1_5085047360690586494 (1).mp4
5.9 MB
🔴این شما و این وحشت آخوندها
آخوند بروجردی در جمع طلبه ها : بین ما و مردم فاصله افتاده
دیروز در خیابان صفاییه قم با ماشین به طلبه زدند و طرف برای اینکه مطمئن بشه ضربه کاری بوده، میاد با چاقو میزنه!!
راه ما اشتباه بوده...
مردم کنارمون بودن چه کردیم که علیهمون شدن؟
@rahenow 🔗👈
آخوند بروجردی در جمع طلبه ها : بین ما و مردم فاصله افتاده
دیروز در خیابان صفاییه قم با ماشین به طلبه زدند و طرف برای اینکه مطمئن بشه ضربه کاری بوده، میاد با چاقو میزنه!!
راه ما اشتباه بوده...
مردم کنارمون بودن چه کردیم که علیهمون شدن؟
@rahenow 🔗👈
✅چرا حکومت متزلزل ناصرالدین شاه قاجار، پنجاه سال دوام آورد ؟!
به مناسبت سالروز ترور او
✍️قاسم خرمی
ناصرالدین شاه، شاید تنها شاهِ تاریخ ایران باشد که یک دینار دارایی و یک وجب ملک و تیول نداشت. چرا که می گفت «کل ایران مال من است»!
واقعیت هم چنین بود؛ او اگر چه هیچ ثروت ثبتی و سند ملکی نداشت اما در غارت و چپاول تمام شاهزادگان و تیولداران شریک و سهیم بود
امروز مصادف است با روز قتل قبله عالم، سلطان صاحبقران، ظل الله ایران و شاه شهید، ناصرالدین شاه قاجار؛ که ۵۰ سال وقت ایران را گرفت و اگر به تیر غیب میرزا رضای کرمانی گرفتار نمی شد، این استعداد را داشت تا در میان تعظیم و تکریم غلامان و امیران و والیان، چندین دهه دیگر هم، کج دار و مریز، حکومت کند
در نگاه اغلب ما، ناصرالدین شاه، فردی ابله، فرومایه و فاسدی است که کار اصلی اش وطن فروشی و نخبه کشی و ساخت و پاخت با روس و انگلیس، و اوج دنائتش قتل امیر کبیر مظلوم بود. اما از کنار این پرسش هم نمی توان گذشت که که اگر او چنین بود (که واقعا هم بود)، چگونه توانست ۵۰ سال بر ایران حکومت کند؟
واقعیت این است که ناصرالدین شاه، برخلاف تصویری که از او غالب شده است، انسان ناآگاه و بی خبری نبود و در قیاس با شاهان قاجار حتی یک سر و گردن هم در آشنایی با اوضاع جهان و ظرایف عرصه سیاست ایران، از آنها بالاتر بود. همه هنرهای زمانه از شعر، نقاشی، خطاطی و خطابه خوانی گرفته تا تیراندازی، سوارکاری، نویسندگی و دلربایی را در خود داشت، الا یک هنر؛ «هنر حکمرانی و حکمروایی»! او بیش از چگونه حکومت کردن، «چگونه در قدرت ماندن» را بلد بود و این هنر سیاه را به بهترین شکل و با بدترین ترین روش به کار بست. با لطایف الحیلی خودش را در دل توده ها و چشم نخبگان فرو کرد و همه را فریب داد تا خودش بی رقیب بماند.
همین سخن به ظاهر ساده و فریبا که «من از این دنیا ملک و املاکی ندارم»! چه می دانید که او را چقدر درچشم رعیت بی خبر، به غایت عزیز کرده بود. در باره محبوبیت ناصرالدین شاه در میان توده های مردم همین بس که بدانید در ملاقاتهای عمومی فرصتی بود تا همگان بتوانند او را ببینند.مردم فرسنگ ها راه می پیمودند و صف می بستند تا از فاصله دور برای پادشاه قوی شوکت ایران دستی تکان دهند و یا اگر مجالی افتاد، عریضه ای جان نثارانه تقدیم غلامان او کنند!
بااینحال در ۴۵ سال اول سلطنت او یعنی از ۱۲۲۷ تا ۱۲۶۷ شمسی، حدود ۱۶۹ مورد شورش و ناآرامی در کشور به ثبت رسید به عبارتی، هر ۸ ماه یک بار، با یک بحران معیشتی و امنیتی از جنس شورش نان مواجه بود که هر کدام از آن بحران ها می توانست کل موجویت یک کشور را نابود کند، اما او توانست با هوش سیاه خود و استفاده از نیروی بخشی از ملت، علیه بخش دیگر ملت، در نهایت همه را سرکوب کند. هنر ناصرالدین شاه، فقط بازی با احساسات توده ها نبود، او حتی نخبگان بزرگ مثل میرزا تقی خان امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار را هم فریب داد. علمایی در حد سید سید جمال الدین اسد آبادی را هم بلاتکلیف گذاشت. به امیرکبیر می گفت دنیای بدون امیر برای من جهنم است و سه سال بعد با چنان مخفی کاری و سرعت و شناعتی او را از سر راه برداشت که همگان انگشت به دهان ماندند. در مکاتبات اداری بعد از مرگ امیر کبیر، در کمتر موردی با نام و نشانی از میرزا تقی خان برخورد می کنید و در معدود متون تاریخی از او با نام « آن ملعون»! یاد شده است. اکنون از آن مرد بی نظیر، جز یک پرتره عکس مشکوک، چیزی باقی نمانده و شاید اگر پژوهش فریدون آدمیت و انتشار کتاب «امیر کبیر و ایران» نبود، برای ما هم او هنچنان ناشناخته می ماند
میرزاحسین خان سپهسالار، بیست سال بعد از مرگ امیرکبیر به صدر اعظمی رسید. آنهم زمانی که کشور به خاطر خشکسالی، زلزله، وبا و بی تدبیری شاه در اوج فلاکت بود. ناصرالدین شاه از صدراعظم جوان خواست که برای نجات مملکت هر کاری که می تواند بکند و اطمینان داد که هرکس مقابل برنامه و نظم جدید دولت بایستد «اگرچه پسرمان باشد واجبالدفع میدانیم».
اما به محض اینکه اصلاحات میرزاحسین خان، موقعیت متنفذین دربار را به خطر انداخت ناصرالدین شاه، سپهسالار را عزل کرد و برای اینکه حق این دولتمرد اصلاحگر را کف دستش گذاشته باشد به او گفت که من فرد علیلی چون یوسف خان مستشارالدوله را به این سبب جایگزین تو کردم که بفهمی این مملکت را من حفظ کرده ام نه اقدامات اصلاحی تو!
گذاشتن انسانهای کوچک به جای آدم های بزرگ، اشتباه تاریخی بود که شاه قاجار می خواست دوباره بیازماید! با کنار زدن سپهسالار رشته امور از دست او خارج شد و سلسله بحران ها، به انقلاب مشروطیت کشیده شد...
@rahenow 🔗👈
به مناسبت سالروز ترور او
✍️قاسم خرمی
ناصرالدین شاه، شاید تنها شاهِ تاریخ ایران باشد که یک دینار دارایی و یک وجب ملک و تیول نداشت. چرا که می گفت «کل ایران مال من است»!
واقعیت هم چنین بود؛ او اگر چه هیچ ثروت ثبتی و سند ملکی نداشت اما در غارت و چپاول تمام شاهزادگان و تیولداران شریک و سهیم بود
امروز مصادف است با روز قتل قبله عالم، سلطان صاحبقران، ظل الله ایران و شاه شهید، ناصرالدین شاه قاجار؛ که ۵۰ سال وقت ایران را گرفت و اگر به تیر غیب میرزا رضای کرمانی گرفتار نمی شد، این استعداد را داشت تا در میان تعظیم و تکریم غلامان و امیران و والیان، چندین دهه دیگر هم، کج دار و مریز، حکومت کند
در نگاه اغلب ما، ناصرالدین شاه، فردی ابله، فرومایه و فاسدی است که کار اصلی اش وطن فروشی و نخبه کشی و ساخت و پاخت با روس و انگلیس، و اوج دنائتش قتل امیر کبیر مظلوم بود. اما از کنار این پرسش هم نمی توان گذشت که که اگر او چنین بود (که واقعا هم بود)، چگونه توانست ۵۰ سال بر ایران حکومت کند؟
واقعیت این است که ناصرالدین شاه، برخلاف تصویری که از او غالب شده است، انسان ناآگاه و بی خبری نبود و در قیاس با شاهان قاجار حتی یک سر و گردن هم در آشنایی با اوضاع جهان و ظرایف عرصه سیاست ایران، از آنها بالاتر بود. همه هنرهای زمانه از شعر، نقاشی، خطاطی و خطابه خوانی گرفته تا تیراندازی، سوارکاری، نویسندگی و دلربایی را در خود داشت، الا یک هنر؛ «هنر حکمرانی و حکمروایی»! او بیش از چگونه حکومت کردن، «چگونه در قدرت ماندن» را بلد بود و این هنر سیاه را به بهترین شکل و با بدترین ترین روش به کار بست. با لطایف الحیلی خودش را در دل توده ها و چشم نخبگان فرو کرد و همه را فریب داد تا خودش بی رقیب بماند.
همین سخن به ظاهر ساده و فریبا که «من از این دنیا ملک و املاکی ندارم»! چه می دانید که او را چقدر درچشم رعیت بی خبر، به غایت عزیز کرده بود. در باره محبوبیت ناصرالدین شاه در میان توده های مردم همین بس که بدانید در ملاقاتهای عمومی فرصتی بود تا همگان بتوانند او را ببینند.مردم فرسنگ ها راه می پیمودند و صف می بستند تا از فاصله دور برای پادشاه قوی شوکت ایران دستی تکان دهند و یا اگر مجالی افتاد، عریضه ای جان نثارانه تقدیم غلامان او کنند!
بااینحال در ۴۵ سال اول سلطنت او یعنی از ۱۲۲۷ تا ۱۲۶۷ شمسی، حدود ۱۶۹ مورد شورش و ناآرامی در کشور به ثبت رسید به عبارتی، هر ۸ ماه یک بار، با یک بحران معیشتی و امنیتی از جنس شورش نان مواجه بود که هر کدام از آن بحران ها می توانست کل موجویت یک کشور را نابود کند، اما او توانست با هوش سیاه خود و استفاده از نیروی بخشی از ملت، علیه بخش دیگر ملت، در نهایت همه را سرکوب کند. هنر ناصرالدین شاه، فقط بازی با احساسات توده ها نبود، او حتی نخبگان بزرگ مثل میرزا تقی خان امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار را هم فریب داد. علمایی در حد سید سید جمال الدین اسد آبادی را هم بلاتکلیف گذاشت. به امیرکبیر می گفت دنیای بدون امیر برای من جهنم است و سه سال بعد با چنان مخفی کاری و سرعت و شناعتی او را از سر راه برداشت که همگان انگشت به دهان ماندند. در مکاتبات اداری بعد از مرگ امیر کبیر، در کمتر موردی با نام و نشانی از میرزا تقی خان برخورد می کنید و در معدود متون تاریخی از او با نام « آن ملعون»! یاد شده است. اکنون از آن مرد بی نظیر، جز یک پرتره عکس مشکوک، چیزی باقی نمانده و شاید اگر پژوهش فریدون آدمیت و انتشار کتاب «امیر کبیر و ایران» نبود، برای ما هم او هنچنان ناشناخته می ماند
میرزاحسین خان سپهسالار، بیست سال بعد از مرگ امیرکبیر به صدر اعظمی رسید. آنهم زمانی که کشور به خاطر خشکسالی، زلزله، وبا و بی تدبیری شاه در اوج فلاکت بود. ناصرالدین شاه از صدراعظم جوان خواست که برای نجات مملکت هر کاری که می تواند بکند و اطمینان داد که هرکس مقابل برنامه و نظم جدید دولت بایستد «اگرچه پسرمان باشد واجبالدفع میدانیم».
اما به محض اینکه اصلاحات میرزاحسین خان، موقعیت متنفذین دربار را به خطر انداخت ناصرالدین شاه، سپهسالار را عزل کرد و برای اینکه حق این دولتمرد اصلاحگر را کف دستش گذاشته باشد به او گفت که من فرد علیلی چون یوسف خان مستشارالدوله را به این سبب جایگزین تو کردم که بفهمی این مملکت را من حفظ کرده ام نه اقدامات اصلاحی تو!
گذاشتن انسانهای کوچک به جای آدم های بزرگ، اشتباه تاریخی بود که شاه قاجار می خواست دوباره بیازماید! با کنار زدن سپهسالار رشته امور از دست او خارج شد و سلسله بحران ها، به انقلاب مشروطیت کشیده شد...
@rahenow 🔗👈
🔴در مملکت چه خبر است؟
✍️ سید هاشم فیروزی
نوبت به خودروهای واگذار شده به نهاد ریاست جمهوری رسید! گویا «خودرو گیت» حالا حالاها قصد توقف ندارد.
احسان ارکانی عضو کمیسیون اصل نود:
بهتر است بازرس ویژه ابراهیم رئیسی گزارشی از خودروهای واگذار شده به نهاد ریاست جمهوری و وزارتخانههای دولتی را بدهد؛ اگر انگیزهای برای این کار ندارند ما ورود کنیم.
البته در کل, قطعا که اینگونه افشاگری در مورد فساد از خود فساد بدتر است. و ما نیز ذره ای و سرسوزنی مشعوف افشاکننده نخواهیم شد. چراکه شما تنها زمانی حاضر می شوید سفره را از زیرپای دوستان و رقیبانتان بکشید که آنها نیز بشقاب فساد شما را چپه کرده باشند. و اگر کار به کارتان نداشته باشند.
سفره ای پهن است و همه دورهم نشسته اید به تماشای رنج و استضعاف یک ملت.
@rahenow 🔗👈
✍️ سید هاشم فیروزی
نوبت به خودروهای واگذار شده به نهاد ریاست جمهوری رسید! گویا «خودرو گیت» حالا حالاها قصد توقف ندارد.
احسان ارکانی عضو کمیسیون اصل نود:
بهتر است بازرس ویژه ابراهیم رئیسی گزارشی از خودروهای واگذار شده به نهاد ریاست جمهوری و وزارتخانههای دولتی را بدهد؛ اگر انگیزهای برای این کار ندارند ما ورود کنیم.
البته در کل, قطعا که اینگونه افشاگری در مورد فساد از خود فساد بدتر است. و ما نیز ذره ای و سرسوزنی مشعوف افشاکننده نخواهیم شد. چراکه شما تنها زمانی حاضر می شوید سفره را از زیرپای دوستان و رقیبانتان بکشید که آنها نیز بشقاب فساد شما را چپه کرده باشند. و اگر کار به کارتان نداشته باشند.
سفره ای پهن است و همه دورهم نشسته اید به تماشای رنج و استضعاف یک ملت.
@rahenow 🔗👈
4_5958463564883708024.mp4
11.6 MB
اون آقاهه بود که با گچ و تخته سیاه، مالیات بر عایدی رو گفت، حالا داره مالیات بر حقوق رو توضیح میده!
بفرستید برای کارمندا
@rahenow 🔗👈
بفرستید برای کارمندا
@rahenow 🔗👈
احمد علیرضابیگی ، نماینده تبریز درباره واگذاری خودرو به مقام ها به سایت خبرآنلاین گفت : « یک شرکت صوری و جعلی از نمایندگان خواسته با نام دیگری مثل راننده شان یا داماد عروس و دفتردارشان نام نویسی کنند . یعنی آگاه به تبعات موضوع بودند . این را کی سازمان داده ؟ یک صاحب منصب مجلس ... » | #به_اشتراک_بگذارید ...
@rahenow 🔗👈
@rahenow 🔗👈
⭕️👈تلنگر
🍃
اینچنین شد که ما قدرت اول منطقه شدی
وقتیکه ما فهمیدیم
با 100 هزار ریال عمان ؛ میتوان ۱دستگاه اپارتمان خرید.
همینطور
با 100هزار درهم امارات؛ میتوان یک عدد لندکروز 2014 خرید
با 100 هزار دینار بحرین ؛ میتوان یک عدد لامبورگینی GL خرید
با 100 هزار ریال عربستان : میتوان یک عدد BMW سریXخرید
با 100 هزار دینار کویت ؛ میتوان به روزترین مدل بنز را خرید.
واما در ایران
این قدرت اول منطقه با
با 100 هزار ریال ایران ؛ میتوان تنظیم باد خودرو نمود
@rahenow 🔗👈
🍃
اینچنین شد که ما قدرت اول منطقه شدی
وقتیکه ما فهمیدیم
با 100 هزار ریال عمان ؛ میتوان ۱دستگاه اپارتمان خرید.
همینطور
با 100هزار درهم امارات؛ میتوان یک عدد لندکروز 2014 خرید
با 100 هزار دینار بحرین ؛ میتوان یک عدد لامبورگینی GL خرید
با 100 هزار ریال عربستان : میتوان یک عدد BMW سریXخرید
با 100 هزار دینار کویت ؛ میتوان به روزترین مدل بنز را خرید.
واما در ایران
این قدرت اول منطقه با
با 100 هزار ریال ایران ؛ میتوان تنظیم باد خودرو نمود
@rahenow 🔗👈
ما باختیم. خیلی بد باختیم
✍️محمد زکایی استاد حوزه.علمیه قم
اخیراً مشاهده شده در فضای مجازی از مرگ روحانیت، مردم ابراز شادی میکنن.
دلیل این شادمانی ملی از مرگ یک انسان چیست؟
کجای دنیا مردم یک کشور از مرگ یک انسان چنین به وجد میان؟
آیا مرگ یک انسان میتواند شادی بیاورد؟
اگر دقیق شویم در می یابیم شادی مردم از مرگ یک انسان نیست
شادی آنها از مرگ یک عقیده و یک تفکر رادیکال است که خود را در قالب شادی از مرگ یک نماد آن تفکر به نمایش میگذارد.
و این برای آینده آن عقیده بسیار خطرناک است.
در آیندهای نه چندان دور با خارج شدن نسلهای گذشته دهه ۴۰ به پایین از زندگی دیگر چیزی به نام مذهب و اعتقاد در بین نسلهای جوان کمتر خواهیم دید و شادی امروز مردم در مرگ یک روحانی اولین نشانههای مخالفت عمیق و قلبی مردم با ایدئولوژی سیاسی میباشد.
مردم عامل فقر و بیچارگی و گرفتاری خود را در این ایدئولوژی میبینند و با مرگ هر نفر خصوصاً از مسولان شادی خود را بروز میدهند.
به نظر میرسد سیاست آسیب فراوانی به دین و مذهب در کشورمان وارد ساخته هر کدام از ما متوجه فاصله گرفتن از اعتقادات مذهبی در بین آحاد مردم شدهایم.
تنها راه نجات دین و مذهب از آسیب بیشتر خروج روحانیت معزز از پستهای حکومتی سیاسی و پرداختن به مسایل اعتقادی جامعه هست که البته دیر شده و نسلهای ۵۰ تا۹۰ اکثراً بدون مذهب و اعتقاد دینی هستند.
پنهان نمودن صورت مسله نمیتواند از آسیب بکاهد.
در تلویزیون ما تنها جامعهی دین دار و متدین نشان داده میشود ولی در زیر پوست شهر همه ما میدانیم دیگر چیزی به نام دین در بین اکثریت مردم کمتر موضوعیت دارد.
ما نتوانستیم طی ۴۳سال بر اعتقادات بیافزاییم یا حداقل حفظ کنیم.
با تمام بودجههای چندین هزار میلیاردی دهها نهاد دینی حوزههای علمیه عملاً خروجی آنها صفر و حتی منفی بوده است.
باید چارهای اندیشید و دوباره در تربیت صحیح اسلامی مردم گام برداریم.
دین اسلام هرگز این نیست که ما داریم تبلیغ میکنیم.
ما ظاهرسازی و تبلیغ را بر تربیت نسل ترجیح دادهایم.
اگر در خانوادهی اقوام خود بنگریم، متوجه میشویم به جز چند پیرزن و پیرمرد که آنها هم تربیت شدهی سالیان بسیار دورند دیگر اغلب پرورش یافتگان جمهوری اسلامی حتی نماز نمیخوانند که هیج تمام مظاهر دین را تمسخر میکنند.
حال هرچه مسولان در تلویزیون اصرار بر دینداری جوانان نمایند.
آینده نشان میدهد ایران تبدیل به بیدینترین و سکولارترین کشور مسلمان خواهد شد.
نشانههای این تغییر بنیادی در رفتارها و دهن کجیهای جوانان و مردم به آنچه مسولان میگویند و میخواهند مشخص است.
استقبال مردم از نوروز و جشن سرور بینظیر مردم از آثار این تغییر بنیادی در عقاید مردم است.
خداوند همهی علمای دین را که سالانه ملیاردهها تومان بودجه برای حفظ اسلام میگیرند را نخواهد بخشید.
ما هم نخواهیم بخشید.
اگر همین بودجهها را صرف زدودن فقر میکردند بیشتر ارزشمند بود تا آنچه تا کنون دیدهایم
ما مسلمانیم و اگر میگذاشتند خودمان عقایدمان را حفظ میکردیم.
اما متاسفانه چنین نشد.
ما فاصله داریم از اسلام
آن هم بسیار زیاد. برخی طلبه ها به من می گویند ما نمی توانیم بالباس روحانیت بیرون برویم از بس مورد ناسزا وسخنان ناروا قرار می گیریم . یک روز یکی از طلبه ها به من گفت فرزندی دارم چهار ساله دستش را گرفتم تا برای خرید به بازار برویم هنگام خروج از منزل به من گفت اگر بالباس بیایی من با تو بیرون نمی ایم، انجا تمام وجودم راسراپا شرمساری گرفت. به یاد سخن مرحوم ایت اله طالقانی افتادم که می گفت روحانیت اگر وارد حکومت شود نه تنها خود که دین رانیز از بین خواهد برد. به منزل باز گشتم لباسم را در آوردم و درعالم تنهایی گریستم. همسرم متوجه حال خرابم شد، پرسید چرا منقلبی؟ گفتم چرا نباشم. امروز بیست سال تحصیل مرا در حوزه فرزند خرد سالم به چالش کشید.
ماباختیم خیلی بد باختیم.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
@rahenow 🔗👈
✍️محمد زکایی استاد حوزه.علمیه قم
اخیراً مشاهده شده در فضای مجازی از مرگ روحانیت، مردم ابراز شادی میکنن.
دلیل این شادمانی ملی از مرگ یک انسان چیست؟
کجای دنیا مردم یک کشور از مرگ یک انسان چنین به وجد میان؟
آیا مرگ یک انسان میتواند شادی بیاورد؟
اگر دقیق شویم در می یابیم شادی مردم از مرگ یک انسان نیست
شادی آنها از مرگ یک عقیده و یک تفکر رادیکال است که خود را در قالب شادی از مرگ یک نماد آن تفکر به نمایش میگذارد.
و این برای آینده آن عقیده بسیار خطرناک است.
در آیندهای نه چندان دور با خارج شدن نسلهای گذشته دهه ۴۰ به پایین از زندگی دیگر چیزی به نام مذهب و اعتقاد در بین نسلهای جوان کمتر خواهیم دید و شادی امروز مردم در مرگ یک روحانی اولین نشانههای مخالفت عمیق و قلبی مردم با ایدئولوژی سیاسی میباشد.
مردم عامل فقر و بیچارگی و گرفتاری خود را در این ایدئولوژی میبینند و با مرگ هر نفر خصوصاً از مسولان شادی خود را بروز میدهند.
به نظر میرسد سیاست آسیب فراوانی به دین و مذهب در کشورمان وارد ساخته هر کدام از ما متوجه فاصله گرفتن از اعتقادات مذهبی در بین آحاد مردم شدهایم.
تنها راه نجات دین و مذهب از آسیب بیشتر خروج روحانیت معزز از پستهای حکومتی سیاسی و پرداختن به مسایل اعتقادی جامعه هست که البته دیر شده و نسلهای ۵۰ تا۹۰ اکثراً بدون مذهب و اعتقاد دینی هستند.
پنهان نمودن صورت مسله نمیتواند از آسیب بکاهد.
در تلویزیون ما تنها جامعهی دین دار و متدین نشان داده میشود ولی در زیر پوست شهر همه ما میدانیم دیگر چیزی به نام دین در بین اکثریت مردم کمتر موضوعیت دارد.
ما نتوانستیم طی ۴۳سال بر اعتقادات بیافزاییم یا حداقل حفظ کنیم.
با تمام بودجههای چندین هزار میلیاردی دهها نهاد دینی حوزههای علمیه عملاً خروجی آنها صفر و حتی منفی بوده است.
باید چارهای اندیشید و دوباره در تربیت صحیح اسلامی مردم گام برداریم.
دین اسلام هرگز این نیست که ما داریم تبلیغ میکنیم.
ما ظاهرسازی و تبلیغ را بر تربیت نسل ترجیح دادهایم.
اگر در خانوادهی اقوام خود بنگریم، متوجه میشویم به جز چند پیرزن و پیرمرد که آنها هم تربیت شدهی سالیان بسیار دورند دیگر اغلب پرورش یافتگان جمهوری اسلامی حتی نماز نمیخوانند که هیج تمام مظاهر دین را تمسخر میکنند.
حال هرچه مسولان در تلویزیون اصرار بر دینداری جوانان نمایند.
آینده نشان میدهد ایران تبدیل به بیدینترین و سکولارترین کشور مسلمان خواهد شد.
نشانههای این تغییر بنیادی در رفتارها و دهن کجیهای جوانان و مردم به آنچه مسولان میگویند و میخواهند مشخص است.
استقبال مردم از نوروز و جشن سرور بینظیر مردم از آثار این تغییر بنیادی در عقاید مردم است.
خداوند همهی علمای دین را که سالانه ملیاردهها تومان بودجه برای حفظ اسلام میگیرند را نخواهد بخشید.
ما هم نخواهیم بخشید.
اگر همین بودجهها را صرف زدودن فقر میکردند بیشتر ارزشمند بود تا آنچه تا کنون دیدهایم
ما مسلمانیم و اگر میگذاشتند خودمان عقایدمان را حفظ میکردیم.
اما متاسفانه چنین نشد.
ما فاصله داریم از اسلام
آن هم بسیار زیاد. برخی طلبه ها به من می گویند ما نمی توانیم بالباس روحانیت بیرون برویم از بس مورد ناسزا وسخنان ناروا قرار می گیریم . یک روز یکی از طلبه ها به من گفت فرزندی دارم چهار ساله دستش را گرفتم تا برای خرید به بازار برویم هنگام خروج از منزل به من گفت اگر بالباس بیایی من با تو بیرون نمی ایم، انجا تمام وجودم راسراپا شرمساری گرفت. به یاد سخن مرحوم ایت اله طالقانی افتادم که می گفت روحانیت اگر وارد حکومت شود نه تنها خود که دین رانیز از بین خواهد برد. به منزل باز گشتم لباسم را در آوردم و درعالم تنهایی گریستم. همسرم متوجه حال خرابم شد، پرسید چرا منقلبی؟ گفتم چرا نباشم. امروز بیست سال تحصیل مرا در حوزه فرزند خرد سالم به چالش کشید.
ماباختیم خیلی بد باختیم.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
@rahenow 🔗👈
پس از آتشسوزی کلیسای نوتردام پاریس خانومی مسیحی در حساب توییترش نوشت: بعد از آتشسوزی و تخریب کلیسا، صلیب محراب از آتش محفوظ ماند. با دیدن این صحنه چطور به مسیح ایمان نمیآورید؟!
یکی از کاربرها در جوابش نوشت:
طلا در دمای ۱۰۶۴ درجه ذوب میشود و چوب در دمای ۶۰۰ درجه میسوزد!
@rahenow 🔗👈
یکی از کاربرها در جوابش نوشت:
طلا در دمای ۱۰۶۴ درجه ذوب میشود و چوب در دمای ۶۰۰ درجه میسوزد!
@rahenow 🔗👈
🏛"همین آش است و همین کاسه"
در زمان "نادرشاه" یکی از استانداران او به مردم خیلی ظلم میکرد و مالیات های فراوان از آن ها می گرفت.
مردم به تنگ آمده و شکایت او را نزد نادر بردند. نادر پیغامی برای استاندار فرستاد ولی او همچنان به ظلم خود ادامه می داد. وقتی خبر به نادر رسید، چون دوست نداشت کسی از فرمانش سرپیچی کند، همه ی استانداران را به مرکز خواند.
دستور داد استاندار ظالم را قطعه قطعه کنند و از او آشی تهیه کنند. بعد آش را در کاسه ریختند و به هر استاندار یک کاسه دادند و نادر به آنها گفت: "هر کس به مردم ظلم و تعدی کند، همین آش است و همین کاسه"!
#دانستنی_تاریخی
@rahenow 🔗👈
در زمان "نادرشاه" یکی از استانداران او به مردم خیلی ظلم میکرد و مالیات های فراوان از آن ها می گرفت.
مردم به تنگ آمده و شکایت او را نزد نادر بردند. نادر پیغامی برای استاندار فرستاد ولی او همچنان به ظلم خود ادامه می داد. وقتی خبر به نادر رسید، چون دوست نداشت کسی از فرمانش سرپیچی کند، همه ی استانداران را به مرکز خواند.
دستور داد استاندار ظالم را قطعه قطعه کنند و از او آشی تهیه کنند. بعد آش را در کاسه ریختند و به هر استاندار یک کاسه دادند و نادر به آنها گفت: "هر کس به مردم ظلم و تعدی کند، همین آش است و همین کاسه"!
#دانستنی_تاریخی
@rahenow 🔗👈
4_5954321038861929919.mp4
5.3 MB
واقعاً ممکنه اینقدر وقیح باشه که چنین دروغهایی بگه؟ یا از روی جهل و بیسوادی اینا رو گفت؟
@rahenow 🔗👈
@rahenow 🔗👈