📖 کتاب «در پیرامون ادبیات»
🖌 احمد کسروی
📝 نشست یکم : معنی «ادبیات» و تاریخچهی آن واژه
👈 تکهی یک
👈 تکهی دو
👈 تکهی سه
👈 تکهی چهار
👈 تکهی پنج
👈 تکهی شش
👈 تکهی هفت
👈 تکهی هشت
📝 نشست دوم : شعر سخنست و سخن باید از روی نیاز باشد
👈 تکهی یک
👈 تکهی دو
👈 تکهی سه
👈 تکهی چهار
👈 تکهی پنج
👈 تکهی شش
👈 تکهی هفت
👈 تکهی هشت
👈 تکهی نه
👈 تکهی ده
💐
🖌 احمد کسروی
📝 نشست یکم : معنی «ادبیات» و تاریخچهی آن واژه
👈 تکهی یک
👈 تکهی دو
👈 تکهی سه
👈 تکهی چهار
👈 تکهی پنج
👈 تکهی شش
👈 تکهی هفت
👈 تکهی هشت
📝 نشست دوم : شعر سخنست و سخن باید از روی نیاز باشد
👈 تکهی یک
👈 تکهی دو
👈 تکهی سه
👈 تکهی چهار
👈 تکهی پنج
👈 تکهی شش
👈 تکهی هفت
👈 تکهی هشت
👈 تکهی نه
👈 تکهی ده
💐
Telegram
پاکدینی ـ احمد کسروی
📖 کتاب «در پیرامون ادبیات»
🖌 احمد کسروی
📝 نشست یکم : معنی «ادبیات» و تاریخچهی آن واژه (یک از هشت)
از دستهی بدخواهان [1] بارها سخن راندهایم و شما آنها را میشناسید. چیزی که میباید بدانید آنست که در هر رشته از کارهای کشور ، آنان دست داشتهاند و…
🖌 احمد کسروی
📝 نشست یکم : معنی «ادبیات» و تاریخچهی آن واژه (یک از هشت)
از دستهی بدخواهان [1] بارها سخن راندهایم و شما آنها را میشناسید. چیزی که میباید بدانید آنست که در هر رشته از کارهای کشور ، آنان دست داشتهاند و…
📖 کتاب «در پیرامون ادبیات»
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (هفت از پانزده)
2ـ سعدی :
سعدی با خیام جداییها داشته. خیام بدآموزی میبوده که از شعر سودجویی کرده. ولی سعدی شاعری میبوده که بهوس بدآموزی نیز افتاده.
سعدی مسلمان میبوده. ولی بصوفیگری نیز سری زده و از اندیشههای صوفیانه آگاهی یافته. همچنان از جبریگری و دیگر بدآموزیها بهره داشته و با پستیهای زمان خود آلوده میبوده.
سعدی همچون دیگران شعر را خواستی میدانسته. اینبوده که بآن پرداخته و یاوهگویی را پیشهی خود گردانیده ، و چون سالها زیسته و خود مردی زباندار و گویا میبوده میدان بزرگی برای خود باز کرده. چیزی که بدتر بوده آنست که بهوس پندآموزی نیز افتاده و درمیان یاوهبافیهای خود به هر زمینهای ـ از آیین زندگانی ، سیاست کشورداری ، خیمها ، خداشناسی ، خانهداری ، فرهنگ نورسان ـ درآمده و چند رشته بدآموزیها از خود بیادگار گزارده. گاهی سخنان خوشنما داشته. ولی بیشتر گفتههایش بدآموزیست.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📣 @PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (هفت از پانزده)
2ـ سعدی :
سعدی با خیام جداییها داشته. خیام بدآموزی میبوده که از شعر سودجویی کرده. ولی سعدی شاعری میبوده که بهوس بدآموزی نیز افتاده.
سعدی مسلمان میبوده. ولی بصوفیگری نیز سری زده و از اندیشههای صوفیانه آگاهی یافته. همچنان از جبریگری و دیگر بدآموزیها بهره داشته و با پستیهای زمان خود آلوده میبوده.
سعدی همچون دیگران شعر را خواستی میدانسته. اینبوده که بآن پرداخته و یاوهگویی را پیشهی خود گردانیده ، و چون سالها زیسته و خود مردی زباندار و گویا میبوده میدان بزرگی برای خود باز کرده. چیزی که بدتر بوده آنست که بهوس پندآموزی نیز افتاده و درمیان یاوهبافیهای خود به هر زمینهای ـ از آیین زندگانی ، سیاست کشورداری ، خیمها ، خداشناسی ، خانهداری ، فرهنگ نورسان ـ درآمده و چند رشته بدآموزیها از خود بیادگار گزارده. گاهی سخنان خوشنما داشته. ولی بیشتر گفتههایش بدآموزیست.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📣 @PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
71%
آری
24%
نه
5%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 دنبالهی دفتر «حقایق زندگی»
🖌 احمد کسروی
🔸 ما از همهی پاکدلان داوری میخواهیم ـ2ـ (دو از چهار)
شنیدهایم از کسانی که بدولت تلگراف کردهاند گروهی از حاجیهای انباردار[=محتکر]ند. اینان آن تیرهدرونانند که در این کشور میزیند و از دولت و از مجلس و از قانون و از ادارهها بهرهمند میگردند و از داد و ستد ملیونها ریال سود میبرند ، و در همان حال پامیفشارند که تا توانند بدولت مالیات ندهند و برای این کارست که دو دفتر نگاه میدارند. اینان پیروان ویژهی آن ملایانند و این درس را از ایشان یاد گرفتهاند.
به هر حال چون در غوغایی که برانگیخته شده یکی از بهانهها قرآن و دیگری اسلام بوده من از هر کدام جداگانه سخن خواهم راند. در اینجا از قرآن سخن میرانم و اسلام را بشمارهی دیگر میگزارم.
چنانکه گفتم ملایان تبریز تاکنون سه بار بدستاویز قرآن آشوب و وحشیگری برپا گردانیدهاند ، و راستی آنست که بهرهمندی آنان از قرآن جز این وحشیگریها نیست. آنان این درس را از معاویه گرفتهاند و نسبتشان بقرآن همان نسبتی است که معاویه را بوده. بیدینان تیرهدرون قرآن را جز افزاری برای سیاست خود نمیدانند.
این رفتار پست ایشان بمن حق میداد که بتاریخ بازگشته بیاحترامیها را که این گروه تاکنون با قرآن نمودهاند یکایک بازنمایم و پرده از روی رسواییهاشان بردارم. ولی افسوس که در روزنامه فرصت چنان کاری نیست و من ناچارم بکوتاهی سخن کوشیده تنها بچند تکه بس کنم [1] :
1ـ این گروه باورهاشان بآخشیج قرآنست
نخست چیزی که باید بنویسم آنست که این گروه از بس بقرآن بیپروا و همیشه با آن بیگانه بودهاند بیشتر باورهاشان بآخشیج قرآنست. اینان آن گروهند که قرآن را «ظنیالدلاله» [2] دانسته حدیثهای ساخته و دروغ را بآیههای آن برتری دادهاند.
ببینید : در قرآن پیغمبر اسلام آشکاره از غیبدانی بیزاری مینماید. این آیه در دو جا آمده : «گنجینههای خدا در نزد من نیست و من غیب نمیدانم». [3]
آیههایی باین آشکاری ، در کتابهای خود صد داستان غیبدانی و غیبگویی از پیغمبر نوشتهاند در جای خود ، که از بازماندگان پیغمبر داستانهای غیبگویی آوردهاند. بلکه از درویشان و صوفیان غیبگوییهای بسیار شماردهاند.
همهی اینها بکنار : بنیاد کیششان به غیبگویی پیغمبر میباشد. بگفتهی ایشان پیغمبر دوازده امام را آگاهی داده و نامهاشان یکایک شمارده است.
ببینید اندازهی ناآگاهیشان از قرآن تا بکجاست! بارها دیده شده که به فلان ملا چون میگوییم : پیغمبر از غیبدانی بیزاری نموده ، با یک شگفتی میپرسد : «در کجا؟..» و چون آیه را میشنود بگفتهی عامیان وامیرود که تو گویی هیچگاه باین آیهها برنخورده بوده. بارها این حال از ایشان دیده شده.
در قرآن پیغمبر اسلام آشکاره از معجزه ناتوانی مینماید. این آیه در قرآن در هفت و هشت جا آمده : «گفتند چرا باو معجزه داده نمیشود». [4] در پاسخ هیچ یکی نمیگوید : «فلان معجزه را کردم» یا «خواهم کرد». بلکه آشکاره ناتوانی نموده میگوید : «من ترسانندهام. معجزهها نزد خداست». [5] در یک جا هفت معجزه ، با نام و نشان ازو میطلبند و میگویند : «بتو نخواهیم گروید مگر هنگامی که چشمهای از زمین درآوری یا خانهای از زر برای خود پدید گردانی ...». [6] در پاسخ همهی آنها میگوید : «من یک آدمیای همچون شمایم جز اینکه فرستادهی خدا میباشم» [7] در همه جا ناتوانی نشان میدهد و میبایست نشان دهد.
ولی کتابهای اینها را بخوانید که صد معجزه بنام او نوشتهاند : خورشید را پس از فرورفتن بازگردانید ، با سوسمار سخن گفت ، از سنگ شتر درآورد ، از لای انگشتان چشمه روان گردانید ...
او که پیغمبر بزرگواری میبوده و نیروی خدایی میداشته در جای خود ، که برای بازماندگانش صد داستان معجزه ساخته و در کتابهاشان نوشتهاند. بلکه برای هر گوری و هر گنبدی معجزهها ساختهاند.
بدتر از همه آنکه چند سال پیش که ما در مهنامهی پیمان گفتارها در این زمینه مینوشتیم ملایان هایهوی میکردند و چون ما آیههای قرآن را به رخشان میکشیدیم آنها را تأویل میکردند. بسیاری از ایشان اکنون هم نپذیرفتهاند و باز در این باره با ما در کشاکشند.
در قرآن در چند جا آشکاره میگوید : در پیشگاه خدا میانجی (شفیع) نخواهد بود. [8] میانجیگری در نزد ستمگران تواند بود. در دستگاه دادگری میانجیگری چه معنی دارد؟!.. با اینحال یک پایه از کیش آنان میانجیگریست. امام حسین که کشته شده روز رستاخیز ، او و دیگر کشته شدگان با سرهای بریده و گلوهای خونچکان به پیشگاه خدا خواهند آمد و بگناهکاران شیعه میانجی خواهند بود. تا خدا همهی آنها را نیامرزد سرهای بریده را به تنهاشان نخواهند پذیرفت.
👇
🖌 احمد کسروی
🔸 ما از همهی پاکدلان داوری میخواهیم ـ2ـ (دو از چهار)
شنیدهایم از کسانی که بدولت تلگراف کردهاند گروهی از حاجیهای انباردار[=محتکر]ند. اینان آن تیرهدرونانند که در این کشور میزیند و از دولت و از مجلس و از قانون و از ادارهها بهرهمند میگردند و از داد و ستد ملیونها ریال سود میبرند ، و در همان حال پامیفشارند که تا توانند بدولت مالیات ندهند و برای این کارست که دو دفتر نگاه میدارند. اینان پیروان ویژهی آن ملایانند و این درس را از ایشان یاد گرفتهاند.
به هر حال چون در غوغایی که برانگیخته شده یکی از بهانهها قرآن و دیگری اسلام بوده من از هر کدام جداگانه سخن خواهم راند. در اینجا از قرآن سخن میرانم و اسلام را بشمارهی دیگر میگزارم.
چنانکه گفتم ملایان تبریز تاکنون سه بار بدستاویز قرآن آشوب و وحشیگری برپا گردانیدهاند ، و راستی آنست که بهرهمندی آنان از قرآن جز این وحشیگریها نیست. آنان این درس را از معاویه گرفتهاند و نسبتشان بقرآن همان نسبتی است که معاویه را بوده. بیدینان تیرهدرون قرآن را جز افزاری برای سیاست خود نمیدانند.
این رفتار پست ایشان بمن حق میداد که بتاریخ بازگشته بیاحترامیها را که این گروه تاکنون با قرآن نمودهاند یکایک بازنمایم و پرده از روی رسواییهاشان بردارم. ولی افسوس که در روزنامه فرصت چنان کاری نیست و من ناچارم بکوتاهی سخن کوشیده تنها بچند تکه بس کنم [1] :
1ـ این گروه باورهاشان بآخشیج قرآنست
نخست چیزی که باید بنویسم آنست که این گروه از بس بقرآن بیپروا و همیشه با آن بیگانه بودهاند بیشتر باورهاشان بآخشیج قرآنست. اینان آن گروهند که قرآن را «ظنیالدلاله» [2] دانسته حدیثهای ساخته و دروغ را بآیههای آن برتری دادهاند.
ببینید : در قرآن پیغمبر اسلام آشکاره از غیبدانی بیزاری مینماید. این آیه در دو جا آمده : «گنجینههای خدا در نزد من نیست و من غیب نمیدانم». [3]
آیههایی باین آشکاری ، در کتابهای خود صد داستان غیبدانی و غیبگویی از پیغمبر نوشتهاند در جای خود ، که از بازماندگان پیغمبر داستانهای غیبگویی آوردهاند. بلکه از درویشان و صوفیان غیبگوییهای بسیار شماردهاند.
همهی اینها بکنار : بنیاد کیششان به غیبگویی پیغمبر میباشد. بگفتهی ایشان پیغمبر دوازده امام را آگاهی داده و نامهاشان یکایک شمارده است.
ببینید اندازهی ناآگاهیشان از قرآن تا بکجاست! بارها دیده شده که به فلان ملا چون میگوییم : پیغمبر از غیبدانی بیزاری نموده ، با یک شگفتی میپرسد : «در کجا؟..» و چون آیه را میشنود بگفتهی عامیان وامیرود که تو گویی هیچگاه باین آیهها برنخورده بوده. بارها این حال از ایشان دیده شده.
در قرآن پیغمبر اسلام آشکاره از معجزه ناتوانی مینماید. این آیه در قرآن در هفت و هشت جا آمده : «گفتند چرا باو معجزه داده نمیشود». [4] در پاسخ هیچ یکی نمیگوید : «فلان معجزه را کردم» یا «خواهم کرد». بلکه آشکاره ناتوانی نموده میگوید : «من ترسانندهام. معجزهها نزد خداست». [5] در یک جا هفت معجزه ، با نام و نشان ازو میطلبند و میگویند : «بتو نخواهیم گروید مگر هنگامی که چشمهای از زمین درآوری یا خانهای از زر برای خود پدید گردانی ...». [6] در پاسخ همهی آنها میگوید : «من یک آدمیای همچون شمایم جز اینکه فرستادهی خدا میباشم» [7] در همه جا ناتوانی نشان میدهد و میبایست نشان دهد.
ولی کتابهای اینها را بخوانید که صد معجزه بنام او نوشتهاند : خورشید را پس از فرورفتن بازگردانید ، با سوسمار سخن گفت ، از سنگ شتر درآورد ، از لای انگشتان چشمه روان گردانید ...
او که پیغمبر بزرگواری میبوده و نیروی خدایی میداشته در جای خود ، که برای بازماندگانش صد داستان معجزه ساخته و در کتابهاشان نوشتهاند. بلکه برای هر گوری و هر گنبدی معجزهها ساختهاند.
بدتر از همه آنکه چند سال پیش که ما در مهنامهی پیمان گفتارها در این زمینه مینوشتیم ملایان هایهوی میکردند و چون ما آیههای قرآن را به رخشان میکشیدیم آنها را تأویل میکردند. بسیاری از ایشان اکنون هم نپذیرفتهاند و باز در این باره با ما در کشاکشند.
در قرآن در چند جا آشکاره میگوید : در پیشگاه خدا میانجی (شفیع) نخواهد بود. [8] میانجیگری در نزد ستمگران تواند بود. در دستگاه دادگری میانجیگری چه معنی دارد؟!.. با اینحال یک پایه از کیش آنان میانجیگریست. امام حسین که کشته شده روز رستاخیز ، او و دیگر کشته شدگان با سرهای بریده و گلوهای خونچکان به پیشگاه خدا خواهند آمد و بگناهکاران شیعه میانجی خواهند بود. تا خدا همهی آنها را نیامرزد سرهای بریده را به تنهاشان نخواهند پذیرفت.
👇
در قرآن میگوید : «هر کسی هر آنچه کند از نیک و بد کیفر یا پاداش خواهد یافت». [9] آنان آشکاره با آن آیه دشمنی نموده و حدیثها ساختهاند : «هر که علی را دوست دارد هیچ گناهی ازو زیان نخواهد داشت». [10] «هر که بگرید یا بگریاند بهشت باو بایا شود». [11] «هر که بزیارت حسین رود خدا گناهانش را بیامرزد اگرچه باندازهی برگهای درختها باشد».
اینها نمونه است. از اینگونه چندان فراوانست که بشمار نیاید. اینها نیک میرساند که این گروه تا چه اندازه با قرآن بیگانه بودهاند ، تا چه اندازه با آن بیپروایی نمودهاند.
🔹 پانوشتها :
1ـ برای آگاهیهای بیشتر و دانستن این رسواییها کتاب التشیع والشیعه که به فارسی هم ترجمه شده دیده شود.
2ـ خواست علما از ظنیالدلاله (در برابر قطعیالدلاله = روشن و مسلّم) آنست که سخنان قرآن ناروشنست و یک معنی از آن فهمیده نمیشود.
3ـ قُل لَّا أَقُولُ لَکمْ عِندِی خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیبَ [انعام 50 و هود 31] (کسروی)
4ـ وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَیهِ آیاتٌ (کسروی)
5ـ قُلْ إِنَّمَا الْآیاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِیرٌ مُّبِینٌ (کسروی)
6ـ وَقَالُوا لَن نُّؤْمِنَ لَک حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ ینبُوعًا أَوْ تَکونَ لَک بیت من زخرف ... (کسروی)
7ـ سبحانک هل کنت الا بشرا رسولا [خود آیه (به همان معنی) اینست : سُبْحَانَ رَبِّی هَلْ کنتُ إِلَّا بَشَرًا رَّسُولًا. سورهی اسراء ، آیهی 93] (کسروی)
8ـ وَاتَّقُوا یوْمًا لَّا تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیئًا وَلَا یقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ (کسروی)
9ـ فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ وَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ (کسروی)
10ـ حب علی حسنة لا یضر معها سیئة (کسروی)
11ـ من بکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنة (کسروی)
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
اینها نمونه است. از اینگونه چندان فراوانست که بشمار نیاید. اینها نیک میرساند که این گروه تا چه اندازه با قرآن بیگانه بودهاند ، تا چه اندازه با آن بیپروایی نمودهاند.
🔹 پانوشتها :
1ـ برای آگاهیهای بیشتر و دانستن این رسواییها کتاب التشیع والشیعه که به فارسی هم ترجمه شده دیده شود.
2ـ خواست علما از ظنیالدلاله (در برابر قطعیالدلاله = روشن و مسلّم) آنست که سخنان قرآن ناروشنست و یک معنی از آن فهمیده نمیشود.
3ـ قُل لَّا أَقُولُ لَکمْ عِندِی خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیبَ [انعام 50 و هود 31] (کسروی)
4ـ وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَیهِ آیاتٌ (کسروی)
5ـ قُلْ إِنَّمَا الْآیاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِیرٌ مُّبِینٌ (کسروی)
6ـ وَقَالُوا لَن نُّؤْمِنَ لَک حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ ینبُوعًا أَوْ تَکونَ لَک بیت من زخرف ... (کسروی)
7ـ سبحانک هل کنت الا بشرا رسولا [خود آیه (به همان معنی) اینست : سُبْحَانَ رَبِّی هَلْ کنتُ إِلَّا بَشَرًا رَّسُولًا. سورهی اسراء ، آیهی 93] (کسروی)
8ـ وَاتَّقُوا یوْمًا لَّا تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیئًا وَلَا یقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ (کسروی)
9ـ فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ وَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ (کسروی)
10ـ حب علی حسنة لا یضر معها سیئة (کسروی)
11ـ من بکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنة (کسروی)
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
96%
آری
4%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «در پیرامون ادبیات»
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (هشت از پانزده)
[ دنبالهی 2ـ سعدی :]
زیان گفتههای سعدی از چند راه است :
1) نخست از راه جبریگری که در آن باره پافشاری بسیار از خود نشان میدهد و رسواییها بار میآورد :
بخت و دولت بکاردانی نیست
جز بتأیید آسمانی نیست /
گر زمین را بآسمان دوزی
ندهندت زیاده از روزی /
گر گزندت رسد ز خلق مرنج
که نه راحت رسد ز خلق نه رنج
از خدا دان خلاف دشمن و دوست
که دل هر دو در تصرف اوست
گرچه تیر از کمان همیگذرد
از کماندار بیند اهل خرد /
اگر تیغ عالم بجنبد ز جای
نبُرد رگی تا نخواهد خدای /
اگر به هر سر مویت هنر دوصد باشد
هنر بکار نیاید چو بخت بد باشد /
جهد رزق ار کنی و گر نکنی
برساند خدای عزّ و جل
گر رَوی در دهان شیر و پلنگ
نخورندت مگر بروز اجل /
اگر ز کوه فروغلتد آسیا سنگی
نه عارفست که از راه سنگ برخیزد /
گنه نبود و عبادت نبود و بر سر خلق
نوشته بود که این مقبلست و آن مردود
اگر بیاد آوریم که سعدی در زمان مغول میزیسته از این شعرهای او دربارهی جبریگری معنی دیگری هم خواهیم فهمید. ایرانیان بدبخت که آن گزندها را از دست مغولان یافته بودند ـ ملیونها مردان کشته شده ، ملیونها دختران و زنان بدستگیری رفته ، پس از همه مغولان آمده بر سرشان میکوفتند و فرمان میراندند ـ در برابر چنین گزندی مردم بدبخت میبایست یا مرد باشند و از جان گذرند و از مغول کینه جویند و آنان را از کشور خود بیرون رانند ، و یا گردن بستم نهاده و با آن بدبختیها ساخته برای آرامش دلهای خود بهانههایی جویند و خود را با چیزهایی سرگرم گردانند. میبایست یکی از این دو کار را کنند. مردم بدبخت از نداشتن راهنمایان و سران باغیرتی این دوم را پذیرفته با پیشامد ساختهاند و این جبریگری بهانهی نیکی در دست آنان میبوده : «کارها با خداست» ، «خدا چنین خواسته» ، «به پیشانیمان نوشته بوده» ، «از بس گناه کردیم خدا چنگیز را از قهر خود برانگیخت» (1) . رواج صوفیگری و خراباتیگری در زمان مغول نیز از این راه بوده.
سعدی در بحبوحهی این نومیدیها و بیچارگیها برخاسته ، و آن پافشاری که دربارهی جبریگری نشان میدهد از همین راه است. او اندیشههای پست زمان خود را گرفته و بقالب شعر ریخته و برای آیندگان ارمغان گردانیده.
🔹 پانوشت :
1ـ حمدالله مستوفی در همان زمینه شعرهایی میدارد. در این باره در کتاب «صوفیگری» نیز سخنانی رفته. (کسروی)
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📣 @PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (هشت از پانزده)
[ دنبالهی 2ـ سعدی :]
زیان گفتههای سعدی از چند راه است :
1) نخست از راه جبریگری که در آن باره پافشاری بسیار از خود نشان میدهد و رسواییها بار میآورد :
بخت و دولت بکاردانی نیست
جز بتأیید آسمانی نیست /
گر زمین را بآسمان دوزی
ندهندت زیاده از روزی /
گر گزندت رسد ز خلق مرنج
که نه راحت رسد ز خلق نه رنج
از خدا دان خلاف دشمن و دوست
که دل هر دو در تصرف اوست
گرچه تیر از کمان همیگذرد
از کماندار بیند اهل خرد /
اگر تیغ عالم بجنبد ز جای
نبُرد رگی تا نخواهد خدای /
اگر به هر سر مویت هنر دوصد باشد
هنر بکار نیاید چو بخت بد باشد /
جهد رزق ار کنی و گر نکنی
برساند خدای عزّ و جل
گر رَوی در دهان شیر و پلنگ
نخورندت مگر بروز اجل /
اگر ز کوه فروغلتد آسیا سنگی
نه عارفست که از راه سنگ برخیزد /
گنه نبود و عبادت نبود و بر سر خلق
نوشته بود که این مقبلست و آن مردود
اگر بیاد آوریم که سعدی در زمان مغول میزیسته از این شعرهای او دربارهی جبریگری معنی دیگری هم خواهیم فهمید. ایرانیان بدبخت که آن گزندها را از دست مغولان یافته بودند ـ ملیونها مردان کشته شده ، ملیونها دختران و زنان بدستگیری رفته ، پس از همه مغولان آمده بر سرشان میکوفتند و فرمان میراندند ـ در برابر چنین گزندی مردم بدبخت میبایست یا مرد باشند و از جان گذرند و از مغول کینه جویند و آنان را از کشور خود بیرون رانند ، و یا گردن بستم نهاده و با آن بدبختیها ساخته برای آرامش دلهای خود بهانههایی جویند و خود را با چیزهایی سرگرم گردانند. میبایست یکی از این دو کار را کنند. مردم بدبخت از نداشتن راهنمایان و سران باغیرتی این دوم را پذیرفته با پیشامد ساختهاند و این جبریگری بهانهی نیکی در دست آنان میبوده : «کارها با خداست» ، «خدا چنین خواسته» ، «به پیشانیمان نوشته بوده» ، «از بس گناه کردیم خدا چنگیز را از قهر خود برانگیخت» (1) . رواج صوفیگری و خراباتیگری در زمان مغول نیز از این راه بوده.
سعدی در بحبوحهی این نومیدیها و بیچارگیها برخاسته ، و آن پافشاری که دربارهی جبریگری نشان میدهد از همین راه است. او اندیشههای پست زمان خود را گرفته و بقالب شعر ریخته و برای آیندگان ارمغان گردانیده.
🔹 پانوشت :
1ـ حمدالله مستوفی در همان زمینه شعرهایی میدارد. در این باره در کتاب «صوفیگری» نیز سخنانی رفته. (کسروی)
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📣 @PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
92%
آری
4%
نه
4%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 دنبالهی دفتر «حقایق زندگی»
🖌 احمد کسروی
🔸 ما از همهی پاکدلان داوری میخواهیم ـ2ـ (سه از چهار)
2ـ آنان با قرآن صد نافرمانی نمودهاند
اینان چنانکه با قرآن بیگانه بودهاند ، با دستورهای آن صد نافرمانی نمودهاند. قرآن کتاب بتشکن بوده و پیغمبر اسلام نبرد بزرگی با بتپرستی کرده. خواست قرآن یکی این میبوده که جز خدا بکسی پرستش نرود ، و کسی دست دارنده در کارهای جهان شناخته نگردد. از اینسو ما میدانیم که اینان چه بتهایی را میپرستند و چه کسانی را دست دارنده در کارهای خدا میشناسند. شهری یا دیهی نیست که یک یا چند بتخانه در آن نباشد.
یکی فرمانبرداری از «اولوالامر» (یا خلیفه) بوده و ما نیک میدانیم که اینان با خلفای اسلام چه رفتاری داشتهاند. نافرمانبرداری بجای خود که صد زشتگویی به بهترین خلفای اسلام روا داشتهاند.
امام علیبنابیطالب که اینان بدروغ خود را پیروان او مینامند با سه خلیفه که پیش ازو میبودند با نیکی و خوشی زیست و هیچگاه بکشاکش و گفتگو با آنان برنخاست.
اینان از بدنهادی که دستاویزی پیدا کنند و به بزرگان اسلام زباندرازی و بیفرهنگی نمایند ، دشمنی میانهی آن امام با سه خلیفه انداخته صد داستان دروغ و زشت ساخته در کتابهاشان نوشتهاند. بلکه بیباکی را بجایی رسانیدهاند که دست در قرآن برده به بسیاری از آیهها جملههایی افزودهاند. گذشته از آنکه دو سورهی جداگانه ساخته درمیان سورهها جا دادهاند.
من ننگم میآید در این باره بسخن آشکاری پردازم و بیاحترامیهایی را که این گروه با قرآن کرده و دستبردهایی که در جملههای قرآن یا در معنی آیهها بکار بردهاند بیپرده یاد کنم. بهتر میدانم که در پرده بگزارم و بگذرم. [1]
🔹 پانوشتها :
1ـ تا سال بعد هم کسروی از پردهدری بازایستاد و از «شنایع شیعه» سخنی بمیان نیاورد. لیکن در 1324 که بار دیگر ملایان بکولیگری و هوچیگریها بلکه بجنایتهای تازهای برخاستند در ماهنامهی دیماه آن سال این سخن را براه «تهدید» انداخته چنین نوشت :
«اگر این رفتارِ پست دنباله پیدا کند گذشته از سزایی که خواهند دید ما را ناچار خواهند گردانید که کتابی نوشته و بچاپ رسانیده و همهی «شنایع» کیش آنها را که تاکنون بیرون نیفتاده و کمتر کسی آگاه گردیده بیرون ریزیم ... ما تاکنون نخواسته بودیم این پردهدری را بکنیم. ما بایای خود میدانیم که این کیش را مانندهی دیگر گمراهیها از ریشه براندازیم. ولی هیچگاه نمیخواستیم «شنایع» آن را بیپرده سازیم. ولی اگر رفتار زشت این ناکسان دامنه پیدا کند بزودی چنان کتابی ، چه به عربی و چه به فارسی ، پراکنده خواهد شد».
دشمنان کسروی نیک میدانستند که اگر دروغسازیها و شورانیدن مردم عامی دنباله یابد ، او این تهدید را بکار خواهد بست و چون از بهرهمندیهایی که از «نادان ماندن مردم» مییافتند نیز دست کشیدن نمیخواستند اینبود جز خاموش کردن او ، راه دیگری در برابر خود نمیدیدند. از اینرو هراس از بیپرده گردیدن شنایع این کیش را باید یکی دیگر از انگیزههای ترور وی دانست.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
🔸 ما از همهی پاکدلان داوری میخواهیم ـ2ـ (سه از چهار)
2ـ آنان با قرآن صد نافرمانی نمودهاند
اینان چنانکه با قرآن بیگانه بودهاند ، با دستورهای آن صد نافرمانی نمودهاند. قرآن کتاب بتشکن بوده و پیغمبر اسلام نبرد بزرگی با بتپرستی کرده. خواست قرآن یکی این میبوده که جز خدا بکسی پرستش نرود ، و کسی دست دارنده در کارهای جهان شناخته نگردد. از اینسو ما میدانیم که اینان چه بتهایی را میپرستند و چه کسانی را دست دارنده در کارهای خدا میشناسند. شهری یا دیهی نیست که یک یا چند بتخانه در آن نباشد.
یکی فرمانبرداری از «اولوالامر» (یا خلیفه) بوده و ما نیک میدانیم که اینان با خلفای اسلام چه رفتاری داشتهاند. نافرمانبرداری بجای خود که صد زشتگویی به بهترین خلفای اسلام روا داشتهاند.
امام علیبنابیطالب که اینان بدروغ خود را پیروان او مینامند با سه خلیفه که پیش ازو میبودند با نیکی و خوشی زیست و هیچگاه بکشاکش و گفتگو با آنان برنخاست.
اینان از بدنهادی که دستاویزی پیدا کنند و به بزرگان اسلام زباندرازی و بیفرهنگی نمایند ، دشمنی میانهی آن امام با سه خلیفه انداخته صد داستان دروغ و زشت ساخته در کتابهاشان نوشتهاند. بلکه بیباکی را بجایی رسانیدهاند که دست در قرآن برده به بسیاری از آیهها جملههایی افزودهاند. گذشته از آنکه دو سورهی جداگانه ساخته درمیان سورهها جا دادهاند.
من ننگم میآید در این باره بسخن آشکاری پردازم و بیاحترامیهایی را که این گروه با قرآن کرده و دستبردهایی که در جملههای قرآن یا در معنی آیهها بکار بردهاند بیپرده یاد کنم. بهتر میدانم که در پرده بگزارم و بگذرم. [1]
🔹 پانوشتها :
1ـ تا سال بعد هم کسروی از پردهدری بازایستاد و از «شنایع شیعه» سخنی بمیان نیاورد. لیکن در 1324 که بار دیگر ملایان بکولیگری و هوچیگریها بلکه بجنایتهای تازهای برخاستند در ماهنامهی دیماه آن سال این سخن را براه «تهدید» انداخته چنین نوشت :
«اگر این رفتارِ پست دنباله پیدا کند گذشته از سزایی که خواهند دید ما را ناچار خواهند گردانید که کتابی نوشته و بچاپ رسانیده و همهی «شنایع» کیش آنها را که تاکنون بیرون نیفتاده و کمتر کسی آگاه گردیده بیرون ریزیم ... ما تاکنون نخواسته بودیم این پردهدری را بکنیم. ما بایای خود میدانیم که این کیش را مانندهی دیگر گمراهیها از ریشه براندازیم. ولی هیچگاه نمیخواستیم «شنایع» آن را بیپرده سازیم. ولی اگر رفتار زشت این ناکسان دامنه پیدا کند بزودی چنان کتابی ، چه به عربی و چه به فارسی ، پراکنده خواهد شد».
دشمنان کسروی نیک میدانستند که اگر دروغسازیها و شورانیدن مردم عامی دنباله یابد ، او این تهدید را بکار خواهد بست و چون از بهرهمندیهایی که از «نادان ماندن مردم» مییافتند نیز دست کشیدن نمیخواستند اینبود جز خاموش کردن او ، راه دیگری در برابر خود نمیدیدند. از اینرو هراس از بیپرده گردیدن شنایع این کیش را باید یکی دیگر از انگیزههای ترور وی دانست.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
95%
آری
5%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «در پیرامون ادبیات»
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (نه از پانزده)
[ دنبالهی 2ـ سعدی :]
2) اندیشههای صوفیانه دربارهی بیارجی جهان و چندگاهه[=موقتی] بودنِ آن سرمایهی بزرگی برای یاوهبافیهای شاعر بوده. پیاپی آن را یاد میکند :
جهان بر آب نهاده است و آدمی بر باد
غلام همت آنم که دل بَرو ننهاد
هر که را خیمه بصحرای قناعت زدهاند
گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زینهار این مکن که نکرده است مقبلی
دنیا پلیست رهگذر مرد آخرت
اهل تمیز خانه نسازند بر پلی
شب هر توانگری بسرایی همیرود
درویش هر کجا که شب آید سرای اوست
چو رخت از مملکت بربست خواهی
گدایی بهتر است از پادشاهی
پیداست که در این باره هم پیشامد چیرگی مغول کارگر بوده. اندیشههای پست صوفیانه چیزهایی میبوده که مردم بدبخت خود را با آنها سرگرم گردانیده آتشهای اندوه را در دلهای خود خاموش میگردانیدهاند.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (نه از پانزده)
[ دنبالهی 2ـ سعدی :]
2) اندیشههای صوفیانه دربارهی بیارجی جهان و چندگاهه[=موقتی] بودنِ آن سرمایهی بزرگی برای یاوهبافیهای شاعر بوده. پیاپی آن را یاد میکند :
جهان بر آب نهاده است و آدمی بر باد
غلام همت آنم که دل بَرو ننهاد
هر که را خیمه بصحرای قناعت زدهاند
گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زینهار این مکن که نکرده است مقبلی
دنیا پلیست رهگذر مرد آخرت
اهل تمیز خانه نسازند بر پلی
شب هر توانگری بسرایی همیرود
درویش هر کجا که شب آید سرای اوست
چو رخت از مملکت بربست خواهی
گدایی بهتر است از پادشاهی
پیداست که در این باره هم پیشامد چیرگی مغول کارگر بوده. اندیشههای پست صوفیانه چیزهایی میبوده که مردم بدبخت خود را با آنها سرگرم گردانیده آتشهای اندوه را در دلهای خود خاموش میگردانیدهاند.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 دنبالهی دفتر «حقایق زندگی»
🖌 احمد کسروی
🔸 ما از همهی پاکدلان داوری میخواهیم ـ2ـ (چهار از چهار)
3ـ آنان قرآن را فالنامه میشناسند
یک نمونهی روشنی از بیاحترامیهای ملایان با قرآن استخاره کردن و دعا نوشتن از آنست. همه میدانیم که ملایان که مفت میخورند و مفت میزیند ، یکی از کارهایی که برای مردم انجام میدهند استخاره گرفتن از قرآن (و یا از تسبیح) ، و دیگری دعا نوشتن است.
ببینید تا چه اندازه نادانند که تاکنون زشتی استخاره و بیهوده بودن آن را ندانستهاند. خدا بمردم برای شناختن سود و زیان ، خرد و اندیشه داده ولی اینان برای آنکه بازارشان گرم باشد بمردم میگویند : اندیشه بکار نبرید ، خرد راه نیندازید ، بیایید ما با قرآن یا تسبیح از خدا برای شما شور خواهیم.
یکی نمیپرسد : مگر خدا در آنجا نشسته که شما هرچه بپرسید پاسخ دهد؟! کی چنین قراری با خدا گزارده شده؟! اگر کار اینست که مردم نیک و بد را از خدا بپرسند پس اندیشه و فهم و خرد برای چیست؟!..
آنگاه تنها بهرهمندی که از قرآن شناختهاند یا همینست که استخاره کنند یا آنست که «و ان یکاد» و دیگر دعاها نویسند.
یک کتاب خدایی که دستورهای بسیار ارجدار دربارهی زندگانی میداد و آموزاکهای بس سودمند دربارهی جهان و زندگانی دربر میداشت ، اینان از همهی آنها چشم پوشیده تنها فال گرفتن و دعا نوشتن را شناخته کتاب خدایی را فالنامه و جادونامه گردانیدهاند.
دربارهی ملایان تبریز همان پیشامد اخیر بهمنماه و دو داستان دیگری که پیش از آن در تبریز رخ داده بهترین نمونه است که آنان بقرآن با چه دیده مینگرند و چگونه آن را افزاری برای پیشرفت کارهای دغل و هوسهای پست خود میشناسند. هر زمان که دولت به یک ملای دیهداری فشار آورد و مالیات چند ساله خواست ، و یا هر هنگام که گفتگوی موقوفات و گرفتن آن از دست موقوفهخواران بمیان آمد و یا هرگاه که از ملایان پرسشی رفت و از پاسخ درماندند ـ در چنین هنگامهاست که باید قرآن را افزار گردانند و دروغی بنام قرآنسوزانی بمیان اندازند و مردم وحشی را بوحشیگریها برانگیزند. اینست ارجی که آنان بقرآن میگزارند. اینست سودی که از آن میخواهند.
در همان تبریز اگر شما بمسجدها بروید خواهید دید همه مزبله است و در هر گوشه از ورق پارههای قرآن که با چرک و خاک آلوده گردیده تودهای هست. از هر کوچهای بگذرید گدایان سراپا چرک و ناپاکی را خواهید دید که قرآنهای پاره و چرکآلودی را بدست گرفته با آوازهای ناخوشی و با لحنهای بسیار بدی ، با صد غلط قرآن میخوانند و آن را دستاویز گدایی خود گردانیدهاند.
کتابهای بسیاری از فالنامه و زیارتنامه و مانند اینها هر کسی سورههایی را از قرآن گرفته با فالها و شرکنامهها درهم گردانیده کتابی پدید آوردهاند.
نادانان شوم تاکنون آن را ندانستهاند که پاسداری با قرآن چیست. ندانستهاند که زشتترین ناپاسداری با قرآن همانست که آن را با فالنامهها و شرکنامهها درهم گردانند.
نادانان دین ناشناس ندانستهاند که یاران پیغمبر ـ همان مردانی که در راه پیشرفت قرآن و پایداری اسلام جانفشانیها کرده بودند ـ در زمان عثمان چون قرآن نسخههای گوناگون پیدا کرده بود یکی را از آنها که درستتر میبود برگزیده نگاه داشتند و بازمانده را برای آنکه مایهی پراکندگی درمیان مسلمانان نباشد سوزانیدند و کسی آن را ناپاسداری با قرآن نشمرد. بلکه ناپاسداری با قرآن نگاه داشتن آن نسخهها و مسلمانان را از هم پراکندن دانستند. ولی اینان ـ این نامسلمانان ، این بیدینان ـ از صد راه برای از هم پراکندن مسلمانان کوشیدهاند ، بلکه چنانکه گفتیم از ساختن سورهها و افزودن بآیههای قرآن نیز بازنایستادهاند و این را بیاحترامی باسلام و قرآن نشماردهاند ، ولی اگر در پشت باطلهی قرآن عکس شیری بچاپ رسیده آن را دستاویزی گردانیده آن وحشیگریها را پدید آوردهاند.
در تبریز یکی از کتابهایی که در کانون آزادگان سوزانیده شده «جامعالدَعَوات» بوده. این یک کتابِ فال و جادو و طلسم است که بایستی سوزانیده شود. ولی چون نامش «جامعالدعوات» بوده عنوانی بدست بهانهجویان داده است.
گاهی نیز میگویند : در آن کتاب سوره یا آیههای قرآن بوده است. میگویم : نخست آنکه در تبریز بهنگام سوزانیدن هرچه سوره یا آیه بوده بیرون آوردهاند و این را در همان هنگام بما آگاهی داده بودند. دوم بآن نیز نیازی نبوده است. برای قرآن بدترین بیاحترامی همان میبوده که آیهها و سورهها و یا نام پاکْآفریدگار در یک کتاب جادو و طلسم باشد و هرآینه آن سوزانیدن برای آیهها و سورههای قرآن ، احترام بجا آوردن میبوده است. دیگران هر بهانه درست میکنند بکنند. ما نیک دانیم که با یک کتاب ورجاوند خدایی که پاسش میداریم چه رفتاری کنیم.
👇
🖌 احمد کسروی
🔸 ما از همهی پاکدلان داوری میخواهیم ـ2ـ (چهار از چهار)
3ـ آنان قرآن را فالنامه میشناسند
یک نمونهی روشنی از بیاحترامیهای ملایان با قرآن استخاره کردن و دعا نوشتن از آنست. همه میدانیم که ملایان که مفت میخورند و مفت میزیند ، یکی از کارهایی که برای مردم انجام میدهند استخاره گرفتن از قرآن (و یا از تسبیح) ، و دیگری دعا نوشتن است.
ببینید تا چه اندازه نادانند که تاکنون زشتی استخاره و بیهوده بودن آن را ندانستهاند. خدا بمردم برای شناختن سود و زیان ، خرد و اندیشه داده ولی اینان برای آنکه بازارشان گرم باشد بمردم میگویند : اندیشه بکار نبرید ، خرد راه نیندازید ، بیایید ما با قرآن یا تسبیح از خدا برای شما شور خواهیم.
یکی نمیپرسد : مگر خدا در آنجا نشسته که شما هرچه بپرسید پاسخ دهد؟! کی چنین قراری با خدا گزارده شده؟! اگر کار اینست که مردم نیک و بد را از خدا بپرسند پس اندیشه و فهم و خرد برای چیست؟!..
آنگاه تنها بهرهمندی که از قرآن شناختهاند یا همینست که استخاره کنند یا آنست که «و ان یکاد» و دیگر دعاها نویسند.
یک کتاب خدایی که دستورهای بسیار ارجدار دربارهی زندگانی میداد و آموزاکهای بس سودمند دربارهی جهان و زندگانی دربر میداشت ، اینان از همهی آنها چشم پوشیده تنها فال گرفتن و دعا نوشتن را شناخته کتاب خدایی را فالنامه و جادونامه گردانیدهاند.
دربارهی ملایان تبریز همان پیشامد اخیر بهمنماه و دو داستان دیگری که پیش از آن در تبریز رخ داده بهترین نمونه است که آنان بقرآن با چه دیده مینگرند و چگونه آن را افزاری برای پیشرفت کارهای دغل و هوسهای پست خود میشناسند. هر زمان که دولت به یک ملای دیهداری فشار آورد و مالیات چند ساله خواست ، و یا هر هنگام که گفتگوی موقوفات و گرفتن آن از دست موقوفهخواران بمیان آمد و یا هرگاه که از ملایان پرسشی رفت و از پاسخ درماندند ـ در چنین هنگامهاست که باید قرآن را افزار گردانند و دروغی بنام قرآنسوزانی بمیان اندازند و مردم وحشی را بوحشیگریها برانگیزند. اینست ارجی که آنان بقرآن میگزارند. اینست سودی که از آن میخواهند.
در همان تبریز اگر شما بمسجدها بروید خواهید دید همه مزبله است و در هر گوشه از ورق پارههای قرآن که با چرک و خاک آلوده گردیده تودهای هست. از هر کوچهای بگذرید گدایان سراپا چرک و ناپاکی را خواهید دید که قرآنهای پاره و چرکآلودی را بدست گرفته با آوازهای ناخوشی و با لحنهای بسیار بدی ، با صد غلط قرآن میخوانند و آن را دستاویز گدایی خود گردانیدهاند.
کتابهای بسیاری از فالنامه و زیارتنامه و مانند اینها هر کسی سورههایی را از قرآن گرفته با فالها و شرکنامهها درهم گردانیده کتابی پدید آوردهاند.
نادانان شوم تاکنون آن را ندانستهاند که پاسداری با قرآن چیست. ندانستهاند که زشتترین ناپاسداری با قرآن همانست که آن را با فالنامهها و شرکنامهها درهم گردانند.
نادانان دین ناشناس ندانستهاند که یاران پیغمبر ـ همان مردانی که در راه پیشرفت قرآن و پایداری اسلام جانفشانیها کرده بودند ـ در زمان عثمان چون قرآن نسخههای گوناگون پیدا کرده بود یکی را از آنها که درستتر میبود برگزیده نگاه داشتند و بازمانده را برای آنکه مایهی پراکندگی درمیان مسلمانان نباشد سوزانیدند و کسی آن را ناپاسداری با قرآن نشمرد. بلکه ناپاسداری با قرآن نگاه داشتن آن نسخهها و مسلمانان را از هم پراکندن دانستند. ولی اینان ـ این نامسلمانان ، این بیدینان ـ از صد راه برای از هم پراکندن مسلمانان کوشیدهاند ، بلکه چنانکه گفتیم از ساختن سورهها و افزودن بآیههای قرآن نیز بازنایستادهاند و این را بیاحترامی باسلام و قرآن نشماردهاند ، ولی اگر در پشت باطلهی قرآن عکس شیری بچاپ رسیده آن را دستاویزی گردانیده آن وحشیگریها را پدید آوردهاند.
در تبریز یکی از کتابهایی که در کانون آزادگان سوزانیده شده «جامعالدَعَوات» بوده. این یک کتابِ فال و جادو و طلسم است که بایستی سوزانیده شود. ولی چون نامش «جامعالدعوات» بوده عنوانی بدست بهانهجویان داده است.
گاهی نیز میگویند : در آن کتاب سوره یا آیههای قرآن بوده است. میگویم : نخست آنکه در تبریز بهنگام سوزانیدن هرچه سوره یا آیه بوده بیرون آوردهاند و این را در همان هنگام بما آگاهی داده بودند. دوم بآن نیز نیازی نبوده است. برای قرآن بدترین بیاحترامی همان میبوده که آیهها و سورهها و یا نام پاکْآفریدگار در یک کتاب جادو و طلسم باشد و هرآینه آن سوزانیدن برای آیهها و سورههای قرآن ، احترام بجا آوردن میبوده است. دیگران هر بهانه درست میکنند بکنند. ما نیک دانیم که با یک کتاب ورجاوند خدایی که پاسش میداریم چه رفتاری کنیم.
👇
جامعالدعوات و مانندهای آن را که بسوزانند این سوزانیدن دربارهی آن فالها و جادوها و طلسمها بمعنی بیزاری جستن ، و دربارهی آیههای قرآن آن را از یک جای ناسزایی بیرون آوردن و از یک بیاحترامی رها گردانیدنست.
پرچم هفتگی ـ شمارهی چهارم ـ 19 فروردین ماه 1323
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
پرچم هفتگی ـ شمارهی چهارم ـ 19 فروردین ماه 1323
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
81%
آری
15%
نه
4%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.