پاکدینی ـ احمد کسروی
7.58K subscribers
8.66K photos
488 videos
2.28K files
1.78K links
🔔 برای پاسخ شکیبا باشید.

کتابخانه پاکدینی
@Kasravi_Ahmad

تاریخ مشروطه ایران
@Tarikhe_Mashruteye_Iran

اینستاگرام
instagram.com/ketab.pakdini

کتاب سودمند
@KetabSudmand

یوتیوب
youtube.com/@pakdini
Download Telegram
🔶 چه مي‌بايد كرد؟..
(بخش پنجم)

🔸يك توده بايد خود نيك باشند تا توانند از كوششهاي پيشروان و از پیشامدهاي جهان بهره يابند و بلند گردند ، و اين نيكي جز با نيك گرديدن يكايك باشندگان نتواند بود.

🔸 هر كسي بايد نخست بخود پردازد و خود را پاك و نیک گرداند سپس هم به نيك گردانيدن ديگران كوشد و بآنان در اين راه ياري كند ، اينست راهي كه ما را تواند برستگاري و فيروزي رسانيد.

🔸مردمي كه مي‌خواهند با هوس و دلخواه زيند و زندگي را تنها براي خودفروشي و جداسري مي‌خواهند سرنوشت آنان جز خواري و زبوني نتواند بود.
ce mibãyad kard 5.pdf
74 KB
🔶 چه می‌باید کرد؟..

(بخش پنجم)

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از ماهنامه‌ی پیمان)
Wahriyãrãne Gomnãm 3-19.pdf
54.7 KB
شهریاران گمنام

❇️ بخش سومین - شدادیان - ۱۹
✳️ گفتار دومین : شدادیان آنی

✴️ بنیاد حکمرانی ؛ ۱۰- ابوشجاع منوچهر پسر ابوالسوار
🔶 کتاب فرهنگ چیست؟
گفتار دوم : فرهنگ در معني والاترش ، تکه‌ی 1

🔸 چنانكه گفتيم فرهنگ يا ياد دادن آميغها و دانشها بجوانان بهر اينست كه در زندگاني بينا باشند. ليكن در اين ميان يك نتيجه‌ی بسيار گرانمايه‌تري نيز خواسته مي‌شود ، و آن اينكه «روانها نيرومند گردد و بهوسها و خويهاي پست جاني چيره باشد». اين يك خواست بزرگتر ديگريست و فرهنگ در معني والاترش بهر اين نتيجه ميباشد.
براي آنكه اين سخن نيك روشن گردد بايد بياد آورد گوهر آدمي و سخناني را كه ما درباره‌ی آن نوشته‌ايم. ما بارها گفته‌ايم :
آدمي داراي دو گوهر است : گوهر تن و جان با هوسهاي گوناگون و با خويهاي پست خودخواهي و خودنمايي و آز و خشم و كينه و برتريفروشي و گردنكشي و جداسري و ستم و چاپلوسي و مانند اينها ، و گوهر روان با خرد و فهم و انديشه و فرجاد و آزرم و شرم و با سهشهاي گرانمايه‌ی نيكخواهي و غمخواري و داددوستي و آباديخواهي و آميغ‌پژوهي و مانند اينها.
همچنين بارها گفته‌ايم :
اين دو گوهر با آنكه توأم است بآخشيج يكديگر ميباشند و هميشه با هم در كشاكشند كه همچون دو كفه‌ی ترازو ، اگر يكي بالا رفت آن ديگري پايين خواهد افتاد.
همچنين بارها گفته‌ايم :
آدمي اگر بسر خود ماند بيشتر آنست كه گوهر جاني چيره درآمده و روان و خرد ، و ديگر سهشهاي ستوده‌ی آدمي را ناتوان خواهد گردانيد.
اين خود جستار بزرگيست كه روان و خرد آدمي چگونه و از چه راه نيرومند تواند گرديد؟!.. جستاريست كه بايد بآن ارج بسيار گزاشت.
ما در اين جستار نيز بسخن پرداخته پاسخ اين پرسش را داده‌ايم :
مايه‌ی نيرومندي روان و خرد ، بيش از هر چيزي ، شناختن معني جهان و زندگاني و پي بردن بآميغهاست. كسي كه معني جهان و زندگي را نيك بداند و آميغها را دريابد ، هرآيينه روان و خردش توانا خواهد گرديد.
چنانكه نيكخوييها نيز از اين راهست. از اين راهست كه كسي ستوده‌خو تواند گرديد. زيرا چنانكه در بالا نوشته‌ايم خويهاي بد ازآنِ گوهر جاني ميباشد ، و چون روان نيرو گيرد ناچاريست كه آن خويها ناتوان گردد و در زير فرمان خرد باشد.
اينست هر كسي بايد آميغهاي زندگي را ياد گيرد و جهان را چنانكه هست بشناسد و از گوهر آدميگري و از باياي آن آگاهي يابد.
فرهنگ در معني والاترش اينست. از اينجاست ميگوييم : يك نتيجه‌ی بزرگي كه از فرهنگ بايد بدست آيد نيرومندي روانها و خردها ميباشد.
ليكن جاي افسوسست كه فرهنگ كنوني ايران نه تنها چنين نتيجه‌اي نمي‌دهد و مايه‌ی نيرومندي روانها و خردها نمي‌گردد ، نتيجه‌ی وارونه داده روانها و خردها را هرچه ناتوانتر ، بلكه پاك بيكاره مي‌گرداند و خويهاي ناستوده‌ی جاني هرچه چيره‌تر مي‌شود. زيرا چنانكه گفتيم در دبستانها و دبيرستانها و دانشكده‌ها بجاي آميغهاي زندگاني ، بدآموزيهاي سعدي و حافظ و خيام و ديگر شاعران و نويسندگان را مي‌آموزند. اين بدآموزيها هر يكي در تنهايي زيانهايي را دربر ميدارد و مايه‌ی گمراهي جوانان و نوخاستگان مي‌گردد ، و چون چند رشته از آنها با هم آميخته مي‌شود همين درآميختگي يك زيان بزرگ ديگري را دربر ميدارد و مايه‌ی بيكارگي خردها و فهمها ميباشد. براي بيكارگي فهمها و خردها هيچ چيزي كارگرتر از آموزاكهاي درهم نتواند بود.
می‌شنوم كسانی میگویند : «ما گناهكاریم و اینها سزای گناههای ماست».

میگویم : راستست این مردم گناهكارند كه بدینسان آسیب و گزند می‌بینند ، ولی نه بآن معنی كه شما می‌پندارید.

گناه این مردم نه آنست كه سینه نزده‌اند ، سر نشكافته‌اند ، گوش بسخنان ملایان نداده‌اند ، زنها روهاشان را باز كرده‌اند.

اینها گناه نیست و مایه‌ی گرفتاری اینها نمیباشد.

گناه این مردم آنست كه معنی زندگانی را نمی‌شناسند ،

آنست كه خرد را كنار گزارده پیروی از پندار و هوس و كینه و نادانی مینمایند ،

آنست كه در یك كشوری بیست و سی دسته‌اند و هر دسته‌ای جز درپی دلخواه خود نیست ،

آنست كه خدا سرزمینی باین باردهی بایشان داده و ارج آن را نمی‌شناسند.

از یك سرزمینی كه برای زندگانی سیصد ملیون مردم كفایت دارد باندازه‌ی زندگانی بیست ملیون استفاده نمیكنند.

(پرچم روزانه شماره‌ی ۲۳۹)
دین آنست كه امروز ایرانیان بدانند كه این سرزمینی كه خدا بایشان داده چگونه آباد گردانند و از آن سود جویند و همگی باهم آسوده زیند و خاندانهایی به بینوایی نیفتند و كسانی گرسنه نمانند و دیهی ویرانه نماند
Wahriyãrãne Gomnãm 3-20.pdf
53.1 KB
شهریاران گمنام

❇️ بخش سومین - شدادیان - ۲۰
✳️ گفتار دومین : شدادیان آنی

✴️ جنگهای منوچهر با ترکان ؛ جوانمردی یک بزرگ ایرانی ؛ کشته شدن ابونصر برادر منوچهر ؛ ابوالسوار شاوور دوم پسر منوچهر
🔶 پاسخ بهائیان

🔸در این چندگاه كه با بهائیان گفتگو میداریم یك نكته‌ای كه به ما روشن گردیده آنست كه سران بهایی و پیشروان آنان ، بیشترشان همان ملایانند و در گفتگو همان شیوه‌ی ملایان را بكار میبرند. اینان نیز می‌پندارند كه به هر ایرادی باید پاسخ داد ، و اگر پاسخی نداشت باید خشك و تری به هم بافت ، و این را به خود بایا می‌شمارند.

🔸یك بهاءالله كه همچون دیگران نیاز به خوردن و خوابیدن میداشت و همچون دیگران بیمار می‌شد و می‌ترسید و سرما میخورد و گرما میخورد ، یك بهاءالله كه از ترس دولت عثمانی دم زدن نمی‌یارست و در پشت سر امام سنی نماز میخواند ، یك بهاءالله كه عربی را غلط مینوشت و آن جربزه نمیداشت كه یك زبانی یاد بگیرد ـ چنین مرد نیازمند و ترسا و بی‌جربزه كجا و خدایی كجا؟!..
pãsoxe Bahãiãn.pdf
87.1 KB
🔶 پاسخ بهاییان

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از پرچم نیمه‌ماهه)
🔶چه مي‌بايد كرد؟..
(بخش ششم)

🔸در نهاد آدمي خيمهاي ناستوده فراوانند ، و يكي از آنها اينست كه بكمي در خود گردن نگزارد و ديگري آنكه هميشه بديگران برتري فروشد و خرده‌ها گيرد. اينها هر دو از ريشه‌ي خودخواهيست

🔸ما سرچشمه‌ي بديها آن باورها و پندارها و آگاهيهاي بيپا و پراكنده را مي‌شماريم كه در مغزها آكنده شده و مي‌گوييم پيش از همه بايد اينها را از مغزها بيرون گردانيد و پيداست كه چنين درخواستي چگونه گران افتد بويژه با ناتواني و سستي خردها.
ce mibãyad kard 6.pdf
79.1 KB
🔶 چه می‌باید کرد؟..

(بخش ششم)

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از ماهنامه‌ی پیمان)
✴️ از چشم كور بینش می‌طلبند

كسانی با این كوششهای ما كه با نادانیها و پراكندگیها می‌نبردیم همراهی ننموده و سبكمغزانه زبان به ایراد باز كرده میگویند :

باید كاری كرد كه با شتاب مردم را بسر خود گرد آورد و به این كشور چاره اندیشید. امروز نباید مردم را از خود رنجانید.

میگویم : اینها پندارهای خامیست. این از چشم كور بینش طلبیدن و از پای لنگ دَوِش بیوسیدنست [انتظار داشتن].

این به آن میماند كه شما بخواهید از یک دسته بیماران سپاه آرائید.

این مردم با مغزهای آكنده و اندیشه‌های پراكنده ، هیچگاه نباهمند [گرد آمدن و متحد شدن] ، و اگر باهمیدند بكاری نخورند.

اینان ، اگر ده تن باهم نشینند ، سر هر سخنی پندارهای پوچ و پراكنده‌ی خود را بمیان آورند ، و هوسها و رشكهای خود را بكار اندازند.

اینان ، در ایران در یكجایند ، و در زیر نام ایرانیگری باهم میباشند ، و شما می‌بینید كه هیچ هوده‌ای[نتیجه] نیست.

پس چه سودی تواند بود ، اگر شما هزار تن یا ده هزار تن را جدا گردانید و زیر یك نام دیگری گرد آورید؟!..

(پرچم نیمه‌ماهه شماره‌ی2 سات49)
🔶کتاب فرهنگ چیست؟
گفتار دوم : فرهنگ در معني والاترش ، تکه‌ی 2

🔸اينان هيچ نمي‌دانند درد اين توده چيست و چاره‌ی آن چه بايد بود ، و اگر بخواهيم در كوششهاي خود بدرد توده زودتر به نتيجه رسيم چه بايد كنيم. كمترين دانشي در اين باره‌ها نمي‌دارند.

🔸آنچه از عنوانهاي زندگي را شنيده‌اند معناي روشني از آن نمي‌فهمند ، و مي‌بايد گفت در يك جهان نيمه‌تاريكي زندگي بسر مي‌برند. مثلاً تمدن ، ادبيات ، اخلاق ، انقلاب از عنوانهاييست كه بسر زبان ميدارند ، و با اين حال اگر شما بپرسيد خواهيد ديد از هيچ يكي از آنها معني روشني در دل نمي‌دارند.

اينست جواناني كه از دبيرستانها و دانشكده‌ها بيرون مي‌آيند مي‌بينيم بيشتر آنان (بيشترشان نه همگيشان) از يكسو دريافتهاي ساده‌ی خداداده را از دست هِشته‌اند. مثلاً آميغ‌پژوهي (يا راستي‌پرستي) يكي از گُهريترين[اصیل] چيزهاي آدميست. هر آدمي با دريافتهاي ساده‌ی خود هميشه در جستجوي آميغهاست و چون به يك آميغي برخورد تشنه‌وار آن را پذيرد و فراگيرد و بكار بندد و در راه پيشرفتش بكوشش پردازد.
ولي آنان نه تنها در جستجوي آميغها نمي‌باشند و آن آموزاكهاي بيپا كه فراگرفته‌اند در پشت سر آنها ، بچيز ديگري باور نمي‌دارند ، چون يك آميغي را مي‌شنوند نمي‌پذيرند ، و چون در برابر دليل درمي‌مانند آنگاه نيز از راه دشمني درمي‌آيند.
از يكسو نيز فهمهاشان بيكار گرديده كه آنچه از عنوانهاي زندگي را شنيده‌اند معناي روشني از آن نمي‌فهمند ، و مي‌بايد گفت در يك جهان نيمه‌تاريكي زندگي بسر مي‌برند. مثلاً تمدن ، ادبيات ، اخلاق ، انقلاب از عنوانهاييست كه بسر زبان ميدارند ، و با اين حال اگر شما بپرسيد خواهيد ديد از هيچ يكي از آنها معني روشني در دل نمي‌دارند. اين چيزيست كه ما آزموده‌ايم و چون من ميخواهم زيان اين فرهنگ را با دليلهاي روشن در پيش چشمها نمودار گردانم ناچارم در اينجا برخي از آزمايشهاي خود را با داستانهاي آنها ياد كنم :
آن سال كه تازه بكوشش برخاستيم و از اروپاييگري نكوهش مي‌نوشتيم ، دسته‌ی بزرگي از اين درسخواندگان و درسگويندگان بهياهو برخاسته چنين مي‌گفتند : «با تمدن ضديت ميكند». از همين گفته‌شان پيدا مي‌بود كه معني تمدن را نمي‌دانند و ما براي آزمايش بپرسش برخاستيم : «تمدن چيست؟!..» ، و ديديم كه در پاسخ درماندند و سخني نتوانستند. سپس نوبت بادبيات رسيد. چون از ياوه‌گوييهاي شاعران بد مي‌نوشتيم هايهوي مي‌نمودند كه ميخواهد «ادبيات» را بردارد ، و چون پرسيديم : «ادبيات چيست؟!..» ، در اينجا نيز درماندند و بخاموشي گراييدند.
بارها رخ داده كه يكي گفتاري نوشته و آورده ما بچاپ رسانيم. پرسيده‌ام در چه زمينه است؟!.. گفته : «در زمينه‌ی اخلاق». گفته‌ام : بهتر است نخست اخلاق را معني كنيد تا بدانيم چيست؟!.. گفته : «مگر معني آن دانسته نيست؟!..». گفته‌ام : اگر دانسته است شما هم بگوييد ، و از پاسخ درمانده و سر پايين انداخته.
چون اين داستان نمونه‌ی نيكي از هيچ‌نداني اين پروردگان وزارت فرهنگ است مي‌نويسم : دو سال پيش ما چون روزنامه‌ی پرچم را آغاز كرديم و در گفتارها از انديشه‌ها و باورهاي پراكنده‌ی ايرانيان كه سرچشمه‌ی بدبختيهاست سخن رانده زيانهاي آنها را بازمي‌نموديم ، كساني از جوانان بنزد من آمده چنين مي‌گفتند : «شما كند مي‌رويد. ما از ديگران عقب مانده ايم ، بايد تند برويم». از اين گفته‌شان در شگفت شده مي‌پرسيدم : «چگونه تند رويم؟.. چه كار كنيم كه تند رفتن باشد؟..» ، مي‌ديدم درماندند و پاسخي نتوانستند. سخن را روشنتر گردانيده مي‌گفتم : «ما راستي را بسفر نمي‌رويم و راه نمي‌پيماييم كه بشتابيم و يا بدويم و تندروي شمرده شود. كوشش ما در اين باره است كه بگرفتاريهاي توده چاره كنيم ، آيا تندروي در اين زمينه چيست؟.. دوباره مي‌گويم ، چه كار كنيم كه تندروي شمرده شود؟..». مي‌ديدم درماندند و پاسخي نمي‌توانند. راستي هم اينان هيچ نمي‌دانند درد اين توده چيست و چاره‌ی آن چه بايد بود ، و اگر بخواهيم در كوششهاي خود بدرد توده زودتر به نتيجه رسيم چه بايد كنيم. كمترين دانشي در اين باره‌ها نمي‌دارند. تنها دو كلمه‌ی «تند» و «كند» را مي‌دانند و بكار مي‌برند و چون پرسش مي‌كنيم درمي‌مانند.
گاهي هم كساني پاسخ داده مي‌گفتند : «بايد گفتارهاي آتشين نوشت. بايد عيبهاي دولت را گفت ...» ، كه مي‌دانستيم تندروي در انديشه‌ی ايشان سخنان تند نوشتن و بدولت و بكارهاي آن تاخت بردنست. چنانكه خود آنان همين رفتار را مي‌كنند و هر كدام كه روزنامه‌اي ميدارند يگانه بايايي كه براي خود مي‌شناسند اينست كه بدولت ايراد گيرند و هايهو كنند و سخنان تند نويسند و گله و ناله راه اندازند. اين چيزيست كه همه ميدانند.
امروز هم در زمینه‌ی «تربیت» ، وزارتخانه‌های آموزش و پرورش و علوم و تحقیقات همان راه وزارت فرهنگ پیشین را می‌پیمایند. کتابهایی که بدست دانش‌آموزان و دانشجویان میدهند گواه این سخنست.
🌑 آگاه گردیدیم از شانزده سرنشین هواپیمای ارتشی که بامداد دوشنبه 24 دیماه 1397 در بیرون باند فرودگاه فتح کرج به ساختمانهای مسکونی برخورد کرد همه جز یک تن کشته گردیدند. این خبر افسوس‌آوریست. ما در اندوه خانواده‌ی کشته شدگان و همکاران ایشان شریکیم.

🌑 اینگونه پیشامدها گذشته از اندوهی که بهره‌ی مردم میگرداند ،‌ به آبروی کشور نیز برمیخورد. خواهانیم علتهای آن نیک بررسی گردد تا از یکسو تجربه‌ای باشد که از رخ دادن پیشامدهای مانند آن جلو گیرد و همچنین هرگاه کوتاهیهایی از مسئولان شده از آن نگذرند تا عبرتی برای دیگران باشد.

بر پایه‌ی خبر کانال «با مردم» نزدیک به همه‌ی سرنشینان افسران ارتش از درجه‌ی سرتیپ تا ستوان یکم بوده‌اند. پس از آنکه مسئولان دیری خاموشی گزیده و ایرانی بودن هواپیما را انکار میکردند ، سرانجام گفته‌اند هواپیما بوئینگ 707 و ازآن ارتش و بار آن 40 تن گوشت خریده شده از کشور قرقیزستان بوده.

🌑 دانسته نیست برای چنین کاری به این شمار افسر ارتش چه نیازی بوده!
dar pirãmune zabãn 1-6.pdf
152.7 KB
🔶 در پیرامون زبان

(همه‌ی بخشها در یکجا)

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از پرچم نیمه‌ماهه)
🔶 درباره‌ی پسوند «ین»

🔸در زمان بوعلی شیرین بدو معنی بکار میرفته یکی بمعنی ساخته از شیر دیگری بمعنی ضد تلخ.

🔸ما کلمه‌ی «شیرین» را از معنایی که امروز شناخته شده بیرون آورده آن را در معنی راست خود (که پدید آمده از شیر باشد) می‌آوریم

🔸همچنین «سنگین» را جز در معنی درست خود (که پدید آمده از سنگ باشد) بکار نمی‌بریم
darbãreye pasvande (in).pdf
65.7 KB
🔶 درباره‌ی پسوند «ین»

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از پرچم نیمه‌ماهه)