#بخش_دوم
#فصل_دهم
🔶🔶بیشعور اداری
#صفحه99
@rahenow🗿👈
کارمند بیشعور سعی می کند با صدای بلند و لحن بد با ارباب رجوعش حرف بزند تا برتری خودش را به او مستقل کند. او ابتدا آیین نامه ها و برنامه ها را شرح می دهد و برای خودش قانون سازی می کند، چون برای ادامه ی کارش به آن نیاز دارد. اگر ارباب رجوع جروبحث کند، کارمند بیشعور به او می گوید که وقیح است و تحمل این بی ادبی را ندارد و باید دفترش را ترک کند. موضوعی که ارباب رجوع هیچ وقت متوجه نمی شود این است که آن موقع زمان استراحت و نوشیدن قهوه ی کارمند بوده است؛ فقط همین.
تنها مشکل بیشعورهای اداری این است که وقتی هشت ساعت کاری تمام میشود، آنها مجبورند به خانه برگردند. آنها همچنین می دانند که فقط ۱۶ساعت مانده تا دوباره به سرکار و دفترشان برگردند و باز هم ما را به پیمودن هفت خوان رستم مجبور کنند.
پایان فصل دهم
@rahenow🗿👈
#فصل_دهم
🔶🔶بیشعور اداری
#صفحه99
@rahenow🗿👈
کارمند بیشعور سعی می کند با صدای بلند و لحن بد با ارباب رجوعش حرف بزند تا برتری خودش را به او مستقل کند. او ابتدا آیین نامه ها و برنامه ها را شرح می دهد و برای خودش قانون سازی می کند، چون برای ادامه ی کارش به آن نیاز دارد. اگر ارباب رجوع جروبحث کند، کارمند بیشعور به او می گوید که وقیح است و تحمل این بی ادبی را ندارد و باید دفترش را ترک کند. موضوعی که ارباب رجوع هیچ وقت متوجه نمی شود این است که آن موقع زمان استراحت و نوشیدن قهوه ی کارمند بوده است؛ فقط همین.
تنها مشکل بیشعورهای اداری این است که وقتی هشت ساعت کاری تمام میشود، آنها مجبورند به خانه برگردند. آنها همچنین می دانند که فقط ۱۶ساعت مانده تا دوباره به سرکار و دفترشان برگردند و باز هم ما را به پیمودن هفت خوان رستم مجبور کنند.
پایان فصل دهم
@rahenow🗿👈