کاش ، به همان اندازه ای که از سقوط میترسیدند،
از تو می ترسیدند ...
که اگر اینگونه بود دنیای ما دنیای دیگری بود
از تو می ترسیدند ...
که اگر اینگونه بود دنیای ما دنیای دیگری بود
بعد از هیتلر،
همهی آلمان درک کردند که او چه بلایی بر سر کشور و زیربناهای آن آورده است؛
اما یک چیز نابود شدهی اساسی بود که هرکسی نمیفهمید و آن، خیانت هیتلر به کلمات بود. خیلی از کلمات شریف، دیگر معنی خود را از دست داده بودند،
پوچ و مسخره شده بودند.
عوض شده بودند.
آشغال شده بودند.
کلماتی مانند آزادی،
آگاهی، پیشرفت و عدالت...
@rahenow🗣👈
همهی آلمان درک کردند که او چه بلایی بر سر کشور و زیربناهای آن آورده است؛
اما یک چیز نابود شدهی اساسی بود که هرکسی نمیفهمید و آن، خیانت هیتلر به کلمات بود. خیلی از کلمات شریف، دیگر معنی خود را از دست داده بودند،
پوچ و مسخره شده بودند.
عوض شده بودند.
آشغال شده بودند.
کلماتی مانند آزادی،
آگاهی، پیشرفت و عدالت...
@rahenow🗣👈
این «چیزی برای از دست دادن نداشتن» بود که ما را جسور تر کرد .
ملتی که چیزی برای از دست دادن نداشتهباشد ،
جز اینکه جانبِ حقیقت را بگیرد و برای احقاق حقوق از دست رفتهاش به پا خیزد ، چارهی دیگری ندارد!
ملتی که چیزی برای از دست دادن ندارد ،
حقیقتا ترسناک است ،
حتی اگر با یک تکه چوب بایستد و قیام کند .
خوب به ما نگاه کنید ؛
ما همان مردم! اما قویتر از همیشهایم ،
چون دیگر هیچ چیزی برای از دست دادن نداریم!
هیچ چیزی ...
@rahenow🗣👈
ملتی که چیزی برای از دست دادن نداشتهباشد ،
جز اینکه جانبِ حقیقت را بگیرد و برای احقاق حقوق از دست رفتهاش به پا خیزد ، چارهی دیگری ندارد!
ملتی که چیزی برای از دست دادن ندارد ،
حقیقتا ترسناک است ،
حتی اگر با یک تکه چوب بایستد و قیام کند .
خوب به ما نگاه کنید ؛
ما همان مردم! اما قویتر از همیشهایم ،
چون دیگر هیچ چیزی برای از دست دادن نداریم!
هیچ چیزی ...
@rahenow🗣👈
خدایا همین الان چند جعبه سیب برات بگیرم
بفرستم تا ما رو برگردونی بهشت؟
اصن میخوای برات موز بگیرم
این حضرت آدم یه اشتباهی کرد ببخشش
سالها بعد که مُشتی از خاکِ سرزمینت شدهای ،
باران که میزند ،
بویی که مشام خواهد رسید ،
کاش بوی عشق و امید بلند شود ، نه ترس و ذلت ..
باران که میزند ،
بویی که مشام خواهد رسید ،
کاش بوی عشق و امید بلند شود ، نه ترس و ذلت ..
هیچ جادهای در زندگی بنبست نیست.
اگر باور نمیکنی،
چند قدم جلوتر برو
جادهی دیگری باز میشود.
تا وقتی نشسته باشیم،
همه جا بنبست است
اگر باور نمیکنی،
چند قدم جلوتر برو
جادهی دیگری باز میشود.
تا وقتی نشسته باشیم،
همه جا بنبست است
جهان سنگدلتر از آن بود که کمکمان کند
خدا هم ساکتتر از آن بود که انتظارش را داشتیم...
خدا هم ساکتتر از آن بود که انتظارش را داشتیم...
کودکان را به پنج دلیل دوست دارم؛
"گریه می کنند"
چرا که گریه کلید بهشت است.
"قهر می کنند" ولی زود آشتی
می کنند چرا که دلی بی کینه دارند.
"چیزی را زود خراب می کنند "
چون دلبستگی به دنیا ندارند.
"با خاک بازی می کنند "
چون غرور ندارند.
"هر چه دارند می خورند "
چون غم فردا ندارند.
"گریه می کنند"
چرا که گریه کلید بهشت است.
"قهر می کنند" ولی زود آشتی
می کنند چرا که دلی بی کینه دارند.
"چیزی را زود خراب می کنند "
چون دلبستگی به دنیا ندارند.
"با خاک بازی می کنند "
چون غرور ندارند.
"هر چه دارند می خورند "
چون غم فردا ندارند.
می گویند در ده روز آینده برف می بارد !
ای کاش برفی ببارد
و همه کینه ها و بدیها و آدم فروشی ها و دروغگوها یخ بزنند برای همیشه
و بهاری داشته باشیم سبز ،
پر از صلح و دوستی
و صداقت و مهربانی و عشق !
ای کاش برفی ببارد
و همه کینه ها و بدیها و آدم فروشی ها و دروغگوها یخ بزنند برای همیشه
و بهاری داشته باشیم سبز ،
پر از صلح و دوستی
و صداقت و مهربانی و عشق !
من بارها کلمه "صبر کنيد" را شنيدهام
اين "صبر" تقريبا به معنای "هرگز" است!
آنان که اجرای عدالت را بارها به تاخیر انداختند قصد تحقق آنرا ندارند!
اين "صبر" تقريبا به معنای "هرگز" است!
آنان که اجرای عدالت را بارها به تاخیر انداختند قصد تحقق آنرا ندارند!
ﮔﻢ ﺷﺪﻥ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ
ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻭﻃﻨﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎﺷﻢ ..
ﻭﻃﻨﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ
ﻭ ﺧﺪﺍﻳﯽ ﺭﺍ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﻨﻢ،
ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻧﮑﻨﺪ .
ﻭ ﺯﻣﻴﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﻧﻮﺭﺯﺩ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﻮﺳﺘﻢ ﺑﮕﺮﻳﺰﻡ
ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻳﻢ ..
ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻧﻢ ..
ﻭ ﭼﻮﻥ ﻋﻄﺮ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺎﻳﻪ ﺍﻡ ﺑﮕﺮﻳﺰﻡ
ﻭ ﺍﺯ ﺍﻟﻘﺎﺏ ﻭ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻫﺎﻳﻢ ..
میخواهم بروم..
به سوی آزادی
@rahenow🗣👈
ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻭﻃﻨﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎﺷﻢ ..
ﻭﻃﻨﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ
ﻭ ﺧﺪﺍﻳﯽ ﺭﺍ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﻨﻢ،
ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻧﮑﻨﺪ .
ﻭ ﺯﻣﻴﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﻧﻮﺭﺯﺩ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﻮﺳﺘﻢ ﺑﮕﺮﻳﺰﻡ
ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻳﻢ ..
ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻧﻢ ..
ﻭ ﭼﻮﻥ ﻋﻄﺮ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺎﻳﻪ ﺍﻡ ﺑﮕﺮﻳﺰﻡ
ﻭ ﺍﺯ ﺍﻟﻘﺎﺏ ﻭ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻫﺎﻳﻢ ..
میخواهم بروم..
به سوی آزادی
@rahenow🗣👈
قیچی، کاغذ را میبُرد.
سنگ، قیچی را خُرد میکند.
کاغذ، سنگ را میبلعد ...!
و این است داستان زندگی ما
داستانِ عوضهایی که گِله ندارد...
تو مرا میشکنی
من دیگری را
و دیگری تو را ...!
سنگ، قیچی را خُرد میکند.
کاغذ، سنگ را میبلعد ...!
و این است داستان زندگی ما
داستانِ عوضهایی که گِله ندارد...
تو مرا میشکنی
من دیگری را
و دیگری تو را ...!
درد آنجاست ،
در میان پارگی لباس یک زن ،
مردم فقط برهنگی او را میبینند
و نه فقرش را ...!
در میان پارگی لباس یک زن ،
مردم فقط برهنگی او را میبینند
و نه فقرش را ...!
هزاران سرباز کوچک می میرند
با عشقهایی بزرگ در دلهاشان ...!
جنگ اما
تمام نمی شود .
ژنرال بزرگی باید بمیرد
با قلبی از عشق تهی
برای پایانِ این همه
خونریزی !
با عشقهایی بزرگ در دلهاشان ...!
جنگ اما
تمام نمی شود .
ژنرال بزرگی باید بمیرد
با قلبی از عشق تهی
برای پایانِ این همه
خونریزی !