اقتدار و اشراف
دختری به حجاب اجباری اعتراض میکند. گلولهاش میزنند. روزنامهنگاری خبر تیر خوردنش را منتشر میکند، میگیرندش. دختر دیگری در حمایت از او بیروسری املت میخورد. او را هم میگیرند. شاعری از غصهٔ این اجحاف شعری میگوید. او را هم میگیرند. مردم به قتلها و بازداشتها اعتراض میکنند، وحشیانه سرکوب میشوند. پزشکی از انداختن گاز اشکآور به بیمارستان و انتقال وحوش با آمبولانس انتقاد میکند، او را هم میگیرند. وکیلی از حق پزشک و روزنامهنگار در چارچوب همین قوانین ضدبشری جمهوری اسلامی دفاع میکند. او را هم میگیرند. از خانواده مقتولان میخواهند بگویند جگرگوشهشان معترض نبوده و کشته نشده بلکه سکته یا سقوط یا خودکشی کرده و اگر نگویند پیکر عزیزشان را به ایشان تحویل نمیدهند. کارکنان شبکههای خارج از ایران را به قتل تهدید میکنند. اینها را اقتدار مینامند. اینها وحشیت است و خودشان هم میدانند. چیزی که نمیدانند این است که چقدر مسخره و جفنگ و پوچند.
قصد کردهاند کوتاه نیایند. دانشجوها سلف را مختلط میکنند. جوابشان بستن سلف و محرومیت از ورود به دانشگاه است. بچهها در حیاط سفره پهن میکنند و کنار هم غذا میخورند. ورود سفره ممنوع میشود. دوغ میهن نمینوشند، تهدید میشوند. استادی را که فقط کلاس نرفته و حتی دو کلمه در اعتراض یا همراهی ننوشته با تهدید به اخراج به کلاس میکشند. دوغ و سفره و بخشنامه محل نمایش اقتدار نظامی است که مبلغش خیال میکند مشت آخر را به قدرت برتر دنیا خواهدزد. اینجا مسخرگی و جفنگی و پوچی ایشان آشکارتر است.
بلاهت این «مثلا دستگاه» از کهکشانهای دیگر هم پیداست. از فیلم شاهچراغ تا بیانیه سازمانهای اطلاعاتی بر ضد خبرنگاران و از گزارش پزشکی قانونی تا سخنرانی رییس جمهور، یک کار نیست که بتوانند بدون ایرادات فاحش و مضحک انجام دهند. وحشیت ایشان گاهی باعث میشود دقت نکنیم چقدر تهی و بیلیاقت هستند، ولی از بس بلاهت و گندهگویی را معیار ترقی کردهاند خوشبختانه مردم بسیار باهوشتر هستند و دارند میفهمند.
پیشتر نوشتهام به اندازه تمام ماها زندانبان ندارند. به اندازه تمام ماها گلوله هم ندارند. سلاحشان نیز مثل سلاح آن مزدور در فیلم شاهچراغ است، مثل همان سخنرانی و گزارش و بیانیه است. امکان ندارد درست کار کند. یک جا بالاخره گیر میکند.
قصد دارند در برابر این نیروی عظیم اجتماعی خم نشوند؟ بگذار آنقدر خم نشوند که یکجا بشکنند و فرو بریزند؛ بهتر!
علی شاپوران
#فرهیختگان راهی به رهایی
@rahenow 🗿👈
دختری به حجاب اجباری اعتراض میکند. گلولهاش میزنند. روزنامهنگاری خبر تیر خوردنش را منتشر میکند، میگیرندش. دختر دیگری در حمایت از او بیروسری املت میخورد. او را هم میگیرند. شاعری از غصهٔ این اجحاف شعری میگوید. او را هم میگیرند. مردم به قتلها و بازداشتها اعتراض میکنند، وحشیانه سرکوب میشوند. پزشکی از انداختن گاز اشکآور به بیمارستان و انتقال وحوش با آمبولانس انتقاد میکند، او را هم میگیرند. وکیلی از حق پزشک و روزنامهنگار در چارچوب همین قوانین ضدبشری جمهوری اسلامی دفاع میکند. او را هم میگیرند. از خانواده مقتولان میخواهند بگویند جگرگوشهشان معترض نبوده و کشته نشده بلکه سکته یا سقوط یا خودکشی کرده و اگر نگویند پیکر عزیزشان را به ایشان تحویل نمیدهند. کارکنان شبکههای خارج از ایران را به قتل تهدید میکنند. اینها را اقتدار مینامند. اینها وحشیت است و خودشان هم میدانند. چیزی که نمیدانند این است که چقدر مسخره و جفنگ و پوچند.
قصد کردهاند کوتاه نیایند. دانشجوها سلف را مختلط میکنند. جوابشان بستن سلف و محرومیت از ورود به دانشگاه است. بچهها در حیاط سفره پهن میکنند و کنار هم غذا میخورند. ورود سفره ممنوع میشود. دوغ میهن نمینوشند، تهدید میشوند. استادی را که فقط کلاس نرفته و حتی دو کلمه در اعتراض یا همراهی ننوشته با تهدید به اخراج به کلاس میکشند. دوغ و سفره و بخشنامه محل نمایش اقتدار نظامی است که مبلغش خیال میکند مشت آخر را به قدرت برتر دنیا خواهدزد. اینجا مسخرگی و جفنگی و پوچی ایشان آشکارتر است.
بلاهت این «مثلا دستگاه» از کهکشانهای دیگر هم پیداست. از فیلم شاهچراغ تا بیانیه سازمانهای اطلاعاتی بر ضد خبرنگاران و از گزارش پزشکی قانونی تا سخنرانی رییس جمهور، یک کار نیست که بتوانند بدون ایرادات فاحش و مضحک انجام دهند. وحشیت ایشان گاهی باعث میشود دقت نکنیم چقدر تهی و بیلیاقت هستند، ولی از بس بلاهت و گندهگویی را معیار ترقی کردهاند خوشبختانه مردم بسیار باهوشتر هستند و دارند میفهمند.
پیشتر نوشتهام به اندازه تمام ماها زندانبان ندارند. به اندازه تمام ماها گلوله هم ندارند. سلاحشان نیز مثل سلاح آن مزدور در فیلم شاهچراغ است، مثل همان سخنرانی و گزارش و بیانیه است. امکان ندارد درست کار کند. یک جا بالاخره گیر میکند.
قصد دارند در برابر این نیروی عظیم اجتماعی خم نشوند؟ بگذار آنقدر خم نشوند که یکجا بشکنند و فرو بریزند؛ بهتر!
علی شاپوران
#فرهیختگان راهی به رهایی
@rahenow 🗿👈
💦نون مونده نمی خوایم!
✍️بی نام:
ما رو نزن با باتون
شاید باشیم باباتون
عدهای این شعارها را حمل بر بی ادبی می کنند، ولی نیست. وقتی طبقه سه وارد عرصه می شود زبانش را نیز همراه می آورد. دانشگاهی می گوید: ما خواهان قطع سیطره روحانیت بر منابع اقتصادی هستیم، او شعار می دهد:
نون مونده نمی خوایم
آخوند کونده نمی خوایم
دانشجو خیلی خلاف کند فریاد بزند بی شرف بی شرف. ولی او یک نبشی بر می دارد و چنان توی کمر گارد ویژه می زند که قطع نخاع بشود. پیرزن نظام آبادی شمشیر بر می دارد و وسط خیابان نفس کش می طلبد:
اونی که به ما میگه مگس
خایه داره قد عدس.
طبقه ای که پسته را در خواب می خورد:
از آسمون پسته میاد
آخوند خارکصده میاد
اشاره اش به حجم 500 هزار آخوند است.
باقالی پلو با گردن
بسیجیا رو کردن
اگر باقالی پلو با گردن می خواهی بسیجی ها را صاف کن.
بسیجی وامونده
نصف باتوم جا مونده
ادامه دارد. من تا آخر ایستاده ام.
بسیجی جیره خور
آخرشه خوب بخور
پایان رژیم را نوید می دهد.
پیتزا تو ساندویچی
کص ننه ت بسیجی
قشر گرسنه ای که شعار هایش هم رنگ غذا دارد.
گولم زدن با ساندیس
یهو دیدم دولم نیست.
دشمن را اخته می داند.
نه راست می ریم نه دولا
گیرم تو فرق ملا
رجولیت در اینجا قدرت قهری و فرق ماهیت ایدئولوژیک است.
بسیجی ساچمه زن
زانو بزن ساک بزن
زانو زدن تسلیم حقیرانه است. رعب می اندازد.
شعارها بر خلاف ظاهر از مفاهیم بطنی برخوردار هستند. ساده، قاطع، صریح، و شوکه کننده. باید احترام گذاشت. این نیست دانشجویان و معلمین هم شعار رکیک بدهند. مردم را راحت بگذاریم. در جنوب شهر کارساز است.
jamalsanatnegar
@rahenow 🗿👈
✍️بی نام:
ما رو نزن با باتون
شاید باشیم باباتون
عدهای این شعارها را حمل بر بی ادبی می کنند، ولی نیست. وقتی طبقه سه وارد عرصه می شود زبانش را نیز همراه می آورد. دانشگاهی می گوید: ما خواهان قطع سیطره روحانیت بر منابع اقتصادی هستیم، او شعار می دهد:
نون مونده نمی خوایم
آخوند کونده نمی خوایم
دانشجو خیلی خلاف کند فریاد بزند بی شرف بی شرف. ولی او یک نبشی بر می دارد و چنان توی کمر گارد ویژه می زند که قطع نخاع بشود. پیرزن نظام آبادی شمشیر بر می دارد و وسط خیابان نفس کش می طلبد:
اونی که به ما میگه مگس
خایه داره قد عدس.
طبقه ای که پسته را در خواب می خورد:
از آسمون پسته میاد
آخوند خارکصده میاد
اشاره اش به حجم 500 هزار آخوند است.
باقالی پلو با گردن
بسیجیا رو کردن
اگر باقالی پلو با گردن می خواهی بسیجی ها را صاف کن.
بسیجی وامونده
نصف باتوم جا مونده
ادامه دارد. من تا آخر ایستاده ام.
بسیجی جیره خور
آخرشه خوب بخور
پایان رژیم را نوید می دهد.
پیتزا تو ساندویچی
کص ننه ت بسیجی
قشر گرسنه ای که شعار هایش هم رنگ غذا دارد.
گولم زدن با ساندیس
یهو دیدم دولم نیست.
دشمن را اخته می داند.
نه راست می ریم نه دولا
گیرم تو فرق ملا
رجولیت در اینجا قدرت قهری و فرق ماهیت ایدئولوژیک است.
بسیجی ساچمه زن
زانو بزن ساک بزن
زانو زدن تسلیم حقیرانه است. رعب می اندازد.
شعارها بر خلاف ظاهر از مفاهیم بطنی برخوردار هستند. ساده، قاطع، صریح، و شوکه کننده. باید احترام گذاشت. این نیست دانشجویان و معلمین هم شعار رکیک بدهند. مردم را راحت بگذاریم. در جنوب شهر کارساز است.
jamalsanatnegar
@rahenow 🗿👈
پدرم میگفت یکی از بدترین جلوههای ادب، زیادهروی در وعده دادن به این و آن است
وقتی مردم چیزی را از شما میخواهند که نمیتوانید برآورید،
بیپروا بگویید که نمیتوانید و کسی را بیهوده امیدوار نکنید،
امّا اگر میخواهید کاری برای کسی انجام دهید، هرچه زودتر بهتر...
#اونوره_دوبالزاک
از کتاب " زنبق دره "
@rahenow 🗿👈
پدرم میگفت یکی از بدترین جلوههای ادب، زیادهروی در وعده دادن به این و آن است
وقتی مردم چیزی را از شما میخواهند که نمیتوانید برآورید،
بیپروا بگویید که نمیتوانید و کسی را بیهوده امیدوار نکنید،
امّا اگر میخواهید کاری برای کسی انجام دهید، هرچه زودتر بهتر...
#اونوره_دوبالزاک
از کتاب " زنبق دره "
@rahenow 🗿👈
جواد پوشه ۱۲ساله، امید سارانی ۱۳ساله، سدیس کاشانی ۱۴ساله، سامر هاشمزهی ۱۶ساله، امید صفرزهی ۱۷ساله، اقبال شهنوازی ۱۶ساله، تنها شش کودک از دهها جانباخته #جمعه_خونین_زاهدان هستند. در آستانه چهلمین روز قتلشان، نام و تصویر آنها را ثبت میکنیم برای روزی که به محاکمه آمران و عاملان این جنایت بنشینیم.
#مهسا_امینی
@rahenow 🗿👈
#مهسا_امینی
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدئو ادعا میشود این شرکت ایرانی آلمانی مسئول فیلترینگ اینترنت در ایران است:
شرکت ابر آروان در خیابان ظفر، تهران
شرکت Arvancloud به آدرس
Monschauer Str. 12 - 40549 Düsseldorf – Germany
گفتوگو با پویا پیرحسینلو، بنیانگذار و مدیرعامل ابر آروان: کسب و کارهای ابری نمیتوانند مستقیم یا غیرمستقیم هیچ تأثیری روی محدودیت اینترنت داشته باشند. تجهیزات فیلترینگ توزیعشده است و در ورودی اینترنت اپراتورها قرار میدهند. ما سه اپراتور مویابل و ۱۱ اپراتور ثابت داریم. برای همین است که ممکن است در زمان خاصی روی یکی از این ارتباطات، رفتار کمی متفاوت مشاهده کنید. ۹۹ درصد مواقع این تجهیزات با هم سینک هستند. ورودی اینترنت هم از یک مسیر نیست و از مرزهای مختلف، اینترنت به کشور ما وارد میشود؛ تبریز، مشهد، خلیج فارس و… اما در نهایت در شبکه «شرکت ارتباطات زیرساخت» تجمیع میشود ... ابر آروان از آنجا که لیدر این بازار است، مورد هجمه قرار میگیرد ... بازدید وزیر یا رئیسجمهور از نمایشگاه و غرفههای آن و گرفتن عکس یک موضوع طبیعی و هر ساله است.
VoiceofSharif
@rahenow 🗿👈
شرکت ابر آروان در خیابان ظفر، تهران
شرکت Arvancloud به آدرس
Monschauer Str. 12 - 40549 Düsseldorf – Germany
گفتوگو با پویا پیرحسینلو، بنیانگذار و مدیرعامل ابر آروان: کسب و کارهای ابری نمیتوانند مستقیم یا غیرمستقیم هیچ تأثیری روی محدودیت اینترنت داشته باشند. تجهیزات فیلترینگ توزیعشده است و در ورودی اینترنت اپراتورها قرار میدهند. ما سه اپراتور مویابل و ۱۱ اپراتور ثابت داریم. برای همین است که ممکن است در زمان خاصی روی یکی از این ارتباطات، رفتار کمی متفاوت مشاهده کنید. ۹۹ درصد مواقع این تجهیزات با هم سینک هستند. ورودی اینترنت هم از یک مسیر نیست و از مرزهای مختلف، اینترنت به کشور ما وارد میشود؛ تبریز، مشهد، خلیج فارس و… اما در نهایت در شبکه «شرکت ارتباطات زیرساخت» تجمیع میشود ... ابر آروان از آنجا که لیدر این بازار است، مورد هجمه قرار میگیرد ... بازدید وزیر یا رئیسجمهور از نمایشگاه و غرفههای آن و گرفتن عکس یک موضوع طبیعی و هر ساله است.
VoiceofSharif
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نارنگی ها _ زازا اوروشادزه
«نارنگی ها» فیلمی ضد جنگ و در پاسداشت ارزش های انسانی است.
دو کشاورز استونیایی در میانه جنگ داخلی منطقه آبخازیا در دهه نود میلادی "دلشان برای باغچه می سوزد" و حاضر به ترک روستا نمی شوند. آن دو با تلاشی فراوان می خواهند "نارنگی ها" را از فاسد شدن برهانند.
نارنگی در این فیلم تمثیلی از انسانهاست. انسانهایی که بدون اینکه چشم در چشم هم بدوزند و اندک شناختی از زیست جهان و عواطف و تعلقات دیگری داشته باشند به روی یکدیگر آتش گشوده و همدیگر را می کشند..
کارگردان در این فیلم دشمن را به درون خانه (قلب و احساس) فرا می خواند و با نشاندن آنها در کنار یکدیگر، نشان می دهد که هر دو طرف جنگ، خانواده خود را دوست دارند، از عواطف انسانی بی بهره نیستند و بسیار بیشتر از آنچه که ممکن است تصور کنند، به هم شباهت دارند...
موسیقی زبان اصلی فیلم نارنگی هاست. موسیقی حلقه ای است که دو دشمن را به هم متصل می کند و در پایان نوار کاست موسیقی است که جای تفنگ را می گیرد...
@rahenow 🗿👈
«نارنگی ها» فیلمی ضد جنگ و در پاسداشت ارزش های انسانی است.
دو کشاورز استونیایی در میانه جنگ داخلی منطقه آبخازیا در دهه نود میلادی "دلشان برای باغچه می سوزد" و حاضر به ترک روستا نمی شوند. آن دو با تلاشی فراوان می خواهند "نارنگی ها" را از فاسد شدن برهانند.
نارنگی در این فیلم تمثیلی از انسانهاست. انسانهایی که بدون اینکه چشم در چشم هم بدوزند و اندک شناختی از زیست جهان و عواطف و تعلقات دیگری داشته باشند به روی یکدیگر آتش گشوده و همدیگر را می کشند..
کارگردان در این فیلم دشمن را به درون خانه (قلب و احساس) فرا می خواند و با نشاندن آنها در کنار یکدیگر، نشان می دهد که هر دو طرف جنگ، خانواده خود را دوست دارند، از عواطف انسانی بی بهره نیستند و بسیار بیشتر از آنچه که ممکن است تصور کنند، به هم شباهت دارند...
موسیقی زبان اصلی فیلم نارنگی هاست. موسیقی حلقه ای است که دو دشمن را به هم متصل می کند و در پایان نوار کاست موسیقی است که جای تفنگ را می گیرد...
@rahenow 🗿👈