💥💥💥💥💥
خيانت يا شجاعت؟
شايد هر دو
لازمه هيچكدام فكر كردن قبلي نيست
در يك لحظه و در يك چشم به هم زدن اتفاق ميافتد
شايد دليلش آن باشد كه بارها و بارها در سكوت و تاريكي تمرين شده
چنان سكوت و تاريكي كه خود از آن بيخبريم
اما با اطمينان مثل اين كه رقصي را به خاطر بياوريم قدم برميداريم
#آدمكش_كور
#مارگارت_اتوود
@qoqnoospub
خيانت يا شجاعت؟
شايد هر دو
لازمه هيچكدام فكر كردن قبلي نيست
در يك لحظه و در يك چشم به هم زدن اتفاق ميافتد
شايد دليلش آن باشد كه بارها و بارها در سكوت و تاريكي تمرين شده
چنان سكوت و تاريكي كه خود از آن بيخبريم
اما با اطمينان مثل اين كه رقصي را به خاطر بياوريم قدم برميداريم
#آدمكش_كور
#مارگارت_اتوود
@qoqnoospub
حرکت در جادهای بدون تابلوی راهنمایی
@qoqnoospub
«من فقط دو نفر را کشتهام»؛ هادی خورشاهیان؛ نشر هیلا
زهره مسکنی، ۲۷ بهمن ۱۳۹۸، ۱۱:۲۹
«من فقط دو نفر را کشتهام» با روایتی از مردی شروع میشود که وقتی دستش در دست زنی غریبه است، همسرش سر میرسد و تا راوی اول شخص بخواهد از این ماجرا پردهبرداری کند که این زن فقط یک فالگیر بوده و بس، نویسنده موفق شده خواننده را در قلاب کنجکاوانۀ داستانی گیر بیاندازد از همینجاست که طی چهل فصل با این راویِ بدشانس همراه میشویم تا در ماجراهای پُر نشیب و کم فراز زندگیاش همراهیاش کنیم و مدام شاهد بدبیاریهای پی در پی او باشیم.
رامین، اگر چه مردی میانسال است که به گفتۀ مکرر خودش، مدام دچار اشتباهاتی میشود و خود و اطرافیانش را دچار دردسر میکند، چندان بیتقصیر هم نیست و از همان ابتدای داستان متوجه میشویم که در بحبوحۀ شغلش که خرید و فروش ملک است با مشارکت شریکش اقدام به تخلف و کلاهبرداری کرده، اما نه در این حد که جنازۀ این شریک در ماشین او پیدا شود و اتهام قتل به گردنش بیافتد. اینچنین است که او به جرم قتل بازداشت میشود و طی روایتی که بیش از دویست صفحه ادامه دارد، خواننده را درگیر ماجراهایی میکند که رگههایی از داستان معمایی، پلیسی، خانوادگی، طنز و ... (از هر کدام کمی تا قسمتی) در آن وجود دارد.
تعدد شخصیت و ماجرا در داستان بسیار است و خواننده تا بخواهد از خردهداستانی فارغ و به خردهداستان دیگری وارد شود، با تعداد زیادی شخصیت فرعی آشنا و همراه شده است. سرعت وقوع این خردهداستانها نیز به گونهای است که بدون آزار مخاطب در پذیرش و هضم رخدادهای بیوقفه، او را با خود میکشاند و میبرد. این شخصیتها گاهی جایی از داستان حتی اگر شده با نامی جدید دوباره به کار نویسنده آمدهاند و گاهی هم از جایی خارج شده و دیگر به کارش نیامدهاند. با این توصیف میشود گفت با خواندن رمان «من فقط دو نفر را کشتهام» گویی با صحنهای از تئاتری مواجهید که بازیگرانش هرگز متوقف نمیشوند و دائم کسانی در حال عبور از صحنه هستند. میآیند و میروند تا مدام گرهافکنی کرده و از یک جایی هم شما را به مراحل گرهگشایی نزدیک و نزدیکتر کنند.
طبیعی است که ورود و خروج این همه شخصیت متضمن طرح موضوعات متعددی در رمان هم شده است. شما با شخصیتی همراه میشوید که خلافکار هست اما نه در حد انجام قتل آن هم دو مورد! با مردی همراه میشوید که مثل اکثر مردها هدفش سر و سامان دادن زندگی و راضی نگهداشتن همسر و مراقبت از فرزندانش است. زنی که بهرغم آگاهی از اشتباهات همسرش هنوز هم امیدش را برای داشتن یک زندگی سالم از دست نداده و فرزندانی که مثل همۀ بچههای این روزگار با سخنان و رفتار بیشتر از سنشان دیگران را متعجب میکنند.
در واقع رامین یا راوی یا همان شخصیت اصلی داستان، ممکن است هر یک از ما باشد که بی آنکه بخواهد در منجلابی از گناه و عصیان فرو رفته و هر لحظه هم بیشتر دچار دردسر میشود. او در طول رمان شرایط گوناگونی را تجربه کرده و با توجه به وقوع اتفاقات پی در پی، نویسنده را به فضاسازیهای مکرر ناچار کرده است. به همین دلیل خواننده فصولی را در سفرهای مختلف به نقاط گوناگون ایران و حتی در زندان نیز با رامین همراهی میکند که شاید همین سفرها نیز ابزاری برای هدایت خواننده به ماهیت کلی داستان باشند: «آن سفر در همان جا تمام نشد و من در آن دو هفته جاهای شگفت بسیاری دیدم و آدمهای عجیب و غریب دیگری هم به تورم خوردند، ولی هر چه بود عاقبت برگشتم و چند روز بعد انگار نه انگار من همان رامینی بودم که این سفر را رفته بود ...»
«من فقط دو نفر را کشتهام» قصۀ آدمهایی است که رفتارهایشان به ظاهر هیچ معنایی ندارد و ما بی آنکه آنها را بشناسیم و با آنها احساس همدردی کنیم به سرنوشت آنها میخندیم. این قضیه در بسیاری از دیالوگهای شخصیتهای مختلف داستان نیز آشکار است. ما با خط داستانی مشخصی مواجهیم که به کمک دیالوگنویسی متمرکز بر چنین موقعیّتهایی شکل گرفته است. شخصیّتها در این صحنهها به گونهای سه بُعدی نشان داده میشوند تا نامعمول باشند و فضایی ایجاد کنند که پوچی و بیهودگی را به تصویر بکشد. مثل جایی از رمان که راوی به اتفاق فردی که نام مشخصی ندارد و رامین را نیز هر دفعه با اسامی مختلفی خطاب قرار میدهد، به سفری در خراسان جنوبی میرود و در یک میهمانی با افردی چون سیمون دوبوار، ویرجینیا وولف، راجر واترز، ژان پل سارتر و ارنستو چه گوارا آشنا میشود.
ادامه در لينك زير
👇👇👇👇
https://www.alef.ir/news/3981022068.html
@qoqnoospub
«من فقط دو نفر را کشتهام»؛ هادی خورشاهیان؛ نشر هیلا
زهره مسکنی، ۲۷ بهمن ۱۳۹۸، ۱۱:۲۹
«من فقط دو نفر را کشتهام» با روایتی از مردی شروع میشود که وقتی دستش در دست زنی غریبه است، همسرش سر میرسد و تا راوی اول شخص بخواهد از این ماجرا پردهبرداری کند که این زن فقط یک فالگیر بوده و بس، نویسنده موفق شده خواننده را در قلاب کنجکاوانۀ داستانی گیر بیاندازد از همینجاست که طی چهل فصل با این راویِ بدشانس همراه میشویم تا در ماجراهای پُر نشیب و کم فراز زندگیاش همراهیاش کنیم و مدام شاهد بدبیاریهای پی در پی او باشیم.
رامین، اگر چه مردی میانسال است که به گفتۀ مکرر خودش، مدام دچار اشتباهاتی میشود و خود و اطرافیانش را دچار دردسر میکند، چندان بیتقصیر هم نیست و از همان ابتدای داستان متوجه میشویم که در بحبوحۀ شغلش که خرید و فروش ملک است با مشارکت شریکش اقدام به تخلف و کلاهبرداری کرده، اما نه در این حد که جنازۀ این شریک در ماشین او پیدا شود و اتهام قتل به گردنش بیافتد. اینچنین است که او به جرم قتل بازداشت میشود و طی روایتی که بیش از دویست صفحه ادامه دارد، خواننده را درگیر ماجراهایی میکند که رگههایی از داستان معمایی، پلیسی، خانوادگی، طنز و ... (از هر کدام کمی تا قسمتی) در آن وجود دارد.
تعدد شخصیت و ماجرا در داستان بسیار است و خواننده تا بخواهد از خردهداستانی فارغ و به خردهداستان دیگری وارد شود، با تعداد زیادی شخصیت فرعی آشنا و همراه شده است. سرعت وقوع این خردهداستانها نیز به گونهای است که بدون آزار مخاطب در پذیرش و هضم رخدادهای بیوقفه، او را با خود میکشاند و میبرد. این شخصیتها گاهی جایی از داستان حتی اگر شده با نامی جدید دوباره به کار نویسنده آمدهاند و گاهی هم از جایی خارج شده و دیگر به کارش نیامدهاند. با این توصیف میشود گفت با خواندن رمان «من فقط دو نفر را کشتهام» گویی با صحنهای از تئاتری مواجهید که بازیگرانش هرگز متوقف نمیشوند و دائم کسانی در حال عبور از صحنه هستند. میآیند و میروند تا مدام گرهافکنی کرده و از یک جایی هم شما را به مراحل گرهگشایی نزدیک و نزدیکتر کنند.
طبیعی است که ورود و خروج این همه شخصیت متضمن طرح موضوعات متعددی در رمان هم شده است. شما با شخصیتی همراه میشوید که خلافکار هست اما نه در حد انجام قتل آن هم دو مورد! با مردی همراه میشوید که مثل اکثر مردها هدفش سر و سامان دادن زندگی و راضی نگهداشتن همسر و مراقبت از فرزندانش است. زنی که بهرغم آگاهی از اشتباهات همسرش هنوز هم امیدش را برای داشتن یک زندگی سالم از دست نداده و فرزندانی که مثل همۀ بچههای این روزگار با سخنان و رفتار بیشتر از سنشان دیگران را متعجب میکنند.
در واقع رامین یا راوی یا همان شخصیت اصلی داستان، ممکن است هر یک از ما باشد که بی آنکه بخواهد در منجلابی از گناه و عصیان فرو رفته و هر لحظه هم بیشتر دچار دردسر میشود. او در طول رمان شرایط گوناگونی را تجربه کرده و با توجه به وقوع اتفاقات پی در پی، نویسنده را به فضاسازیهای مکرر ناچار کرده است. به همین دلیل خواننده فصولی را در سفرهای مختلف به نقاط گوناگون ایران و حتی در زندان نیز با رامین همراهی میکند که شاید همین سفرها نیز ابزاری برای هدایت خواننده به ماهیت کلی داستان باشند: «آن سفر در همان جا تمام نشد و من در آن دو هفته جاهای شگفت بسیاری دیدم و آدمهای عجیب و غریب دیگری هم به تورم خوردند، ولی هر چه بود عاقبت برگشتم و چند روز بعد انگار نه انگار من همان رامینی بودم که این سفر را رفته بود ...»
«من فقط دو نفر را کشتهام» قصۀ آدمهایی است که رفتارهایشان به ظاهر هیچ معنایی ندارد و ما بی آنکه آنها را بشناسیم و با آنها احساس همدردی کنیم به سرنوشت آنها میخندیم. این قضیه در بسیاری از دیالوگهای شخصیتهای مختلف داستان نیز آشکار است. ما با خط داستانی مشخصی مواجهیم که به کمک دیالوگنویسی متمرکز بر چنین موقعیّتهایی شکل گرفته است. شخصیّتها در این صحنهها به گونهای سه بُعدی نشان داده میشوند تا نامعمول باشند و فضایی ایجاد کنند که پوچی و بیهودگی را به تصویر بکشد. مثل جایی از رمان که راوی به اتفاق فردی که نام مشخصی ندارد و رامین را نیز هر دفعه با اسامی مختلفی خطاب قرار میدهد، به سفری در خراسان جنوبی میرود و در یک میهمانی با افردی چون سیمون دوبوار، ویرجینیا وولف، راجر واترز، ژان پل سارتر و ارنستو چه گوارا آشنا میشود.
ادامه در لينك زير
👇👇👇👇
https://www.alef.ir/news/3981022068.html
انتشارات ققنوس
«خون خواهی» الهام فلاح را به زودی منتشر میكند
@qoqnoospub
رمان جدید الهام فلاح با نام «خونخواهی» به زودی توسط انتشارات ققنوس منتشر میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر، «خونخواهی» رمانی است درباره تردید و ترس. تاجایی که این ترس و تردید به عشق و نفرت و برادری و میهن و دیانت کشیده میشود. «خونخواهی» رمان هراس و شکهای احمد است. وقتی که هرجای دنیا که باشد دردهای برآمده از این عدم ایمان قاطع را همراه خودش میکشاند. به پاریس به فرانکفورت به کربلا به بغداد. «خون خواهی» رمان جنگ نیست. رمانیست درباره پایان یافتن جنگ. جنگها هرگز تمام نمیشوند الا روزی که خون آدمهایی از دو سوی جبهه در هم بیامیزد و نبض نطفهای تازه بزند.
«خون خواهی» داستان برادرهایی است از ایران و برادرهایی از عراق. داستان برادرکشی بر سر اعتقاد. حقانیت آتش گشودن بر همخون و همدین. «خون خواهی» داستان پیروزی عشق است بر جنگ. جنگها تمام میشوند و نقطۀ پایان هرجنگی، تنها عشق است. باید زنی از یکسوی جبهه و مردی از سوی دیگرِ جبهه به هم بپیوندند، پسرانی دورگه پا بر خاک بگذارند، رشد کنند، مرد شوند، و جنگها را چیزی جز این خاتمه نمیدهد؛ آنگاه که در ازای خونِ ریخته، خونی تازه در رگ مولودی بیطرف بجوشد.
پیش از این کتابهای «همه دختران دریا»، «سامار»، «زمستان با طعم آلبالو» و «به من نگاه کن» از این نویسنده توسط انتشارات ققنوس به چاپ رسیده است.
https://b2n.ir/136172
«خون خواهی» الهام فلاح را به زودی منتشر میكند
@qoqnoospub
رمان جدید الهام فلاح با نام «خونخواهی» به زودی توسط انتشارات ققنوس منتشر میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر، «خونخواهی» رمانی است درباره تردید و ترس. تاجایی که این ترس و تردید به عشق و نفرت و برادری و میهن و دیانت کشیده میشود. «خونخواهی» رمان هراس و شکهای احمد است. وقتی که هرجای دنیا که باشد دردهای برآمده از این عدم ایمان قاطع را همراه خودش میکشاند. به پاریس به فرانکفورت به کربلا به بغداد. «خون خواهی» رمان جنگ نیست. رمانیست درباره پایان یافتن جنگ. جنگها هرگز تمام نمیشوند الا روزی که خون آدمهایی از دو سوی جبهه در هم بیامیزد و نبض نطفهای تازه بزند.
«خون خواهی» داستان برادرهایی است از ایران و برادرهایی از عراق. داستان برادرکشی بر سر اعتقاد. حقانیت آتش گشودن بر همخون و همدین. «خون خواهی» داستان پیروزی عشق است بر جنگ. جنگها تمام میشوند و نقطۀ پایان هرجنگی، تنها عشق است. باید زنی از یکسوی جبهه و مردی از سوی دیگرِ جبهه به هم بپیوندند، پسرانی دورگه پا بر خاک بگذارند، رشد کنند، مرد شوند، و جنگها را چیزی جز این خاتمه نمیدهد؛ آنگاه که در ازای خونِ ریخته، خونی تازه در رگ مولودی بیطرف بجوشد.
پیش از این کتابهای «همه دختران دریا»، «سامار»، «زمستان با طعم آلبالو» و «به من نگاه کن» از این نویسنده توسط انتشارات ققنوس به چاپ رسیده است.
https://b2n.ir/136172
خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
توسط انتشارات ققنوس «خون خواهی» الهام فلاح به زودی منتشر میشود
رمان جدید الهام فلاح با نام «خونخواهی» به زودی توسط انتشارات ققنوس منتشر میشود.
انتشارات ققنوس
Photo
💢#همایون_صنعتیزاده متولد ۱۳۰۴ در تهران بنیانگذار چندین موسسه فرهنگی و اقتصادی در ایران است. #انتشارات_فرانکلین، شرکت سهامی افست، چاپخانه ۲۵ شهریور، سازمان کتابهای جیبی، کاغذسازی پارس، کشت مروارید کیش و گلاب زهرا از شرکتها و موسساتی است که او در برپایی آنها نقش مؤثر داشتهاست. او همچنین بنیانگذار شهرک خزرشهر و اولین فردی است که کشاورزی ارگانیک را به صورت کاربردی در ایران پایهریزی نمود.
صنعتیزاده در سال ۱۳۳۴ نمایندگی بنگاه فرانکلین نیویورک را پذیرفت. این بنگاه به ترجمه و انتشار آثار آمریکایی و اروپایی روی آورد و برای اولین بار در صنعت نشر ایران حق کپی رایت بینالمللی را رعایت کرد؛ همایون صنعتی زاده برای چاپ ترجمه کتابهایی که انجام میداد با ناشر اصلی تماس میگرفت و با پرداخت مبلغ کمی به عنوان کپی رایت حق ترجمه آن کتاب را در ایران به دست میآورد. او همچنین در سال ۱۳۳۷ کتابهای درسی #افغانستان را چاپ و نخستین دانشنامه فارسی را به سبک جدید منتشر کرد.
صنعتیزاده در روز چهارشنبه، ۴ شهریور ۱۳۸۸ پس از یک دوره بیماری در کرمان درگذشت.
زندگینامه او در کتاب #از_فرانکلین_تا_لالهزار از سوی #انتشارات_ققنوس در نوبت پنجم به چاپ رسید.
به همین مناسبت مراسم نقد و بررسی کتاب در روز پنجشنبه مورخ ۱۳۹۸/۱۲/۰۱ ساعت ۱۷ همراه با نمایش فیلم و با حضور #محمود_آموزگار، #نصرالله_حدادی، #زهره_حسینزادگان و #نویسندهٔ کتاب #سیروس_علینژاد در موسسه فرهنگی هنری ققنوس راوی دوران برگزار میشود.
@qoqnoospub
صنعتیزاده در سال ۱۳۳۴ نمایندگی بنگاه فرانکلین نیویورک را پذیرفت. این بنگاه به ترجمه و انتشار آثار آمریکایی و اروپایی روی آورد و برای اولین بار در صنعت نشر ایران حق کپی رایت بینالمللی را رعایت کرد؛ همایون صنعتی زاده برای چاپ ترجمه کتابهایی که انجام میداد با ناشر اصلی تماس میگرفت و با پرداخت مبلغ کمی به عنوان کپی رایت حق ترجمه آن کتاب را در ایران به دست میآورد. او همچنین در سال ۱۳۳۷ کتابهای درسی #افغانستان را چاپ و نخستین دانشنامه فارسی را به سبک جدید منتشر کرد.
صنعتیزاده در روز چهارشنبه، ۴ شهریور ۱۳۸۸ پس از یک دوره بیماری در کرمان درگذشت.
زندگینامه او در کتاب #از_فرانکلین_تا_لالهزار از سوی #انتشارات_ققنوس در نوبت پنجم به چاپ رسید.
به همین مناسبت مراسم نقد و بررسی کتاب در روز پنجشنبه مورخ ۱۳۹۸/۱۲/۰۱ ساعت ۱۷ همراه با نمایش فیلم و با حضور #محمود_آموزگار، #نصرالله_حدادی، #زهره_حسینزادگان و #نویسندهٔ کتاب #سیروس_علینژاد در موسسه فرهنگی هنری ققنوس راوی دوران برگزار میشود.
@qoqnoospub
گزارش تصویری نشست نقد و بررسی کتاب «بنیاد حق طبیعی»
@qoqnoospub
با حضور: آرش اباذری، شروین مقیمی، سیدمسعود حسینی
سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۸
http://www.bookcity.org/detail/20441/multimedia/picture
@qoqnoospub
با حضور: آرش اباذری، شروین مقیمی، سیدمسعود حسینی
سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۸
http://www.bookcity.org/detail/20441/multimedia/picture
جنگ سياه و سفيد است
البته در نظر كساني كه در حاشيهاند
براي كساني كه واقعا در صحنه هستند، رنگهاي زيادي وجود دارد، رنگهاي تند، خيلي زننده، خيلي سرخ، خيلي نارنجي، خيلي آبكي و ملتهب
اما براي ديگران جنگ مانند اخبار فيلمهاي كوتاه خبري است؛
داري نقش، آلوده، با رگبار صداهاي منقطع، و تعداد زيادي آدمهاي خاكستري كه حمله ميكنند، يا گامهاي سنگين برميدارند يا به زمين ميافتند،
همه اينها در جاي ديگر اتفاق ميافتد
#آدمكش_كور
#مارگارت_اتوود
#ققنوس
@qoqnoospub
البته در نظر كساني كه در حاشيهاند
براي كساني كه واقعا در صحنه هستند، رنگهاي زيادي وجود دارد، رنگهاي تند، خيلي زننده، خيلي سرخ، خيلي نارنجي، خيلي آبكي و ملتهب
اما براي ديگران جنگ مانند اخبار فيلمهاي كوتاه خبري است؛
داري نقش، آلوده، با رگبار صداهاي منقطع، و تعداد زيادي آدمهاي خاكستري كه حمله ميكنند، يا گامهاي سنگين برميدارند يا به زمين ميافتند،
همه اينها در جاي ديگر اتفاق ميافتد
#آدمكش_كور
#مارگارت_اتوود
#ققنوس
@qoqnoospub
zarea FINAL MP3.mp3
11.9 MB
📻 ضيافت گفتوگو در «آفاق ققنوس»
🔻مجموعه كتاب «آفاق انديشه» در حوزه فلسفه رونمایی شد.
@qoqnoospub
✂️ تدوین: محمود دانشآموز
📎 این پادکست را در شنوتو بشنوید
🆔 Hamshahri_ava
🔻مجموعه كتاب «آفاق انديشه» در حوزه فلسفه رونمایی شد.
@qoqnoospub
✂️ تدوین: محمود دانشآموز
📎 این پادکست را در شنوتو بشنوید
🆔 Hamshahri_ava
photo_2020-02-23_09-49-26.jpg
79.6 KB
فلسفه ژاوریِ فیشته
غزاله صدر منوچهری
@qoqnoospub
بهتازگی کتاب «بنیاد حق طبیعی: براساس اصول آموزهی دانش» نوشتهی یوهان گوتلیب فیشته با ترجمهی سیدمسعود حسینی در نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب یکی از ارکان اصلی نظام فیشته در دورهی ینا (حدود ۹۹-۱۷۹۴) است و به شرح و تفصیل فلسفهی حق یا فلسفهی سیاسی او اختصاص دارد. دو رکن دیگر این نظام که در کتابهای «بنیاد آموزهی فراگیر دانش» و «نظام آموزهی اخلاق» بسط یافتهاند، فلسفهی اولی و فلسفهی اخلاق فیشته را دربردارند. اکنون با ترجمه و انتشار «بنیاد حق طبیعی»، سه رکن نخستین و از حیث تاریخی، اثرگذارترین نظام فیشته را در زبان فارسی در اختیار داریم.
نشست هفتگی شهر کتاب در روز سهشنبه ۲۹ بهمن به نقد و بررسی کتاب «بنیاد حق طبیعی» اختصاص داشت و با حضور آرش اباذری، شروین مقیمی و سیدمسعود حسینی در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.
گزارش مرکز فرهنگی شهر کتاب را در لینک زیر بخوانید:
http://www.bookcity.org/detail/20451/root/meetings
غزاله صدر منوچهری
@qoqnoospub
بهتازگی کتاب «بنیاد حق طبیعی: براساس اصول آموزهی دانش» نوشتهی یوهان گوتلیب فیشته با ترجمهی سیدمسعود حسینی در نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب یکی از ارکان اصلی نظام فیشته در دورهی ینا (حدود ۹۹-۱۷۹۴) است و به شرح و تفصیل فلسفهی حق یا فلسفهی سیاسی او اختصاص دارد. دو رکن دیگر این نظام که در کتابهای «بنیاد آموزهی فراگیر دانش» و «نظام آموزهی اخلاق» بسط یافتهاند، فلسفهی اولی و فلسفهی اخلاق فیشته را دربردارند. اکنون با ترجمه و انتشار «بنیاد حق طبیعی»، سه رکن نخستین و از حیث تاریخی، اثرگذارترین نظام فیشته را در زبان فارسی در اختیار داریم.
نشست هفتگی شهر کتاب در روز سهشنبه ۲۹ بهمن به نقد و بررسی کتاب «بنیاد حق طبیعی» اختصاص داشت و با حضور آرش اباذری، شروین مقیمی و سیدمسعود حسینی در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.
گزارش مرکز فرهنگی شهر کتاب را در لینک زیر بخوانید:
http://www.bookcity.org/detail/20451/root/meetings
فيشته و حق طبيعي
@qoqnoospub
يوهان گوتليب فيشته (۱814 - 1762)، فيلسوف و از پايهگذاران ايدهآليسم آلماني است.
مطالعه در آثار كانت باعث شد كه وي شديدا تحت تأثير و نفوذ فلسفه كانت قرار بگيرد و بسياري از عناصر فلسفي او را جزو دستگاه فلسفي خود بنمايد.
در سال ۱۷۹۴ به عنوان استاد در دانشگاه ينا استخدام و ديري نگذشت كه رهبري ايدهآليسم جديد آلمان در اختيار او گذاشته شد.
در اثر بروز اختلافاتي بين او و دانشگاه ينا، او استعفا داد و به برلين رفت و بين سالهاي ۱۸۰۷ تا ۱۸۰۸ خطابههاي زيادي بر ضد ناپلئون براي مردم آلمان بازگو و آنها را تشويق كرد كه عليه او بجنگند. در سال ۱۸۰۹ وي استاد فلسفه دانشگاه برلين شد. افكاري كه فيشته درباره «خود» يا «مز» اظهار داشته موجب شده كه فلسفه او ايدهآليسم اخلاقي محسوب شود.
«بنياد حق طبيعي» اثر فيشته توسط سيد مسعود حسيني به فارسي برگردانده شده است. سيد مسعود حسيني، دانشآموخته فلسفه غرب است. از وي چندين عنوان كتاب در حوزه فلسفه منتشر شده است. از ميان آثار اين پژوهشگر ميتوان به «هگل»، «زيباييشناسي آلماني در قرن هجدهم»، «فيشته»، «ماكس شلر»، «زيباييشناسي هگل» و آثاري ديگر از مجموعه «دانشنامه استنفورد» اشاره كرد. برگردان فارسي «لايبنيتس» و «نظريه سوبژكتيويته در فلسفه فيخته» نيز در كارنامه علمي اين پژوهشگر حوزه فلسفه ديده ميشود.
«بنياد حق طبيعي» با عنوان فرعي «بر اساس اصول آموزه دانش» نوشته يوهان گوتليب فيشته با ترجمه سيد مسعود حسيني توسط انتشارات «ققنوس» منتشر شده است.
از جمله مهمترين سرفصلهاي اين كتاب ميتوان به استنتاجِ مفهوم حق، در باب حقِ اجبار، در باب حقِ سياسي، در باب حقِ شهروندي، حقِ ازدواج، در باب حقِ ملتها و... اشاره كرد.
روزنامه اعتماد
https://b2n.ir/195425
@qoqnoospub
يوهان گوتليب فيشته (۱814 - 1762)، فيلسوف و از پايهگذاران ايدهآليسم آلماني است.
مطالعه در آثار كانت باعث شد كه وي شديدا تحت تأثير و نفوذ فلسفه كانت قرار بگيرد و بسياري از عناصر فلسفي او را جزو دستگاه فلسفي خود بنمايد.
در سال ۱۷۹۴ به عنوان استاد در دانشگاه ينا استخدام و ديري نگذشت كه رهبري ايدهآليسم جديد آلمان در اختيار او گذاشته شد.
در اثر بروز اختلافاتي بين او و دانشگاه ينا، او استعفا داد و به برلين رفت و بين سالهاي ۱۸۰۷ تا ۱۸۰۸ خطابههاي زيادي بر ضد ناپلئون براي مردم آلمان بازگو و آنها را تشويق كرد كه عليه او بجنگند. در سال ۱۸۰۹ وي استاد فلسفه دانشگاه برلين شد. افكاري كه فيشته درباره «خود» يا «مز» اظهار داشته موجب شده كه فلسفه او ايدهآليسم اخلاقي محسوب شود.
«بنياد حق طبيعي» اثر فيشته توسط سيد مسعود حسيني به فارسي برگردانده شده است. سيد مسعود حسيني، دانشآموخته فلسفه غرب است. از وي چندين عنوان كتاب در حوزه فلسفه منتشر شده است. از ميان آثار اين پژوهشگر ميتوان به «هگل»، «زيباييشناسي آلماني در قرن هجدهم»، «فيشته»، «ماكس شلر»، «زيباييشناسي هگل» و آثاري ديگر از مجموعه «دانشنامه استنفورد» اشاره كرد. برگردان فارسي «لايبنيتس» و «نظريه سوبژكتيويته در فلسفه فيخته» نيز در كارنامه علمي اين پژوهشگر حوزه فلسفه ديده ميشود.
«بنياد حق طبيعي» با عنوان فرعي «بر اساس اصول آموزه دانش» نوشته يوهان گوتليب فيشته با ترجمه سيد مسعود حسيني توسط انتشارات «ققنوس» منتشر شده است.
از جمله مهمترين سرفصلهاي اين كتاب ميتوان به استنتاجِ مفهوم حق، در باب حقِ اجبار، در باب حقِ سياسي، در باب حقِ شهروندي، حقِ ازدواج، در باب حقِ ملتها و... اشاره كرد.
روزنامه اعتماد
https://b2n.ir/195425
روزنامه اعتماد
كتابخانه
💢 حرکت در جادهای بدون تابلوی راهنمایی
@qoqnoospub
یادداشتی بر کتاب «من فقط دو نفر را کشتهام»؛ نوشته هادی خورشاهیان؛ نشر هیلا
📝 زهره مسکنی
✅ «من فقط دو نفر را کشتهام» با روایتی از مردی شروع میشود که وقتی دستش در دست زنی غریبه است، همسرش سر میرسد و تا راوی اول شخص بخواهد از این ماجرا پردهبرداری کند که این زن فقط یک فالگیر بوده و بس، نویسنده موفق شده خواننده را در قلاب کنجکاوانۀ داستانی گیر بیاندازد. از همینجاست که طی چهل فصل با این راویِ بدشانس همراه میشویم تا در ماجراهای پُر نشیب و کم فراز زندگیاش همراهیاش کنیم و مدام شاهد بدبیاریهای پی در پی او باشیم.
✅ رامین، اگر چه مردی میانسال است که به گفتۀ مکرر خودش، مدام دچار اشتباهاتی میشود و خود و اطرافیانش را دچار دردسر میکند، چندان بیتقصیر هم نیست و از همان ابتدای داستان متوجه میشویم که در بحبوحۀ شغلش که خرید و فروش ملک است با مشارکت شریکش اقدام به تخلف و کلاهبرداری کرده، اما نه در این حد که جنازۀ این شریک در ماشین او پیدا شود و اتهام قتل به گردنش بیافتد. اینچنین است که او به جرم قتل بازداشت میشود و طی روایتی که بیش از دویست صفحه ادامه دارد، خواننده را درگیر ماجراهایی میکند که رگههایی از داستان معمایی، پلیسی، خانوادگی، طنز و ... (از هر کدام کمی تا قسمتی) در آن وجود دارد.
✅ «من فقط دو نفر را کشتهام» قصۀ آدمهایی است که رفتارهایشان به ظاهر هیچ معنایی ندارد و ما بی آنکه آنها را بشناسیم و با آنها احساس همدردی کنیم، به سرنوشت آنها میخندیم. این قضیه در بسیاری از دیالوگهای شخصیتهای مختلف داستان نیز آشکار است. ما با خط داستانی مشخصی مواجهیم که به کمک دیالوگنویسی متمرکز بر چنین موقعیّتهایی شکل گرفته است. شخصیّتها در این صحنهها به گونهای سه بُعدی نشان داده میشوند تا نامعمول باشند و فضایی ایجاد کنند که پوچی و بیهودگی را به تصویر بکشد...
🔹 لینک متن کامل مطلب در سایت جامعه خبری تحلیلی الف:
https://b2n.ir/022549
كانال ادبى هنرى كافه داستان
@CafeDastanMag
@qoqnoospub
یادداشتی بر کتاب «من فقط دو نفر را کشتهام»؛ نوشته هادی خورشاهیان؛ نشر هیلا
📝 زهره مسکنی
✅ «من فقط دو نفر را کشتهام» با روایتی از مردی شروع میشود که وقتی دستش در دست زنی غریبه است، همسرش سر میرسد و تا راوی اول شخص بخواهد از این ماجرا پردهبرداری کند که این زن فقط یک فالگیر بوده و بس، نویسنده موفق شده خواننده را در قلاب کنجکاوانۀ داستانی گیر بیاندازد. از همینجاست که طی چهل فصل با این راویِ بدشانس همراه میشویم تا در ماجراهای پُر نشیب و کم فراز زندگیاش همراهیاش کنیم و مدام شاهد بدبیاریهای پی در پی او باشیم.
✅ رامین، اگر چه مردی میانسال است که به گفتۀ مکرر خودش، مدام دچار اشتباهاتی میشود و خود و اطرافیانش را دچار دردسر میکند، چندان بیتقصیر هم نیست و از همان ابتدای داستان متوجه میشویم که در بحبوحۀ شغلش که خرید و فروش ملک است با مشارکت شریکش اقدام به تخلف و کلاهبرداری کرده، اما نه در این حد که جنازۀ این شریک در ماشین او پیدا شود و اتهام قتل به گردنش بیافتد. اینچنین است که او به جرم قتل بازداشت میشود و طی روایتی که بیش از دویست صفحه ادامه دارد، خواننده را درگیر ماجراهایی میکند که رگههایی از داستان معمایی، پلیسی، خانوادگی، طنز و ... (از هر کدام کمی تا قسمتی) در آن وجود دارد.
✅ «من فقط دو نفر را کشتهام» قصۀ آدمهایی است که رفتارهایشان به ظاهر هیچ معنایی ندارد و ما بی آنکه آنها را بشناسیم و با آنها احساس همدردی کنیم، به سرنوشت آنها میخندیم. این قضیه در بسیاری از دیالوگهای شخصیتهای مختلف داستان نیز آشکار است. ما با خط داستانی مشخصی مواجهیم که به کمک دیالوگنویسی متمرکز بر چنین موقعیّتهایی شکل گرفته است. شخصیّتها در این صحنهها به گونهای سه بُعدی نشان داده میشوند تا نامعمول باشند و فضایی ایجاد کنند که پوچی و بیهودگی را به تصویر بکشد...
🔹 لینک متن کامل مطلب در سایت جامعه خبری تحلیلی الف:
https://b2n.ir/022549
كانال ادبى هنرى كافه داستان
@CafeDastanMag
جامعه خبری تحلیلی الف
«من فقط دو نفر را کشتهام»؛ هادی خورشاهیان؛ نشر هیلا حرکت در جادهای بدون تابلوی راهنمایی
«من فقط دو نفر را کشتهام»
بنیاد حق طبیعی.mp3
19.9 MB
📢 ... #پوشۀ_شنیداری نشست نقد و بررسی کتاب «بنیاد حق طبیعی»
با حضور: آرش اباذری، شروین مقیمی، سیدمسعود حسینی
@qoqnoospub
سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۸
@Bookcitycc
با حضور: آرش اباذری، شروین مقیمی، سیدمسعود حسینی
@qoqnoospub
سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۸
@Bookcitycc
💥💥💥💥
در برههاي از زندگي،
پشيماني مثل بيسكويتهايي است
كه هر روز صبح در فنجان قهوهمان خيس مي كنيم.
#ميكله_عزيز
#ناتاليا_گينزبورگ
#ققنوس
@qoqnoospub
در برههاي از زندگي،
پشيماني مثل بيسكويتهايي است
كه هر روز صبح در فنجان قهوهمان خيس مي كنيم.
#ميكله_عزيز
#ناتاليا_گينزبورگ
#ققنوس
@qoqnoospub