کاش برگردیم ...
نمیدونم چه زمانی یا چه دورانی ،
فقط برگردیم به اون دورانی که میخندیدیم
نمیدونم چه زمانی یا چه دورانی ،
فقط برگردیم به اون دورانی که میخندیدیم
در این کشور کسی قدر معلم را نمی فهمد
شبیهِ تخم جِن که حال ناظم را نمیفهمد
من از خوابیدنِ مسئول، پشت میز دانستم
چرا وضعِ بد موجودِ حاکم را نمیفهمد!
تعامل با جهان نوشیدن زهر است این یعنی
که هر حاکم زمانِ حُکمْ لازم را نمیفهمد
گرانی مثل آمپول است باید شُل کند هر کس
که هرگز معنیِ شیب ملایم را نمیفهمد
بگو به آن که عمری آشِ دوغ کندوان خورده
که چشم اندازِ خلخال و اسالِم را نمیفهمد
مغول برعکس نادرشاه بود و گفت آدم نیست
کسی که کیفِ تقسیم غنائم را نمیفهمد
زمان ارتباطات و خدا دور و کسی دیگر
زبانِ آیت العُظمای عالِم را نمیفهمد
خدا فرمود فرقی نیست بین مرد و زن هرچند
که ناقص عقل قدرِ عقل سالم را نمیفهمد
شده اینجا محلّ امتحانات و کسی هرگز
دلیلِ این همایش های دائم را نمیفهمد
یکی با چفیه دزدیده یکی آرام بخشیده
تلسکوپ نیز فرق دزد و خادم را نمی فهمد
خدا هم پیر شد از دست ما دیندار، بی دینها
که فازِ کافر و بودا و مُسلم را نمیفهمد
به جُرم شاعری در بند افتادم قلم میگفت
بله! خودکارِ قاضی حالِ مجرِم را نمیفهمد
#مهدی_خداپرست
m_khodaparast1
@rahenow 🗿👈
شبیهِ تخم جِن که حال ناظم را نمیفهمد
من از خوابیدنِ مسئول، پشت میز دانستم
چرا وضعِ بد موجودِ حاکم را نمیفهمد!
تعامل با جهان نوشیدن زهر است این یعنی
که هر حاکم زمانِ حُکمْ لازم را نمیفهمد
گرانی مثل آمپول است باید شُل کند هر کس
که هرگز معنیِ شیب ملایم را نمیفهمد
بگو به آن که عمری آشِ دوغ کندوان خورده
که چشم اندازِ خلخال و اسالِم را نمیفهمد
مغول برعکس نادرشاه بود و گفت آدم نیست
کسی که کیفِ تقسیم غنائم را نمیفهمد
زمان ارتباطات و خدا دور و کسی دیگر
زبانِ آیت العُظمای عالِم را نمیفهمد
خدا فرمود فرقی نیست بین مرد و زن هرچند
که ناقص عقل قدرِ عقل سالم را نمیفهمد
شده اینجا محلّ امتحانات و کسی هرگز
دلیلِ این همایش های دائم را نمیفهمد
یکی با چفیه دزدیده یکی آرام بخشیده
تلسکوپ نیز فرق دزد و خادم را نمی فهمد
خدا هم پیر شد از دست ما دیندار، بی دینها
که فازِ کافر و بودا و مُسلم را نمیفهمد
به جُرم شاعری در بند افتادم قلم میگفت
بله! خودکارِ قاضی حالِ مجرِم را نمیفهمد
#مهدی_خداپرست
m_khodaparast1
@rahenow 🗿👈
« یوسفِ گم گشته بازآید به کنعان »... گوه نخور!
« کلبه ی اَحزان شود روزی گلستان »... گوه نخور!
اقتصادِ تخمیِ ما می شود روزی درست
« دائمن یکسان نباشد حالِ دوران »... گوه نخور!
« ای دلِ غم دیده!؛ حالت بِه شود دل بد مکن »
می شود روزی برنج و گوشت ارزان؛ گوه نخور!
کارگر بیرون شد و مأمور بیمه گفت! به او:
« باشد اندر پرده بازی های پنهان »... گوه نخور!
در مسیرِ سنگلاخِ زندگی با خود بگو:
« هیچ راهی نیست کان را نیست پایان »... گوه نخور
پشتِ بنزی حک شده: « از زنده بودن خسته ایم! »
همزمان دیدم نوشته پشتِ نیسان: گوه نخور!
امیرحسین خوش حال
@rahenow 🗿👈
« کلبه ی اَحزان شود روزی گلستان »... گوه نخور!
اقتصادِ تخمیِ ما می شود روزی درست
« دائمن یکسان نباشد حالِ دوران »... گوه نخور!
« ای دلِ غم دیده!؛ حالت بِه شود دل بد مکن »
می شود روزی برنج و گوشت ارزان؛ گوه نخور!
کارگر بیرون شد و مأمور بیمه گفت! به او:
« باشد اندر پرده بازی های پنهان »... گوه نخور!
در مسیرِ سنگلاخِ زندگی با خود بگو:
« هیچ راهی نیست کان را نیست پایان »... گوه نخور
پشتِ بنزی حک شده: « از زنده بودن خسته ایم! »
همزمان دیدم نوشته پشتِ نیسان: گوه نخور!
امیرحسین خوش حال
@rahenow 🗿👈
روزمان در ظهر شب شد،هیچ کس لب وا نکرد
جانمان ناگه به تب شد،هیچ کس لب وا نکرد!
شیروخورشید وطن گم شد میان جهل وخون
عن به فتوایی رطب شد،هیچ کس لب وانکرد
دین عَلَم شد،گشت تاسِ مفتیان بی پدر
ملتی را جان به لب شد، هیچ کس لب وا نکرد
شاه رفت و شیخ بنشست، وزِ سامان رفت عیش
ماتم و داغ و رجب شد،هیچ کس لب وانکرد
خنده شد مذموم و آه و ناله جایش را گرفت
جا به ملت صدوجب شد،هیچ کس لب وانکرد
رویت اندر ماه شد آن اَنکرُ الچِهْرِ کَریه
معجزی در نیمه شب شد،هیچ کس لب وا نکرد
جمع کفتاران به پا و توله ها در لفت و لیس
پاره ماتحت از صعب شد،هیچ کس لب وا نکرد
ملت پیشینه دار و افتخار این زمین
غرق درغم بی سبب شد،هیچ کس لب وا نکرد
رفت برکت از سر سفره،گرسنه خَلقِ زار
هرکجا حاکم عرب شد،هیچ کس لب وانکرد
اعتراض مردمان درخون شناورشد ز شیخ
منع شادی و طرب شد،هیچ کس لب وا نکرد
دختر ایران به جرم تار مویی شد به بند
ظرفِ طاقت جان به لب شد،هیچ کس لب وانکرد
شیخ نادان با جهانی شاخ اندر شاخ شد
نقد هم لهو و لعب شد،هیچ کس لب وا نکرد
زندگانی مرد و ایران شد کویری شوره زار
شیخ هم صاحب طلب شد،هیچ کس لب وا نکرد
سبزْ ایران رابه آتش سوخت،خاکستر نمود
خودولی برتر ز رَب شد،هیچ کس لب وا نکرد
الغرض ایران به چنگ شیخ گشته چاک چاک
چار فصل سال شب شد ،هیچ کس لب وا نکرد
«ایران الدوله-حرع»
@rahenow 🗿👈
جانمان ناگه به تب شد،هیچ کس لب وا نکرد!
شیروخورشید وطن گم شد میان جهل وخون
عن به فتوایی رطب شد،هیچ کس لب وانکرد
دین عَلَم شد،گشت تاسِ مفتیان بی پدر
ملتی را جان به لب شد، هیچ کس لب وا نکرد
شاه رفت و شیخ بنشست، وزِ سامان رفت عیش
ماتم و داغ و رجب شد،هیچ کس لب وانکرد
خنده شد مذموم و آه و ناله جایش را گرفت
جا به ملت صدوجب شد،هیچ کس لب وانکرد
رویت اندر ماه شد آن اَنکرُ الچِهْرِ کَریه
معجزی در نیمه شب شد،هیچ کس لب وا نکرد
جمع کفتاران به پا و توله ها در لفت و لیس
پاره ماتحت از صعب شد،هیچ کس لب وا نکرد
ملت پیشینه دار و افتخار این زمین
غرق درغم بی سبب شد،هیچ کس لب وا نکرد
رفت برکت از سر سفره،گرسنه خَلقِ زار
هرکجا حاکم عرب شد،هیچ کس لب وانکرد
اعتراض مردمان درخون شناورشد ز شیخ
منع شادی و طرب شد،هیچ کس لب وا نکرد
دختر ایران به جرم تار مویی شد به بند
ظرفِ طاقت جان به لب شد،هیچ کس لب وانکرد
شیخ نادان با جهانی شاخ اندر شاخ شد
نقد هم لهو و لعب شد،هیچ کس لب وا نکرد
زندگانی مرد و ایران شد کویری شوره زار
شیخ هم صاحب طلب شد،هیچ کس لب وا نکرد
سبزْ ایران رابه آتش سوخت،خاکستر نمود
خودولی برتر ز رَب شد،هیچ کس لب وا نکرد
الغرض ایران به چنگ شیخ گشته چاک چاک
چار فصل سال شب شد ،هیچ کس لب وا نکرد
«ایران الدوله-حرع»
@rahenow 🗿👈
این که «مهاجرت» در یک جامعه نوعی «موفقیت» تلقی شود؛ به این معناست که سیاستمداران آن کشور باید بروند «بمیرند».
افرادی که جنگیدن بلد نیستن
به خرابی اوضاع کشور میگن
بدبختی و به بدبختیاشون
میگن قسمت...
به خرابی اوضاع کشور میگن
بدبختی و به بدبختیاشون
میگن قسمت...
این کودک پنج یا شش ساله هر شب باید در سرمای هوای «سه» درجه، بارها هر ۴۵ دقیقه از خواب بیدار شود، اتوبوس را ترک کند و دوباره سوار شود و ۴۵ دقیقه دیگر بخوابد تا صبح شود. آنوقت ۵۷۶ میلیارد تومان از بودجه کشورش سهم نهادی به نام «جامعهالمصطفی» میشود که درکی از او و سرما ندارد.
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو رقص این دوتا دختربچه افغان هر آنچه از زیبایی و معصومیت رو میشه دید😍
حیف اینا که طالبان خرفت شپشو داره آینده شونو تباه میکنه
@rahenow 🗿👈
حیف اینا که طالبان خرفت شپشو داره آینده شونو تباه میکنه
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹مزدور شهرداری که در پی سرکوب و جمع کردن بساط کسب یک وانتی میوهفروش در تبریز بود، گوشمالی داده شد تا درس عبرتی برای سایر مزدوران باشد
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
📣 نایبرئيس کمیسیون برنامهوبودجهی مجلس در چهلوسومین سال عمر جمهوری اسلامی، بازهم میگوید مردم باید یکیدوسال دیگر مشکل پایینبودن حقوق نسبت به تورم را تحمل کنند تا تورم پایین بیاید- فقط مردم باید مشکلات را تحمل کنند👆
roozArooz_media
@rahenow 🗿👈
roozArooz_media
@rahenow 🗿👈
🔸ابراهیم رئیسی قبل از انتخابات: واسه اداره کشور ۷ هزار صفحه برنامه نوشتیم.
🔸ابراهیم رئیسی بعد از انتخاب شدن: حوزه علمیه قم برای مشکلات کشور راهکار ارائه دهد.
🔸ابراهیم رئیسی بعد از انتخاب شدن: حوزه علمیه قم برای مشکلات کشور راهکار ارائه دهد.
روزی حاکمی در قصرخود نشسته بود که از بیرون قصر صدای سیب فروشی را شنید که فریاد میزد:
“سیب بخرید! سیب خوشمزه دارم 😋
حاکم بیرون را نگاه کرد و دید که مرد دهاتی، محصول باغش را بار الاغی نموده و روانه بازار است😊
حاکم میل و هوس سیب کرد و به وزیر دربارش گفت:
۵ سکه طلا از خزانه بردار و برایم سیب بیار!
- وزیر ۵ سکه را از خزانه برداشت و به دستیارش گفت:
-این ۴ سکه طلا را بگیر و سیب بخر!
دستیار وزیر فرمانده قصررا صدا زد و گفت:
-این ۳ سکه طلا را بگیر و سیب بخر!
فرمانده قصر افسر دروازه قصر را صدا زد و گفت:
-این ۲ سکه طلا را بگیر و سیب بخر!
افسر عسکر را صدا کرد و گفت عسکر :
این ۱ سکه طلا را بگیر و سیب بخر!
عسکر دنبال مرد دست فروش رفته و یقه اش را گرفت و گفت:
های مرد دهاتی! چرا اینقدر سر وصدا میکنی؟ خبر نداری که اینجا قصر حاکم است و با صدای گوش خراشت خواب جناب حاکم را آشفته کرده ای.اکنون به من دستور داه تا تو را زندانی کنم.
مرد باغدار به پاهای عسکر قصر افتاد و گفت:
اشتباه کردم قربان😭😭
این بار الاغ حاصل یک سال زحمت من است، این را بگیر، ولی از خیر زندانی کردن من بگذر😭😔!
عسکر نصف بار سیب را برای خودش برداشت
و نصف ديگر را برای افسر برده و گفت:
-این هم این سیب ها با ۱ سکه طلا.
افسر نیمی از ان سیبها را به فرمانده قصر داده، گفت:
این سیب ها به قیمت ۲ سکه طلا!
فرمانده نیمی از سیبها را برای خود برداشت و نیمی را به دستیار وزیر داد و گفت:
-این سیب ها به قیمت ۳ سکه طلا!
دستیار وزیر، نیمی از سیب ها را برداشت و نزد وزیر رفته و گفت:
-این سیب ها به قیمت ۴ سکه طلا!
وزیر نیمی از سیب ها را برای خود برداشت و بدین ترتیب تنها پنج عدد سیب ماند و نزد حاکم رفت و گفت:
- این هم ۵ عدد سیب به ارزش ۵ سکه طلا!
حاکم پیش خود فکر کرده و پنداشت که مردم واقعا در قلمرو تحت حاکمیت او پولدار و مرفه هستند. که کشاورزش پنج عدد سیب را به پنج سکه طلا می فروشد هر سیب یک سکه طلا
و مردم هم یک عدد سیب را به یک سکه طلا میخرند! پس ثروتمندند درنتیجه بهتر است مالياتها را افزايش دهم و خزانه قصر راپرتر سازم.
در نتيجه مردم فقیر تر شدند و
شریکان حلقه فساد قصر سرمایه دارتر .
عجب حکایت آشنایی!!!
@rahenow 🗿👈
“سیب بخرید! سیب خوشمزه دارم 😋
حاکم بیرون را نگاه کرد و دید که مرد دهاتی، محصول باغش را بار الاغی نموده و روانه بازار است😊
حاکم میل و هوس سیب کرد و به وزیر دربارش گفت:
۵ سکه طلا از خزانه بردار و برایم سیب بیار!
- وزیر ۵ سکه را از خزانه برداشت و به دستیارش گفت:
-این ۴ سکه طلا را بگیر و سیب بخر!
دستیار وزیر فرمانده قصررا صدا زد و گفت:
-این ۳ سکه طلا را بگیر و سیب بخر!
فرمانده قصر افسر دروازه قصر را صدا زد و گفت:
-این ۲ سکه طلا را بگیر و سیب بخر!
افسر عسکر را صدا کرد و گفت عسکر :
این ۱ سکه طلا را بگیر و سیب بخر!
عسکر دنبال مرد دست فروش رفته و یقه اش را گرفت و گفت:
های مرد دهاتی! چرا اینقدر سر وصدا میکنی؟ خبر نداری که اینجا قصر حاکم است و با صدای گوش خراشت خواب جناب حاکم را آشفته کرده ای.اکنون به من دستور داه تا تو را زندانی کنم.
مرد باغدار به پاهای عسکر قصر افتاد و گفت:
اشتباه کردم قربان😭😭
این بار الاغ حاصل یک سال زحمت من است، این را بگیر، ولی از خیر زندانی کردن من بگذر😭😔!
عسکر نصف بار سیب را برای خودش برداشت
و نصف ديگر را برای افسر برده و گفت:
-این هم این سیب ها با ۱ سکه طلا.
افسر نیمی از ان سیبها را به فرمانده قصر داده، گفت:
این سیب ها به قیمت ۲ سکه طلا!
فرمانده نیمی از سیبها را برای خود برداشت و نیمی را به دستیار وزیر داد و گفت:
-این سیب ها به قیمت ۳ سکه طلا!
دستیار وزیر، نیمی از سیب ها را برداشت و نزد وزیر رفته و گفت:
-این سیب ها به قیمت ۴ سکه طلا!
وزیر نیمی از سیب ها را برای خود برداشت و بدین ترتیب تنها پنج عدد سیب ماند و نزد حاکم رفت و گفت:
- این هم ۵ عدد سیب به ارزش ۵ سکه طلا!
حاکم پیش خود فکر کرده و پنداشت که مردم واقعا در قلمرو تحت حاکمیت او پولدار و مرفه هستند. که کشاورزش پنج عدد سیب را به پنج سکه طلا می فروشد هر سیب یک سکه طلا
و مردم هم یک عدد سیب را به یک سکه طلا میخرند! پس ثروتمندند درنتیجه بهتر است مالياتها را افزايش دهم و خزانه قصر راپرتر سازم.
در نتيجه مردم فقیر تر شدند و
شریکان حلقه فساد قصر سرمایه دارتر .
عجب حکایت آشنایی!!!
@rahenow 🗿👈
واکنش زیدآبادی به پیشنهاد وزیر کار: سنگ پا از همه مناسبتر است؛ با این وضعیت، تناسب لازم را با روی خیلیها دارد
احمد زیدآبادی در واکنش به پیشنهاد وزیر کار برای ایجاد شغل با یک میلیون تومان در کانال تلگرامیاش اینگونه نوشت: با یک میلیون تومان سرمایه در این روزگار میتوان شغل ایجاد کرد؟ به نظرم همان بساط کردن سنگ پا از همه مناسبتر باشد، چون با این وضعیت، تناسب لازم را هم با روی خیلیها دارد!
@rahenow 🗿👈
احمد زیدآبادی در واکنش به پیشنهاد وزیر کار برای ایجاد شغل با یک میلیون تومان در کانال تلگرامیاش اینگونه نوشت: با یک میلیون تومان سرمایه در این روزگار میتوان شغل ایجاد کرد؟ به نظرم همان بساط کردن سنگ پا از همه مناسبتر باشد، چون با این وضعیت، تناسب لازم را هم با روی خیلیها دارد!
@rahenow 🗿👈
۱۲۰ تا بیمارستان امام خمینی داریم هر ۱۲۰ تاشو شاه ساخته! 😐
تعداد بیمارستانهای دولتی در این ۴۳ سال از ۵۲۳ به ۵۷۰ رسیده
ولی تعداد امامزاده ها از ۱۵۰۰ به ۱۶ هزار
@rahenow 🗿👈
تعداد بیمارستانهای دولتی در این ۴۳ سال از ۵۲۳ به ۵۷۰ رسیده
ولی تعداد امامزاده ها از ۱۵۰۰ به ۱۶ هزار
@rahenow 🗿👈