انجمن علمی فلسفه علم شریف
11.6K subscribers
1.39K photos
64 videos
273 files
1.14K links
انجمن‌ علمی فلسفه‌علم دانشگاه صنعتی شریف

ارتباط با ما:
@Philofscisharif

سایت گروه:
https://philsci.sharif.ir

کانال آرشیو فایل‌ها:
@philsharif_archive

آدرس گروه فلسفه علم:
https://maps.app.goo.gl/J75NkLxV9TJmi2WJ9
Download Telegram
انجمن علمی فلسفه علم شریف
#سخنرانی #سخنرانی_آنلاین #صوت ✅ نقد و بررسی نظریه‌ی افول علم در جهان اسلامی و عوامل آن 👤 دکتر امیرمحمد گمینی(عضو هیئت علمی پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران) ——————— 🆔: @philsharif – Oful
#سخنرانی #سخنرانی_آنلاین #ویدئو

✅ نقد و بررسی نظریه‌ی افول علم در جهان اسلام و عوامل آن
👤 دکتر امیرمحمد گمینی(عضو هیئت علمی پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران)

❇️ جهت تماشای سخنرانی به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
📎 https://www.aparat.com/v/CnNTJ

———————
🆔: @philsharif
Audio
🔴 جلسه_هفتم (اردیبهشت_99)
#فلسفه_اخلاق
#دکتر_ابراهیم_آزادگان
#کلاس_آنلاین

❇️ برمبنای آراء هیوم

🔖 اسلاید جلسه اول تا هفتم را از لینک زیر دریافت کنید:

📎 https://b2n.ir/737286
------------------------------------------
🆔 @jorateandishidan
✅ @philsharif
انجمن علمی فلسفه علم شریف pinned «#سخنرانی_آنلاین #سخنرانی #چکیده ✅ نورمتیویتی توافق فرضی 🗣 امید کریم زاده(دانشگاه شهید بهشتی؛ پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری) در تمامی نظریه های سیاسی قراردادگرا(contractualist) در فلسفه سیاسی مدرن، توجیه (justification) یا مشروعیت (legitimacy) قوانین…»
Audio
#سخنرانی_آنلاین #سخنرانی #صوت

✅ نورمتیویتی توافق فرضی
🗣 امید کریم زاده(دانشگاه شهید بهشتی؛ پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری)

———————
🆔: @philsharif
#مقاله

🔹 مقاله‌ی آقای برزگر(دانشجوی دکتری فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف)، با عنوان “QBism Is Not So Simply Dismissed” در مجله‌ی Foundations of physics به چاپ رسید.

🔸 لینک مقاله:
📎 https://link.springer.com/article/10.1007/s10701-020-00347-3?wt_mc=Internal.Event.1.SEM.ArticleAuthorOnlineFirst

————————
🆔: @philsharif
#سخنرانی #سخنرانی_آنلاین #چکیده

✅ بازیابی علت غایی در فلسفه روانکاوی آلفرد آدلر
👤 مهدی نسرین(دانش‌آموخته‌ی دکترای فلسفه دانشگاه اتاوا و ارشد گروه فلسفه علم شریف و فارغ التحصیل دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف. روان درمانگر ساکن کانادا)

دستگاه علت شناسی ارسطویی  بر اهمیت علت غایی در درک پدیده های فیزیکی تأکید دارد. حال آن که، لزوم اشاره به این نوع علت، همزمان با شکل گیری مدل های ریاضی در فیزیک، مورد سوال واقع شده و به نظر می رسد در مدل استاندارد توضیح پدیده های فیزیکی جایی برای علت غایی وجود نداشته باشد.هر چند برخی فلاسفه (معاصر) تلاش کرده اند مدل توضیحی ارسطو را با نظریه های (معاصر) توضیح وفق بدهند، این تلاش ها نتوانسته اند یک توافق عمومی در میان فلاسفه علم ایجاد کنند. از سوی دیگر، روانشناسان معاصر در مقاطع مختلفی از کارکرد و یا "غایت" حالات ذهنی یا اختلالات روانی صحبت کرده اند. الفرد ادلر، بنیان گذار دستگاه روانشناسی فردی، از جمله نخستین روان شناسانی است که مدل علت شناسی ارسطویی را به شکل رضایتبخشی در توضیح پدیده های روانشناسی به کار برد. در این سمینار نحوه استفاده ادلر از دستگاه علت شناسی ارسطویی در یک حوزه علمی توضیح داده می شود و نتیجه گرفته می شود لزومی ندارد فلسفه روانشناسی، همه جا، از فلسفه فیزیک تبعیت کند.

📆 چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۹؛ ساعت ۱۶:۳۰
❗️ جهت شرکت در این سخنرانی، در زمان جلسه وارد لینک زیر شده و گزینه‌ی "مهمان" را انتخاب بفرمایید:
📎 https://b2n.ir/philsci-lecture

——————
🆔: @philsharif
انجمن علمی فلسفه علم شریف pinned «#سخنرانی #سخنرانی_آنلاین #چکیده ✅ بازیابی علت غایی در فلسفه روانکاوی آلفرد آدلر 👤 مهدی نسرین(دانش‌آموخته‌ی دکترای فلسفه دانشگاه اتاوا و ارشد گروه فلسفه علم شریف و فارغ التحصیل دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف. روان درمانگر ساکن کانادا) دستگاه علت…»
#سخنرانی

سخنرانی “بازیابی علت غایی در فلسفه روانکاوی آلفرد آدلر” ساعت ۱۶:۳۰ برگزار می‌شود.

———————
🆔: @philsharif
#حلقه_متن‌خوانی #حلقه_مجازی

📚 کتاب ساختار انقلاب‌های علمی
✒️ اثر تامس کوهن

👤 با حضور علیرضا شفاه(دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)

🔸 در این حلقه، ترجمه‌ی دکتر سعید زیباکلام خوانده می‌شود.

📅 یکشنبه‌ها؛ ساعت ۱۷:۳۰
❗️ اولین جلسه: ۱۱ خرداد ۱۳۹۹

❗️ جهت شرکت در این حلقه، در زمان جلسه وارد لینک زیر شده و گزینه‌ی "مهمان" را انتخاب بفرمایید:
📎 https://vclass.ecourse.sharif.edu/ch/phil-scicom

———————
🆔: @philsharif
Audio
#حلقه_متن‌خوانی #صوت

📚 کتاب ساختار انقلاب‌های علمی
✒️ اثر تامس کوهن

👤 با حضور علیرضا شفاه(دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)

#جلسه_دوم

———————
🆔: @philsharif
Audio
#حلقه_متن‌خوانی #صوت

📚 کتاب ساختار انقلاب‌های علمی
✒️ اثر تامس کوهن

👤 با حضور علیرضا شفاه(دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)

#جلسه_سوم

———————
🆔: @philsharif
#یادآوری #کلاس_آنلاین

✅ فلسفه اخلاق
👤 ابراهیم آزادگان

❇️ موضوع: اخلاق فمینیستی
📅 سه‌شنبه ۲۰ خرداد؛ ساعت ۱۴

❗️ جهت شرکت در این حلقه، در زمان جلسه وارد لینک زیر شده و گزینه‌ی "مهمان" را انتخاب بفرمایید:
📎 https://vclass.ecourse.sharif.edu/ch/azadegan

—————————
🆔: @philsharif
✅ جلسه دفاعیه دکترای آقای علیرضا کاظمی
🔰 نمره‌ی پایان‌نامه: عالی

📅 دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۹

❇️ برای آقای علیرضا کاظمی، آرزوی موفقیت روزافزون داریم.

———————
🆔: @philsharif
Audio
🔴اخلاق فمینیستی
#فایل_جلسه_آخر
#درس_فلسفه_اخلاق
#دکتر_ابراهیم_آزادگان
#خرداد_99

اسلاید جلسه آخر را از لینک زیر دریافت کنید:
📎 https://zaya.io/trmj7
-------------------------------------
🆔 @jorateandishidan
Alireza Kazemi, PhD dissertation defence.mpeg
42.8 MB
#صوت

✅ جلسه دفاعیه دکترای آقای علیرضا کاظمی
🔸 موضوع رساله: هنجارمندی ذهن
🔰 نمره‌ی پایان‌نامه: عالی

📅 دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۹

———————
🆔: @philsharif
Forwarded from Philosophy Cafe ♨️ (علی سلطان زاده)
🗯 کانال «صادق کاذب» نظرسنجی جالبی رو به اشتراک گذاشته که توی لینک زیر می‌تونین ببینین:
https://t.me/sadeghekazeb/277
نتیجۀ پاسخ افراد به این سؤال:
https://t.me/sadeghekazeb/278
توضیحات و تحلیل «صادق کاذب» در مورد نتیجۀ نظرسنجی:
https://t.me/sadeghekazeb/280
من فکر می‌کنم «بخشی» از توضیح صادق کاذب ساده‌اندیشیه که به ما تصویر غلطی ارائه میده.

🗯 یکی از مسائلی که توی تاریخ مهمه، اینه که «تو قرن شونزده و هیوده میلادی چه اتفاقی رخ داد که ما میگیم انسان وارد دورۀ مدرن شد؟». مسئله، پیدا کردن علت مدرنیته نیست. یعنی این سؤال به دنبال این نیست که بپرسه «چرا مدرنیته رخ داد؟»؛ بلکه می‌خواد بپرسه «وقتی ما میگیم بشر وارد دورۀ مدرن شد، منظورمون اینه که بشر چه تغییری نسبت به گذشتۀ خودش کرد؟». صادق کاذب سعی کرده بخشی از این تغییر رو این‌طور توضیح بده (از همون لینک بالا):
"یکی از مهم‌ترین رویدادهایی که به «مدرن» شدن جهان انجامید مواجهه با انبوهی از مسائلی بود که در دنیای قدیم وجود نداشت. مواجهه با این مسائل باعث شد انسان در جهان مدرن متوجه شود شهود منبع موثقی نیست. شهود ما می‌گوید زمین ثابت است. شهود ما می‌گوید ممکن نیست زمین و ماه که این همه با هم فاصله دارند همدیگر را جذب کنند. ممکن نیست ما حاصل فرایند تکامل باشیم. شهود ما می‌گوید ما مرکز جهانیم. ممکن نیست کامپیوتر آگاه شود. شهود ما کلاً زر مفت زیاد می‌زند."

🗯 حرف صادق کاذب اینه که انسان توی دورۀ مدرن به شهودش شک کرد و سعی کرد از شهود استفاده نکنه یا کمتر از شهود خودش استفاده کنه. به نظرم اشتباهه که ما مدل «زمین-مرکزی» بطلمیوسی رو نتیجۀ شهود و مدل «خورشید-مرکزی» کوپرنیکی رو نتیجۀ شواهد بدونیم. قرن‌ها مدل زمین-مرکزی مورد قبول دانشمندا (و نه فقط مردم عادی) بود. هم به این خاطر که دلایل و شواهد، زمین-مرکزی رو تأیید می‌کرد و هم به خاطر این‌که با این مدل، پدیده‌های نجومی مثل کسوف رو پیش‌بینی می‌کردن. بطلمیوس (دانشمند قرن دوم میلادی) صرفاً با اتکای به شهود، معتقد نبود که زمین ثابته. دلایلی ارائه می‌کرد. و به خاطر همین هم حرف‌های گالیله تو قرن 17 مورد توافق همگی قرار نمی‌گیره، چون ادعاهای گالیله از نظر طرفدارای نظام بطلمیوسی نمی‌نونسته به اشکالات پاسخ بده. این حرف رو برای تک‌تک نظریات علمی پیشامدرن میشه گفت که این نظریات همگی پشتوانۀ تجربی داشتن. در نتیجه، من این‌طور «نمی‌بینم» که عقاید مرکزی سنتی بر پایۀ صرفاً شهود بوده و چون انسان مدرن به شهود (به طور کلی) شک کرد، اون عقاید رو کنار گذاشت.

🗯 از طرف دیگه، توی دورۀ مدرن هم این‌طور نیست که شهود کم شده باشه. توی فلسفه‌های انگلیسی-آمریکایی (یا همون تحلیلی)، کاملاً رایجه که فیلسوفا از «شهود» استفاده می‌کنن. برای دست‌یابی به چه چیزی از شهود استفاده می‌کنن؟ دست‌یابی به صدق (یا حقیقت). توی موضوعات معرفت‌شناسی و اخلاق، کافیه به مقاله‌ها و کتاب‌های فیلسوفای انگلیسی-آمریکایی رجوع کنیم تا حجم ارجاع به شهود رو ببینیم. این فیلسوفا معتقدن شهود اخلاقی امروز ما اینه که برده‌داری (حداقل به روش باستانی اون) کار غلطیه؛ شهود اخلاقی امروز ما اینه که شکنجۀ کودک کار غلطیه؛ شهود ما اینه که جهان خارج از ذهن (میز و صندلی و دریا و ...) واقعاً وجود داره و صرفاً ساختۀ ذهن ما نیست؛ شهود ما اینه که برهنگی جلوی جمع و مثلاً نشون دادن قسمت‌های خاصی از بدن توی یه مهمونی رسمی کار درستی نیست؛ شهود ما اینه که درختان، محل تجمع ارواح نیست؛ شهود ما اینه که کوه و دریا و ابر و خورشید، ادراک ندارن.
ای کاش صادق کاذب این‌طور می‌نوشت که «در دورۀ مدرن، انسانها شهودهایشان را کنار نگذاشتند یا شهودهایشان را ناموثق ندانستند، بلکه شهودهای خود را عوض کردند». انسان تو همۀ دوره‌های تاریخی غرق در شهوده.

⚠️ من مجبورم دوتا نکته رو تذکر بدم چون ممکنه بعضی از دوستان برای این‌که بدونن تعریف «شهود» چیه، سرچ کنن و به سایت «تقریباً» نامعتبر ویکی‌پدیا رجوع کنن (این دوتا نکته، نقد به تحلیل صادق کاذب نیست). تو صفحۀ فارسی این سایت (در مورد شهود)، یه توضیح کوچیکی هم در مورد علم حضوری داده و ممکنه این تصور پیش بیاد که شهودی که این‌جا توضیح داده شده، همون علم حضوری از نظر فیلسوفای اسلامیه. چنین تصوری غلطه. نکتۀ دوم این‌که شهودی که این‌جا مدنظره، هیچ ارتباطی با کشف و شهود عرفا نداره. 71 درصد افراد با استفاده از کشف و شهود عرفانی، گزینۀ اول رو توی نظرسنجی صادق کاذب انتخاب نکردن؛ شهودی که این‌جا مدنظره، با کشف و شهود عرفا متفاوته. چه بسا بسیاری از چیزهایی که عرفا با کشف و شهود بهش برسن، فیلسوفای انگلیسی-آمریکایی (حتی خداباور) اونا رو قبول نکنن، فقط و فقط به این دلیل که «با شهود این فیلسوفا ناسازگاره».

✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe
Forwarded from صادق کاذب
🔸در باب تمایز «شهود» و «شواهد» و تعمق در باب جایگاه «شهود» در گذشته و حال و آینده

بخش اول

علی لطف کرده و حرف من در باب «شهود» را نقد کرده. خوشوقتم که آن حرف‌ها «نقد» شده. اگر قرار باشد اتفاق خوبی برای تفکر ما بیفتد از دل همین گفتگوها خواهد افتاد نه از دل دانشگاه (که هایش غیرملفوظ است). سنت فلسفی یا فکری چیزی نیست که از آسمان نازل شود یا کسی در زیرزمین خانه و خلوت خویش آن را بسازد. از دل همین گفتگوهاست که چیزهای خوب و مفید متولد می‌شود.

و اما بعد...

🔺علی تذکر داده که حرف من حاوی «ساده‌اندیشی» است فلذا تصویری غلط از «شهود» و «جهان مدرن» ارائه می‌دهد. به نظر او اولاً چنین نبوده که قدما (پیشامدرن‌ها) فقط به شهودشان دل‌خوش بوده باشند، بلکه آنها نیز شهود را با شواهد می‌سنجیده‌اند. یعنی قائلان زمین‌مرکزی برای نظر خودشان «پشتوانۀ تجربی» داشتند و چنین نبوده که ناگهان در دوران مدرن بفهمند «ای دل غافل! شهود ما یک عمر خراب بوده و نمی‌دانستیم. واحسرتا! چرا شهودم را با شواهد نسنجیده بودم!» به نظر علی، قدما هم به عقل و تجربه وقعی می‌نهادند و چنین نبوده که فقط به شهود متکی باشند. ثانیاً، اگر فلسفۀ انگلوساکسون امروز را در نظر بگیریم می‌بینیم نه تنها نقش «شهود» کم نشده که بیشتر هم شده! علی حرفش را چنین خلاصه می‌کند «ای کاش صادق کاذب این‌طور می‌نوشت که "در دورۀ مدرن، انسانها شهودهایشان را کنار نگذاشتند یا شهودهایشان را ناموثق ندانستند، بلکه شهودهای خود را عوض کردند". انسان تو همۀ دوره‌های تاریخی غرق در شهوده.»

🔺حرف علی تا حد خوبی روشن و واضح و «ساده» است. سادگی از صفات بارز نظریه‌های خوب علمی است. ساده‌نویسی و ساده‌اندیشی نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح است. صدالبته خطر هم دارد. وقتی آدم ساده بنویسد، طوری که همه بفهمند، احتمال اینکه دیگران بتوانند به او گیر بدهند زیاد می‌شود. از طرف دیگر، اگر آدم ساده بنویسد ممکن است به «ساده‌اندیشی» متهم شود. برای جبران کاستی‌ها، و برای پرهیز از ساده‌اندیشی در مورد ساده‌اندیشی، من چند نکته را تدقیق می‌کنم:

🔺منظور از شهود چیست؟ هر کس ممکن است شهود متفاوتی در باب چیستی «شهود» داشته باشد. اما فارغ از شهود عمومی در باب چیستی «شهود»، آنچه امروزه در متون فلسفی و بعضاً علمی با عنوان «اینتویشن» مطرح است بیشتر به حالتی گفته می‌شود که آدم انگار «بیواسطه» چیزی را می‌یابد بدون اینکه خودش را درگیر فرایندی استدلالی کرده باشد. مثلاً من رنگ آبی آسمان را «بیواسطه» می‌بینم بدون اینکه خودم را درگیر این کنم که «رنگ آسمان ناشی از شکست نور در جو زمین است و ویژگی‌های خاص گیرنده‌های نور در چشم انسان. چیزی که من می‌بینم یک موج الکترومغناطیس است با فرکانس فلان هرتز. چیزی به مثابۀ رنگ آبی آسمانی اصلاً در جهان وجود ندارد. این رنگ آبی که من می‌بینم توهمی است که ذهنم برای من ساخته...» ممکن (و گاهی البته غیرممکن) است که در تأملی خودآگاهانه برگردم و «شهود» خودم را تجزیه تحلیل کنم. اما در وهلۀ اول انگار جهان خودش را بر من تحمیل می‌کند. صدالبته من می‌توانم شهود خویش را «تربیت» کنم. یک رادیولوژیست شهودش را طوری تربیت کرده که پای شکسته را در عکس «بیواسطه» می‌بیند، بدون اینکه درگیر یک فرایند پیچیدۀ «آگاهانه» شود (برای بحث حاضر بد نیست اینطور قرار کنیم که: «شهود» یعنی یافتن چیزی بیواسطه و ناخودآگاه که ممکن است بعداً برای آن «شواهدی» جور کنیم اعم از تجربی یا عقلی به‌صورت خودآگاه).

🔺شهود ما درمورد ثبات زمین: سوال دربارۀ اینکه قدما برای نظریۀ «زمین‌مرکزی» چه شهود یا شواهدی داشتند در جای خود سوال خوبی است. اما دخلی به شهود امروز ما ندارد. همین الان (همین الان الان الان!) اگر از ما بپرسند «به نظرت زمین ثابت است یا حرکت می‌کند؟» احتمالاً اکثر ما می‌گوییم «به نظرم ثابت است» (صدالبته به یمن آموزش مدرن، شهود ما طوری تربیت شده که ممکن است ناخودآگاه بگوییم «به نظرم متحرک است»). ثبات زمین همانقدر شهودی است که رنگ آبی آسمان. برای درک این نکته که «شهود ما زر مفت زیاد می‌زند» لازم نیست به ساحت مقدس قدما جسارت کنیم. کافیست «دیده فرو بریم به گریبان خویش».

🔺آیا قدما حالی‌شان نبود که «شهود» با «شواهد» فرق دارد؟ بله حالیشان بود. از خیلی‌های ما هم بهتر حالیشان بود. فلسفۀ یونان با همین تمایز متولد می‌شود: تمایز ظاهر و باطن، بود و نمود، محسوس و معقول... وقتی پارمنیدس می‌گوید تغییر و حرکت ناممکن است، شهود حسی خویش را پیش پای شواهد عقلی ذبح می‌کند. (البته این کار مخصوص یونان نیست و در همۀ سنت‌ها بوده. کما اینکه «شهود عرفانی» با تسامح مساوی است با ذبح «شهود حسی» که می‌گوید جهان پر است از چیزهای متکثر و متعدد در پای «شهود قلبی» که با ریاضیت و سلوک تربیت شده و می‌گوید: لیس فی الدّار غیره دیّار).

...ادامه دارد...👇

@sadeghekazeb