📖 دفتر «حزب و گمراهیهای سیاسی»
🖌 احمد کسروی
🔸 2ـ یک تاریخچه (دو از سه)
معنی درست حزب آنست که یک دسته از مردان بافهم و خرد ، و پاکدل و علاقمند ، نیازمندیهای کشور را بدیده گیرند ، و دردها را تشخیص داده راه چاره پیدا کنند و باهم نشسته و با گفتگو اندیشه و سخن یکی گردانند ، و آنوقت بکوشش برخاسته از یکسو دیگر مردان بافهم و باخرد را بسوی خود خوانند و بجمعیت خود بیفزایند ، و از یکسو در راه چارهسازی گامهایی بردارند.
این معنی درست حزبست ، و چنانکه میبینید اساس آن سه چیز است : 1ـ فهم و خرد که دردها و چارهها را نیک فهمند و حقایق را درک کنند. 2ـ پاکدلی و علاقهمندی که مقصود جانفشانی و رنج بردن باشد و اغراض پست خود را داخل موضوع حزبی نکنند. 3ـ کوشش بفزونی جمعیت که نیرو بیشتر گردد و پیشرفت آسان باشد.
یک چنین حزبی موفق بکارهای بزرگی تواند بود و از خود نامی در تاریخ تواند گزاشت. در سالهای اخیر در اروپا و آسیا بیشتر کارها با دست این حزبها پیش رفته و تاریخ بیش از همه کارهای آنان را یاد میکند.
امروز در آلمان کارها در دست کیست؟!. در روسیه این کارهای شگرف را که انجام میدهد؟. در ترکیه سررشتهی کارها را که در دست دارد؟. در همهی اینها ، و همچنین در بسیاری از کشورهای دیگر رشتهی کارها در دست حزبها میباشد.
میتوان مثلهای نزدیکتری یاد کرد. حزب «اتحاد و ترقی» عثمانی فراموش نگردیده که در آن کشور ، مشروطه بنیاد نهاد و تا سالیانی سررشتهی همهی کارها در دست آنان بود ، و امروز که آن حزب از میان رفته نامهای پیشروان آنها ـ از انورپاشا ، و نیازیبیگ ، محمود شوکتپاشا و دیگران ـ با احترام برده میشود و در تاریخها عکسهای آنان بچاپ میرسد.
در مصر آن کارهای تاریخی را «حزب وَفْد» انجام داده و ما باآنکه از ایشان دوریم نامهای مصطفا کامل و سعد زغلولپاشا و دیگران را شنیدهایم و همیشه با احترام بزبان میآوریم.
در خود ایران جنبش مشروطه چگونه برخاست و چگونه پیش رفت؟. نه آنست که شادروانان بهبهانی و طباطبایی بهمدستی کسانی از ملایان و بازرگانان در تهران بکوشش برخاستند ، و بیآنکه نام حزب درمیان باشد خود حزبی برای مشروطهطلبی پدید آوردند و همین حزب بینام بود که مشروطه گرفت و پارلمان بنیاد نهاد؟!.
سپس در تبریز چند تنی از بازرگانان و دیگران ـ از حاجی رسول صدقیانی و حاجی علی دوافروش و علیمسیو و جعفرآقا گنجهای و آقا میرباقر استانبولچی و مانند اینهاـ یک انجمنی نهانی بنام «مرکز غیبی» برپا کرده و با دست آن دستهی مجاهدان را بنیاد نهادند ، و در نتیجهی کوششهای این دسته بود که مشروطه در ایران ریشه گرفت.
اینان همگی نامهاشان در تاریخ بازخواهد ماند و شما میبینید که ما تاریخ مینویسیم و از کارهای جوانمردانهی آنان ستایش میکنیم و عکسهای آنان را از اینجا و آنجا بدست آورده کلیشه میکنیم و بچاپ میرسانیم.
هر کاری چون از راهش بود و پاکدلانه بود این نتیجهها را دهد که ما در اینجا یاد میکنیم و ستایش و خشنودی دریغ نمیگوییم و چون از راهش نبود و پاکدلانه نبود همچون حزبسازیهای بیست سال پیش ایران باشد که ما چون بیاد میآوریم از نفرت خودداری نمیتوانیم.
کنون شما کدام یکی از این دو رشته را میخواهید؟ آیا حزب را بآن معنی که در ایران فهمیده و عمل میکنند طالبید یا درپی معنی درست آن هستید؟
اینها را با یاران و همراهان میگفتم که گوشهاشان باین مطالب چندان بیگانه نبود و خود میدانستم که مقصودشان حزب بمعنی درست است. اینبود چون پاسخهایی دادند و پاره[ای] گفتگوها رفت قرار نهادیم در پیرامون نیازمندیهای ایران جستجوها و گفتگوها کنیم و زمینه برای پدید آوردن یک جمعیتی آماده گردانیم.
👇
🖌 احمد کسروی
🔸 2ـ یک تاریخچه (دو از سه)
معنی درست حزب آنست که یک دسته از مردان بافهم و خرد ، و پاکدل و علاقمند ، نیازمندیهای کشور را بدیده گیرند ، و دردها را تشخیص داده راه چاره پیدا کنند و باهم نشسته و با گفتگو اندیشه و سخن یکی گردانند ، و آنوقت بکوشش برخاسته از یکسو دیگر مردان بافهم و باخرد را بسوی خود خوانند و بجمعیت خود بیفزایند ، و از یکسو در راه چارهسازی گامهایی بردارند.
این معنی درست حزبست ، و چنانکه میبینید اساس آن سه چیز است : 1ـ فهم و خرد که دردها و چارهها را نیک فهمند و حقایق را درک کنند. 2ـ پاکدلی و علاقهمندی که مقصود جانفشانی و رنج بردن باشد و اغراض پست خود را داخل موضوع حزبی نکنند. 3ـ کوشش بفزونی جمعیت که نیرو بیشتر گردد و پیشرفت آسان باشد.
یک چنین حزبی موفق بکارهای بزرگی تواند بود و از خود نامی در تاریخ تواند گزاشت. در سالهای اخیر در اروپا و آسیا بیشتر کارها با دست این حزبها پیش رفته و تاریخ بیش از همه کارهای آنان را یاد میکند.
امروز در آلمان کارها در دست کیست؟!. در روسیه این کارهای شگرف را که انجام میدهد؟. در ترکیه سررشتهی کارها را که در دست دارد؟. در همهی اینها ، و همچنین در بسیاری از کشورهای دیگر رشتهی کارها در دست حزبها میباشد.
میتوان مثلهای نزدیکتری یاد کرد. حزب «اتحاد و ترقی» عثمانی فراموش نگردیده که در آن کشور ، مشروطه بنیاد نهاد و تا سالیانی سررشتهی همهی کارها در دست آنان بود ، و امروز که آن حزب از میان رفته نامهای پیشروان آنها ـ از انورپاشا ، و نیازیبیگ ، محمود شوکتپاشا و دیگران ـ با احترام برده میشود و در تاریخها عکسهای آنان بچاپ میرسد.
در مصر آن کارهای تاریخی را «حزب وَفْد» انجام داده و ما باآنکه از ایشان دوریم نامهای مصطفا کامل و سعد زغلولپاشا و دیگران را شنیدهایم و همیشه با احترام بزبان میآوریم.
در خود ایران جنبش مشروطه چگونه برخاست و چگونه پیش رفت؟. نه آنست که شادروانان بهبهانی و طباطبایی بهمدستی کسانی از ملایان و بازرگانان در تهران بکوشش برخاستند ، و بیآنکه نام حزب درمیان باشد خود حزبی برای مشروطهطلبی پدید آوردند و همین حزب بینام بود که مشروطه گرفت و پارلمان بنیاد نهاد؟!.
سپس در تبریز چند تنی از بازرگانان و دیگران ـ از حاجی رسول صدقیانی و حاجی علی دوافروش و علیمسیو و جعفرآقا گنجهای و آقا میرباقر استانبولچی و مانند اینهاـ یک انجمنی نهانی بنام «مرکز غیبی» برپا کرده و با دست آن دستهی مجاهدان را بنیاد نهادند ، و در نتیجهی کوششهای این دسته بود که مشروطه در ایران ریشه گرفت.
اینان همگی نامهاشان در تاریخ بازخواهد ماند و شما میبینید که ما تاریخ مینویسیم و از کارهای جوانمردانهی آنان ستایش میکنیم و عکسهای آنان را از اینجا و آنجا بدست آورده کلیشه میکنیم و بچاپ میرسانیم.
هر کاری چون از راهش بود و پاکدلانه بود این نتیجهها را دهد که ما در اینجا یاد میکنیم و ستایش و خشنودی دریغ نمیگوییم و چون از راهش نبود و پاکدلانه نبود همچون حزبسازیهای بیست سال پیش ایران باشد که ما چون بیاد میآوریم از نفرت خودداری نمیتوانیم.
کنون شما کدام یکی از این دو رشته را میخواهید؟ آیا حزب را بآن معنی که در ایران فهمیده و عمل میکنند طالبید یا درپی معنی درست آن هستید؟
اینها را با یاران و همراهان میگفتم که گوشهاشان باین مطالب چندان بیگانه نبود و خود میدانستم که مقصودشان حزب بمعنی درست است. اینبود چون پاسخهایی دادند و پاره[ای] گفتگوها رفت قرار نهادیم در پیرامون نیازمندیهای ایران جستجوها و گفتگوها کنیم و زمینه برای پدید آوردن یک جمعیتی آماده گردانیم.
👇
من در این باره چنین گفتم : چنانکه همه میدانیم در ایران در سیوشش سال پیش یک جنبشی بنام مشروطهخواهی برخاست. دربارهی آن جنبش باید چند نکته را از دیده دور نداشت :
1) آن جنبش نتیجهی غمخواریها و کوششهای دلسوزانهی مردان ارجمند و بزرگی بود. از زمان حاجیمیرزا حسینخان سپهسالار این اندیشه در ایران پیدا شده و کوششها بکار رفته بود تا سرانجام زمینه آماده گردیده و یک جنبش بزرگی برخاست.
2) آن جنبش با نتیجهای که داد برای ایران پیشرفت بزرگی بود. بایستی گفت : ایران بیکبار صد گام بسوی پیش رفت زیرا گذشته از اینکه رهایی از استبداد خود یک فیروزی یا پیشرفتی بود اساساً مشروطه یا دمکراسی یا اگر بفارسی بگویم «سررشتهداریِ توده» ، خود بهترین شکل حکومت میباشد. ایران از بدترین حکومتی به بهترین حکومتی انتقال یافت.
3) کسانی که در آغاز کار پا درمیان جنبش گزاردند و بکوششهایی برخاستند چه از دستهی علما و چه از گروه بازرگانان و چه از طبقهی عوام ، رویهمرفته جانفشانی و جوانمردی پر ارزشی بخرج دادند و شایستگی و مردانگی شایانی از خود ابراز نمودند.
گزارش مشروطه یکی از بخشهای پرافتخار ایرانست و میتوان آن را مایهی سرفرازی گرفت و میتوان از آن گزارش خشنود و خرسند گردید.
🌸
1) آن جنبش نتیجهی غمخواریها و کوششهای دلسوزانهی مردان ارجمند و بزرگی بود. از زمان حاجیمیرزا حسینخان سپهسالار این اندیشه در ایران پیدا شده و کوششها بکار رفته بود تا سرانجام زمینه آماده گردیده و یک جنبش بزرگی برخاست.
2) آن جنبش با نتیجهای که داد برای ایران پیشرفت بزرگی بود. بایستی گفت : ایران بیکبار صد گام بسوی پیش رفت زیرا گذشته از اینکه رهایی از استبداد خود یک فیروزی یا پیشرفتی بود اساساً مشروطه یا دمکراسی یا اگر بفارسی بگویم «سررشتهداریِ توده» ، خود بهترین شکل حکومت میباشد. ایران از بدترین حکومتی به بهترین حکومتی انتقال یافت.
3) کسانی که در آغاز کار پا درمیان جنبش گزاردند و بکوششهایی برخاستند چه از دستهی علما و چه از گروه بازرگانان و چه از طبقهی عوام ، رویهمرفته جانفشانی و جوانمردی پر ارزشی بخرج دادند و شایستگی و مردانگی شایانی از خود ابراز نمودند.
گزارش مشروطه یکی از بخشهای پرافتخار ایرانست و میتوان آن را مایهی سرفرازی گرفت و میتوان از آن گزارش خشنود و خرسند گردید.
🌸