انتشارات ققنوس
5.54K subscribers
1.75K photos
634 videos
109 files
1.19K links
کانال رسمی گروه انتشاراتی ققنوس
آدرس اینستاگرام:
http://instagram.com/qoqnoospub
آدرس فروشگاه:
انقلاب-خیابان اردیبهشت-بازارچه کتاب
آدرس سایت:
www.qoqnoos.ir
ارتباط با ما:
@qoqnoospublication
Download Telegram
انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
منتشر شد

سایتو مدعی است که چارچوب تحلیلی مارکس از سرمایه‌داری پس از انتشار جلد اول سرمایه به‌کلی تغییر کرد و ما با سه مارکس روبه‌روییم:
مارکس تولیدگرا، اکوسوسیالیست و نهایتاً طرفدار کمونیسمِ رشدزدا.
ما در «عصر آنتروپوسن» (عصر انسان) زندگی می‌کنیم، عصری که انسان هوشمند تأثیرات قابل‌توجهی بر زمین و ساکنانش و تأثیرات پایداری بر سیستم‌ها، فرایندها و تنوع زیستی گذاشته است. راه‌حلِ نجات سیارۀ زمین نسخه‌ای از کمونیسمِ رشدزدای مارکسی است که رشد اقتصادی و بهره‌وری را رها می‌کند و نه به دنبال بازتوزیع، بلکه در جستجوی تغییر در محل تولید، کاهش ساعات کار و دموکراتیک‌سازی فرایند کار است. تحلیل سایتو به‌خوبی درهم‌تنیدگی اقتصاد، محیط‌زیست، سیاست و نقش مهم جنبش‌های اجتماعی-سیاسی در رسیدن به جامعۀ ایدئال را نشان می‌دهد، یعنی آن‌جا که پایداری، آزادی و برابری به یکدیگر می‌رسند.

#سرمایه_در_عصر_آنتروپوسن
مانیفستی علیه رشد اقتصادی

@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
نگاهی به کتاب«در باب جباریت» اثر لئو اشتراوس؛
فلسفه به مثابه شیوه زندگی
«در باب جباریت» با استفاده از موقعیت تاریخی یکتایی که جباریت‌های مدرن (یا حکومت‌های توتالیتر) موجد آن بودند، جباریت‌هایی که در نهایت، بنیاد خود را در نوعی ایمان جنون‌آمیز به فتح طبیعت، بهبود زندگی انسان، و تغییر جهان در لایه تاریخ دنیوی و جامعه سیاسی می‌یافتند، به این بصیرت منجر می‌شود که حیوان سیاسی والاترین امکان انسانی نیست و بدین‌ترتیب، به ایده فلسفه به‌‎مثابه نوعی شیوه زندگی مشروعیت می‌بخشد.
سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)–رضا دستجردی: «در باب جباریت» به‌قلم لئو اشتراوس فیلسوف سیاسی با ترجمه شروین مقیمی و یاشار جیرانی، از تازه‌های گروه انتشاراتی ققنوس است. کتاب نخستین مجلد از سه‌گانه کسنوفونی اشتراوس است. اثر همچنین به تحلیل دیالوگ «هیرون» اثر «کسنوفون» و مسئله جباریت می‌پردازد؛ همچنین مکاتبات فلسفی «اشتراوس» با «الکساندر کوژو» و ترجمه‌ای از متن «اریک فوگلین» را نیز دربردارد. کتاب با تحلیل عمیق یکی از متون کلاسیک فلسفه سیاسی، فرصتی برای فهم ریشه‌های جباریت و نسبت آن با قانون، مشروعیت و فلسفه فراهم می‌کند. مواجهه اشتراوس و کوژو در مکاتبات‌شان، خواننده را با دو سنت فکری مهم و تقابل تاریخی‌گرایی و آموزه کلاسیک آشنا می‌سازد.

فلسفه به مثابه شیوه زندگی

«در باب جباریت» نخستین‌بار در اوج بحران جباریت مدرن، یا سر برآوردن حکومت‌های توتالیتر منتشر شد. با این وجود، «در باب جباریت» بر خلاف همتایانش، جدل‌نامه یا جزوه‌ای نوعی در باب جباریت و آزادی نیست. به‌علاوه، نه فرزند زمانه خودش است و نه دستورالعملی در دفاع از آزادی سیاسی به‌عنوان والاترین تجلی انسانیت. به‌باور مقیمی و جیرانی، اساساً اثری که با نقل‌قولی از مکولی در باب نسبت‌معکوس میان رشد آزادی مطبوعات/ آزادی بیان و افول تفکر انتقادی در باب امور سیاسی آغاز می‌شود، اثری که تأکید می‌کند جامعه، تفکر را ذیل جباریت قرار می‌دهد، نیز اثری که می‌گوید تمایز میان حکومت مشروطه و جباریت، یک تقابل بسیط نیست، نمی‌تواند جزوه‌ای مفید در راه آزادی سیاسی باشد که فعالان سیاسی مثله‌اش کنند و از نقل‌قول‌هایش برای مبارزه مقدس با جباریت بهره ببرند.

مترجمین در این‌جا، این پرسش را مطرح می‌کنند که پس جباریت در باب چیست؟ بند پایانی پاسخ اشتراوس به کوژو واضح‌‎ترین صورت‌بندی را ارائه می‌کند: کسی که شجاعت مواجهه با مسئله جباریت را نداشته باشد لاجرم از مسئله هستی نیز خواهد گریخت. در این معنا، «در باب جباریت» تأملی در باب مسئله هستی، در باب فلسفه است.

کتاب نشان می‌دهد که چگونه شجاعت مواجهه با جباریت به‌مثابه یک مسئله و نه یک شر اخلاقی-سیاسی که باید در عمل فروکوفته شود، به یافتن بنیادی برای پرسش سترگ «چرا فلسفه؟» منجر می‌شود. مسئله جباریت محصول تأمل فیلسوف بر «مسئله قانون و مشروعیت» است، تأملی که نهایتاً به این تز پارادوکسیکال منجر می‌شود که حکومت قانون یا مشروطه لزوماً با حکومت خوب این‌همان نیست- این‌که شاید نوعی جباریت بهبودیافته، یا بهترین جباریت (که بنا بر تعریف حکومت فراقانونی است)، بر حکومت قانون برتری داشته باشد. اما اشتراوس بلافاصله اضافه می‌کند که این «آموزه جبارانه»- آموزه‌ای پارادوکسیکال که محصول دریافتن محدودیت‌های حکومت قانون است- در ساحت سیاسی تحقق‌ناپذیر است؛ یک اتوپیا است.....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/548736/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C
.
چرا تاريخ و فرهنگ و سياست همدست می‌شوند با شر درون آدم‌ها، به جای آن‌كه مامنی باشند برای انسان تنها و درمانده امروز؟
چرا آدميان، عمارت‌های پوسيده را نقش و نگار می‌زنند و مرمت می‌كنند وقتی از پای‌بست ويران‌اند؟
چرا زنان به جای پنجه كشيدن بر روی يكديگر و تيغ در كف گرفتن به ياری يكديگر برنمی‌خيزند؟
اين زخم‌ها و خون‌ها تاوان كدام گناه‌اند و آيا سر باز ايستادن دارند؟

داستان اين رمان داستان زندگي زنانی است كه به رغم اختلاف نسلی و طبقاتی، سرنوشتی كم و بيش يكسان دارند. رنج می‌كشند، خيانت می‌بينند، كينه می‌ورزند و انتقام می‌گيرند. بر خود و مردان زندگیشان زخم می‌زنند.
زندگی برايشان آوردگاه بقا و انتقام می شود. عشق و همدلی و همراهی در برهوت زندگيشان گم می‌شود. ميدان رزمی زنانه از دل آيين‌ها و تاريخ اجتماعی سر برون می‌آورد و زنان داستان را چونان زنگيان مست رو به روي هم قرار می‌دهد.
تيغ می‌كشند و جام زهر می‌نوشند و مي‌نوشانند. خواهري نمی‌كنند و با نفرت از يكديگر، خشم و انتقام را در درون خود همچون آتشی گدازان روشن نگه مي‌دارند.
چه چيزي آن‌ها را تا به اين حد هيولاوش كرده است؟

#کنیزکان_عمارت_ملکخانی
@qoqnoospub
.
چرا مردم تصمیم‌های خاصی می‌گیرند؟ چه چیزی پشت نوسان قیمت‌ها، رشد کشورها و حتی روابط انسانی پنهان است؟ در این کتاب نویسنده نشان می‌دهد که اقتصاد تنها دربارۀ پول و بازار نیست، بلکه زبانی است برای فهم رفتار انسان و نیروهایی که زندگی ما را شکل می‌دهند. از سیاست و فرهنگ گرفته تا علم و فناوری، هر پدیده‌ای را می‌توان از دریچۀ اقتصاد بازخوانی کرد. این کتاب سفری است از مفاهیم سادۀ روزمره تا نظریه‌های بزرگ اقتصادی، تا دریابیم چگونه انتخاب‌های کوچک ما جهانی بزرگ را می‌سازند

#جهان_به_روایت_اقتصاد
@qoqnoospub
.
سال 1705، وقتی پدربزرگ کورنل پیلاگ، تهدیست و بی‌چیز، از تبعیدگاه به زادگاهش مجارستان باز می‌گردد، کاملاً اتفاقی ساعت جیبی طلایی را، پیدا می‌کند.
پس از آن، بخت نامراد خانوادۀ چیلاگ ناگهان مسیری نو و شگفت‌انگیز در پیش می‌گیرد. ساعت به نسل‌های بعدی پسران نخست خاندان، قدرتی عجیب می‌بخشد: پیشگویی و مکاشفه.
این موهبت، که از پدر به پسر اول منتقل می‌شود، توانایی نگریستن به آینده یا بازگشت به گذشته را فراهم می‌کند - توانی که برای برخی از آنان موهبتی است و برای برخی دیگر نفرین.
هر نسل، رویاهای شگفت‌انگیز، زندگی و مکاشفه‌های خود را در پارشمنی رنگ‌باخته یادداشت می‌کند که به «کتاب پدران» شهرت می‌یابد و سیصد سال تاریخ مصیبت‌بار خانوادۀه را در دل خود حفظ و روایت می‌کند: در میان رودخانه‌ها و تاکستان‌های مجارستان، در سرزمینی تسخیر‌شده به دست گرگ‌ها، راهزن‌ها، طاعون و قتل‌عام و زیر سلطۀ مستبدانی ستمگر. خاندان چیلاگ بارها مجبور می‌شوند نام، دین، زبان و فرهنگ خود را تغییر دهند اما دوباره به اصل خود بازمی‌گردند.
این سرگذشت جنون آمیز خاندانی است که گویی قرعۀ فال رنج و شکنج به نامشان زده شده است..
#کتاب_پدران
@qoqnoospub
.
تجدیدچاپ شد
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
. تجدیدچاپ شد @qoqnoospub
کتاب «وقایع‌نگاری جنون: شرحی بر زندگی فریدریش هلدرلین در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۰۶ تا ۱۸۴۳» نوشتهٔ جورجو آگامبن را می‌توان‌ بازگشتی عمیق به مفهوم «عادت» (habit) در فلسفهٔ او دانست که از خلال روایت زندگی شاعر پرآوازهٔ آلمانی، فریدریش هلدرلین، به بازتعریف رابطهٔ میان زندگی، زبان و امر سیاسی می‌پردازد.

نقطهٔ عزیمت کتاب، بازاندیشی در مفهوم «جنون» است. آگامبن جنون هولدرلین را نه یک فروپاشی روانی، بلکه نوعی «جنون عامدانه» و روشی برای «سکونت» (inhabiting) در ورای هنجارهای عقلانیت مدرن می‌داند. این جنون، «عادتی» است که سوژه آن را نه کاملاً منفعلانه می‌پذیرد و نه فعالانه می‌سازد، بلکه به‌تدریج در آن سکنی می‌گزیند. بدین‌سان، تجربهٔ زیسته‌ای شکل می‌گیرد که از دوگانهٔ عقل و جنون فراتر می‌رود و زندگی را نه به‌عنوان امری زیست‌شناختی، بلکه همچون «شکلی تکین از حیات» بازتعریف می‌کند.

دومین مضمون کلیدی کتاب، پیوند میان «زبان و شعر» است. آگامبن با واکاوی «اشعار برج» هولدرلین نشان می‌دهد که چگونه شاعر با گسستن از قواعد نحوی و معنایی، زبانی را پدید می‌آورد که به‌جای بازنمایی جهان، خود به مکانی برای «درنگِ هستی» بدل می‌شود. چنین رویکردی، به‌گفتهٔ منتقدان، کتاب را به تأملی در باب «ناکارآمدسازیِ ماشین زبان» بدل می‌سازد که با پروژهٔ کلی‌تر آگامبن برای «ازکاراندازیِ» (destituting) ساختارهای سلطه هماهنگ است.

سومین خصیصه، بُعد سیاسی کتاب است. آگامبن تنهایی هولدرلین در برج توبینگن را به‌مثابهٔ یک «وضعیت استثناییِ» وارونه تفسیر می‌کند: عقب‌نشینی‌ای که نه انفعال، بلکه راهی برای خنثی‌سازیِ قدرتِ حاکمیتی (sovereign power) است. این «زیستن در سکون»، نمونه‌ای است از آنچه آگامبن «سیاست آینده» می‌نامد: سیاستی که به‌جای تصاحب قدرت، شکل‌های جدیدی از اجتماع را بر پایهٔ «عادت» و «کاربرد آزادِ خویشتن» بنا می‌کند.

در نهایت، نوآوری روش‌شناختی کتاب است که سیمایی تحسین‌برانگیز دارد: آگامبن از «وقایع‌نگاری» استفاده می‌کند و به‌جای تحلیل علی-معلولی، رویدادهای زندگی هلدرلین را در کنار هم قرار می‌دهد تا «تصویر بزرگ» یا «حقیقتِ شمایل‌گون» یک زندگی را هویدا سازد. به این اعتبار، کتاب نه‌فقط یک تک‌نگاری صرف، بلکه قطعه‌ای ضروری برای تکمیل پازل پروژهٔ هومو ساکر (Homo Sacer) و کاوشی فلسفی در باب معنای زیستن در جهانی بی‌سامان است.

#وقایع_نگاری_جنون

@qoqnoospub
از مجموعه "سفرهای شگفت‌انگیز" ژول ورن منتشر شد
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
از مجموعه "سفرهای شگفت‌انگیز" ژول ورن منتشر شد @qoqnoospub
ژول ورن اگر بود جهان صد سال دیگر ما را چگونه توصیف می‌کرد؟

مترجم «پاریس در قرن بیستم» پاسخ داد؛

مهدی بهنوش، مترجم کتاب «پاریس در قرن بیستم» گفت: اگر ژول‌ ورن اکنون در عصر ما می‌زیست جهان صدسال دیگر را جهانی بسیار پیشرفته اما تهی از صمیمیت و عشق توصیف می‌کرد؛ جهانی که در آن انسان کرات دیگر را تسخیر کرده اما در ابراز محبت ناتوان است و ادبیات جایی در زندگی او ندارد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به‌تازگی انتشارات آفرینگان، کتاب «پاریس در قرن بیستم» اثر ژول‌ورن را با ترجمه مهدی بهنوش عرضه کرده است. این کتاب یکی از شگفت‌انگیزترین آثار ژول ورن است؛ رمانی که بیش از صد سال اثری از آن نبود و انتشارش همه را با تصویر تکان‌دهنده‌اش از آینده شگفت‌زده کرد.

ژول ورن در این داستان پاریسی را ترسیم می‌کند که پیشرفت فناوری در آن به اوج رسیده و هنر و احساس کم کم به حاشیه رانده شده‌اند. در این اثر میشل دو فرنوا، جوانی شاعر، می‌کوشد در دنیایی که برای شعر جایی ندارد هویت خود را حفظ کند و می‌توان گفت «پاریس در قرن بیستم» مواجهه‌ای با چهره پیشگویانه و ژرف‌نگر ژول ورن است.

در ادامه گفت‌وگوی ما را با مهدی بهنوش، مترجم این کتاب می‌خوانید:

چرا هنوز آثار ژول ورن خواندنی است؟

قدرت تخیل و دیدگاه آینده‌نگر ژول ورن و توانایی او در ترکیب علم و ماجراجویی همچنان برای خوانندگان جذابیت دارد. مطالعه آثار او به‌خصوص برای نوجوانان می‌تواند مانند دری باشد بر روی دنیای علم و با برانگیختن حس کنجکاوی نوجوانان در مورد مسائلی مانند فضانوردی یا سرزمین‌های دوردست می‌تواند آنها را به مطالعه در این شاخه‌ها ترغیب کند. از سوی دیگر ژول ورن به‌عنوان یک نویسنده صاحب سبک بخشی از میراث ادبی جهان است و طبیعتا همواره افرادی را به خود جذب می‌کند.

ژول ورن اگر بود جهان صد سال دیگر ما را چگونه توصیف می‌کرد؟

آیا ترجمه از متنی که متعلق به متن اولیه ژول ورن بوده برایتان چالش داشته است؟

گاهی به‌منظور ارائه ترجمه‌ای دقیق‌تر، مترجم مجبور می‌شود به مطالعه در زمینه‌ای از علم بپردازد تا بتواند ترجمه دقیق‌تری ارائه دهد. توصیفات دقیق و موشکافانه نویسنده، اغلب مترجم را با چالش معادل‌یابی مواجه می‌کند که درباره من نیز صدق کرد و دلیل وجود پاورقی‌ها، توضیحات و پیوست‌ها در آثار ژول ورن همین موضوع است.

درباره نام کتاب «پاریس در قرن بیستم» توضیحاتی دهید. این رمان توصیفی از آینده را دارد موضوع اصلی و دغدغه ژول ورن در این اثر چیست؟

ژول ورن نویسنده‌ای است که همواره از پیشرفت‌های علمی و مواردی که برای اکثر مردم زمان خودش ناشناخته بوده سخن به میان می‌آورد. در کتاب «پاریس در قرن بیستم» نگرانی او از مدرنیته و آینده صنعتی مشهود است. او جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که از لحاظ تکنولوژی بسیار پیشرفت کرده اما در حوزه فرهنگ فقیر شده است. شعر و موسیقی دیگر ارزشی ندارد و کسی نویسندگان و شعرای بزرگ را نمی‌شناسد. شاید نویسنده می‌خواسته به خواننده هشدار بدهد که به چنین دنیایی وارد نشود و همواره مراقب روابط خود باشد.

اگر ژول ورن اکنون بود به نظر شما جهان یک قرن بعد را چگونه توصیف می‌کرد؟

جهانی بسیار پیشرفته اما تهی از صمیمیت و عشق. جهانی که در آن انسان کرات دیگر را تسخیر کرده اما در ابراز محبت ناتوان است و ادبیات جایی در زندگی او ندارد. آثاری که به پیش‌بینی آینده پرداخته‌اند همواره نوعی ترس و اضطراب را در خود دارند و نویسنده انسان‌هایی را تصویر می‌کند که انواع امکانات را در اختیار دارند اما به‌نوعی برده تکنولوژی شده‌اند.

ژول ورن اگر بود جهان صد سال دیگر ما را چگونه توصیف می‌کرد؟

در این کتاب چهره ژول ورن بدبین و درعین‌حال طناز است (طنز تلخ) این نتیجه چه تفکری در اوست و چنین نگاهی را آیا در سایر آثارش می‌بینید؟

انسان چون نمی‌تواند در مورد آینده اطمینان کامل داشته باشد و آن را صددرصد پیش‌بینی کند همیشه نگران است. زندگی در دنیایی صنعتی که مصلحت‌اندیشی و سودجویی بر همه چیز سیطره دارد جایی برای هنر و فرهنگ باقی نمی‌گذارد و این مسئله روح حساس نویسنده‌ای مانند ژول ورن را تحت تاثیر قرار می‌دهد و او را وامی‌دارد تا با هنر خود یعنی نویسندگی به انسان هشدار دهد، همه چیز را فدای پیشرفت نکند. طبیعی است که وقتی صفتی را به نویسنده‌ای نسبت می‌دهیم مجموعه آثار او را در نظر می‌گیریم و اگر می‌گوییم نویسنده‌ای بدبین است این برآیند مجموعه آثار اوست. ژول ورن هم از این قاعده مستثنی نیست اما باید اضافه کرد که در سایر آثارش چون تمرکز بر ماجراجویی است این موضوع کمرنگ‌تر دیده می‌شود.....

ادامه در لینک زیر

http://ibna.ir/x6GRL

#پاریس_در_قرن_بیستم

@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
@Qoqnoospub
روایتی عریان از کینه، قدرت و بقا در برهوت سنت

تازه‌ترین اثر بلقیس سلیمانی در بازار کتاب؛

در رمان جدید بلقیس سلیمانی، عمارت ملک‌خانی به صحنه نبردی زنانه بدل می‌شود که در آن عشق رخت بربسته و جای خود را به تیغ انتقام و زهر خیانت داده است؛ اثری که لایه‌های پنهان تاریخ اجتماعی را بازخوانی می‌کند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یکی از تکان‌دهنده‌ترین ویژگی‌های این رمان، نمایش تقابل‌های زنانه است. درحالی‌که انتظار می‌رود زنانِ تحت ستم، مأمنی برای یکدیگر باشند، در «کنیزکان عمارت ملک‌خانی» ماجرا به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. شخصیت‌ها چونان زنگیان مست، رو در روی هم می‌ایستند و به‌جای خواهری، خشم و نفرت را در درون خود شعله‌ور نگه می‌دارند. سلیمانی به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه یک محیط بسته و طبقاتی می‌تواند انسان‌ها را «هیولاوش» کرده و آن‌ها را وادار کند تا بر صورت یکدیگر پنجه بکشند. در این میدان رزم، عشق و همراهی تنها سرابی است که در برهوت زندگی شخصیت‌ها گم شده است.

در لایه‌های عمیق‌تر این تقابل، ما با مفاهیم تکان‌دهنده‌ای چون «روان‌شناسی رنج» مواجه می‌شویم. سلیمانی با مهارتی خیره‌کننده، نشان می‌دهد که چگونه در چنین فضایی، سوگواری از یک واکنش عاطفی به یک «تفرعن» و ابزار قدرت بدل می‌شود. برای شخصیت‌هایی که در حاشیه نگاه داشته شده‌اند، رنج تنها یک حس نیست، بلکه یک «سلاح» و یک «اعتبار اجتماعی» است. آن‌ها با چنگ انداختن به بهانه‌های بزرگ برای سوگواری، می‌کوشند مرکزیت توجه را در عمارت از آن خود کنند. این تصویر، نشان‌دهنده‌ی تهی شدن معنای همدلی در فضایی است که در آن، حتی غصه خوردن هم می‌تواند راهی برای برتری‌جویی بر دیگری باشد. درواقع، سلیمانی بر این واقعیت تلخ انگشت می‌گذارد که وقتی راه‌های مشروع دستیابی به عزت‌نفس مسدود باشد، آدمیان از «قربانی بودن» خود نردبانی برای صعود می‌سازند.

عمارت ملک‌خانی؛ نمادی از قدرت و ویرانی

عمارت در این داستان، تنها یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه شخصیت‌پردازی مستقلی دارد. این بنای کهن، بازتابی از تاریخ و فرهنگی است که از پای‌بست ویران شده، اما ساکنانش همچنان با وسواس به نقش‌ونگار زدن و مرمت ظاهر آن مشغول‌اند. نویسنده با ظرافت این پرسش را مطرح می‌کند که چرا آدمیان به‌جای رهایی از این بن‌بست‌های تاریخی، به بازسازی آن‌ها اصرار دارند؟ روایت آرام و تأمل‌برانگیز کتاب به خواننده فرصت می‌دهد تا لایه‌های اجتماعی و روانی این وابستگی‌های بیمارگونه به قدرت و سنت را کشف کند.

این وابستگی، خود را در قالب «تراژدی غیاب» نیز نشان می‌دهد. وقتی یکی از اعضای این عمارت در غربت و در حادثه‌ای مرموز از بین می‌رود، نبودِ جسد و مزار، لایه‌ی دیگری از استیصال را به داستان می‌افزاید. در جامعه‌ای سنتی که «قبر» و مراسم تدفین، مکانی برای تخلیه‌ی روانی و نمادی از پیوند بازماندگان با ریشه‌هایشان است، نبودِ مزار به معنای ناتمام ماندن سوگواری و باز ماندن زخمی چرکین است. سلیمانی به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه این «تعلیق ابدی»، شخصیت‌ها را در برزخی میان انکار و پذیرش رها می‌سازد و نبودِ یک سنگ قبر ساده، به «عقده‌ای» بدل می‌شود که راه نفس کشیدن را بر ساکنان عمارت می‌بندد. عمارت در اینجا، چون سیاهچاله‌ای است که خاطرات را می‌بلعد و تنها خشمِ ناشی از «فقدان» را بازتولید می‌کند.

اشیاء و فضاهای مرده؛ نمادشناسی سکوت

در بخش‌های مختلف رمان، اشیاء نیز زبان می‌گشایند. سلیمانی با توصیف دقیق وسایل قدیمی، اتاق‌های تودرتو و گردوغباری که بر اشیاء نشسته، نوعی «مرگ تدریجی» را تصویر می‌کند. هر شیء در عمارت ملک‌خانی، حامل داستانی از یک خیانت، یک حسرت یا یک قدرتِ از دست رفته است. آینه‌های کدر شده، صندوقچه‌های قفل‌خورده و حیاط‌های خالی، همگی استعاره‌ای از روح ساکنان این خانه هستند. نویسنده با تمرکز بر این جزئیات، به مخاطب می‌فهماند که چگونه «محیط»، آرام‌آرام بر «ذهن» چیره می‌شود؛ تا جایی‌که انسان‌ها دیگر نه برای خود، بلکه برای حفظ ابهتِ توخالیِ این اشیاء و دیوارها زندگی می‌کنند. این در هم تنیدگیِ انسان و مکان، یکی از نقاط قوت تکنیکی رمان است که اتمسفری سنگین و تاثیرگذار خلق کرده است.

سلیمانی بار دیگر ثابت می‌کند که تسلط عجیبی بر روایت زندگی افرادی دارد که در روایت‌های رسمی تاریخی، جایی ندارند. او در این رمان با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره و روابط انسانی در محیط‌های سنتی، تصویری دقیق از وضعیت زنانی ارائه می‌دهد که تحت تأثیر لایه‌های قدرت، هویت خود را گم کرده‌اند.

ادامه در لینک زیر
ibna.ir/x6GPh

#کنیزکان_عمارت_ملک_خانی
@qoqnoospub
.
سیروس علی‌نژاد در گفت‌وگو به مناسبت ۱۰۳ سالگی موحد مطرح کرد؛
محمدعلی موحد؛ آمیخته‌ای از طلا و نقره
سیروس علی‌نژاد، روزنامه‌نگار، گفت: زندگی محمدعلی موحد یک ملغمه است؛ اما نه یک ترکیب بی‌ارزش. ملغمه‌ای ساخته شده از اشیا و فلزات گوناگون که سهم فلزات گران‌بها مثل طلا و نقره در آن بسیار زیاد است.»
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: برخی نام‌ها در تاریخ یک سرزمین، فراتر از یک شخص، به یک «نهاد» بدل می‌شوند. محمدعلی موحد یکی از همین نام‌های استوار است. او که امروز قدم به ۱۰۳ سالگی می‌گذارد، شاهد زنده یک قرن تلاطم، نوسازی و بحران در ایران بوده و در متن بسیاری از این وقایع، از ملی شدن صنعت نفت تا احیای میراث عرفانی ایران، نقشی کلیدی ایفا کرده است. او را ملغمه‌ای از دانش‌ها می‌دانند؛ مردی که هم‌زمان می‌تواند بر کرسی قضاوت بین‌المللی بنشیند و هم در کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن شمس تبریزی قدم بزند.

کتابی که در راه است

در این گفت‌وگو علین‌ژاد خبر از کتابی می‌دهد که به زودی توسط انتشارات ققنوس منتشر خواهد شد؛ کتابی که حاصل ۳۰ سال گپ‌وگفت، چای خوردن و لذت بردن از محضر استاد است.

علی‌نژاد می‌گوید: «در این کتاب، هم زندگی‌نامه‌اش را نوشتم و هم بسیاری از خاطراتش را که در هیچ‌کجای دیگر گفته یا نوشته نشده است. درواقع این کتاب حاصل همنشینی‌های من با دکتر موحد است. او در مجالس خصوصی، وقتی یاد شعرا می‌افتد، نشان می‌دهد که چقدر در شعر فارسی غور کرده و حافظه غریبی دارد که همه را به یاد می‌آورد.»

از تبریز تا لاهه، از لاهه تا قونیه
محمدعلی موحد در دوم خرداد ۱۳۰۲ در شهر تبریز دیده به جهان گشود. زندگی او از همان آغاز با جست‌وجوگری گره خورد. او که دانش‌آموخته حقوق بود، در دوران ملی شدن صنعت نفت به شرکت نفت پیوست و بعدها به یکی از ارکان حقوقی این سازمان بدل شد. حضور او در لاهه و همراهی‌اش با هیئت اعزامی ایران، او را به حافظه‌ی زنده تاریخ معاصر نفت بدل کرد؛ کتاب «خواب آشفته نفت» او هنوز هم معتبرترین روایت از آن دوران پرآشوب است.

اما موحد فقط در جهان خشک قانون و نفت باقی نماند. او با تصحیح «مقالات شمس تبریزی»، انقلابی در مولاناپژوهی ایجاد کرد. تا پیش از موحد، شمس شخصیتی اسطوره‌ای و مه‌آلود بود، اما او با دقت علمی و شهود عرفانی، شمس را از پسِ غبار قرون بیرون کشید و به ما بازگرداند. ترجمه «سفرنامه ابن‌بطوطه» و آثار متعدد در باب تاریخ مغول و متون کلاسیک، بخش دیگری از کارنامه پربار اوست.

در این گزارش، به بهانه زادروز این پیر فرزانه، به سراغ سیروس علی‌نژاد، روزنامه‌نگار پیشکسوت و یار دیرین استاد رفته‌ایم تا از دریچه‌ی نگاه او که بیش از سه دهه با موحد حشرونشر داشته، به تماشای این شخصیت بی‌بدیل بنشینیم.

محمدعلی موحد؛ ملغمه‌ای از طلا و نقره
سیروس علی‌نژاد
سی سال همنشینی با فلزات گران‌بها

سیروس علی‌نژاد، که خود از بزرگان عرصه گفت‌وگو و گزارش است، رابطه خود با موحد را نوعی «تلمذ و همنشینی مدام» توصیف می‌کند. او معتقد است برای شناختن موحد، نباید فقط به کتاب‌هایش نگریست، بلکه باید به منش و روش زندگی او چشم دوخت.

علی‌نژاد در توصیف زندگی موحد، استعاره‌ای جالب به کار می‌برد: «زندگی او یک ملغمه است؛ اما نه یک ترکیب بی‌ارزش. ملغمه‌ای ساخته شده از اشیا و فلزات گوناگون که سهم فلزات گران‌بها مثل طلا و نقره در آن بسیار زیاد است.» او معتقد است موحد در هر ساحتی که وارد شده، از نفت و حقوق گرفته تا عرفان و تاریخ، به بهترین وجه از پس کار برآمده و توانسته است چیزی به دانش و معلومات ما اضافه کند.

یکی از نکات شگفت‌انگیزی که علی‌نژاد به آن اشاره می‌کند، وسعت تخصص‌های موحد است. او می‌گوید: «عجیب است که این زمینه‌های گوناگون ظاهراً به هم ربطی ندارند؛ از ابن‌بطوطه تا مقالات شمس، و از آنجا تا نفت و تاریخ مغول. من حتی فکر نمی‌کردم او تا این حد عمیق روی تاریخ مغول کار کرده باشد، اما او نگاهی نو دارد و معتقد است تاریخ ایران را باید به دوران پیش و پس از مغول تقسیم کرد.».

نفت یا شمس؛ ترجیحِ پیرِ صدساله چیست؟

وقتی از علی‌نژاد پرسیده می‌شود که موحد کدام نقش خود را بیشتر دوست دارد؛ مرد قانون بودن یا سالک شمس بودن؟ او پاسخ می‌دهد: «او غرق در ادبیات فارسی است، هرچند آن را چندان بروز نمی‌دهد. اما اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، او در همه‌جا موفق است. در نفت نظیر ندارد، چون با تمام بزرگان این عرصه نشست و برخاست خصوصی و نزدیک داشته است. اما در عوالم معنوی، بی‌تردید مولانا و شمس او را تسخیر کرده‌اند. ...

ادامه در لینک زیر

https://www.ibna.ir/news/550163/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AD%D8%AF-%D9%85%D9%84%D8%BA%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D9%84%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B1%D9%87
انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
«کتاب پدران»، حماسه ای خانوادگی است که در بازه زمانی ۳۰۰ ساله ای از تاریخ مجارستان روایت می شود. هر فصلی به زندگی و مرگ نخست زاده آن نسل خانواده چیلاگ می پردازد. روایتی که از سال ۱۷۰۲ آغاز و در سال ۱۹۹۶ پایان می‌یابد. درون‌مایه های کتاب یعنی زندگی، مرگ، یهودیت، رنج، دربدری، پدرانگی و مادرانگی، همانهایی است که زمان و خود روایت را به هم پیوند می‌زند و در قالبی شاعرانه در سراسر روایت تکرار می شوند و رنجی جانکاه می آفرینند که از شخصیت ها و روایت برمی خیزد، از صفحات کتاب بیرون می زند و در جان خواننده می نشیند.
کتاب پدران» داستانی از تکرار است، درست مانند تعریف ما از زمان که هزاران سال است درک ما را از این مفهوم شکل داده اند. رخدادها بر سبیل عادات جاری خود اتفاق می افتند، اما برای جوانان – برای نسل بعدی که در حال حرکت به جلو هستند – جدید و مرموز به نظر می‌رسند.
یکی از زیباترین و شاعرانه ترین فصل های «کتاب پدران» داستان سیلارد کوچولو است – همان کودک مهربانی که می‌خواهد پرواز کند. سیلارد که به دست مادربزرگ روستایی اش تربیت شده، زندگی‌اش به طرز چشمگیری تغییر می‌کند زیرا ناچار می شود زیر دست ناپدری اش روزگار بگذراند. او برای مادربزرگش گریه می‌کند، دلتنگ تنها دوستش در خانه مادربزرگ می شود-گربه ای سیاه. تنها شادی سیلارد در خانه جدید پرندگان هستند. کبوترخانه، جایی که پرندگان در آن زندگی می‌کنند، نه تنها پناهگاهی برای فرار از زبان مجاری می‌شود که او نمی‌تواند به درستی آن را یاد بگیرد، بلکه مکانی است برای تنهایی‌ دردآورش، زیرا او خود را متعلق به آن خانواده و اجتماع نمی داند.
«کتاب پدران» نشان می‌دهد که چگونه اتفاقات، تصمیمات و حتی ویژگی‌های شخصیتی در طول صدها سال بازتاب می‌یابند و چگونه تاریخ بر زندگی فردی و خانوادگی تأثیر می‌گذارد. این تکرار می‌تواند هم عامل دلگرمی و هم عامل تکرار اشتباهات باشد. تاریخ فرد را له می کند، اما فرد پیروز می شود.
مفهوم هویت، به ویژه هویت یهودی در بستری تاریخی و فرهنگی، یکی دیگر از محورهای مهم کتاب است. وابستگی به ریشه‌ها، حفظ سنت‌ها در برابر فشارهای بیرونی و درونی، و جستجوی جایگاه فردی در یک تاریخ جمعی به خوبی دیده می‌شود.
کتاب پدران سرگذشت مصیبت بار ١٣ نسل از خانواده ای یهودی است که درد و رنج آوارگی را به دوش می کشند، با تعصبات نژادی و مذهبی بنیان براندازی مواجه می شوند، مجبور به جلای وطن و زندگی در بیگانگی غربت می شوند، مذهب و نام و ظاهر خود را تغییر می دهند اما هویت شان را از دست نمی دهند. هویتی که با رنج و درد و خون به دست آمده است. کتاب پدران داستان درخشانی از تاریخ درد بشر است.

#کتاب_پدران
@qoqnoospub
سخن‌رانی مصطفی ملکیان به مناسبت انتشار کتاب "در احوال و آثار دکتر محمدعلی موحد"

زمان:
دوشنبه، ۲۵ خرداد، ساعت ۱۷
مکان:
فرهنگ‌سرای نیاوران، سالن خلیج فارس

🔵 کانال رسمی مصطفی ملکیان
انتشارات ققنوس منتشرکرد:

جنبش‌های نافرجام تحلیلی عمیق از موچ گستردۀ اعتراضات مردمی در دهۀ 2010 در نقاط مختلف جهان ارائه می‌دهد. بوینز با بررسی جنبش‌هایی از برزیل و شیلی تا هنگ‌کنگ و خاورمیانه، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا با وجود حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها، بسیاری از این جنبش‌ها به تغییرات اساسی و پایدار منجر نشدند. او با تکیه بر مصاحبه‌ها و گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که فقدان سازماندهی منسجم و راهبرد سیاسی مشخص چگونه می‌تواند انرژی اعتراضات را به بن‌بست بکشاند. این کتاب نگاهی انتقادی به مفهوم «قدرت خیابان» دارد و تفاوت میان شور انقلابی و دستاوردهای نهادی را بررسی می‌کند. همچین اثری تحلیلی و روزآمد است که برای علاقه‌مندان به سیاست معاصر و مطالعات اجتماعی جذاب و تامل‌برانگیز است.
@Bookcitycc