Audio
صوت ارائه جناب آقای دکتر صفدری با عنوان:
«Otherware: A phenomenological framework to understand human-robot / AI interaction»
————————
🆔 سایت گروه فلسفه علم
@philsharif
@philosophyofscience
«Otherware: A phenomenological framework to understand human-robot / AI interaction»
————————
🆔 سایت گروه فلسفه علم
@philsharif
@philosophyofscience
👍2
Audio
🔸سلسله جلسات «علم، فلسفه، جامعه»
👤 با حضور دکتر مسعود طوسی فارغ التحصیل دانشگاه شریف و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🗓سه شنبه نهم اسفند ماه ۱۴۰۲
#علم_فلسفه_جامعه
@philosophyofscience
👤 با حضور دکتر مسعود طوسی فارغ التحصیل دانشگاه شریف و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🗓سه شنبه نهم اسفند ماه ۱۴۰۲
#علم_فلسفه_جامعه
@philosophyofscience
🔥4
evolution-of-peace.pdf
4.9 MB
خوانش مقاله The Evolution of Peace 👆 روزهای یکشنبه ساعت ۶ عصر آنلاین. لینک کانال هماهنگی:
https://t.me/+yKhqrMn-dEsyMjk8
شرکت همگان آزاد و رایگان است.
@philosophyofscience
https://t.me/+yKhqrMn-dEsyMjk8
شرکت همگان آزاد و رایگان است.
@philosophyofscience
❤4
Seyyed Hasan Hosseini Audio
<unknown>
🟠🟡 صوت سخنرانی دکتر سید حسن حسینی، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف در همایش بینالمللی فلسفه ذهن
📌 موضوع: تبیینهای تکاملی سیستمهای هوش مصنوعی، مفاهیم الهیاتی: ایده پیشبینی علمی در مقابل پیشگویی خیالی/آخرالزمانی
#مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
#دانشگاهصنعتیشریف
@Mindphilosa
@theismschool
@philosophyofscience
📌 موضوع: تبیینهای تکاملی سیستمهای هوش مصنوعی، مفاهیم الهیاتی: ایده پیشبینی علمی در مقابل پیشگویی خیالی/آخرالزمانی
#مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
#دانشگاهصنعتیشریف
@Mindphilosa
@theismschool
@philosophyofscience
👏3❤1
📢چهاردهمین مدرسه تابستانه فلسفه تحلیلی
🗂️موضوع: «معرفت و ملاحظات عملی»
📅زمان: ۳۰ شهریور لغایت ۱ مهرماه ۱۴۰۴
📝ثبت نام: https://forms.gle/5M6bgVqR1A7Tdd2n7
⏳مهلت ثبت نام: ۷ شهریورماه
@philosophyofscience
🗂️موضوع: «معرفت و ملاحظات عملی»
📅زمان: ۳۰ شهریور لغایت ۱ مهرماه ۱۴۰۴
📝ثبت نام: https://forms.gle/5M6bgVqR1A7Tdd2n7
⏳مهلت ثبت نام: ۷ شهریورماه
@philosophyofscience
Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
فرهنگ: هدایتگر تکامل انسان در آینده
مقالهی «وراثت فرهنگی، محرکِ یک گذار در تکامل انسان» که پیشبینیهای بسیار جالبی در مورد آینده انسان دارد، نشان میدهد که فرهنگ، به عنوان یک سیستم وراثتی قدرتمند، در حال ایجاد یک تغییر بنیادین در مسیر تکامل انسان است که هم بر نحوهی انتقال اطلاعات (وراثت) و هم بر سطح اصلی سازماندهی زیستی (فردیت) تأثیر میگذارد. نویسندگان مکانیسم نظری جدید و قابل آزمایش به نام «گذار تکاملی در وراثت و فردیت» را معرفی میکنند. ایدهی اصلی مقاله این است که تفاوت در ظرفیت سازگاری بین وراثت فرهنگی و وراثت ژنتیکی، این گذار تکاملی را پیش میبرد و فرهنگ سریعتر و منعطفتر از ژنها سازگار میشود.
دهههاست که دانشمندان در مورد اینکه آیا انسان در حال تجربهی یک گذار تکاملی در فردیت است بحث میکنند. این گذار شبیه به رویدادهایی مانند پیدایش موجودات چندسلولی از تکسلولیهاست که در آن، واحدهای زیستی پایینتر در یک واحد بالاتر و جدید (ابر-ارگانیسم) ادغام میشوند. برخی معتقدند این گذار با ظهور جوامع پیچیده کامل شده، برخی میگویند متوقف شده و برخی دیگر آن را اساساً برای انسانها غیرقابل اعمال میدانند. نظریههای موجود با مشکلاتی مانند سیال بودن گروههای انسانی، مهاجرت (که تفاوتهای ژنتیکی بین گروهها را کاهش میدهد) و نقش نامشخص فرهنگ روبهرو هستند.
در انسان دو سیستم وراثتیِ ژنتیکی و فرهنگی را باید از هم تمییز داد: وراثت ژنتیکی که انتقال عمودی ژنها را از والدین به فرزند بر عهده دارد، آهسته است، و دریافتکننده نقش فعالی ندارد؛ و وراثت فرهنگی که میتواند عمودی، افقی (همتا به همتا) یا مورب (از بزرگسالان غیروالد) باشد. این سیستم بسیار سریعتر، فعالانه، و دارای نوآوریهای هدفمند است.
نشان داده شده که فرهنگ به دلیل زمان کوتاهتر، وراثتپذیری بالاتر از طریق آموزش، و قدرت گزینش قویتر از طریق یادگیری، قابلیت بسیار بیشتری برای ایجاد تغییراتِ انطباقیِ سریع دارد.
مراحل تکامل فرهنگی انسان
مطابق نظریهی اصلی مقاله، تکامل فرهنگی انسان در سه مرحله اتفاق افتاده است.
در مرحله اول ظرفیت فرهنگی انسان توسط ژنتیک محدود شده بود. انتخاب طبیعی روی ژنهایی عمل میکرد که تواناییهای شناختی و اجتماعی لازم برای فرهنگ (مانند زبان و یادگیری) را بهبود میبخشیدند. تکامل مغز بزرگ، طول عمر زیاد، یائسگی و تواناییهای زبانی، همگی ویژگیهای ژنتیکی هستند که بستر را برای فرهنگ پیچیده فراهم کردند.
در مرحله دوم همتکاملی متقارن ژن و فرهنگ را شاهدیم و فرهنگ و ژنها با قدرتی تقریباً برابر بر یکدیگر تأثیر میگذاشتند. بهترین مثال، همتکاملی توانایی هضم لاکتوز (ژن) با فرهنگ دامداری و مصرف لبنیات (فرهنگ) است.
اما اکنون در مرحلهی سوم هستیم که پیشدستی فرهنگی را شاهدیم. در این مرحله تکامل فرهنگی آنقدر سریع شده که از تکامل ژنتیکی پیشی گرفته است. ما مشکلات را به صورت فرهنگی حل میکنیم، مثلاً با عینک، جراحی، دارو. نقش انتخاب طبیعی روی ژنهای مرتبط تضعیف یا متوقف شده است. مقاله مثالهای جالبی را معرفی میکند. جراحی سزارین، که نیاز به لگن بزرگ برای زایمان طبیعی را کاهش داده است؛ دندانپزشکی، که مشکلات ناشی از دندان عقل را حل کرده است؛ غذاهای بدون گلوتن/لاکتوز، که مشکلات گوارشی ژنتیکی را با راهحلهای فرهنگی جبران میکند؛ و فنآوریهای تولیدمثل، که به افرادی که به طور طبیعی قادر به بچهدار شدن نیستند، این امکان را میدهد.
مهمترین دستاورد مقاله آنجاست که به مدد ریاضیات این نتیجه را مستدلتر میکند. مقاله دو شاخص را برای ارزیابی این گذار پیشنهاد میکند. شاخص نخست که سهم فرهنگ در شکلدهی ویژگیهای فردی (در مقابل ژنها) را میسنجد، و در حال افزایش است؛ و شاخص دوم برای تعیین موفقیت و بقای فرد (در مقابل ویژگیهای فردی) که این شاخص نیز با وابستگی ما به سیستمهای بهداشتی، آموزشی و اقتصادی گروهی در حال افزایش است. نتیجه این که گذار در حال شتاب گرفتن است.
پیشبینی آینده انسان
۱. نقش انتخاب طبیعی روی ژنها در حال کاهش است و شاهد انباشت ژنهای معیوبی هستیم که فرهنگ اثرات منفی آنها را جبران میکند.
۲. از اهمیت تولید مثل ژنتیکی فردی کاسته میشود و در مقابل موفقیت فرهنگی مهم خواهد شد.
۳. کنترل اجتماعی بر تولیدمثل از طریق قوانین، هنجارها و فناوری افزایش خواهد یافت.
۴. نسبت به هویت خانوادگی و ژنتیکی، هویت فرهنگی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
۵. افراد به طور فزایندهای عملکردها و شایستگی خود را به گروهها برونسپاری میکنند.
۶. گروههای فرهنگی کارآمدتر و یکپارچهتر میشوند.
۷. تمایز و تفاوت بین گروههای فرهنگی افزایش مییابد.
۸. نظامهای آموزشی جدیدی ایجاد میشوند که به عنوان یک سیستم وراثت فرهنگی گروهی برای انتقال دانش پیچیده در جوامع بزرگ ضروریاند.
هادی صمدی
@evophilosophy
مقالهی «وراثت فرهنگی، محرکِ یک گذار در تکامل انسان» که پیشبینیهای بسیار جالبی در مورد آینده انسان دارد، نشان میدهد که فرهنگ، به عنوان یک سیستم وراثتی قدرتمند، در حال ایجاد یک تغییر بنیادین در مسیر تکامل انسان است که هم بر نحوهی انتقال اطلاعات (وراثت) و هم بر سطح اصلی سازماندهی زیستی (فردیت) تأثیر میگذارد. نویسندگان مکانیسم نظری جدید و قابل آزمایش به نام «گذار تکاملی در وراثت و فردیت» را معرفی میکنند. ایدهی اصلی مقاله این است که تفاوت در ظرفیت سازگاری بین وراثت فرهنگی و وراثت ژنتیکی، این گذار تکاملی را پیش میبرد و فرهنگ سریعتر و منعطفتر از ژنها سازگار میشود.
دهههاست که دانشمندان در مورد اینکه آیا انسان در حال تجربهی یک گذار تکاملی در فردیت است بحث میکنند. این گذار شبیه به رویدادهایی مانند پیدایش موجودات چندسلولی از تکسلولیهاست که در آن، واحدهای زیستی پایینتر در یک واحد بالاتر و جدید (ابر-ارگانیسم) ادغام میشوند. برخی معتقدند این گذار با ظهور جوامع پیچیده کامل شده، برخی میگویند متوقف شده و برخی دیگر آن را اساساً برای انسانها غیرقابل اعمال میدانند. نظریههای موجود با مشکلاتی مانند سیال بودن گروههای انسانی، مهاجرت (که تفاوتهای ژنتیکی بین گروهها را کاهش میدهد) و نقش نامشخص فرهنگ روبهرو هستند.
در انسان دو سیستم وراثتیِ ژنتیکی و فرهنگی را باید از هم تمییز داد: وراثت ژنتیکی که انتقال عمودی ژنها را از والدین به فرزند بر عهده دارد، آهسته است، و دریافتکننده نقش فعالی ندارد؛ و وراثت فرهنگی که میتواند عمودی، افقی (همتا به همتا) یا مورب (از بزرگسالان غیروالد) باشد. این سیستم بسیار سریعتر، فعالانه، و دارای نوآوریهای هدفمند است.
نشان داده شده که فرهنگ به دلیل زمان کوتاهتر، وراثتپذیری بالاتر از طریق آموزش، و قدرت گزینش قویتر از طریق یادگیری، قابلیت بسیار بیشتری برای ایجاد تغییراتِ انطباقیِ سریع دارد.
مراحل تکامل فرهنگی انسان
مطابق نظریهی اصلی مقاله، تکامل فرهنگی انسان در سه مرحله اتفاق افتاده است.
در مرحله اول ظرفیت فرهنگی انسان توسط ژنتیک محدود شده بود. انتخاب طبیعی روی ژنهایی عمل میکرد که تواناییهای شناختی و اجتماعی لازم برای فرهنگ (مانند زبان و یادگیری) را بهبود میبخشیدند. تکامل مغز بزرگ، طول عمر زیاد، یائسگی و تواناییهای زبانی، همگی ویژگیهای ژنتیکی هستند که بستر را برای فرهنگ پیچیده فراهم کردند.
در مرحله دوم همتکاملی متقارن ژن و فرهنگ را شاهدیم و فرهنگ و ژنها با قدرتی تقریباً برابر بر یکدیگر تأثیر میگذاشتند. بهترین مثال، همتکاملی توانایی هضم لاکتوز (ژن) با فرهنگ دامداری و مصرف لبنیات (فرهنگ) است.
اما اکنون در مرحلهی سوم هستیم که پیشدستی فرهنگی را شاهدیم. در این مرحله تکامل فرهنگی آنقدر سریع شده که از تکامل ژنتیکی پیشی گرفته است. ما مشکلات را به صورت فرهنگی حل میکنیم، مثلاً با عینک، جراحی، دارو. نقش انتخاب طبیعی روی ژنهای مرتبط تضعیف یا متوقف شده است. مقاله مثالهای جالبی را معرفی میکند. جراحی سزارین، که نیاز به لگن بزرگ برای زایمان طبیعی را کاهش داده است؛ دندانپزشکی، که مشکلات ناشی از دندان عقل را حل کرده است؛ غذاهای بدون گلوتن/لاکتوز، که مشکلات گوارشی ژنتیکی را با راهحلهای فرهنگی جبران میکند؛ و فنآوریهای تولیدمثل، که به افرادی که به طور طبیعی قادر به بچهدار شدن نیستند، این امکان را میدهد.
مهمترین دستاورد مقاله آنجاست که به مدد ریاضیات این نتیجه را مستدلتر میکند. مقاله دو شاخص را برای ارزیابی این گذار پیشنهاد میکند. شاخص نخست که سهم فرهنگ در شکلدهی ویژگیهای فردی (در مقابل ژنها) را میسنجد، و در حال افزایش است؛ و شاخص دوم برای تعیین موفقیت و بقای فرد (در مقابل ویژگیهای فردی) که این شاخص نیز با وابستگی ما به سیستمهای بهداشتی، آموزشی و اقتصادی گروهی در حال افزایش است. نتیجه این که گذار در حال شتاب گرفتن است.
پیشبینی آینده انسان
۱. نقش انتخاب طبیعی روی ژنها در حال کاهش است و شاهد انباشت ژنهای معیوبی هستیم که فرهنگ اثرات منفی آنها را جبران میکند.
۲. از اهمیت تولید مثل ژنتیکی فردی کاسته میشود و در مقابل موفقیت فرهنگی مهم خواهد شد.
۳. کنترل اجتماعی بر تولیدمثل از طریق قوانین، هنجارها و فناوری افزایش خواهد یافت.
۴. نسبت به هویت خانوادگی و ژنتیکی، هویت فرهنگی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
۵. افراد به طور فزایندهای عملکردها و شایستگی خود را به گروهها برونسپاری میکنند.
۶. گروههای فرهنگی کارآمدتر و یکپارچهتر میشوند.
۷. تمایز و تفاوت بین گروههای فرهنگی افزایش مییابد.
۸. نظامهای آموزشی جدیدی ایجاد میشوند که به عنوان یک سیستم وراثت فرهنگی گروهی برای انتقال دانش پیچیده در جوامع بزرگ ضروریاند.
هادی صمدی
@evophilosophy
❤3
📢❗تنها یک هفته به پایان مهلت ثبت نام چهاردهمین مدرسه تابستانه فلسفه تحلیلی فرصت باقی است.
📝ثبت نام در
https://forms.gle/5M6bgVqR1A7Tdd2n7
📝ثبت نام در
https://forms.gle/5M6bgVqR1A7Tdd2n7
Google Docs
فرم درخواست ثبتنام در مدرسه تابستانه 1404 فلسفه تحلیلی پژوهشگاه دانشهای بنیادی
*هزینه ثبت نام برای افراد پذیرفته شده چهارصد هزار تومان خواهد بود.
*به شرکت کنندگان گواهی رسمی شرکت در دوره داده خواهد شد
*برنامه به همراه نهار و پذیرایی خواهد بود
*امکان شرکت مجازی صرفاً برای متقاضیان خارج از تهران با هزینه 150 هزار تومان فراهم است.
*به شرکت کنندگان گواهی رسمی شرکت در دوره داده خواهد شد
*برنامه به همراه نهار و پذیرایی خواهد بود
*امکان شرکت مجازی صرفاً برای متقاضیان خارج از تهران با هزینه 150 هزار تومان فراهم است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شگفتی دیگری از مورچهها
به خلاف انسانها که با افزایش تعداد اعضای گروه، تلاش فردی آنها کاهش مییابد (پدیدهای به نام اثر رینگلمن)، مورچههای بافنده با بزرگتر شدن تیم، سختتر کار میکنند و قویتر میشوند!
این مورچهها از یک مکانیزم هوشمندانه استفاده میکنند که در آن برخی از مورچهها به طور فعال برگها را میکشند، در حالی که مورچههای دیگر بدن خود را ثابت کرده و مانند لنگر عمل میکنند تا نیروی کششی را حفظ کنند.
این استراتژی باعث میشود که با بزرگتر شدن تیم، نیروی کششی هر مورچه تقریباً دو برابر شود و کارایی کل گروه به شدت افزایش یابد.
این کشف، که در شمارهی اخیر زیستشناسی روز منتشر شده، میتواند الهامبخش تحولی در طراحی رباتها باشد. دانشمندان معتقدند با برنامهریزی رباتها برای استفاده از استراتژیهای همکاری مشابه مورچهها، میتوان تیمهای رباتیک مستقل و کارآمدتری ساخت.
گویا شناخت بدنمند و جایمند مورچهها، که طی میلیونها سال کار گروهی شکل گرفته، مانع پدیدهی مسئولیت توزیعشده شده است: پدیدهای که در انسانها به کم کاری بیشتر هر فرد، با افزایش تعداد افراد گروه میانجامد.
هادی صمدی
@evophilosophy
به خلاف انسانها که با افزایش تعداد اعضای گروه، تلاش فردی آنها کاهش مییابد (پدیدهای به نام اثر رینگلمن)، مورچههای بافنده با بزرگتر شدن تیم، سختتر کار میکنند و قویتر میشوند!
این مورچهها از یک مکانیزم هوشمندانه استفاده میکنند که در آن برخی از مورچهها به طور فعال برگها را میکشند، در حالی که مورچههای دیگر بدن خود را ثابت کرده و مانند لنگر عمل میکنند تا نیروی کششی را حفظ کنند.
این استراتژی باعث میشود که با بزرگتر شدن تیم، نیروی کششی هر مورچه تقریباً دو برابر شود و کارایی کل گروه به شدت افزایش یابد.
این کشف، که در شمارهی اخیر زیستشناسی روز منتشر شده، میتواند الهامبخش تحولی در طراحی رباتها باشد. دانشمندان معتقدند با برنامهریزی رباتها برای استفاده از استراتژیهای همکاری مشابه مورچهها، میتوان تیمهای رباتیک مستقل و کارآمدتری ساخت.
گویا شناخت بدنمند و جایمند مورچهها، که طی میلیونها سال کار گروهی شکل گرفته، مانع پدیدهی مسئولیت توزیعشده شده است: پدیدهای که در انسانها به کم کاری بیشتر هر فرد، با افزایش تعداد افراد گروه میانجامد.
هادی صمدی
@evophilosophy
❤8
چرا اعتبار علم کاهش یافته؟ دانشمندان سلبریتی شدهاند!
نشریهی اسکپتیک مقالهای تأملبرانگیز منتشر کرده است. در مقاله آمده که اعتماد عمومی به نهادهای علمی کاهش یافته و مقصر اصلی خود جامعهی علمیست که به دنبال لایک گرفتن در شبکههای اجتماعی است.
در عصر رسانههای اجتماعی، شمار زیادی از دانشمندان، کار صبورانه اکتشاف را با وسوسه تأثیرگذاری سیاسی-اجتماعی تاخت زدهاند و بنیاد بیطرفی علم را تضعیف کردهاند. پژوهشها نشان میدهند که چنین اقداماتی اعتماد عمومی را، حتی در میان همفکران سیاسی، کاهش میدهد و علم را به ابزاری در جنگهای فرهنگی بدل میکند.
نویسندگان مقاله راه بازگرداندن اعتبار علوم را بازگشت به ارزشهای اصلی علم میدانند. و توصیه میکنند دانشمندان بهجای صدور بیانیههای قاطعانه، «فروتنی معرفتشناختی» را پیشه کنند، و از ایفای نقش کنشگر سیاسی بپرهیزند.
مقاله سخن حکیمانهای دارد: اعتماد عمومی کسبکردنی است، نه طلبکردنی. اگر جامعه علمی میخواهد اقتدار ازدسترفتهی خود را بازیابد، باید به همان فرآیند قدیمی بازگردد.
نقدی تکاملی بر این توصیه
به رغم این توصیههای حکیمانه، گمان ندارم بهراحتی انحراف رخ داده اصلاح شود. بهخلاف نظر عمومی، بیاعتمادی ایجاد شده به علم را مفید میدانم زیرا واجد قدرت اصلاحی است. دلایل تکاملی خود را بر این دعوی بیان میکنم.
هرچند مقاله از تکامل نهاد علم سخنی نمیگوید اما در فحوای سخن نویسندگان نهفته که بحران اعتماد به علم، انحرافی تکاملی در کارکرد نهاد علم است. این سخنی پذیرفتنیست. از منظر معرفتشناسی تکاملی، نظامهای دانش نیز مانند موجودات زنده، از طریق فرآیندی مشتمل بر تنوع، انتخاب، و تثبیت تکامل مییابند. اعتبار علم، محصول تکامل صدها سالهی این فرآیند است، اما امروزه با یک فشار انتخاب جدید و نامأنوس از سوی شبکههای اجتماعی مواجه شده که آن را از مسیر تکاملی خود منحرف میکند.
به تدریج طی دو سدهی اخیر زیستبوم معرفتی جدیدی خلق شد که در آن، بقای یک نظریه به جایگاه گوینده ربطی نداشت، بلکه به انطباق آن با واقعیت تجربی بستگی داشت. دانشمندان فرضیهها و نظریههای گوناگونی را ارائه میدهند. این ایدهها در معرض فرآیند انتخابی سیستمی قرار میگیرند: آزمون تجربی برای سنجش انطباق ایده با واقعیت؛ داوری همتا که فیلتری برای حذف ایدههای ضعیف است؛ گفتگوی انتقادی جامعه علمی که فرآیندی برای پالایش و بهبود ایدههاست. ایدههایی که از این فیلترها عبور میکنند، در مجلات علمی، کتابهای درسی و فرهنگ آکادمیک تثبیت و تقویت شده و به سنگبنای پژوهشهای بعدی تبدیل میشوند.
اعتبار علم، محصول جانبی این فرآیند تکاملی بود. چون این سیستم بهطور مداوم ایدههای ناکارآمد را حذف و ایدههای کارآمدی را برمیگزید که به رفاه منجر میشدند، و بنابراین جامعه به آن اعتماد کرد. اعتماد به علم، اعتماد به خودِ دانشمند نبود، بلکه اعتماد به فرآیندی بود که برای مهار خطاهای انسانی تکامل یافته بود.
اما در زیستبوم کنونی، شایستگی یک ایده بر اساس صدق یا کارآمدی سنجیده نمیشود، بلکه بر اساس معیارهای غیرمعرفتی سنجیده میشود. مثلاً اگر خبر علمی محتوای سریع، احساسی و تفرقهانگیز داشته باشد بخت بیشتری برای بقا و انتشار (وایرال شدن) پیدا میکند و پاداش آن فوری است. امروزه اخبار علمی به عنوان سیگنالدهی قبیلهای وارد کار شدهاند و ایدهها بیش از آنکه در کار تبیین جهان باشند برای اعلام وفاداری به یک گروه ایدئولوژیک انتخاب میشوند. (اخبار مرتبط با تولید واکسن در دوران کووید را به یاد آوریم.)
مغز انسان، از جمله دانشمندان، برای کسب جایگاه اجتماعی تکامل یافته است. در زیستبوم قدیمی علم، مسیر کسب جایگاه، طولانی و طاقتفرسا بود اما زیستبوم جدید، یک میانبُر اغواکننده عرضه میکند: کسب جایگاه از طریق نفوذ در افکار عمومی همفکران خودی.
نتیجه؟
کاهش اعتماد به علم گواهیست بر اینکه مردم این انحراف را درک کردهاند! مردم دیگر علم را فرآیندی بیطرف برای کشف حقیقت نمیبینند. در نتیجه، اعتمادی که محصول جانبی یک فرآیند تکاملی برای تضمین عینیت بود، در حال از بین رفتن است.
فشارهای انتخابی تا حدی قویست که به نظر نمیرسد در کوتاهمدت توصیههای حکیمانهی مقاله تأثیری عملی در پی داشته باشد.
اما کاهش اعتماد عمومی به علم، به خلاف تصور اولیه، خوب است زیرا فشار تکاملی جدیدی ایجاد کرده که احتمالاً، و نه ضرورتاً، (زیرا در فرایندهای تکاملی ضرورت بیمعناست) در درازمدت دانشمندانی که لجوجانه خطاپذیری علم را برای لایک گرفتن (از مردمی که سخنانی قاطعانه طلب میکنند) نادیده میگیرند حذف میکند، و سایرین به کارکرد اصلی خود بازمیگردند.
(طنز داستان آنکه تصویر انتخابی نشریه، خود اسیر کلیشهی جنسیتزده و نادرست مرد دانشمند است که در برخی شبکههای اجتماعی ترویج میشود!)
هادی صمدی
@evophilosophy
نشریهی اسکپتیک مقالهای تأملبرانگیز منتشر کرده است. در مقاله آمده که اعتماد عمومی به نهادهای علمی کاهش یافته و مقصر اصلی خود جامعهی علمیست که به دنبال لایک گرفتن در شبکههای اجتماعی است.
در عصر رسانههای اجتماعی، شمار زیادی از دانشمندان، کار صبورانه اکتشاف را با وسوسه تأثیرگذاری سیاسی-اجتماعی تاخت زدهاند و بنیاد بیطرفی علم را تضعیف کردهاند. پژوهشها نشان میدهند که چنین اقداماتی اعتماد عمومی را، حتی در میان همفکران سیاسی، کاهش میدهد و علم را به ابزاری در جنگهای فرهنگی بدل میکند.
نویسندگان مقاله راه بازگرداندن اعتبار علوم را بازگشت به ارزشهای اصلی علم میدانند. و توصیه میکنند دانشمندان بهجای صدور بیانیههای قاطعانه، «فروتنی معرفتشناختی» را پیشه کنند، و از ایفای نقش کنشگر سیاسی بپرهیزند.
مقاله سخن حکیمانهای دارد: اعتماد عمومی کسبکردنی است، نه طلبکردنی. اگر جامعه علمی میخواهد اقتدار ازدسترفتهی خود را بازیابد، باید به همان فرآیند قدیمی بازگردد.
نقدی تکاملی بر این توصیه
به رغم این توصیههای حکیمانه، گمان ندارم بهراحتی انحراف رخ داده اصلاح شود. بهخلاف نظر عمومی، بیاعتمادی ایجاد شده به علم را مفید میدانم زیرا واجد قدرت اصلاحی است. دلایل تکاملی خود را بر این دعوی بیان میکنم.
هرچند مقاله از تکامل نهاد علم سخنی نمیگوید اما در فحوای سخن نویسندگان نهفته که بحران اعتماد به علم، انحرافی تکاملی در کارکرد نهاد علم است. این سخنی پذیرفتنیست. از منظر معرفتشناسی تکاملی، نظامهای دانش نیز مانند موجودات زنده، از طریق فرآیندی مشتمل بر تنوع، انتخاب، و تثبیت تکامل مییابند. اعتبار علم، محصول تکامل صدها سالهی این فرآیند است، اما امروزه با یک فشار انتخاب جدید و نامأنوس از سوی شبکههای اجتماعی مواجه شده که آن را از مسیر تکاملی خود منحرف میکند.
به تدریج طی دو سدهی اخیر زیستبوم معرفتی جدیدی خلق شد که در آن، بقای یک نظریه به جایگاه گوینده ربطی نداشت، بلکه به انطباق آن با واقعیت تجربی بستگی داشت. دانشمندان فرضیهها و نظریههای گوناگونی را ارائه میدهند. این ایدهها در معرض فرآیند انتخابی سیستمی قرار میگیرند: آزمون تجربی برای سنجش انطباق ایده با واقعیت؛ داوری همتا که فیلتری برای حذف ایدههای ضعیف است؛ گفتگوی انتقادی جامعه علمی که فرآیندی برای پالایش و بهبود ایدههاست. ایدههایی که از این فیلترها عبور میکنند، در مجلات علمی، کتابهای درسی و فرهنگ آکادمیک تثبیت و تقویت شده و به سنگبنای پژوهشهای بعدی تبدیل میشوند.
اعتبار علم، محصول جانبی این فرآیند تکاملی بود. چون این سیستم بهطور مداوم ایدههای ناکارآمد را حذف و ایدههای کارآمدی را برمیگزید که به رفاه منجر میشدند، و بنابراین جامعه به آن اعتماد کرد. اعتماد به علم، اعتماد به خودِ دانشمند نبود، بلکه اعتماد به فرآیندی بود که برای مهار خطاهای انسانی تکامل یافته بود.
اما در زیستبوم کنونی، شایستگی یک ایده بر اساس صدق یا کارآمدی سنجیده نمیشود، بلکه بر اساس معیارهای غیرمعرفتی سنجیده میشود. مثلاً اگر خبر علمی محتوای سریع، احساسی و تفرقهانگیز داشته باشد بخت بیشتری برای بقا و انتشار (وایرال شدن) پیدا میکند و پاداش آن فوری است. امروزه اخبار علمی به عنوان سیگنالدهی قبیلهای وارد کار شدهاند و ایدهها بیش از آنکه در کار تبیین جهان باشند برای اعلام وفاداری به یک گروه ایدئولوژیک انتخاب میشوند. (اخبار مرتبط با تولید واکسن در دوران کووید را به یاد آوریم.)
مغز انسان، از جمله دانشمندان، برای کسب جایگاه اجتماعی تکامل یافته است. در زیستبوم قدیمی علم، مسیر کسب جایگاه، طولانی و طاقتفرسا بود اما زیستبوم جدید، یک میانبُر اغواکننده عرضه میکند: کسب جایگاه از طریق نفوذ در افکار عمومی همفکران خودی.
نتیجه؟
کاهش اعتماد به علم گواهیست بر اینکه مردم این انحراف را درک کردهاند! مردم دیگر علم را فرآیندی بیطرف برای کشف حقیقت نمیبینند. در نتیجه، اعتمادی که محصول جانبی یک فرآیند تکاملی برای تضمین عینیت بود، در حال از بین رفتن است.
فشارهای انتخابی تا حدی قویست که به نظر نمیرسد در کوتاهمدت توصیههای حکیمانهی مقاله تأثیری عملی در پی داشته باشد.
اما کاهش اعتماد عمومی به علم، به خلاف تصور اولیه، خوب است زیرا فشار تکاملی جدیدی ایجاد کرده که احتمالاً، و نه ضرورتاً، (زیرا در فرایندهای تکاملی ضرورت بیمعناست) در درازمدت دانشمندانی که لجوجانه خطاپذیری علم را برای لایک گرفتن (از مردمی که سخنانی قاطعانه طلب میکنند) نادیده میگیرند حذف میکند، و سایرین به کارکرد اصلی خود بازمیگردند.
(طنز داستان آنکه تصویر انتخابی نشریه، خود اسیر کلیشهی جنسیتزده و نادرست مرد دانشمند است که در برخی شبکههای اجتماعی ترویج میشود!)
هادی صمدی
@evophilosophy
Skeptic
Can We Still Trust the Experts? The Siren Song of Influence
Scientists are losing public trust by acting like political influencers instead of impartial researchers. This eye-opening analysis reveals how social media fame, partisan activism, and institutional politicization are destroying the credibility of science—and…
👏6❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◆ صحبتهای سول کریپکی و تیموتی ویلیامسون در رابطه با «زبان، منطق و جهان»
◈ سول کریپکی فیلسوف، ریاضیدان و استاد فلسفه و منطق دانشگاه پرینستون ودانشگاهCUNY بود و در منطق موجّهات، فلسفه زبان و متافیزیک نظریات مهمی را ارائه کرد.
◈ تیموتی ویلیامسون استاد پیشین کرسی وایکهام (منطق) دانشگاه آکسفورد میباشد. و نظریات شاخصی در متافیزیک و معرفتشناسی(دیدگاه دانش_اول) ارائه کرده است.
🆔 @philosophyofscience
◈ سول کریپکی فیلسوف، ریاضیدان و استاد فلسفه و منطق دانشگاه پرینستون ودانشگاهCUNY بود و در منطق موجّهات، فلسفه زبان و متافیزیک نظریات مهمی را ارائه کرد.
◈ تیموتی ویلیامسون استاد پیشین کرسی وایکهام (منطق) دانشگاه آکسفورد میباشد. و نظریات شاخصی در متافیزیک و معرفتشناسی(دیدگاه دانش_اول) ارائه کرده است.
🆔 @philosophyofscience
فلسفه ورزیدن(مقدمه).pdf
85.1 KB
◆ کتاب فلسفه ورزیدن: از کنجکاوی معمولی تا استدلال منطقی، نوشته تیموتی ویلیامسن
◈ بخش ۱: مقدمه
◈ مترجم: محسن زمانی
🆔 @analyticphil
🆔 @philosophyofscience
◈ بخش ۱: مقدمه
◈ مترجم: محسن زمانی
🆔 @analyticphil
🆔 @philosophyofscience
❤1
فلسفه علم
نظرات پیتر هکر در حوزه فلسفه ذهن و فلسفه زبان مهدی دزفولی پیتر هکر (Peter Hacker) فیلسوف مطرح و شناخته شده بریتانیایی است که در حوزههای فلسفه ذهن و فلسفه زبان صاحب نظر و صاحب مقالات متعدد است. هکر بیشتر بهخاطر همکاریهایش با جان سرل (John Searle) و انتقاداتش…
ذَهَن_یا_زَبان؟_کاوشی_در_فلسفه_ی_پیتر_هکر_و_معمای_خطای_جزء_به_ک.mp4
31.3 MB
قسمت اول #پادکست_فلسفه_علم پیرامون بررسی نظرات و دیدگاه های فیلسوفان تحلیلی. در این قسمت نظرات پیتر هکر در حوزه فلسفه ذهن و فلسفه زبان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
این پادکست توسط هوش مصنوعی NoteBookLM و به صورت اختصاصی توسط کانال تلگرامی فلسفه علم تولید میشود و برخی اصطلاحات و کلمات سهوا اشتباه بیان شده است و امیدواریم در قسمت های بعد این نواقص هوش مصنوعی هم بر طرف شود. از همراهی شما با پادکست فلسفه علم خوشحالیم.
@philosophyofscience
این پادکست توسط هوش مصنوعی NoteBookLM و به صورت اختصاصی توسط کانال تلگرامی فلسفه علم تولید میشود و برخی اصطلاحات و کلمات سهوا اشتباه بیان شده است و امیدواریم در قسمت های بعد این نواقص هوش مصنوعی هم بر طرف شود. از همراهی شما با پادکست فلسفه علم خوشحالیم.
@philosophyofscience
👍5❤3👏2👎1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◆ صحبتهای سول کریپکی و تیموتی ویلیامسون در رابطه با «زبان، منطق و جهان»
◈ سول کریپکی فیلسوف، ریاضیدان و استاد فلسفه و منطق دانشگاه پرینستون ودانشگاهCUNY بود و در منطق موجّهات، فلسفه زبان و متافیزیک نظریات مهمی را ارائه کرد.
◈ تیموتی ویلیامسون استاد پیشین کرسی وایکهام (منطق) دانشگاه آکسفورد میباشد. و نظریات شاخصی در متافیزیک و معرفتشناسی(دیدگاه دانش_اول) ارائه کرده است.
منبع: کانال فلسفه تحلیلی
@analyticphil
@philosophyofscience
◈ سول کریپکی فیلسوف، ریاضیدان و استاد فلسفه و منطق دانشگاه پرینستون ودانشگاهCUNY بود و در منطق موجّهات، فلسفه زبان و متافیزیک نظریات مهمی را ارائه کرد.
◈ تیموتی ویلیامسون استاد پیشین کرسی وایکهام (منطق) دانشگاه آکسفورد میباشد. و نظریات شاخصی در متافیزیک و معرفتشناسی(دیدگاه دانش_اول) ارائه کرده است.
منبع: کانال فلسفه تحلیلی
@analyticphil
@philosophyofscience
🗓برنامه سخنرانی های پژوهشکده فلسفه تحلیلی برای پاییز ۱۴۰۴.
📌چکیده هر سخنرانی (و لینک شرکت در سخنرانی های مجازی) دو روز پیش از برگزاری در کانال پژوهشکده قرار می گیرد.
👈حضور برای عموم آزاد است.
📍مکان: میدان نیاوران، پژوهشگاه دانش های بنیادی، سالن شماره ۱
@philosophyofscience
📌چکیده هر سخنرانی (و لینک شرکت در سخنرانی های مجازی) دو روز پیش از برگزاری در کانال پژوهشکده قرار می گیرد.
👈حضور برای عموم آزاد است.
📍مکان: میدان نیاوران، پژوهشگاه دانش های بنیادی، سالن شماره ۱
@philosophyofscience
Forwarded from ساجد طیبی
چرا تسلط بر زبانهای مبدأ و مقصد برای ترجمهٔ کلاسیکهای فلسفی کفایت نمیکند؟
این روزها، برای پروژهای شخصی و نهچندان مهم، گاهبهگاه که فرصتی دست میدهد نگاهی میاندازم به ترجمهٔ آثار کلاسیکِ فلسفی به فارسی (یا آثاری که بهعنوانِ کلاسیک ترجمه شدهاند).
یکی از مواردی که در بسیاری از این ترجمهها توجهام را جلب میکند جملاتی است که فکر میکنم ترجمهٔ آنها غلط است، اما توضیحِ غلط بودنِ آنها با صرفِ ارائهٔ توضیحاتی زبانی (چه دربارهٔ زبان مبدأ و چه دربارهٔ زبانِ مقصد) عملاً برایم ممکن نیست و نیاز به بحث فلسفی دارد، مجمل یا مفصل.
به نظرم چنین مواردی شاهدی خوب اند برای این مدّعی که ترجمهٔ چنین متونی به چیزی بیشتر از تسلط به زبانهای مبدأ و مقصد و دقت و وسواس بالا در ترجمه نیاز دارند. چنین کاری مستلزمِ متخصص بودنِ مترجم در موضوعِ ترجمه است؛ چنان که تشخیصِ وقوعِ خطایی در ترجمه برای خوانندهای که با موضوع آشنا است نیز عموماً مستلزمِ مراجعه به متن اصلی نیست و از صرفِ عبارتپردازی ترجمهٔ فارسی اغلب میتوان تشخیص داد که چیزی باید اشتباه باشد.
بهعنوانی مثالی از این گونه خطاها، جملهٔ زیر را در نظر بگیرید:
احتمالاً بهسختی بتوان جملهای سادهتر از این برای ترجمه یافت و یحتمل هیچ کسی، از منظرِ ترجمهٔ صرف و انتقال معنا، هیچ ایرادی به ترجمهٔ آن بهصورت زیر نمیگیرد:
در واقع اگر این جمله در هر متنی به جز متنی فلسفی راجع به معناشناسی نامها و ضرورت و امکان میبود، یحتمل ترجمهای عالی میبود.
(توضیح، جملهٔ فارسی ترجمهای است از جملهٔ انگلیسی در صفحهٔ ۹ از کتابِ زیر:
الوین پلنتینگا، ماهّیتِ ضرورت، ترجمهی کاوه لاجوردی، فرهنگِ نشر نو با همکاری نشر آسیم، ۱۴۰۳)
با این حال، این دو جمله تفاوتِ مهمی با یکدیگر دارند، که از قضا در موضوعِ موردِ بحث در این بخش از کتاب (یعنی بحث از گزارههای امکانی پیشینی کریپکی) تفاوتی بسیار مهم است:
در جملهٔ انگلیسی موضوعِ جمله نامِ خاصِ «S» است که، علیالادعای جمهورِ فلاسفهٔ معاصر، نشانگری صلب است برای یک میلهٔ مشخص. در جملهٔ فارسی موضوعِ جمله وصف معین «طول S» است که نشانگری است برای یک طول معین، و از قضا نشانگری غیرصلب. به زبانی سادهتر، جملهٔ اول دربارهٔ یک میلهٔ مشخص است و جملهٔ دوم دربارهٔ یک طول مشخص و سازوکار دربارگی در دو مورد با هم فرق دارد: در اولی با نامی دربارهٔ آن میله سخن گفته شده است و در دومی با وصفی معین راجع به آن طول.
این که این تفاوت چرا از منظری فلسفی مهم است و چه اهمیتی در استدلالهای فلسفی در موضوعِ بحث دارد البته فراتر از موضوعِ این نوشته است. صرفاً برای کسانی که علاقهمندند موضوع را بیشتر دنبال کنند، شاید مراجعه به مقالهٔ جدیدالانتشارِ Nathan Salmon با عنوانِ Ruffino on the Contingent A Priori چهبسا آموزنده باشد.
در این مقالهٔ کوتاه نویسنده از جمله استدلال میکند برخی از انتقادات Marco Ruffino بر دیدگاه او راجع به احکام علیالادعا امکانی پیشینی مانند مثال «یک متر» که در بالا آمد، ناشی از خلط میان دو معرفتِ زیر است،
(i) knowledge concerning S that its length is such-and-such.
(ii) knowledge concerning S’s length that it is such-and-such.
که اولی معرفتی راجع به میلهٔ S است و دومی معرفتی راجع به طولِ S. (البته مدعی نیستم که خطایی که مترجم در اینجا کرده لزوماً به این خلط میانجامد یا تبعاتی نظیر آنچه بر این خلط مترتب است دارد.)
#ترجمه
#ترجمهکاوی
این روزها، برای پروژهای شخصی و نهچندان مهم، گاهبهگاه که فرصتی دست میدهد نگاهی میاندازم به ترجمهٔ آثار کلاسیکِ فلسفی به فارسی (یا آثاری که بهعنوانِ کلاسیک ترجمه شدهاند).
یکی از مواردی که در بسیاری از این ترجمهها توجهام را جلب میکند جملاتی است که فکر میکنم ترجمهٔ آنها غلط است، اما توضیحِ غلط بودنِ آنها با صرفِ ارائهٔ توضیحاتی زبانی (چه دربارهٔ زبان مبدأ و چه دربارهٔ زبانِ مقصد) عملاً برایم ممکن نیست و نیاز به بحث فلسفی دارد، مجمل یا مفصل.
به نظرم چنین مواردی شاهدی خوب اند برای این مدّعی که ترجمهٔ چنین متونی به چیزی بیشتر از تسلط به زبانهای مبدأ و مقصد و دقت و وسواس بالا در ترجمه نیاز دارند. چنین کاری مستلزمِ متخصص بودنِ مترجم در موضوعِ ترجمه است؛ چنان که تشخیصِ وقوعِ خطایی در ترجمه برای خوانندهای که با موضوع آشنا است نیز عموماً مستلزمِ مراجعه به متن اصلی نیست و از صرفِ عبارتپردازی ترجمهٔ فارسی اغلب میتوان تشخیص داد که چیزی باید اشتباه باشد.
بهعنوانی مثالی از این گونه خطاها، جملهٔ زیر را در نظر بگیرید:
S is one meter long at t.
احتمالاً بهسختی بتوان جملهای سادهتر از این برای ترجمه یافت و یحتمل هیچ کسی، از منظرِ ترجمهٔ صرف و انتقال معنا، هیچ ایرادی به ترجمهٔ آن بهصورت زیر نمیگیرد:
طول S در t یک متر است.
در واقع اگر این جمله در هر متنی به جز متنی فلسفی راجع به معناشناسی نامها و ضرورت و امکان میبود، یحتمل ترجمهای عالی میبود.
(توضیح، جملهٔ فارسی ترجمهای است از جملهٔ انگلیسی در صفحهٔ ۹ از کتابِ زیر:
الوین پلنتینگا، ماهّیتِ ضرورت، ترجمهی کاوه لاجوردی، فرهنگِ نشر نو با همکاری نشر آسیم، ۱۴۰۳)
با این حال، این دو جمله تفاوتِ مهمی با یکدیگر دارند، که از قضا در موضوعِ موردِ بحث در این بخش از کتاب (یعنی بحث از گزارههای امکانی پیشینی کریپکی) تفاوتی بسیار مهم است:
در جملهٔ انگلیسی موضوعِ جمله نامِ خاصِ «S» است که، علیالادعای جمهورِ فلاسفهٔ معاصر، نشانگری صلب است برای یک میلهٔ مشخص. در جملهٔ فارسی موضوعِ جمله وصف معین «طول S» است که نشانگری است برای یک طول معین، و از قضا نشانگری غیرصلب. به زبانی سادهتر، جملهٔ اول دربارهٔ یک میلهٔ مشخص است و جملهٔ دوم دربارهٔ یک طول مشخص و سازوکار دربارگی در دو مورد با هم فرق دارد: در اولی با نامی دربارهٔ آن میله سخن گفته شده است و در دومی با وصفی معین راجع به آن طول.
این که این تفاوت چرا از منظری فلسفی مهم است و چه اهمیتی در استدلالهای فلسفی در موضوعِ بحث دارد البته فراتر از موضوعِ این نوشته است. صرفاً برای کسانی که علاقهمندند موضوع را بیشتر دنبال کنند، شاید مراجعه به مقالهٔ جدیدالانتشارِ Nathan Salmon با عنوانِ Ruffino on the Contingent A Priori چهبسا آموزنده باشد.
در این مقالهٔ کوتاه نویسنده از جمله استدلال میکند برخی از انتقادات Marco Ruffino بر دیدگاه او راجع به احکام علیالادعا امکانی پیشینی مانند مثال «یک متر» که در بالا آمد، ناشی از خلط میان دو معرفتِ زیر است،
(i) knowledge concerning S that its length is such-and-such.
(ii) knowledge concerning S’s length that it is such-and-such.
که اولی معرفتی راجع به میلهٔ S است و دومی معرفتی راجع به طولِ S. (البته مدعی نیستم که خطایی که مترجم در اینجا کرده لزوماً به این خلط میانجامد یا تبعاتی نظیر آنچه بر این خلط مترتب است دارد.)
#ترجمه
#ترجمهکاوی
👍11👎2❤1
فلسفه علم
ذَهَن_یا_زَبان؟_کاوشی_در_فلسفه_ی_پیتر_هکر_و_معمای_خطای_جزء_به_ک.mp4
برای دنبال کردن کانال پادکست فلسفه علم در اسپاتیفای می توانید به لینک زیر مراجعه کنید. قسمت های مختلف این پادکست ماهانه منتشر می شود.
https://open.spotify.com/episode/72eeeFBQrT4P7MNRG7VLjM?si=WiS94WyrQvucnLgbyfUi8g
@philosophyofscience
https://open.spotify.com/episode/72eeeFBQrT4P7MNRG7VLjM?si=WiS94WyrQvucnLgbyfUi8g
@philosophyofscience
❤3👍1👏1
🔊اطلاعیه دوم دوازدهمین دوره همایش بینالمللی دانشجویی فلسفه
گروه و انجمن علمی-دانشجویی فلسفه دانشگاه تربیت مدرس با همکاری گروه فلسفه دانشگاههای اصفهان و شهید بهشتی، مجموعه انعکاس و خانه حکمت اصفهان دوازدهمین همایش دانشجویی فلسفه را برگزار میکنند.
از دانشجویان همه مقاطع و فارغالتحصیلان کارشناسی و کارشناسی ارشد، دعوت میکنیم تا مقالات خود را برای ارزیابی به ایمیل همایش ارسال کنند.
📧 spc.tmu@gmail.com
📝شیوهنامه ارسال مقالات به فارسی
📝شیوهنامه ارسال مقالات به انگلیسی
📙 کتابچه دوره یازدهم
🎁جوایز مقالات منتخب:
• سه جایزه ۶ میلیون تومانی به مقالات برگزیده
• یک جایزه ۶ میلیون تومانی به مقاله برگزیده فلسفه در شهر (با حمایت خانه حکمت اصفهان)
• یک جایزه ۱۸ میلیون تومانی به مقاله منتخب فلسفه و کلام به زبان انگلیسی (با حمایت موسسه انعکاس)
🗓برنامه زمانی همایش:
مهلت ارسال مقالات: ۷ آبان ماه
زمان برگزاری همایش: ۲۱ و ۲۲ آبانماه
❗️جهت اطلاع از توضیحات تکمیلی جوایز و جزئیات همایش، به سایت انجمن علمی مراجعه کنید.
📱برای مطلع شدن از اخبار همایش، صفحات مجازی ما را دنبال کنید:
کانال تلگرام
صفحهی اینستاگرام
گروه و انجمن علمی-دانشجویی فلسفه دانشگاه تربیت مدرس با همکاری گروه فلسفه دانشگاههای اصفهان و شهید بهشتی، مجموعه انعکاس و خانه حکمت اصفهان دوازدهمین همایش دانشجویی فلسفه را برگزار میکنند.
از دانشجویان همه مقاطع و فارغالتحصیلان کارشناسی و کارشناسی ارشد، دعوت میکنیم تا مقالات خود را برای ارزیابی به ایمیل همایش ارسال کنند.
📧 spc.tmu@gmail.com
📝شیوهنامه ارسال مقالات به فارسی
📝شیوهنامه ارسال مقالات به انگلیسی
📙 کتابچه دوره یازدهم
🎁جوایز مقالات منتخب:
• سه جایزه ۶ میلیون تومانی به مقالات برگزیده
• یک جایزه ۶ میلیون تومانی به مقاله برگزیده فلسفه در شهر (با حمایت خانه حکمت اصفهان)
• یک جایزه ۱۸ میلیون تومانی به مقاله منتخب فلسفه و کلام به زبان انگلیسی (با حمایت موسسه انعکاس)
🗓برنامه زمانی همایش:
مهلت ارسال مقالات: ۷ آبان ماه
زمان برگزاری همایش: ۲۱ و ۲۲ آبانماه
❗️جهت اطلاع از توضیحات تکمیلی جوایز و جزئیات همایش، به سایت انجمن علمی مراجعه کنید.
📱برای مطلع شدن از اخبار همایش، صفحات مجازی ما را دنبال کنید:
کانال تلگرام
صفحهی اینستاگرام
❤2
📌سمینارهای گروه فلسفه دانشگاه تربیتمدرس در پاییز و زمستان ۱۴۰۴
▪️چکیده، محل دقیق برگزاری و لینک ثبتنام هر جلسه به طور جداگانه پیش از هر سخنرانی ارسال خواهد شد.
@philosophyofscience
▪️چکیده، محل دقیق برگزاری و لینک ثبتنام هر جلسه به طور جداگانه پیش از هر سخنرانی ارسال خواهد شد.
@philosophyofscience
👍3