فلسفه علم
7.94K subscribers
883 photos
115 videos
394 files
1.5K links
مطالب فلسفه تحلیلی و موضوعات فلسفه علم

این کانال تلاشی برای عمومی کردن مفاهیم فلسفه علم در جامعه ایرانی است.

برای ارتباط با Admin با آیدی @mmasiha1988 و درج تبلیغات میتوانید با کانال @adsphilosophy1 در ارتباط باشید.
Download Telegram
فلسفه علم
البته پوپر نیز از کاربرد مکانیکی قواعد دفاع نمی‌کرد و تصویر او از علم پیچیده‌تر از یک دستورالعمل ساده بود. اختلاف اصلی این است که فایرابند اعتبار جهان‌شمول قواعد روش‌شناختی را بسیار رادیکال‌تر زیر سؤال می‌برد ۹. فایرابند و توماس کوهن: شباهت‌ها و تفاوت‌ها فایرابند…
۱۱. چرا نظرات فایرابند متفاوت و بحث‌برانگیز بود؟
تفاوت فایرابند با بسیاری از فیلسوفان علم در این بود که او فقط به دنبال اصلاح یک معیار روش‌شناختی نبود؛ خودِ ضرورت وجود معیارهای عام را به پرسش می‌کشید.
بسیاری از فیلسوفان می‌پرسیدند: «روش درست علم چیست؟»
فایرابند پرسش دیگری مطرح می‌کرد: «چرا باید فرض کنیم که یک روش واحد، در همه رشته‌ها و همه شرایط، بهترین راه پیشبرد علم است؟»
این تغییر پرسش، چند پیامد مهم داشت.
نخست، تاریخ علم دیگر صرفاً مجموعه‌ای از نمونه‌ها برای تأیید یک نظریه فلسفی نبود؛ بلکه می‌توانست اعتبار همان نظریه فلسفی را زیر سؤال ببرد.
دوم، دانشمند دیگر فقط مجری قواعد روش‌شناختی تصور نمی‌شد. خلاقیت، قضاوت شخصی، تخیل نظری و توانایی عبور از چارچوب‌های مسلط نیز بخشی از فعالیت علمی بودند.
سوم، جایگاه اجتماعی علم به موضوعی فلسفی تبدیل شد. اگر علم تنها شکل ممکن شناخت نیست، باید درباره حدود اقتدار آن در آموزش، سیاست عمومی و زندگی اجتماعی نیز بحث کرد.
سرانجام، فایرابند میان نقد علم و دشمنی با علم تمایز مهمی ایجاد کرد. می‌توان به دستاوردهای علمی احترام گذاشت و در عین حال، درباره ادعای برتری مطلق علم یا تبدیل روش‌شناسی به مجموعه‌ای از قواعد مقدس تردید داشت.
۱۲. مهم‌ترین انتقادها به فایرابند
اندیشه فایرابند با انتقادهای جدی روبه‌رو بوده است. برای ارزیابی منصفانه او، باید این انتقادها را نیز در نظر گرفت.
نخست، خطر نسبی‌گرایی. اگر هیچ روش جهان‌شمولی وجود ندارد، چگونه می‌توان میان یک نظریه علمی معتبر و ادعایی بی‌پایه تفاوت گذاشت؟ فایرابند می‌کوشید از آزادی پژوهش و کثرت‌گرایی دفاع کند، اما منتقدان معتقدند موضع او گاهی معیارهای داوری عقلانی را بیش از اندازه تضعیف می‌کند.
دوم، مسئله شعار «هر چیزی ممکن است». این عبارت ممکن است چنین برداشت شود که هیچ محدودیتی برای پژوهش علمی وجود ندارد. در حالی که در عمل، پژوهش با محدودیت‌های واقعی روبه‌روست: کیفیت شواهد، سازگاری استدلال‌ها، توانایی پیش‌بینی، تکرارپذیری آزمایش‌ها و منابع موجود. منتقدان می‌پرسند اگر این معیارها را کاملاً کنار نگذاریم، آیا فایرابند واقعاً از آنارشیسم روش‌شناختی دفاع می‌کند یا در نهایت به مجموعه‌ای از معیارهای انعطاف‌پذیر بازمی‌گردد؟
سوم، تفسیر تاریخ علم. روایت او از گالیله و انقلاب علمی، هرچند از نظر فلسفی تأثیرگذار است، به دلیل تأکید بر تخطی از قواعد و نقش فنون اقناعی مورد انتقاد قرار گرفته است. برخی منتقدان معتقدند او برای تقویت تز خود، نقش شواهد و استدلال علمی را کم‌رنگ می‌کند.
چهارم، مسئله تمایز علم و شبه‌علم. اگر روش واحدی برای تمایزگذاری وجود نداشته باشد، آیا می‌توان درباره ادعاهای بی‌پشتوانه داوری کرد؟ فایرابند به ما هشدار می‌دهد که نباید پاسخ را از پیش مفروض بگیریم؛ اما دیدگاه او به‌تنهایی دستورالعمل ساده‌ای برای ارزیابی همه ادعاهای علمی و غیرعلمی فراهم نمی‌کند.
این انتقادها نشان می‌دهند که اهمیت فایرابند لزوماً به معنای پذیرش تمام نتیجه‌گیری‌های او نیست. گاهی ارزش یک فیلسوف در این است که مسئله‌ای را چنان مطرح می‌کند که حتی مخالفانش ناچار می‌شوند استدلال‌های خود را دقیق‌تر کنند.
نتیجه‌گیری: میراث فایرابند در فلسفه علم
کارل فایرابند یکی از مهم‌ترین منتقدان تصویر ساده و قاعده‌مند از علم در قرن بیستم بود. او نشان داد که تاریخ علم بسیار پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را به یک روش ثابت و جهان‌شمول فروکاست.
نوآوری‌های او را می‌توان در پنج محور اصلی خلاصه کرد:
1. نقد روش علمی جهان‌شمول: هیچ مجموعه قواعدی را نمی‌توان بدون توجه به شرایط تاریخی و پژوهشی، برای همه علوم الزام‌آور دانست.
2. آنارشیسم معرفت‌شناختی: قواعد روش‌شناختی باید قابل نقد و بازنگری باشند و نباید به اقتداری تغییرناپذیر تبدیل شوند.
3. کثرت‌گرایی نظری: رقابت میان نظریه‌های متفاوت می‌تواند برای نقد مفروضات مسلط و پیشبرد علم ضروری باشد.
4. تأکید بر وابستگی مشاهده به نظریه: داده‌ها همیشه مستقل از مفاهیم و چارچوب‌های نظری تفسیر نمی‌شوند.
5. نقد انحصار معرفتی علم: دستاوردهای علمی نباید به‌طور خودکار به این نتیجه منجر شوند که علم مدرن تنها مرجع معتبر برای پاسخ به تمام پرسش‌های انسانی است.
اهمیت فایرابند در نهایت در این است که ما را از دو افراط دور می‌کند: از یک سو، تصور علم به‌عنوان فعالیتی کاملاً مکانیکی که صرفاً از قواعد ازپیش‌تعیین‌شده پیروی می‌کند؛ و از سوی دیگر، این تصور که چون علم همیشه از قواعد ثابت پیروی نمی‌کند، پس هیچ تفاوت معناداری میان پژوهش دقیق و ادعای بی‌پایه وجود ندارد.
اندیشه او به ما یادآوری می‌کند که علم یک فعالیت انسانی، تاریخی و خلاقانه است؛ فعالیتی که به شواهد، نقد، استدلال و آزمون نیاز دارد، اما مسیر پیشرفت آن همیشه از پیش معلوم نیست.

@philosophyofscience
❤4👏1
فلسفه علم
البته پوپر نیز از کاربرد مکانیکی قواعد دفاع نمی‌کرد و تصویر او از علم پیچیده‌تر از یک دستورالعمل ساده بود. اختلاف اصلی این است که فایرابند اعتبار جهان‌شمول قواعد روش‌شناختی را بسیار رادیکال‌تر زیر سؤال می‌برد ۹. فایرابند و توماس کوهن: شباهت‌ها و تفاوت‌ها فایرابند…
به همین دلیل، مطالعه فایرابند برای فهم فلسفه علم فقط آشنایی با یک نظریه بحث‌برانگیز نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی در این پرسش که چگونه می‌توان از علم دفاع کرد،
بی‌آنکه آن را به اقتداری نقدناپذیر تبدیل کنیم؟

@philosophyofscience
❤5
فلسفه علم
به همین دلیل، مطالعه فایرابند برای فهم فلسفه علم فقط آشنایی با یک نظریه بحث‌برانگیز نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی در این پرسش که چگونه می‌توان از علم دفاع کرد، بی‌آنکه آن را به اقتداری نقدناپذیر تبدیل کنیم؟ @philosophyofscience
برای مطالعه بیشتر نیز می توانید به این منابع مراجعه کنید:‌

برای مطالعه مستقیم و دقیق اندیشه فایرابند، این منابع نقطه شروع مناسبی هستند:
1. Feyerabend, Paul. Against Method: Outline of an Anarchistic Theory of Knowledge. London: New Left Books, 1975.
2. Feyerabend, Paul. Science in a Free Society. London: New Left Books, 1978.
3. Feyerabend, Paul. Farewell to Reason. London: Verso, 1987.
4. Feyerabend, Paul. Killing Time: The Autobiography of Paul Feyerabend. Chicago: University of Chicago Press, 1995.
5. Preston, John. Feyerabend: Philosophy, Science and Society. Cambridge: Polity Press, 1997.
6. Oberheim, Eric. “Paul Feyerabend.” The Stanford Encyclopedia of Philosophy. نسخه بازنگری‌شده در ۲۳ فوریه ۲۰۲۵. متن کامل مدخل فایرابند در دانشنامه
فلسفه استنفورد

@philosophyofscience
فلسفه علم
سلام به همه دوستان علاقمند به فلسفه تحلیلی. کانال فلسفه علم با تاکید بر مفاهیم بنیادین فلسفه تحلیلی راه اندازی می‌شود و امیدوارم بتوانیم در این کانال، فلسفه تحلیلی و به خصوص فلسفه علم را توضیح و ترویج دهیم و شاخه های مختلف آن را توضیح داده و به بسط مفاهیم…
یک سال دیگر نیز سپری شد!

یازده سال پیش در چنین روزی، کانال فلسفه علم آغاز به کار کرد و حالا این کانال که به صورت شخصی اداره میشود و وابستگی خاصی به نهادهای آکادمیک و یا پژوهشی ندارد، قریب به ۸ هزار عضو دارد و تا حدی توانسته به هدف اولیه خود در ترویج تعاریف و آشنایی با مفاهیم فلسفه تحلیلی در جامعه ایران برسد.

امیدوارم در این مدت توانسته باشیم با انتشار مطالب نوشتاری، صوتی (کلاس ها، پادکست ها و سخنرانی ها) و همچنین فیلم ها (سخنرانی ها و ویدئو کست ها) به مخاطبین علاقمند محتواهای قابل قبولی ارائه کرده باشیم و جامعه مخاطب خود را با این مفاهیم آشنا کرده باشیم و از محتواهای ارائه شده راضی بوده باشید.

امیدوارم این مسیر ادامه داشته باشد و بتوانیم کیفیت محتواها را ارتقا دهیم و از ضعف های خود کم کرده و بر غنای مطالب بیفزاییم. ممنون هم هستم با بزرگواری خود کاستی ها را بر ما بخشیده و با راهنمایی های خود ما را در جهت بهتر شدن یاری می کنید.

با احترام
دزفولی

@philosophyofscience
❤22👏5👍2🔥1
فلسفه علم
فايرابند بعد از كوهن از اركان آن گروه فيلسوفان علمي است كه ديدگا‏ه‏هاي توصيفي و تاريخي را بر ديدگاه‏هاي تجويزي و روش‏جويانه ترجيح داده‏اند، فايرابند كه در ارائه نظراتش به مسايل اجتماعي هم عنايت جدي داشته بر اين نكته اصرار مي‏ورزد كه اصولاً هر ايدئولوژي حاكم…
یازده سال قبل مطالب کانال فلسفه علم از این مطلب درباره «آنارشیسم معرفتی» آغاز شد و اگر مخاطبین عزیز علاقمند هستند مطالب قدیمی کانال و سیر محتواها را به مرور مطالعه کنند می‌توانند از این پست مهرماه ۱۳۹۴ شروع به مطالعه کنند.

@philosophyofscience
❤7😁1
.
برنامۀ سخنرانی‌های گروه مطالعات علم و فناوری مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران در پاییز و زمستان ۱۴۰۵

ــــــــــــــــــــــــ

▨ راززدایی از استعارهٔ ناهار مجانی هستی‌شناسانه
محسن زمانی / پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM)
یکشنبه ۳ آبان، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸


▨ "سوق دادن" و مسئله خودمختاری در تصمیم‌گیری
حسین شیخ‌رضایی / مؤسسهٔ پژوهشی حکمت و فلسفهٔ ایران
یکشنبه ۱۷ آبان، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸


▨ دفاع از خود در برابر تهدیدهای مشروط
عباس کاظمی اسکویی / پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM)
یکشنبه ۱‌ آذر، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸


▨ دگراندیشی علمی و اعتماد به نهاد علم
حامد بیکران بهشت / مؤسسه تحقیقات سیاست علمی کشور
یکشنبه ۱۵ آذر، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸

▨  اعلام می‌شود.
سمیه توحیدی / دانشگاه بریستول
یکشنبه ۶ دی، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸ (به‌صورت آنلاین)

▨ آیا تصورپذیری مستلزم امکان است؟
ایوب شاه مرادی / دانشگاه رور بوخوم
یکشنبه ۲۰ دی، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸
ــــــــــــــــــــــــ

• تهران، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان آراکلیان، شمارۀ ۴، مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، سالن دکتر نصر

• شرکت در سخنرانی‌ها برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.

@sciencestudies_IRIP
معرفت‌شناسی هوش مصنوعی

معرفت‌شناسی هوش مصنوعی شاخه‌ای نوظهور از پژوهش‌های فلسفی‌ست که به بررسی نقش هوش مصنوعی در کسب دانش، توجیه باورها و دستیابی به فهم می‌پردازد. مدخل جدید دانشنامه فلسفه استنفورد در این موضوع نشان می‌دهد که موفقیت سامانه‌های هوش مصنوعی در حوزه‌هایی مانند پزشکی، زیست‌شناسی، ریاضیات و پاسخ‌گویی به پرسش‌های انسانی، مسائل بنیادی تازه‌ای را درباره‌ی ماهیت دانش و اعتبار منابع آن مطرح کرده است. پرسش اصلی این است که آیا می‌توان به خروجی‌های هوش مصنوعی اعتماد کرد و باورها و کنش‌های خود را بر اساس آن‌ها موجه دانست؟

مسئله‌ی شفافیت
از مهم‌ترین مسائل معرفت‌شناسی هوش مصنوعی، دشواری شناخت سازوکارهای درونی آن است. بسیاری از مدل‌های هوش مصنوعی، به‌ویژه شبکه‌های عصبی عمیق و مدل‌های زبانی بزرگ، به دلیل پیچیدگی محاسباتی و تعداد فراوان پارامترها، مانند جعبه سیاه عمل می‌کنند؛ یعنی ممکن است خروجی آن‌ها مشخص باشد، اما مسیر دقیق رسیدن به آن خروجی برای انسان روشن نباشد. این وضعیت پرسش‌هایی درباره چگونگی شناخت عملکرد مدل، شناسایی خطاها و ارزیابی اعتبار نتایج ایجاد می‌کند.

تبیین‌پذیری و تفسیرپذیری
مسئله دیگر تعیین معنای تبیین‌پذیری و تفسیرپذیری و بررسی میزان ضرورت آن‌هاست. تبیین‌پذیری به ارائه توضیحی درباره‌ی چرایی یک نتیجه اشاره دارد و تفسیرپذیری به امکان فهم عملکرد مدل مربوط می‌شود. برای مثال، در تشخیص پزشکی صرفاً دانستن اینکه هوش مصنوعی بیماری خاصی را تشخیص داده کافی نیست؛ پزشک باید بداند چه عواملی در این نتیجه نقش داشته‌اند. بااین‌حال، پرسش مهم این است که آیا برای اعتماد به یک سامانه، شناخت کامل سازوکارهای درونی آن ضروری است یا توضیحی محدود اما کاربردی کفایت می‌کند.

محدودیت شناخت انسان
ابهام هوش مصنوعی دلایل متعددی دارد: پیچیدگی محاسبات، دسترسی‌نداشتن به داده‌های آموزشی، محرمانه‌بودن الگوریتم‌ها و تفاوت میان زبان ریاضی مدل‌ها و شیوه‌ی معمول تفکر و توضیح انسانی. همچنین، در شبکه‌های عصبی، ویژگی‌ها ممکن است به‌صورت توزیع‌شده میان نورون‌های متعدد بازنمایی شوند. بنابراین، حتی متخصصان نیز همیشه نمی‌توانند توضیحی روشن درباره‌ی نقش هر بخش از مدل عرضه کنند. این مسئله پرسشی فلسفی را مطرح می‌کند: آیا فقدان شناخت کامل از فرایند تولید نتیجه، لزوماً به معنای ناتوانی در کسب دانش از آن نتیجه است؟

اعتبار خروجی‌ها
مسئله محوری دیگر این است که چه زمانی باور به خروجی هوش مصنوعی عقلانی و موجه است. درست‌بودن اتفاقی یک پاسخ برای تبدیل آن به دانش کافی نیست؛ باید شواهدی درباره‌ی اعتبار آن وجود داشته باشد. از جمله معیارهای توجیه می‌توان به سابقه موفقیت مدل، آزمون روی داده‌های مستقل، مقایسه‌ی نتایج با شواهد واقعی و پایداری خروجی‌ها اشاره کرد. در مدل‌های یادگیری ماشین، استقرا نقش مهمی دارد: اگر مدل در موارد فراوان درست عمل کرده باشد، می‌توان با احتمالی معین به نتایج جدید آن اعتماد کرد؛ اما این اعتماد تضمین قطعی حقیقت نیست.

اعتماد عقلانی به هوش مصنوعی
اعتماد به هوش مصنوعی باید از اعتماد
بی‌چون‌وچرا متمایز شود. آیا کاربران باید به دلیل دقت بالای یک سامانه به آن اعتماد کنند یا فهم سازوکار آن نیز ضروری است. پاسخ به زمینه‌ی کاربرد بستگی دارد. برای مثال، در تشخیص بیماری، دقت، شواهد بالینی و امکان ارزیابی نتیجه اهمیت دارند. همچنین، شناخت محدودیت‌ها و سوگیری‌های مدل کمک می‌کند کاربران بدانند چه زمانی نتایج آن قابل اتکاست و چه زمانی به بررسی مستقل نیاز دارد.

نقش هوش مصنوعی در شناخت جهان
دانش با فهم یکسان نیست. ممکن است هوش مصنوعی پیش‌بینی دقیقی ارائه کند، اما نتواند توضیح دهد چرا پدیده‌ای رخ داده است. در نتیجه، باید میان پیش‌بینی، کشف الگوها و فهم روابط علّی تمایز گذاشت. مدل می‌تواند ارتباط آماری میان متغیرها را شناسایی کند، بی‌آنکه علت واقعی این ارتباط را آشکار سازد. بنابراین، از مسائل مهم این حوزه آن است که هوش مصنوعی تا چه اندازه می‌تواند فراتر از تولید پیش‌بینی‌های موفق، به تبیین علمی پدیده‌ها و شناخت سازوکارهای جهان کمک کند.

فاعل شناسا؟
سرانجام، این پرسش مطرح است که آیا هوش مصنوعی خود می‌تواند فاعل شناسا باشد یا صرفاً ابزاری برای شناخت انسان است. اگر سامانه‌های هوش مصنوعی باور، قصد یا آگاهی نداشته باشند، آیا می‌توان خروجی آن‌ها را نوعی گواهی معرفتی، مشابه سخن یک انسان آگاه، تلقی کرد؟ دیدگاه دیگر این است که هوش مصنوعی را باید در کنار ابزارهایی مانند ماشین‌حساب و دستگاه‌های اندازه‌گیری بررسی کرد. این اختلاف بر چگونگی ارزیابی اعتبار نتایج و مسئولیت کاربران در پذیرش آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

در شرایطی از تاریخ علم هستیم که آگاهی از معرفت‌شناسی هوش مصنوعی برای تمامی پژوهشگران، دانشگران، و دانشجویان در تمامی رشته‌های علمی ضروری‌ست.

هادی صمدی

@evophilosophy
❤3👏1
کنکور-فلسفه-علم.pdf
111.7 KB
◆ راهنمایی مختصر، در رابطه با
رشته «فلسفه علم»
و گروه «فلسفه علمِ شریف»

@philosophyofscience
❤5
absTayebi.pdf
183.4 KB
📢 چکیده سخنرانی دوشنبه پژوهشکده فلسفه تحلیلی
👤 سخنران: ساجد طیبی، پژوهشگاه دانش های بنیادی
✍️ عنوان: نگاهی دوباره به گرایشهای معطوف به شیء نزد دانلان
🗓 زمان: دوشنبه ۴ آبان ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۸:۰۰
📌 مکان: میدان نیاوران، پژوهشگاه دانش های بنیادی، سالن شماره ۱.
شرکت برای عموم آزاد است.

@philosophyofscience
استدلال استعلایی کانت چیست؟

استدلال استعلایی از مهم‌ترین روش‌های فلسفی کانت در توضیح امکان شناخت است. کانت به جای طرح پرسش متعارف اینکه «جهان چگونه است»، می‌پرسد «چه شرایطی باید برقرار باشند تا تجربه و شناخت جهان ممکن شوند». کانت با واقعیتی پذیرفتنی درباره‌ی اندیشه، تجربه یا شناخت آغاز می‌کند و می‌کوشد نشان دهد که این واقعیت، برای وقوع نیازمند برقراری شرطی ضروری‌ست، که در نگاه نخست آشکار نیست. هرچند این شرط ممکن است ضرورت منطقی نداشته باشد، اما کانت استدلال می‌کند که بدون آن، تجربه‌ی مورد بحث توضیح‌پذیر نخواهد بود.

نمونه‌ی برجسته‌ی این روش، استنتاج استعلایی کانت در نقد عقل محض است. کانت می‌خواهد نشان دهد که مقولات فاهمه، از جمله علیت، به‌درستی بر اشیای تجربه اطلاق می‌شوند. مسئله این نیست که آیا می‌توانیم واژه‌هایی مانند علیت را در ذهن پیدا کنیم یا نه؛ مسئله این است که چه حقی داریم آنها را برای شناخت عینی جهان به کار ببریم. تجربه‌گرایانی چون هیوم تردید داشتند که تجربه‌ی حسی بتواند مفاهیمی مانند علیت را توجیه کند. از مشاهده‌های پی‌درپی، به‌خودی‌خود، ضرورت علّی به دست نمی‌آید. کانت این دشواری را می‌پذیرد، اما نتیجه نمی‌گیرد که کاربرد مقولاتی مانند علیت ناموجه است، و به‌جای توجیه تجربی انها، توجیهی استعلایی را پیشنهاد می‌کند.

برای روشن شدن نظر کانت برخورد توپی با شیشه را تصور کنید. نخست توپ را در حرکت می‌بینیم، سپس شکسته‌شدن شیشه را. اما تجربه‌ی عادی ما صرفاً این دو مشاهده را کنار هم نمی‌گذارد؛ ما رویدادها را در نظمی واحد می‌فهمیم و برخورد را علت شکستگی می‌دانیم. کانت می‌پرسد چه چیزی این وحدت و عینیت را ممکن می‌کند. از نظر او، ذهن فقط دریافت‌کننده‌ی منفعل داده‌های حسی نیست. برای آنکه بازنمایی‌های گوناگون به شناخت یک شیء یا رویداد تبدیل شوند، باید ترکیب شوند. فاهمه از مقولات بهره می‌گیرد تا داده‌های متنوع را در یک تجربه‌ی قابل فهم پیوند دهد.

نمونه‌ی دیگری از استنتاج استعلایی به وحدت خودآگاهی مربوط است. تجربه‌های ما پراکنده و گوناگون‌اند، اما می‌توانیم آنها را تجربه‌های خود بدانیم و از تداوم یک فاعل آگاه سخن بگوییم. کانت استدلال می‌کند که این وحدت را نمی‌توان صرفاً به زنجیره‌ای از ادراک‌های جداگانه فروکاست. بازنمایی‌های ما باید به نحوی با یکدیگر ترکیب شوند تا بتوانند در یک آگاهی واحد گرد آیند. این ادعا به معنای آن نیست که ما با درون‌نگری جوهری پنهان را مشاهده می‌کنیم؛ مقصود کانت این است که وحدت تجربه، مستلزم نوعی یکپارچگی در فعالیت شناختی است.

از همین‌جا کانت به شناخت اشیا می‌رسد. شناخت، صرفاً داشتن احساسات نیست؛ بازنمایی‌ها باید به موضوعی نسبت داده شوند و رابطه‌ای معین پیدا کنند. مقولات در این فرایند نقش دارند، زیرا امکان می‌دهند آنچه در شهود داده شده، به‌صورت شیئی با ویژگی‌ها و روابط نسبتاً پایدار فهمیده شود. بنابراین، استنتاج استعلایی می‌خواهد اعتبار عینی مقولات را با نشان دادن نقش ضروری آنها در امکان تجربه توجیه کند.

کانت استدلال استعلایی دیگری را نیز در رد ایدئالیسم عرضه می‌کند. به زعم او آگاهی از وجود خود در زمان، به تجربه از چیزهای بیرونی وابسته است؛ بنابراین، شک‌گرایی فراگیر درباره‌ی جهان خارج را ناموجه است. این استدلال، همچون استنتاج مقولات، از ویژگی‌ای در تجربه آغاز می‌کند و به شرطی می‌رسد که امکان آن ویژگی را توضیح می‌دهد.

بااین‌حال، از زمان کانت تا کنون قدرت این سنخ استدلال‌ها محل بحث بوده است. منتقد می‌تواند بپرسد آیا کانت واقعاً نشان می‌دهد که سنتز مقولات، یگانه توضیح ممکن برای وحدت تجربه است، یا اینکه در ادامه‌ی تجربه‌گرایی هیومی توضیح‌های تجربی و روان‌شناختی رقیب نیز ممکن‌اند؟ استدلال‌های استعلایی غالباً به ادعایی درباره‌ی شرط ضروری یا بهترین تبیین تکیه دارند؛ و همین گذار، بخش مناقشه‌برانگیز آنهاست.

نکته: «استعلایی» در کانت به معنای رفتن به جهانی فراسوی تجربه نیست. این واژه به بررسی شرایط امکان شناخت اشاره دارد. کانت می‌خواهد نشان دهد که تجربه‌ی عینی فقط با دریافت داده‌های حسی حاصل نمی‌شود، بلکه به شیوه‌هایی از سازمان‌دهی و ترکیب نیاز دارد. هدف کانت این نیست که شناخت نامحدود از واقعیت مستقل از انسان را اثبات کند، فقط می‌خواهد نشان دهد چگونه شناخت معتبر از جهانِ تجربه‌شده ممکن می‌شود.

این تمایز، نقطه آغاز مناسبی برای پرسش بعدی است که در پست بعدی به آن می‌پردازیم: آیا می‌توان منشأ این ساختارهای شناختی را نیز با تاریخ طبیعی و تکامل توضیح داد؟
باید میان دو پرسش تمایز گذاشت: یک. مفاهیم ما از کجا آمده‌اند ، و دو. چه چیزی توجیه می‌کند که آنها را معتبر بدانیم؟ کانت بر پرسش دوم تمرکز دارد و استدلال استعلایی را برای نشان دادن حق کاربرد مفاهیم پیشینی به کار می‌گیرد.

هادی صمدی

@evophilosophy
✅ تبلیغات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۵۰۰ سال همه مطمئن بودند زمین مرکز جهان است… و اشتباه می‌کردند. 🔭
کوپرنیک، نیوتن و اینشتین هر کدام تصویر ما از جهان را دگرگون کردند. پس از کجا بدانیم علمِ امروز درست می‌گوید؟
این پرسشِ فلسفهٔ علم است.
در دوره «فلسفهٔ علم: از طبیعت تا واقعیت علمی» با  استاد موسی اکرمی در هنرستان، طی دو ماه از فلسفهٔ طبیعت ارسطو و انقلاب علمی تا دیدگاه‌های پوپر و کوهن را دنبال می‌کنید.
اگر به فلسفه، علم یا تاریخ اندیشه علاقه‌مندید، این دوره برای شماست.
🎓 مدرس: دکتر موسی اکرمی
📅 شروع: دوشنبه ۴ آبان، ساعت ۲۰ به وقت تهران
💻 برگزاری آنلاین در پلتفرم هنرستان
🎁 ثبت‌نام رایگان با کد: Akr100prforIAT
🔗 مشاهده جزئیات و ثبت‌نام مستقیم در دوره
(چنانچه در ایران هستید، لطفاً پیش از کلیک روی لینک، فیلترشکن خود را خاموش کنید.)

#فلسفه‌ی_علم
#موسی_اکرمی
#هنرستان

پلتفرم آموزشی هنرستان
وب‌سایت | یوتیوب | اینستاگرام
◆ جلسه سخنرانی انجمن علمی فلسفه علم شریف
(آخرین رویداد انجمن علمی دوره ۱۴۰۵-۱۴۰۴)

◆ «مروری بر برخی مباحث متافیزیک ذهن»

◆ دکتر حمید وحید(پژوهشگاه دانش‌های بنیادی)

◈زمان: شنبه ۹ آبان ساعت ۱۰:۳۰
◈مکان: تالار طوس- کتابخانه مرکزی- دانشگاه صنعتی شریف

⭕️ لطفا جهت ورود به دانشگاه مشخصات خود را در «این قسمت» وارد کنید.
(در غیر این‌ صورت ، متاسفانه حراست دانشگاه از ورود شما جلوگیری خواهد کرد)
◆ انجمن علمی فلسفه علم شریف
شنبه ۹ آبان
ساعت ۱۷
در شهر کتاب مرکزی

نشستی در «فلسفه‌ی پزشکی» برگزار می‌شود.

@philosophyofscience
اولین قسمت پادکست «برای ایستادن باید دوید» منتشر شد.

زیست‌شناس‌ها تکامل را با ژن توضیح می‌دهند. اما خود ژن‌ها از کجا آمده‌اند؟ و اگر تکامل را بپذیریم، معنای زندگی چه می‌شود؟

در قسمت ۱، «تکامل، پیش از ژن»، چهار پرسش بنیادی نظریه ساختکارها را مطرح کرده‌ام.

⏱ ۱۰ دقیقه
🎧 شنوتو: https://shenoto.com/album/podcast/1892389/قسمت-۱-تکامل،-پیش-از-ژن

برای ایستادن باید دوید ...
@lifephil
❤2🔥2
◆ انجمن علمی گروه فلسفهٔ علم دانشگاه صنعتی شریف برگزار می‌کند:

◈ کارگاه آموزش نگارش پیشنهاد پژوهشی در فلسفه علم

🗓 زمان: سه‌شنبه ۱۲ آبان | ساعت ۱۸ تا ۲۰
🏢 مکان: سالن سمینار G13، دانشکدهٔ مکانیک

🔸 ورود دانشجویان سایر دانشگاه‌ها در این کارگاه بلامانع است.

⭕️ مشخصات خود را در این قسمت جهت ورود به دانشگاه وارد کنید.
❤3
🪐 از کپرنیک تا داروین؛ جامعه چگونه با ایده‌های نوین علمی مواجه می‌شود؟

🧮 تاریخ علم، تاریخ شکل‌گیری ایده‌ها و نظریه‌های تازه است؛ اما در کنار آن، تاریخ مواجهه انسان‌ها با این ایده‌ها نیز مطرح است.

💭 چرا برخی دیدگاه‌های علمی با مخالفت روبه‌رو می‌شوند؟ چه عواملی بر پذیرش یا رد یک نظریه علمی تأثیر می‌گذارند؟ و تغییر باورهای علمی چه نسبتی با تحولات اجتماعی و فرهنگی دارد؟

☀️ از نظریه خورشیدمرکزی کپرنیک تا نظریه تکامل داروین، تاریخ علم نمونه‌های مهمی از مواجهه جامعه با دیدگاه‌هایی را در اختیار ما می‌گذارد که برداشت‌های رایج از جهان و جایگاه انسان را به چالش کشیده‌اند.

✍🏻 در چهارمین نشست از مجموعه نشست‌های «چرا ترویج علم؟» سایکامیت، با حضور دکتر امیرمحمد گمینی، عضو هیئت علمی پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران، درباره این تجربه‌های تاریخی و چگونگی مواجهه جامعه با ایده‌های نوین علمی گفت‌وگو می‌کنیم.

📅 شنبه، ۱۶ آبان ۱۴۰۵
🕒 ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰

📍بزرگراه جلال آل احمد، جنب بیمارستان دکتر شریعتی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیم‌طبقه اول، سالن انجمن‌ها
گروه #ارتباطات_علم

کانال تلگرامی سایکامیت

🇮🇷
🆔 @irancsca
❤1
ذهن چیست؟ استعاره؟

آدام تون، در کتاب ذهن به‌مثابه‌ی استعاره، در پاسخ به پرسش از چیستی ذهن، اخیراً نظریه‌ی بدیعی مطرح کرده است. نظر او با نقد تصویر رایج از ذهن آغاز می‌شود که ذهن را قلمروی درونی و پنهان می‌داند که روان‌شناسی عامیانه می‌کوشد سازوکارهای آن را توصیف کند. تون پیشنهاد می‌کند که گفتار روزمره درباره‌ی باورها، خواسته‌ها، و خاطرات را نباید بی‌درنگ نظریه‌ای ابتدایی درباره‌ی درون انسان دانست. از نظر او، این سنخ گفتار را بهتر است مجموعه‌ای از استعاره‌های سودمند درنظرگیریم که رفتار را برای ما معنادار می‌کنند. ما درباره‌ی دیگران چنان سخن می‌گوییم که گویی درون ذهن آنها فرایندهایی جریان دارد؛ اما این شیوه‌ی بیان الزاماً گزارشی واقع‌نما از رویدادهایی پنهان نیست.

تون در تبیین این ایده به روایت رایلی ویلْفرید سلرز توجه می‌کند. در این روایت فرضی، ما، در بدو امر، فقط می‌توانیم درباره‌ی اشیا و رفتار آشکار سخن گوییم. سپس شخصیتی به نام جونز (که می‌تواند یکی از نیاکان دور ما باشد) چارچوبی تازه معرفی می‌کند: رفتار هوشمندانه را می‌توان چنان فهمید که گویی از فرایندهایی درونی سرچشمه می‌گیرد. این نوآوری را نظریه‌ای پیشاعلمی درباره‌ی ذهن می‌دانیم اما تون آن را ساختن استعاره‌ای می‌داند که وامدار الگوهای مشاهده‌پذیر رفتار است. همان‌طور که وقتی ایتالیا را «چکمه» می‌نامیم شکل جغرافیایی‌اش را آسان‌تر می‌فهمیم، می‌توانیم از «باور» یا «تصمیم» سخن گوییم تا الگوهای کنش انسان را سامان دهیم.

این استعاره‌ها در آنچه تون، با الهام از کندال والتون، بازی وانمودسازی یا خیال‌پردازی می‌نامد عمل می‌کنند. در بازی وانمودی، اشیا و قواعد تعیین می‌کنند چه چیزی در پیرامون، خیالی محسوب می‌شود. مثلاً مبل ممکن است در بازی کودکان قایق باشد؛ جایگاه مبل‌ها و قواعد بازی، حرکت‌ها و واکنش‌های مناسب را محدود می‌کنند. در روان‌شناسی عامیانه نیز رفتار آشکار، گفتار، و شیوه‌های بازنمایی عمومی نقش ابزار یا تکیه‌گاه بازی را دارند. این عناصر به ما اجازه می‌دهند رفتار شخص را با نسبت‌دادن حالات ذهنی تفسیر کنیم. اگر فردی با شتاب به سوی اتوبوس برود می‌گوییم می‌خواهد به اتوبوس برسد. چنین نسبتی به‌طور غیرمستقیم الگویی از رفتار او را توصیف می‌کند.

این چارچوب بی‌قاعده نیست. قواعد ضمنی و هنجارهای اجتماعی تعیین می‌کنند چه وقت نسبت‌دادن یک باور یا قصد موجه است. همچنین استعاره‌های ذهنی می‌توانند از الگوهای متفاوتی ساخته شوند. روان‌شناسی عامیانه دستگاهی واحد و دقیق مانند نظریه‌ی علمی نیست، بلکه مجموعه‌ای از استعاره‌های سازگارشده با جنبه‌های مختلف رفتار در اکوسیستم های متفاوت است.

تون می‌گوید این شیوه‌ی فهم ذهن، علاوه بر تفسیر رفتار، ذهن را تنظیم می‌کند. اگر دیگران را موجوداتی بدانیم که دلیل می‌آورند و تصمیم می‌گیرند آنگاه تعاملات خود را بر همین اساس شکل می‌دهیم. بنابراین روان‌شناسی عامیانه تا اندازه‌ای خودتحقق‌بخش است. یعنی چارچوبی که رفتار را توصیف می‌کند، می‌تواند در شکل‌گیری همان رفتار سهم داشته باشد. این نکته همچنین پاسخی به این نگرانی است که شاید این سنخ خیال‌گرایی برای توضیح خود ناچار باشد از حالات ذهنی واقعی استفاده کند. تأکید تون بر عمل اجتماعی تمرکز را از حالات خصوصیِ تصورشده به قواعد و تعاملاتی منتقل می‌کند که به‌وسیله‌ی زبان ذهنی سازمان می‌یابند.

واسکس نیز در مقاله‌‌ای با معرفی مفهوم «خیال‌پردازی جمعی» دعوت به گسترش نظریه‌ی تون می‌کند و می‌گوید وجه جمعی نظریه‌ی تون باید صریح‌تر شود. خیال‌پردازی جمعی صرفاً این نیست که چند فرد جداگانه تصویرهای مشابهی در ذهن داشته باشند؛ بلکه فعالیتی مشترک است که در آن رفتار و محیط، قواعدی برای هماهنگی فراهم می‌کنند. در بازی دزدان دریایی، مبل‌ها فقط برای هر کودک به‌طور خصوصی قایق نیستند؛ موقعیت آن‌ها، حرکت‌های هم‌بازی‌ها و قواعد بازی، فعالیت مشترکی را ممکن می‌سازند. هماهنگی می‌تواند از توافق صریح حاصل شود، اما اغلب از عادت‌ها و انتظارهای ضمنی پدید می‌آید.

از نظر واسکس، تبیین جمعی باید برون‌گرایانه باشد. یعنی نباید آن را صرفاً به حالات ذهنی خصوصی افراد تقلیل داد؛ باید دید چگونه در عادت‌ها، رفتارها، زبان، نهادها و فرهنگ مادی رسوب می‌کند. این شیوه (با رویکردی تکاملی) توضیح می‌دهد چرا استعاره‌های ذهنی ماندگار می‌شوند و چگونه افراد با به‌کارگیری آن‌ها رفتار یکدیگر را تفسیر و تنظیم می‌کنند.
بااین‌حال، واسکس به‌خلاف تون مشکل اصلی را کاملاً حل‌شده نمی‌داند: روان‌شناسی عامیانه ناهمگون است و بازی‌هایی که مردم عادی، فیلسوفان یا گروه‌های فرهنگی مختلف انجام می‌دهند، دقیقاً یکسان نیستند. پس هنوز باید توضیح داد که چگونه این چارچوب‌های متفاوت، با وجود خطاها و تفاوت‌ها، تا اندازه‌ای در فهم متقابل، به‌ویژه در زندگی روزمره، موفق‌اند.

هادی صمدی

@evophilosophy
❤1