدئولوژی مستقل و گاه جایگزین دین مطرح شد، گویی که در کنار سایر ادیان، «دین انسانیت» نیز وجود دارد.
متأسفانه این مفهوم، بدون توجه به خاستگاه تاریخی و فلسفی خود و مبانی سکولارش، به شکلی ناقص و ناسازگار وارد گفتمان برخی از متدینان شده است. شاهد این ادعا، جملات آشنا اما مشکلسازی است همچون: «نماز و روزه و حج داشته باشی، اما اگر انسانیت نداشته باشی، دیندار واقعی نیستی! یا این موارد را نداشته باشی مشکلی نیست مهم انسانیت است!» این سخن، هرچند به ظاهر بر اهمیت اخلاق تأکید دارد، اما دارای دو اشکال بنیادین است:
اولاً: خود «انسانیت» مفهومی مورد نزاع و فاقد تعریف دقیق است. معیارهای «انسانیت» نزد مکاتب و افراد مختلف، متفاوت و حتی متعارض است و برای کسی که به خدا ایمان ندارد، استدلال برای اخلاق عینی و حتی اعتماد به عقل دشوار میشود. مشکل تا جایی پیش میرود که تکاملباوری مرز میان انسان و حیوانات را خط میزند و دیگر جاندار ویژهای بهنام انسان وجود نخواهد داشت تا «انسانیت» به آن تکیه دهد! در این حال، انسان همان «پسماندۀ شیمیایی» است که استیون هاوکینگ میگفت و کرامتی ایجاب نمیکند.
ثانیاً: این جمله، «انسانیت» را در تقابلی کاذب با ارکان دین قرار میدهد، حال آنکه در نگاه اسلامی، فضایل اخلاقی مانند عدالت، ایثار، مهربانی، گذشت و...، خود جزیی جداییناپذیر از دین و ریشهگرفته از تعالیم انبیاء (علیهمالسلام) هستند. دین اسلام از آغاز تاکنون، برنامهای جامع برای تمام عرصههای زندگی فردی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی ارائه داده و نیازی به الحاق مفاهیم بیپایهای مانند «انسانیتِ مستقل از دین» ندارد.
«احسان» در اسلام؛ پاسخ اصیل به ادعای «انسانیت»
اسلام به جای مفهوم مبهم «انسانیت»، از اصل عمیقتر و جامعتری به نام «احسان» سخن میگوید. پیامبراکرمﷺ «احسان» را به عنوان یکی از ارکان سهگانه دین -در کنار ایمان و اسلام- معرفی میفرمایند: «اینکه خدا را چنان عبادت کنی که گویی او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، قطعاً او تو را میبیند.» [صحیح بخاری، ج1، ص19ح50؛ صحیح مسلم، ج1، ص39، ح9].
نکته کلیدی اینجاست که احسان، تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه سطحی متعالی از دینداری است که تمام اعمال فردی و اجتماعی را دربر میگیرد و بر پایه خداباوری و احساس مسئولیت در پیشگاه الهی استوار است. بسیاری از بزرگان، عرفان اصیل اسلامی را نیز ذیل همین مفهوم تعریف کردهاند. بنابراین، آنچه امروز به نام «انسانیت» تبلیغ میشود، در واقع بخشی از مصادیق «احسان» در تعالیم اسلامی است، با این تفاوت بنیادین که احسان، اخلاق را در چارچوبی الهی و مبتنی بر عبودیت تعریف میکند، نه بر پایه خواست و تشخیص ناپایدار بشری.
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
در فضای فکری معاصر، مفهوم «انسانیت» به عنوان معیاری نهایی برای اخلاق و رفتار شایسته تبلیغ میشود؛ مفهومی که ریشه در تاریخ و فلسفه غرب دارد و اغلب در تقابل یا استقلال از دین تعریف میگردد. این نوشتار به اختصار در پی واکاوی خاستگاه این ایده و نقد ادعای استقلال اخلاق از دین است و در مقابل، مفهوم اصیل و جامع «احسان» در اسلام را به عنوان جایگزینی الهی و کامل ارائه میدهد.
مفهوم «انسانیت» و نسبت آن با دین
موضوع «انسانیت» که اخیراً در گفتمانهای روشنفکری پررنگ شده، ریشه در جریانهای فکری اروپایی مانند اومانیسم عصر رنسانس و روشنگری دارد که در واکنش به حاکمیت مطلق و بعضاً تحریفشده کلیسا شکل گرفت. در این نگاه، «انسانیت» بهعنوان یک ایدئولوژی مستقل و گاه جایگزین دین مطرح شد، گویی که در کنار سایر ادیان، «دین انسانیت» نیز وجود دارد.
متأسفانه این مفهوم، بدون توجه به خاستگاه تاریخی و فلسفی خود و مبانی سکولارش، به شکلی ناقص و ناسازگار وارد گفتمان برخی از متدینان شده است. شاهد این ادعا، جملات آشنا اما مشکلسازی است همچون: «نماز و روزه و حج داشته باشی، اما اگر انسانیت نداشته باشی، دیندار واقعی نیستی! یا این موارد را نداشته باشی مشکلی نیست مهم انسانیت است!» این سخن، هرچند به ظاهر بر اهمیت اخلاق تأکید دارد، اما دارای دو اشکال بنیادین است:
اولاً: خود «انسانیت» مفهومی مورد نزاع و فاقد تعریف دقیق است. معیارهای «انسانیت» نزد مکاتب و افراد مختلف، متفاوت و حتی متعارض است و برای کسی که به خدا ایمان ندارد، استدلال برای اخلاق عینی و حتی اعتماد به عقل دشوار میشود. مشکل تا جایی پیش میرود که تکاملباوری مرز میان انسان و حیوانات را خط میزند و دیگر جاندار ویژهای بهنام انسان وجود نخواهد داشت تا «انسانیت» به آن تکیه دهد! در این حال، انسان همان «پسماندۀ شیمیایی» است که استیون هاوکینگ میگفت و کرامتی ایجاب نمیکند.
ثانیاً: این جمله، «انسانیت» را در تقابلی کاذب با ارکان دین قرار میدهد، حال آنکه در نگاه اسلامی، فضایل اخلاقی مانند عدالت، ایثار، مهربانی، گذشت و...، خود جزیی جداییناپذیر از دین و ریشهگرفته از تعالیم انبیاء (علیهمالسلام) هستند. دین اسلام از آغاز تاکنون، برنامهای جامع برای تمام عرصههای زندگی فردی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی ارائه داده و نیازی به الحاق مفاهیم بیپایهای مانند «انسانیتِ مستقل از دین» ندارد.
«احسان» در اسلام؛ پاسخ اصیل به ادعای «انسانیت»
اسلام به جای مفهوم مبهم «انسانیت»، از اصل عمیقتر و جامعتری به نام «احسان» سخن میگوید. پیامبراکرمﷺ «احسان» را به عنوان یکی از ارکان سهگانه دین -در کنار ایمان و اسلام- معرفی میفرمایند: «اینکه خدا را چنان عبادت کنی که گویی او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، قطعاً او تو را میبیند.» [صحیح بخاری، ج1، ص19ح50؛ صحیح مسلم، ج1، ص39، ح9].
نکته کلیدی اینجاست که احسان، تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه سطحی متعالی از دینداری است که تمام اعمال فردی و اجتماعی را دربر میگیرد و بر پایه خداباوری و احساس مسئولیت در پیشگاه الهی استوار است. بسیاری از بزرگان، عرفان اصیل اسلامی را نیز ذیل همین مفهوم تعریف کردهاند. بنابراین، آنچه امروز به نام «انسانیت» تبلیغ میشود، در واقع بخشی از مصادیق «احسان» در تعالیم اسلامی است، با این تفاوت بنیادین که احسان، اخلاق را در چارچوبی الهی و مبتنی بر عبودیت تعریف میکند، نه بر پایه خواست و تشخیص ناپایدار بشری.
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤58👍3🔥2
تقابل نادرست دین و انسانیت و پیامدهای آن
ادعای استقلال «انسانیت» از دین، هرچند ممکن است در نگاه سطحی جذاب به نظر رسد، اما دارای سه مشکل اساسی است:
أ) نسبیت اخلاقی: در غیاب دین و وحی، معیار ثابت و جهانشمولی برای تعریف «خوب» و «بد» وجود ندارد و «انسانیت» به سلیقه افراد، جوامع و حکومتها تبدیل میشود. آنچه امروز «انسانیت» خوانده میشود، ممکن است فردا به نام «پیشرفت» نقض شود.
ب) ریشههای الحادی: این اندیشه بهطور مستقیم متأثر از «اومانیسم» است که محوریت جهان را از خدا سلب کرده و آن را به انسان میدهد. در این مکتب، انسان معیار و مدار همه چیز است.
پ) تعارض با خدامحوری: اسلام بر محوریت خدا در همه عرصهها (اخلاق، قانونگذاری، حاکمیت) تأکید دارد، در حالی که اومانیسم انسان را جایگزین خدا میکند. پذیرش «انسانیتِ مستقل از دین»، نرمترین راه برای ترویج سکولاریسم و جداکردن دین از زندگی است.
در نهایت، آنچه به نام «انسانیت» مستقل از دین عرضه میشود، نهتنها کمکی به تعالی اخلاقی جامعه نمیکند، بلکه با ترویج نسبیگرایی اخلاقی و مبانی سکولار، به تدریج بنیانهای ارزشی جامعه را سست میکند.
در مقابل، مفهوم «احسان» در اسلام، با حفظ اصالت الهی و قراردادن اخلاق در چارچوب عبادت آگاهانه پروردگار، تضمینی پایدار برای فضیلتهای انسانی است. وظیفه دعوتگران دینی است که به جای تکرار مفاهیم مبهم و وارداتی، این گوهر اصیل اسلامی را تبیین و به جامعه معرفی نمایند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
ادعای استقلال «انسانیت» از دین، هرچند ممکن است در نگاه سطحی جذاب به نظر رسد، اما دارای سه مشکل اساسی است:
أ) نسبیت اخلاقی: در غیاب دین و وحی، معیار ثابت و جهانشمولی برای تعریف «خوب» و «بد» وجود ندارد و «انسانیت» به سلیقه افراد، جوامع و حکومتها تبدیل میشود. آنچه امروز «انسانیت» خوانده میشود، ممکن است فردا به نام «پیشرفت» نقض شود.
ب) ریشههای الحادی: این اندیشه بهطور مستقیم متأثر از «اومانیسم» است که محوریت جهان را از خدا سلب کرده و آن را به انسان میدهد. در این مکتب، انسان معیار و مدار همه چیز است.
پ) تعارض با خدامحوری: اسلام بر محوریت خدا در همه عرصهها (اخلاق، قانونگذاری، حاکمیت) تأکید دارد، در حالی که اومانیسم انسان را جایگزین خدا میکند. پذیرش «انسانیتِ مستقل از دین»، نرمترین راه برای ترویج سکولاریسم و جداکردن دین از زندگی است.
در نهایت، آنچه به نام «انسانیت» مستقل از دین عرضه میشود، نهتنها کمکی به تعالی اخلاقی جامعه نمیکند، بلکه با ترویج نسبیگرایی اخلاقی و مبانی سکولار، به تدریج بنیانهای ارزشی جامعه را سست میکند.
در مقابل، مفهوم «احسان» در اسلام، با حفظ اصالت الهی و قراردادن اخلاق در چارچوب عبادت آگاهانه پروردگار، تضمینی پایدار برای فضیلتهای انسانی است. وظیفه دعوتگران دینی است که به جای تکرار مفاهیم مبهم و وارداتی، این گوهر اصیل اسلامی را تبیین و به جامعه معرفی نمایند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤59👍8