This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥🚨در اعتراض به تجاوز روسیه به اوکراین، تمام کارکنان و مجریان تلویزیون روسی «باران» در برنامه زنده استعفا کردند. آنها برای آخرین کلمه، همصدا گفتند: «نه به جنگ».
سپس موسیقی «دریاچه قو» را پخش کردند.
کارکنان این تلویزیون عملی مشابه را در آخرین روزهای حکومت شوروی سابق انجام داده بودند.
@rahenow 🗿👈
سپس موسیقی «دریاچه قو» را پخش کردند.
کارکنان این تلویزیون عملی مشابه را در آخرین روزهای حکومت شوروی سابق انجام داده بودند.
@rahenow 🗿👈
فقه هستهای!؟
تا حالا فقط فیزیک هستهای و پزشکی هستهای شنیده بودیم 😐
یا ابوالعجائب فکر میکنید این جماعت کم میاره؟
@rahenow 🗿👈
تا حالا فقط فیزیک هستهای و پزشکی هستهای شنیده بودیم 😐
یا ابوالعجائب فکر میکنید این جماعت کم میاره؟
@rahenow 🗿👈
طرفبچش با رانت از رتبه 3200 دامپزشکی رشته دانشگاهیش رو به پزشکی تغییر داده، وقتی خبرنگار افشاء کرده رفته تو مجلس طرحصیانت از فضای مجازی داده، بعد که ملت مخالفت کردن اومده به همه گفته سگهایقلادهبلند یعنی این درجه از بیشرفی و وقاحت برای کل رانت خوار های دنیا قفله ویسکرمی
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
ولادیمیر لنین : " بهترین راه برای کنترل اپوزیسیون اینست که خودمان آن را رهبری کنیم "
رهبران شوروی 100 سال پیش باورمند بودند برای مهار مخالفان بایست چندین اپوزیسیون جعلی در داخل و خارج برای مهار اندیشه ای همه گان و جلوگیری از همازوری مخالفان داشته و آرمان های خود را از زبان افرادی که با مخالفت های بی کارآی ( بی اثر ) خود، نقش اپوزیسیون را بازی می کنند به اذهان مردم تزریق کنیم.
حکایت آشنا نیست؟!
@rahenow 🗿👈
رهبران شوروی 100 سال پیش باورمند بودند برای مهار مخالفان بایست چندین اپوزیسیون جعلی در داخل و خارج برای مهار اندیشه ای همه گان و جلوگیری از همازوری مخالفان داشته و آرمان های خود را از زبان افرادی که با مخالفت های بی کارآی ( بی اثر ) خود، نقش اپوزیسیون را بازی می کنند به اذهان مردم تزریق کنیم.
حکایت آشنا نیست؟!
@rahenow 🗿👈
@rahenow
ولادیمیر لنین : " بهترین راه برای کنترل اپوزیسیون اینست که خودمان آن را رهبری کنیم " رهبران شوروی 100 سال پیش باورمند بودند برای مهار مخالفان بایست چندین اپوزیسیون جعلی در داخل و خارج برای مهار اندیشه ای همه گان و جلوگیری از همازوری مخالفان داشته و آرمان…
پوست اندازی رژیم های در حال سقوط چگونه است!؟ چطور سیستم بعد از فروپاشی خود را بازتولید میکند!؟ فروپاشی سیاسی مرحله بعد از فروپاشی اقتصادی و یک مرحله قبل از براندازی است. روسیه دوبار در ۱۹۱۷ و ۱۹۹۱ فروپاشی شده و هربار از درون دوباره خودرا زائیده است!پوست اندازی بعد از شکست ایدئولوژیک که منجر به شکافت بین مردم و حکومت میشود انجام میپذیرد ! بازیابی رژیم فروپاشی شده ؛ ۱- کوبیدن جبهه مردم! رژیم درحال انحلال فشار اقتصادی بر مردم را چنان افزایش میدهد که مردم از مرگ به تب راضی شوند. ۲- وابسته کردن مردم به سیستم وابسته!! رژیم از طریق کوپن یا سهمیه کردن اقلام ضروری و یا ریزش در بورس و بویژه پیش فروش ملک وابسته میکند.خود روسها در این زمینه به کمال رسیده اند کمترین اعتراضی را با کم کردن چند درجه حرارت لوله های غولپیکر مرکزی انتقال آب گرم، هشدار میدهد! یک کمونیست از بدو تولد یاد میگیرد در صف دولت باشد! رژیم برای تبرئه و ساخت وجهه نیاز به مقصر دارد! چند فعال سیاسی, اقتصادی اعدام میشوند چند مهره کلفت هم زندان حصر و فراری و چند نفوذی از خودشان پناهنده میشوند برای ایجاد اپوزسیون قلابی
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
وداع با تعصب!
ما بايد بتوانيم خودمان را در جاى ديگران قرار دهيم و فكر كنيم ، اگر آدمى نتواند خود را در جاى ديگران قرار دهد و به جاى ديگران فكر كند، كارش به تعصب مي كشد!
متعصب كسى است كه از يك دريچه به عالم نگاه مى كند ولى نمى تواند از پشت ديگر پنجره ها به عالم نگاه اندازد.
اگر كسى فكر كند براى نگاه به عالم فقط يك پنجره وجود دارد خواه، ناخواه او متعصب است و يك فرد اگر بخواهد متعصب نباشد بايد بتواند خودش را از دريچه اى به دريچه ديگر منتقل كند.
وقتى منظر عوض شد مى فهمند كه دنياگونه اى ديگر نيز هست. تعصب فقط و فقط ناشى از اين است كه آدم نمىتواند پايش را از كفش خودش بيرون آورد و در كفش ديگرى بگذارد.
يك ضرب المثل جالب انگليسى مى گويد:
«يك بار هم پايت را در داخل كفش من كن»، يك بار هم جاى من بيا و از ديدگاه من به عالم نگاه كن.
به تعبير كانت خوب است ما گاهى به جاى ديگران فكر كنيم. نه براى اين كه فكرمان را به آنها القا كنيم و آنها را مقلد خود سازيم، بلكه براى اين كه ببينيم عالم در نظر ديگران چگونه است. البته اين نحوه عمل يك تيپ ايده آل است.
امروزه در جامعه، ما بيشترين رنج را، از ناحيه افراد متعصبى مى بريم كه فقط از منظر خودشان به اين عالم نگاه مى كنند و اصلاً تصور نمى كنند كه منظر ديگرى وجود داشته باشد.
تعصب داشتن فرق نمى كند كه پنجره من، مدرن باشد و آن پنجره ديگر، سنتى.
اگر فرد مدرن هم حاضر نباشد از پنجره سنتى به عالم نگاه كند، اين فرد هم در مدرن بودن خودش تعصب دارد.
همچنان كه سنتيان چون نمى توانند از پنجره مدرنيزم به عالم نگاه كنند، در سنتى بودن خود متعصب هستند.
يكى از فوايد جدى مطالعه كتاب هاى مختلف اين است كه اگر خودتان هم نمى توانيد پنجره اى به روى عالم بگشاييد
حداقل اگر كسى شما را دعوت كرد تا از طريق كتابش و از پنجره او به عالم نگاه كنيد، او را لبيك گوييد، كه البته متأسفانه اين هم در ميان ما نيست!
مصطفی ملکیان
@rahenow 🗿👈
ما بايد بتوانيم خودمان را در جاى ديگران قرار دهيم و فكر كنيم ، اگر آدمى نتواند خود را در جاى ديگران قرار دهد و به جاى ديگران فكر كند، كارش به تعصب مي كشد!
متعصب كسى است كه از يك دريچه به عالم نگاه مى كند ولى نمى تواند از پشت ديگر پنجره ها به عالم نگاه اندازد.
اگر كسى فكر كند براى نگاه به عالم فقط يك پنجره وجود دارد خواه، ناخواه او متعصب است و يك فرد اگر بخواهد متعصب نباشد بايد بتواند خودش را از دريچه اى به دريچه ديگر منتقل كند.
وقتى منظر عوض شد مى فهمند كه دنياگونه اى ديگر نيز هست. تعصب فقط و فقط ناشى از اين است كه آدم نمىتواند پايش را از كفش خودش بيرون آورد و در كفش ديگرى بگذارد.
يك ضرب المثل جالب انگليسى مى گويد:
«يك بار هم پايت را در داخل كفش من كن»، يك بار هم جاى من بيا و از ديدگاه من به عالم نگاه كن.
به تعبير كانت خوب است ما گاهى به جاى ديگران فكر كنيم. نه براى اين كه فكرمان را به آنها القا كنيم و آنها را مقلد خود سازيم، بلكه براى اين كه ببينيم عالم در نظر ديگران چگونه است. البته اين نحوه عمل يك تيپ ايده آل است.
امروزه در جامعه، ما بيشترين رنج را، از ناحيه افراد متعصبى مى بريم كه فقط از منظر خودشان به اين عالم نگاه مى كنند و اصلاً تصور نمى كنند كه منظر ديگرى وجود داشته باشد.
تعصب داشتن فرق نمى كند كه پنجره من، مدرن باشد و آن پنجره ديگر، سنتى.
اگر فرد مدرن هم حاضر نباشد از پنجره سنتى به عالم نگاه كند، اين فرد هم در مدرن بودن خودش تعصب دارد.
همچنان كه سنتيان چون نمى توانند از پنجره مدرنيزم به عالم نگاه كنند، در سنتى بودن خود متعصب هستند.
يكى از فوايد جدى مطالعه كتاب هاى مختلف اين است كه اگر خودتان هم نمى توانيد پنجره اى به روى عالم بگشاييد
حداقل اگر كسى شما را دعوت كرد تا از طريق كتابش و از پنجره او به عالم نگاه كنيد، او را لبيك گوييد، كه البته متأسفانه اين هم در ميان ما نيست!
مصطفی ملکیان
@rahenow 🗿👈
@rahenow
مصاحبهی حاج نادر طالبزاده با کربلائی کاترین شکدم، جاسوسهی ۱۰۰صیغهای موساد و ستون نویس حکومت اسلامی ایران @rahenow 🗿👈
یک کلیشهای هست در سکس که زن رو مفعول میدونه و مرد رو فاعل. انگار که در سکس پیروز میدان مَرده.
اما کاترین شکدم یک تنه نشون داد
هم فاعل و مفعول کلیشه غلطیه
هم میدان رو برد
هم دیپلماسی رو
هم تشک رو
اما کاترین شکدم یک تنه نشون داد
هم فاعل و مفعول کلیشه غلطیه
هم میدان رو برد
هم دیپلماسی رو
هم تشک رو
✍در جنگ جهانی دوم سربازی نامهای با این متن برای فرماندهاش نوشت: جناب فرمانده اسلحهام را زیر خاک پنهان کردم، دیگر نمیخواهم بجنگم، این تصمیم بخاطر ترس از مرگ یا عشق به همسر و فرزندانم هم نیست...
راستش را بخواهی، بعد از آنکه یک سرباز دشمن را کشتم، درون جیبهایش را گشتم و چیز عجیبی دیدم. روی یک تکه کاغذ آغشته به خون نوشته شده بود: پدر از روزی که تنهایم گذاشتی هر صبح تا غروب جلوی در چشم به راه تو ام...
“پدر جان، بخدا اگر این بار برگردی تو را محکم در آغوش میگیرم و اجازه نمیدهم دوباره به جنگ برگردی...” من این کودک را در انتظاری بیهوده گذاشتم. او تا چند غروب دیگر چشم انتظار پدر خواهد ماند؟ لعنت بر جنگی که کودکی را از آغوش مهر پدر بیبهره میکند...
@rahenow 🗿👈
راستش را بخواهی، بعد از آنکه یک سرباز دشمن را کشتم، درون جیبهایش را گشتم و چیز عجیبی دیدم. روی یک تکه کاغذ آغشته به خون نوشته شده بود: پدر از روزی که تنهایم گذاشتی هر صبح تا غروب جلوی در چشم به راه تو ام...
“پدر جان، بخدا اگر این بار برگردی تو را محکم در آغوش میگیرم و اجازه نمیدهم دوباره به جنگ برگردی...” من این کودک را در انتظاری بیهوده گذاشتم. او تا چند غروب دیگر چشم انتظار پدر خواهد ماند؟ لعنت بر جنگی که کودکی را از آغوش مهر پدر بیبهره میکند...
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥من واقعا فاز رئیسی رودارم. مطلقا درکی از زنجیره تامین اینا نداره فکر میکنه بسته لگوعه ماشین میخری سرهم میکنی :) میگه داشتم میومدم یه سری چراغ نداشتن شما دارید میسازید فکر چراغش نیستید؟
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
روشنفـــکر قلابی کیست؟
▫️ "مستقیم ترین دشمن روشنفکر کسی است که من او را روشنفکر قلابی مینامم و از جانب طبقه مسلط اغوا شده است تا به دلایلی که ادعای جدی و دقیق بودن دارند، از ایدئولوژی جزمگرا دفاع کند. عدهای که منافع آنها به منافع طبقه حاکم وابسته است و نمیخواهند و یا نمیتوانند جز این باشند، قدرت صاحب منصبان را میپذیرند و چهره روشنفکر به خود میگیرند و مثل او اعتراض به طبقه حاکم را آغاز میکنند. اما این اعتراض هم تقلبی است و به صورتی فراهم شده که به خودی خود تحلیل میرود و در نتیجه نشان میدهد که ایدئولوژی حاکم دربرابر هرگونه اعتراضی مقاوم است.
به عبارت دیگر روشنفکر قلابی مثل روشنفکر واقعی "نه " نمیگوید بلکه " نه ولی ... " را رواج می دهد یا " میدانم اما..." را
این دلایل، روشنفکر واقعی را به شدت آشفته میکند چون پیشتر به تضاد بین جست و جوی حقیقت عملی و ایدئولوژی حاکم پی برده، پس دلایل اصلاح طلبان را بشدت رد میکند و با طرد آنها، خود او پیوسته رادیکالتر میشود. او به ضرورت به راهی میرود که یا باید با اصول طبقه حاکم بجنگد یا با تظاهر به اعتراض ، به آن خدمت کند."
#ژان_پل_سارتر
@rahenow 🗿👈
▫️ "مستقیم ترین دشمن روشنفکر کسی است که من او را روشنفکر قلابی مینامم و از جانب طبقه مسلط اغوا شده است تا به دلایلی که ادعای جدی و دقیق بودن دارند، از ایدئولوژی جزمگرا دفاع کند. عدهای که منافع آنها به منافع طبقه حاکم وابسته است و نمیخواهند و یا نمیتوانند جز این باشند، قدرت صاحب منصبان را میپذیرند و چهره روشنفکر به خود میگیرند و مثل او اعتراض به طبقه حاکم را آغاز میکنند. اما این اعتراض هم تقلبی است و به صورتی فراهم شده که به خودی خود تحلیل میرود و در نتیجه نشان میدهد که ایدئولوژی حاکم دربرابر هرگونه اعتراضی مقاوم است.
به عبارت دیگر روشنفکر قلابی مثل روشنفکر واقعی "نه " نمیگوید بلکه " نه ولی ... " را رواج می دهد یا " میدانم اما..." را
این دلایل، روشنفکر واقعی را به شدت آشفته میکند چون پیشتر به تضاد بین جست و جوی حقیقت عملی و ایدئولوژی حاکم پی برده، پس دلایل اصلاح طلبان را بشدت رد میکند و با طرد آنها، خود او پیوسته رادیکالتر میشود. او به ضرورت به راهی میرود که یا باید با اصول طبقه حاکم بجنگد یا با تظاهر به اعتراض ، به آن خدمت کند."
#ژان_پل_سارتر
@rahenow 🗿👈
نصب پرچم اوکراین در یک مراسم مذهبی که مورد توجه شبکههای اجتماعی قرار گرفته است.
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
🚨بیانیه اعتراضی جمعیت ایثارگران دفاع مقدس به حرکت بسیار توهین آمیز رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران
👈شهدا شرمنده ایم که دولت جمهوری اسلامی با کسانی که با تانکهایشان از روی شما رد شدند و جوانان این سرزمین را در جنگ کشتند پیمان برادری بسته و خون شما را پایمال کردند.
@rahenow 🗿👈
👈شهدا شرمنده ایم که دولت جمهوری اسلامی با کسانی که با تانکهایشان از روی شما رد شدند و جوانان این سرزمین را در جنگ کشتند پیمان برادری بسته و خون شما را پایمال کردند.
@rahenow 🗿👈
🚨 #ارسالی
*کاترین شکدم در سخنان جدیدش در کلابهاوس به پرسشهای افراد مختلف پاسخ داد*
شکدم گفت از بسیاری از روابط خصوصی خودش با مقامات جمهوری اسلامی عکس و فیلم تهیه کرده است! متقابلاً موجی از تکذیبها در بین مقامات جمهوری اسلامی بهراه افتاده. البته خود سردار یداله جوانی هم به شدت تکذیب و در واقع میشود گفت بهنحوی این رابطه را تأیید کرده؛ چون تکذیبیۀ مقامات ج.ا مثل کشتههای آبان یا سقوط هواپیمای اوکراینی دقیقاً مثل تأیید است. با وجود تکذیب سردار یداله جوانی ما همگی میدانیم این قبیل تکذیبها مهر تأییدی بر کار انجام گرفته میزند و حالا که زن قانونی و دائمی سردار جوانی هم درخواست طلاق داده، قطعاً موضوع حقیقت دارد.
پرسش اولی که از شکدم پرسیدند در مورد تکذیبیۀ سردار یداله جوانی بود.
شکدم پاسخ داد: ایرانیان عادت دارند از مقامات حکومت دروغ بشوند و تکذیبیۀ سردار جوانی هم در راستای همین دروغهاست.
سوال بعدی در مورد این بود که چرا اسم تمام افرادی را که با او رابطه داشتند، نمیگوید؟
شکدم گفت: چون قرار است کتابی در مورد این روابط جاسوسی منتشر کند و اگر اسامی یا روشهای کارش را بگوید به فروش آیندۀ کتاب لطمه وارد میشود. ولی برای تبلیغ کتاب قسمتهایی را برای مردم تعریف خواهد کرد.
از شکدم پرسیدند: چه زمانی کتاب کامل منتشر خواهد شد؟
او جواب داد: با یك ناشر معتبر قرارداد امضا کرده و احتمال دارد از روی داستانش فیلمی نیز ساخته شود.
از شکدم پرسیدند: اولین رابطهاش در ایران با چهکسی و به چه صورتی بود؟
شکدم گفت: اولین رابطهام در ایران با مدیر روزنامۀ تهرانتایمز بوده. به او گفتم که به عنوان یک روزنامهنگار میخواهم با مقامات بالا مصاحبه کنم. مدیر تهرانتایمز گفت: اول از همه باید اعتمادم را جلب بکنی. من پرسیدم: چهطور اعتمادت جلب میشود؟ مدیر تهرانتایمز گفت: باید دوستدخترم بشوی. من گفتم: مگر در اسلام دوستدختر مجاز است؟! مدیر تهرانتایمز گفت: صیغۀ محرمیت میخوانیم. همین حرف مدیر تهرانتایمز جرقهای در ذهن من ایجاد کرد که چرا خودم این پیشنهاد را به مقامات حکومتی ندهم؟!
مدیر تهرانتایمز در رابطه با من بهقدری خشن بود که در میانۀ رابطه من گفتم دیگر حاضر به ادامه نیستم.
مدیر تهرانتایمز گفت: اگر بگذاری ادامه دهم ترا به یکی از مقامات بسیار بالا معرفی میکنم. من حرفش را باور کردم و گذاشتم کارش را تمام کند، ولی او هم مثل بسیاری از افراد و مقامات حکومت دروغ میگفت.
بعد از رها کردن من چند روز از آن رابطۀ بسیار خشن گذشت و من هرچه اصرار میکردم طفره میرفت، تا اینکه یكروز زنگ زد و از من دوباره رابطه خواست. منکه میدانستم دروغ میگوید قبول کردم که به ملاقاتم بیاید. ولی این دفعه با نصب چند دوربین فیلمبرداری در مکانهای مناسب از رابطۀ خودمان کامل فیلم گرفتم. در حین رابطه به او گفتم فحش هم بدهد و اون هم به همۀ مقامات فحش داد!
همانطور که انتظار داشتم مدیر تهرانتایمز دروغ گفت و نمیخواست مرا به مقامات عالیرتبۀ جمهوری اسلامی معرفی کند. ولی من با فیلمی که از همخوابی با او داشتم، تهدیدش کردم که فیلم را پخش میکنم و او ناچار شد مرا به سردار یداله جوانی معرفی کند.
بعد از آن هرگز به مدیر تهرانتایمز اجازه ندادم با من همخواب شود. سردار جوانی بسیار کنجکاو بود که من چرا به ایران آمدهام. منهم هرچه تبلیغات جمهوری اسلامی بود را به عنوان سند تحویلش میدادم و در همان جلسۀ اول به او پیشنهاد کردم که صیغۀ موقتش شوم. سردار جوانی بسیار تعجب کرد، ولی من با عشوههای زنانه گفتم که عاشق انقلاب و سرداران انقلابم و همیشه آرزو داشتم بعد از مسلمانشدن به عقد مدافعان انقلاب در بیایم و ازدواج سنت است. وبعد از صحبت بسیار سردار جوانی آدرس منزلی در سعادتآباد تهران را بهمن داد. وقتی به آنجا رفتم خانمی چادری در خانه را باز و مرا مجبور کرد تمام لباسهایم را عوض کنم و لباس جدید بپوشم. بعد موبایل و کیفم را در گاوصندوق بزرگی گذاشت و قفل کرد و به من گفت که به حمام بروم. حمام به صورت جکوزی بود و خود این خانم گفت کاملاً در آب فرو برو!
بعدها فهمیدم که میخواستند اطمینان پیدا کنند که همراه خودم دستگاه شنود ندارم. آن زن چادری گفت که باید شب را آنجا بمانم. حدود ساعت ده شب بود که آقایی با ظاهری عجیب وارد شد. با کمال تعجب دیدم سردار جوانی کلاه گیسش را برداشت و از حالت استتار بیرون آمد!
سردار جوانی پرسید: چرا فکر میکنی من بهتو اعتماد میکنم؟ بهاو گفتم که حرّ ریاحی در کربلا اول دشمن حسین بود، ولی اولین شهید کربلا هم او بود!
بهاینترتیب اخمانش از هم باز شد. خودش صیغه محرمیت را برایم خواند و آن خانم چادری برایمان شیرینی آورد. مهریه را همان موقع به من داد...
همچنین کاترین شکدم در کلابهاوس گفته بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی در حین رابطۀ جنسی تریاك میکشند!!
@rahenow 🗿👈
*کاترین شکدم در سخنان جدیدش در کلابهاوس به پرسشهای افراد مختلف پاسخ داد*
شکدم گفت از بسیاری از روابط خصوصی خودش با مقامات جمهوری اسلامی عکس و فیلم تهیه کرده است! متقابلاً موجی از تکذیبها در بین مقامات جمهوری اسلامی بهراه افتاده. البته خود سردار یداله جوانی هم به شدت تکذیب و در واقع میشود گفت بهنحوی این رابطه را تأیید کرده؛ چون تکذیبیۀ مقامات ج.ا مثل کشتههای آبان یا سقوط هواپیمای اوکراینی دقیقاً مثل تأیید است. با وجود تکذیب سردار یداله جوانی ما همگی میدانیم این قبیل تکذیبها مهر تأییدی بر کار انجام گرفته میزند و حالا که زن قانونی و دائمی سردار جوانی هم درخواست طلاق داده، قطعاً موضوع حقیقت دارد.
پرسش اولی که از شکدم پرسیدند در مورد تکذیبیۀ سردار یداله جوانی بود.
شکدم پاسخ داد: ایرانیان عادت دارند از مقامات حکومت دروغ بشوند و تکذیبیۀ سردار جوانی هم در راستای همین دروغهاست.
سوال بعدی در مورد این بود که چرا اسم تمام افرادی را که با او رابطه داشتند، نمیگوید؟
شکدم گفت: چون قرار است کتابی در مورد این روابط جاسوسی منتشر کند و اگر اسامی یا روشهای کارش را بگوید به فروش آیندۀ کتاب لطمه وارد میشود. ولی برای تبلیغ کتاب قسمتهایی را برای مردم تعریف خواهد کرد.
از شکدم پرسیدند: چه زمانی کتاب کامل منتشر خواهد شد؟
او جواب داد: با یك ناشر معتبر قرارداد امضا کرده و احتمال دارد از روی داستانش فیلمی نیز ساخته شود.
از شکدم پرسیدند: اولین رابطهاش در ایران با چهکسی و به چه صورتی بود؟
شکدم گفت: اولین رابطهام در ایران با مدیر روزنامۀ تهرانتایمز بوده. به او گفتم که به عنوان یک روزنامهنگار میخواهم با مقامات بالا مصاحبه کنم. مدیر تهرانتایمز گفت: اول از همه باید اعتمادم را جلب بکنی. من پرسیدم: چهطور اعتمادت جلب میشود؟ مدیر تهرانتایمز گفت: باید دوستدخترم بشوی. من گفتم: مگر در اسلام دوستدختر مجاز است؟! مدیر تهرانتایمز گفت: صیغۀ محرمیت میخوانیم. همین حرف مدیر تهرانتایمز جرقهای در ذهن من ایجاد کرد که چرا خودم این پیشنهاد را به مقامات حکومتی ندهم؟!
مدیر تهرانتایمز در رابطه با من بهقدری خشن بود که در میانۀ رابطه من گفتم دیگر حاضر به ادامه نیستم.
مدیر تهرانتایمز گفت: اگر بگذاری ادامه دهم ترا به یکی از مقامات بسیار بالا معرفی میکنم. من حرفش را باور کردم و گذاشتم کارش را تمام کند، ولی او هم مثل بسیاری از افراد و مقامات حکومت دروغ میگفت.
بعد از رها کردن من چند روز از آن رابطۀ بسیار خشن گذشت و من هرچه اصرار میکردم طفره میرفت، تا اینکه یكروز زنگ زد و از من دوباره رابطه خواست. منکه میدانستم دروغ میگوید قبول کردم که به ملاقاتم بیاید. ولی این دفعه با نصب چند دوربین فیلمبرداری در مکانهای مناسب از رابطۀ خودمان کامل فیلم گرفتم. در حین رابطه به او گفتم فحش هم بدهد و اون هم به همۀ مقامات فحش داد!
همانطور که انتظار داشتم مدیر تهرانتایمز دروغ گفت و نمیخواست مرا به مقامات عالیرتبۀ جمهوری اسلامی معرفی کند. ولی من با فیلمی که از همخوابی با او داشتم، تهدیدش کردم که فیلم را پخش میکنم و او ناچار شد مرا به سردار یداله جوانی معرفی کند.
بعد از آن هرگز به مدیر تهرانتایمز اجازه ندادم با من همخواب شود. سردار جوانی بسیار کنجکاو بود که من چرا به ایران آمدهام. منهم هرچه تبلیغات جمهوری اسلامی بود را به عنوان سند تحویلش میدادم و در همان جلسۀ اول به او پیشنهاد کردم که صیغۀ موقتش شوم. سردار جوانی بسیار تعجب کرد، ولی من با عشوههای زنانه گفتم که عاشق انقلاب و سرداران انقلابم و همیشه آرزو داشتم بعد از مسلمانشدن به عقد مدافعان انقلاب در بیایم و ازدواج سنت است. وبعد از صحبت بسیار سردار جوانی آدرس منزلی در سعادتآباد تهران را بهمن داد. وقتی به آنجا رفتم خانمی چادری در خانه را باز و مرا مجبور کرد تمام لباسهایم را عوض کنم و لباس جدید بپوشم. بعد موبایل و کیفم را در گاوصندوق بزرگی گذاشت و قفل کرد و به من گفت که به حمام بروم. حمام به صورت جکوزی بود و خود این خانم گفت کاملاً در آب فرو برو!
بعدها فهمیدم که میخواستند اطمینان پیدا کنند که همراه خودم دستگاه شنود ندارم. آن زن چادری گفت که باید شب را آنجا بمانم. حدود ساعت ده شب بود که آقایی با ظاهری عجیب وارد شد. با کمال تعجب دیدم سردار جوانی کلاه گیسش را برداشت و از حالت استتار بیرون آمد!
سردار جوانی پرسید: چرا فکر میکنی من بهتو اعتماد میکنم؟ بهاو گفتم که حرّ ریاحی در کربلا اول دشمن حسین بود، ولی اولین شهید کربلا هم او بود!
بهاینترتیب اخمانش از هم باز شد. خودش صیغه محرمیت را برایم خواند و آن خانم چادری برایمان شیرینی آورد. مهریه را همان موقع به من داد...
همچنین کاترین شکدم در کلابهاوس گفته بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی در حین رابطۀ جنسی تریاك میکشند!!
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجری به #کاترین_شکدم :
تو این سه سال چیکار میکردی؟
کاترین :فقط سکس
و
خنده های تحقیرآمیز دنیا به دولتمردان شیعی
@rahenow 🗿👈
تو این سه سال چیکار میکردی؟
کاترین :فقط سکس
و
خنده های تحقیرآمیز دنیا به دولتمردان شیعی
@rahenow 🗿👈
این قطعه تاریخی از زبان عباس میرزا را بخوانید تا روشن شود که زخم ننگین ترکمنچای چگونه ایجاد شد و تشابه آن با روزگار فعلی را از دریچه عقل و منطق خود بسنجید:
⬅️شاهزاده عباس میرزا می نویسد که
سیزده سال و یک ماه از پایان جنگ اول ایران و روس گذشته بود که جنگ دوم شروع شد و من دیگر نه آن جوان ناآزموده بودم که به راحتی وارد کشمکش شود...
در این سیزده سال اختلافات مرزی که بین طرفین پدید میآمد با رفتوآمد آدموکاغذ حل میشد و سفرای دو کشور با احترام در کشور دیگر پذیرفته میشدند....،
عامل جدیدی که بهانهای برای آغاز نبردی دیگر باشد رخ نداده بود و تنها بهانه زخمهای باقیمانده از جنگ اول و نیز توطئههای اشراف قاجار برای از چشم شاه انداختن و سرنگونی من با یاری گرفتن از علما و روحانیون بود ....
⬅️بدین ترتیب غوغای جهاد با روسیان کافر بالا گرفت و مراجع تقلید و علما ، در رأس آنان *آیتالله سید محمد مجتهد* برای واداشتن دولت برای آغاز جنگ ، از کربلا و نجف به دارالخلافه تهران مهاجرت کردند....
⬅️ به ملاقات آقایان رفتم و سعی کردم مشکلات ورود در جنگی تازه را برایشان توضیح دهم....
آیتالله سید محمد مجتهد در صدر اتاق نشسته بود و بی آنکه نگاهی به من کند در سکوت به سخنان من گوش میداد و گاهی نفسی از قلیان میگرفت ، عرض کردم :
⬅️آقایان البته میتوانند با چرخش قلم فتوای جهاد صادر کنند ولی اجرای آن مشکل است ، از یک مشت روستانشین یا شهرنشین که برای جهاد راه افتادهاند در برابر یک سپاه عظیم و آموزش دیده و مسلح کاری ساخته نیست....
جنگ جنگاور و سلاح کامل میخواهد!!! جنگ ، جیره و مواجب میخواهد!!!
جنگ پول میخواهد!!!.
سرباز پوشاک گرم و اسلحه و آذوقه میخواهد !!
⬅️یکی از آقایان گفت :
چرا دولت پول ندارد ؟
چه بر سر جواهرات نادری آوردهاید ؟
گفتم : آن جواهرات در خزانه است ولی جواهر را به راحتی نمیتوان به پول تبدیل کرد...
اگر بخواهیم آن را یک مرتبه بفروشیم از ما نمیخرند و اگر یکایک بفروشیم عایدات آن در برابر مخارج سنگین جنگ هیچ است.....
تصور آقایان از جنگ غزواتِ *بدر و احد* است ولی زمانه عوض شده!!!
در جنگ قبلی به قدر کافی مردانمان به خاک افتادند...
چرا باز بخواهیم خلق الله را به کشتن دهیم !!
⬅️در اینجا آیت الله سید محمد مجتهد که گویی از توضیحات من حوصله اش سر رفته بود سرش را بلند کرد و با صدای لرزان و چهره ای عبوس گفت :
حضرت والا بدانند که ما به اینجا نیامدیم که با این حرفها دوباره به عتبات بازگردیم...
این سخنان شاهزاده ، ظنی را که از قبل در اسلامخواهی ولیعهد بوده مع الاسف تقویت میکند!!
به چه مناسبت از طرف ولیعهد در جراید لندن و پاریس از فرنگیان برای زندگی در ایران دعوت میکنند ؟
پای فرنگی به ایران باز شود که چه شود ؟
این تنبانهای تنگ و چسبناک چیست که به بهانه چابک کردن و اصلاح امر نظام بر تن قشون مسلمین میکنند ؟
به چه دلیل در دارالسلطنه تبریز چاپ خانه زدید و کتاب تاریخ اروپا چاپ میکنید که مردم به جای قصص انبیا با اطوار معاش فرنگیان آشنا شوند ؟؟
⬅️سرانجام اصرار علما و روحانیون مجتهد ، کار را بر من تنگ کرد...
و چون اجماع خواص و عوام را در این باب مشاهده کردیم به جنگی دیگر رضایت دادیم...
این جنگ هم چند ماه طول کشید و به رغم پیروزیهایی که در ابتدا به خاطر غافلگیری روسها کسب کردیم در نهایت ایران شکست خورد....
در ناحیهای میان زنجان و میانه که روسها تا آنجا پیش آمده بودند عهدنامه ترکمانچای منعقد گردید...
مطابق این عهدنامه نخجوان و ایروان هم از دست رفت و چون روسیه طرف ایرانی را آغازگر جنگ معرفی می نمود درخواست غرامت سنگینی از ایران کرد و تخلیه خاک ایران را مشروط به پرداخت اقساط آن غرامت دانست....
👈من و سربازانم صادقانه تا آخر جنگیدیم...
🧨 لیک همان آیت الله سیدمحمد مجتهد هنگام محاصره تبریز ، گُل و قربانی سوی روسها فرستاد و خودش به فرمانده روسهائی که تبریز را محاصره کرده بودند گفت :
ما جانمان از قاجاریه به لب رسیده و میخواهیم رعیت دولت روس باشیم !!
تاریخ معاصرایران
بازنشر:حسین شاه اویسی
@rahenow 🗿👈
⬅️شاهزاده عباس میرزا می نویسد که
سیزده سال و یک ماه از پایان جنگ اول ایران و روس گذشته بود که جنگ دوم شروع شد و من دیگر نه آن جوان ناآزموده بودم که به راحتی وارد کشمکش شود...
در این سیزده سال اختلافات مرزی که بین طرفین پدید میآمد با رفتوآمد آدموکاغذ حل میشد و سفرای دو کشور با احترام در کشور دیگر پذیرفته میشدند....،
عامل جدیدی که بهانهای برای آغاز نبردی دیگر باشد رخ نداده بود و تنها بهانه زخمهای باقیمانده از جنگ اول و نیز توطئههای اشراف قاجار برای از چشم شاه انداختن و سرنگونی من با یاری گرفتن از علما و روحانیون بود ....
⬅️بدین ترتیب غوغای جهاد با روسیان کافر بالا گرفت و مراجع تقلید و علما ، در رأس آنان *آیتالله سید محمد مجتهد* برای واداشتن دولت برای آغاز جنگ ، از کربلا و نجف به دارالخلافه تهران مهاجرت کردند....
⬅️ به ملاقات آقایان رفتم و سعی کردم مشکلات ورود در جنگی تازه را برایشان توضیح دهم....
آیتالله سید محمد مجتهد در صدر اتاق نشسته بود و بی آنکه نگاهی به من کند در سکوت به سخنان من گوش میداد و گاهی نفسی از قلیان میگرفت ، عرض کردم :
⬅️آقایان البته میتوانند با چرخش قلم فتوای جهاد صادر کنند ولی اجرای آن مشکل است ، از یک مشت روستانشین یا شهرنشین که برای جهاد راه افتادهاند در برابر یک سپاه عظیم و آموزش دیده و مسلح کاری ساخته نیست....
جنگ جنگاور و سلاح کامل میخواهد!!! جنگ ، جیره و مواجب میخواهد!!!
جنگ پول میخواهد!!!.
سرباز پوشاک گرم و اسلحه و آذوقه میخواهد !!
⬅️یکی از آقایان گفت :
چرا دولت پول ندارد ؟
چه بر سر جواهرات نادری آوردهاید ؟
گفتم : آن جواهرات در خزانه است ولی جواهر را به راحتی نمیتوان به پول تبدیل کرد...
اگر بخواهیم آن را یک مرتبه بفروشیم از ما نمیخرند و اگر یکایک بفروشیم عایدات آن در برابر مخارج سنگین جنگ هیچ است.....
تصور آقایان از جنگ غزواتِ *بدر و احد* است ولی زمانه عوض شده!!!
در جنگ قبلی به قدر کافی مردانمان به خاک افتادند...
چرا باز بخواهیم خلق الله را به کشتن دهیم !!
⬅️در اینجا آیت الله سید محمد مجتهد که گویی از توضیحات من حوصله اش سر رفته بود سرش را بلند کرد و با صدای لرزان و چهره ای عبوس گفت :
حضرت والا بدانند که ما به اینجا نیامدیم که با این حرفها دوباره به عتبات بازگردیم...
این سخنان شاهزاده ، ظنی را که از قبل در اسلامخواهی ولیعهد بوده مع الاسف تقویت میکند!!
به چه مناسبت از طرف ولیعهد در جراید لندن و پاریس از فرنگیان برای زندگی در ایران دعوت میکنند ؟
پای فرنگی به ایران باز شود که چه شود ؟
این تنبانهای تنگ و چسبناک چیست که به بهانه چابک کردن و اصلاح امر نظام بر تن قشون مسلمین میکنند ؟
به چه دلیل در دارالسلطنه تبریز چاپ خانه زدید و کتاب تاریخ اروپا چاپ میکنید که مردم به جای قصص انبیا با اطوار معاش فرنگیان آشنا شوند ؟؟
⬅️سرانجام اصرار علما و روحانیون مجتهد ، کار را بر من تنگ کرد...
و چون اجماع خواص و عوام را در این باب مشاهده کردیم به جنگی دیگر رضایت دادیم...
این جنگ هم چند ماه طول کشید و به رغم پیروزیهایی که در ابتدا به خاطر غافلگیری روسها کسب کردیم در نهایت ایران شکست خورد....
در ناحیهای میان زنجان و میانه که روسها تا آنجا پیش آمده بودند عهدنامه ترکمانچای منعقد گردید...
مطابق این عهدنامه نخجوان و ایروان هم از دست رفت و چون روسیه طرف ایرانی را آغازگر جنگ معرفی می نمود درخواست غرامت سنگینی از ایران کرد و تخلیه خاک ایران را مشروط به پرداخت اقساط آن غرامت دانست....
👈من و سربازانم صادقانه تا آخر جنگیدیم...
🧨 لیک همان آیت الله سیدمحمد مجتهد هنگام محاصره تبریز ، گُل و قربانی سوی روسها فرستاد و خودش به فرمانده روسهائی که تبریز را محاصره کرده بودند گفت :
ما جانمان از قاجاریه به لب رسیده و میخواهیم رعیت دولت روس باشیم !!
تاریخ معاصرایران
بازنشر:حسین شاه اویسی
@rahenow 🗿👈
عباس کعبی، نماینده خوزستان در مجلس خبرگان با بیان اینکه معیشت طلاب وضعیت تاسفباری دارد، گفت: «این وضعیت عزت طلبه را نشانه و هدف میگیرد.»
او افزود: «اگر معیشت طلاب حل نشود، وارد مشاغل خلاف شأن طلبگی میشوند.»
یعنی اگر به طلبه ها پول مفت ندهیم، ممکن است مجبور شوند کار کنند که کار در شان انگل ها نیست
@rahenow 🗿👈
او افزود: «اگر معیشت طلاب حل نشود، وارد مشاغل خلاف شأن طلبگی میشوند.»
یعنی اگر به طلبه ها پول مفت ندهیم، ممکن است مجبور شوند کار کنند که کار در شان انگل ها نیست
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رییس جمهور: فقر مطلق از فردا ریشه کن شود/خبر
+راه حل رییس جمهور برای از بین بردنِ سریع و فوریِ فقر مطلق:
@rahenow 🗿👈
+راه حل رییس جمهور برای از بین بردنِ سریع و فوریِ فقر مطلق:
@rahenow 🗿👈