#گروه_انتشاراتي_ققنوس سومين گاهنامه ققنوس دانلود از سايت ققنوس
http://qoqnoos.ir/qoqnoosletter/No3.pdf
@qoqnoospub
http://qoqnoos.ir/qoqnoosletter/No3.pdf
@qoqnoospub
#گروه_انتشاراتی_ققنوس
11مهر ماه،سالروز درگذشت عبدالرحیم جعفری ،موسس انتشارات امیرکبیر
یاد و خاطرشان را گرامی می داریم
@qoqnoospub
11مهر ماه،سالروز درگذشت عبدالرحیم جعفری ،موسس انتشارات امیرکبیر
یاد و خاطرشان را گرامی می داریم
@qoqnoospub
درباره كتاب #سياست_عشق
اثر #مهدي_رفيع:
سياست عشق عبارتي كه آلن بديو فيلسوف ساختارگراي فرانسوي آن را بي معنا مي داند، درخوانشي برسازنده از هنر و فلسفه معاصر و به طور خاص در آنچه مي توان "هنر و فلسفه" پس از دالوز و گتاري ناميد، مواجهه اي را ميان اين فيلسوفان و هنرمندان معاصر ايران و جهان تدارك مي بيند.
كتاب حاضر حوزه هاي گوناگون هنري از جمله نقاشي، مجسمه، شعر و ..را از منظر چرخش فلسفي، به ويژه در پرتو نظريات فيلسوفاني چون دلوز و گتاري ارائه مي دهد. اين موضوع از رهگذر آنجه ازيك الي يز فيلسوف مهم «سياست احساس» و احمد غزالي عارف «سياست عشق» مي نامند، بررسي شده است.
همچنين يه رابطه اي جديد ميان هنر و فلسفه پس از دلوز و گتاري همراه با تاملات عرفاني مي پردازد
اين كتاب، آثار نقاشان مهم اما گمنام ايراني را از منظري ديگر و تحت شرايط متفاوتي كه جهان معاصر ايجاد كرده است بررسي مي كند و رابطه امر بومي و امر جهاني را در آن برجسته مي سازد.
@qoqnoospub
اثر #مهدي_رفيع:
سياست عشق عبارتي كه آلن بديو فيلسوف ساختارگراي فرانسوي آن را بي معنا مي داند، درخوانشي برسازنده از هنر و فلسفه معاصر و به طور خاص در آنچه مي توان "هنر و فلسفه" پس از دالوز و گتاري ناميد، مواجهه اي را ميان اين فيلسوفان و هنرمندان معاصر ايران و جهان تدارك مي بيند.
كتاب حاضر حوزه هاي گوناگون هنري از جمله نقاشي، مجسمه، شعر و ..را از منظر چرخش فلسفي، به ويژه در پرتو نظريات فيلسوفاني چون دلوز و گتاري ارائه مي دهد. اين موضوع از رهگذر آنجه ازيك الي يز فيلسوف مهم «سياست احساس» و احمد غزالي عارف «سياست عشق» مي نامند، بررسي شده است.
همچنين يه رابطه اي جديد ميان هنر و فلسفه پس از دلوز و گتاري همراه با تاملات عرفاني مي پردازد
اين كتاب، آثار نقاشان مهم اما گمنام ايراني را از منظري ديگر و تحت شرايط متفاوتي كه جهان معاصر ايجاد كرده است بررسي مي كند و رابطه امر بومي و امر جهاني را در آن برجسته مي سازد.
@qoqnoospub
#گروه_انتشاراتي_ققنوس و #نمايشگاه_كتاب_گيلان و #جشن_امضاي دو كتاب از اين گروه انتشاراتي: #بوي_برف و #شهرزاد_چاه با حضور نويسندگان
@qoqnoospub
@qoqnoospub
چشمانت را نمی فهمم
هیچ وقت ارتباط برقرار نکردم
با هنرهای مفهومی !
با من سنتی
به زبان ساده ی نوازش؛
با دستانت !
حرف بزن ...
#عباس_معروفی
@qoqnoospub
هیچ وقت ارتباط برقرار نکردم
با هنرهای مفهومی !
با من سنتی
به زبان ساده ی نوازش؛
با دستانت !
حرف بزن ...
#عباس_معروفی
@qoqnoospub
مردها دسته دسته چنان سینه می زدند که کوه جواب می داد. نوحه را فریاد می کردند. به خصوص وقتی که به فلکه می رسیدند ،صداشان را بلندتر می کردند و سه ضرب می زدند.
#سال_بلوا #عباس_معروفي
@qoqnoospub
#سال_بلوا #عباس_معروفي
@qoqnoospub
مردها دسته دسته چنان سینه می زدند که کوه جواب می داد. نوحه را فریاد می کردند. به خصوص وقتی که به فلکه می رسیدند ،صداشان را بلندتر می کردند و سه ضرب می زدند.
زن ها هم بودند، صداشان به گوش می رسید که به سروسینه می زدند و جیغ می کشیدند. گفتم کدام زنی است که پسری به اسم حسین نداشته باشد؟ حتا اگر هم نداشته باشد حسین حسینش به آسمان می رود.
آن ها می خواندند : " حسین حسین حسین وای ."
و من در آن سرسرای ماتم زده همراهیشان می کردم : " حسین حسین حسینا. "
هیچ کس نمی توانست زن ها را آرام کند. من گریه می کردم و هیچ کس نبود که مرا آرام کند. انگار روز آخر دنیا بود و من برای دیدن حسینا فقط همین یک روز را فرصت داشتم.
#سال_بلوا
#عباس_معروفي
#انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
زن ها هم بودند، صداشان به گوش می رسید که به سروسینه می زدند و جیغ می کشیدند. گفتم کدام زنی است که پسری به اسم حسین نداشته باشد؟ حتا اگر هم نداشته باشد حسین حسینش به آسمان می رود.
آن ها می خواندند : " حسین حسین حسین وای ."
و من در آن سرسرای ماتم زده همراهیشان می کردم : " حسین حسین حسینا. "
هیچ کس نمی توانست زن ها را آرام کند. من گریه می کردم و هیچ کس نبود که مرا آرام کند. انگار روز آخر دنیا بود و من برای دیدن حسینا فقط همین یک روز را فرصت داشتم.
#سال_بلوا
#عباس_معروفي
#انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
Forwarded from داستان ایرانی
#محمد_اسماعیل_حاجی_علیان
#چی_خوندم_توی_این_هفته
نمی دانم تاحالا چندتا از داستانهای محمدرضا گودرزی رو خوندید؟ از داستان های کوتاه مجموعه اگه تو بمیری نشر افق بگیر تا داستان بلند نعش کش و تا مجموعه داستان تازه منتشر شده اش # بگذار_برسانمت با #نشر_هیلا #چاپ_اول_1395
در آثار داستانی محمدرضا گودرزی نوعی فانتزی خاص وجود دارد که رگه هایی از طنز خاصی از موقعیت ها بوجود می آورد که دلنشین است و خودمانی. نثر همه آثارش تا کنون نثر روان و سلیسی است که تلاش دارد از هرگونه پیچیدگی زبانی به دور باشد. آدمهای قصه هایش آدمها معمول جامعه اند ولی در موقعیت ایجاد شده رفتار معمول ندارند و این تضاد بازهم بر شوخ طبعی داستانهای گودرزی می افزاید. دغدقه مدرن ، نثر روان و گسستگی روایت همراه با سایر ویژگیهای فرم داستانی مدرن گودرزی را در جرگه داستان نویسان مدرن قرار می دهد - مطابق نظریه ژانر، نظریه مورد علاقه ایشان در نقد- و این اثر هم از همین گونه است. اغلب داستانها از 4 یا 5 صفحه تجاوز نمی کند و برشی کوتاه از زندگیها را به نمایش می گذارد. هرچند در چند داستان این مجموعه شخصیتی به داستان دیگر سریده اند و نقش گرفته اند.
نکته جالب اغلب کتابهای محمدرضا گودرزی اینست که خود نویسنده و فرایند خلق اثر داستانی و دغدقه ها و دلمشغولی نویسندگی همیشه حضوری تاثیر گذار دارند. کتاب خواندن شخصیت ها یا بهتر است بگویم شخصیت های متفاوت کتابخوان موجود در آثارشان- بخصوص همین کتاب بگذار برسانمت- نوعی آرمانخواهی هنرمندانه است و -متاسفانه باید بگویم- آرزوی انسانی جامعه روشنفکری ایران.
میخواستم کتاب را معرفی کنم ولی رفتم به صحرای کربلا.
#بگذار_برسانمت در 114 صفحه کتابی است که امروز در مسیر رفت و برگشت و در وقتهای اضافه و زمانهای انتظارم خواندم و روز شادی را برایم رقم زد. ناگفته نماند که من گرایش ناخواسته ای به طنز زیبای آثار گودرزی دارم و برایم لذتش را دو چندان کرد.
بنظرم بعد ایرج پزشکزاد طنازترین داستان نویس معاصر گودرزیست.
دعوت به خوانش #بگذار_برسانمت و بقیه آثار محمد رضا گودرزی، دعوت به خوانش طنازانه زندگیست در کمال جدی گری.
#محمد_اسماعیل_حاجی_علیان
#کی_چی_خونده
#چی_خوندم_توی_این_هفته
نمی دانم تاحالا چندتا از داستانهای محمدرضا گودرزی رو خوندید؟ از داستان های کوتاه مجموعه اگه تو بمیری نشر افق بگیر تا داستان بلند نعش کش و تا مجموعه داستان تازه منتشر شده اش # بگذار_برسانمت با #نشر_هیلا #چاپ_اول_1395
در آثار داستانی محمدرضا گودرزی نوعی فانتزی خاص وجود دارد که رگه هایی از طنز خاصی از موقعیت ها بوجود می آورد که دلنشین است و خودمانی. نثر همه آثارش تا کنون نثر روان و سلیسی است که تلاش دارد از هرگونه پیچیدگی زبانی به دور باشد. آدمهای قصه هایش آدمها معمول جامعه اند ولی در موقعیت ایجاد شده رفتار معمول ندارند و این تضاد بازهم بر شوخ طبعی داستانهای گودرزی می افزاید. دغدقه مدرن ، نثر روان و گسستگی روایت همراه با سایر ویژگیهای فرم داستانی مدرن گودرزی را در جرگه داستان نویسان مدرن قرار می دهد - مطابق نظریه ژانر، نظریه مورد علاقه ایشان در نقد- و این اثر هم از همین گونه است. اغلب داستانها از 4 یا 5 صفحه تجاوز نمی کند و برشی کوتاه از زندگیها را به نمایش می گذارد. هرچند در چند داستان این مجموعه شخصیتی به داستان دیگر سریده اند و نقش گرفته اند.
نکته جالب اغلب کتابهای محمدرضا گودرزی اینست که خود نویسنده و فرایند خلق اثر داستانی و دغدقه ها و دلمشغولی نویسندگی همیشه حضوری تاثیر گذار دارند. کتاب خواندن شخصیت ها یا بهتر است بگویم شخصیت های متفاوت کتابخوان موجود در آثارشان- بخصوص همین کتاب بگذار برسانمت- نوعی آرمانخواهی هنرمندانه است و -متاسفانه باید بگویم- آرزوی انسانی جامعه روشنفکری ایران.
میخواستم کتاب را معرفی کنم ولی رفتم به صحرای کربلا.
#بگذار_برسانمت در 114 صفحه کتابی است که امروز در مسیر رفت و برگشت و در وقتهای اضافه و زمانهای انتظارم خواندم و روز شادی را برایم رقم زد. ناگفته نماند که من گرایش ناخواسته ای به طنز زیبای آثار گودرزی دارم و برایم لذتش را دو چندان کرد.
بنظرم بعد ایرج پزشکزاد طنازترین داستان نویس معاصر گودرزیست.
دعوت به خوانش #بگذار_برسانمت و بقیه آثار محمد رضا گودرزی، دعوت به خوانش طنازانه زندگیست در کمال جدی گری.
#محمد_اسماعیل_حاجی_علیان
#کی_چی_خونده
#گروه_انتشاراتي_ققنوس #ياكوبي از #مجموعه_دانشنامه_فلسفي_استنفورد منتشر شد..عكس از #خانه_کتاب_دهخدا_تبريز
@qoqnoospub
@qoqnoospub
ياكوبي شخصيتي بود جدلي، اجتماعي و ادبي. او منتقدي صريح اللهجه بود، نخست منتقد عقل گراييِ حاكم بر فلسفه روشنگريِ متاخر آلمان، سپس منتقد ايدئاليسم استعلايي كانت، به ويژه صورتي كه فيشته متقدم بدان بخشيده بود، و نهايتا منتقد ايدئاليسم رمانتيك شلينگ متاخر. در تمام موارد، مخالفت وي با فيلسوفان مبتني بر اين باور بود كه اشتياق آن ها به تبيين، نادانسته ايشان را به اين سمت سوق داده است كه شرايط مفهوم پردازي را با شرايط وجود خلط كنند، و بدين وسيله، هيچ جايي براي آزادي فردي يا خداي شخص وار باقي نگذارند. ياكوبي اين نكته را در دقاع از فرد گرايي و ارزش هاي شخص گرايانه، در شماري مجادله عمومي مطرح كرد كه طي آن ها بيانات و مضاميني را پيش كشيد كه تا امروز طنين انداز هستند.
@dehkhodabook
اما شايد تاثيرگذارتين ضابطه ياكوبي اين ادعا بود كه هيچ«من» ي بدون «تو» وجود ندارد، و اين دو تنها در محضر خدايي متعالي و شخص وار مي توانند يكديگر را بازشناسند و مورد احترام قرار دهند. ياكوبي، به دليل دفاعش از امر فردي و «استثنايي»، گاهي به عنوان اگزيستانسياليست تصور شده است. اين تصور بايد با اين ملاحضات تعديل شود: ياكوبي مدافع ارزش هاي محافظه كارانه اي بود كه احساس مي كرد از سوي فرهنگ زمانه اش در معرض تهديد قرار دارد؛ وي هيچ گاه خود را عقل ستيز ندانست. بلكه، بر عكس، «ايمان» اش را ذاتا و حقيقتا عقلاني مي پنداشت؛ و بارها كوشيد تا نظريه اي ايجابي در باب عقل طرح كند.
باتشکر ار همکار خوبمان #خانه_کتاب_دهخدا
@dehkhodabook
@qoqnoospub
@dehkhodabook
اما شايد تاثيرگذارتين ضابطه ياكوبي اين ادعا بود كه هيچ«من» ي بدون «تو» وجود ندارد، و اين دو تنها در محضر خدايي متعالي و شخص وار مي توانند يكديگر را بازشناسند و مورد احترام قرار دهند. ياكوبي، به دليل دفاعش از امر فردي و «استثنايي»، گاهي به عنوان اگزيستانسياليست تصور شده است. اين تصور بايد با اين ملاحضات تعديل شود: ياكوبي مدافع ارزش هاي محافظه كارانه اي بود كه احساس مي كرد از سوي فرهنگ زمانه اش در معرض تهديد قرار دارد؛ وي هيچ گاه خود را عقل ستيز ندانست. بلكه، بر عكس، «ايمان» اش را ذاتا و حقيقتا عقلاني مي پنداشت؛ و بارها كوشيد تا نظريه اي ايجابي در باب عقل طرح كند.
باتشکر ار همکار خوبمان #خانه_کتاب_دهخدا
@dehkhodabook
@qoqnoospub
سیاست خُرد نیروها در هنر معاصر:
دربارهی کتاب #سیاست_عشق: #میان_هنر_و_فلسفه
مواجههی میان هنر و فلسفه در قرن بیستم بیش از هر زمان دیگری با فراروی از تاریخ فلسفه،تاریخ هنر،و هم زمان فلسفهی هنر تعاریف رشتهای و دانشگاهی این حوزهها را به پرسش گرفته است.جوزف کوشت josrph kosuth یکی از نظریهپرداز هنر مفهومی در مقالهی «هنر پس از فلسفه»(1969)(در فضایی کاملاً متاثر از مه 68) این مواجهه را تحت الزامات فلسفهی تحلیلی و گزارههای منطقی بررسی میکند،که هنوز به شدت محدود و در صورت بندی های عقلانی زبان بررسی میشوند.با این حال،این دلوز و گتاری هستند که هم زمان با فراروی از فلسفهی تحلیلی و رویکردهای پدیدهشناختی(فلسفهی قارهای) به هنر در افقی پسانیچهای-پسااسپینوزایی گونهای»فلسفه پس از هنر» را معرفی میکنند که با تصرف نیروهای نادیدنی و فراروی از پدیده شناسی احساس و زیبایی شناسی مدرن،تصویر غالب هنر و فلسفه را ویران میکند،و آنها را در وضعیتی متفاوت برمیسازد.این رویکرد جدید که اریک الّییز، فیلسوف معاصر فرانسوی،آن را در مفهوم «عاملیت نموداری»،در فراروی از تعاریف رژیم های زیباشناسی از کانت تا رانسیر،بررسی میکند،سبب میشود هنر به حوزهای برای دگرگونی تعاریف پایهای فلسفه بدل شود،و برعکس.سیاست عشق،این وضعیت معاصر هنر و فلسفه و پیامدهای آن را در آثار هنرمندان ایران و جهان بررسی میکند و آن را در بافت کشف هنر معاصر ایران برای پیوند امر بومی و امر جهانی قرار میدهد که با برگذشتن هم زمان از هنر مدرن و هنر سنتی صورت میگیرد.هنر معاصر ایران از طریق هنرمندانی مانند سهراب سپهری،ابوالقاسم سعیدی،منوچهر یکتایی،مارکو گریگوریان،حسین زنده رودی و... هنر- اندیشهی ایرانی را به «دوران معاصر» وارد میکنند.این هنرمندان در قرن اخیر نخستین کسانی بودهاند که پشتوانههای هنر گذشته و مدرن را با شدن و صیرورت آن در وضعیتی معاصر ارائه کردهاند که سبب بازنویسی تاریخ هنر معاصر از منظری غیرغربی می شود.با این حال،رخداد مهم دیگر آن است که این وضیت با مفاهیم رسمی از سیاست و امر اجتماعی درگیر میشود،به نحوی که هنر آوانگارد قرن بیستم را که هم چنان به بیان الّییز در نوسان میان «هنر سیاسی و سیاست به مثابه هنر» است از نوعی سرگردانی رهایی می بخشد.سیاست عشق،علاوه بر آن که رویکرد متفاوتی از احساس را در روابط بینافردی معرفی میکند با «شخصی زدایی از عشق» به بیان رُنه شرِر،عشق را به حوزهی اجتماعی متصل میکند.این گونه حیات بی نظیر و یگانهی احمد غزالی،مبدع مفهوم سیاست عشق،در دوران معاصر به نحو متفاوتی به جریان می افتد تا با فراروی از عرفان سیاسی،سیاست عرفانی یا عرفان به مثابه سیاست عشق را در رابطه نوین میان هنر و فلسفه قرار دهد.
@qoqnoospub
دربارهی کتاب #سیاست_عشق: #میان_هنر_و_فلسفه
مواجههی میان هنر و فلسفه در قرن بیستم بیش از هر زمان دیگری با فراروی از تاریخ فلسفه،تاریخ هنر،و هم زمان فلسفهی هنر تعاریف رشتهای و دانشگاهی این حوزهها را به پرسش گرفته است.جوزف کوشت josrph kosuth یکی از نظریهپرداز هنر مفهومی در مقالهی «هنر پس از فلسفه»(1969)(در فضایی کاملاً متاثر از مه 68) این مواجهه را تحت الزامات فلسفهی تحلیلی و گزارههای منطقی بررسی میکند،که هنوز به شدت محدود و در صورت بندی های عقلانی زبان بررسی میشوند.با این حال،این دلوز و گتاری هستند که هم زمان با فراروی از فلسفهی تحلیلی و رویکردهای پدیدهشناختی(فلسفهی قارهای) به هنر در افقی پسانیچهای-پسااسپینوزایی گونهای»فلسفه پس از هنر» را معرفی میکنند که با تصرف نیروهای نادیدنی و فراروی از پدیده شناسی احساس و زیبایی شناسی مدرن،تصویر غالب هنر و فلسفه را ویران میکند،و آنها را در وضعیتی متفاوت برمیسازد.این رویکرد جدید که اریک الّییز، فیلسوف معاصر فرانسوی،آن را در مفهوم «عاملیت نموداری»،در فراروی از تعاریف رژیم های زیباشناسی از کانت تا رانسیر،بررسی میکند،سبب میشود هنر به حوزهای برای دگرگونی تعاریف پایهای فلسفه بدل شود،و برعکس.سیاست عشق،این وضعیت معاصر هنر و فلسفه و پیامدهای آن را در آثار هنرمندان ایران و جهان بررسی میکند و آن را در بافت کشف هنر معاصر ایران برای پیوند امر بومی و امر جهانی قرار میدهد که با برگذشتن هم زمان از هنر مدرن و هنر سنتی صورت میگیرد.هنر معاصر ایران از طریق هنرمندانی مانند سهراب سپهری،ابوالقاسم سعیدی،منوچهر یکتایی،مارکو گریگوریان،حسین زنده رودی و... هنر- اندیشهی ایرانی را به «دوران معاصر» وارد میکنند.این هنرمندان در قرن اخیر نخستین کسانی بودهاند که پشتوانههای هنر گذشته و مدرن را با شدن و صیرورت آن در وضعیتی معاصر ارائه کردهاند که سبب بازنویسی تاریخ هنر معاصر از منظری غیرغربی می شود.با این حال،رخداد مهم دیگر آن است که این وضیت با مفاهیم رسمی از سیاست و امر اجتماعی درگیر میشود،به نحوی که هنر آوانگارد قرن بیستم را که هم چنان به بیان الّییز در نوسان میان «هنر سیاسی و سیاست به مثابه هنر» است از نوعی سرگردانی رهایی می بخشد.سیاست عشق،علاوه بر آن که رویکرد متفاوتی از احساس را در روابط بینافردی معرفی میکند با «شخصی زدایی از عشق» به بیان رُنه شرِر،عشق را به حوزهی اجتماعی متصل میکند.این گونه حیات بی نظیر و یگانهی احمد غزالی،مبدع مفهوم سیاست عشق،در دوران معاصر به نحو متفاوتی به جریان می افتد تا با فراروی از عرفان سیاسی،سیاست عرفانی یا عرفان به مثابه سیاست عشق را در رابطه نوین میان هنر و فلسفه قرار دهد.
@qoqnoospub
Forwarded from داستان ایرانی
سه شنبه ها ،دانشگاه اصفهان همراه باشید با مروری بر داستان کوتاه و رمان ایران
با حضور سیاوش گلشیری.
@dastanirani
با حضور سیاوش گلشیری.
@dastanirani