پاکدینی ـ احمد کسروی
7.65K subscribers
8.64K photos
485 videos
2.28K files
1.78K links
🔔 برای پاسخ شکیبا باشید.

کتابخانه پاکدینی
@Kasravi_Ahmad

تاریخ مشروطه ایران
@Tarikhe_Mashruteye_Iran

اینستاگرام
instagram.com/pakdini.info

کتاب سودمند
@KetabSudmand

یوتیوب
youtube.com/@pakdini
Download Telegram
🔹 پانوشتها :

1ـ پروا = توجه ، اعتناء.

2ـ باید دانست خواست کسروی از میهن‌پرستی با آنچه در میان اروپاییان رواج داشته و هنوز دارد (ناسیونالیزم) یکی نیست. آنگونه میهن‌پرستی بسیار بیخردانه و همانست که جهان را به دو جنگ بزرگ ویرانگر و خانمانسوز کشانید. این معنی در کتاب «ورجاوندبنیاد» (ص 57) چنین بازنموده شده : ««میهن‌پرستی» که نامش بزبانها افتاده معنای راست آن جز پرستیدن بمیهن نیست. بدیگران برتری نمودن و بآنان دشمنی نشان دادن از میهن‌پرستی بسیار دور است».




🌸
پ17ـ سخنان متضاد مایه‌ی گیجی و درماندگی می‌گردد
📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش ششم : آسیبی که اختلاف عقیده به ایرانیان می‌زند

🔸 20ـ باید جلوگیرها را از میان برداریم


میهن‌پرستی در ایران جلوگیرهای (موانع) چندی دارد. یکی از آنها چیزیست که «ادبیات» (1) نام گرفته. میهن‌پرستی یک علاقه‌ی خشک و سخنان خوشنما بر زبان راندن نیست. یکی از پایه‌های میهن‌پرستی کوشش در راه میهنست. در بالا سخنان و شعرهایی در «جبریگری» و نکوهشِ کوشیدن دیدیم. هزارها از این گونه سخنان در کتابهای گذشتگان خوابیده. همانها از بزرگترین جلوگیرهای میهن‌پرستی بلکه اساساً هر گونه کوشش است. گذشته از «ادبیات» ، میهن‌پرستی جلوگیرهای دیگری نیز دارد. کسروی به جلوگیرهای میهن‌پرستی توجه ویژه داشته.

«کسانی می‌گویند : بهتر است مردم را به «میهن‌پرستی» خوانیم و با این نام بتکان آوریم.

می‌گویم : «میهن‌پرستی» پس از آنست که مردم معنی درست میهن را بدانند و بآن دلبستگی دارند و دل از اندیشه‌های ناسازگار پاک گردانند. از یک نام این کارها چگونه انجام گیرد؟!

با این سستیِ سَهِشها[=احساسات] ، پراکندگی اندیشه‌ها ، آلودگیها و هوسمندیها ، آنچه نتیجه ندارد گفتگو از «میهن‌پرستی» است.

«میهن‌پرستی» اگر چهار دیوار داشته یکم را کیشها ، دوم را ادبیات ، سوم را مادیگری ، چهارم شکستها و نافیروزیهای سی و اند ساله برانداخته.

شما اگر کاری می‌خواهید باید باینها چاره اندیشید. باید این جلوگیرها را از میان بردارید». (705297) (آبان 1320)


«کسانی می‌آیند و با من گفتگو کرده چنین می‌گویند : «من معنی میهن‌پرستی را نفهمیدم. این کوه و زمین و دره چه پرستش دارد؟!..». دیگران بسخن رنگ فلسفه داده و چنین می‌گویند : «همه‌ی مردمان یکی هستند. برای چه من با فلان کرمانی هم‌میهن باشم و با فلان بغدادی نباشم؟!..». برخی هم از راه مذهب پیش آمده چنین ایراد می‌گیرند : «میهن‌پرستی بت‌پرستیست. ما باید خدا را بپرستیم نه میهن را».

اینها نمونه‌ی دیگری از ندانستن حقایق زندگانیست. اینها «میهن‌پرستی» می‌شنوند و معنای آن را نمی‌دانند. باید گفت : میهن تنها این کوهها و دره‌ها و این سرزمین نیست. میهن به یک معنی مهمتر دیگری می‌باشد.

ما چون می‌گوییم میهن‌پرستی ، مقصودمان بیش از همه آن پیمان همدستی است که یک توده باید داشته باشند. بیست‌ملیون مردم که در یکجا زیست می‌کنند و یک توده‌ای تشکیل داده‌اند اینها در حقیقت پیمان باهم بسته‌اند که در پیشرفت دادن بکارهای زندگانی و ایستادگی در برابر سختیها همدست باشند و در سود و زیان و اندوه و خوشی باهم شرکت کنند. مثلاً اگر راهزنانی در کرمان پیدا شدند از آذربایجان و خوزستان و گیلان و دیگر جاها سپاه برای دفع آنها بفرستند و نگویند بما چه ربطی دارد؟!.. همچنین اگر دشمنی از سوی گیلان رو نمود از همه جا بجنگ آنان شتابند و نگویند ما چه کار داریم؟!.. اگر در گوشه‌ای از کشور خشکسالی رخ داد و مردم دچار گرسنگی گردیدند ، یا در شهرهایی زمین‌لرزه افتاد و ویرانیها پدید آمد ، یا بآبادیهایی سیل آمد و آسیبها رسانید ـ در همه‌ی اینها از همه جا بدستگیری برخیزند و خود را در زیان و آسیب شریک شمارند و کناره‌گیری ننمایند.

یک چنین پیمانی در هر توده‌ای هست و اساس توده همین پیمان می‌باشد. ما از «میهن‌پرستی» پیش از همه این معنی را می‌خواهیم ، و شما می‌بینید که یک معنای بسیار مهم و گرانمایه‌ای می‌باشد ، و اینکه نام «میهن‌پرستی» می‌گزاریم برای آنست که این میهن ، یا این سرزمین خانه‌ی ماست ، و گهواره‌ی پرورش ماست ، سرچشمه‌ی زندگانی ماست ، چنانکه شرح دادیم اساسِ دارایی این سرزمین می‌باشد. اینست باید به نگهداری آن کوشیم ، باید نخستین مادّه در آن پیمان نگهداری این سرزمین باشد. زیرا اگر این سرزمین را از دست دهیم آواره و سرگردان خواهیم بود. به بردگی و زیردستی بیگانگان خواهیم افتاد. [2] زبون و خوار گردیده کم‌کم نابود خواهیم گردید. اینست آن را «میهن‌پرستی» می‌خوانیم. مقصود از پرستش در اینجا «خدمت» می‌باشد. «پرستیدن» در فارسی بمعنی خدمت کردنست. [3]

آنان که می‌گویند : «این کوه و زمین و دره چه پرستشی دارد؟!..» این معنی را نمی‌دانند. از آنان باید پرسید : مگر شما نمی‌خواهید در این جهان زندگی کنید؟!.. مگر نمی‌خواهید با کسانی همدست باشید؟!.. مگر نمی‌خواهید این آب و خاک را که سرچشمه‌ی زندگانی شماست نگه دارید؟!.. میهن‌پرستی یا میهن‌دوستی ، هر نام دیگری که بگزارید همینهاست. این وظیفه‌ی مردانگی هر کسیست که در این راه با دیگران همدستی کند و کوشش دریغ نگوید.

امروز زندگانی بسیار سخت گردیده و توده‌ها با یکدیگر بر سر خاک و زمین سختترین نبرد را می‌کنند. این جنگ و خونریزی که امروز در جهان می‌رود همه برای زمین است. شما نیز ناگزیرید بی‌پروایی ننمایید و بنگهداری سرزمین خود بکوشید. ناگزیرید در اندیشه‌ی آینده‌ی خود و فرزندانتان باشید.


👇
کسی نمی‌گوید شما بزمین سجده کنید ، یا در برابر این کوهها و دره‌ها بایستید و گردن کج گردانید. پرستش باین معنی را کسی از شما نمی‌خواهد. مقصود نگهداری کشور است که اگر نکنید سرنوشتتان جز بندگی و زیردستی نخواهد بود. اگر نکنید نه تنها در پیش مردم ، در نزد خدا نیز شرمنده و روسیاه خواهید بود.

اینکه می‌گویند : «چرا من با فلان کرمانی هم‌میهن باشم و با فلان بغدادی نباشم؟» پاسخش اینست : فلان بغدادی از ما جدا می‌باشد و با ما پیمان همدستی ندارد. اگر بغدادیان نیز با ما همدست گردند و بتوده‌ی ما درآیند هم‌میهن ما شمرده خواهند گردید.

ببینید چگونه ‌این حقایق تاریک مانده و دسته‌ی انبوهی اینها را نمی‌دانند. سالها در این سرزمین با خوشی بسر برده و از نعمتهای خدادادی آن بهره یافته‌اند بی‌آنکه بدانند این خوشیها از کجاست و این نعمتها از چه سرچشمه می‌باشد بلکه از نادانی و ناآگاهی چنین پنداشته‌اند که این خوشیها همیشه تواند بود ، و بی‌آنکه بکوشند و نگه دارند همیشه تواند ماند.

انبوهی از آنان نه تنها خود اندیشه‌ی این چیزها را ندارند و بکوششی در این راهها برنمی‌خیزند از کوششهای دیگران نیز جلو می‌گیرند و گستاخانه زباندرازیهایی می‌نمایند». (پرچم روزانه 9/1/1321)


چنانکه دیده می‌شود کسروی برای ترمیم رخنه‌هایی که به بنیاد سرمایه‌ی اجتماعی این توده افتاده از موضوع نوع کشورداری و میهن‌پرستی آغاز می‌کند و با زبان روشن و ساده حقایق آنها را شرح می‌دهد. این رشته گفتارها هر کدام مبنایی است برای نزدیکی اندیشه‌ها و افزایش سرمایه‌ی اجتماعی.


🔹 پانوشتها :

1ـ برای آگاهی از معنای درست ادبیات کتاب در پیرامون «ادبیات» دیده شود.

2ـ یک گواه این سخن ، حال امروزی فلسطینیان است.

3ـ واژه‌ی پرستار از همین ریشه است.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸
🔶 «گواهی پاکدلانه»

🖌 بوستانی

🔸 نادانی مردم بیش از آنست که پنداشته می‌شد

در این مدت که من در اینجا هستم چند نفر را با راستیها آشنا نموده‌ام. این مردان با وجودی که همه باسواد و کارهای خوبی هم عهده‌دار هستند مثلاً یکی بخشدار و دیگری فرمانده‌ی گروهان و دیگری فرمانده‌ی پادگان و مانند اینها می¬باشند نه تنها نام راستیها را نشنیده بودند نام آقای کسروی را هم نمیدانستند. نمیدانم چه انگیزه دارد که این دانشمند بزرگ مدت ده سال است که به این کار برخاسته و در این مدت پرده از روی راستیها برداشته و با تمام نادانیها نبرد میکند هنوز بسیاری این دانشمند را نمی‌شناسند.

می‌گویند موقعی که داروین نتیجه‌ی افکار خود را منتشر نمود (با اینکه در چند جا لغزش داشت) در یک روز تمام نوشته‌های او به فروش رسید و در مدت کمی تمام انگلستان یا تمام اروپا آن دانشمند را بشناختند. با اینکه این دانشمند شرقی لغزشهای آن دانشمند غربی را با دلیل روشن نموده (1) و راه زندگانی را به روی جهانیان بازنموده چه انگیزه دارد که بسیاری از مردان این کشور او را نشناخته‌اند؟.

تفاوت این مردم با آن مردم چیست؟!.

برخی از اشخاص باسواد این کشور هم که نام آقای کسروی را شنیده‌اند بدون اینکه نوشته‌های آن دانشمند را بخوانند و بدانند که چه میگوید ، تا با ما روبرو می‌شوند از بدزبانی بازنمی‌ایستند. بیش از این درماندگی نباشد. بیش از این گمراهی نیست.

بُستان مدیر گمرک ـ بوستانی

پرچم : این نوشته تکه‌ایست از نامه‌ای که آقای بوستانی مدیر گمرک بستان به آقای برهانی (در بوشهر) نوشته است. باید گفت : توده‌ی ایرانی با حال امروزی با توده‌های اروپایی درخور سنجش نیست. این بدیها که ما از ایرانیها می‌بینیم تنها یک معنی میدارد ، و آن اینکه آلودگی این توده بیش از آنست که پنداشته می‌شد ، و ما نیز باید کوشش را بیشتر گردانیم.

آری توده‌ی بدبخت ایران بسیار آلوده است ولی خدا را سپاس که راه چاره بسته نشده ، خدا را سپاس که درمیان همان توده یافته می‌شوند کسانی که در راه رهایی مردم پاکدلانه بکوشند و بدینسان از دور و نزدیک دست به هم دهند. اگر آلودگی ایرانیها بسیار است نیروی این کوششهای پاکدلانه ، و این همدستیهای آزادمردانه نیز بسیار می‌باشد.

(پرچم نیمه‌ماهه شماره‌ی هشتم)

🔹 پانوشت :

1ـ اشاره‌ی نویسنده به جستار «جان و روان» است که کسروی به آن پرداخته و در آن میان لغزش دانشمند بزرگ داروین را بازنموده. دلبستگان به این جستار میتوانند کتاب «در پیرامون روان» را بخوانند.

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش ششم : آسیبی که اختلاف عقیده به ایرانیان می‌زند

🔸 21ـ «هر کاری که می‌کنید سود توده را بدیده گیرید»


«در این کشور از بس اندیشه‌ها کوتاه شده ، بیشتر مردم چنین می‌پندارند که به هر کاری که می‌آیند باید برای خود سودی منظور دارند. کوشیدن در راه کشور و توده در نزد آنها دارای معنی نیست. دخالت در کارهای توده و سودجویی از آن راه در ایران پیشه‌ای گردیده.

این دبستان فساد در ایران از سالهاست تأسیس یافته و پیاپی شاگرد بیرون می‌دهد. فلان آقا میهن‌پرست است. چه کار می‌کند؟.. به اینجا و آنجا می‌دود ، آواز بآوازها می‌اندازد ، پول درمی‌آورد ، ثروت می‌اندوزد ، تحصیل جاه و شکوه می‌کند.

بهترین میهن‌پرستان در این کشور کسانیند که تا زیان یا ترسی درمیان نباشد ـ غلط یا درست ـ بسود میهن می‌کوشند. ولی اگر ترسی یا زیانی درمیان بود بخود حق می‌دهند که میهن و سود آن را فراموش کنند و بخاموشی گرایند ، بلکه اگر نیاز افتاد بزیان آن هم بکوشند.

...

در این کشور یکی از کارهایی که باید بود [1] آنست که انبوه توده با حقایق جهان آشنا گردند. یک دسته هستند که شما هر چیزی را بگویید خواهند گفت : «مگر ما اینها را نمی‌دانستیم؟». ولی حقیقت اینست که این مردم بسیاری از چیزهای دانستنی را نمی‌دانند. از حقایق بسیار آشکار هم ناآگاهند.

مثلاً آیین طبیعت را تغییر نتوان داد. نشدنیست که آدم کنیاک خورد و مست نگردد. نشدنیست که کسی گرد سفیدی را «کِنین» [2] نام گزارَد و بخورد و تبش بریده شود. همچنان نشدنیست که یک توده نیک نباشند و از جهان نیکی ببینند. نشدنیست که یک مردم همه درپی هوسها و کینه‌های خود باشند و بآسایش و سرفرازی رسند.

این یک حقیقت آشکاریست. ولی انبوه مردم ایران آن را نمی‌دانند و در آرزوی اینند که طبیعت آیین خود را تغییر دهد.

هزارها کسان هستند که پروایی بحال توده و کشور ندارند و یگانه‌وظیفه برای خود آن را می‌دانند که پولی درآورند و با خانواده‌ی خود زندگی کنند و در همان حال آرزومندند که همچون مردمان فرانسه و انگلیس و روس در جهان سرفراز باشند.

هزارها کسان هستند که شما اگر سخنی از آلودگیهای توده رانید و آنها را بکوشش و همدستی خوانید ، ریشخند کنند. ولی اگر روزی یکی یک بدی دید (مثلاً ماستفروشی ماست را کم داد) فریاد می‌کشند : «پس این مردم کی اصلاح خواهند شد؟!..».

هزارها کسان هستند که میهن‌پرستند. ولی میهن‌پرستی را جز آرزوهایی در دل و سخنانی بر سر زبان نمی‌دانند.

اینها تو گویی می‌پندارند جز از مردمان دیگرند. عزیزکرده‌های خدایند. اینها باید نکوشند و نتیجه برند ، نکارند و بدروند. اینها اگر در سایه‌ی این بی‌پرواییها و هوسبازیها بذلت افتادند زمین لرزیدن خواهد گرفت. اگر فردا جنگی پیش آمد و بمبهای اتمی کشور را ویرانه گردانید ، آسمان باینها خون خواهد گریست.

اینهاست آنچه می‌گویم : حقایق را نمی‌دانند. اینهاست آنچه می‌گویم آیین طبیعت را نمی‌شناسند.

رشته را از دست ندهیم : سخن از پدید آوردن یک جمعیت است. می‌خواهم بگویم این جمعیت باید پاک باشد. کسانی در آن پا گزارند که برای خود چیزی نخواهند». (امروز چاره چیست؟ ص 34 ، 1324)



🔹 پانوشتها :

1ـ باید بود[bud]= باید بودن. همچون تواند رفت (رفتن) ، نشاید گفت (گفتن).

2ـ دارویی تب‌بر ، سودمند در چاره به بیماری مالاریا.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸
📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش ششم : آسیبی که اختلاف عقیده به ایرانیان می‌زند

🔸 22ـ از گله کردن و نالیدن چه برمی‌آید؟


یکی از گرفتاریها در میان ایرانیان اینست که در هر موضوعی تنها کاری که بلدند گله کردن و نالیدن است و به چیزی که نمی‌اندیشند کوششی است که نتیجه‌ای از آن بدست آید. بیشتر گمان دارند باید با پیشنهاد و اظهار نظرهاشان ، دولت را راهنمایی کنند و با این وظیفه‌ی اجتماعی و شهروندی است که کارهای کشور سامان می‌گیرد.

کسروی در گفتارهای پرچمِ روزانه به گشادی به این موضوعها می‌پردازد تا راه درست کوشش شناخته و باز شود.

«ایرانیها شیوه‌ی خود قرار داده‌اند که چون آسوده‌اند بیباک و بی‌پروا روز گذرانند و گمان کمی و آلودگی بخود نبرند و اگر کسی کمیهای آنان را یادآوری کرد بی‌پروایی نمایند ، بلکه بآزارش کوشند ، با صد درماندگی دم از «غرور ملی» زنند و خود را یکی از توده‌های بنام جهان شمارند ، و همینکه روز گرفتاری رسید بناله و فریاد پردازند و به زاری و فغان کوشند. این یک شیوه‌ایست که از سالها گرفته‌اند و در این راه بسیار ورزیده گردیده‌اند که ما می‌بینیم همینکه یک گرفتاری پیش می‌آید بی‌هیچ درنگی آواز بناله و فریاد بلند می‌کنند ، و چون آن می‌گذرد چنان به بی‌پروایی می‌گرایند که تو گویی هیچی رخ نداده و آن کسانی که دیروز می‌نالیدند اینها نبوده‌اند». (پرچم روزانه 27/8/1321)


«ایرانیان باید بدانند که خدا در این جهان مردمان را در کارهای خودشان مختار گردانیده و اینست هر مردمی اگر معنی زندگانی را دانست و دست بهم داد و بکار پرداخت با سرفرازی می‌زید ، و اگر پی هوسها و نادانیها را گرفت و براههای بیخردانه گرایید ناگزیر دچار سختیها می‌شود و گزندها می‌بیند و خدا نیز رحمی بآنان نخواهد کرد. اینکه ملایان و روضه‌خوانان می‌گویند : کارها دست خداست ، بیایید بخدا التماس کنیم ، یک سخن بیخردانه‌ایست. خدا اختیار را بشما سپرده و از التماس هم کمترین نتیجه نخواهد بود. اینها را بفهمید تا تکلیف خود را بدانید». (پرچم روزانه 29/8/1321)


«انبوهی از ایرانیان این را عادت خود قرار داده که از حال و پیشامد گله کنند و بنالند ولی هیچگاه در اندیشه‌ی کوشش و چاره نباشند. این نتیجه‌ی درسیست که در سی سال گذشته از روزنامه‌ها آموخته‌اند. می‌آیند می‌نشینند و سر گفتگو را باز می‌کنند ، و دردها و گرفتاریها را بتقریر می‌آورند. ولی همینکه گفته می‌شود که باید دست بهم داد و چاره‌ای کرد در آنجاست که صد سستی از خود نشان می‌دهند. در آنجاست که آدم می‌بیند این بدبختها گله و ناله را می‌خواهند و بهیچ‌گونه کوششی تن درنخواهند داد. ... حقیقت آنست که عقیده بقضا و قدر و دلبستگی بجبریگری عزم و اراده‌ی اینها را کشته است. بدبختها تا خطر را در نزدیکی خود نبینند بتکان نخواهند آمد و در چنان هنگامی نیز چاره دشوار خواهد گردید.

باید آشکاره بگویم : چنین مردمی شایسته‌ی زندگی نمی‌باشند. ...

بدانید ای ایرانیان : شما سر کلافه را گم کرده‌اید. بدانید شما سررشته را از دست داده‌اید بدانید شما از آیین طبیعت مستثنا نخواهید بود. بدانید اگر تکانی بخود ندهید و خردمندانه بچاره نکوشید مقهور حوادث گردیده آسمان بر شما نخواهد گریست». (پرچم روزانه 10/5/1321)



——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸
📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش ششم : آسیبی که اختلاف عقیده به ایرانیان می‌زند

🔸 23ـ کوشش باید از راهش باشد


«کار یک مردم یا یک توده تنها با گفتن و نوشتن و اظهار عقیده نمودن بجایی نمی‌رسد. این یکی از گمراهیهای ایرانیانست که تنها بگفتن و اظهار عقیده کردن بس می‌کنند و این نمی‌اندیشند که یک رشته ‌اندیشه هرچه نیک و سودمند باشد تا باجرا گزارده نشود نتیجه‌ای از آن در دست نخواهد بود و راه اجرا آنست که یک دسته از مردان بافهم از پیر و جوان دست بهم دهند و یک جمعیتی گردند و اراده‌ها را یکی سازند ، و آن وقت رشته‌ی کارها را بدست گرفته آن اندیشه‌های بلند و سودمند را با دست خود اجرا گردانند». (پرچم روزانه 11/6/1321)


«کسان بسیاری بخود حق می‌دهند که در کارهای کشور «اظهار نظر» کنند و در پیشرفت زندگانی توده دخالتی نمایند.

ما باین دخالت یا اظهار نظر ایراد نداریم. زیرا معنی مشروطه همینست : ما چون مشروطه را معنی می‌کنیم می‌گوییم : حکومت یا سررشته‌داری ازآن‌ِ توده است ، ولی چون توده نخواهد توانست خود رشته‌ی کارها را در دست گیرد ، کسانی را از میان خود بنمایندگی برمی‌گزینند که مجلسی کنند و بنشینند و درباره‌ی کشور و کارهای آن گفتگوهایی کنند و قانونهایی گزارند و تصمیمهایی گیرند ، و سپس بچند تنی از وزیران اعتماد کرده بکار بستن آن تصمیمها و قانونها را بایشان سپارند.

پس راستی را چه مجلس شورا و چه دولت هرچه می‌گویند و هرچه می‌کنند بنمایندگی از توده می‌باشد ، و از گفتن بی‌نیاز است که خود توده حق دیده‌بانی[=نظارت] دارد و می‌تواند اظهار نظر کند یا خرده‌ گیرد.

ولی از چه راه؟!. گفتگو در راه آنست. این ترتیبی که امروز در میانست و هر کسی هرچه می‌فهمد و به ‌اندیشه‌اش می‌رسد به تنهایی ایراد می‌گیرد یا پیشنهاد می‌کند نتیجه‌ی درستی نتواند داد و خود چند عیب دارد.

زیرا نخست اینها چیزهای ناسنجیده‌ایست و در پیرامون آنها دقت بکار نرفته و رسیدگی درستی نشده. چیزهاییست که خود گوینده پس از چندی فراموش خواهد ساخت و یا پشیمان خواهد گردید. بسیاری از آنها کلیاتیست که همه می‌دانند.

دوم اگر چنین باشد که هر کس به تنهایی پیشنهادی کند چه بسا دیگران آن را نپسندند ، و چه بسا یک کس دیگری پیشنهادی بضد آن نماید. چنانکه بارها دیده می‌شود که یک چیزی را که یکی پیشنهاد می‌کند مردم ریشخند می‌نمایند و یا ایراد گرفته ضد آن را پیشنهاد می‌کنند.

پس چگونه می‌توان باین پیشنهاد یا یادآوریها ترتیب اثر کرد؟!. خود شما اگر رشته‌ی حکومت را بدست گیرید چگونه توانید باین پیشنهادها توجه کنید؟!.

خواهید گفت : پس چه کار کنیم؟.. آیا خاموش باشیم و هیچی نگوییم؟!.. می‌گویم : نه! خاموش نباشید. ولی راه ایراد گرفتن یا پیشنهاد کردن را یاد گیرید. شما راه آن را گم کرده‌اید.

در کشور مشروطه یک تن (یا یک فرد) در حکم هیچست. زیرا در کشور مشروطه همه باهم یکسانند ، و اگر چنین باشد که هر یک تنی اظهارنظر کند ملیونها اظهار نظر در میان خواهد بود ، و چنانکه گفتیم نتیجه‌ی این جز درهمی کارها و آشفتگی زندگی نخواهد بود.

پس راه آنست که خردمندان و نیکخواهان باهم یکی گردند و دسته‌ای باشند ، و آنگاه بنام آن دسته هر پیشنهاد دارند بکنند ، هر ایرادی دارند بگیرند. این از چند جهت بهتر و سزاوارتر است.

از یکسو چون تنها نیستند مطالب را به شور گزارند و سنجیده و پخته گردانند و یک پیشنهاد ارجداری بیرون دهند. از یکسو چون یک دسته‌ای هستند بسخنشان اهمیت دهند و ترتیب اثر کنند و کسی هم بضد آن برنخیزد. بالاخره اگر دولت گوش نداد ، چون پیشنهاد کننده یک دسته‌ایست ، توانند پافشاری کنند و پیشرفت آن را بخواهند.

اگر مقصود کوشیدن و نتیجه بردنست راهش این است و بس. شما اگر روزنامه‌ها را بخوانید سی و اند سالست در ایران مشروطه برخاسته و روزنامه‌ها بنیاد یافته و همیشه ستونهای آنها پر از این گونه پیشنهادها و یادآوریها بوده. ولی آیا چه سودی داده؟!.


👇
امروز یک نقص بزرگی در زندگانی ایرانیان [1] همینست. نیکی کشور را می‌خواهند ولی از راهش درنمی‌آیند. کسانی این نقص را درنمی‌یابند ولی باید گفت بسیار بزرگست و زیانهای سختی را با خود دارد. ... اساس چاره آنست که با اختلاف عقیده نبرد کنیم و آن را از میان برداریم. ولی چون باین زودی و آسانی نتواند بود چاره جز آن نیست که غیرتمندان و باخردان چه در تهران و چه در دیگر جاها به یک جمعیتی درآیند و ... باین گرفتاریها و دردها درمان کنند ... اگر می‌خواهید بآیین مشروطه زندگانی کنید و از سودهای آن بهره‌مند گردید راهش اینست و باید شما نیز این راه را پیش گیرید ـ وگرنه در کنار ایستادن و از دور یک پیشنهادی کردن یا یک ایرادی گرفتن ، یک چیز «من درآورده‌ی» شماست و نتیجه‌ی آن همین تواند بود که می‌بینید : هر روز صد پیشنهاد و یادآوریست که در روزنامه‌ها بچاپ می‌رسد و بهیچ یکی کوچکترین اثری داده نمی‌شود. همیشه مردم از دولت ناله می‌کنند و دولت از مردم شاکی می‌باشد». (پرچم روزانه 5 و 7/12/1320)



🔹 پانوشتها :

1ـ اصل : ایران.

——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸
پ18ـ هرج و مرج ناشی از اظهار نظرهای انفرادی و سازمان نیافته