🔸آیتالله خمینی در سخنرانیهای خود برای طلاب، از حکومت روحانیون طرفداری میکرد اما در اعلامیههای عمومی بحث روشنی از این گونه حکومت به میان نمیآورد، از کاربرد ولایت فقیه خودداری میکرد و استراتژی سال ۱۳۴۲، یعنی حمله به نقطه ضعفهای اصلی رژیم را ادامه میداد.
او شاه را برای فروش کشور به امپریالیست های آمریکا و کمک به اسرائیل؛ نقض مشروطیت و لگدمال کردن قانون اساسی، حمایت از ثروتمندان و استثمار فقراء نابود کردن فرهنگ ملی؛ تشویق و اشاعه فساد و هدر دادن منابع با ارزش کشور در قصرها، مجالس عیاشی، خرید تسلیحات؛ از بین بردن کشاورزی و بنابراین وابسته ساختن هرچه بیشتر ایران به غرب، مورد انتقاد قرار میدهد.
آیت الله خمینی، در راه حلی که پیشنهاد می کند، آشکارا از نظریه حکومت اسلامی سخن نمیگوید. حتی برخی اطرافیان او بعدها مدعی شدند که کتاب ولایت فقیه توطئه ساواک و یا یادداشتهای اصلاح نشده یک طلبه بوده است.
وی حتی طرح و پیشنهاد معینی ارائه نمیکند، آن طور که یک روزنامهنگار در این باره مینویسد «مبهمگویی، شیوه زندگی» اطرافیان او بود (۱)و خود وی به بیان کلیات اکتفا میکرد.
آیت الله خمینی میکوشید تا همه گروههای مخالف - به جز مارکسیستهای ملحد - را با خود همراه کند و مواظب بود که بیش از حد به گروهی خاص نزدیک نشود. مثلا، هنگامی که در سال ۱۳۴۷، آیت الله مطهری در اعتراض به سخنرانیهای ضد روحانی شریعتی حسینیه ارشاد را ترک کرد و از علمای نجف خواست تا در برابر
آن به اصطلاح متخصص اسلامی، از او پشتیبانی کنند، آیتالله خمینی با توجه به محبوبیت شریعتی، موضع گیری نکرد. وی در این دعوا سکوت کرد و بدون نام بردن از شریعتی، به استفاده از شعارها و عباراتی که سخنرانان حسینیه ارشاد رواج داده بودند، ادامه داد، عباراتی مانند مستضعفین»، «زباله دان تاریخ» و «دین افيون تودهها نیست».
بیشتر روشنفکران با شنیدن این عبارات ولی غافل از سخنرانیهای نجف، بیدرنگ بدین نتیجه رسیدند که وی با تفسیر اسلام انقلابی شریعتی موافق است.
بدین ترتیب، آیت الله خمینی با تبلیغ آگاهانه یک پیام مبهم دلخواه تودهها و ندادن پیشنهادهای معین، طیف گستردهای از نیروهای اجتماعی را با خود همراه کرد؛ طیفی که بازاریان و روحانیون تا طبقه روشنفکر، فقرای شهری و همچنین سازمانهای سیاسی نیمه مذهبی و غیر مذهبی متفاوتی مانند نهضت آزادی و جبهه ملی تا گروههای چریکی جدید متشکل از پیروان شریعتی در دانشگاهها را در بر میگرفت.
✔️یرواند آبراهامیان
ایران، بین دو #انقلاب
ترجمه احمد گل محمدی
محمد ابراهیم فتاحی
نشر نی
@rahenow 🗿👈
او شاه را برای فروش کشور به امپریالیست های آمریکا و کمک به اسرائیل؛ نقض مشروطیت و لگدمال کردن قانون اساسی، حمایت از ثروتمندان و استثمار فقراء نابود کردن فرهنگ ملی؛ تشویق و اشاعه فساد و هدر دادن منابع با ارزش کشور در قصرها، مجالس عیاشی، خرید تسلیحات؛ از بین بردن کشاورزی و بنابراین وابسته ساختن هرچه بیشتر ایران به غرب، مورد انتقاد قرار میدهد.
آیت الله خمینی، در راه حلی که پیشنهاد می کند، آشکارا از نظریه حکومت اسلامی سخن نمیگوید. حتی برخی اطرافیان او بعدها مدعی شدند که کتاب ولایت فقیه توطئه ساواک و یا یادداشتهای اصلاح نشده یک طلبه بوده است.
وی حتی طرح و پیشنهاد معینی ارائه نمیکند، آن طور که یک روزنامهنگار در این باره مینویسد «مبهمگویی، شیوه زندگی» اطرافیان او بود (۱)و خود وی به بیان کلیات اکتفا میکرد.
آیت الله خمینی میکوشید تا همه گروههای مخالف - به جز مارکسیستهای ملحد - را با خود همراه کند و مواظب بود که بیش از حد به گروهی خاص نزدیک نشود. مثلا، هنگامی که در سال ۱۳۴۷، آیت الله مطهری در اعتراض به سخنرانیهای ضد روحانی شریعتی حسینیه ارشاد را ترک کرد و از علمای نجف خواست تا در برابر
آن به اصطلاح متخصص اسلامی، از او پشتیبانی کنند، آیتالله خمینی با توجه به محبوبیت شریعتی، موضع گیری نکرد. وی در این دعوا سکوت کرد و بدون نام بردن از شریعتی، به استفاده از شعارها و عباراتی که سخنرانان حسینیه ارشاد رواج داده بودند، ادامه داد، عباراتی مانند مستضعفین»، «زباله دان تاریخ» و «دین افيون تودهها نیست».
بیشتر روشنفکران با شنیدن این عبارات ولی غافل از سخنرانیهای نجف، بیدرنگ بدین نتیجه رسیدند که وی با تفسیر اسلام انقلابی شریعتی موافق است.
بدین ترتیب، آیت الله خمینی با تبلیغ آگاهانه یک پیام مبهم دلخواه تودهها و ندادن پیشنهادهای معین، طیف گستردهای از نیروهای اجتماعی را با خود همراه کرد؛ طیفی که بازاریان و روحانیون تا طبقه روشنفکر، فقرای شهری و همچنین سازمانهای سیاسی نیمه مذهبی و غیر مذهبی متفاوتی مانند نهضت آزادی و جبهه ملی تا گروههای چریکی جدید متشکل از پیروان شریعتی در دانشگاهها را در بر میگرفت.
✔️یرواند آبراهامیان
ایران، بین دو #انقلاب
ترجمه احمد گل محمدی
محمد ابراهیم فتاحی
نشر نی
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻 هنرنماییِ یک آخوندِ بی هنر و خرافاتی و بی سواد(!)
🔻 به خاطرِ حماقت، خود-ویرانگری می کنند؛ اما سپس بی اعتبار شدن-شان را گردنِ دشمن می اندازند.
#انقلاب_۵۷
@rahenow 🗿👈
🔻 به خاطرِ حماقت، خود-ویرانگری می کنند؛ اما سپس بی اعتبار شدن-شان را گردنِ دشمن می اندازند.
#انقلاب_۵۷
@rahenow 🗿👈