انتشارات ققنوس
منتشر شد کتاب «ایران و عصر روشنگری» در اساس مشتمل بر چندین مقالهی درخشانپیرامون نقش و تأثیر ایران و تمدن ایرانی بر ذهن متفکران اروپایی عصرروشنگری است. این اثر همچنین مجموعهای است تکین و بینظیر که از خلال مقالاتش میتوان به تصویری که از ایران در طلیعهٔ…
در میانهٔ انبوهی از متون فلسفی در باب جنبش روشنگری به مثابهٔ جنبشی که سرآغاز مدرنیتهٔ غربی در شکل فعلی آن دانسته میشود، مجموعه مقالات گردآوری شده در کتاب حاضر درواقع ما را با آن بستری در تاریخ اندیشه آشنا میسازد که ازمجرای آن با درک و دریافت شرایط اجتماعی - فکری اروپای قرن هجدهم میتوانیم بر جایگاه وجوه خاصی از فرهنگ ایرانی همچون آیین زرتشت در اندیشهٔ اروپایی و نیز تصویری که از سلسهٔ صفویه و یا نادر شاه در مقام رهبری مقتدر و توانا درذهن انسان اروپایی وجود داشته، آگاهی حاصل کنیم.
کتاب «ایران و عصر روشنگری» در اساس مشتمل بر چندین مقالهی درخشانپیرامون نقش و تأثیر ایران و تمدن ایرانی بر ذهن متفکران اروپایی عصرروشنگری است. این اثر همچنین مجموعهای است تکین و بینظیر که از خلال مقالاتش میتوان به تصویری که از ایران در طلیعهٔ مدرنیته در اروپا وجود داشته واقف شویم.
کتاب در عین آنکه به تأثیر جنبههای خاصی از فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایران همچون مدارا در باب عقاید دینی بر اندیشهٔ غربی میپردازد، در مورد برخی خصایصی که تفکر اروپایی آنها را مختص به ایران می دانست، دست به تعمق میزند.
خصایصی همچون قدرت مطلقه و استبداد ایرانی که در کتاب مورد کاوش وتحلیل قرار میگیرد.
رویکرد بنیادین کتاب در تمامی مباحث متنوعی که طرح میکند به هیچ عنوان شرقشناسانه نیست، و این از آن روست که به طور مشخص به دورهای تاریخی که بهنسبتْ ماقبل اوج تفکرات استعماری بوده میپردازد. کتاب درواقع «روندهای پیچیدهٔ گفتگو و میانجیگری فرهنگی» را برای بررسی ماهیت مواجههٔ ایران و اروپای عصرروشنگری بکار میگیرد هر چند به درستی بر این نظر است که این مواجهه صرفاً وتماماً «ارتباطی» نبوده و انگیزههای توسعهطلبانه نیز در آن وجود داشته است.
در نهایت اینکه کتاب ضمن آنکه به تصویر ایران در ذهن فلاسفهٔ اروپایی همچون مونتسکیو، دیدرو و ولتر میپردازد، به مباحثی عمیق و جذاب همچون مطالعهای تطبیقی در باب الهیات ایرانی و الهیات مسیحی نیز پرداخته. همین تنوع و گسترهٔ مباحث مطروحه در کتاب در کنار بداعت تئوریک و روشنشناختی آن دلیل غنای مضمونی و جذابیت کتاب بوده است.
#ایران_و_عصر_روشنگری
@qoqnoospub
در میانهٔ انبوهی از متون فلسفی در باب جنبش روشنگری به مثابهٔ جنبشی که سرآغاز مدرنیتهٔ غربی در شکل فعلی آن دانسته میشود، مجموعه مقالات گردآوری شده در کتاب حاضر درواقع ما را با آن بستری در تاریخ اندیشه آشنا میسازد که ازمجرای آن با درک و دریافت شرایط اجتماعی - فکری اروپای قرن هجدهم میتوانیم بر جایگاه وجوه خاصی از فرهنگ ایرانی همچون آیین زرتشت در اندیشهٔ اروپایی و نیز تصویری که از سلسهٔ صفویه و یا نادر شاه در مقام رهبری مقتدر و توانا درذهن انسان اروپایی وجود داشته، آگاهی حاصل کنیم.
کتاب «ایران و عصر روشنگری» در اساس مشتمل بر چندین مقالهی درخشانپیرامون نقش و تأثیر ایران و تمدن ایرانی بر ذهن متفکران اروپایی عصرروشنگری است. این اثر همچنین مجموعهای است تکین و بینظیر که از خلال مقالاتش میتوان به تصویری که از ایران در طلیعهٔ مدرنیته در اروپا وجود داشته واقف شویم.
کتاب در عین آنکه به تأثیر جنبههای خاصی از فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایران همچون مدارا در باب عقاید دینی بر اندیشهٔ غربی میپردازد، در مورد برخی خصایصی که تفکر اروپایی آنها را مختص به ایران می دانست، دست به تعمق میزند.
خصایصی همچون قدرت مطلقه و استبداد ایرانی که در کتاب مورد کاوش وتحلیل قرار میگیرد.
رویکرد بنیادین کتاب در تمامی مباحث متنوعی که طرح میکند به هیچ عنوان شرقشناسانه نیست، و این از آن روست که به طور مشخص به دورهای تاریخی که بهنسبتْ ماقبل اوج تفکرات استعماری بوده میپردازد. کتاب درواقع «روندهای پیچیدهٔ گفتگو و میانجیگری فرهنگی» را برای بررسی ماهیت مواجههٔ ایران و اروپای عصرروشنگری بکار میگیرد هر چند به درستی بر این نظر است که این مواجهه صرفاً وتماماً «ارتباطی» نبوده و انگیزههای توسعهطلبانه نیز در آن وجود داشته است.
در نهایت اینکه کتاب ضمن آنکه به تصویر ایران در ذهن فلاسفهٔ اروپایی همچون مونتسکیو، دیدرو و ولتر میپردازد، به مباحثی عمیق و جذاب همچون مطالعهای تطبیقی در باب الهیات ایرانی و الهیات مسیحی نیز پرداخته. همین تنوع و گسترهٔ مباحث مطروحه در کتاب در کنار بداعت تئوریک و روشنشناختی آن دلیل غنای مضمونی و جذابیت کتاب بوده است.
#ایران_و_عصر_روشنگری
@qoqnoospub
🌿🌿🌿🌿🌿
در فصلی از کتاب #ایران_و_عصر_روشنگری با عنوان «ایران مداراجو در نامههای ایرانی مونتسکیو» در باب «سفر» میخوانیم:
مونتسکیو از ابتدای نامههای ایرانی تناظری بین سفر و حکمت برقرار میکند. او نظر خود را صریحا نمیگوید، اما چنین القا میکند که ارتباط با مردم، بحث با دیگران، سفر کردن به سرزمینهای ناشناخته، و آموزش دیدن لازم است. تعلیم دیدن از طریق سفر انسانها را حکیمتر و متینتر میکند؛ بدون گفتگو یا گفتوشنود یادگیری یا حکمتی در کار نیست. او در کتاب دیگرش بهویژه مشرب رواقی را به یاد انتقاد میگیرد که میگوید با هنر خودکاوی میتوان خود را شناخت. مونتسکیو که مخالف این سخن است میگوید تأیید دیگران لازم است، زیرا انسانها به طور طبیعی با حقیقت فاصله دارند: «انسانها چنان از نزدیک به خود نگاه میکنند که قادر نیستند خود را ببینند. چراکه آنها فضایل و زشتی های خود را صرفاً از دریچهٔ عشق به خود درک میکنند. آنها در قبال خود همیشه شاهدانی بیوفا و قضاتی فاسدند.»
به نظر او حکمت ثمرهٔ ارتباط با دیگران است، و سفر وسیلهٔ تحقق این امر است.
#ایران_و_عصر_روشنگری
#سیروس_مسروری_ویتنی_مَنیز_و_دیگران
#ترجمهٔ_شهربانو_صارمی
@qoqnoospub
در فصلی از کتاب #ایران_و_عصر_روشنگری با عنوان «ایران مداراجو در نامههای ایرانی مونتسکیو» در باب «سفر» میخوانیم:
مونتسکیو از ابتدای نامههای ایرانی تناظری بین سفر و حکمت برقرار میکند. او نظر خود را صریحا نمیگوید، اما چنین القا میکند که ارتباط با مردم، بحث با دیگران، سفر کردن به سرزمینهای ناشناخته، و آموزش دیدن لازم است. تعلیم دیدن از طریق سفر انسانها را حکیمتر و متینتر میکند؛ بدون گفتگو یا گفتوشنود یادگیری یا حکمتی در کار نیست. او در کتاب دیگرش بهویژه مشرب رواقی را به یاد انتقاد میگیرد که میگوید با هنر خودکاوی میتوان خود را شناخت. مونتسکیو که مخالف این سخن است میگوید تأیید دیگران لازم است، زیرا انسانها به طور طبیعی با حقیقت فاصله دارند: «انسانها چنان از نزدیک به خود نگاه میکنند که قادر نیستند خود را ببینند. چراکه آنها فضایل و زشتی های خود را صرفاً از دریچهٔ عشق به خود درک میکنند. آنها در قبال خود همیشه شاهدانی بیوفا و قضاتی فاسدند.»
به نظر او حکمت ثمرهٔ ارتباط با دیگران است، و سفر وسیلهٔ تحقق این امر است.
#ایران_و_عصر_روشنگری
#سیروس_مسروری_ویتنی_مَنیز_و_دیگران
#ترجمهٔ_شهربانو_صارمی
@qoqnoospub
🌿🌿🌿🌿🌿
شاه سلطانحسین از سلطنت کنارهگیری کرد و تاجوتخت را به پسرش، شاه تهماسب دوم، واگذاشت. تهماسب مجبور به فرار شد و به ایل قاجار در تبریز پناه برد. بحران عمیق خلا قدرت در ایران دو امپراتوری روسیه و عثمانی را وسوسه کرد، آنها با سوءاستفاده از وضع موجود اعلام جنگ کردند و نواحی مهمی از قلمرو ایران به چنگ این دو امپراتوری افتاد. آنها دستاوردهای تازهی خود را با پیمان قسطنطنیه در سال ۱۷۲۴، که در واقع پیمانی برای تقسیم ایران بود، تضمین کردند.
در این لحظهی حساس بود که نادر ظهور کرد و خیلی زود با تغییر دادنِ سرنوشتِ قدرت در ایران و کسب اقتدار شخصیِ عظیم و محبوبیت عمومی نقش سرنوشتساز در تحول رویدادهای ایران ایفا کرد.
#تاریخ
#ایران_و_عصر_روشنگری
#سیروس_مسروری_و_دیگران
#شهربانو_صارمی
@qoqnoospublication
شاه سلطانحسین از سلطنت کنارهگیری کرد و تاجوتخت را به پسرش، شاه تهماسب دوم، واگذاشت. تهماسب مجبور به فرار شد و به ایل قاجار در تبریز پناه برد. بحران عمیق خلا قدرت در ایران دو امپراتوری روسیه و عثمانی را وسوسه کرد، آنها با سوءاستفاده از وضع موجود اعلام جنگ کردند و نواحی مهمی از قلمرو ایران به چنگ این دو امپراتوری افتاد. آنها دستاوردهای تازهی خود را با پیمان قسطنطنیه در سال ۱۷۲۴، که در واقع پیمانی برای تقسیم ایران بود، تضمین کردند.
در این لحظهی حساس بود که نادر ظهور کرد و خیلی زود با تغییر دادنِ سرنوشتِ قدرت در ایران و کسب اقتدار شخصیِ عظیم و محبوبیت عمومی نقش سرنوشتساز در تحول رویدادهای ایران ایفا کرد.
#تاریخ
#ایران_و_عصر_روشنگری
#سیروس_مسروری_و_دیگران
#شهربانو_صارمی
@qoqnoospublication