This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر #علی_روزبهانی در مراسم چهلم برادرش که توسط جمهوریاسلامی کشته شد میگوید «اگر چادر من شده ملعبهی دست قاتلین تو که جانین و ظالمن و خون فرزندان این مملکت رو میریزن، من چادرمو درمیارم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر #علی_روزبهانی در مراسم چهلم برادرش که توسط جمهوریاسلامی کشته شد میگوید «اگر چادر من شده ملعبهی دست قاتلین تو که جانین و ظالمن و خون فرزندان این مملکت رو میریزن، من چادرمو درمیارم.»
خواهر دیگر علی روزبهانی ضمن بریدن موهایش گفت که برادرش روزی به او پیام داده و با اشاره به شلوغی خیابانها گفته: «به اسمت قسم که دیگر تمام است.»
برادر علی روزبهانی گفت: «کسی که با سنگ جلوی تفنگ میایستد، دلش به هشتاد میلیون مردم ایران گرم است.»
برادر #علی_روزبهانی در مراسم چهلم او: مرسی که اومدین، دستتون درد نکنه ولی سکوت نکنید، ساکت نشید جلوی اینها مردم. سکوت شما میشه طناب دار محسن و مجیدرضا، سکوت شما میشه ماهان...
صحبتهای پدر #علی_روزبهانی در مراسم چهلم فرزندش: من، دو تا خواهرهاش و مادرش چهل روزه که جز اشک چیزی ندیدیم. توقع نداشته باشید که ما فراموش کنیم و از انتقامش بگذریم.
واکنش حضار: هر یک نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه!
«قسم به سربداران، علی، محسن و یاران»
خواهر دیگر علی روزبهانی ضمن بریدن موهایش گفت که برادرش روزی به او پیام داده و با اشاره به شلوغی خیابانها گفته: «به اسمت قسم که دیگر تمام است.»
برادر علی روزبهانی گفت: «کسی که با سنگ جلوی تفنگ میایستد، دلش به هشتاد میلیون مردم ایران گرم است.»
برادر #علی_روزبهانی در مراسم چهلم او: مرسی که اومدین، دستتون درد نکنه ولی سکوت نکنید، ساکت نشید جلوی اینها مردم. سکوت شما میشه طناب دار محسن و مجیدرضا، سکوت شما میشه ماهان...
صحبتهای پدر #علی_روزبهانی در مراسم چهلم فرزندش: من، دو تا خواهرهاش و مادرش چهل روزه که جز اشک چیزی ندیدیم. توقع نداشته باشید که ما فراموش کنیم و از انتقامش بگذریم.
واکنش حضار: هر یک نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه!
«قسم به سربداران، علی، محسن و یاران»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر #علی_روزبهانی در مراسم چهلم برادرش که توسط جمهوریاسلامی کشته شد میگوید «اگر چادر من شده ملعبهی دست قاتلین تو که جانین و ظالمن و خون فرزندان این مملکت رو میریزن، من چادرمو درمیارم.»
نسل امروز آگاه شده است و از اسلام بیزار است
میخواهد زندگی کند
نسل امروز آگاه شده است و از اسلام بیزار است
میخواهد زندگی کند
🔹پدر #ابوالفضل_آدینه_زاده در اسپیس خانوادههای دادخواه:
اون کسی که به پسرم شلیک کرد، بعد با لگد به پهلویش میزد که بلند شو و خودت رو به موشمردگی نزن.
🔹فرزند #رامین_فاتحی که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات کشته شد: پیکر پدرم را خودشان مخفیانه دفن کردند و حتی نگذاشتند در تشییع و دفن او شرکت کنیم.
عمه و عمویم را یکماه در وزارت اطلاعات شکنجه کردند.
🔹دختر #مینو_مجیدی در اسپیس خانوادههای دادخواه: در بدن مادرم ۱۶۷ گلوله ساچمهای بود.
🔹برادر #علی_روزبهانی: «فشار آوردند و تطمیع کردند که علی را بسیجی معرفی کنیم، قبول نکردیم و به همین دلیل نگذاشتند دیگر علی را در بیمارستان ببینیم
تهدیدم میکردند که حواست باشه دو تا خواهر داری!
گفتیم اصلا پیکر علی رو نمیخوایم اما کثافتکاری نمیکنیم»
🔹شبنم خواهر #محمدرضا_اسکندری : «برادرم را در حالی که گلوله جنگی خورده بود، روی زمین درمانگاه رها کرده بودند و به ما اجازه ورود نمیدادند، مادرم باورش نمیشد میگفت این بیچاره کیه اینجا افتاده؟ در حالی از دست خودم خون میرفت میترسیدم پیکرش را بدزدند»
اون کسی که به پسرم شلیک کرد، بعد با لگد به پهلویش میزد که بلند شو و خودت رو به موشمردگی نزن.
🔹فرزند #رامین_فاتحی که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات کشته شد: پیکر پدرم را خودشان مخفیانه دفن کردند و حتی نگذاشتند در تشییع و دفن او شرکت کنیم.
عمه و عمویم را یکماه در وزارت اطلاعات شکنجه کردند.
🔹دختر #مینو_مجیدی در اسپیس خانوادههای دادخواه: در بدن مادرم ۱۶۷ گلوله ساچمهای بود.
🔹برادر #علی_روزبهانی: «فشار آوردند و تطمیع کردند که علی را بسیجی معرفی کنیم، قبول نکردیم و به همین دلیل نگذاشتند دیگر علی را در بیمارستان ببینیم
تهدیدم میکردند که حواست باشه دو تا خواهر داری!
گفتیم اصلا پیکر علی رو نمیخوایم اما کثافتکاری نمیکنیم»
🔹شبنم خواهر #محمدرضا_اسکندری : «برادرم را در حالی که گلوله جنگی خورده بود، روی زمین درمانگاه رها کرده بودند و به ما اجازه ورود نمیدادند، مادرم باورش نمیشد میگفت این بیچاره کیه اینجا افتاده؟ در حالی از دست خودم خون میرفت میترسیدم پیکرش را بدزدند»