🔶چرا بكار از راهش نمیآیید؟!.
(بخش دوم)
🔸ما میبینیم بیچاره مردم این كشور نه تنها در اندیشهی آینده نیستند و هیچ نمیگویند در این جهان پركشاكش سرنوشت ما چه خواهد بود ، نه تنها چشم براه حوادث دوخته اگر از دولتی فشار و سختی میبینند روی دل بسوی دشمنان او برگردانیده دفع این را از آن میخواهند ، نه تنها آلودگیهای خود را درنمییابند و دربند چارهی آنها نمیباشند ، بیكبار سررشته را گم كردهاند و در چنین هنگامی كه جنگ و گرسنگی این كشور را تهدید میكند دربند خود و خاندانشان نمیباشند.
🔸ما دلمان باین بچگان بیگناه میسوزد كه اگر نكوشیم و چاره نكنیم بشومی این آلودگیها و درماندگیهای شما از گرسنگی و از آسیب جنگ گزندها خواهند دید. دلمان باین زنان چشمبسته و ناآگاه میسوزد كه اگر جلو نگیریم با آسیبهای دلخراش روبرو خواهند گردید.
🔸بارها گفتهام شما نادانانی هستید كه میخواهید آئین خدا را بهم زنید. شما میگویید ما نخواهیم كوشید و دست بهم نخواهیم داد و با این حال آسوده و دلخوش زندگی خواهیم كرد.
(بخش دوم)
🔸ما میبینیم بیچاره مردم این كشور نه تنها در اندیشهی آینده نیستند و هیچ نمیگویند در این جهان پركشاكش سرنوشت ما چه خواهد بود ، نه تنها چشم براه حوادث دوخته اگر از دولتی فشار و سختی میبینند روی دل بسوی دشمنان او برگردانیده دفع این را از آن میخواهند ، نه تنها آلودگیهای خود را درنمییابند و دربند چارهی آنها نمیباشند ، بیكبار سررشته را گم كردهاند و در چنین هنگامی كه جنگ و گرسنگی این كشور را تهدید میكند دربند خود و خاندانشان نمیباشند.
🔸ما دلمان باین بچگان بیگناه میسوزد كه اگر نكوشیم و چاره نكنیم بشومی این آلودگیها و درماندگیهای شما از گرسنگی و از آسیب جنگ گزندها خواهند دید. دلمان باین زنان چشمبسته و ناآگاه میسوزد كه اگر جلو نگیریم با آسیبهای دلخراش روبرو خواهند گردید.
🔸بارها گفتهام شما نادانانی هستید كه میخواهید آئین خدا را بهم زنید. شما میگویید ما نخواهیم كوشید و دست بهم نخواهیم داد و با این حال آسوده و دلخوش زندگی خواهیم كرد.
cerã bekãr az rãhaw nemiãid 2.pdf
79 KB
🔶چرا بكار از راهش نمیآیید؟!.
(بخش دوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
(بخش دوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
🔶آريستيديس و هانيبال
(بخش دوم)
🔸روميان سختي را هرچه بزرگتر ديدند پافشاري و مردانگي بيشتر كردند.
🔸نادرشاه همگي سپاه خود را بكار وانداشته تنها پانزدههزار سوار دلير ورزيده را از ايشان برگزيده و خويشتن در جلو آنان به نبرد پرداخت و در سايهي شيوهي رزميای كه بكار برد با اين دستهي اندك توپخانهي دشمن را بدست آورده و آن سپاه انبوه را درهم شكست.
🔸تودهاي كه در آن پستنهادان فراوان گردند و خودشان كه كاري نميتوانند بديگران نيز ميدان ندهند و با مردان جانفشان و كاردان بجاي ارجشناسي و ياوري سختگيريها كنند رسد روزي كه ميوهي تلخ آن ناپاكخوييها را چشند و خود را گرفتار كيفر يابند.
🔸يك توده را جز ستودهخويي يكان يكان آن نگه نميدارد. در روزهاي خوشي چندان پديدار نباشد ولي در روز سختي است كه بيارجي و پستي يك تودهي آلودهي بدخوي شناخته گردد.
(بخش دوم)
🔸روميان سختي را هرچه بزرگتر ديدند پافشاري و مردانگي بيشتر كردند.
🔸نادرشاه همگي سپاه خود را بكار وانداشته تنها پانزدههزار سوار دلير ورزيده را از ايشان برگزيده و خويشتن در جلو آنان به نبرد پرداخت و در سايهي شيوهي رزميای كه بكار برد با اين دستهي اندك توپخانهي دشمن را بدست آورده و آن سپاه انبوه را درهم شكست.
🔸تودهاي كه در آن پستنهادان فراوان گردند و خودشان كه كاري نميتوانند بديگران نيز ميدان ندهند و با مردان جانفشان و كاردان بجاي ارجشناسي و ياوري سختگيريها كنند رسد روزي كه ميوهي تلخ آن ناپاكخوييها را چشند و خود را گرفتار كيفر يابند.
🔸يك توده را جز ستودهخويي يكان يكان آن نگه نميدارد. در روزهاي خوشي چندان پديدار نباشد ولي در روز سختي است كه بيارجي و پستي يك تودهي آلودهي بدخوي شناخته گردد.
Ãristidis va Hãnibãl 2.pdf
87.2 KB
🔶آریستیدیس و هانیبال
(بخش دوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از ماهنامهی پیمان)
(بخش دوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از ماهنامهی پیمان)
wahriyãrãne gomnãm 1-37.pdf
40.8 KB
📘 شهریاران گمنام
بخش یکمین - ۳۷
✅ گفتار سومین ـ سالاریان در آذربایگان و اران و ارمنستان
✴️ آخرین بازماندگان سالاریان
بخش یکمین - ۳۷
✅ گفتار سومین ـ سالاریان در آذربایگان و اران و ارمنستان
✴️ آخرین بازماندگان سالاریان
🔶چرا بكار از راهش نمیآیید؟!.
(بخش سوم)
🔸اینكه یك مردمی سر پایین انداخته در اندیشهی زندگانی خود نباشند و چون یك سختی پیش آمد بناله و گله پردازند با فریاد و داد چاره خواهند ، و تنها استنادشان همین باشد ، چنین مردمی شایستهی نابودیند و در اینجهان در نتیجهی نادانیهای خود لگدمال خواهند گردید و در آنجهان در نزد خدای آفریدگار روسیاه و سرافكنده خواهند بود.
🔸 اگر میخواهید بسخنان ملایان گوش دهید یكبارگی چشم از زندگی پوشیده مرگ خود و فرزندانتان را بدیده گیرید.
🔸 اگر میخواهند بدردها چارهای شود راهش دست بهم دادن و با اندیشه و دوراندیشی كوشیدنست.
(بخش سوم)
🔸اینكه یك مردمی سر پایین انداخته در اندیشهی زندگانی خود نباشند و چون یك سختی پیش آمد بناله و گله پردازند با فریاد و داد چاره خواهند ، و تنها استنادشان همین باشد ، چنین مردمی شایستهی نابودیند و در اینجهان در نتیجهی نادانیهای خود لگدمال خواهند گردید و در آنجهان در نزد خدای آفریدگار روسیاه و سرافكنده خواهند بود.
🔸 اگر میخواهید بسخنان ملایان گوش دهید یكبارگی چشم از زندگی پوشیده مرگ خود و فرزندانتان را بدیده گیرید.
🔸 اگر میخواهند بدردها چارهای شود راهش دست بهم دادن و با اندیشه و دوراندیشی كوشیدنست.
cerã bekãr az rãhaw nemiãid 3.pdf
76.6 KB
🔶چرا بكار از راهش نمیآیید؟!.
(بخش سوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
(بخش سوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
کانال : از گفتارهای پیمان که خویهای نیک و همچنین بد و زیانمند توده را بررسی میکند تاکنون چند رشته گفتار آوردیم. یک رشته را بنام «پاکخویی» خوانندگان بیاد دارند. رشتهی دیگر «خویهای پاک» بود. گفتارهای پراکندهی دیگری نیز آوردیم. از امروز یک رشتهی تازه را بنام «بیماریها» خواهیم آورد.
🔶بيماريها
(بخش یکم)
🔸اين بيماريها را كه خواهيم شمرد مردم كمتر آگاهي از آنها ميدارند و برخي را هيچ نميشناسند. و چون كساني اين گفتارها را بخوانند خواهند ديد كه چگونه مردم از راستيها بيكبار دورند و چگونه چشمبسته و سرگردان گامهايي برميدارند.
🔸بسياري نيز بگفتهي خودشان گفتارهاي «اجتماعي و اخلاقي» مينويسند و عنوان پيشوايي و پندآموزي بنگارشهاي خود ميدهند. ببينيم اين كار را چرا ميكنند و آيا انگيزهي آن چيست؟!.
🔶بيماريها
(بخش یکم)
🔸اين بيماريها را كه خواهيم شمرد مردم كمتر آگاهي از آنها ميدارند و برخي را هيچ نميشناسند. و چون كساني اين گفتارها را بخوانند خواهند ديد كه چگونه مردم از راستيها بيكبار دورند و چگونه چشمبسته و سرگردان گامهايي برميدارند.
🔸بسياري نيز بگفتهي خودشان گفتارهاي «اجتماعي و اخلاقي» مينويسند و عنوان پيشوايي و پندآموزي بنگارشهاي خود ميدهند. ببينيم اين كار را چرا ميكنند و آيا انگيزهي آن چيست؟!.
bimãrihã 1.pdf
75.7 KB
🔶بیماریها
(بخش یکم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از ماهنامهی پیمان)
(بخش یکم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از ماهنامهی پیمان)
🔶ما چه میخواهیم؟
بخش چهارم ـ تکهی 2
🔸اين [مادیگری] چيرهترين و بدترين گمراهيست در جهان پيدا شده و هيچگاه اين را با پرستش لات و هُبَل و ديگر گمراهيها در يك ترازو نتوان گزاشت.
ماديگري همراه دانشها و اختراعها در اروپا رو نمود و گذشته از زور و شكوه خود چند زور ديگري پيشرفت آن را تندتر گردانيد : نخست آنكه چيزي جلوش را نگرفت. زيرا جلوش را دين بايستي گرفت و دينهايي كه ميبود هيچ يكي براي جلوگيري از اين نبود ، و آنها نه تنها در برابر اين نايستاد خود راه پيشرفت آن را بازتر گردانيد. مادّيان هميشه آلودگيهاي دينها را دستاويز گرفتند و آن را دليل روشني باستواري گفتههاي خود شمردند. ما بارها گفتهايم آنچه نيتچه و باخنر و اينگونه دانشمندانِ بنام را بماديگري برانگيخته زورگويي كشيشان و همكاران آنان بوده. دوم اينكه روزنامهها و مهنامهها آن را بهمه جا پراكندند. اينها كه براي پيشرفت كار خود هميشه پي سخنان نويني گردند بدآموزي مادّيان را گرفته و هر زمان برنگهاي ديگري در نامههاي خود نوشتند و با آب و تاب بيشتر در همه جا رواج دادند. در زمانهاي پيش اينگونه بدآموزيها درميان خود انديشندگان ماندي و كمتر به بيرون رسيدي و سالها زمان خواستي تا از كشوري بكشوري رفتي. ولي ماديگري در اينزمان هرچه تندتر بهمه جا رسيد و با زبانهاي ساده و با رنگهاي گوناگون در بيشتر دلها جا داده شد.
اين چيرهترين و بدترين گمراهيست در جهان پيدا شده و هيچگاه اين را با پرستش لات و هُبَل و ديگر گمراهيها در يك ترازو نتوان گزاشت. اين ، از يكسو مردم را از باور داشتن بآفريدگار و اميد بستن به يك جهان كيفر و پاداش بازميدارد ، و از يكسو آدمي را از جايگاه خود فرود آورده با چهارپايان و ددان يكسان ميگرداند و از پابستگي بخويهاي ستوده و شيوهی مردمي دلسرد ميسازد ، و گذشته از اينها داستان نيك و بد را از ميان برده بهانه بدست بدكاران ميدهد. يك كلمه گويم : همهی خويهاي زشت را از آز و خشم و كينه و هوس و جز از اين بتكان ميآورد و آدميان را بحال دُژرفتاري و درندگي كه هزارها سال پيش داشتهاند بازميگرداند. اينست از رواج آن زندگي در اروپا رنگ ديگر گرفت ، و نه تنها در زيست خاندانها در رفتار دولتها باهم نيز ديگرگونيها پديد آمد و اين جنگ و خونريزي كه اكنون در اروپا درگرفته يكي از انگيزههاي بزرگ آن اين را توان شمرد.
اما در شرق ماديگري ، باينجا همراه توپ و تفنگ و تلگراف بيسيم آمد ، و هنگامي بود شور اروپاييگري برخاسته و شرقيان آنچه از اروپا ميرسيد با دلخواه و آرزو ميپذيرفتند ، و اينبود در اينجا نيز بتندي پيش رفت. در آنزمان مصر ميانهی اروپا و شرق افتاده و مصريان باروپا از ديگران نزديكتر شده و نويسندگان مصري آنچه را از اروپا گرفتندي با دست روزنامهها و مهنامههاي خود كه در همه جا رواج داشت بشرقيان رسانيدندي. در اين باره هم آن را كردند و نوشتههاي مادّيان را (با بانگ و هياهوي بيشتر) در شرق پراكندند و كسان دانشمند پرمايهاي همچون شبلي شميل و سلامه موسا كه سخت هوادار ماديگري بودند از ميانشان برخاست.
سپس در ايران نوبت به اروپارفتگان رسيد و هر يكي از اينان چون از اروپا بازگشت كتابي همراه آورد و سخناني را رواج داد : «زندگاني نبرد است» و «ناتوان خوراك تواناست» و «بايد زيرك بود و پول درآورد» و صد مانند اينها.
سالها در ايران روزنامهها گفتارها در اين زمينه از روزنامههاي مصر و اروپا برداشتندي و بچاپ رسانيدندي. كساني هم آنها را برنگ ديگر انداخته گفتارها از خود نوشتندي. شما بارها گفتارها خوانديدي : «آدمي چون از نابودي ميترسد اينست براي پس از مرگ خود هم زندگاني پنداشته است» و يا «راه انديشهی هر كسي جداست و شناختن نيك و بد بسته بساختمان دِماغي و روش تربيت هر كسيست» و يا «بعقيدهی فلاسفه شرم يكي از بيماريها ميباشد و مانع بسياري از استفادهها و پیشرفتهاست». هميشه گفتهی «مبارزهی حياتي» را در روزنامهها خوانديدي و از زبانها شنيديدي. كمتر چيزي باين تندي در شرق رواج يافته است.
شما اگر ميخواهيد اندازهی اثر اين را دريابيد بياد آوريد كه تا سي سال پيش در ايران همگي به دين پابندي نمودندي و اكنون يك چهاريك آنان پابندي نمينمايند. اين حال تنها از راه ماديگري پيدا نشده ولي اين انگيزهی بزرگتر آن بوده.
خواهيد گفت پس علما چه كار كردند؟ ميگويم آن كار را كردند كه هزار و صد سال پيش با فلسفهی يونان كرده بودند. در هزار و صد سال پيش چون فلسفهی يونان بميان مسلمانان آمد پيشوايان خشمناك شدند و بايستادگي و دشمني برخاستند و كساني را باين گناه كشتند ولي چون پاسخي از راهش نتوانستند نتيجه آن شد كه خودشان هم بآن گراييدند و برواجش پرداختند و هزارها كتاب در فلسفه نوشتند و در زمان ما هفتاد درصد علماء فلسفه ميخواندند.
بخش چهارم ـ تکهی 2
🔸اين [مادیگری] چيرهترين و بدترين گمراهيست در جهان پيدا شده و هيچگاه اين را با پرستش لات و هُبَل و ديگر گمراهيها در يك ترازو نتوان گزاشت.
ماديگري همراه دانشها و اختراعها در اروپا رو نمود و گذشته از زور و شكوه خود چند زور ديگري پيشرفت آن را تندتر گردانيد : نخست آنكه چيزي جلوش را نگرفت. زيرا جلوش را دين بايستي گرفت و دينهايي كه ميبود هيچ يكي براي جلوگيري از اين نبود ، و آنها نه تنها در برابر اين نايستاد خود راه پيشرفت آن را بازتر گردانيد. مادّيان هميشه آلودگيهاي دينها را دستاويز گرفتند و آن را دليل روشني باستواري گفتههاي خود شمردند. ما بارها گفتهايم آنچه نيتچه و باخنر و اينگونه دانشمندانِ بنام را بماديگري برانگيخته زورگويي كشيشان و همكاران آنان بوده. دوم اينكه روزنامهها و مهنامهها آن را بهمه جا پراكندند. اينها كه براي پيشرفت كار خود هميشه پي سخنان نويني گردند بدآموزي مادّيان را گرفته و هر زمان برنگهاي ديگري در نامههاي خود نوشتند و با آب و تاب بيشتر در همه جا رواج دادند. در زمانهاي پيش اينگونه بدآموزيها درميان خود انديشندگان ماندي و كمتر به بيرون رسيدي و سالها زمان خواستي تا از كشوري بكشوري رفتي. ولي ماديگري در اينزمان هرچه تندتر بهمه جا رسيد و با زبانهاي ساده و با رنگهاي گوناگون در بيشتر دلها جا داده شد.
اين چيرهترين و بدترين گمراهيست در جهان پيدا شده و هيچگاه اين را با پرستش لات و هُبَل و ديگر گمراهيها در يك ترازو نتوان گزاشت. اين ، از يكسو مردم را از باور داشتن بآفريدگار و اميد بستن به يك جهان كيفر و پاداش بازميدارد ، و از يكسو آدمي را از جايگاه خود فرود آورده با چهارپايان و ددان يكسان ميگرداند و از پابستگي بخويهاي ستوده و شيوهی مردمي دلسرد ميسازد ، و گذشته از اينها داستان نيك و بد را از ميان برده بهانه بدست بدكاران ميدهد. يك كلمه گويم : همهی خويهاي زشت را از آز و خشم و كينه و هوس و جز از اين بتكان ميآورد و آدميان را بحال دُژرفتاري و درندگي كه هزارها سال پيش داشتهاند بازميگرداند. اينست از رواج آن زندگي در اروپا رنگ ديگر گرفت ، و نه تنها در زيست خاندانها در رفتار دولتها باهم نيز ديگرگونيها پديد آمد و اين جنگ و خونريزي كه اكنون در اروپا درگرفته يكي از انگيزههاي بزرگ آن اين را توان شمرد.
اما در شرق ماديگري ، باينجا همراه توپ و تفنگ و تلگراف بيسيم آمد ، و هنگامي بود شور اروپاييگري برخاسته و شرقيان آنچه از اروپا ميرسيد با دلخواه و آرزو ميپذيرفتند ، و اينبود در اينجا نيز بتندي پيش رفت. در آنزمان مصر ميانهی اروپا و شرق افتاده و مصريان باروپا از ديگران نزديكتر شده و نويسندگان مصري آنچه را از اروپا گرفتندي با دست روزنامهها و مهنامههاي خود كه در همه جا رواج داشت بشرقيان رسانيدندي. در اين باره هم آن را كردند و نوشتههاي مادّيان را (با بانگ و هياهوي بيشتر) در شرق پراكندند و كسان دانشمند پرمايهاي همچون شبلي شميل و سلامه موسا كه سخت هوادار ماديگري بودند از ميانشان برخاست.
سپس در ايران نوبت به اروپارفتگان رسيد و هر يكي از اينان چون از اروپا بازگشت كتابي همراه آورد و سخناني را رواج داد : «زندگاني نبرد است» و «ناتوان خوراك تواناست» و «بايد زيرك بود و پول درآورد» و صد مانند اينها.
سالها در ايران روزنامهها گفتارها در اين زمينه از روزنامههاي مصر و اروپا برداشتندي و بچاپ رسانيدندي. كساني هم آنها را برنگ ديگر انداخته گفتارها از خود نوشتندي. شما بارها گفتارها خوانديدي : «آدمي چون از نابودي ميترسد اينست براي پس از مرگ خود هم زندگاني پنداشته است» و يا «راه انديشهی هر كسي جداست و شناختن نيك و بد بسته بساختمان دِماغي و روش تربيت هر كسيست» و يا «بعقيدهی فلاسفه شرم يكي از بيماريها ميباشد و مانع بسياري از استفادهها و پیشرفتهاست». هميشه گفتهی «مبارزهی حياتي» را در روزنامهها خوانديدي و از زبانها شنيديدي. كمتر چيزي باين تندي در شرق رواج يافته است.
شما اگر ميخواهيد اندازهی اثر اين را دريابيد بياد آوريد كه تا سي سال پيش در ايران همگي به دين پابندي نمودندي و اكنون يك چهاريك آنان پابندي نمينمايند. اين حال تنها از راه ماديگري پيدا نشده ولي اين انگيزهی بزرگتر آن بوده.
خواهيد گفت پس علما چه كار كردند؟ ميگويم آن كار را كردند كه هزار و صد سال پيش با فلسفهی يونان كرده بودند. در هزار و صد سال پيش چون فلسفهی يونان بميان مسلمانان آمد پيشوايان خشمناك شدند و بايستادگي و دشمني برخاستند و كساني را باين گناه كشتند ولي چون پاسخي از راهش نتوانستند نتيجه آن شد كه خودشان هم بآن گراييدند و برواجش پرداختند و هزارها كتاب در فلسفه نوشتند و در زمان ما هفتاد درصد علماء فلسفه ميخواندند.
Wahriyãrãne Gomnãm 2-1.pdf
73 KB
📘 شهریاران گمنام
بخش دومین
✅ آغاز سخن
بخش دومین
✅ آغاز سخن
🔶خود را بشناسید
🔸انبوه مردم خرد را نمیشناسند و این را باور نمیكنند كه میتوان براهنمایی خرد حقایق زندگی را دریافت و یك زندگانی آسوده و خوشی پیش گرفت.
🔸این یكی از شگفتیهای جهانست كه خدا چنان گوهری بمردمان داده و آنان قدرش نمیدانند ، بلكه از بودنش ناآگاهند. یكی از شگفتیهای جهانست كه با بودن ملیونها راهنما و پیشوا درمیان مردمان ، چنین گمراهیای نیز درمیانست.
🔸شما همینكه با كسی بسخن میآیید كه باید این جنگ و خونریزی از میان برخیزد ، آدمیبرای بدیها آفریده نشده ، سرش را بلند میكند و با یك سردی چنین میگوید : «بشر با حرص و طمعی كه دارد بهتر از این نتواند بود». آنگاه شما ناگزیر هستید كه از گوهر آدمی سخن رانید و داستان «جان و روان» را برای او روشن گردانید.
🔸انبوه مردم خرد را نمیشناسند و این را باور نمیكنند كه میتوان براهنمایی خرد حقایق زندگی را دریافت و یك زندگانی آسوده و خوشی پیش گرفت.
🔸این یكی از شگفتیهای جهانست كه خدا چنان گوهری بمردمان داده و آنان قدرش نمیدانند ، بلكه از بودنش ناآگاهند. یكی از شگفتیهای جهانست كه با بودن ملیونها راهنما و پیشوا درمیان مردمان ، چنین گمراهیای نیز درمیانست.
🔸شما همینكه با كسی بسخن میآیید كه باید این جنگ و خونریزی از میان برخیزد ، آدمیبرای بدیها آفریده نشده ، سرش را بلند میكند و با یك سردی چنین میگوید : «بشر با حرص و طمعی كه دارد بهتر از این نتواند بود». آنگاه شما ناگزیر هستید كه از گوهر آدمی سخن رانید و داستان «جان و روان» را برای او روشن گردانید.
xod rã bewnãsid.pdf
79 KB
🔶خود را بشناسید
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
🔶 بيماريها
(بخش دوم)
🔸كسي كه براستي خواهان توده است و دلش بحال مردم ميسوزد بايد با خود نشيند و دمي بانديشه پردازد و اين داند كه از چند گفتار پادر هوايي كه او يا ديگران نويسد هيچ نتيجهاي در دست نباشد و هرگز بچنان كار بيهودهاي نپرداخته به نيكي توده از راهش كوشد.
🔸 اين خود از شگفتيهاست كه هزاران كسان براي نيكي توده ميكوشند و هيچ اثري درميان نيست.
🔸شما به هر كدام از اينان برسيد ناله از پاشيدگي خويها ميدارند و از مردم گله مينمايند. ليكن همهي اينها دروغ است و دلهاشان از آن آگاهي ندارد. اگر ميخواهيد دروغشان آشكار گردد پيشنهاد كن كه بيايد ده تن از شما فراهم نشينيد و يك رشته خويها و كارهاي نيك را برگزينيد كه پيش از همه خودتان آنها را بكار بنديد و سپس همگي يكدل و يكزبان برواج دادن آنها كوشيد. چنين پيشنهادي را بكن تا ببيني چه پاسخي ميشنوي!
(بخش دوم)
🔸كسي كه براستي خواهان توده است و دلش بحال مردم ميسوزد بايد با خود نشيند و دمي بانديشه پردازد و اين داند كه از چند گفتار پادر هوايي كه او يا ديگران نويسد هيچ نتيجهاي در دست نباشد و هرگز بچنان كار بيهودهاي نپرداخته به نيكي توده از راهش كوشد.
🔸 اين خود از شگفتيهاست كه هزاران كسان براي نيكي توده ميكوشند و هيچ اثري درميان نيست.
🔸شما به هر كدام از اينان برسيد ناله از پاشيدگي خويها ميدارند و از مردم گله مينمايند. ليكن همهي اينها دروغ است و دلهاشان از آن آگاهي ندارد. اگر ميخواهيد دروغشان آشكار گردد پيشنهاد كن كه بيايد ده تن از شما فراهم نشينيد و يك رشته خويها و كارهاي نيك را برگزينيد كه پيش از همه خودتان آنها را بكار بنديد و سپس همگي يكدل و يكزبان برواج دادن آنها كوشيد. چنين پيشنهادي را بكن تا ببيني چه پاسخي ميشنوي!
bimãrihã 2.pdf
83.2 KB
🔶 بیماریها
(بخش دوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از ماهنامهی پیمان)
(بخش دوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از ماهنامهی پیمان)
✴️ كساني كه بدي شعرهاي خيام و حافظ را نميدانند و زيانهاي آنها را درنمييابند ميخواهند بتودهاي راه نمايند ، ميخواهند كشوري را راه برند.
(دفتر «بهمن ماه 1323» ص 21)
(دفتر «بهمن ماه 1323» ص 21)