🔶 «1ـ مهدیگری و تاریخچهی آن» از کتاب «بهائیگری»
🖌 احمد کسروی
1️⃣ از 2️⃣
باید دانست مهدیگری یا «باور داشتن بآنکه کسی در آینده با نیروی بیرون از آیین (خارقالعاده) پیدا خواهد شد و جهان را به نیکی خواهد آورد» از باستانزمان میان ایرانیان و جهودان میبوده.
ایرانیان که به اهریمن باور داشته و کارهای بد جهان را ازو میدانستند ، چنین میپنداشتند که روزی خواهد آمد و کسی از نژاد زردشت بنام «سااوُشیانت» پیدا خواهد شد ، و او اهریمن را کشته جهان را از همهی بدیها خواهد پیراست. اما جهودان چون آزادی کشور خود را از دست داده ، بزیر یوغ پادشاهان آسوری و كلدانی افتاده بودند ، یکی از پیغمبرانشان برای آنان چنین نوید[=وعده] داد که خدا مسیحی (پادشاهی) از میان جهود خواهد برانگیخت که بیگانگان را دور رانَد و جهود را از خواری و زبونی برهانَد.
این پندارها درمیان ایرانیان و جهودان میبوده و هرچه زمان میگذشته در دلها ریشه بیشتر میدوانیده و در اندیشهها به ارج و بزرگی میافزوده و دلبستگی مردم بآن بیشتر میشده تا آنجا که یک آرمانی برای ایرانیان و جهودان گردیده بوده.
اکنون سخن در آنست که این باور (یا بهتر گویم : این پندار) کی و چگونه و از کجا بمیان مسلمانان راه یافته است. زیرا بیگمانست که در زمان بنیادگزار اسلام ، چنین سخنی درمیان نمیبوده و نمیبایست بود. از آنسوی دیده میشود که هنوز صدهی یکم اسلام بپایان نرسیده این پندار درمیان مسلمانان شناخته میبوده. چه ما میبینیم که محمد بن حَنَفیه (پسر امام علیبنابیطالب) که پس از مرگ یزید بن معاویه در مدینه بخلافت برخاست ، پیروانش که کَیسانی خوانده شدندی او را مهدی نامیدهاند ، و چون مرده مرگ او را باور نداشته چنین گفتهاند : زنده است و در کوه رَضْوا (در نزدیکی مدینه) میباشد و خود بیرون خواهد آمد و جنگها خواهد کرد. سید اسماعیل حِمَیری که یکی از شاعران بنام عرب و خود از کَیسانیان میبوده شعرها دربارهی محمدِ حَنَفیه داشته. از جمله چنین گفته :
الا ان الائمة من قریش ولاة الحق اربعة سواء
علی و الثلاثة من بنیه هم الاسباط لیس بهم خفاء
فسبط سبط ایمان و بر و سبط غیبته کربلاء
و سبط لایذوق الموت حتی یقود الجیش یقدمه اللواء
یغیب لایری فیهم زمانا برضوی عنده عسل و ماء (1)
چنانکه دارمِستِتِر شرقشناس فرانسهای (2) نیز نوشته چنین پیداست که این پندار را بمیان مسلمانان ، ایرانیان انداختهاند. زیرا محمدِ حَنَفیه که نخست کسیست که مهدی خوانده شده پیروان او (یا کَیسانیان) بیشترشان ایرانیان میبودند. مختار در کوفه ایرانیان را بسر خود گرد آورد و به پشتیبانی آنان بنیاد فرمانروایی نهاد ، و او که محمدِ حنفیه را بخلافت برداشت غلامش کَیسان نام ، محمد را مهدی خواند و کیش کَیسانی را پدید آورد.
هرچه بوده این پندار که از نیمهی دوم صدهی یکم تاریخ هجری درمیان مسلمانان شناخته گردید در اندکزمانی در دلها جا برای خود باز کرد ، و آنچه رواج این پندار را بیشتر گردانید این بود که در همان زمان کشاکش بسیار سختی در زمینهی خلافت درمیان مسلمانان میرفت و چند خاندان بزرگ در آن راه کوششها بکار میبردند. بنیاُمَیّه با زور و نیرنگ خلافت را برده و علویان و عباسیان (پسران علی داماد پیغمبر و عباس عموی پیغمبر) میکوشیدند که آن را از دست اُمویان درآورند. عباسیان یک تن را میان خود برگزیده و دوراندیشانه از راه زمینهچینی پیش میرفتند. ولی علویان که بیشترشان مردان سادهای میبودند ، گذشته از آنکه همدستی نمینمودند و آرزومندان خلافت درمیان ایشان بیش از یک تن و دو تن میبودند ، بزمینهچینی هم نپرداخته فریب سخنان پیروان خود را میخوردند ، و با شتاب بکار برخاسته زود از میان میرفتند. چنانکه کسان بسیاری از آنان در همان راه کشته شدند.
🔹 پانوشتها :
1ـ کوتاهشدهي معنی آنکه : «امامان از قریش چهار تن میباشند ، علی و سه پسر او : یکی حسن ، دیگری حسین ، دیگری محمد که نخواهد مرد تا لشكرها بکشد. ولی تا هنگامی ناپیداست و در کوه رَضْوا در نزد او آب و انگبین میباشد».
2ـ در پنجاه و چند سال پیش که مهدی یا مُتَمَهدی سودانی در سودان برخاست و با انگلیسیان و مصریان جنگها کرد و نام او به اروپا و دیگر جاها رسید ، دارمِستِتِر شرقشناس جهود نژاد فرانسه در یک نشستی دربارهي مهدیگری گفتاری رانده است که محسن جهانسوز آن را بفارسی ترجمه و خود نیز چیزهایی افزوده و بنام «مهدی» کتابی گردانیده که بچاپ رسیده. ما در این نوشتههای خود از آن کتاب سود جستهایم.
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
🖌 احمد کسروی
1️⃣ از 2️⃣
باید دانست مهدیگری یا «باور داشتن بآنکه کسی در آینده با نیروی بیرون از آیین (خارقالعاده) پیدا خواهد شد و جهان را به نیکی خواهد آورد» از باستانزمان میان ایرانیان و جهودان میبوده.
ایرانیان که به اهریمن باور داشته و کارهای بد جهان را ازو میدانستند ، چنین میپنداشتند که روزی خواهد آمد و کسی از نژاد زردشت بنام «سااوُشیانت» پیدا خواهد شد ، و او اهریمن را کشته جهان را از همهی بدیها خواهد پیراست. اما جهودان چون آزادی کشور خود را از دست داده ، بزیر یوغ پادشاهان آسوری و كلدانی افتاده بودند ، یکی از پیغمبرانشان برای آنان چنین نوید[=وعده] داد که خدا مسیحی (پادشاهی) از میان جهود خواهد برانگیخت که بیگانگان را دور رانَد و جهود را از خواری و زبونی برهانَد.
این پندارها درمیان ایرانیان و جهودان میبوده و هرچه زمان میگذشته در دلها ریشه بیشتر میدوانیده و در اندیشهها به ارج و بزرگی میافزوده و دلبستگی مردم بآن بیشتر میشده تا آنجا که یک آرمانی برای ایرانیان و جهودان گردیده بوده.
اکنون سخن در آنست که این باور (یا بهتر گویم : این پندار) کی و چگونه و از کجا بمیان مسلمانان راه یافته است. زیرا بیگمانست که در زمان بنیادگزار اسلام ، چنین سخنی درمیان نمیبوده و نمیبایست بود. از آنسوی دیده میشود که هنوز صدهی یکم اسلام بپایان نرسیده این پندار درمیان مسلمانان شناخته میبوده. چه ما میبینیم که محمد بن حَنَفیه (پسر امام علیبنابیطالب) که پس از مرگ یزید بن معاویه در مدینه بخلافت برخاست ، پیروانش که کَیسانی خوانده شدندی او را مهدی نامیدهاند ، و چون مرده مرگ او را باور نداشته چنین گفتهاند : زنده است و در کوه رَضْوا (در نزدیکی مدینه) میباشد و خود بیرون خواهد آمد و جنگها خواهد کرد. سید اسماعیل حِمَیری که یکی از شاعران بنام عرب و خود از کَیسانیان میبوده شعرها دربارهی محمدِ حَنَفیه داشته. از جمله چنین گفته :
الا ان الائمة من قریش ولاة الحق اربعة سواء
علی و الثلاثة من بنیه هم الاسباط لیس بهم خفاء
فسبط سبط ایمان و بر و سبط غیبته کربلاء
و سبط لایذوق الموت حتی یقود الجیش یقدمه اللواء
یغیب لایری فیهم زمانا برضوی عنده عسل و ماء (1)
چنانکه دارمِستِتِر شرقشناس فرانسهای (2) نیز نوشته چنین پیداست که این پندار را بمیان مسلمانان ، ایرانیان انداختهاند. زیرا محمدِ حَنَفیه که نخست کسیست که مهدی خوانده شده پیروان او (یا کَیسانیان) بیشترشان ایرانیان میبودند. مختار در کوفه ایرانیان را بسر خود گرد آورد و به پشتیبانی آنان بنیاد فرمانروایی نهاد ، و او که محمدِ حنفیه را بخلافت برداشت غلامش کَیسان نام ، محمد را مهدی خواند و کیش کَیسانی را پدید آورد.
هرچه بوده این پندار که از نیمهی دوم صدهی یکم تاریخ هجری درمیان مسلمانان شناخته گردید در اندکزمانی در دلها جا برای خود باز کرد ، و آنچه رواج این پندار را بیشتر گردانید این بود که در همان زمان کشاکش بسیار سختی در زمینهی خلافت درمیان مسلمانان میرفت و چند خاندان بزرگ در آن راه کوششها بکار میبردند. بنیاُمَیّه با زور و نیرنگ خلافت را برده و علویان و عباسیان (پسران علی داماد پیغمبر و عباس عموی پیغمبر) میکوشیدند که آن را از دست اُمویان درآورند. عباسیان یک تن را میان خود برگزیده و دوراندیشانه از راه زمینهچینی پیش میرفتند. ولی علویان که بیشترشان مردان سادهای میبودند ، گذشته از آنکه همدستی نمینمودند و آرزومندان خلافت درمیان ایشان بیش از یک تن و دو تن میبودند ، بزمینهچینی هم نپرداخته فریب سخنان پیروان خود را میخوردند ، و با شتاب بکار برخاسته زود از میان میرفتند. چنانکه کسان بسیاری از آنان در همان راه کشته شدند.
🔹 پانوشتها :
1ـ کوتاهشدهي معنی آنکه : «امامان از قریش چهار تن میباشند ، علی و سه پسر او : یکی حسن ، دیگری حسین ، دیگری محمد که نخواهد مرد تا لشكرها بکشد. ولی تا هنگامی ناپیداست و در کوه رَضْوا در نزد او آب و انگبین میباشد».
2ـ در پنجاه و چند سال پیش که مهدی یا مُتَمَهدی سودانی در سودان برخاست و با انگلیسیان و مصریان جنگها کرد و نام او به اروپا و دیگر جاها رسید ، دارمِستِتِر شرقشناس جهود نژاد فرانسه در یک نشستی دربارهي مهدیگری گفتاری رانده است که محسن جهانسوز آن را بفارسی ترجمه و خود نیز چیزهایی افزوده و بنام «مهدی» کتابی گردانیده که بچاپ رسیده. ما در این نوشتههای خود از آن کتاب سود جستهایم.
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
Telegram
کتابخانه پاکدینی (کتابهای احمد کسروی و یاران او)
🔸 بهائیگری
🖌 احمد کسروی
🔹 جستار : تاریخچهی بهائیگری و ایرادهای بنیادی آن کیش
📊 شمار ساتها : ۱۰۵
بازپسین پراکنش : آذر ۱۴۰۰
🔷 کتابخانهی پاکدینی
🔸 این کتاب از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
🖌 احمد کسروی
🔹 جستار : تاریخچهی بهائیگری و ایرادهای بنیادی آن کیش
📊 شمار ساتها : ۱۰۵
بازپسین پراکنش : آذر ۱۴۰۰
🔷 کتابخانهی پاکدینی
🔸 این کتاب از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.