کاش وقتی بیستساله بودم میدانستم
(دورهای فشرده برای یافتن جای خود در دنیا)
نوشتهی #تینا_سیلیگ
ترجمهی #مینا_صفری
داستانهای این کتاب بر این ایده تأکید دارند که با بیرونکشیدن خود از منطقهی آسایش، تمایل به شکستدادن، داشتن بیتوجهیِ مثبت به امر غیرممکن و استفاده از هر فرصتی برای افسانهایشدن، فرصتهای بیحدوحصری به دست میآیند. بله، این اقدامات زندگیِ شما را متلاطم میسازند و شما را از توازن درمیآورند؛ اما همچنین شما را به جایگاهی میرسانند که حتی نمیتوانستید تصور کنید و بینشی به شما میدهند که ازطریق آن میتوانید مشکلات را بهچشم فرصتها ببینید. از همه مهمتر، آنها باعث رشد این اعتمادبهنفس شما میشوند که مشکلات را میتوان حل کرد.
کتاب کاش وقتی بیستساله بودم میدانستم خوانندههایش در سراسر دنیا را به تجسم دوبارهی آیندهشان تشویق میکند. این نسخهی بازبینیشده و بهروزشده حاوی مطالب تازهای است.
تحولهای بزرگ زندگی ازجمله ترک محیط امن مدرسه یا آغاز کسبوکاری جدید ممکن است بسیار دلهرهآور باشد...
شومیز / رقعی / ۱۹۲ ص / ۳۵۰۰۰ ت
نشر #میلکان #روانشناسی
#پخش_ققنوس
(دورهای فشرده برای یافتن جای خود در دنیا)
نوشتهی #تینا_سیلیگ
ترجمهی #مینا_صفری
داستانهای این کتاب بر این ایده تأکید دارند که با بیرونکشیدن خود از منطقهی آسایش، تمایل به شکستدادن، داشتن بیتوجهیِ مثبت به امر غیرممکن و استفاده از هر فرصتی برای افسانهایشدن، فرصتهای بیحدوحصری به دست میآیند. بله، این اقدامات زندگیِ شما را متلاطم میسازند و شما را از توازن درمیآورند؛ اما همچنین شما را به جایگاهی میرسانند که حتی نمیتوانستید تصور کنید و بینشی به شما میدهند که ازطریق آن میتوانید مشکلات را بهچشم فرصتها ببینید. از همه مهمتر، آنها باعث رشد این اعتمادبهنفس شما میشوند که مشکلات را میتوان حل کرد.
کتاب کاش وقتی بیستساله بودم میدانستم خوانندههایش در سراسر دنیا را به تجسم دوبارهی آیندهشان تشویق میکند. این نسخهی بازبینیشده و بهروزشده حاوی مطالب تازهای است.
تحولهای بزرگ زندگی ازجمله ترک محیط امن مدرسه یا آغاز کسبوکاری جدید ممکن است بسیار دلهرهآور باشد...
شومیز / رقعی / ۱۹۲ ص / ۳۵۰۰۰ ت
نشر #میلکان #روانشناسی
#پخش_ققنوس
#اون_هنسن_عزیز
امروز قرار است روز شگفتانگیزی باشد…
وقتی نامهای که قرار نبود هیچوقت کسی آن را ببیند، اون هنسن سال آخر دبیرستان را به سوگواری خانوادهای برای پسر از دست دادهشان میکشاند و این شانس هرگزنداشته را پیدا میکند که به جایی تعلق داشته باشد. او مجبور است به دروغی بچسبد که هرگز قصد نداشت بگوید و خود را بهترین دوست کانر مورفی دردسرساز معرفی میکند.
ناگهان، اِون دیگر نامرئی نیست، حتی برای دختر رویاهایش. والدین مورفی با خانهی زیبایشان در آنطرف شهر، با او مانند پسر خود رفتار میکنند و از سردرماندگی تلاش میکنند بیشتر پسر اسرارآمیزشان را از طریق نزدیکترین دوستش بشناسند. هرچه اِون بیشتر به عمق گرداب عصبانیت، پشیمانی و سردرگمی آنها کشیده میشود، بیشتر میفهمد آنچه انجام میدهد درست نیست، اما اگر رفتارش به دیگران کمک میکند، چطور میتواند اشتباه باشد؟
اِون جدیدی که دیگر در اضطراب فلجکننده گرفتار نیست، هدفی پیدا میکند. بیپروا میشود. هر روز شگفتانگیز است. تا اینکه...
#ول_امیک ترجمه #مینا_صفری
رقعی / شومیز / ۲۸۰ ص/ ۴۲۰۰۰ ت
نشر #میلکان
#رمان #رمان_خارجی
#پخش_ققنوس
امروز قرار است روز شگفتانگیزی باشد…
وقتی نامهای که قرار نبود هیچوقت کسی آن را ببیند، اون هنسن سال آخر دبیرستان را به سوگواری خانوادهای برای پسر از دست دادهشان میکشاند و این شانس هرگزنداشته را پیدا میکند که به جایی تعلق داشته باشد. او مجبور است به دروغی بچسبد که هرگز قصد نداشت بگوید و خود را بهترین دوست کانر مورفی دردسرساز معرفی میکند.
ناگهان، اِون دیگر نامرئی نیست، حتی برای دختر رویاهایش. والدین مورفی با خانهی زیبایشان در آنطرف شهر، با او مانند پسر خود رفتار میکنند و از سردرماندگی تلاش میکنند بیشتر پسر اسرارآمیزشان را از طریق نزدیکترین دوستش بشناسند. هرچه اِون بیشتر به عمق گرداب عصبانیت، پشیمانی و سردرگمی آنها کشیده میشود، بیشتر میفهمد آنچه انجام میدهد درست نیست، اما اگر رفتارش به دیگران کمک میکند، چطور میتواند اشتباه باشد؟
اِون جدیدی که دیگر در اضطراب فلجکننده گرفتار نیست، هدفی پیدا میکند. بیپروا میشود. هر روز شگفتانگیز است. تا اینکه...
#ول_امیک ترجمه #مینا_صفری
رقعی / شومیز / ۲۸۰ ص/ ۴۲۰۰۰ ت
نشر #میلکان
#رمان #رمان_خارجی
#پخش_ققنوس