📗تعبیر کپنهاگی و تبعات آن
فيزيك كوانتومي كه فرماليزم آن توسط هايزنبرگ و شرودينگر بنيانگذاري شد و ارائه تعبير آن توسط بور و هايزنبرگ و ديگران انجام گرفت، مباني فلسفي مكانيك كلاسيك را درهم ريخت و اساسي نو براي فيزيك ميكروسكوپي بنيان گذاشت. اين تعبير به تعبير كپنهاگي معروف است.
عناصر مهم تعبير كپنهاگي:
🔴 كنار گذاشتن مسائل هستيشناختي
بنيانگذاران مكتب كپنهاگي و در راس آنها بور، خود را تنها با مسائل معرفتشناختي مشغول ميداشتند و از ورود به حوزه هاي هستيشناختي پرهيز ميكردند. براي بعضي از آنها (مثلا هايزنبرگ) جهاني وراء جهان تجارب وجود ندارد و براي بعضي ديگر چيزي وراء تجارب، قابل دسترسي نيست.
منشا اين عقيده، پوزيتيويسم و ابزارانگاري حاكم بر آن عصر است. به عقيده پوزيتيويستها بحث درباره مسائل بنيادي وجود، مستلزم استفاده از مفاهيمي است كه دقيقا قابل تعريف نيستند، لذا بايد از آنها پرهيز كرد. همينطور به عقيده ابزارانگاران، نظريهها چيزي جز ابزار محاسبه نيستند، در حالي كه فيزيكدانان كلاسيك عقيده داشتند كه نظريهها جهان را توصيف ميكنند يا دست كم جهاتي از آن را. از طرف ديگر ابزارانگاران معتقدند كه تنها چيزهايي واقعي تلقي ميشوند كه نتيجه اندازه گيري يا مشاهده باشند و يك نظريه اينگونه "واقعيات" را به هم مربوط ميكند. مفاهيمي كه در يك نظريه به كار ميروند ممكن است به هيچ چيز عيني اشاره نداشته باشند، بلكه صرفا ربطي بين تجارب حسي برقرار كنند.
📌مثلا بور ميگويد:
"تنها هدف فرماليزم نظريه كوانتوم اين است كه پيشبينيهايي براي مشاهداتي كه تحت شرايط تجربي معين صورت ميگيرد به دست دهد."
📌هايزنبرگ ميگويد:
"فرمولهاي رياضي جديد ديگر خود طبيعت را توصيف نميكنند، بلكه بيانگر دانش ما از طبيعت هستند. ما مجبور شدهايم كه توصيف طبيعت را كه قرنها هدف واضح علوم دقيقه به حساب ميآمد كنار بگذاريم. تنها چيزي كه فعلا ميتوانيم بگوييم اين است كه در حوزه فيزيك اتمي جديد اين وضعيت را قبول كردهايم، زيرا به حد كافي تجارب ما را توضيح ميدهد."
وي همچنين ميگويد:
"... بدين ترتيب ايده واقعيت عيني ذرات بنيادي به نحو عجيبي تبخير شده است، آن هم نه در تيرگي يك مفهوم جديد مبهم يا هنوز ناشناخته، بلكه در روشنيِ واضحِ رياضياتي كه ديگر رفتار ذرات بنيادي را نشان نميدهد، بلكه نمايشگر دانش ما از اين رفتار است."
📌كمبِل (Kemble) ميگويد:
"حوزه كار فيزيك مطالعه يك جهان خارجي نيست بلكه مطالعه بخشي از جهان داخلي تجارب است و دليلي وجود ندارد كه ساختارهايي (نظير تابع موج) كه ما وارد ميكنيم تناظري با واقعيت خارجي داشته باشند."
اما در نقطه مقابل 👇👇👇
📌از نظر پاتنم (Putnam) فیلسوف و ریاضیدان نامدار آمریکایی:
"بعضي از دانشمندان در درجه اول به پيشبيني و كنترل تجارب علاقهمند هستند، اما اغلب دانشمندان به اشيائي نظير ويروس و ستارگان راديويي علاقه دارند، آن هم به خاطر خود آن اشياء (نه پيش بيني) ... [آنها] ميخواهند بيشتر درباره اينها بياموزند و رفتار و خواصشان را بهتر توضيح دهند."
📌از نظر ويتن (Witten) فيزيكدان برجسته آمريكايي:
"هدف از فيزيكدان بودن اين نيست كه بياموزيم چگونه چيزها را محاسبه كنيم، بلكه هدف اين است كه اصولي را كه بر طبق آن جهان كار ميكند، بشناسيم."
📝 از كتاب "تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر"، مهدي گلشني، صص ۳۷ و ۴۲-۴۵
#فلسفه_فیزیک
@philsharif
فيزيك كوانتومي كه فرماليزم آن توسط هايزنبرگ و شرودينگر بنيانگذاري شد و ارائه تعبير آن توسط بور و هايزنبرگ و ديگران انجام گرفت، مباني فلسفي مكانيك كلاسيك را درهم ريخت و اساسي نو براي فيزيك ميكروسكوپي بنيان گذاشت. اين تعبير به تعبير كپنهاگي معروف است.
عناصر مهم تعبير كپنهاگي:
🔴 كنار گذاشتن مسائل هستيشناختي
بنيانگذاران مكتب كپنهاگي و در راس آنها بور، خود را تنها با مسائل معرفتشناختي مشغول ميداشتند و از ورود به حوزه هاي هستيشناختي پرهيز ميكردند. براي بعضي از آنها (مثلا هايزنبرگ) جهاني وراء جهان تجارب وجود ندارد و براي بعضي ديگر چيزي وراء تجارب، قابل دسترسي نيست.
منشا اين عقيده، پوزيتيويسم و ابزارانگاري حاكم بر آن عصر است. به عقيده پوزيتيويستها بحث درباره مسائل بنيادي وجود، مستلزم استفاده از مفاهيمي است كه دقيقا قابل تعريف نيستند، لذا بايد از آنها پرهيز كرد. همينطور به عقيده ابزارانگاران، نظريهها چيزي جز ابزار محاسبه نيستند، در حالي كه فيزيكدانان كلاسيك عقيده داشتند كه نظريهها جهان را توصيف ميكنند يا دست كم جهاتي از آن را. از طرف ديگر ابزارانگاران معتقدند كه تنها چيزهايي واقعي تلقي ميشوند كه نتيجه اندازه گيري يا مشاهده باشند و يك نظريه اينگونه "واقعيات" را به هم مربوط ميكند. مفاهيمي كه در يك نظريه به كار ميروند ممكن است به هيچ چيز عيني اشاره نداشته باشند، بلكه صرفا ربطي بين تجارب حسي برقرار كنند.
📌مثلا بور ميگويد:
"تنها هدف فرماليزم نظريه كوانتوم اين است كه پيشبينيهايي براي مشاهداتي كه تحت شرايط تجربي معين صورت ميگيرد به دست دهد."
📌هايزنبرگ ميگويد:
"فرمولهاي رياضي جديد ديگر خود طبيعت را توصيف نميكنند، بلكه بيانگر دانش ما از طبيعت هستند. ما مجبور شدهايم كه توصيف طبيعت را كه قرنها هدف واضح علوم دقيقه به حساب ميآمد كنار بگذاريم. تنها چيزي كه فعلا ميتوانيم بگوييم اين است كه در حوزه فيزيك اتمي جديد اين وضعيت را قبول كردهايم، زيرا به حد كافي تجارب ما را توضيح ميدهد."
وي همچنين ميگويد:
"... بدين ترتيب ايده واقعيت عيني ذرات بنيادي به نحو عجيبي تبخير شده است، آن هم نه در تيرگي يك مفهوم جديد مبهم يا هنوز ناشناخته، بلكه در روشنيِ واضحِ رياضياتي كه ديگر رفتار ذرات بنيادي را نشان نميدهد، بلكه نمايشگر دانش ما از اين رفتار است."
📌كمبِل (Kemble) ميگويد:
"حوزه كار فيزيك مطالعه يك جهان خارجي نيست بلكه مطالعه بخشي از جهان داخلي تجارب است و دليلي وجود ندارد كه ساختارهايي (نظير تابع موج) كه ما وارد ميكنيم تناظري با واقعيت خارجي داشته باشند."
اما در نقطه مقابل 👇👇👇
📌از نظر پاتنم (Putnam) فیلسوف و ریاضیدان نامدار آمریکایی:
"بعضي از دانشمندان در درجه اول به پيشبيني و كنترل تجارب علاقهمند هستند، اما اغلب دانشمندان به اشيائي نظير ويروس و ستارگان راديويي علاقه دارند، آن هم به خاطر خود آن اشياء (نه پيش بيني) ... [آنها] ميخواهند بيشتر درباره اينها بياموزند و رفتار و خواصشان را بهتر توضيح دهند."
📌از نظر ويتن (Witten) فيزيكدان برجسته آمريكايي:
"هدف از فيزيكدان بودن اين نيست كه بياموزيم چگونه چيزها را محاسبه كنيم، بلكه هدف اين است كه اصولي را كه بر طبق آن جهان كار ميكند، بشناسيم."
📝 از كتاب "تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر"، مهدي گلشني، صص ۳۷ و ۴۲-۴۵
#فلسفه_فیزیک
@philsharif
📜 در مکانیک کلاسیک نیوتونی بعضی اصول متافیزیکی داریم که فیزیک نیوتونی بر آنها بنا شده است. مثلا زمان و فضای مطلق داریم و یا علیت را به این معنا که اگر مشخصات کافی از سیستم داشته باشیم میتوانیم آینده آن را پیش بینی کنیم و یا دیدگاه واقع گرایانه از حقیقت که میگوید، باید بین ذهن و جهان خارج فرق گذاریم.
📜 اما مکانیک کوانتومی بسیاری از این اصول را زیر پا گذاشت، اصل علیت را طرد کرد؛ تعبیری ایده آلیستی از دنیا به جای تعبیر واقع گرایانه ارائه کرد؛ اعلام کرد که راجع به مکان و سرعت شیء تا قبل از عمل اندازه گیری هیچ حرفی نمیتوان زد؛ گویی که در جهان چیزی رخ نمی دهد جز اینکه ناظری در کار باشد. همچنین برای ذهن نقش بسیار مهمی در نظر گرفت تا حدی که گویا فارغ از ذهن، جهان خارجی در کار نیست.
📜 من از همان ابتدا که با مکانیک کوانتومی آشنا شدم، احساسم این بود که بعضی از آن نتایج حتی از نظر خود فیزیک الزام آور نیست، و اگر در فرمول بندی مکانیک کوانتومی نمی شود آینده را پیش بینی کرد، این به معنای عدم حاکمیت علیت در طبیعت نیست. در واقع علاقه من به کوانتوم یک علاقه فلسفی است و مقدم بر تجدید حیات فرمول بندی های جدید مکانیک کوانتومی در این چند دهه اخیر است، که مهمترین آنها فرمول بندی «بوهم» از مکانیک کوانتومی است. البته من هم مانند خود بوهم نمیگویم حرف او، حرف آخر است. میخواهم بگویم غیر از نظرات متعارف حرف دیگری هم هست و ما میتوانیم مدلی ارائه دهیم که بدون گذشتن از علیت هم رویداد های این جهان را توضیح دهد.
📗 بخشي از مصاحبه دکتر گلشنی با «تبیان»📗
#فلسفه_فیزیک
@philsharif
📜 اما مکانیک کوانتومی بسیاری از این اصول را زیر پا گذاشت، اصل علیت را طرد کرد؛ تعبیری ایده آلیستی از دنیا به جای تعبیر واقع گرایانه ارائه کرد؛ اعلام کرد که راجع به مکان و سرعت شیء تا قبل از عمل اندازه گیری هیچ حرفی نمیتوان زد؛ گویی که در جهان چیزی رخ نمی دهد جز اینکه ناظری در کار باشد. همچنین برای ذهن نقش بسیار مهمی در نظر گرفت تا حدی که گویا فارغ از ذهن، جهان خارجی در کار نیست.
📜 من از همان ابتدا که با مکانیک کوانتومی آشنا شدم، احساسم این بود که بعضی از آن نتایج حتی از نظر خود فیزیک الزام آور نیست، و اگر در فرمول بندی مکانیک کوانتومی نمی شود آینده را پیش بینی کرد، این به معنای عدم حاکمیت علیت در طبیعت نیست. در واقع علاقه من به کوانتوم یک علاقه فلسفی است و مقدم بر تجدید حیات فرمول بندی های جدید مکانیک کوانتومی در این چند دهه اخیر است، که مهمترین آنها فرمول بندی «بوهم» از مکانیک کوانتومی است. البته من هم مانند خود بوهم نمیگویم حرف او، حرف آخر است. میخواهم بگویم غیر از نظرات متعارف حرف دیگری هم هست و ما میتوانیم مدلی ارائه دهیم که بدون گذشتن از علیت هم رویداد های این جهان را توضیح دهد.
📗 بخشي از مصاحبه دکتر گلشنی با «تبیان»📗
#فلسفه_فیزیک
@philsharif