.
داستان اصلی راپونزل، برگرفته از داستان رودابه است که در شاهنامه فردوسی ذکر شدهاست.
یک زوج بدون بچه، در کنار باغ پیرزنی جادوگر زندگی میکردند. دورهٔ بارداری زن بسیار طول کشید و او در این مدت متوجه شد که در باغچهٔ جادوگر گیاه راپانزل کاشته شده بود. زن عاشق آن گیاه بود. برای دو شب، مرد مخفیانه به باغ جادوگر میرفت و گیاه جمع میکرد و برای همسرش میبرد؛ ولی در شب سوم، جادوگر که نامش «گوتل» بود او را دید و متهم به سرقت کرد. مرد التماس کرد که پیرزن رهایش کند. پیرزن نرم شد و قبول کرد که مرد را آزاد کند به شرطی که نوزادشان را بعد از تولدش به جادوگر تقدیم کنند. مرد قبول کرد. وقتی دختر به دنیا آمد پیرزن او را تصاحب کرد و مانند یک زندانی پرورش داد و او را «راپونزل» نامید. وقتی دختر به دوازده سالگی رسید، جادوگر او را در قلعهای در اعماق جنگل زندانی کرد که پلهای و دری به بیرون نداشت؛ فقط یک اتاق داشت و یک پنجره.
روزی شاهزادهای از آنجا میگذشت و آواز خواندن راپونزل را شنید. او که مدهوش صدای زیبای او شده بود، قلعه را پیدا کرد ولی نمیتوانست بالا بیاید. او اغلب به جنگل میرفت و آواز زیبای دختر را میشنید. روزی که شاهزاده در جنگل بود، گوتل را دید که چگونه وارد قلعه میشود. وقتی جادوگر رفت، پسر خواهش کرد که راپانزل موهایش را پایین بیندازد. دختر این کار را کرد و شاهزاده توسط آن وارد قلعه و با راپونزل آشنا شد....
به لحاظ آموزشی و روانشناختی، جادوگر در این داستان، نماد والدینی است که بیش از حد فرزندش را تحت کنترل در میآورند.
منبع: ویکیپدیا
#گیسو #گیسوکمند #راپونزل #راپانزل #پرنسسی #فانتزی #فانتزی_دخترونه #قصه_کودکانه #کتاب #کتابخوانی #روانشناسی_کودک
https://www.instagram.com/p/COXJosgBIqp/?igshid=1mw46m22kioip
داستان اصلی راپونزل، برگرفته از داستان رودابه است که در شاهنامه فردوسی ذکر شدهاست.
یک زوج بدون بچه، در کنار باغ پیرزنی جادوگر زندگی میکردند. دورهٔ بارداری زن بسیار طول کشید و او در این مدت متوجه شد که در باغچهٔ جادوگر گیاه راپانزل کاشته شده بود. زن عاشق آن گیاه بود. برای دو شب، مرد مخفیانه به باغ جادوگر میرفت و گیاه جمع میکرد و برای همسرش میبرد؛ ولی در شب سوم، جادوگر که نامش «گوتل» بود او را دید و متهم به سرقت کرد. مرد التماس کرد که پیرزن رهایش کند. پیرزن نرم شد و قبول کرد که مرد را آزاد کند به شرطی که نوزادشان را بعد از تولدش به جادوگر تقدیم کنند. مرد قبول کرد. وقتی دختر به دنیا آمد پیرزن او را تصاحب کرد و مانند یک زندانی پرورش داد و او را «راپونزل» نامید. وقتی دختر به دوازده سالگی رسید، جادوگر او را در قلعهای در اعماق جنگل زندانی کرد که پلهای و دری به بیرون نداشت؛ فقط یک اتاق داشت و یک پنجره.
روزی شاهزادهای از آنجا میگذشت و آواز خواندن راپونزل را شنید. او که مدهوش صدای زیبای او شده بود، قلعه را پیدا کرد ولی نمیتوانست بالا بیاید. او اغلب به جنگل میرفت و آواز زیبای دختر را میشنید. روزی که شاهزاده در جنگل بود، گوتل را دید که چگونه وارد قلعه میشود. وقتی جادوگر رفت، پسر خواهش کرد که راپانزل موهایش را پایین بیندازد. دختر این کار را کرد و شاهزاده توسط آن وارد قلعه و با راپونزل آشنا شد....
به لحاظ آموزشی و روانشناختی، جادوگر در این داستان، نماد والدینی است که بیش از حد فرزندش را تحت کنترل در میآورند.
منبع: ویکیپدیا
#گیسو #گیسوکمند #راپونزل #راپانزل #پرنسسی #فانتزی #فانتزی_دخترونه #قصه_کودکانه #کتاب #کتابخوانی #روانشناسی_کودک
https://www.instagram.com/p/COXJosgBIqp/?igshid=1mw46m22kioip
Instagram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💭
شاید روزی مجبور شوی سفر کنی و کسی از تو بخواهد غذایت را با او قسمت کنی!
#سفر
و
#گرسنه
نویسنده: #ورونیکا_سالیناس
تصویرگر: #کامیلا_اینگمان
مترجم: #سحر_ترهنده
#کتابهای_طوطی #انتشارت_فاطمی #کتاب_تصویری_کودک #کتاب_تصویری #کتاب_کودک #کتابخوانی #کودک #نوجوان #کتاب_تعاملی #سفر #گرسنه #کتاب_خوب_بخوانیم #کتاب_تعاملی_کودک #کتابهایی_که_باید_خواند #کتاب_داستان_تصویری
🦜 @tutibooksir
شاید روزی مجبور شوی سفر کنی و کسی از تو بخواهد غذایت را با او قسمت کنی!
#سفر
و
#گرسنه
نویسنده: #ورونیکا_سالیناس
تصویرگر: #کامیلا_اینگمان
مترجم: #سحر_ترهنده
#کتابهای_طوطی #انتشارت_فاطمی #کتاب_تصویری_کودک #کتاب_تصویری #کتاب_کودک #کتابخوانی #کودک #نوجوان #کتاب_تعاملی #سفر #گرسنه #کتاب_خوب_بخوانیم #کتاب_تعاملی_کودک #کتابهایی_که_باید_خواند #کتاب_داستان_تصویری
🦜 @tutibooksir