پاکدینی ـ احمد کسروی
7.68K subscribers
8.64K photos
485 videos
2.28K files
1.77K links
🔔 برای پاسخ شکیبا باشید.

کتابخانه پاکدینی
@Kasravi_Ahmad

تاریخ مشروطه ایران
@Tarikhe_Mashruteye_Iran

اینستاگرام
instagram.com/pakdini.info

کتاب سودمند
@KetabSudmand

یوتیوب
youtube.com/@pakdini
Download Telegram
کوششهایی که برای زنده نگاه داشتن کتابهای دوره‌ی مغول بکار رفته.
✴️ پشت پرده‌ی نمایش «ادبیات» در ایران

🖌 نویساد

🔸بخش چهارم

کسروی گفتگو از خیانت در فرهنگ ایران را در زمینه‌های دیگری نیز پی می‌گیرد :

«خوانندگان این دفتر نخست باید بدانند که در کشور ایران سیاستی بدخواهانه هست که از سالیان دراز در این کشور کارگر بوده. یک دسته از وزیران و سران اداره‌ها هستند که با یکدیگر همدستند و خواست ایشان آنست که از راههای گوناگون بکوشند و این توده را از پیشرفت بازدارند. بکوشند و نگزارند بآلودگیهای این توده چاره شود و تلاشهای نیکخواهان و غیرتمندان را در آن باره‌ها بیهوده گردانند». (فرهنگ است یا نیرنگ ، ص 1 ، 1323)

سپس از آلودگیهای هزارساله‌ی ایرانیان بکوتاهی یاد کرده و می‌افزاید :

«اکنون سخن در آنست که آن دسته‌ی بدخواه ، یا مردان بدنهاد روسیاه ، که سود خود را در بدبختی و درماندگی این توده می‌دانند و دست بهم داده پافشاری بسیار می‌کنند ، یکی از کوششهای آنان در این رشته است که این آلودگیها نه تنها از مغزها برنخیزد ، بلکه جایگیرتر گردد و زهرش هَناینده‌تر[=مؤثرتر] باشد.
کانون این کوششهای بدخواهانه وزارت فرهنگ است. این دستگاه با آن درازا و پهنا برای آنست که گمراهیها و بدآموزیهای گوناگونی که از زمانهای گذشته بازمانده و در کتابها جایگزینست ، رواج آنها را هرچه فزونتر گرداند. کتابها را بچاپ رسانیده در دسترس مردم گزارد ، در دبستانها و دبیرستانها آن بدآموزیها را در مغزهای نورسان آکنده همه را آلوده گرداند.
وزارت فرهنگ ایران برای این کارهاست.[1] باین‌معنی که کسانی که در کارهای آن وزارتخانه دست داشته‌اند و شالوده‌ی آن را ریخته‌اند خواستشان همین می‌بوده. باهم به سُکالش[=شور] نشسته ، راهها اندیشیده ، آزمایشها کرده ، نیرنگها بکار برده ، دستگاهی را بدانسان که خواستشان می‌بوده پدید آورده‌اند.
باشد که کسانی این گفته‌ها را باور نکنند و این را یک بدگمانی از من درباره‌ی وزارت فرهنگ و بنیادگزارانش شناسند. ولی افسوس که نه چنانست ، افسوس که این گفته‌ها درباره‌ی آن وزارت همه راستست.
وزارت فرهنگ تنها آن دستگاه بیرونی نیست. تنها آن اتاقها با کارکنانش و آن دبستانها و دبیرستانها و دانشکده‌ها با آموزگاران و دبیران و استادانش نیست. در پشت سر آن ، دستگاه درونی دیگری هست ـ دستگاهی که با دست محمدعلی فروغی‌ها ، ابوالحسن فروغی‌ها ، سید نصرالله تقوی‌ها ، علی‌اصغر حکمت‌ها ، دکتر قاسم غنی‌ها ، و دیگران راه برده می‌شود.
بدبختی این کشور بجایی رسیده که مردان درسخوانده و چیزفهمش کوشش بنابودی توده را پیشه‌ی خود می‌گیرند و از چنان کار بسیار بی‌آزرمانه‌ای[بیشرفانه] نان می‌خورند و رخت می‌پوشند و به اتومبیل می‌نشینند و گردن می‌افرازند و بخود می‌بالند. این را باید در تاریخ بنویسند. باید در تاریخ بنویسند که بدبختی این توده و کشور تا باین جایگاه رسید.
به هر حال وزارت فرهنگ در ایران ، پس از آغاز مشروطه پدید آمده و این بدخواهان که از روز نخست دست در کار آن وزارت می‌داشتند و اندیشه‌های بی‌آزرمانه‌ی خود را بکار می‌بستند ، چون جنبش مشروطه با تکانی در فهمها و خردها توأم می‌بود و آزادیخواهان بیش یا کم ، زیان صوفیگری را دانسته و یکی از شُوَندهای[سبب] درماندگی و بدبختی ایرانْ اندیشه‌های صوفیانه را می‌شناختند و نویسندگان و گویندگان بارها از آن بد می‌نوشتند و می‌گفتند ، از اینرو بدخواهان نیارَستند که صوفیگری را درمیان دیگر بدآموزیها جا داده برواج آن نیز کوشند. در آن هنگام چنین دلیری‌ای ننمودند. تنها نام «ادبیات» و «مذهب» و «فلسفه» را عنوان نموده برواج بدآموزیهای زهرآلود این چند رشته بس کردند و بنیاد فرهنگ را بروی آنها گزاردند.
ولی چون سالها گذشت و روزگار دیگر گشت و آن سَهِشهای[احساسات] بیدارِ آغاز مشروطه کهن گردید ، بدخواهان که در کار خود بسیار ورزیده و آزموده‌اند و از زیرِ دست استادان بسیار آزموده بیرون آمده‌اند فرصت را از دست ندادند و کم‌کم به ترانه‌ی صوفیگری برخاستند : گاهی نام «عرفان» را بمیان می‌آوردند ، گاهی گفتاری می‌نوشتند ، گاهی چون پا می‌افتاد کنفرانس می‌دادند. بگفته‌ی تبریزیان : «تیر را انداخته کمانش را نهان می‌کردند».
بدینسان زمینه آماده می‌ساختند تا چند سال پیش یک گام بزرگی برداشتند و وزارت فرهنگ آشکاره بهواداری از صوفیگری پرداخت. کتابهایی را بچاپ رسانید و پراکند. بکسانی پولها داد که کتابهای تازه نویسند. صوفیگری را یکی از زمینه‌های درس در دانشسرا گردانید.
👇
این یکی از دلیلها می‌بود که مرا درباره‌ی بداندیشیهای وزارت فرهنگ بیگمان گردانید. بکارهای بدخواهانه‌ی دیگر ، به هر کدام معنایی می‌شد داد و شُوَندی می‌شد پنداشت. درباره‌ی سعدی می‌شد گمان برد که چون برخی سخنان نیک‌نما نیز می‌دارد فریب آن را خورده‌اند. حافظ چون نامش را شنیده‌اند از زیان بدآموزیهایش ناآگاه مانده‌اند. درباره‌ی خیام می‌شد گفت فریب هیاهوی اروپا را خورده‌اند. در زمینه‌ی کیش می‌شد گمان برد که پروای ملایان و پیروانشان می‌دارند. لیکن درباره‌ی صوفیگری چه می‌شد پنداشت؟!. آیا بدی صوفیگری و ناسازگاری آن با زندگانی چیزیست که نهان مانَد و کسی با اندک فهم و خردی آن را نداند؟!. آیا چنین گمانی می‌شد برد؟!.
صوفیگری در هزار سال پیش که رواج گرفت ، در آن روزگارِ خاموشی جهان با زندگانی نساخت و مایه‌ی بدبختی و گرفتاری گردید. چه رسد بامروز که جهان در تکان بسیار سختیست و توده‌ها با یکدیگر به نبردهای نابود کننده برخاسته‌اند؟!. چه رسد باین روزگار که در کشاکش زندگانی کشتارگاههایی همچون استالینگراد و بوداپِست برپا می‌کنند؟!..
در چنین روزگاری که دانشمندان دانشهای خود را در راه آبادی جهان بکار می‌برند و دولتها نقشه‌های پنج‌ساله و ده‌ساله پیش می‌گیرند ، در کشور ویران بدبختی همچون ایران برواج صوفیگری کوشیدن و مردم دل‌مرده را دل‌مرده‌تر گردانیدن جز بدخواهی و دشمنی چه نامی تواند داشت؟!..
در چنین روزگاری که دیگران بجوانان درس غیرت و جانبازی می‌دهند و از آنان خلبانان و چتربازان پدید می‌آورند ، در این کشور بجوانان درس صوفیگری دادن و سَهِشهای آنان را زهرآلود گردانیدن ، جز کوشش بنابودی توده چه معنی تواند داد؟!.
صوفیگری «جهان را خوار داشتن ، آن را ویرانه گزاشتن ، دامن از آن درچیدن ، بگوشه‌ای خزیده روز بسر بردن» است. آیا پستی و زیانمندی این اندیشه‌ها چیزیست که آقای علی‌‌اصغر حکمت و دکتر قاسم غنی نفهمند؟!. آیا گمان این اندازه نافهمی بآنان توان برد؟!.
بیجا نمی‌گویم که این پشتیبانی وزارت فرهنگ از صوفیگری و تلاشهای پافشارانه‌ی آن بپراکندن کتابهای صوفیان پرده از روی کار آن وزارت برداشت. من که می‌دانستم آن دستگاه چیست و برای چیست ، این پشتیبانی از صوفیگری مرا بیگمان گردانید». (همان ، ص 2 تا 7)

[1] : امروز وظایف (خیانتهای) وزارتِ فرهنگِ گذشته میان وزارتهای فرهنگ و ارشاد اسلامی ، وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم ، تحقیقات و فن‌آوری تقسیم شده است. گذشته از این وزارتخانه‌ها ، سازمانهای دیگری نیز در آن خیانتها سهیم هستند.

(این نوشتار دنباله دارد)
شرقشناسان همه در حیرت عرفان و صوفیگری ایرانند!
شرقشناسان عرفان و صوفیگری ایران را یک دم فراموش نمی‌کنند.