پاکدینی ـ احمد کسروی
7.58K subscribers
8.66K photos
488 videos
2.28K files
1.78K links
🔔 برای پاسخ شکیبا باشید.

کتابخانه پاکدینی
@Kasravi_Ahmad

تاریخ مشروطه ایران
@Tarikhe_Mashruteye_Iran

اینستاگرام
instagram.com/ketab.pakdini

کتاب سودمند
@KetabSudmand

یوتیوب
youtube.com/@pakdini

دونیت :
https://t.me/pakdini/25890
Download Telegram
ما چه میخواهیم؟
بخش سوم ـ تکه‌ی 4

از چيزهايي كه همراه هياهوي ادبيات رواج يافته بدست آوردن كتابهاي كهن و چاپ كردن آنهاست. همينكه چند تن از شرقشناسان اين كار را كرده‌اند در شرق صدها كسان پيروي از آنان مي‌نمايند و اين راهي براي نام درآوردن و يا سودجويي شده كه بي‌آنكه جدايي ميانه‌ی كتابهاي سودمند و زيانمند گزارند هرچه پيدا مي‌كنند بچاپ مي‌رسانند. كنون شما اگر يكي از آنان را بيابيد و بپرسيد خواهيد ديد پاسخي نمي‌دارد و خودش هم نمي‌داند بهر چه آن كار را كرده است. اگر ميخواهيد بيازماييد از آن كه وجه دين ناصرخسرو را بچاپ رسانيده بپرسيد چه سودي از آن براي توده‌ی خود چشم مي‌داري؟!.. يا از آن كه ديوان صادق ملارجب را پراكنده ساخته بپرسيد : چه نتيجه از پراكندن آن شعرهاي رسوا مي‌خواهي؟ يا از آنكه نصيحة‌الملوك غزالي را چاپ كرده بپرسيد : چه دانشي از خواندن آن سخنان پوچ خوانندگان را خواهد بود؟!. بپرسيد تا ببينيد چه پاسخ مي‌دهند.
در اينجا داستاني هست كه بايد بنويسم. در سال نخست پيمان كه هنوز باين سخنان نپرداخته بوديم يكي از آشنايان كتابي آورد كه بهمدستي چند تني بچاپ رسانيده‌اند. چون نگاه كردم اسرارالتوحيد بود. گفتم كار نيكي نشده. اگر اروپاييان اينها را بچاپ ميرسانند سود ما را نمي‌خواهند ، و چون بچاپ رسانيده‌ايد بايد بجلوگيري از زيان آن كوشيد. از اين راه كه چون اين كتاب با زبان بسيار ساده و درستي نوشته شده بخوانندگان بگوييم از زبان او بهره جويند نه از معني و داستانهايش كه جز سخنان پوچي نيست. آشنايم خشنودي نشان داد و در اين باره چيزهايي در پيمان نوشتيم. ولي ديده شد كساني باز بخود نيامدند و سخناني در ستايش آن كتاب نوشتند ـ كتابي كه سراپاي آن داستانهاي رسواست.
از سختيهايي كه در كار خود ديديم بيش از همه در زمينه‌ی دين بود. كوششهاي ما در اين باره تاريخچه‌ی شگفتي پيدا كرد كه نمي‌دانيم آن را شيرين و دلكش ناميم و يا تلخ و دلخراش. گفتارهاي بسياري كه در اين زمينه نوشته‌ايم گواه است كه چه رنجها برده‌ايم.
ما بنام دين پيش مي‌آمديم ، و از آنسوي اين نام بسيار خوار گرديده و دسته‌ی انبوهي از درسخواندگان و برجستگان از آن رو گردانيده و آشكاره بيزاري مي‌نمودند و كساني از آنان نزد ما آمده چنين مي‌گفتند : «باز هم شما نام دين را مي‌بريد؟!..» يا مي‌گفتند : «اين كار را اگر براي سياست و صورتسازي هم مي‌كنيد نيك نيست» و كمتر كسي باور مي‌كرد كه ما براستي هواي دين ميداريم.
اين پيشامد از آنجا برخاسته بود كه ولتر و ديگران كه در قرن هفدهم و پس از آن در اروپا برخاستند و از زندگاني و راه آن بگفتگو پرداختند و تكاني پديد آوردند ، اينان در آن جستجوهاي خود از راه زندگاني معناي خردپذيري براي دين پيدا نكرده و آن را يك چيز بيهوده‌اي دانستند و سخت بدشمني برخاستند و آن را خوار و بدنام گردانيدند. رفتاري كه با دين مسيحي در شورش فرانسه كرده شده نتيجه‌ی اين دشمني ولتر و ديگران بوده. بماند آنچه دانش و فلسفه كرده و هر يكي بنوبت خود دشمني سختي با دين نموده.
اينها هر يكي داستان درازي دارد ، و نتيجه‌ی اينها بود كه دسته‌ی دانشمند و پيشرفت‌خواه در همه جا از دين بيزاري مي‌نمودند ، و آن را سراپا دروغ و فريب شمرده اميد ميداشتند كه در سايه‌ی رواج دانشها و پيشرفت سوسيولوژيِ اروپا بيكبار از ميان برخيزد و جهان از زيان آن آسوده گردد.
در چنين هنگامي ما درفش دين افراشته در راه نيك گردانيدن آن پيش آمديم ، و بيجا نبود كه انبوهي خرده گرفته و خاموش نمي‌نشستند. ولي ما هم بيمايه بكار برنخاسته بوديم ، و اگر دين مي‌گفتيم يك معناي خردپذير و بسيار ارجداري از بهر آن در دل مي‌داشتيم.
ما دين راه زندگي را مي‌گفتيم. بارها نوشته‌ايم چنانكه كاروانيان در يك بيابان نيازمند شاهراهند و اگر نباشد گم گردند و هر كارواني رو بسوي ديگري آورند ، همچنان آدميان در زندگاني به يك ديني نيازمندند كه همه از آن پيروي كنند و از هم پراكنده نگردند.
ما مي‌گوييم : دانشها بمردم راه زندگي نشان نمي‌دهند. چه دليلي بهتر از آنكه اروپا با صدها دانش بدينسان گرفتار است و روزبروز بر سختي زيستها مي‌افزايد. مي‌گوييم : جنگهاي امروزي اروپا و كشتارها و ويرانيها كه رو مي‌دهد بيش از همه نتيجه‌ی نبودن راه مي‌باشد و كساني كه پيمان را از سالهاي پيش خوانده‌اند نيك مي‌دانند كه ما اين روز را براي اروپا از پيش ديده و آگاهي داده‌ايم. [1]

پابرگیها :
[1] ـ اين در سال ۱۹۴۰ ، در زماني كه اروپاييان بي‌باكانه خون يكديگر ريخته بي‌دريغ ساختمانها بر سر هم ويران مي‌ساختند نوشته شده. اينجا اشاره به كتاب «آيين» و نوشته‌هاي پيمان در زمينه‌ی اروپاييگريست كه در سالهاي ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۴ بيرون آمده و روزهاي دلگدازي براي اروپا و جنگ ديگري را در آنجا پيش‌بيني مي‌كند. ـ و
wahriyãrãne gomnãm 1-30.pdf
52.8 KB
📘 شهریاران گمنام

بخش یکمین ۳۰

✅ گفتار سومین ـ سالاریان در آذربایگان و اران و ارمنستان

✴️ حکمرانان بومی آذربایگان در زمان مرزبان [بخش یکم]
🔶 ارزش اسكناس با پشتوانه نیست
(بخش دوم)

🔸بازرگانان ارزش آن را از روی طلایی میدانند كه در بانك بنام پشتوانه ‌اندوخته گردیده ، و اینست میگویند چون آن پشتوانه در برابر هزارملیون ریال اسكناس (مثلاً) بوده ، و اكنون اسكناس دوهزاروهفتصدملیون ریال گردیده در حالی كه پشتوانه همانست كه بوده از اینرو از ارزشش كاسته و باید نرخ كالاها را بالا برد.
arzewe eskenãs bã powtvãne nist 2.pdf
84.9 KB
🔶 ارزش اسكناس با پشتوانه نیست

(بخش دوم)

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
🔶گفتگو یا خودنمایی
(بخش چهارم)

🔸از بدترین گرفتاریهاست که در یک توده هر کسی بسخنرانی برخیزد و در زمینه‌ي زندگانی بهوس گفتارهایی راند.

🔸آنچه خردها را از کار اندازد و مغزها را آشفته کند گفته‌های پریشان و وارونه‌گوییهای درهم است که درمیان باشد و یک کسی آنها را فراگیرد.
goftogu yã xodnemãi 4.pdf
74.1 KB
🔶 گفتگو یا خودنمایی

بخش چهارم

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از ماهنامه‌ی پیمان)
🔶ما چه میخواهیم؟
بخش سوم ـ تکه‌ی 5

🔸يك مردمي بي‌راه بهيچ جا نرسند و جز نابودي سرنوشتي ندارند.

از همه‌ی اينها يك نتيجه را ميخواهيم و آن اينكه گذشته از دانشها و آنچه از آنها توان آموخت «دانستنيهايي» هست ، «دانستني»هايي كه راه زندگي آموزد و مردمان را بآسايش و خرسندي رساند «دانستني‌هايي» كه بالاتر از همه‌ی انديشه‌هاست ، و خود اين دانستني‌هاست كه دين مي‌ناميم.
اين معني نه آنست كه كسي نپذيرد و يا ارج نگزارد. چيزي كه هست اين معني با هيچ يك از دينهايي كه بوده است راست نيايد. هيچ يك از آنها باين معني نيست. از اينرو بوده كه ولتر و ديگران بآنها ارج نگزارده و جايي درميان كارهاي زندگي براي آنها باز نكرده‌اند. ولتر و آنگونه دانشمندان اروپايي كه پيشروان تكان انديشه‌ها در اروپا مي‌باشند مردان بافهم و نيك‌انديشي بوده‌اند و با دين مسيحي يا با كشيشان كينه درميانه نداشته‌اند ، و اينكه بدشمني برخاسته‌اند از آنست كه راستي درميانه نديده‌اند. چنانكه بارها گفته‌ايم : اينان كسانيند كه براستيها نرسيده‌اند ولي با كجيها بسيار جنگيده‌اند ، و هميشه بايد ارج اين كارشان را شناخت.
آن دينها هر يكي نخست بمعني درستي كه مي‌گوييم پيدا شده. هر كدام نخست راه زندگي بوده و مردمان را از پراكندگي و گمراهي رهانيده. هر يكي در زمان خود بلندترين انديشه‌ها را ياد داده و زمان درازي مردمان را راه برده. ليكن كم‌كم از يكسو چيزهايي از بيرون بآن آميخته شده و گوهرش ديگر گرديده و از يكسو زمان پيش رفته و نتيجه آن شده كه دين با زندگاني نساخته و درميانه دوري پيدا شده ، و در اين هنگام بوده كه پيروان معناي ديگري به دين داده و چنين گفته‌اند : «دين براي نيكي اينجهان نيست و براي نيكي آنجهانست. براي آنست كه در آنجهان نيك باشيم و به بهشت رويم».
بدينسان دين براي بهشت‌جويي شده. اين تاريخچه‌ايست كه همه‌ی آنها از دين زردشت و دين موسا و مسيحيگري و اسلام پيدا كرده‌اند. اين سرگذشتيست كه بر سر همه گذشته.
وگرنه چه ولتر و چه ديگري نخواهند گفت زندگي راه نمي‌خواهد. ولتر و ياران او خود در جستجوي آن بوده‌اند كه راهي براي زندگاني بدست آورند و چند گامي هم بسوي پيش برداشته‌اند ، و خود چگونه شدي كه يك راه راستي براي زندگاني ببينند و نپذيرند و يا نيازي براه نشناسند.
ما مي‌شنويم : كساني مي‌گويند : «ديگر راه چيست؟!.» اين سخن جز از مغزهاي سبك بيرون نيايد. برخي هم مي‌گويند : «اروپاييان چطور ترقي كرده‌اند ما هم ترقي مي‌كنيم. راه ديگر چه مي‌خواهد؟!.» اين يكي از بهانه‌هاييست كه هميشه پيش مي‌كشند ، و اين كسان پستتر از آنند كه خواست ما را بفهمند و يا ما ارجي بگفته‌ی آنان نهاده بپاسخ برخيزيم و نيك مي‌دانيم كه پس از شنيدن پاسخ هم گردن نخواهند گزاشت. ليكن براي آنكه گفته‌شان جلوگير ديگران نگردد ، و به هر حال بهانه‌شان بريده شود بپاسخ مي‌پردازيم :
باينان بايد گفت اروپا پيش نرفته و در كار خود درمانده است. آري اروپا شهرها را آراسته و كشورها را با راههاي آهن و راههاي شوسه و با سيمهاي تلگراف و تلفن بهم بسته و صد افزار نوين براي زندگي پديد آورده ليكن بآسايش و خرسندي كه همه‌ی كوششها براي آنست نه تنها نزديك نشده بسيار هم دورتر گرديده. آن ديروزِ اروپا بود كه گرسنه‌ها دسته مي‌بستند و در شهرها مي‌گرديدند و در سال فراواني مردم از گرسنگي مي‌مردند ، در يكسو مردم بدينسان سختي مي‌كشيدند و در يكسو گندم و جو و شكر و قهوه خريدار پيدا نكرده بدريا مي‌ريختند ، اين هم امروزِ آنست كه آهن و آتش بر سر شهرها مي‌ريزند.
ما را چه شده كه اينها را با ديده ببينيم و باز بخواهيم از اروپا پيروي كنيم؟! چه شده كه خود راهي نجوييم؟!.
گذشته از اينها ، همين اندازه پيشرفت اروپا كه چشمهاي شما را خيره گردانيده بي‌راه و كوشش بدست نيامده است و هيچگاه اين نكرده‌اند كه بتماشا ايستند و بيدردانه چنين گويند : «ديگران چطور ترقي كرده‌اند ما نيز ترقي مي‌كنيم».
كشورهاي بزرگ اروپا كه نيرومند شده‌اند و در زمينه‌ی ميهن‌دوستي و آمادگي براي نگهداري كشور پيش افتاده‌اند ، هر يكي از راهي باين نتيجه رسيده‌اند و ساليان دراز كوشش بكار برده‌اند. چيزي كه هست آن راهها اگر براي نيرومندي كشور نيك بوده براي آرامش و ايمني جهان نيك نبوده ، وآنگاه در زندگاني اروپا ، پستي و بلندي بي‌اندازه گرديده و دسته‌هاي بزرگي بهره از خوشي و خرسندي نمي‌يابند. ايراد ما از اينروهاست. ما مي‌گوييم : اروپاييان يك شاهراه رستگاري كه آسايش و آرامش را براي همگي دربر دارد نمي‌شناسند و نمي‌دارند ، و نمي‌گوييم بيكبار بيراهند. يك مردمي بي‌راه بهيچ جا نرسند و جز نابودي سرنوشتي ندارند.

پابرگیها :
1ـ براي روشنتر دانستن معني دين «راه رستگاري» ديده شود. [شادروان کسروی در سالهای دیرتر همه‌ی سخنان خود را درباره‌ی دین در کتاب «ورجاوند بنیاد» یکجا نوشته است.]
wahriyãrãne gomnãm 1-31.pdf
48.9 KB
📘 شهریاران گمنام

بخش یکمین ۳۱

✅ گفتار سومین ـ سالاریان در آذربایگان و اران و ارمنستان

✴️ حکمرانان بومی آذربایگان در زمان مرزبان [بخش دوم]
🔶ارزش اسكناس با پشتوانه نیست
(بخش سوم)

🔸ارزش آن [اسکناس] از قراردادیست كه مردم باهم دارند و اسكناس را وسیله‌ی مبادله شناخته‌اند.
arzewe eskenãs bã powtvãne nist 3.pdf
72.5 KB
🔶 ارزش اسكناس با پشتوانه نیست

(بخش سوم)

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
✴️داوری پاكدلانه

آقای كسروی دارنده‌ی محترم مهنامه‌ی پیمان و پرچم

نگارنده یكی از شاعران و رماننویسان بودم ولی اخیراً بوسیله‌ی دوست خود آقای رحیمی با نوشته‌های سراسر حقایق شما مربوط شده‌ام و آنها را مطالعه میكنم بعمر گذشته تأسف میخورم كه چگونه با حفظ اشعار[؟]‌های پوچ یك مشت مردمان بیكار و بیعار بهدر رفته و چگونه از حقایق بدور بوده‌ام و چگونه با كیش بیهوده‌ی تقلیدی بسر می‌بردم و آن را حقیقت می‌انگاشتم و در نگهداریش تعصب بخرج میدادم. سابقاً كه اسم شما را می‌شنیدم كه بكیشها و شعرا ایراد میگیرید متغیر می‌شدم و دلتنگ میگردیدم و بدون اینكه گفته‌های شما را بخوانم و بیندیشم بایراد نابجا برمی‌خاستم ولی پس از آنكه كتاب راه رستگاری ، كتابی كه تاكنون نظیر آن دیده نشده ، كتابی كه حقایق را با زبان ساده و دلیل گیرا بیان نموده خواندم و باندیشه سپردم ، فهمیدم كه قضیه باین سادگی نبوده كه ما تصور كرده بودیم. شما برای هر یك از گفته‌های خویش دلیل آورده‌اید و آنها را با موازین عقلی و علمی باثبات رسانیده‌اید و مردم را به پیروی از فهم و خرد دعوت كرده‌اید. بنابراین هر كسی اگر در نوشته‌های شما اندكی تعقل نماید مطلب برایش روشن می‌شود و پاكدلانه پا بجلو نهاده و پشتیبانی نشان میدهد. همه‌ی كسانی كه نیروی خدادادی خرد را از دست داده و سست‌خرد گردیده‌اند یا منافع شخصی را به مصالح اجتماعی ترجیح میدهند و از پراكندگی و آلودگی توده استفاده میكنند و فكرشان درپی شكم‌چرانی و پول‌اندوزی می‌باشد بدیهی است از پذیرفتن نوشته‌های شما كه جزیی‌ترین سودی بحال آنان ندارد سر باز خواهند زد و مخصوصاً گروهی كه با نشر خرافات و ترویج موهومات ، یك عده مردم را بدور خود جمع كرده و دستگاهی برای خود آماده نموده و شرافت وجدان را زیر پای گذارده و از دستمزد دیگران زندگی كرده و نان میخورند با شما مخالفت خواهند كرد. چون دلیلی در برابر گفته‌های استوار شما ندارند ناگزیر بیاوه‌گویی و هوچیگری متمسك خواهند شد بطوری كه می‌بینیم و مشاهده میكنیم. ولی اینها عمرشان كوتاه است و از بدگویی نتیجه نتوانند گرفت و نخواهند توانست در برابر كوششهای پاكدلانه‌ی پیمانیان كه اراده‌ی خدا را اجرا میگردانند مقاومت نموده و به دغلكاری خود ادامه دهند. عنقریب بساطشان بهم خورده و بكیفر اعمال ناشایست خود خواهند رسید و فیروزی با پیمانیان خواهد بود. در پایان اضافه میكنم نویسنده افتخار دارم كه در شمار پیمانیان و پاكدینان می‌باشم.
عقیلی

(پرچم روزانه شماره‌ی 234)
🔶 گفتگو یا خودنمایی
بخش پایانی

🔸چون چند تن باهم نشستند و یکی سخن آغاز کرد دیگران گوش دهند و گفته‌های او را نیک بسنجند و اگر یکی را نفهمیدند با زبان نرم بپرسند و هرگاه گوینده گردن ننهاد و ایستادگی نشان داد او را بنادانیش واگزارند و بیهوده گفتگو را دنبال نکنند.

🔸 کسی که خردمند است چون سخنی را گفت و دیگران بیپایی آن را بازنمودند خرسندی می‌نماید و بیدرنگ گفته‌ي خود را پس گیرد. سخنی نادانسته سرودن ننگ نیست بر روی چنان سخنی ایستادگی کردن ننگ است.

🔸اندازه‌ي خرد هر کسی بیش از همه در گفتگو پدید آید. یک مرد خردمند هرگز سخن را به پیکار نکشاند و یک بیخرد در همه سخن بکشاکش پردازد.
goftogu yã xodnemãi 5.pdf
81.4 KB
🔶 گفتگو یا خودنمایی

بخش پایانی

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از ماهنامه‌ی پیمان)
ما چه میخواهیم؟
بخش سوم ـ تکه‌ی 6

🔸اين چه زيان دارد كه يك راه نيكي براي جهان در شرق باز شود و اين بار هم غربيان پيروي از شرقيان نمايند؟!. جز پستي نهاد و رشك پليد چه چيز ديگر شما را از همراهي با ما بازمي‌دارد؟!.

🔸«دين بايد با دانشها سازگار باشد.»

روزي در نشستي كه اين سخنان ميرفت ، و ما از گرفتاريهاي اروپا گفتگو مي‌كرديم ، يكي از باشندگان[=حاضران] كه رشك و پستي ناآسوده‌اش گردانيده بود و خاموشي نمي‌توانست چنين گفت : «بسيار خوب ، حالا ما باروپاييان برسيم!» اين را گفت و بفيروزي سري تكان داد. خواستش آنبود كه سخن بريده شود و گفتگوهاي ديگري بميان آيد. گفتم : نخست آنكه شما با اين راهي كه مي‌رويد باروپاييان هيچگاه نخواهيد رسيد. مردمي كه ده پانزده تيره‌اند و هر تيره بزيان ديگران مي‌كوشند ، مردمي كه فريب يكمشت شرقشناسان بدخواه را خورده بنام ياوه‌بافان زمان مغول هياهو بلند مي‌كنند ، مردمي كه همچون كودكان سود از زيان نشناخته مردان جانفشاني را كه در تاريخ خود مي‌دارند فراموش كرده و نامهاي يكمشت ياوه‌بافان را زنده مي‌گردانند ، مردمي كه چشم ديدن هيچ كوششي را در توده‌ی خود ندارند و از شنيدن نامهاي ثقة‌الاسلام و ياران او كه در راه كشور جان باخته‌اند آزرده مي‌شوند ، مردمي كه مي‌خواهند نكوشند و زنده بمانند و پيش روند ـ چنين مردمي بهيچ جا نرسند. دوم آنكه چنان گير پس از سالها رنج و كوشش باروپاييان رسيده‌ايد آيا نه آنست كه دوباره بايد بكوشيد و به يك رشته گرفتاريهاي خود چاره انديشيد؟!. پس چه شده كه ما راه بهتري را نشان مي‌دهيم و شما بدينسان رشك و خشم از خود مي‌نماييد؟!. آخر اين چه زيان دارد كه يك راه نيكي براي جهان در شرق باز شود و اين بار هم غربيان پيروي از شرقيان نمايند؟!. جز پستي نهاد و رشك پليد چه چيز ديگر شما را از همراهي با ما بازمي‌دارد؟!.
اينان گناهشان كوچك نيست. اينان مي‌خواهند با رشك و پستي در برابر خواست خدا ايستند. مي‌خواهند جلو يك كار بسيار بزرگ تاريخي را گيرند. اگر اين راه در اروپا باز شدي و يك تن اروپايي باين برمي‌خاستي اينان از دور بآن گراييدندي و بنامش بخود باليدندي. ولي چون از شرق پيدا شده از بدنهادي دشمني مي‌نمايند. در سالهاي نخست تا ديرگاهي هميشه مي‌گفتند : «اينها را خود اروپاييان هم مي‌دانند.» برخي بيشرمي را بآنجا مي‌رسانيدند كه بگويند فلان پرفسور همه‌ی اينها را نوشته. مردي در انجمني گفتاري راند و چنين گفت : «كتاب «آيين» از تركي عثماني ترجمه شده من تركي آن را خوانده‌ام». اينست مي‌گويم : گناه اينان كوچك نيست و مي‌بايد آشكاره پستيشان را به رخشان كشيد.
در جهان همه‌ی كوششها براي آنست كه مردم در راه آسايش توده و پيشرفت كار آن از سود و دلخواه خود درگذرند و اينان بآن مي‌كوشند كه در راه دلخواه خود همه چيز توده را از ميان ببرند و جلو همه‌ی كوششها را بگيرند.
نخست كه نام دين مي‌برديم نوانديشان و پيروان اروپا روي درهم مي‌كشيدند و رنجيدگي مي‌نمودند و بگمان ايشان ما مردم را به بازپس مي‌برديم. سپس چون دين را معني كرديم و خواست خود را روشن گردانيديم پيروان كيشها رنجيدگي نمودند و بايراد و گله پرداختند. يك چيز شگفتي كه ديديم اين بود كه كساني از آنان كه ديروز بنام بيديني رنجيدگي مي‌نمودند امروز ديديم بنام هواداري از كيش (كيش پدري) بايراد برخاستند و اين چيزي بود كه اگر نديديمي بآساني باور نكرديمي.
مي‌بايست به هر دو دسته پاسخ دهيم و با هر دو بكوشيم. با نوانديشان كار تنها اين نبود كه با يكمشت لگام‌گسيختگان بيمايه كه گوش بهيچ سخني نمي‌دادند بجنگيم. يك كار بسيار بزرگ ديگر رفتاري بود كه با دانشها و فلسفه‌ی مادي پيش گيريم. اينها هر يكي همچون كوهي در برابر ما مي‌ايستاد و ما نبايستي آنها را ناديده انگاريم. ما هميشه توانيم كه بهياهوي اين و آن و بايرادهاي بيهوده كه مي‌كنند ارج نگزاريم و همه را ناديده انگاريم ، ولي نتوانيم با جلوگيري كه رو نموده و يا دشواري‌اي كه پيش آمده بي‌پروايي نماييم. ما مي‌دانستيم كه بايد بدانشها ارج گزاريم و جايگاه آن را با دين روشن گردانيم و گره‌ فلسفه‌ی مادي را باز نماييم.
نخست از دانشها سخن مي‌رانيم : ما گفتيم : «دين بايد با دانشها سازگار باشد.» اين سخني بود كه بايستي بگوييم. دين كه مي‌خواهد معني جهان و زندگي را بشناساند و مردمان را با راستيها آشنا گرداند ناگزير بايد با دانشها بكنار آيد و از آنها سود جويد ، ناگزير بايد با آنها سازگار باشد. چيزي كه هست مي‌بايست ما دانش را هم معني كنيم و خواست خود را از آن روشن گردانيم.
رود آتاباسکا از کوههای ایالت آلبرتا در کانادا سرچشمه گرفته پس از گذشتن از راهی دست‌نخورده و قشنگ بدریاچه‌ی آتاباسکا میریزد.
wahriyãrãne gomnãm 1-32.pdf
45.3 KB
📘 شهریاران گمنام

بخش یکمین - ۳۲

✅ گفتار سومین ـ سالاریان در آذربایگان و اران و ارمنستان

✴️ مرگ مرزبان و جانشینی پسر او جستان