.
❇️ اجرای "ترور رامین یکتاپرست" چیست؟
آفتابنیوز با این تیتر توضیح داده که واشنگتنپست و نشریه تلگراف مدعی بودهاند که یکتاپرست برای حمله به مرکز یهودیان آلمان برنامهریزی کرده و دادگاه فدرال آلمان او را به ۳۳ ماه زندان محکوم کرده بود.
او در بهمن ۱۳۹۴ هم یکبار دیگر به مشارکتدر قتل متهم شده بود. پلیس آلمان اعلام کرده که او در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ مدیر یک مرکز زنان روسپی در لورکوزن بوده است.
یکتاپرست پس از این ماجراها به ایران برگشته بود و به تازگی به ضرب گلوله چند مهاجم ناشناس کشته شده است.
✍️ مریم شکرانی
❇️ جسد #رامین_یکتاپرست را در پرچم جمهوری اسلامی پیچیدند،
هنگام خطابهی خصوصی در مسجد او را «شهید» و «حر» خواندند که در اواخر عمرش از گردانندگی «...» به «خادم الحسین»ی رسید...
و در اعلامیهی ترحیمش نوشتند «عروج شهادتگونه».
در گلزار شهدا دفن کردند؛
بعد میگویند #موساد نکشته!
✍️ کامبیز غفوری
@rahenow🗣👈
❇️ اجرای "ترور رامین یکتاپرست" چیست؟
آفتابنیوز با این تیتر توضیح داده که واشنگتنپست و نشریه تلگراف مدعی بودهاند که یکتاپرست برای حمله به مرکز یهودیان آلمان برنامهریزی کرده و دادگاه فدرال آلمان او را به ۳۳ ماه زندان محکوم کرده بود.
او در بهمن ۱۳۹۴ هم یکبار دیگر به مشارکتدر قتل متهم شده بود. پلیس آلمان اعلام کرده که او در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ مدیر یک مرکز زنان روسپی در لورکوزن بوده است.
یکتاپرست پس از این ماجراها به ایران برگشته بود و به تازگی به ضرب گلوله چند مهاجم ناشناس کشته شده است.
✍️ مریم شکرانی
❇️ جسد #رامین_یکتاپرست را در پرچم جمهوری اسلامی پیچیدند،
هنگام خطابهی خصوصی در مسجد او را «شهید» و «حر» خواندند که در اواخر عمرش از گردانندگی «...» به «خادم الحسین»ی رسید...
و در اعلامیهی ترحیمش نوشتند «عروج شهادتگونه».
در گلزار شهدا دفن کردند؛
بعد میگویند #موساد نکشته!
✍️ کامبیز غفوری
@rahenow🗣👈
با پول قرارداد شهرداری میشه ۵ بار تمام سهام ایران خودرو دیزل رو خرید که در سال ۴٨٠٠ دستگاه ظرفیت تولید اتوبوس برقی داره.
جالبه این دلقک هنوز سفارش خرید یک دستگاه اتوبوس برقی رو در سال حمایت از تولید داخلی نذاشته و میخواد ۶ ماهه مشکل اتوبوس شهرداری رو حل کنه.
مشکل کار کردن با دولت فاسد همینه.
اگر شرکت فقط مثل بقیه شرکتها مونتاژ کار چینیها بود وضعش الان بهتر بود.
مشکل اینجاس که شرکت هم توان طراحی داره هم توان تولید قطعات.
اینجاس که دوستان چینی یکم ناراحت میشن.
اگر شعار سال چیزی غیر از تولید بود میشد لاپوشانی کرد ولی الان هیچ توجیهی نداره.
@rahenow🗣👈
جالبه این دلقک هنوز سفارش خرید یک دستگاه اتوبوس برقی رو در سال حمایت از تولید داخلی نذاشته و میخواد ۶ ماهه مشکل اتوبوس شهرداری رو حل کنه.
مشکل کار کردن با دولت فاسد همینه.
اگر شرکت فقط مثل بقیه شرکتها مونتاژ کار چینیها بود وضعش الان بهتر بود.
مشکل اینجاس که شرکت هم توان طراحی داره هم توان تولید قطعات.
اینجاس که دوستان چینی یکم ناراحت میشن.
اگر شعار سال چیزی غیر از تولید بود میشد لاپوشانی کرد ولی الان هیچ توجیهی نداره.
@rahenow🗣👈
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❗️ Nika's Last Breath:
Secret report reveals the hunt for Iranian protester - BBC World Service Docs
❗️ آخرین نفس نیکا: گزارش محرمانه شکار معترض ایرانی را فاش می کند.
اسناد سرویس جهانی بی بی سی
@rahenow🗣👈
Secret report reveals the hunt for Iranian protester - BBC World Service Docs
❗️ آخرین نفس نیکا: گزارش محرمانه شکار معترض ایرانی را فاش می کند.
اسناد سرویس جهانی بی بی سی
@rahenow🗣👈
حسن روحانی: امروز سر ساخت مسجد دعوا میکنند درحالیکه اول باید نمازخوان تربیت کرد، اگر نمازخوان بیشتر شد، آنها خودشان مسجد درست میکنند.
🆔 🇮🇷
🆔 🇮🇷
🔴 از #علیرضا_زاکانی پلشتتر , پلیدتر و حراملقمهتر، خدا کمتر خلق کرده است!
این نکبت که برای ردگمکنی به جان معدود فضاهای سبز پایتخت افتاده، سمبل معدهی خراب جمهوری اسلامی و گازهای متصاعد از آن است!!
@rahenow🗣👈
این نکبت که برای ردگمکنی به جان معدود فضاهای سبز پایتخت افتاده، سمبل معدهی خراب جمهوری اسلامی و گازهای متصاعد از آن است!!
@rahenow🗣👈
🖋 توسّل "ملّا" به "منیژه"
✔️ (موجّه جلوهدادنِ امری که هنوز هیچ قانون و مبحث منطقی و قانعکننده دربارۀ آن در ایران منتشر نشده است.)
در خطبههای نماز جمعه این هفته مشهد، علمالهدی، خطیب جمعه گفته است: حجاب متعلق به فرهنگ ایران است؛ در شاهنامه، فردوسی از قول منیژه نقل میکند:
«منیژه منم، دُختِ افراسیاب
برهنه ندیده تنم، آفتاب»
این نوع فهم و بیان شاهنامه، اساساً غلط است. یک بیت را از جایی درآوردن و خواندنِ بدون اینکه پس و پیش آن گفته شود، روشی مرسوم، اما غلط در شاهنامهخوانی است.
این بیت به این صورت در شاهنامه آمده است:
"منیژه منم دُختِ افراسیاب
برهنه ندیدی، مرا آفتاب"
منیژه دارد خودش را به رستم معرفی میکند تا کمکشان کند.
این ملّای بیمغز بیسواد، فرقِ "بیحجابی" را با "برهنگی" نمیفهمد و این دو را مترادف یکدیگر میشمارد. از این گذشته، مصداق "عفت"، قلمداد کردن منیژه، بسیار عجیب است. منیژه، دختر افراسیاب است. دشمن ایران، دیو و کسی که تمام وجودش پلیدی است. شاید بفرمایید به دخترش چه؟ او از دیدِ ملّایان سطحیبین و یکجانبهنگر، دختر پاکی بوده است.
اما پاکیِ او با پاکی موردِ نظر این تازیپرستان نیست. منیژه، قبل از اینکه ادّعا کند تنش را آفتاب ندیده، با بیژن ماجراها داشته است:
"سه روز و سه شب، شاد بوده به هم
گرفته بر او خواب و مستی، ستم"
در چادر، سه روز و سه شب در اوج شادی بودند. وقت رفتن، منیژه دلش نیامد بیژن را رها کند. بیهوشش کرد و با خود به خانه بُرد. وقتی بیژن از بیهوشی نجات یافت، منیژه را در بغل خودش دید.
"چو بیدار شد بیژن و، هوش یافت
نگارِ سمنبر، در آغوش یافت"
بیژن و منیژه، در همان خانه، در حالِ مستی به دام میافتند و بیژن به دستور افراسیاب (پدر منیژه) به چاه انداخته میشود.
منیژه را اینگونه ناشیانه به رخِِ زنانِ ایران کشیدن، نشانهای آشکار از بیخردی، نادانی و فرومایگی است. چه حکمتی دارد که اینها هروقت میخواهند صدای خروس دربیاورند، قدقد میکنند؟!
نظامی گنجوی در اسکندرنامه، دشتی را به نام قِفچاق یا قِبچاق در ترکستان آن زمان و توران زمین اسطورهای و باستانی -که منیژۀ داستانهای شاهنامه هم متعلّق به آنجاست- توصیف میکند، که همۀ زنان و دخترانش بدون پوشش بودند و وقتی اسکندر گذارش به آنجا میافتد، به نکوهش آنان میپردازد؛ بزرگان و پیرانِ آن شهر را فرا میخواند و دستور میدهد که از امروز همۀ دختران و زنان باید پوشیدهسر و پوشیدهروی باشند. آن بزرگان میگویند: چنین چیزی را انجام نخواهیم داد. در سرزمینِ ما، به جای آن که زنان و دختران سر و روی خود را بپوشانند، مردان و پسران، شرم و آزرم دارند و چشمان خود میپوشانند و از نگاههای زهرآگین و هوسآلود میپرهیزند.
تازینژادانِ ضحّاکپرست را چه به شاهنامۀ فردوسی؟! ولیّ نعمتِ این فرومایگان بیشرمانه میگوید: "تاریخ، تمدّن و فرهنگ ایران باستان (به خصوص هخامنشیان) توهّم و دروغ و خیالپردازی است."
علمالهدیٰ، در پیشینۀ درخشانِ عملکردهایِ خودمختارانه و ولایتمدارانهاش، هم به پاک و مخدوش کردن نقاشیهای مربوط به داستانهای شاهنامه (به مساحتِ دوهزار و دویست متر مربّع، از روی دیوارهای اطراف میدان فردوسی و چهارراه خیام مشهد دستور داده است (که یکشبه در دوران خلافت عباس واعظ طبسی و در سال ۱۳۹۰ اجرا شد)؛ و هم با نصبِ سردیس و تندیس "دانای توس" در مجموعۀ پدیدۀ شاندیز و دانشگاه فردوسی مشهد مخالفت کرد و فرمان داد آنها را تخریب و سازندگانشان یعنی مسعود رنگرزان و محسن سراجی را مجازات کنند که البته با رسانهای شدن این اخبار و واکنشها و مقاومتهای مردم، به این هدف پلید خود نرسید. او ادامهدهندۀ راهِ امثال صادق خلخالیِ معلومالحال است که ۴۵سال پیش، به "فردوسی بزرگ" حمله کرد و گفت: "او در کتاب خود، یک کلمه هم از انسان و انسانیّت و یا خراسانیِ رنجدیده نام نبرده است. شاهنامۀ فردوسی، شاهنامۀ دروغ و نیرنگ و سرگرمکنندۀ مردمِ بدبختِ ماست"
در همان زمان، کسانی مانند زندهیاد استاد محیط طباطبایی، تودهنیهای محکم و دندانشکنی به او زدند!
👈 پینوشت:
اسلام و مکاتب چپگرا، با دروغ رشد کردند! در هردو "هدف، وسیله را توجیه میکند".
چپول و مسلمان اگر دروغ نگویند، پایبندیشان به ایدئولوژیِ خود، درست، کامل، مطلوب و پذیرفتنی نیست. اصلاً شرط خداپرستی و چپگرایی، دروغگویی است!
مرجع تقلید هردو فرقه مسلمان و چپگرا، در همان سالهای آغازینِ حاکمیّتش گفته است:
"حفظ جان مسلمان واجب است و حفظ خود اسلام از جان مسلمان بالاتر است. برای حفظ جان مسلمان و حفظ اسلام و نظام اسلامی دروغ گفتن هم واجب است، شُربِ خَمر هم واجب است. پیغمبر اسلام هم در اینگونه مواقع دروغ می گفت."
(منبع: صحیفۀ نور، جلد ۱۵، ص ۱۱۶)
🖋 توسّل "ملّا" به "منیژه"
✔️ (موجّه جلوهدادنِ امری که هنوز هیچ قانون و مبحث منطقی و قانعکننده دربارۀ آن در ایران منتشر نشده است.)
در خطبههای نماز جمعه این هفته مشهد، علمالهدی، خطیب جمعه گفته است: حجاب متعلق به فرهنگ ایران است؛ در شاهنامه، فردوسی از قول منیژه نقل میکند:
«منیژه منم، دُختِ افراسیاب
برهنه ندیده تنم، آفتاب»
این نوع فهم و بیان شاهنامه، اساساً غلط است. یک بیت را از جایی درآوردن و خواندنِ بدون اینکه پس و پیش آن گفته شود، روشی مرسوم، اما غلط در شاهنامهخوانی است.
این بیت به این صورت در شاهنامه آمده است:
"منیژه منم دُختِ افراسیاب
برهنه ندیدی، مرا آفتاب"
منیژه دارد خودش را به رستم معرفی میکند تا کمکشان کند.
این ملّای بیمغز بیسواد، فرقِ "بیحجابی" را با "برهنگی" نمیفهمد و این دو را مترادف یکدیگر میشمارد. از این گذشته، مصداق "عفت"، قلمداد کردن منیژه، بسیار عجیب است. منیژه، دختر افراسیاب است. دشمن ایران، دیو و کسی که تمام وجودش پلیدی است. شاید بفرمایید به دخترش چه؟ او از دیدِ ملّایان سطحیبین و یکجانبهنگر، دختر پاکی بوده است.
اما پاکیِ او با پاکی موردِ نظر این تازیپرستان نیست. منیژه، قبل از اینکه ادّعا کند تنش را آفتاب ندیده، با بیژن ماجراها داشته است:
"سه روز و سه شب، شاد بوده به هم
گرفته بر او خواب و مستی، ستم"
در چادر، سه روز و سه شب در اوج شادی بودند. وقت رفتن، منیژه دلش نیامد بیژن را رها کند. بیهوشش کرد و با خود به خانه بُرد. وقتی بیژن از بیهوشی نجات یافت، منیژه را در بغل خودش دید.
"چو بیدار شد بیژن و، هوش یافت
نگارِ سمنبر، در آغوش یافت"
بیژن و منیژه، در همان خانه، در حالِ مستی به دام میافتند و بیژن به دستور افراسیاب (پدر منیژه) به چاه انداخته میشود.
منیژه را اینگونه ناشیانه به رخِِ زنانِ ایران کشیدن، نشانهای آشکار از بیخردی، نادانی و فرومایگی است. چه حکمتی دارد که اینها هروقت میخواهند صدای خروس دربیاورند، قدقد میکنند؟!
نظامی گنجوی در اسکندرنامه، دشتی را به نام قِفچاق یا قِبچاق در ترکستان آن زمان و توران زمین اسطورهای و باستانی -که منیژۀ داستانهای شاهنامه هم متعلّق به آنجاست- توصیف میکند، که همۀ زنان و دخترانش بدون پوشش بودند و وقتی اسکندر گذارش به آنجا میافتد، به نکوهش آنان میپردازد؛ بزرگان و پیرانِ آن شهر را فرا میخواند و دستور میدهد که از امروز همۀ دختران و زنان باید پوشیدهسر و پوشیدهروی باشند. آن بزرگان میگویند: چنین چیزی را انجام نخواهیم داد. در سرزمینِ ما، به جای آن که زنان و دختران سر و روی خود را بپوشانند، مردان و پسران، شرم و آزرم دارند و چشمان خود میپوشانند و از نگاههای زهرآگین و هوسآلود میپرهیزند.
تازینژادانِ ضحّاکپرست را چه به شاهنامۀ فردوسی؟! ولیّ نعمتِ این فرومایگان بیشرمانه میگوید: "تاریخ، تمدّن و فرهنگ ایران باستان (به خصوص هخامنشیان) توهّم و دروغ و خیالپردازی است."
علمالهدیٰ، در پیشینۀ درخشانِ عملکردهایِ خودمختارانه و ولایتمدارانهاش، هم به پاک و مخدوش کردن نقاشیهای مربوط به داستانهای شاهنامه (به مساحتِ دوهزار و دویست متر مربّع، از روی دیوارهای اطراف میدان فردوسی و چهارراه خیام مشهد دستور داده است (که یکشبه در دوران خلافت عباس واعظ طبسی و در سال ۱۳۹۰ اجرا شد)؛ و هم با نصبِ سردیس و تندیس "دانای توس" در مجموعۀ پدیدۀ شاندیز و دانشگاه فردوسی مشهد مخالفت کرد و فرمان داد آنها را تخریب و سازندگانشان یعنی مسعود رنگرزان و محسن سراجی را مجازات کنند که البته با رسانهای شدن این اخبار و واکنشها و مقاومتهای مردم، به این هدف پلید خود نرسید. او ادامهدهندۀ راهِ امثال صادق خلخالیِ معلومالحال است که ۴۵سال پیش، به "فردوسی بزرگ" حمله کرد و گفت: "او در کتاب خود، یک کلمه هم از انسان و انسانیّت و یا خراسانیِ رنجدیده نام نبرده است. شاهنامۀ فردوسی، شاهنامۀ دروغ و نیرنگ و سرگرمکنندۀ مردمِ بدبختِ ماست"
در همان زمان، کسانی مانند زندهیاد استاد محیط طباطبایی، تودهنیهای محکم و دندانشکنی به او زدند!
👈 پینوشت:
اسلام و مکاتب چپگرا، با دروغ رشد کردند! در هردو "هدف، وسیله را توجیه میکند".
چپول و مسلمان اگر دروغ نگویند، پایبندیشان به ایدئولوژیِ خود، درست، کامل، مطلوب و پذیرفتنی نیست. اصلاً شرط خداپرستی و چپگرایی، دروغگویی است!
مرجع تقلید هردو فرقه مسلمان و چپگرا، در همان سالهای آغازینِ حاکمیّتش گفته است:
"حفظ جان مسلمان واجب است و حفظ خود اسلام از جان مسلمان بالاتر است. برای حفظ جان مسلمان و حفظ اسلام و نظام اسلامی دروغ گفتن هم واجب است، شُربِ خَمر هم واجب است. پیغمبر اسلام هم در اینگونه مواقع دروغ می گفت."
(منبع: صحیفۀ نور، جلد ۱۵، ص ۱۱۶)
✔️ حجاب و بیحجابی در اسکندرنامه نظامی
در "داستان رسیدن اسکندر به دشت قِفچاق (یا قِبچاق) در ترکستان"، او زنان و دختران زیباروی بی حجابی را می بیند که برایش بسیار عجیب است. علّت را از بزرگان آنجا جویا می شود؛ آنان می گویند: "چشم پوشیدن و آزرمِ مردان" در آیینِ ما، جایِ "سر و روی پوشیدن و نهفتگیِ بانوان" را گرفته است. اسکندر در برابر این استدلال از پاسخ در می مانَد و سکوت می کند...
و امّا اصل داستان به بیان زیبای نظامی بزرگ:
سکندر بر آن خنگِ خَتلی نشست
که چون باد برخاست؛ چون برق جست
ز جوشنده جیحون، جَنیبت جهاند
وز آنجا سویِ دشتِ خوارزم راند
سپاهی چو دریا پسِ پشت او
حسابِ بیابان در انگشتِ او
بیابانِ خوارزم را درنَوَشت
ز جیحون درآمد؛ به بابل گذشت
بدان، تا کند عالم از روس، پاک
قرارش نمیبود در آبوخاک
در آنتاختن، دیده بیخواب کرد
گذر بر بیابانِ سَقلاب کرد
بیابان، همه خیلِ قِفچاق دید
در او لُعبتانِ سَمَن ساق دید
به گرمی چو آتش؛ به نرمی چو آب
فروزانتر از ماه و از آفتاب
همه تنگچشمانِ مردمفریب
فرشته ز دیدارشان ناشکیب
نقابی نه بر صفحۀ رویشان
نه باک از برادر؛ نه از شویشان
سپاهی عَزَبپیشه و تنگیاب
چو دیدند رویی چنان بینقاب
ز تابِ جوانی به جوش آمدند
در آن داوری، سختکوش آمدند
کس از بیمِ شَه، تُرکتازی نکرد
بدان لُعبتان دستیازی نکرد
چو شَه دید خوبان آن راه را
نه خوب آمد آن قاعدت، شاه را
پریپیکران دید چون سیمِ ناب
سپاهی، همه، تشنه؛ و ایشان چو آب
ز محتاجیِ لشکر اندیشه کرد
که زن، زن بُوَد بیگمان؛ مرد، مرد
یکی روز، همّت بدان کار داد
بزرگان قِفچاق را بار داد
پس از آنکه شاهانه بنواختشان،
به تشریف خود، سر برافراختشان،
به پیرانِ قِفچاق، پوشیده گفت
که زن، رویپوشیده بِه در نهفت
زنی کو نماید به بیگانه، روی
ندارد شکوهِ خود و شرمِ شوی
اگر زن، خود از سنگ و آهن بود،
چو زن نام دارد، نه هم زن بود؟!
چو آن دشتبانانِ شوریدهراه
شنیدند یکیک سخنهای شاه،
سر از حکم آن داوری تافتند
که آیینِ خود را چنان یافتند
به تسلیم گفتند ما بندهایم
به میثاقِ خسرو شتابندهایم
ولی روی بستن ز میثاق نیست
که این خصلت، آیین قِفچاق نیست
گر آیینِ تو "روی بربستن" است
در آیین ما "چشم دربستن" است
چو در رویِ بیگانه، نادیده به
جنایت نه بر روی، بر دیده، به
وگر شاه را ناید از ما درشت،
چرا بایدش دید در روی و پشت؟!
عروسانِ ما را بس است اینحصار
که با حجلۀ کس ندارند کار
به بُرقع مکن رویِ این خَلق، ریش
تو شو بُرقع انداز بر چشمِ خویش
کسی کو کند دیده را در نقاب
نه در ماه بیند؛ نه در آفتاب
جهاندار اگر زان که فرمان دهد
ز ما هرکه خواهد بر او جان دهد
بلی، شاه را جمله، فرمان بریم
ولیکن از آیینِ خود نگذریم
چو بشنید شاه آن زبانآوری
زبون شد زبانش در آن داوری
حقیقت شد او را که در آن گروه
نصیحتنمودن ندارد شکوه
پس آنگه بسی آفرین خواندشان
به مهمانی و مهر بنشاندشان
✔️ معنی واژه ها و اصطلاحات دشوار:
*خنگ ختلی: اسب منسوب به ختل در بدخشان
*جنیبت: یدک، اسب کتل
*درنوشت: پیمود
*لعبت: زیباروی
*سمن ساق: دارای ساق پای سفید همچون یاسمن
* عزب پیشه: مجرد
* تنگ یاب: کسانی به زحمت زنی را برای همآغوشی می یابند
* قاعدت: شیوه، رسم
* ترکتازی: هجوم و حمله
* دستیازی: دستدرازی، تعرّض و تجاوز
* مردم: انسان (مردمفریب: باعث عاشق شدن انسان)
* تشریف: لباس اهدایی پادشاه، به حضور پذیرفتن
* بنواخت: مورد لطف قرار داد
* سر برافراخت: سرافراز کرد
* در نهفت: پنهان، در خانه
* شکوه: متانت
* شوی: شوهر
* از سنگ و آهن: پهلوان و قوی، محکم و خشن
* داوری: قضاوت، بحث و جدل، دعوا
* بِه: بهتر
* درشت: ناگوار
* با حجلۀ کسی کار نداشتن: هرزه و هوسباز نبودن
* بُرقَع: نقاب، روبند
* ریش: آزرده، ناراحت
* برقعانداز: پوشانندۀ چشم، چشم پوشی کننده
* جنایت: گناه و تقصیر
* جهاندار: پادشاه (اسکندر)
* زبانآوری: سنجیده و رسا و محکم سخن گفتن
* زبون: خوار، ناتوان
* حقیقت شد: ثابت شد؛ یقین شد
* شکوه: اهمّیّت، ارزش
در "داستان رسیدن اسکندر به دشت قِفچاق (یا قِبچاق) در ترکستان"، او زنان و دختران زیباروی بی حجابی را می بیند که برایش بسیار عجیب است. علّت را از بزرگان آنجا جویا می شود؛ آنان می گویند: "چشم پوشیدن و آزرمِ مردان" در آیینِ ما، جایِ "سر و روی پوشیدن و نهفتگیِ بانوان" را گرفته است. اسکندر در برابر این استدلال از پاسخ در می مانَد و سکوت می کند...
و امّا اصل داستان به بیان زیبای نظامی بزرگ:
سکندر بر آن خنگِ خَتلی نشست
که چون باد برخاست؛ چون برق جست
ز جوشنده جیحون، جَنیبت جهاند
وز آنجا سویِ دشتِ خوارزم راند
سپاهی چو دریا پسِ پشت او
حسابِ بیابان در انگشتِ او
بیابانِ خوارزم را درنَوَشت
ز جیحون درآمد؛ به بابل گذشت
بدان، تا کند عالم از روس، پاک
قرارش نمیبود در آبوخاک
در آنتاختن، دیده بیخواب کرد
گذر بر بیابانِ سَقلاب کرد
بیابان، همه خیلِ قِفچاق دید
در او لُعبتانِ سَمَن ساق دید
به گرمی چو آتش؛ به نرمی چو آب
فروزانتر از ماه و از آفتاب
همه تنگچشمانِ مردمفریب
فرشته ز دیدارشان ناشکیب
نقابی نه بر صفحۀ رویشان
نه باک از برادر؛ نه از شویشان
سپاهی عَزَبپیشه و تنگیاب
چو دیدند رویی چنان بینقاب
ز تابِ جوانی به جوش آمدند
در آن داوری، سختکوش آمدند
کس از بیمِ شَه، تُرکتازی نکرد
بدان لُعبتان دستیازی نکرد
چو شَه دید خوبان آن راه را
نه خوب آمد آن قاعدت، شاه را
پریپیکران دید چون سیمِ ناب
سپاهی، همه، تشنه؛ و ایشان چو آب
ز محتاجیِ لشکر اندیشه کرد
که زن، زن بُوَد بیگمان؛ مرد، مرد
یکی روز، همّت بدان کار داد
بزرگان قِفچاق را بار داد
پس از آنکه شاهانه بنواختشان،
به تشریف خود، سر برافراختشان،
به پیرانِ قِفچاق، پوشیده گفت
که زن، رویپوشیده بِه در نهفت
زنی کو نماید به بیگانه، روی
ندارد شکوهِ خود و شرمِ شوی
اگر زن، خود از سنگ و آهن بود،
چو زن نام دارد، نه هم زن بود؟!
چو آن دشتبانانِ شوریدهراه
شنیدند یکیک سخنهای شاه،
سر از حکم آن داوری تافتند
که آیینِ خود را چنان یافتند
به تسلیم گفتند ما بندهایم
به میثاقِ خسرو شتابندهایم
ولی روی بستن ز میثاق نیست
که این خصلت، آیین قِفچاق نیست
گر آیینِ تو "روی بربستن" است
در آیین ما "چشم دربستن" است
چو در رویِ بیگانه، نادیده به
جنایت نه بر روی، بر دیده، به
وگر شاه را ناید از ما درشت،
چرا بایدش دید در روی و پشت؟!
عروسانِ ما را بس است اینحصار
که با حجلۀ کس ندارند کار
به بُرقع مکن رویِ این خَلق، ریش
تو شو بُرقع انداز بر چشمِ خویش
کسی کو کند دیده را در نقاب
نه در ماه بیند؛ نه در آفتاب
جهاندار اگر زان که فرمان دهد
ز ما هرکه خواهد بر او جان دهد
بلی، شاه را جمله، فرمان بریم
ولیکن از آیینِ خود نگذریم
چو بشنید شاه آن زبانآوری
زبون شد زبانش در آن داوری
حقیقت شد او را که در آن گروه
نصیحتنمودن ندارد شکوه
پس آنگه بسی آفرین خواندشان
به مهمانی و مهر بنشاندشان
✔️ معنی واژه ها و اصطلاحات دشوار:
*خنگ ختلی: اسب منسوب به ختل در بدخشان
*جنیبت: یدک، اسب کتل
*درنوشت: پیمود
*لعبت: زیباروی
*سمن ساق: دارای ساق پای سفید همچون یاسمن
* عزب پیشه: مجرد
* تنگ یاب: کسانی به زحمت زنی را برای همآغوشی می یابند
* قاعدت: شیوه، رسم
* ترکتازی: هجوم و حمله
* دستیازی: دستدرازی، تعرّض و تجاوز
* مردم: انسان (مردمفریب: باعث عاشق شدن انسان)
* تشریف: لباس اهدایی پادشاه، به حضور پذیرفتن
* بنواخت: مورد لطف قرار داد
* سر برافراخت: سرافراز کرد
* در نهفت: پنهان، در خانه
* شکوه: متانت
* شوی: شوهر
* از سنگ و آهن: پهلوان و قوی، محکم و خشن
* داوری: قضاوت، بحث و جدل، دعوا
* بِه: بهتر
* درشت: ناگوار
* با حجلۀ کسی کار نداشتن: هرزه و هوسباز نبودن
* بُرقَع: نقاب، روبند
* ریش: آزرده، ناراحت
* برقعانداز: پوشانندۀ چشم، چشم پوشی کننده
* جنایت: گناه و تقصیر
* جهاندار: پادشاه (اسکندر)
* زبانآوری: سنجیده و رسا و محکم سخن گفتن
* زبون: خوار، ناتوان
* حقیقت شد: ثابت شد؛ یقین شد
* شکوه: اهمّیّت، ارزش
🔴مزخرفات سعیدی امام جمعه قم:در اسرائیل تظاهر کنندگان تصویر رهبر معظم انقلاب را حمل کردند و شعار دادند ما را از دست نتانیاهو نجات دهید
امام جمعه قم گفت: اقدام دانشجویان دانشگاههای آمریکا و اروپا یادآورد تدبیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی است که در سالهای اخیر برای جوانان آمریکا و اروپا دو نامه نوشتند و در این نامهها در برقراری تعامل فرهنگی مخاطب خود را جوانان قرار دادند و تلاش شد تا راهبرد بیداری در غرب پدید آید.
سعیدی در گذشته مدعی شده بود علی خامنه ای در هنگام به دنیا آمدن یا علی گفته است
بی جهت نیست که تولیت حرم حضرت معصومه و امام جمعه ای قم را به این روحانی فرصت طلب داده اند
@rahenow🗣👈
امام جمعه قم گفت: اقدام دانشجویان دانشگاههای آمریکا و اروپا یادآورد تدبیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی است که در سالهای اخیر برای جوانان آمریکا و اروپا دو نامه نوشتند و در این نامهها در برقراری تعامل فرهنگی مخاطب خود را جوانان قرار دادند و تلاش شد تا راهبرد بیداری در غرب پدید آید.
سعیدی در گذشته مدعی شده بود علی خامنه ای در هنگام به دنیا آمدن یا علی گفته است
بی جهت نیست که تولیت حرم حضرت معصومه و امام جمعه ای قم را به این روحانی فرصت طلب داده اند
@rahenow🗣👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴حقوقتون زیاده حرف نزنید
رشد رفاه کارگر به سبک آخوندی.
ادعای نادرست و وقیحانه دولت رئیسی درباره افزایش دستمزد کارگران درحالیست که ارزش واقعی آن افزایش که هیچ، ۲۵ درصد کاهش یافته!
@rahenow🗣👈
رشد رفاه کارگر به سبک آخوندی.
ادعای نادرست و وقیحانه دولت رئیسی درباره افزایش دستمزد کارگران درحالیست که ارزش واقعی آن افزایش که هیچ، ۲۵ درصد کاهش یافته!
@rahenow🗣👈
سال 1390 مجموعه اي از نقاشی های دیواری با موضوع شاهنامه به مســاحت 2200 متر در میدان فردوسی مشهد رسم شد. خلق این اثر هنری 1 سال زمان برد.
ماه بعد از رونمایی اداره حفاظت از املاک آستان قدس، شبانه تعدادی کارگر به محل فرستاد و کل اثر تا صبح با رنگ سفید محو شد! حالا علم الهدی و...
✍️سعید مالکی
@rahenow🗣👈
ماه بعد از رونمایی اداره حفاظت از املاک آستان قدس، شبانه تعدادی کارگر به محل فرستاد و کل اثر تا صبح با رنگ سفید محو شد! حالا علم الهدی و...
✍️سعید مالکی
@rahenow🗣👈
انتشار تصاویری از ژیلا صادقی، مجری صداوسیما، در شبکههای اجتماعی واکنش کاربران را در پی داشته است. گفته میشود این تصاویر از این مجری صداوسیما مربوط به سفرش به آمریکا است. در این ارتباط، مجتبی پوربخش، مجری پیشین سابق برنامه فوتبال یک در صداوسیما در استوری اینستاگرامی خود نوشت: «هر شهروندی آزاده هرجای دنیا بره هرجور دوست داره لباس بپوشه اما برای بقیه شهروندهایی که تحت بدترین فشار اقتصادی و اجتماعی هستن گوه خوری نکنه لطفا»
@rahenow🗣👈
@rahenow🗣👈