Forwarded from حکمت زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سه نوع کمالگرایی
و تأثیر کمالگرایی بر آسیبزاییِ خودکشی
گفتاری از دکتر عطااله عقیلیان در نشست نهم «دوشنبههای دوستی با روان»، که به گزارش و شرح کتاب «در اوج تاریکی؛ چرا افراد خودکشی میکنند» (نشر ققنوس) اختصاص داشت
ویدیوی کامل این سخنرانی را میتوانید امشب در کانال یوتیوب حکمت زندگی بیابید
کانال حکمت زندگی
و تأثیر کمالگرایی بر آسیبزاییِ خودکشی
گفتاری از دکتر عطااله عقیلیان در نشست نهم «دوشنبههای دوستی با روان»، که به گزارش و شرح کتاب «در اوج تاریکی؛ چرا افراد خودکشی میکنند» (نشر ققنوس) اختصاص داشت
ویدیوی کامل این سخنرانی را میتوانید امشب در کانال یوتیوب حکمت زندگی بیابید
کانال حکمت زندگی
Forwarded from یادداشت های حسن انصاری
من ترجمه فارسی را هنوز نديده ام. اما اصل انگليسی را نويسنده دانشمندش برای من به لطف فرستاد و آن را چند سال پيش خواندم. به نظر اين کمترين با وجود انتشار ده ها کتاب درباره انديشه های فلسفی و دينی غزالی به زبان های مختلف اين يکی از همه مفيدتر است. اين کتاب در کنار فرار از مدرسه استاد دکتر زرينکوب بهترين آثاری هستند که تاکنون درباره غزالی نوشته شده اند.
https://t.me/azbarresihayetarikhi
https://t.me/azbarresihayetarikhi
کتاب «ویتگنشتاین» آنتونی کنی مقدمهای خوشخوان و از حیث تاریخی اطلاعبخش بر فلسفۀ لودویگ ویتگنشتاین ارائه میدهد که به دلیل روایتاش از وحدت انداموار آثار او - از اتمیسم منطقیِ «تراکتاتوس»، گذر از متون انتقالی دهۀ 1930 مانند «ملاحظات فلسفی»، تا «پژوهشهای فلسفی» و «دربارۀ یقین»- و بدین ترتیب کنارزدن اسطورۀ شکاف ریشهای میان دورههای اولیه و متأخر تفکرش، اثری شاخص در کتب تفسیری ویتگنشتاین به حساب میآید. کنی استدلال میکند که دغدغههای پایدار ویتگنشتاین—معنا بهمثابه کاربرد در بازیهای زبانی، نفی زبانهای خصوصی، و سرشت فهم و یقین—بهطور پیوسته تکامل مییابند، و در این میان فلسفه نقشی درمانی ایفا میکند: حل/انحلال سردرگمیهای فلسفی از طریق ترسیم نقشۀ کلی مفاهیم، و نه از طریق کشف علمی یا استنتاجهای بدیع. این اثر، با هدف دسترسپذیرتر ساختن ویتگنشتاین برای عموم خوانندگان، او را بهعنوان یکی از برجستهترین متفکران سدۀ بیستم تصویر میکند که بخصوص دو حیطۀ فلسفۀ زبان و ذهن را دگرگون ساخت، و معماری جدیدی برای مفاهیم کلیدی این دو حیطه عرضه داشت.
#فلسفه_ویتگنشتاین
@qoqnoospub
#فلسفه_ویتگنشتاین
@qoqnoospub
ایستاده در مرز
روانشناسی هنر نوشته جرج مَدِر
تلاشی برای نزدیک کردن علم و هنر است
مهرداد دیلمی
روزنامهنگار
خلق آثار هنری شکلی از رفتار بشر است که پیشینهاش به قبل از تاریخ مکتوب برمیگردد. در واقع آثار هنری، نظیر نقاشیهای غارها و مجسمهها، اغلب یگانه بقایای بهجامانده از فعالیت بشر را تشکیل میدهند. مباحث نظری هنر هم طی قرنهای متمادی تا حد زیادی در انحصار نظریهپردازی فیلسوفان و روششناسی قیاسی آنها بود. در کنار این رویکرد کلاسیک نقد آثار هنری، رشته نسبتاً جدید «روانشناسی هنر» و شاخه نوپدید آن یعنی عصبـزیباشناسی یا زیباشناسی عصبشناختی در حال رشد است که روش استقرایی مبتنی بر آزمایش، مشاهده و تجربه را به جای قیاس مینشاند.
روزنامه ایران
@qoqnoospub
روانشناسی هنر نوشته جرج مَدِر
تلاشی برای نزدیک کردن علم و هنر است
مهرداد دیلمی
روزنامهنگار
خلق آثار هنری شکلی از رفتار بشر است که پیشینهاش به قبل از تاریخ مکتوب برمیگردد. در واقع آثار هنری، نظیر نقاشیهای غارها و مجسمهها، اغلب یگانه بقایای بهجامانده از فعالیت بشر را تشکیل میدهند. مباحث نظری هنر هم طی قرنهای متمادی تا حد زیادی در انحصار نظریهپردازی فیلسوفان و روششناسی قیاسی آنها بود. در کنار این رویکرد کلاسیک نقد آثار هنری، رشته نسبتاً جدید «روانشناسی هنر» و شاخه نوپدید آن یعنی عصبـزیباشناسی یا زیباشناسی عصبشناختی در حال رشد است که روش استقرایی مبتنی بر آزمایش، مشاهده و تجربه را به جای قیاس مینشاند.
روزنامه ایران
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
ایستاده در مرز روانشناسی هنر نوشته جرج مَدِر تلاشی برای نزدیک کردن علم و هنر است مهرداد دیلمی روزنامهنگار خلق آثار هنری شکلی از رفتار بشر است که پیشینهاش به قبل از تاریخ مکتوب برمیگردد. در واقع آثار هنری، نظیر نقاشیهای غارها و مجسمهها، اغلب یگانه…
روانشناسی هنر همانگونه که از نام آن پیداست، زیرمجموعهای از علم روانشناسی است که به شناخت روحیات هنرمندان و مخاطبان هنر میپردازد. هنر و علم، بهرغم آرمان مشترک، پیوسته جدا از هم بالیدهاند. منبع الهام جرج مَدِر در کتاب «روانشناسی هنر» تمایل به چارهاندیشی برای نزدیکتر کردن دوباره این دو سپهر رفتار بشر از طریق کاوش در زمینه مشترکی است که از منظر علم روانشناسی دارند. جرج مَدِر در پیشگفتار کتابش مینویسد: «درک ما از فرآیندهای عصبیای که پشتوانه ادراک بصری بشرند طی حدود پنجاه سال گذشته به سرعت افزایش یافته است، تا جایی که امور مسلم اساسی حالا بهخوبی تثبیت شدهاند. علم به بلوغ کافی رسیده تا اجازه دهد زمینه برخی گفتوشنودهای جذاب بین هنر و علم گشوده شود.»
جورج مَدِر، استاد افتخاری در دانشگاه ساسکس انگلستان، و استاد بازنشسته در دانشگاه لینکلن انگلستان است که بیش از ۸۰ مقاله پژوهشی و ۵ کتاب منتشر کرده است. علایق اصلی تحقیقاتی او در ادراک حرکت، پس جلوههای بصری و ادراک هنر تجسمی است. «روانشناسی هنر» را سهند سلطاندوست ترجمه کرده و انتشارات ققنوس آن را منتشر کرده است. «روانشناسی هنرهای تجسمی: چشم، مغز و هنر» مَدِر هم توسط مهرخ غفاریمهر به فارسی ترجمه شده است.
«روانشناسی هنر» یکی از عناوین مجموعهای در انتشارات راتلج است بهاسم «روانشناسی همهچیز» و درآمدی نسبتاً مختصر و فهمپذیر بر روانشناسی هنر برای هرکسی است که به این موضوع علاقه دارد، صرفنظر از پیشزمینه رشته تخصصیاش و هیچ فرضی در خصوص دانش پیشینی از هنر یا علم آن مفروض گرفته نشده است. «روانشناسی هنر» اگر چه مخاطب عام دارد و برای عموم نوشته شده اما با روانشناسی عامیانه تفاوت دارد و در همان ابتدای کتاب تکلیف را روشن میکند که برخی از گزارههایی که در هنر متداول است برخاسته از روانشناسی عامیانه هستند. از جمله این گزاره که «چپدستها خلاقترند و تعداد زیادی از هنرمندان چپ دست هستند.» کتاب در فصل اول با بررسی این نظر به این نتیجه رسیده که خیلی از هنرمندانی که فکر میکردند چپدست هستند، چپدست نیستند و تعداد چپدستها در بین هنرمندان نسبت به چپدستها در جامعه عادی که ۹ درصد است، کمتر هم هست.
زیباشناسی از پایین
مَدِر در کتابش این سؤالات را پیش روی مخاطبش میگذارد که چرا از هنر لذت میبریم؟ و چهچیزی ما را به خلق آثار هنری ترغیب میکند؟ همچنین کسب علم و دانش درباره مغز چگونه میتواند به درک سلیقه هنری کمک کند؟ این کتاب گلچینی از راههایی است که علم روانشناسی میتواند در درک ما از ارزش فعالیتهای خلاقه کمک کند. بررسی نحوه ادراک از هر چیز، از رنگ تا حرکت و خلق آثار هنری بهمنزله شکلی از رفتار انسانی ازجمله موضوعاتی هستند که در «روانشناسی هنر» مورد بررسی قرار گرفتهاند. این کتاب در ۷ فصل «هنر و روانشناسی»، «عصبشناسی هنر»، «چرا به هنر میپردازیم؟»، «نمایش فضا، خطوط کنارهنما و فرم در هنر»، «نمایش رنگ و حرکت در هنر»، «هنر عالی حاصل چیست؟» و «خلاقیت در هنر و علم» تدوین شده است.
در فصل اول کتاب با پرداختن به اهمیت هنر به مثابه شکلی از رفتار و با تأکید بر تاریخ مشترک میان هنر و علم، زمینه برای ادامه کتاب مهیا میشود و با بحث مختصری در مورد مراد نویسنده از هنر، و فایده دستهبندی هنر به «ایسم»ها پایان مییابد: «میتوان به این دلیل بر ایسمها خرده گرفت که پیشینههای فرهنگی و شخصی پربار و پیچیده پیرامون آثار هنری را بیش از حد ساده میکنند. از سوی دیگر، اینها شکلی از شناخت برآمده از جانب هنرمندان، منتقدان هنری و مورخان را میسازند که انبوه عظیمی از آثار را در قالب مجموعهای منسجم از موجودیتهای فهمپذیرتر توضیح میدهند و به آن ساختار میبخشند.»
در فصل دوم کتاب با پرسش از اینکه مغز چه نسبتی با هنر دارد، مبانی مباحث بعدی را مطرح میکند. در این فصل همچنین به این پرسش پرداخته شده که چرا رویکردهای علمی به هنر از سوی برخی به دیده تردید نگریسته میشود و مهمترین بینشهایی را که علمِ مغز درباره هنر پیش مینهد مرور شده و مینویسد: «تحقیقات اخیر، مطابق با منابع علمی بالینی و برخلاف باور رایج به دوگانگی سمت راست/ سمت چپ مغز، نشان میدهد که فرآیندهای تفکر و خلاقیت هنری در پیوند با دو شبکه سلولی در مقیاس بزرگاند که به شکل گسترده و دوجانبه در سراسر لوبهای پیشانی، آهیانهای و گیجگاهی توزیع شدهاند.»
در فصل سوم این پرسش مطرح میشود که چرا انسانها چنین مشتاقانه به هنر میپردازند. نظریه علمیای که مبنای این بحث را تشکیل میدهد، نظریه داروین درباره تکامل از طریق انتخاب طبیعی است. ...
ادامه در لینک زیر
روانشناسی هنر
نویسنده: جرج مَدِر
مترجم: سهند سلطاندوست
انتشارات: ققنوس
تعداد صفحات: ۱۹۶ صفحه
قیمت: ۱۸۰۰۰۰ تومان
https://irannewspaper.ir/8918/17/143845
@qoqnoospub
جورج مَدِر، استاد افتخاری در دانشگاه ساسکس انگلستان، و استاد بازنشسته در دانشگاه لینکلن انگلستان است که بیش از ۸۰ مقاله پژوهشی و ۵ کتاب منتشر کرده است. علایق اصلی تحقیقاتی او در ادراک حرکت، پس جلوههای بصری و ادراک هنر تجسمی است. «روانشناسی هنر» را سهند سلطاندوست ترجمه کرده و انتشارات ققنوس آن را منتشر کرده است. «روانشناسی هنرهای تجسمی: چشم، مغز و هنر» مَدِر هم توسط مهرخ غفاریمهر به فارسی ترجمه شده است.
«روانشناسی هنر» یکی از عناوین مجموعهای در انتشارات راتلج است بهاسم «روانشناسی همهچیز» و درآمدی نسبتاً مختصر و فهمپذیر بر روانشناسی هنر برای هرکسی است که به این موضوع علاقه دارد، صرفنظر از پیشزمینه رشته تخصصیاش و هیچ فرضی در خصوص دانش پیشینی از هنر یا علم آن مفروض گرفته نشده است. «روانشناسی هنر» اگر چه مخاطب عام دارد و برای عموم نوشته شده اما با روانشناسی عامیانه تفاوت دارد و در همان ابتدای کتاب تکلیف را روشن میکند که برخی از گزارههایی که در هنر متداول است برخاسته از روانشناسی عامیانه هستند. از جمله این گزاره که «چپدستها خلاقترند و تعداد زیادی از هنرمندان چپ دست هستند.» کتاب در فصل اول با بررسی این نظر به این نتیجه رسیده که خیلی از هنرمندانی که فکر میکردند چپدست هستند، چپدست نیستند و تعداد چپدستها در بین هنرمندان نسبت به چپدستها در جامعه عادی که ۹ درصد است، کمتر هم هست.
زیباشناسی از پایین
مَدِر در کتابش این سؤالات را پیش روی مخاطبش میگذارد که چرا از هنر لذت میبریم؟ و چهچیزی ما را به خلق آثار هنری ترغیب میکند؟ همچنین کسب علم و دانش درباره مغز چگونه میتواند به درک سلیقه هنری کمک کند؟ این کتاب گلچینی از راههایی است که علم روانشناسی میتواند در درک ما از ارزش فعالیتهای خلاقه کمک کند. بررسی نحوه ادراک از هر چیز، از رنگ تا حرکت و خلق آثار هنری بهمنزله شکلی از رفتار انسانی ازجمله موضوعاتی هستند که در «روانشناسی هنر» مورد بررسی قرار گرفتهاند. این کتاب در ۷ فصل «هنر و روانشناسی»، «عصبشناسی هنر»، «چرا به هنر میپردازیم؟»، «نمایش فضا، خطوط کنارهنما و فرم در هنر»، «نمایش رنگ و حرکت در هنر»، «هنر عالی حاصل چیست؟» و «خلاقیت در هنر و علم» تدوین شده است.
در فصل اول کتاب با پرداختن به اهمیت هنر به مثابه شکلی از رفتار و با تأکید بر تاریخ مشترک میان هنر و علم، زمینه برای ادامه کتاب مهیا میشود و با بحث مختصری در مورد مراد نویسنده از هنر، و فایده دستهبندی هنر به «ایسم»ها پایان مییابد: «میتوان به این دلیل بر ایسمها خرده گرفت که پیشینههای فرهنگی و شخصی پربار و پیچیده پیرامون آثار هنری را بیش از حد ساده میکنند. از سوی دیگر، اینها شکلی از شناخت برآمده از جانب هنرمندان، منتقدان هنری و مورخان را میسازند که انبوه عظیمی از آثار را در قالب مجموعهای منسجم از موجودیتهای فهمپذیرتر توضیح میدهند و به آن ساختار میبخشند.»
در فصل دوم کتاب با پرسش از اینکه مغز چه نسبتی با هنر دارد، مبانی مباحث بعدی را مطرح میکند. در این فصل همچنین به این پرسش پرداخته شده که چرا رویکردهای علمی به هنر از سوی برخی به دیده تردید نگریسته میشود و مهمترین بینشهایی را که علمِ مغز درباره هنر پیش مینهد مرور شده و مینویسد: «تحقیقات اخیر، مطابق با منابع علمی بالینی و برخلاف باور رایج به دوگانگی سمت راست/ سمت چپ مغز، نشان میدهد که فرآیندهای تفکر و خلاقیت هنری در پیوند با دو شبکه سلولی در مقیاس بزرگاند که به شکل گسترده و دوجانبه در سراسر لوبهای پیشانی، آهیانهای و گیجگاهی توزیع شدهاند.»
در فصل سوم این پرسش مطرح میشود که چرا انسانها چنین مشتاقانه به هنر میپردازند. نظریه علمیای که مبنای این بحث را تشکیل میدهد، نظریه داروین درباره تکامل از طریق انتخاب طبیعی است. ...
ادامه در لینک زیر
روانشناسی هنر
نویسنده: جرج مَدِر
مترجم: سهند سلطاندوست
انتشارات: ققنوس
تعداد صفحات: ۱۹۶ صفحه
قیمت: ۱۸۰۰۰۰ تومان
https://irannewspaper.ir/8918/17/143845
@qoqnoospub
روزنامه ایران
ایستاده در مرز
شب ادبیات گوتیک
به مناسبت دویست و هشتمین سالروز انتشار نسخهٔ انگلیسی کتاب «فرانکنشتاین» اثر مری شلی، نهصد و سی و ششمین شب از شبهای بخارا به ادبیات گوتیک اختصاص یافته است. این نشست با همکاری انتشارات ققنوس در ساعت پنج بعدازظهر دوشنبه هشتم دیماه ۱۴۰۴ با سخنرانی حسین سناپور، رضا نجفزاده، محمدصادق صادقیپور، سمیه نوروزی (دبیر مجموعهٔ ادبیات گوتیک) و علی دهباشی در تالار گفتگوی ققنوس برگزار میشود.
خیابان انقلاب، خیابان دوازده فروردین، خیابان شهید نظری غربی، نبش جاوید ۲، پلاک ۲، ساختمان مرکزی ققنوس، طبقۀ ششم، تالار گفتگو
@qoqnoospub
به مناسبت دویست و هشتمین سالروز انتشار نسخهٔ انگلیسی کتاب «فرانکنشتاین» اثر مری شلی، نهصد و سی و ششمین شب از شبهای بخارا به ادبیات گوتیک اختصاص یافته است. این نشست با همکاری انتشارات ققنوس در ساعت پنج بعدازظهر دوشنبه هشتم دیماه ۱۴۰۴ با سخنرانی حسین سناپور، رضا نجفزاده، محمدصادق صادقیپور، سمیه نوروزی (دبیر مجموعهٔ ادبیات گوتیک) و علی دهباشی در تالار گفتگوی ققنوس برگزار میشود.
خیابان انقلاب، خیابان دوازده فروردین، خیابان شهید نظری غربی، نبش جاوید ۲، پلاک ۲، ساختمان مرکزی ققنوس، طبقۀ ششم، تالار گفتگو
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
شب ادبیات گوتیک به مناسبت دویست و هشتمین سالروز انتشار نسخهٔ انگلیسی کتاب «فرانکنشتاین» اثر مری شلی، نهصد و سی و ششمین شب از شبهای بخارا به ادبیات گوتیک اختصاص یافته است. این نشست با همکاری انتشارات ققنوس در ساعت پنج بعدازظهر دوشنبه هشتم دیماه ۱۴۰۴ با سخنرانی…
ادبیات گوتیک به عنوان شاخهای پیشارمانتیک در اواخر قرن هجدهم شکل گرفت و زمینهساز جنبش رمانتیک شد. این گونهٔ ادبی، که واکنشی به عقلگرایی مطلق و خشکاندیش عصر روشنگری بود، بر احساسات شدید، هراس و اسرار ناشناخته تمرکز دارد. ویژگیهای اصلی آن شامل فضاسازی تیره و مرموز، وقایع فراطبیعی، کهنالگوهای شیطانی، و صحنههای آکنده از اضطراب و هیجان است.
ریشههای این مفهوم به معماری قرون وسطایی گوتیک بازمیگردد؛ سازههایی با طاقهای نوکتیز و فضاهای رازآلود که بعدها نماد شورشی علیه نظم و ساختار کلاسیک شدند. ادبیات گوتیک با بهرهگیری از این فضاها و همچنین درونکاوی شخصیتها، به کاوش در بخشهای ناخودآگاه و تاریک روان انسان میپردازد.
انتشارات ققنوس تا کنون آثار زیر را در مجموعهٔ ادبیات گوتیک منتشر کرده است:
«فرانکنشتاین» (مری شلی/ فرشاد رضایی)، «دراکولا» (برام استوکر/ مهرداد وثوقی)، «قلعهٔ اوترانتو (هوراس والپول/ مهرداد وثوقی)، «سایهٔ باد» (کارلوس روئیس سافون/ سهیل سمی)، «ساحرهٔ کوه کهربا (ویلهلم ماین هولم/ جواد سید اشرف)، «زنی در آینه» (ربکا جیمز/ نسترن ظهیری)، «ناقوس نیمهشب» (فرانسیس لاتوم/ مریم مهدوی)، «بارون پیر انگلیسی» (کلارا ریو/ مریم مهدوی)، «دکتر جکیل و آقای هاید» (رابرت لوئیس استیونسون/ مهرداد وثوقی)،«سنت ایروین و زستراتزی» (پرسی شلی/ مهرداد وثوقی)و «داستانهای ارواح» (چارلز دیکنز/ مهرداد وثوقی).
@qoqnoospub
ریشههای این مفهوم به معماری قرون وسطایی گوتیک بازمیگردد؛ سازههایی با طاقهای نوکتیز و فضاهای رازآلود که بعدها نماد شورشی علیه نظم و ساختار کلاسیک شدند. ادبیات گوتیک با بهرهگیری از این فضاها و همچنین درونکاوی شخصیتها، به کاوش در بخشهای ناخودآگاه و تاریک روان انسان میپردازد.
انتشارات ققنوس تا کنون آثار زیر را در مجموعهٔ ادبیات گوتیک منتشر کرده است:
«فرانکنشتاین» (مری شلی/ فرشاد رضایی)، «دراکولا» (برام استوکر/ مهرداد وثوقی)، «قلعهٔ اوترانتو (هوراس والپول/ مهرداد وثوقی)، «سایهٔ باد» (کارلوس روئیس سافون/ سهیل سمی)، «ساحرهٔ کوه کهربا (ویلهلم ماین هولم/ جواد سید اشرف)، «زنی در آینه» (ربکا جیمز/ نسترن ظهیری)، «ناقوس نیمهشب» (فرانسیس لاتوم/ مریم مهدوی)، «بارون پیر انگلیسی» (کلارا ریو/ مریم مهدوی)، «دکتر جکیل و آقای هاید» (رابرت لوئیس استیونسون/ مهرداد وثوقی)،«سنت ایروین و زستراتزی» (پرسی شلی/ مهرداد وثوقی)و «داستانهای ارواح» (چارلز دیکنز/ مهرداد وثوقی).
@qoqnoospub
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شب ادبیات گوتیک
به مناسبت دویست و هشتمین سالگرد انتشار نسخهٔ انگلیسی کتاب «فرانکشتاین» اثر مری شلی
با سخنرانی حسین سناپور، رضا نجفزاده، محمدصادق صادقیپور، سمیه نوروزی (دبیر مجموعهٔ ادبیات گوتیک در انتشارات ققنوس) و علی دهباشی
دوشنبه هشتم دیماه ۱۴۰۴
تالار گفتگوی ققنوس
@qoqnoospub
به مناسبت دویست و هشتمین سالگرد انتشار نسخهٔ انگلیسی کتاب «فرانکشتاین» اثر مری شلی
با سخنرانی حسین سناپور، رضا نجفزاده، محمدصادق صادقیپور، سمیه نوروزی (دبیر مجموعهٔ ادبیات گوتیک در انتشارات ققنوس) و علی دهباشی
دوشنبه هشتم دیماه ۱۴۰۴
تالار گفتگوی ققنوس
@qoqnoospub
Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
هستی شناسی کاذب و راستین هگل (بخشی از هستی شناسی هستی اجتماعی) (۲۱۵ص)
نویسنده: جورج لوکاچ
مترجم: زهره نجفی
ناشر: ققنوس
قیمت: ۳,۱۰۰,۰۰۰ ریال
@Bookcitycc
نویسنده: جورج لوکاچ
مترجم: زهره نجفی
ناشر: ققنوس
قیمت: ۳,۱۰۰,۰۰۰ ریال
@Bookcitycc
Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
کتاب هستی شناسی کاذب و راستین یکی از متون مهم و کمتر خواندهشده در سنت فلسفه انتقادی مارکسیستی است؛ کتابی که نه صرفاً شرحی بر هگل، بلکه تلاشی جدی برای بازخوانی مبانی هستیشناسی در اندیشه مدرن محسوب میشود. جورج لوکاچ در این اثر به سراغ یکی از بنیادیترین مناقشات فلسفی میرود: نسبت میان دیالکتیک هگلی، واقعیت اجتماعی و امکان یک هستیشناسی غیرایدئالیستی.
این کتاب ترجمه فصل سوم از جلد اول اثر سترگ لوکاچ با عنوان هستیشناسی هستی اجتماعی (Zur Ontologie des gesellschaftlichen Seins است)؛ پروژهای فلسفی که لوکاچ در سالهای پایانی عمر خود آن را بهعنوان جمعبندی نهایی اندیشهاش نوشت. در این فصل، او با نگاهی موشکافانه به فلسفه هگل، میان دو سطح متفاوت از هستیشناسی تمایز میگذارد: هستیشناسی کاذب که در ایدئالیسم هگلی تثبیت شده، و هستیشناسی راستین که به زعم او تنها در پیوند با پراتیک اجتماعی و تاریخ مادی قابل فهم است.
دیالکتیک؛ روش یا جهانبینی؟
محور اصلی کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل بررسی انتقادی هستیشناسی هگل از منظر فلسفه مارکسیستی است. لوکاچ در این متن تلاش میکند نشان دهد که چگونه هگل، با وجود دستاوردهای عظیم دیالکتیکی، در سطح هستیشناسی به نوعی وارونگی واقعیت دچار میشود.
مسئله اصلی کتاب، تمایز میان «بودن واقعیِ اجتماعی» و «بودن مفهومی» است. لوکاچ معتقد است که در نظام هگلی، حرکت مفاهیم جایگزین حرکت واقعی مناسبات اجتماعی میشود و این امر به شکلگیری نوعی هستیشناسی کاذب میانجامد. در مقابل، او از امکان یک هستیشناسی راستین دفاع میکند؛ هستیشناسیای که نقطه عزیمت آن نه آگاهی مطلق، بلکه کار، پراتیک و روابط اجتماعی تاریخی است.
این کتاب بیش از آنکه خلاصهای از فلسفه هگل باشد، یک نقد ساختاری و بنیادین است؛ نقدی که میکوشد مرز میان دیالکتیک بهمثابه روش و ایدئالیسم بهمثابه جهانبینی را روشن کند.
زبان فلسفی و مخاطب تخصصی
لحن کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل تحلیلی، فشرده و کاملاً فلسفی است. این متن برای خواننده عمومی نوشته نشده و نیازمند آشنایی قبلی با مفاهیم پایه فلسفه هگل و مارکسیسم است.
از نظر ساختار، کتاب یک جستار فلسفی متمرکز است که با استدلالهای زنجیرهای و ارجاع مداوم به متون هگل پیش میرود. لوکاچ کمتر به مثالهای روزمره متوسل میشود و بیشتر از تحلیل مفهومی و بازخوانی متون کلاسیک بهره میگیرد.
@Bookcitycc
این کتاب ترجمه فصل سوم از جلد اول اثر سترگ لوکاچ با عنوان هستیشناسی هستی اجتماعی (Zur Ontologie des gesellschaftlichen Seins است)؛ پروژهای فلسفی که لوکاچ در سالهای پایانی عمر خود آن را بهعنوان جمعبندی نهایی اندیشهاش نوشت. در این فصل، او با نگاهی موشکافانه به فلسفه هگل، میان دو سطح متفاوت از هستیشناسی تمایز میگذارد: هستیشناسی کاذب که در ایدئالیسم هگلی تثبیت شده، و هستیشناسی راستین که به زعم او تنها در پیوند با پراتیک اجتماعی و تاریخ مادی قابل فهم است.
دیالکتیک؛ روش یا جهانبینی؟
محور اصلی کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل بررسی انتقادی هستیشناسی هگل از منظر فلسفه مارکسیستی است. لوکاچ در این متن تلاش میکند نشان دهد که چگونه هگل، با وجود دستاوردهای عظیم دیالکتیکی، در سطح هستیشناسی به نوعی وارونگی واقعیت دچار میشود.
مسئله اصلی کتاب، تمایز میان «بودن واقعیِ اجتماعی» و «بودن مفهومی» است. لوکاچ معتقد است که در نظام هگلی، حرکت مفاهیم جایگزین حرکت واقعی مناسبات اجتماعی میشود و این امر به شکلگیری نوعی هستیشناسی کاذب میانجامد. در مقابل، او از امکان یک هستیشناسی راستین دفاع میکند؛ هستیشناسیای که نقطه عزیمت آن نه آگاهی مطلق، بلکه کار، پراتیک و روابط اجتماعی تاریخی است.
این کتاب بیش از آنکه خلاصهای از فلسفه هگل باشد، یک نقد ساختاری و بنیادین است؛ نقدی که میکوشد مرز میان دیالکتیک بهمثابه روش و ایدئالیسم بهمثابه جهانبینی را روشن کند.
زبان فلسفی و مخاطب تخصصی
لحن کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل تحلیلی، فشرده و کاملاً فلسفی است. این متن برای خواننده عمومی نوشته نشده و نیازمند آشنایی قبلی با مفاهیم پایه فلسفه هگل و مارکسیسم است.
از نظر ساختار، کتاب یک جستار فلسفی متمرکز است که با استدلالهای زنجیرهای و ارجاع مداوم به متون هگل پیش میرود. لوکاچ کمتر به مثالهای روزمره متوسل میشود و بیشتر از تحلیل مفهومی و بازخوانی متون کلاسیک بهره میگیرد.
@Bookcitycc
ادای دین جامعهشناس به فیلسوف
نگاهی به کتاب «تاملات پاسکالی» اثر پیر بوردیو؛
ادای دین جامعهشناس به فیلسوف
فلسفۀ حقیقی، فلسفه را دست میاندازد
تاملات پاسکالی حاوی تاملات یکی از مهمترین جامعهشناسان عصر ماست. این کتاب به رابطه فلسفه و جامعهشناسی میاندیشد، نقدهای مهمی بر دانشگاهیان و فیلسوفان مطرح میکند و جایگاه جامعهشناسی را تبیین میکند. این کتاب به آثار فراوانی ارجاع میدهد و حاوی جملاتی طولانی است که ویرگول و نقطهویرگولهای زیادی دارند. نثر بوردیو، مفصل و دقیق است.
سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدحسن ابوالحسنی؛ کتاب «تاملات پاسکالی» نوشته پیر بوردیو با ترجمه حسن خیاطی در ۴۰۷ صفحه توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. این کتاب تاملات وسیع و حرفهای بوردیو را درباره موضوعات گوناگون عرضه میکند. این تاملات بیشتر رنگوبویی فلسفی به خود گرفتهاند اما از آنجایی که حاصل فکر یک جامعهشناس برجستهاند همچنان معیارهای علمی را رعایت میکنند.
به هر صورت این کتاب آمیختهای از فلسفه و جامعهشناسی است و از قلم یکی از جامعهشناسان فرانسوی معاصر تراویده. پیر بوردیو در ایران چهرهای شناختهشده است و برخی کتب مهم او قبلاً به فارسی انتشار یافتهاند؛ از قبیل: «درباره دولت»، «انسان دانشگاهی»، «سلطه مذکر»، «تمایز» و..... بوردیو راجع به طیف وسیعی از موضوعات اجتماعی تحقیق کرد؛ او از مطالعات فلسفی به انسانشناسی و سپس جامعهشناسی روی آورد. اندیشههای فلسفی زمینه تفکر او را تشکیل میدهند اما به شکل انتقادی و تصحیحشده در جامعهشناسیاش به کار رفتهاند. بوردیو مدتی به تحقیقات انسانشناختی در الجزایر مشغول بوده، راجع به جامعهشناسی هنر تالیف دارد و همچنین راجع به جامعهشناسی طبقه نخبه و دانشگاهیان نیز آثار درخوری عرضه کرده. او واژگان و رویکرد جدیدی برای جامعهشناسان جوان به ارث گذاشته است. رویکرد بوردیو نسبت به روالها و هنجارهای موجود یک رویکرد انتقادی است و این رویکرد در کتاب تاملات پاسکالی نیز حاضر میباشد. این کتاب حاوی شش فصل با این عناوین است: ۱) نقد عقل مدرسی، ۲) سه شکل مغالطه مدرسی، ۳) تاریخمندی عقل، ۴) دانش بدنی، ۵) خشونت نمادین و کشمکشهای سیاسی، ۶) هستی اجتماعی، زمان و حس وجود.
ادامه در لینک زیر
https://B2n.ir/yb6921
@qoqnoospub
نگاهی به کتاب «تاملات پاسکالی» اثر پیر بوردیو؛
ادای دین جامعهشناس به فیلسوف
فلسفۀ حقیقی، فلسفه را دست میاندازد
تاملات پاسکالی حاوی تاملات یکی از مهمترین جامعهشناسان عصر ماست. این کتاب به رابطه فلسفه و جامعهشناسی میاندیشد، نقدهای مهمی بر دانشگاهیان و فیلسوفان مطرح میکند و جایگاه جامعهشناسی را تبیین میکند. این کتاب به آثار فراوانی ارجاع میدهد و حاوی جملاتی طولانی است که ویرگول و نقطهویرگولهای زیادی دارند. نثر بوردیو، مفصل و دقیق است.
سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدحسن ابوالحسنی؛ کتاب «تاملات پاسکالی» نوشته پیر بوردیو با ترجمه حسن خیاطی در ۴۰۷ صفحه توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. این کتاب تاملات وسیع و حرفهای بوردیو را درباره موضوعات گوناگون عرضه میکند. این تاملات بیشتر رنگوبویی فلسفی به خود گرفتهاند اما از آنجایی که حاصل فکر یک جامعهشناس برجستهاند همچنان معیارهای علمی را رعایت میکنند.
به هر صورت این کتاب آمیختهای از فلسفه و جامعهشناسی است و از قلم یکی از جامعهشناسان فرانسوی معاصر تراویده. پیر بوردیو در ایران چهرهای شناختهشده است و برخی کتب مهم او قبلاً به فارسی انتشار یافتهاند؛ از قبیل: «درباره دولت»، «انسان دانشگاهی»، «سلطه مذکر»، «تمایز» و..... بوردیو راجع به طیف وسیعی از موضوعات اجتماعی تحقیق کرد؛ او از مطالعات فلسفی به انسانشناسی و سپس جامعهشناسی روی آورد. اندیشههای فلسفی زمینه تفکر او را تشکیل میدهند اما به شکل انتقادی و تصحیحشده در جامعهشناسیاش به کار رفتهاند. بوردیو مدتی به تحقیقات انسانشناختی در الجزایر مشغول بوده، راجع به جامعهشناسی هنر تالیف دارد و همچنین راجع به جامعهشناسی طبقه نخبه و دانشگاهیان نیز آثار درخوری عرضه کرده. او واژگان و رویکرد جدیدی برای جامعهشناسان جوان به ارث گذاشته است. رویکرد بوردیو نسبت به روالها و هنجارهای موجود یک رویکرد انتقادی است و این رویکرد در کتاب تاملات پاسکالی نیز حاضر میباشد. این کتاب حاوی شش فصل با این عناوین است: ۱) نقد عقل مدرسی، ۲) سه شکل مغالطه مدرسی، ۳) تاریخمندی عقل، ۴) دانش بدنی، ۵) خشونت نمادین و کشمکشهای سیاسی، ۶) هستی اجتماعی، زمان و حس وجود.
ادامه در لینک زیر
https://B2n.ir/yb6921
@qoqnoospub
ایبنا
ادای دین جامعهشناس به فیلسوف
تاملات پاسکالی حاوی تاملات یکی از مهمترین جامعهشناسان عصر ماست. این کتاب به رابطه فلسفه و جامعهشناسی میاندیشد، نقدهای مهمی بر دانشگاهیان و فیلسوفان مطرح میکند و جایگاه جامعهشناسی را تبیین میکند. این کتاب به آثار فراوانی ارجاع میدهد و حاوی جملاتی طولانیست…
«ما باید به آداب، رسوم و اعتقادات مردم احترام بگذاریم و دفاع از شعائر دینی را جزو وظایف خود بشماریم. ما باید در عمل به مردم ثابت کنیم که قصدی جز [تأمین] استقلال سیاسی و اقتصادی آنها نداریم. ما باید آنها را گامبهگام به سوی مسیر صحیح انقلاب کبیر [اکتبر] سوق دهیم. سرانجام، جنبش ملی را به انقلاب جهانی تبدیل خواهیم کرد.»
(از نامۀ کوچکخان به استالین)
در تاریخنگاری جنگل به زبان فارسی، عمدتاً بر وقایعنگاری و جستجو در اسناد تکیه شده و از چگونگی شکلگیری جنبش در بستر منطقهای و جهانی و به تعبیری از نگاه بدان در بافتار تاریخیِ اقتصادِ سیاسی منطقه و جهان غفلت شده است. غالب پیشداوریها در باب این جنبش بهویژه روایتهای ناسیونالیستی از بیتوجهی نشئت میگیرد.
مجموعۀ پیشرو، که حاصل گردآوری مقالات منتشر شده پیرامون جنبش جنگل به زبان انگلیسی است، دربردارندۀ نظرگاههای گوناگون به تاریخ جنگل است. وجه اشتراک تمامی این مقالات توسعۀ نگاهی چندسویه به جنبش جنگل در متن جنگ جهانی اول و در بطن جدال میان ابرقدرتهای
منطقهای و جهانی است.
#مقالات_جنگل
@qoqnoospub
(از نامۀ کوچکخان به استالین)
در تاریخنگاری جنگل به زبان فارسی، عمدتاً بر وقایعنگاری و جستجو در اسناد تکیه شده و از چگونگی شکلگیری جنبش در بستر منطقهای و جهانی و به تعبیری از نگاه بدان در بافتار تاریخیِ اقتصادِ سیاسی منطقه و جهان غفلت شده است. غالب پیشداوریها در باب این جنبش بهویژه روایتهای ناسیونالیستی از بیتوجهی نشئت میگیرد.
مجموعۀ پیشرو، که حاصل گردآوری مقالات منتشر شده پیرامون جنبش جنگل به زبان انگلیسی است، دربردارندۀ نظرگاههای گوناگون به تاریخ جنگل است. وجه اشتراک تمامی این مقالات توسعۀ نگاهی چندسویه به جنبش جنگل در متن جنگ جهانی اول و در بطن جدال میان ابرقدرتهای
منطقهای و جهانی است.
#مقالات_جنگل
@qoqnoospub
یاسپرس در فلسفهاش دشمن سرسخت فاشیسم و کمونیسم بود، او که با هر گونه تسلیم فکری به دشمنان آزادی مخالف بود، بر ارتباطات مداوم در سطح دانشگاه بدون هیچ مانع سیاسی و ایدئولوژیک تاکید میکرد.
#ایده_دانشگاه
@qoqnoospub
#ایده_دانشگاه
@qoqnoospub
نگاهی به «ترس از دیگران؛ دلهره، کمرویی و اجتماعهراسی»؛
نترسید، خودتان باشید
هدف نگارش کتاب این است که نهتنها دنیای هیجانانگیز ترسهای اجتماعیمان را کشف کنیم و دلایل و سازوکارهای مقدماتیاش را توضیح دهیم، بلکه علاوه بر آن، به هر شخص نشان دهیم که برای خروج از آن، چه مسیرهایی را باید دنبال کند. بهعبارت دیگر، به هرکسی کمک کنیم که بهتر زندگی کند و در ارتباط با دیگران، بیشتر خودش باشد.
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «ترس از دیگران؛ دلهره، کمرویی و اجتماعهراسی» بهقلم کریستوف آندره، پاتریک لژرون و آنتوان پلیسولو با ترجمه سیمین رمضانی از تازههای انتشارات ققنوس است که مولف در نوشتار آغازین کتاب، آن را به تمام کسانی تقدیم میکند که «بالاخره روزی بر ترس خود غلبه کردند تا بیایند و درباره ترسشان از دیگران صحبت کنند». مولفین اثر بر آناند که پزشکان و روانشناسان ترس از دیگران را «اضطراب اجتماعی» مینامند که اغلب در اشکال جدی و دردناکی ظاهر میشود. آنچه در ظهور این ترس نقش دارد، به بیش از یک عامل مربوط میشود که از آن میان، عوامل ژنتیکی، فرایندهای زیستی و عصبزیستی، روشهای تربیتی، فشارهای فرهنگی و عوامل زندگی فردی در ظهور اضطراب اجتماعی نقش دارند. تحقیقات متعددی ثابت کردهاند که این اضطراب اغلب حاصل نگرانی از ارزیابی دیگران است. بهباور آنها، «ترس از دیگران» راهنمایی است که به مخاطب کمک میکند دنیای ترسهای اجتماعی خود را کشف کرده و مسیرهای مناسب برای خروج از آن را بیابد.
نترسید، خودتان باشید
کتاب در چهار بخش تدوین شده است. بخش نخست با عنوان «ترسهای اجتماعی ما و نمودهای ظاهری آنها»، موقعیتها و انسانها، غوغای بدن، اختلال رفتاری و طوفان زیر جمجمه را میکاود. بخش دوم که «از ترسهای طبیعی تا ترسهای بیمارگونه» نام دارد، بیم و دلهره صحنه، کمرویی، اجتماعهراسی، شخصیت اجتنابی، و در مرزهای اضطراب اجتماعی را تبیین میسازد. بخش سوم اثر؛ «اما چرا از دیگران میترسیم؟» به بررسی سازوکار روانی، و منشأها اختصاص دارد و بخش پایانی کتاب با عنوان «چگونه بر ترس از دیگران غلبه کنیم»، داروها یا رواندرمانی، دیگر فرار نکن، برقراری ارتباط بهتر، طور دیگری فکر کن، و نهایتاً اضطراب اجتماعی در قرن ۲۱ را موشکافی میکند.
مولفین اثر، در پیشگفتار، اگرچه بر این باورند که از زمان چاپ نخست کتاب در سال ۱۹۹۵، دنیا تغییرات بسیاری به خود دیده و فناوریهای دیجیتال باعث ایجاد تحولاتی عمیق در روشهای برقراری ارتباط میان انسانها شدهاند، از آن افسوس میخورند که با وجود فرایندهای مذکور، ترسهای اجتماعی هنوز هم وجود دارند، حتی شاید بیشتر و دردناکتر از قبل. بهباور آنها، دورکاری و ملاقاتهای مجازی باعث شدهاند افراد حساستر، صفحههای مجازی را ترجیح و تعاملاتشان با دیگران را هرچه بیشتر کاهش دهند. در این میان، شبکههای مجازی به شکلهای مختلف مایه عذاب کمروترین افراد میشوند؛ خودشیفتگی، حتی شدیدتر از همه اینها، بستر شکها و عقدههایی را فراهم ساخته است که به فرار از نگاه دیگران منجر میشود....
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/547682/%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF
نترسید، خودتان باشید
هدف نگارش کتاب این است که نهتنها دنیای هیجانانگیز ترسهای اجتماعیمان را کشف کنیم و دلایل و سازوکارهای مقدماتیاش را توضیح دهیم، بلکه علاوه بر آن، به هر شخص نشان دهیم که برای خروج از آن، چه مسیرهایی را باید دنبال کند. بهعبارت دیگر، به هرکسی کمک کنیم که بهتر زندگی کند و در ارتباط با دیگران، بیشتر خودش باشد.
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «ترس از دیگران؛ دلهره، کمرویی و اجتماعهراسی» بهقلم کریستوف آندره، پاتریک لژرون و آنتوان پلیسولو با ترجمه سیمین رمضانی از تازههای انتشارات ققنوس است که مولف در نوشتار آغازین کتاب، آن را به تمام کسانی تقدیم میکند که «بالاخره روزی بر ترس خود غلبه کردند تا بیایند و درباره ترسشان از دیگران صحبت کنند». مولفین اثر بر آناند که پزشکان و روانشناسان ترس از دیگران را «اضطراب اجتماعی» مینامند که اغلب در اشکال جدی و دردناکی ظاهر میشود. آنچه در ظهور این ترس نقش دارد، به بیش از یک عامل مربوط میشود که از آن میان، عوامل ژنتیکی، فرایندهای زیستی و عصبزیستی، روشهای تربیتی، فشارهای فرهنگی و عوامل زندگی فردی در ظهور اضطراب اجتماعی نقش دارند. تحقیقات متعددی ثابت کردهاند که این اضطراب اغلب حاصل نگرانی از ارزیابی دیگران است. بهباور آنها، «ترس از دیگران» راهنمایی است که به مخاطب کمک میکند دنیای ترسهای اجتماعی خود را کشف کرده و مسیرهای مناسب برای خروج از آن را بیابد.
نترسید، خودتان باشید
کتاب در چهار بخش تدوین شده است. بخش نخست با عنوان «ترسهای اجتماعی ما و نمودهای ظاهری آنها»، موقعیتها و انسانها، غوغای بدن، اختلال رفتاری و طوفان زیر جمجمه را میکاود. بخش دوم که «از ترسهای طبیعی تا ترسهای بیمارگونه» نام دارد، بیم و دلهره صحنه، کمرویی، اجتماعهراسی، شخصیت اجتنابی، و در مرزهای اضطراب اجتماعی را تبیین میسازد. بخش سوم اثر؛ «اما چرا از دیگران میترسیم؟» به بررسی سازوکار روانی، و منشأها اختصاص دارد و بخش پایانی کتاب با عنوان «چگونه بر ترس از دیگران غلبه کنیم»، داروها یا رواندرمانی، دیگر فرار نکن، برقراری ارتباط بهتر، طور دیگری فکر کن، و نهایتاً اضطراب اجتماعی در قرن ۲۱ را موشکافی میکند.
مولفین اثر، در پیشگفتار، اگرچه بر این باورند که از زمان چاپ نخست کتاب در سال ۱۹۹۵، دنیا تغییرات بسیاری به خود دیده و فناوریهای دیجیتال باعث ایجاد تحولاتی عمیق در روشهای برقراری ارتباط میان انسانها شدهاند، از آن افسوس میخورند که با وجود فرایندهای مذکور، ترسهای اجتماعی هنوز هم وجود دارند، حتی شاید بیشتر و دردناکتر از قبل. بهباور آنها، دورکاری و ملاقاتهای مجازی باعث شدهاند افراد حساستر، صفحههای مجازی را ترجیح و تعاملاتشان با دیگران را هرچه بیشتر کاهش دهند. در این میان، شبکههای مجازی به شکلهای مختلف مایه عذاب کمروترین افراد میشوند؛ خودشیفتگی، حتی شدیدتر از همه اینها، بستر شکها و عقدههایی را فراهم ساخته است که به فرار از نگاه دیگران منجر میشود....
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/547682/%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF
انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
کتاب اندیشه در ۱۴۰۴- «هستیشناسی کاذب و راستین هگل» اثر لوکاچ؛
خروج از نیهیلیسم
برنامهای که لوکاچ در این کتاب قصد پیشبرد آن را دارد، پروژهای است که بهباور مولف میتواند «بهراستی راه خروج از بنبست نیهیلیسم معرفتی و اخلاقی زمانه ما را نشان دهد».
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای نوروزی فرصت را مغتنم شمرده به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
***
«هستیشناسی کاذب و راستین هگل» نوشته جورج لوکاچ فیلسوف، مورخ و منتقد ادبی و زیباییشناس مارکسیست مجارستانی با ترجمه زهره نجفی از تازههای بازار کتاب است که بههمت انتشارات ققنوس منتشر شده است. کتاب علاوه بر «هستیشناسی و تمامیت؛ بازسازی مفهوم نظریه انتقادی از نظر لوکاچ» در مقام پیشگفتار، مشتمل بر دو فصل «دیالکتیک هگل در سرگین تناقضات» و «هستیشناسی دیالکتیکی هگل و تعنیات بازتاب» است. کتاب ترجمه فصل سوم جلد نخست کتاب «هستیشناسی هستی اجتماعی» با عنوان «هستیشناسی کاذب و راستین هگل» است.

برنامهای که لوکاچ در این کتاب قصد پیشبرد آن را دارد، پروژهای است که بهباور مولف میتواند «بهراستی راه خروج از بنبست نیهیلیسم معرفتی و اخلاقی زمانه ما را نشان دهد». لوکاچ با بازگشت به هستیشناسی، به سمتوسوی معنای مهمی در امتداد سنت ارسطویی-هگلی-مارکسی گام برمیدارد. در اندیشه لوکاچ، بازگشت به هستیشناسی بهمعنای بازگشت به مطالعه هستیشناسانه سیر تکوین هستندهها در واقعیت است. هدف از بازگشت هستیشناسی و بهطور مشخصتر، هستیشناسی هستی اجتماعی، تمهید بنیان هستیشناسانهای است برای اخلاقیات، تا به این ترتیب، با رفع دوگانهانگاری میان ضرورت و آزادی، پراکسیس انسانی از بطن امکانها و بالقوهگیهای واقعی انسان تکامل یابد.
در این راستا، فلسفه هگل که از نظر لوکاچ، ذاتاً معطوف به شناخت جامعه و تاریخ است، گامی بسیار مهم محسوب میشود. به نظر میرسد مقولات منطق او باید تنها برای توصیف و شناخت این قلمرو هستی به کار گرفته شوند. لوکاچ در منطق هگل دو گرایش هستیشناسانه را تشخیص میدهد که اولی بهواقع برآمده و بازتابدهنده ساختار و فرایندهای راستین هستی اجتماعی است و دومی، ناشی از تعمیم دادن ناروا و کاذب این تعینات و مقولات انضمامی به ساختار کل اندیشه و هستی.
بر اساس مکاتبات و نامهنگاریهای لوکاچ، امروزه میدانیم زمانی که وی در دهه 1950 روی زیباییشناسی کار میکرد، به فکر آن افتاده بود که چنان نظام اخلاقیاتی تدوین کند که بر بنیان هستیشناسی تکامل یافته باشد. لوکاچ پیش از شروع «اخلاقیات» به این نکته پی برده بود که برای تدوین یک نظام اخلاقیاتی عینی و مبتنی بر واقعیت، چارهای جز تصریح پیشفرضهای هستیشناسانه چنین نظامی ندارد. لوکاچ هنگام کار بر اخلاقیات، بیش از پیش متقاعد شده بود که امکان ندارد بتوان نظریهای در باب کنش اخلاقی بسط و پرورش داد بدون آنکه ابتدا تأمل دقیقی درباره ساختار، مولفهها و الگوهای زندگی اجتماعی صورت گیرد. وی در «یادداشتهای مختصری در باب اخلاقیات» تأکید میکند که بدون وضعکردن وضعیت جهان، وضعکردن نوعی اخلاقیات ناممکن است، اما باید توجه داشت که لوکاچ هستیشناسی را به چه معنایی میفهمد.
لوکاچ در شرایطی به سراغ هستیشناسی رفت که پس از دههها سیطره رویکردهای نوکانتی و نوپوزیویتیستی در فلسفه و علوم اجتماعی، هستیشناسی بهکل به حاشیه رفته بود و بلاموضوع تلقی میشد. بازگشت به هستیشناسی نه صرفاً از منظر این رویکردهای رقیب، بلکه حتی از منظر بسیاری از مارکسیستها، هم خط رسمی مارکسیسم شوروی و هم مارکسیسم غربی اصطلاحاً علمی یا ساختارگرا، نامشروع و غیرقابلقبول دانسته میشد. اما لوکاچ با بازگشت به هستیشناسی به سمتوسوی معنای مهمی در امتداد سنت ارسطویی-هگلی-مارکسی گام برداشت و بهدنبال آن بود که برای «آنچه باید» در سپهر اخلاقیات «آنچه هست» موجهی در سپهر هستی اجتماعی پیدا کند. در اندیشه لوکاچ، بازگشت به هستیشناسی بهمعنای بازگشت به هستی است؛ مطالعه هستیشناسانه سیر تکوین هستندهها در واقعیت....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/548076/%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D9%87%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85
خروج از نیهیلیسم
برنامهای که لوکاچ در این کتاب قصد پیشبرد آن را دارد، پروژهای است که بهباور مولف میتواند «بهراستی راه خروج از بنبست نیهیلیسم معرفتی و اخلاقی زمانه ما را نشان دهد».
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای نوروزی فرصت را مغتنم شمرده به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
***
«هستیشناسی کاذب و راستین هگل» نوشته جورج لوکاچ فیلسوف، مورخ و منتقد ادبی و زیباییشناس مارکسیست مجارستانی با ترجمه زهره نجفی از تازههای بازار کتاب است که بههمت انتشارات ققنوس منتشر شده است. کتاب علاوه بر «هستیشناسی و تمامیت؛ بازسازی مفهوم نظریه انتقادی از نظر لوکاچ» در مقام پیشگفتار، مشتمل بر دو فصل «دیالکتیک هگل در سرگین تناقضات» و «هستیشناسی دیالکتیکی هگل و تعنیات بازتاب» است. کتاب ترجمه فصل سوم جلد نخست کتاب «هستیشناسی هستی اجتماعی» با عنوان «هستیشناسی کاذب و راستین هگل» است.

برنامهای که لوکاچ در این کتاب قصد پیشبرد آن را دارد، پروژهای است که بهباور مولف میتواند «بهراستی راه خروج از بنبست نیهیلیسم معرفتی و اخلاقی زمانه ما را نشان دهد». لوکاچ با بازگشت به هستیشناسی، به سمتوسوی معنای مهمی در امتداد سنت ارسطویی-هگلی-مارکسی گام برمیدارد. در اندیشه لوکاچ، بازگشت به هستیشناسی بهمعنای بازگشت به مطالعه هستیشناسانه سیر تکوین هستندهها در واقعیت است. هدف از بازگشت هستیشناسی و بهطور مشخصتر، هستیشناسی هستی اجتماعی، تمهید بنیان هستیشناسانهای است برای اخلاقیات، تا به این ترتیب، با رفع دوگانهانگاری میان ضرورت و آزادی، پراکسیس انسانی از بطن امکانها و بالقوهگیهای واقعی انسان تکامل یابد.
در این راستا، فلسفه هگل که از نظر لوکاچ، ذاتاً معطوف به شناخت جامعه و تاریخ است، گامی بسیار مهم محسوب میشود. به نظر میرسد مقولات منطق او باید تنها برای توصیف و شناخت این قلمرو هستی به کار گرفته شوند. لوکاچ در منطق هگل دو گرایش هستیشناسانه را تشخیص میدهد که اولی بهواقع برآمده و بازتابدهنده ساختار و فرایندهای راستین هستی اجتماعی است و دومی، ناشی از تعمیم دادن ناروا و کاذب این تعینات و مقولات انضمامی به ساختار کل اندیشه و هستی.
بر اساس مکاتبات و نامهنگاریهای لوکاچ، امروزه میدانیم زمانی که وی در دهه 1950 روی زیباییشناسی کار میکرد، به فکر آن افتاده بود که چنان نظام اخلاقیاتی تدوین کند که بر بنیان هستیشناسی تکامل یافته باشد. لوکاچ پیش از شروع «اخلاقیات» به این نکته پی برده بود که برای تدوین یک نظام اخلاقیاتی عینی و مبتنی بر واقعیت، چارهای جز تصریح پیشفرضهای هستیشناسانه چنین نظامی ندارد. لوکاچ هنگام کار بر اخلاقیات، بیش از پیش متقاعد شده بود که امکان ندارد بتوان نظریهای در باب کنش اخلاقی بسط و پرورش داد بدون آنکه ابتدا تأمل دقیقی درباره ساختار، مولفهها و الگوهای زندگی اجتماعی صورت گیرد. وی در «یادداشتهای مختصری در باب اخلاقیات» تأکید میکند که بدون وضعکردن وضعیت جهان، وضعکردن نوعی اخلاقیات ناممکن است، اما باید توجه داشت که لوکاچ هستیشناسی را به چه معنایی میفهمد.
لوکاچ در شرایطی به سراغ هستیشناسی رفت که پس از دههها سیطره رویکردهای نوکانتی و نوپوزیویتیستی در فلسفه و علوم اجتماعی، هستیشناسی بهکل به حاشیه رفته بود و بلاموضوع تلقی میشد. بازگشت به هستیشناسی نه صرفاً از منظر این رویکردهای رقیب، بلکه حتی از منظر بسیاری از مارکسیستها، هم خط رسمی مارکسیسم شوروی و هم مارکسیسم غربی اصطلاحاً علمی یا ساختارگرا، نامشروع و غیرقابلقبول دانسته میشد. اما لوکاچ با بازگشت به هستیشناسی به سمتوسوی معنای مهمی در امتداد سنت ارسطویی-هگلی-مارکسی گام برداشت و بهدنبال آن بود که برای «آنچه باید» در سپهر اخلاقیات «آنچه هست» موجهی در سپهر هستی اجتماعی پیدا کند. در اندیشه لوکاچ، بازگشت به هستیشناسی بهمعنای بازگشت به هستی است؛ مطالعه هستیشناسانه سیر تکوین هستندهها در واقعیت....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/548076/%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D9%87%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85
بازگشت به خودآگاهی ناب
کتاب اندیشه در ۱۴۰۴- «بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی»؛
یکی از مفاهیم کلیدی در کتاب، زیستجهان است. هوسرل از این مفهوم برای اشاره به دنیای پیشاعلمی، زیسته و تجربهشده روزمره استفاده میکند؛ جهانی که انسان پیش از هرگونه نظریهپردازی علمی، در آن زندگی میکند، احساس دارد، عمل میکند و معنا میسازد. او معتقد است که علوم مدرن، با انتزاعهای ریاضی و مفهومی خود، از این زیستجهان فاصله و آن را نادیده گرفتهاند. در همین راستا، هوسرل از پدیدارشناسی استعلایی بهعنوان راهی برای بازسازی بنیانهای علوم و بازگشت به ریشههای اصیل تجربه بشری سخن میگوید.
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای پایانی سال، به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
***
«بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی» بهقلم ادموند هوسرل، با ترجمه طالب جابری، از تازههای انتشارات ققنوس است. کتاب یکی از مهمترین و بنیادینترین آثار اواخر عمر ادموند هوسرل از چهرههای مهم و تأثیرگذار فلسفی در سده بیستم و بنیانگذار مکتب پدیدارشناسی است که در آن، به بررسی عمیق بحران معرفت، فرهنگ و بنیادهای علوم مدرن میپردازد. هوسرل در این کتاب، با مطرح کردن مفهوم بحران علوم، به این نکته میپردازد که علوم طبیعی مدرن، گرچه در حوزههای تکنولوژی و پیشبینیهای تجربی بسیار موفق عمل کردهاند، اما از درک معنای هستی انسانی و جهتگیری وجودی انسان فاصله گرفتهاند. بهعبارت دیگر، علوم مدرن به مسأله «معنای زندگی» پاسخ نمیدهند و در نهایت، انسان را به یک شیء یا تابع قوانین طبیعت تقلیل دادهاند. این، از نگاه هوسرل، بحران اصلی فرهنگ اروپایی است.
کتاب در فاصله سالهای ۱۹۳۴-۱۹۳۷ تألیف شده و درونمایه آن حکایت از آن دارد که بحران در علوم اروپایی، با استیناف و توسل به پدیدارشناسی قابل حلورفع است. چنین امری بهمعنی تحولی بنیادی و دگرگونی ساختاری عمیق در کل فرهنگ و علوم بشری است. بهباور هوسرل، این تحول هنگامی چون یک تحول در بنیاد فرهنگ بشری قابل فهم است که معنای علوم اروپایی گشوده شود. وی در ادامه، این پرسش را مطرح میکند که «چرا مفهوم اروپا مضاف بر علوم است، یعنی منظور از علوم اروپایی چیست؟» یا بهعبارت دقیقتر: «مراد از کلمه اروپا چیست؟» آنچنانکه در مقدمه مترجم آمده: «مراد هوسرل از کلمه اروپا این است که بستر فرهنگی خاص این علوم را همراه با تحولات خاص آن نشان دهد. یعنی این علوم در بستر فرهنگی خاص زاده و رشد کرده است که در فرهنگهای دیگری مانند فرهنگ چینی، آفریقایی و غیره نمیتوانست ظاهر شود.» وی در ادامه به اجمال، خاطرنشان میسازد عصر یونانی با خصیصه فرهنگی مخصوص به خود ظاهر و با این پرسش آغاز شد که: «جهان از چه چیزی ساخته شده است؟ نیز، پرسش یادشده بهتدریج رهنمون به این سوال شد که: «آیا با همه تغییرات پیدرپی و دگرگونیهای مکرری که در زیستجهان و در زندگی روزمره مشاهده میشود میتوان از حقیقت سخن گفت؟» بنابراین، بهباور مترجم، مهمترین ویژگی عصر یونانی این است که از کلیت خود زیستجهان و جهان زندگی به کلیت مثالی (حقیقی) رهنمون شد، یعنی همه امور زندگی و جهان محسوس در زیر کلیت مثالی قرار گرفت و از افراد آن بهشمار آمد و رابطه منطقی آنها تعریف و توضیح داده شد. بهعبارت دیگر، ساختن جهان بر اساس علم ماهیت تبیین و آغاز شد.
جابری در ادامه، با تبیینی تاریخی شرح میدهد که اگرچه این پرسش که حقیقت چیست بیش از پیش ضروری مینمود، اما ایشان حقیقت را در فراخنای دیگری غیر از جهان محسوس میجستند و از اینکه به این جهان، نام موجود نهند بیپروا سرباز میزدند. آنها سخت از خویش میپرسیدند که اگر این جهان که در آن زندگی میکنیم شایستگی نام وجود و موجود را ندارد، باید آن را کجا جستوجو کرد؟ هوسرل مدعی بود که این ارثیه، بدون کموکاست به بنیانگذاری رنسانس و به گالیله رسید....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/547909/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A8
کتاب اندیشه در ۱۴۰۴- «بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی»؛
یکی از مفاهیم کلیدی در کتاب، زیستجهان است. هوسرل از این مفهوم برای اشاره به دنیای پیشاعلمی، زیسته و تجربهشده روزمره استفاده میکند؛ جهانی که انسان پیش از هرگونه نظریهپردازی علمی، در آن زندگی میکند، احساس دارد، عمل میکند و معنا میسازد. او معتقد است که علوم مدرن، با انتزاعهای ریاضی و مفهومی خود، از این زیستجهان فاصله و آن را نادیده گرفتهاند. در همین راستا، هوسرل از پدیدارشناسی استعلایی بهعنوان راهی برای بازسازی بنیانهای علوم و بازگشت به ریشههای اصیل تجربه بشری سخن میگوید.
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای پایانی سال، به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
***
«بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی» بهقلم ادموند هوسرل، با ترجمه طالب جابری، از تازههای انتشارات ققنوس است. کتاب یکی از مهمترین و بنیادینترین آثار اواخر عمر ادموند هوسرل از چهرههای مهم و تأثیرگذار فلسفی در سده بیستم و بنیانگذار مکتب پدیدارشناسی است که در آن، به بررسی عمیق بحران معرفت، فرهنگ و بنیادهای علوم مدرن میپردازد. هوسرل در این کتاب، با مطرح کردن مفهوم بحران علوم، به این نکته میپردازد که علوم طبیعی مدرن، گرچه در حوزههای تکنولوژی و پیشبینیهای تجربی بسیار موفق عمل کردهاند، اما از درک معنای هستی انسانی و جهتگیری وجودی انسان فاصله گرفتهاند. بهعبارت دیگر، علوم مدرن به مسأله «معنای زندگی» پاسخ نمیدهند و در نهایت، انسان را به یک شیء یا تابع قوانین طبیعت تقلیل دادهاند. این، از نگاه هوسرل، بحران اصلی فرهنگ اروپایی است.
کتاب در فاصله سالهای ۱۹۳۴-۱۹۳۷ تألیف شده و درونمایه آن حکایت از آن دارد که بحران در علوم اروپایی، با استیناف و توسل به پدیدارشناسی قابل حلورفع است. چنین امری بهمعنی تحولی بنیادی و دگرگونی ساختاری عمیق در کل فرهنگ و علوم بشری است. بهباور هوسرل، این تحول هنگامی چون یک تحول در بنیاد فرهنگ بشری قابل فهم است که معنای علوم اروپایی گشوده شود. وی در ادامه، این پرسش را مطرح میکند که «چرا مفهوم اروپا مضاف بر علوم است، یعنی منظور از علوم اروپایی چیست؟» یا بهعبارت دقیقتر: «مراد از کلمه اروپا چیست؟» آنچنانکه در مقدمه مترجم آمده: «مراد هوسرل از کلمه اروپا این است که بستر فرهنگی خاص این علوم را همراه با تحولات خاص آن نشان دهد. یعنی این علوم در بستر فرهنگی خاص زاده و رشد کرده است که در فرهنگهای دیگری مانند فرهنگ چینی، آفریقایی و غیره نمیتوانست ظاهر شود.» وی در ادامه به اجمال، خاطرنشان میسازد عصر یونانی با خصیصه فرهنگی مخصوص به خود ظاهر و با این پرسش آغاز شد که: «جهان از چه چیزی ساخته شده است؟ نیز، پرسش یادشده بهتدریج رهنمون به این سوال شد که: «آیا با همه تغییرات پیدرپی و دگرگونیهای مکرری که در زیستجهان و در زندگی روزمره مشاهده میشود میتوان از حقیقت سخن گفت؟» بنابراین، بهباور مترجم، مهمترین ویژگی عصر یونانی این است که از کلیت خود زیستجهان و جهان زندگی به کلیت مثالی (حقیقی) رهنمون شد، یعنی همه امور زندگی و جهان محسوس در زیر کلیت مثالی قرار گرفت و از افراد آن بهشمار آمد و رابطه منطقی آنها تعریف و توضیح داده شد. بهعبارت دیگر، ساختن جهان بر اساس علم ماهیت تبیین و آغاز شد.
جابری در ادامه، با تبیینی تاریخی شرح میدهد که اگرچه این پرسش که حقیقت چیست بیش از پیش ضروری مینمود، اما ایشان حقیقت را در فراخنای دیگری غیر از جهان محسوس میجستند و از اینکه به این جهان، نام موجود نهند بیپروا سرباز میزدند. آنها سخت از خویش میپرسیدند که اگر این جهان که در آن زندگی میکنیم شایستگی نام وجود و موجود را ندارد، باید آن را کجا جستوجو کرد؟ هوسرل مدعی بود که این ارثیه، بدون کموکاست به بنیانگذاری رنسانس و به گالیله رسید....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/547909/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A8