📣 محافظ خواننده سلام فرمانده با یک سرباز وظیفه درگیر شده، چون سرباز اجازه ورود به خیابان مسدود را نداده است.
◾️شکایتنامهای در فضای مجازی منتشر شده که در آن شاکی مدعی شده ابوذر روحی، خواننده ترانه سلام فرمانده، و محافظش به سرباز نیروی انتظامی توهین کردهاند و او را هل دادهاند.
◾️ادعا شده که محافظ آقای روحی با شوکر به سرباز حمله کرده که جلویش گرفته شده.
◾️همچنین ادعا شده که ماجرا به اطلاع دادستان شهرستان مربوطه رسیده ولی او «تمایلی به تشکیل پرونده نداشته» است. / برگرفته از اکانت توئیتری دغدغهم حاجی هستش
@rahenow 🔗👈
◾️شکایتنامهای در فضای مجازی منتشر شده که در آن شاکی مدعی شده ابوذر روحی، خواننده ترانه سلام فرمانده، و محافظش به سرباز نیروی انتظامی توهین کردهاند و او را هل دادهاند.
◾️ادعا شده که محافظ آقای روحی با شوکر به سرباز حمله کرده که جلویش گرفته شده.
◾️همچنین ادعا شده که ماجرا به اطلاع دادستان شهرستان مربوطه رسیده ولی او «تمایلی به تشکیل پرونده نداشته» است. / برگرفته از اکانت توئیتری دغدغهم حاجی هستش
@rahenow 🔗👈
4_5976291020646650176.mp4
2 MB
#مدیریت_جهادی
سرنوشت صندوق ۱۵۰ میلیارد دلاری ایران از زبان مهدی غضنفری، رئیس هیات عامل صندوق توسعه ملی!
@rahenow 🔗👈
سرنوشت صندوق ۱۵۰ میلیارد دلاری ایران از زبان مهدی غضنفری، رئیس هیات عامل صندوق توسعه ملی!
@rahenow 🔗👈
وقتی آدمها از جور و ستم آزاد شدند خودشان میفهمند که چه کاری بهتر است و همان را انجام میدهند.
در کلهاش چیزهایی که نمیخواسته به زور کردهاند!
دیگه بسه!
حالا باید خودش مطالعه کنه. شاید بخواد همهٔ اونها رو دور بریزه.
چون میبینه همه چیز را علیه او به کار بردند. مثل خدای کلیسا را!
وظیفهٔ شما اینه که به اون کتاب بدین، خودش میخونه و میفهمه، همین!
ماکسیم گورکی
@rahenow 🔗👈
در کلهاش چیزهایی که نمیخواسته به زور کردهاند!
دیگه بسه!
حالا باید خودش مطالعه کنه. شاید بخواد همهٔ اونها رو دور بریزه.
چون میبینه همه چیز را علیه او به کار بردند. مثل خدای کلیسا را!
وظیفهٔ شما اینه که به اون کتاب بدین، خودش میخونه و میفهمه، همین!
ماکسیم گورکی
@rahenow 🔗👈
رهبر گروه شیعی مورد حمایت جمهوری اسلامی، موساد را به «ترور» امام اول شیعیان متهم کرد
قیس الخزعلی، رهبر گروه «عصائب اهل حق»، از گروههای شبهنظامی در عراق که مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران قرار دارد، با متهم کردن سازمان اطلاعات و عملیات ویژه اسرائیل (موساد) به دست داشتن در قتل علی ابن ابیطالب امام اول شیعیان، موجی از جنجال و تمسخر را در شبکههای اجتماعی عراقی آفرید.
@rahenow 🔗👈
قیس الخزعلی، رهبر گروه «عصائب اهل حق»، از گروههای شبهنظامی در عراق که مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران قرار دارد، با متهم کردن سازمان اطلاعات و عملیات ویژه اسرائیل (موساد) به دست داشتن در قتل علی ابن ابیطالب امام اول شیعیان، موجی از جنجال و تمسخر را در شبکههای اجتماعی عراقی آفرید.
@rahenow 🔗👈
🔴 خشکیده شدن «درخت سبز کیش» بر اثر هرَس غیراصولی
🌳 درخت انجیر معابد جزیره کیش که به «درخت سبز کیش» معروف بود، به دلیل هرس غیراصولی و سوءنگهداری، خشکیده شد و از بین رفت.
معاون گردشگری منطقه آزاد کیش روز جمعه ۲۲ اردیبهشت در گفتگو با ایرنا گفت: «صبح امروز افرادی از شرکت عمران، آب و خدمات کیش بدون هماهنگی و اطلاع، اقدام به هرس غیراصولی درخت سبز چند صد ساله کیش کردند که منجر به نابودی این اثر گردشگری شده است.» وی در ادامه اضافه کرد : عاملین این اقدام به تخلفات اداری معرفی میشوند.
درخت سبز کیش عمری بیش از ۵۰۰ سال داشت و یکی از جاذبههای گردشگری این جزیره محسوب میشد.
@rahenow 🔗👈
🌳 درخت انجیر معابد جزیره کیش که به «درخت سبز کیش» معروف بود، به دلیل هرس غیراصولی و سوءنگهداری، خشکیده شد و از بین رفت.
معاون گردشگری منطقه آزاد کیش روز جمعه ۲۲ اردیبهشت در گفتگو با ایرنا گفت: «صبح امروز افرادی از شرکت عمران، آب و خدمات کیش بدون هماهنگی و اطلاع، اقدام به هرس غیراصولی درخت سبز چند صد ساله کیش کردند که منجر به نابودی این اثر گردشگری شده است.» وی در ادامه اضافه کرد : عاملین این اقدام به تخلفات اداری معرفی میشوند.
درخت سبز کیش عمری بیش از ۵۰۰ سال داشت و یکی از جاذبههای گردشگری این جزیره محسوب میشد.
@rahenow 🔗👈
✔️ حجاب و بیحجابی در اسکندرنامه نظامی
در "داستان رسیدن اسکندر به دشت قِفچاق (یا قِبچاق) در ترکستان"، او زنان و دختران زیباروی بی حجابی را می بیند که برایش بسیار عجیب است. علّت را از بزرگان آنجا جویا می شود؛ آنان می گویند: "چشم پوشیدن و آزرمِ مردان" در آیینِ ما، جایِ "سر و روی پوشیدن و نهفتگیِ بانوان" را گرفته است. اسکندر در برابر این استدلال از پاسخ در می مانَد و سکوت می کند...
و امّا اصل داستان به بیان زیبای نظامی بزرگ:
سکندر بر آن خنگِ خَتلی نشست
که چون باد برخاست؛ چون برق جست
ز جوشنده جیحون، جَنیبت جهاند
وز آنجا سویِ دشتِ خوارزم راند
سپاهی چو دریا پسِ پشت او
حسابِ بیابان در انگشتِ او
بیابانِ خوارزم را درنَوَشت
ز جیحون درآمد؛ به بابل گذشت
بدان، تا کند عالم از روس، پاک
قرارش نمیبود در آبوخاک
در آنتاختن، دیده بیخواب کرد
گذر بر بیابانِ سَقلاب کرد
بیابان، همه خیلِ قِفچاق دید
در او لُعبتانِ سَمَن ساق دید
به گرمی چو آتش؛ به نرمی چو آب
فروزانتر از ماه و از آفتاب
همه تنگچشمانِ مردمفریب
فرشته ز دیدارشان ناشکیب
نقابی نه بر صفحۀ رویشان
نه باک از برادر؛ نه از شویشان
سپاهی عَزَبپیشه و تنگیاب
چو دیدند رویی چنان بینقاب
ز تابِ جوانی به جوش آمدند
در آن داوری، سختکوش آمدند
کس از بیمِ شَه، تُرکتازی نکرد
بدان لُعبتان دستیازی نکرد
چو شَه دید خوبان آن راه را
نه خوب آمد آن قاعدت، شاه را
پریپیکران دید چون سیمِ ناب
سپاهی، همه، تشنه؛ و ایشان چو آب
ز محتاجیِ لشکر اندیشه کرد
که زن، زن بُوَد بیگمان؛ مرد، مرد
یکی روز، همّت بدان کار داد
بزرگان قِفچاق را بار داد
پس از آنکه شاهانه بنواختشان،
به تشریف خود، سر برافراختشان،
به پیرانِ قِفچاق، پوشیده گفت
که زن، رویپوشیده بِه در نهفت
زنی کو نماید به بیگانه، روی
ندارد شکوهِ خود و شرمِ شوی
اگر زن، خود از سنگ و آهن بود،
چو زن نام دارد، نه هم زن بود؟!
چو آن دشتبانانِ شوریدهراه
شنیدند یکیک سخنهای شاه،
سر از حکم آن داوری تافتند
که آیینِ خود را چنان یافتند
به تسلیم گفتند ما بندهایم
به میثاقِ خسرو شتابندهایم
ولی روی بستن ز میثاق نیست
که این خصلت، آیین قِفچاق نیست
گر آیینِ تو "روی بربستن" است
در آیین ما "چشم دربستن" است
چو در رویِ بیگانه، نادیده به
جنایت نه بر روی، بر دیده، به
وگر شاه را ناید از ما درشت،
چرا بایدش دید در روی و پشت؟!
عروسانِ ما را بس است اینحصار
که با حجلۀ کس ندارند کار
به بُرقع مکن رویِ این خَلق، ریش
تو شو بُرقع انداز بر چشمِ خویش
کسی کو کند دیده را در نقاب
نه در ماه بیند؛ نه در آفتاب
جهاندار اگر زان که فرمان دهد
ز ما هرکه خواهد بر او جان دهد
بلی، شاه را جمله، فرمان بریم
ولیکن از آیینِ خود نگذریم
چو بشنید شاه آن زبانآوری
زبون شد زبانش در آن داوری
حقیقت شد او را که در آن گروه
نصیحتنمودن ندارد شکوه
پس آنگه بسی آفرین خواندشان
به مهمانی و مهر بنشاندشان
✔️ معنی واژه ها و اصطلاحات دشوار:
*خنگ ختلی: اسب منسوب به ختل در بدخشان
*جنیبت: یدک، اسب کتل
*درنوشت: پیمود
*لعبت: زیباروی
*سمن ساق: دارای ساق پای سفید همچون یاسمن
*عزب پیشه: مجرد
تنگ یاب: کسانی به زحمت زنی را برای همآغوشی می یابند
*قاعدت: شیوه، رسم
*ترکتازی: هجوم و حمله
*دست یازی: دست درازی، تعرّض و تجاوز
*مردم: انسان (مردم فریب: باعث عاشق شدن انسان)
*تشریف: لباس اهدایی پادشاه، به حضور پذیرفتن
*بنواخت: مورد لطف قرار داد
*سر برافراخت: سرافراز کرد
*در نهفت: پنهان، در خانه
*شکوه: متانت
*شوی: شوهر
*از سنگ و آهن: پهلوان و قوی، محکم و خشن
*داوری: قضاوت، بحث و جدل، دعوا
*بِه: بهتر
*درشت: ناگوار
*با حجلۀ کسی کار نداشتن: هرزه و هوسباز نبودن
*بُرقَع: نقاب، روبند
*ریش: آزرده، ناراحت
*برقعانداز: پوشانندۀ چشم، چشم پوشی کننده
* جنایت: گناه و تقصیر
*جهاندار: پادشاه (اسکندر)
*زبانآوری: سنجیده و رسا و محکم سخن گفتن
*زبون: خوار، ناتوان
*حقیقت شد: ثابت شد؛ یقین شد
*شکوه: اهمّیّت، ارزش
@rahenow 🔗👈
در "داستان رسیدن اسکندر به دشت قِفچاق (یا قِبچاق) در ترکستان"، او زنان و دختران زیباروی بی حجابی را می بیند که برایش بسیار عجیب است. علّت را از بزرگان آنجا جویا می شود؛ آنان می گویند: "چشم پوشیدن و آزرمِ مردان" در آیینِ ما، جایِ "سر و روی پوشیدن و نهفتگیِ بانوان" را گرفته است. اسکندر در برابر این استدلال از پاسخ در می مانَد و سکوت می کند...
و امّا اصل داستان به بیان زیبای نظامی بزرگ:
سکندر بر آن خنگِ خَتلی نشست
که چون باد برخاست؛ چون برق جست
ز جوشنده جیحون، جَنیبت جهاند
وز آنجا سویِ دشتِ خوارزم راند
سپاهی چو دریا پسِ پشت او
حسابِ بیابان در انگشتِ او
بیابانِ خوارزم را درنَوَشت
ز جیحون درآمد؛ به بابل گذشت
بدان، تا کند عالم از روس، پاک
قرارش نمیبود در آبوخاک
در آنتاختن، دیده بیخواب کرد
گذر بر بیابانِ سَقلاب کرد
بیابان، همه خیلِ قِفچاق دید
در او لُعبتانِ سَمَن ساق دید
به گرمی چو آتش؛ به نرمی چو آب
فروزانتر از ماه و از آفتاب
همه تنگچشمانِ مردمفریب
فرشته ز دیدارشان ناشکیب
نقابی نه بر صفحۀ رویشان
نه باک از برادر؛ نه از شویشان
سپاهی عَزَبپیشه و تنگیاب
چو دیدند رویی چنان بینقاب
ز تابِ جوانی به جوش آمدند
در آن داوری، سختکوش آمدند
کس از بیمِ شَه، تُرکتازی نکرد
بدان لُعبتان دستیازی نکرد
چو شَه دید خوبان آن راه را
نه خوب آمد آن قاعدت، شاه را
پریپیکران دید چون سیمِ ناب
سپاهی، همه، تشنه؛ و ایشان چو آب
ز محتاجیِ لشکر اندیشه کرد
که زن، زن بُوَد بیگمان؛ مرد، مرد
یکی روز، همّت بدان کار داد
بزرگان قِفچاق را بار داد
پس از آنکه شاهانه بنواختشان،
به تشریف خود، سر برافراختشان،
به پیرانِ قِفچاق، پوشیده گفت
که زن، رویپوشیده بِه در نهفت
زنی کو نماید به بیگانه، روی
ندارد شکوهِ خود و شرمِ شوی
اگر زن، خود از سنگ و آهن بود،
چو زن نام دارد، نه هم زن بود؟!
چو آن دشتبانانِ شوریدهراه
شنیدند یکیک سخنهای شاه،
سر از حکم آن داوری تافتند
که آیینِ خود را چنان یافتند
به تسلیم گفتند ما بندهایم
به میثاقِ خسرو شتابندهایم
ولی روی بستن ز میثاق نیست
که این خصلت، آیین قِفچاق نیست
گر آیینِ تو "روی بربستن" است
در آیین ما "چشم دربستن" است
چو در رویِ بیگانه، نادیده به
جنایت نه بر روی، بر دیده، به
وگر شاه را ناید از ما درشت،
چرا بایدش دید در روی و پشت؟!
عروسانِ ما را بس است اینحصار
که با حجلۀ کس ندارند کار
به بُرقع مکن رویِ این خَلق، ریش
تو شو بُرقع انداز بر چشمِ خویش
کسی کو کند دیده را در نقاب
نه در ماه بیند؛ نه در آفتاب
جهاندار اگر زان که فرمان دهد
ز ما هرکه خواهد بر او جان دهد
بلی، شاه را جمله، فرمان بریم
ولیکن از آیینِ خود نگذریم
چو بشنید شاه آن زبانآوری
زبون شد زبانش در آن داوری
حقیقت شد او را که در آن گروه
نصیحتنمودن ندارد شکوه
پس آنگه بسی آفرین خواندشان
به مهمانی و مهر بنشاندشان
✔️ معنی واژه ها و اصطلاحات دشوار:
*خنگ ختلی: اسب منسوب به ختل در بدخشان
*جنیبت: یدک، اسب کتل
*درنوشت: پیمود
*لعبت: زیباروی
*سمن ساق: دارای ساق پای سفید همچون یاسمن
*عزب پیشه: مجرد
تنگ یاب: کسانی به زحمت زنی را برای همآغوشی می یابند
*قاعدت: شیوه، رسم
*ترکتازی: هجوم و حمله
*دست یازی: دست درازی، تعرّض و تجاوز
*مردم: انسان (مردم فریب: باعث عاشق شدن انسان)
*تشریف: لباس اهدایی پادشاه، به حضور پذیرفتن
*بنواخت: مورد لطف قرار داد
*سر برافراخت: سرافراز کرد
*در نهفت: پنهان، در خانه
*شکوه: متانت
*شوی: شوهر
*از سنگ و آهن: پهلوان و قوی، محکم و خشن
*داوری: قضاوت، بحث و جدل، دعوا
*بِه: بهتر
*درشت: ناگوار
*با حجلۀ کسی کار نداشتن: هرزه و هوسباز نبودن
*بُرقَع: نقاب، روبند
*ریش: آزرده، ناراحت
*برقعانداز: پوشانندۀ چشم، چشم پوشی کننده
* جنایت: گناه و تقصیر
*جهاندار: پادشاه (اسکندر)
*زبانآوری: سنجیده و رسا و محکم سخن گفتن
*زبون: خوار، ناتوان
*حقیقت شد: ثابت شد؛ یقین شد
*شکوه: اهمّیّت، ارزش
@rahenow 🔗👈
سخنگوی ستاد امر به معروف: همه جای دنیا مردها نمیتوانند در ادارات آستین کوتاه بپوشند
علی خانمحمدی، سخنگوی ستاد امر به معروف، با بیان اینکه «سالیان سال است که آقایان نمیتوانند در ادارات دولتی آستین کوتاه بپوشند»، گفت: «اعتراضی در این زمینه نداشتیم چون در همه جای دنیا این موضوع وجود دارد.»
@rahenow 🔗👈
علی خانمحمدی، سخنگوی ستاد امر به معروف، با بیان اینکه «سالیان سال است که آقایان نمیتوانند در ادارات دولتی آستین کوتاه بپوشند»، گفت: «اعتراضی در این زمینه نداشتیم چون در همه جای دنیا این موضوع وجود دارد.»
@rahenow 🔗👈
💦خر شیخ فضل الله، شیخ فضل الله خرهاست!
✍️علی مرادی مراغه ای:
مشروطه خواهان شیخ فضل الله را به مرگ محکوم کردند و پای دار آوردند. عبایش را بسوی جمعیت انداخت و گفت: خدایا شاهد باش آنچه باید میگفتم گفتم و این دم آخر باز میگویم مشروطه مخالف اسلام است. از سر من عمامه برداشتند، از سر همه برخواهند داشت. دسته موزیک زد و مجاهدین با تفنگهایشان رقصیدند. پسرش میرزا مهدی رفت روی سکو شروع کرد بد گفتن به پدرش. مردم دست میزدند. میگفتند «شیخ فضله». یک مرتبه طناب پاره شد افتاد. مردم ریختند به جنازه بی ادبی کنند، آنقدر لگد زدند که خونابه از دماغ و دهنش سرازیر شد. هر که هر چه در دست داشت میزد. آنهایی هم که دستشان نمی رسید تف می انداختند. یک مرتبه یکی از سران مجاهدین وارد شد و مردم به احترامش عقب نشستند. رفت بالای جنازه دکمه های شلوارش را باز کرد و شُر شُر به سر و صورت شیخ شاشید.
jamalsanatnegar
@rahenow 🔗👈
✍️علی مرادی مراغه ای:
مشروطه خواهان شیخ فضل الله را به مرگ محکوم کردند و پای دار آوردند. عبایش را بسوی جمعیت انداخت و گفت: خدایا شاهد باش آنچه باید میگفتم گفتم و این دم آخر باز میگویم مشروطه مخالف اسلام است. از سر من عمامه برداشتند، از سر همه برخواهند داشت. دسته موزیک زد و مجاهدین با تفنگهایشان رقصیدند. پسرش میرزا مهدی رفت روی سکو شروع کرد بد گفتن به پدرش. مردم دست میزدند. میگفتند «شیخ فضله». یک مرتبه طناب پاره شد افتاد. مردم ریختند به جنازه بی ادبی کنند، آنقدر لگد زدند که خونابه از دماغ و دهنش سرازیر شد. هر که هر چه در دست داشت میزد. آنهایی هم که دستشان نمی رسید تف می انداختند. یک مرتبه یکی از سران مجاهدین وارد شد و مردم به احترامش عقب نشستند. رفت بالای جنازه دکمه های شلوارش را باز کرد و شُر شُر به سر و صورت شیخ شاشید.
jamalsanatnegar
@rahenow 🔗👈