مراسم رونمایی کتاب «حیرانی» نوشتهی محمدعلیسجادی
با حضور شمس لنگرودی، پروین سلاجقه، محمد علی سجادی
چهارشنبه ۲۷ مردادماه در موسسه «مکتب تهران»
مراسم با سخن کوتاهی از محمدعلی سجادی آغاز شد. سجادی گفت سال 1364 اولین بخش کار نوشته شد و در ابتدا اصلاً قرار نبود بصورت رمان نوشته باشد و بیشتر در قالب داستان نوشته شده بود. در سال 1364 همزمان با ساخت فیلم «جدال» که اولین فیلم خانم معتمدآریا بود، روزی سر صحنه فیلمبرداری می رفتم که در کوچه پس کوچه های مولوی گم شدم، از دیدن این منطقه های قدیمی دچار سر درد شدم و بعدها هم دچار این حس بودم، در آن زمان داستانی نوشتم با عنوان «آقای دکتر غم غربت مرا کشت» که یک مونولوگ هشت صفحه ای بود. همان متن شد یک فیلم نوشته که برای ممیزی دادم و رد شد. سال 1369 من بخاطر مسائلی خانه نشین شدم و در شرایط بدی بودم که بخش اول این رمان را نوشتم. تا سال 1372 نسخه اول کتاب اول که «سیاوش»نام دارد نوشتم و برای چاپ فرستادم. اصلاحات کم و بازتاب خوبی داشت. دوستانی که کتاب را خواندند نکات مختلفی به من گفتند و من جلد دوم به نام «فرنگیس» را نوشتم. از آن موقع تا سال 1380 کتاب در ارشاد ماند تا اینکه امسال با 100 مورد اصلاحیه کتاب در آمد. در حقیقت این کتاب نتیجه درگیری من با داستان سیاوش است و مانیفست ذهنی و روحی من را در خود دارد. مایه های اسطوره ای داستان گرته برداری شده اند و رمان از اواخر دهه چهل را در بر می گیرد که کودکی سیاوش است تا پروسه ی بزرگسالی و غم غربت که من به دنبال آن بودم. سیاوش دانشجویی ست که عاشق دختری به نام فرنگیس می شود و تا دهه هشتاد کتاب جلو می آید.
دکتر پروین سلاجقه به عنوان دومین سخنران مراسم گفت داستان حیرانی دارای بخش هایی نظیر «غم غربت» و «معرفت جسم» است که بخش اول در برگیرنده ی آرمان های سیاسی یک جوان و در عین حال یک داستان عاشقانه است و بخش دوم «معرفت جسم» که راوی عوض می شود و انگار با کتاب دیگری مواجه هستیم. وی افزود ما اگر بخواهیم یک رمان را واکاوی بکنیم با بررسی شخصیت ها و روایت های موازی که از دل هم رد می شوند و در جهان اسطوره ای و تاریخی و زندگی ملموس به اشکال مختلفی در می آیند که همه ی این ها در این رمان آمده. معمولاً در یک رمان آنچه در وهله اول اهمیت است زبان است. در این رمان طرح اولیه یک اسطوره است در زمان معاصر و یک دختر و پسر که در دانشکده عاشق هم می شوند و اینها اسامی اسطوره ای دارند که در ادامه کارکرد یعنی سیاوش و فرنگیس که سیاوش در قالب اسطوره ای خود در داستان باقی می ماند و فرنگیس در دوران معاصر شخصیتی هنجار گریز پیدا می کند یعنی با یک بازخوانی دوباره اسطوره، یک هنجارگریزی دارد در دل خودش. از دید من این داستان جنبه های اسطوره ای، اجتماعی، تاریخی، عاشقانه و قهرمان مدار را دربر دارد. این داستان دارای خوانش اسطوره ای است که نشان از تسلط نویسنده به اسطوره ها دارد. آنچه که از نظر اجتماعی تاریخی در بخش غم غربت آمده، ما را دچار یک دست انداز می کند و بعد در بخش معرفت جسم که سیاوش با خودش حدیث نفس دارد و ما را به یک دستی زبان می رساند و در میانه داستان، بازی های روحی و جسمی را داریم که راه به منظر اسطوره ای می برد که از شروع دوره ی معاصر توجه به این مسئله در ادبیات ایران زیاد می شود.
سلاجقه در ادامه با طرح این پرسش که «در ادبیات معاصر زن آیا توانسته سوژه بشود یا همیشه ابژه بوده است؟» پاسخ داد: به نظرم نتوانسته ایم. یک جایی خانم زویا پیرزاد سعی کرد دست به این کار بزند اما در جایی متوقف ماند و دوباره برگشت. در این کتاب فرنگیس سوژه است و یک شخصیت انتخابگر دارد. دختری که از دایره نور بیرون می آید و عشق آزاد را انتخاب می کند و به بند در نمی آید.
شمس لنگرودی به عنوان سومین سخنران مراسم گفت که کتاب حیرانی را در سال 73 خواندم و خیلی کتاب را دوست داشتم یکی به این دلیل که زبان روان و سر راستی دارد بدون اینکه به ساده لوحی بیفتد. داستانی که یک شخصیت اسطوره ای را امروزی کرده است و بدون اینکه ارجاعات بیرونی داشته باشد مخاطب را جذب می کند و این به نظرم هنر است. شخصیت پردازی سیاوش عالی است که انگار با یک موجود زنده طرف هستیم. در مورد فرنگیس اسطوره شکنی می کند. داستان، ساده نیست ولی برای ما ملموس است. روایت روانی دارد و با شخصیت های زنده مواجه ایم. در گذشته فرهنگ اساسا اشرافی بود چون عموم مردم سواد نداشتند و این موضوع فرهنگ را به نوعی اشرافی کرده بود اما من مدافع کتاب های غیر اشرافی هستم که این کتاب از آن دسته است. این کتاب ارجاع بیرونی دارد اما لازم نیست ما حتما از اساطیر شناخت داشته باشیم تا با داستان ارتباط بگیریم. در رمان نویسی ما هم مثل شعر ما، برای همه اقشار نوشته نمی شود یعنی هر قشری رمان خود را ندارد. این رمان همه جانبه نوشته شده و به خوبی به قشر دانشجو می پردازد.
با حضور شمس لنگرودی، پروین سلاجقه، محمد علی سجادی
چهارشنبه ۲۷ مردادماه در موسسه «مکتب تهران»
مراسم با سخن کوتاهی از محمدعلی سجادی آغاز شد. سجادی گفت سال 1364 اولین بخش کار نوشته شد و در ابتدا اصلاً قرار نبود بصورت رمان نوشته باشد و بیشتر در قالب داستان نوشته شده بود. در سال 1364 همزمان با ساخت فیلم «جدال» که اولین فیلم خانم معتمدآریا بود، روزی سر صحنه فیلمبرداری می رفتم که در کوچه پس کوچه های مولوی گم شدم، از دیدن این منطقه های قدیمی دچار سر درد شدم و بعدها هم دچار این حس بودم، در آن زمان داستانی نوشتم با عنوان «آقای دکتر غم غربت مرا کشت» که یک مونولوگ هشت صفحه ای بود. همان متن شد یک فیلم نوشته که برای ممیزی دادم و رد شد. سال 1369 من بخاطر مسائلی خانه نشین شدم و در شرایط بدی بودم که بخش اول این رمان را نوشتم. تا سال 1372 نسخه اول کتاب اول که «سیاوش»نام دارد نوشتم و برای چاپ فرستادم. اصلاحات کم و بازتاب خوبی داشت. دوستانی که کتاب را خواندند نکات مختلفی به من گفتند و من جلد دوم به نام «فرنگیس» را نوشتم. از آن موقع تا سال 1380 کتاب در ارشاد ماند تا اینکه امسال با 100 مورد اصلاحیه کتاب در آمد. در حقیقت این کتاب نتیجه درگیری من با داستان سیاوش است و مانیفست ذهنی و روحی من را در خود دارد. مایه های اسطوره ای داستان گرته برداری شده اند و رمان از اواخر دهه چهل را در بر می گیرد که کودکی سیاوش است تا پروسه ی بزرگسالی و غم غربت که من به دنبال آن بودم. سیاوش دانشجویی ست که عاشق دختری به نام فرنگیس می شود و تا دهه هشتاد کتاب جلو می آید.
دکتر پروین سلاجقه به عنوان دومین سخنران مراسم گفت داستان حیرانی دارای بخش هایی نظیر «غم غربت» و «معرفت جسم» است که بخش اول در برگیرنده ی آرمان های سیاسی یک جوان و در عین حال یک داستان عاشقانه است و بخش دوم «معرفت جسم» که راوی عوض می شود و انگار با کتاب دیگری مواجه هستیم. وی افزود ما اگر بخواهیم یک رمان را واکاوی بکنیم با بررسی شخصیت ها و روایت های موازی که از دل هم رد می شوند و در جهان اسطوره ای و تاریخی و زندگی ملموس به اشکال مختلفی در می آیند که همه ی این ها در این رمان آمده. معمولاً در یک رمان آنچه در وهله اول اهمیت است زبان است. در این رمان طرح اولیه یک اسطوره است در زمان معاصر و یک دختر و پسر که در دانشکده عاشق هم می شوند و اینها اسامی اسطوره ای دارند که در ادامه کارکرد یعنی سیاوش و فرنگیس که سیاوش در قالب اسطوره ای خود در داستان باقی می ماند و فرنگیس در دوران معاصر شخصیتی هنجار گریز پیدا می کند یعنی با یک بازخوانی دوباره اسطوره، یک هنجارگریزی دارد در دل خودش. از دید من این داستان جنبه های اسطوره ای، اجتماعی، تاریخی، عاشقانه و قهرمان مدار را دربر دارد. این داستان دارای خوانش اسطوره ای است که نشان از تسلط نویسنده به اسطوره ها دارد. آنچه که از نظر اجتماعی تاریخی در بخش غم غربت آمده، ما را دچار یک دست انداز می کند و بعد در بخش معرفت جسم که سیاوش با خودش حدیث نفس دارد و ما را به یک دستی زبان می رساند و در میانه داستان، بازی های روحی و جسمی را داریم که راه به منظر اسطوره ای می برد که از شروع دوره ی معاصر توجه به این مسئله در ادبیات ایران زیاد می شود.
سلاجقه در ادامه با طرح این پرسش که «در ادبیات معاصر زن آیا توانسته سوژه بشود یا همیشه ابژه بوده است؟» پاسخ داد: به نظرم نتوانسته ایم. یک جایی خانم زویا پیرزاد سعی کرد دست به این کار بزند اما در جایی متوقف ماند و دوباره برگشت. در این کتاب فرنگیس سوژه است و یک شخصیت انتخابگر دارد. دختری که از دایره نور بیرون می آید و عشق آزاد را انتخاب می کند و به بند در نمی آید.
شمس لنگرودی به عنوان سومین سخنران مراسم گفت که کتاب حیرانی را در سال 73 خواندم و خیلی کتاب را دوست داشتم یکی به این دلیل که زبان روان و سر راستی دارد بدون اینکه به ساده لوحی بیفتد. داستانی که یک شخصیت اسطوره ای را امروزی کرده است و بدون اینکه ارجاعات بیرونی داشته باشد مخاطب را جذب می کند و این به نظرم هنر است. شخصیت پردازی سیاوش عالی است که انگار با یک موجود زنده طرف هستیم. در مورد فرنگیس اسطوره شکنی می کند. داستان، ساده نیست ولی برای ما ملموس است. روایت روانی دارد و با شخصیت های زنده مواجه ایم. در گذشته فرهنگ اساسا اشرافی بود چون عموم مردم سواد نداشتند و این موضوع فرهنگ را به نوعی اشرافی کرده بود اما من مدافع کتاب های غیر اشرافی هستم که این کتاب از آن دسته است. این کتاب ارجاع بیرونی دارد اما لازم نیست ما حتما از اساطیر شناخت داشته باشیم تا با داستان ارتباط بگیریم. در رمان نویسی ما هم مثل شعر ما، برای همه اقشار نوشته نمی شود یعنی هر قشری رمان خود را ندارد. این رمان همه جانبه نوشته شده و به خوبی به قشر دانشجو می پردازد.
#گروه_انتشاراتي_ققنوس به زودي منتشر مي كند: #سوگواري_براي_شواليه_ها اثر #مرتضا_كربلايي_لو
@qoqnoospub
@qoqnoospub
#گروه_انتشاراتي_ققنوس آثار منتشر شده #ساموئل_بكت : #آخر_بازي با ترجمه #بهروز_حاجي_محمدي و
#مرفي
#وات
با ترجمه #سهيل_سمي
@qoqnoospub
#مرفي
#وات
با ترجمه #سهيل_سمي
@qoqnoospub
گفتگوي #هفته_نامه خبري و تحليلي #صدا با #امير_حسين_زادگان مدير مسئول #انتشارات_ققنوس شماره 98
@qoqnoispub
@qoqnoispub
Forwarded from داستان ایرانی
تصویر ملموس من از جنگ در تمام این سال ها یک کشتی شکسته است که دارد غرق می شود و عمویم را با خودش به اعماق آب ها می برد.برعکس همه که جنگ برایشان هم آغوشی خاک و خون است برای من هم بستری آهن و آب است...
انگار کنی بعد از ۷ آذر ۵۹ که ناوچه ی پیکان پس از فلج کردن نیروی دریایی عراق و غرق شدن خودش برای "همیشه" جنگ را به خشکی منتقل کرد، برای من هنوز جنگ در دریا ادامه دارد!
برشی از رمان #من_آلیس_نیستم_ولی_اینجا_خیلی_عجیبه
نوشته ی #فرید_حسینیان_تهرانی
نشر #هیلا
@dastanirani
انگار کنی بعد از ۷ آذر ۵۹ که ناوچه ی پیکان پس از فلج کردن نیروی دریایی عراق و غرق شدن خودش برای "همیشه" جنگ را به خشکی منتقل کرد، برای من هنوز جنگ در دریا ادامه دارد!
برشی از رمان #من_آلیس_نیستم_ولی_اینجا_خیلی_عجیبه
نوشته ی #فرید_حسینیان_تهرانی
نشر #هیلا
@dastanirani
#گروه_انتشاراتي_ققنوس به زودي #فيلم_نگاري_يك_داستان_عاشقانه اثر #ميترا_عرفاني_خانقاهي را منتشر مي كند
@qoqnoospub
@qoqnoospub
جدید ترین اخبار انتشارات ققنوس در کانال تلگرامی ققنوس
لطفا این پست را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
گروه انتشاراتی ققنوس
https://telegram.me/qoqnoospub
لطفا این پست را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
گروه انتشاراتی ققنوس
https://telegram.me/qoqnoospub
Telegram
انتشارات ققنوس
کانال رسمی گروه انتشاراتی ققنوس
آدرس اینستاگرام:
http://instagram.com/qoqnoospub
آدرس فروشگاه:
انقلاب-خیابان اردیبهشت-بازارچه کتاب
آدرس سایت:
www.qoqnoos.ir
ارتباط با ما:
@qoqnoospublication
آدرس اینستاگرام:
http://instagram.com/qoqnoospub
آدرس فروشگاه:
انقلاب-خیابان اردیبهشت-بازارچه کتاب
آدرس سایت:
www.qoqnoos.ir
ارتباط با ما:
@qoqnoospublication
پاییز میرسد که مرا مبتلا کند
با رنگهای تـازه مــرا آشنا کند
پاییز میرسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند
او میرسد که از پس نه ماه انتظار
راز ِ درخت باغچـــه را برملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوههــای تازه بیــارد ، خـدا کند
او میرسد که باز هم عاشق کند مرا
او قـول داده است بـه قــولش وفا کند
پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است
جــز این کــه روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را بخاطر او جا به جا کند
تقویـم خواست از تو بگیرد بهـــار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش ... ، صدای پای خزان است، یک نفر
در را بـــه روی حضــرت پاییــــز وا کند...
@qoqnoospub
با رنگهای تـازه مــرا آشنا کند
پاییز میرسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند
او میرسد که از پس نه ماه انتظار
راز ِ درخت باغچـــه را برملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوههــای تازه بیــارد ، خـدا کند
او میرسد که باز هم عاشق کند مرا
او قـول داده است بـه قــولش وفا کند
پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است
جــز این کــه روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را بخاطر او جا به جا کند
تقویـم خواست از تو بگیرد بهـــار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش ... ، صدای پای خزان است، یک نفر
در را بـــه روی حضــرت پاییــــز وا کند...
@qoqnoospub
Forwarded from zamaneh photography
Paeiz
Hojat Ashrafzadeh - wWw.Diarmusic.ir
Forwarded from کتابگزاری
@ketabgozari
مغلطه کتابی است فوق العاده خواندنی و کاربردی. کتابی که با خواندن آن می توانیم از مغلطه های و توهین های شبه منطقی رسانه ها و دیگران ذهن و جان سالم به در بریم.
مغلطه کتابی است فوق العاده خواندنی و کاربردی. کتابی که با خواندن آن می توانیم از مغلطه های و توهین های شبه منطقی رسانه ها و دیگران ذهن و جان سالم به در بریم.
#گروه_انتشاراتی_قفنوس
آدم عاشق باشد و نتواند
به کسی بگوید غم انگیز نیست؟
#سال_بلوا #عباس_معروفی
@qoqnoospub
آدم عاشق باشد و نتواند
به کسی بگوید غم انگیز نیست؟
#سال_بلوا #عباس_معروفی
@qoqnoospub