@rahenow
566 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
‏صف نفت، صف حواله سیمان، صف  تیرآهن، صف مرغو گوشت یخ‌زده، صف کوپن،‌ صف نذری، صف سبد کالا، صف یارانه، صف دلار، صف ماسک، صف... صف..... و حالا صف فجرانه ۲۲۰تومانی برای دریافت کالای خوراکی.،

+ در ایران صف‌ها از بین نمی‌روند بلکه از صفی به صف دیگر منتقل میشوند :)

سکوت در برابر تورم و گرانی مگر تعریف دیگری دارد؟
بفرمایید مرگ در انتظار شماست....
ادیان مانند ،کِرم‌های شب تاب هستند؛
نیاز به تاریکی، دارند تا بدرخشند😐
باید دو دسته دانشمند بیان ایران واسه تحقیق

یه دسته روی مسئولین تحقیق کنن که چجوری یه کشور با این همه ثروت رو به این روز انداختن؛
یه دسته هم باید تحقیق کنن ما از چه نژاد و تخم و ترکه‌ای هستیم که دووم آوردیم تو این شرایط.
در کشوری زندگی میکنیم که مسئولانش برای انجام وظایفشون شرط میذارن!
«شما حجاب رو رعایت کن، ما قول میدیم جلوی اختلاس رو بگیریم»!

۲۱ اسفند ۱۴۰۲، تهران اتوبان رسالت


@rahenow🗣👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چارشنبه سوریتون مبارک عشقاااا❤️🌹
مردی الاغش را به بازار الاغ فروشان برد تا بفروشد. وقتی به بازار رسید، فریاد زد: این الاغ را می‌فروشم. شخصی به وی نزدیک شد و گفت: الاغت را چند می‌فروشی؟ مرد گفت: ۳۰ چوق. شخص گفت: می‌خرم و پول آنرا داد.

بعد وسط بازار الاغ فروشان رفت و گفت: آی مردم، و شروع به تعریف از الاغ کرد که مردی از گوشه بازار گفت: این الاغ را ۴۰ چوق می خرم. دیگری گفت: من ۵۰چوق. مرد دیگری پیشنهاد ۶۰چوق را داد. دیگری ۷۰ و بعدی ۸۰. صاحب پیشین الاغ با خود گفت: الاغی که مردم حاضر باشند ۸۰چوق بخرند را چرا من نخرم. پس دستش را بالا برد و گفت: ۹۰چوق. شخص گفت: ۹۰ چوق یک، ۹۰ چوق دو، ۹۰ چوق سه... الاغ فروخته شد به این مرد در ازای ۹۰چوق.

در این لحظه شخص، مرد را به کناری کشید و گفت: ای مرد، تو هم فروشنده خوبی بودی و هم خریدار خوبی. از شما چندتا در این منطقه هست؟ مرد گفت: زیادیم. شخص گفت از کجا آمده‌اید ؟
مرد گفت :
از بازار بورس ایران😐
یازده ماه سال را از کسی نپرسیدید گرسنه هستید یا سیر
در ماه رمضان هم نپرسید
روزه هستین یا خیر
مومن واقعی سالی یک ماه به معده و دوازده ماه به مغز خود استراحت می‌دهد!
مردم شریف ایران
یادتونه قبلا بنز و bmw نمی‌تونستید بخرید؟
الان به برکت مسئولین بی عرضه ، دیگه پراید هم نمی‌تونید بخرید😊
‏با این حقوق و دستمزدا تو ایران آدم شاغل نمیشه، بلکه به بردگی گرفته میشه ...
‏خدایا حداقل یه پیامبر بفرست که بتونیم باهات مذاکره کنیم 😐
برای بازشدن قفل های اقتصاد کشور
بایستی به دست و دهن مسولان قفل زد.
‏تنها رزومه اسلام در مبارزه با نژادپرستی اینه که بلال اذان خونده!
فضاپیما خارج از جو زمین داره لایو میده بعد ولی فای ما میری دستشویی قطع میشه
اول گفتن قیمت دلار حبابه!
بعد گفتن قیمت سکه و طلا حبابه!
بعدترش گفتن قیمت ماشین حبابه!
الان می‌گن قیمت مسکن حبابه!
سراسر مملکت کلا حباب صابون گلنار شده!
معلمه نوشته بود" یک مورد از خدمات امام را نام ببرید"
دانش‌آموزه زیرش نوشته بود "تعطیلات رحلت"😄
رئیس‌جمهور می‌گفت :
یک شب همسرم به من تلفن کرد و پرسید معلوم هست تو کجایی؟
من هم بهش گفتم در یک جلسه با وزیران هستم.
زنم گفت خوشا به غیرتت، تو جلسه‌ای و اصلا فکر نمی‌کنی که من تنها هستم و ممکنه دزدی تو خونه مزاحمم بشه؟
گفتم بگیر راحت بخواب دزدها همه اینجا پیش من نشسته‌اند.
صفر را بستند
که ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم
تاریخ به صلیب کشیده شده!
و جغرافیا به لجن!
ادبیات را لال کرده اند!
و فرهنگ و هنر را زندانی!
بی شک
روزی از همین روزها
تاوان اینهمه گناه را
خواهند داد؛
روزی که
آدمی بیدار شود!
روزی که
آدمی هشیار شود!!!
چرا تغییر نکردن برایمان افتخار است؟
چرا فکر می‌کنیم اگر از بدو تولد تا کنون تغییر نکرده‌ایم، برای این است که آدم‌های با اصالتی هستیم؟
مگر نه لازمه‌ی رشد، تغییر است؟ تغییری که نتیجه‌اش نشاطِ روحمان باشد
و بهتر زیستن کنار آن‌هایی که دوستشان داریم
از قضا، باید تغییر کنیم باید اشتباهتمان را بپذیریم و بخواهیم که عوض شویم