@rahenow
566 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
جامعه‌ی منفعل و بی‌تفاوت، خودش مقدمات جنایت را فراهم می کند و جنایتکاران، صرفا ابزار اجرای آن هستند.
دیکتاتور شخص نیست، دیکتاتور یک فرهنگ است!
یک شیوه‌ی خاص از زندگی‌ست که اساس آن در فرهنگ فرمانروایی و فرمانبری تعریف می‌شود، مشخص است که دیکتاتورها نه در دامانِ مادر، بلکه در دامانِ جامعه پرورش می‌یابند.‌.
پولِ آدم, از کارایی که میکنه درمیاد،
«اعتبارش» از کارایی که نمیکنه.
خاورمیانه هم واقعا عجیبه

فک کن همزمان یه گوشه جنگه ،یه گوشه تروریستا
یه گوشه زن ها حتی حق تحصیل ندارن
یه گوشه هم جنیفر لوپز و سلین دیون و کامیلا کابیو دو قدمی خونه خدا دارن تو فشن شو میخونن .
ما هم برقمون قطعه :)

البته باید بگم حاجیه جنیفر لوپز...!!
وقتی" خواستن ها " بوی "شهوت" میدهند
وقتی" بودن ها " طعم " نیاز" دارند
وقتی" تنهاییها "بی هیچ یادی از یار، با هر کسی "پر"میشود
وقتی" نگاه ها" هرزه به "هرسو "روانه میشود
وقتی "غریزه" احساس را"پوشش"می دهد
وقتی" انسان بودن" آرزویی " دست نیافتنی" میشود
دیری نخواهد گذشت "حیوانات" برای "کوچک شمردن" یکدیگر به هم بگویند "آدم"....
اگر جاذبه زمین نبود :

کسی حلق آویز نمی‌شد،
و تیغه گیوتین روی گردن کسی فرود نمی‌آمد ...

نه ماشین اینقدر قیمتش بالا میرفت،
نه بلیط هواپیما،
نه در طول هفته ترافیک خیابان‌ها سنگین می‌شد،
نه آخر هفته جاده‌های شمال !

چقدر کار گشت ارشاد سخت می‌شد !
باید آسمان را از گناه پاک میکرد
و نمی‌توانست ...

اگر جاذبه زمین نبود،
می.شد میان دانه‌های معلقِ باران و برف گشت زد،
و نیمکت‌ها زیر باران خیس نمی‌شدند...

اگر جاذبه زمین نبود،
جای پای هیچکس آنقدر سفت نمی‌شد
که برای از جا کندنش نیاز به جنگ یا انقلاب باشد...
ومرگ، سقوط، عشق، اینقدر برای خیلی ها ترسناک نبود...

اگر جاذبه زمین نبود،
آدم بهشت را رها نمیکرد تا به‌ زمین بیاید...
مردم، مغول ها پشت دروازه اند
*مسئولین؛ الحجاب الحجاب*

انتشار این کاریکاتور در جرایدِ مصری درباره جمهوري اسلامي ايران باعث شگفتی شد! 
گویند درایامی که به قول سعدی «ز هجرت356 بود» و مغول‌ها تا پشت دروازه‌های بغداد رسیده بودند، گمان می‌کنید دعوای داخل کشور بین عالمانِ دین، بر سر چه بود؟
در کتاب *عجائب المقدور* از ابن عرب‌شاه نقل شده که در همان وانفسا سقوط کشور بین علمای مذهب حنبلی و شافعی جنجالی بزرگ درگرفته بود که امام جماعت در نمازِ عصرین باید بسم‌الله را بلند بخواند یا آهسته!!!
مجادله و کشمکش‌ها به جایی رسید که پیروانِ دو فرقه با چوب وچماق بجان هم افتاده به طرف هم لنگه گیوه پرتاب کردند!؟
تا اینکه بغداد، پایتخت خلافت عباسی به تصرف مغولان درآمد و دیگر نه عالمی زنده ماند و نه از بسم‌اللهِ بلند خبری بود و نه از بسم‌اللهِ آهسته !!!
در کاریکاتور مصری فوق هم نشان می دهد که امروز مردم ایران  در حال فریادند و طالب حل مشکلاتی چون : فقر.بیکاری.مسکن بیمه.تورم، نان. حقوق بشر آموزش و ... هستند؛ اما از تریبون‌های رسمی حاکمیتی تنها یک بانگ بلند است:  حجاب، فیلترینگ!!!؟؟؟

@rahenow🗣👈
پوزخند می زنم به زمانه ای
که روزگارش
هوایی برای بلعیدن ندارد
مدتهاست که
جسارت را
به اسارتِ سکوت
تدبیر می کنند
ما که جوانی نکردیم !
یعنی وقت و حوصله اش را نداشتیم !
ما سرمان شلوغ بود ، خیلی شلوغ !!!
به قدری فکر و مشغله رویِ سرمان سنگینی می کرد ، که درک درستی از سن و سال نداشتیم ...
ما حتی کودکی هم نکردیم ،
چشم باز کردیم و پیر بودیم ...
جوری شکستیم ، که زبانِ اعتراضمان ، بند آمد !
ما قربانیانِ بدترین برهه ی تاریخ بودیم !
نسلِ جوانی هایِ بر باد رفته ...
نسلِ بحران و بلا تکلیفی ...
نسلی که بدونِ فریاد ، در دلِ آتشِ زمانه سوخت !
ما کم سن و سال ترین سالمندانِ تاریخ بودیم !
تا کجا قرار است همدیگر را عذاب دهیم، تا کجای این دنیا؟!
کی دست برمی‌داریم از این بازیِ مسخره کم نیاوردن و تلافی کردن؟
از حرص خوردن و حرص دادن؟
رابطه است!
میدانِ مسابقه نیست که این‌قدر جسارت و غرورمان را به رخِ هم می‌کشیم.
مدام از جبهه بی‌منطقی که گرفته‌ایم کوتاه نمی‌آییم و به خیالِ خودمان پیروزِ می‌دانیم اما حواسمان نیست کسی که شکستش می‌دهیم همرزمِ ماست نه حریفِ ما...
رفیقِ ماست نه رقیبِ ما!
و آخرِ این بازی ما می‌مانیم و غرورمان و آدم‌های خوبی که از دست داده‌ایم.
کسی با ما کاری ندارد این خودمانیم که تیشه به ریشه خودمان می‌زنیم،
این خودمانیم که از شکنجه خودمان دست برنمی‌داریم،
این خودمانیم که بیهوده پیر می‌شویم..
ما هم بسیاریم
ما هم روزی
دور هم جمع خواهیم شد
تاریکی را از همهٔ کوچه‌ها
منها خواهیم کرد.
ما هم مثلِ زندگی
ضرب در ضرب
روی نومیدی ضربدر می‌کشیم.
ما سرانجام
آزادی را میان همه تقسیم خواهیم کرد.

اینجا
هر کسی
حق دارد رویایی داشته باشد.
آدم ها زنده هستند، انسان ها زندگی می کنند!
آدم ها می‌شنوند، انسان ها گوش می‌دهند!
آدم ها می‌بینند، انسان ها عاشقانه نگاه می کنند!
آدم ها در فکر خودشان هستند، انسان ها به دیگران هم فکر می ‌کنند!
آدم ها میخواهند شاد باشند، انسان ها میخواهند شاد کنند!
آدم ها، اسم اشرف مخلوقات را دارند؛ انسان ها، اعمال اشرف مخلوقات را انجام میدهند!
آدم ها انتخاب کرده اند که آدم بمانند؛ انسان ها تغییر کردن را پذیرفته اند تا انسان شوند!
آدمها و انسان ها هردو انتخاب دارند،
اینکه آدم باشند یا انسان، انتخاب با خودشان است
نیازی نیست انسان بزرگی باشیم، انسان بودن خود نهایت بزرگیست...
انتخاب شما چیست؟!
می خواهید یک آدم معمولی باشید یا یک انسان...؟
وقتی شکم مردم خالیست بیهوده است هنر و قلمی که برای دل مردم به خودش زحمت میدهد..
انسان چیزی برای فخر ندارد وقتی فقر همه دارایی اوست

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
جوری میگید سیب زمینی کیلویی ۴۵تومن خیلی گرونه که انگار اقلام زیر خیلی ارزون و مفتیه!!!

سیب قرمز ۹۵هزار
سیب زرد۹۰هزار
پرتقال ۷۵هزار
خیار ۹۰هزار
کیوی۲۳۰هزار
موز ۱۹۰هزار
نارنگی۹۰هزار

تنها چیزی که قیمتش همیشه ثابت و ارزونه
خوراک عرزشیاست 💩
‏بین مسئولین اختلاف افتاده که مثل امام حسن صلح کنیم
یا مثل امام حسین جنگ ؟؟
چرا فقط این دو گزینه
روش امام دوازدهم (عج) را انتخاب کنید و غیب بشید!!
با روح و روان این مردم چه کرده‌اند که این شده عاقبتش:
کریم ۶۵ ساله زنگ زده به برنامه منوتو و میگه آرزو دارم امریکا به جمهوری اسلامی حمله کنه و ۱۰ میلیون نفر از مسئولین کشورمون رو بکشه و اگه این وسط من و خانواده‌م‌ هم برای تغییر این رژیم از بین بریم مشکلی ندارم !
ما را به اجبار متولد کردند
در دنیایی که آسمانش برایمان آبی نبود
آدم هایش شبیه نقاشی هایمان نبودند
و خواب هایش بدون آمدن فرشته ها
بی تعبیر ماند.
دیگر صدای جهان را نمی شنویم...
صدای زیبایی هایی که
پرنده ها گاهی سرودش را می خوانند،
یا صدای بارانی که
گاهی خانه ای را خیس می کند
و کودکی که سقف رویاهایش
ویران می شود.
دیگر رویای رسیدن را باور نمی کنیم
مثل دروغی که در کودکی قبل از خواب
به امید آمدن فرشته ها باور کردیم.
دیگر به امید طلوعی که
یک روز سایه اش روی دریا می افتد
شب ها روی ساحل سرد نمی خوابیم.
چون می دانیم سالهاست طلوع هم
دنیا را برایمان روشن نمی کند.
در جهانی که من می نویسم
و تو حرف هایم را میخوانی
ما را به اجبار متولد کردند...
و کلاغی پیر روی شاخه هایی خشک
رویاهایمان را فریاد می زند
مدت هاست
حال جهان خوش نیست
مدت هاست که گرفته
دل آدم ها.
این روزها، غم ها
ماندنی تر شده اند
و دنباله دار؛
اما شادی ها
به سرعت پر می زنند
امروز از سرزمین من؛
حوصله ی ماندن ندارند..
می‌دانی؟ ماندن، حوصله می‌خواهد.
در این آسمان غم انگیز این روزها
من نیز همدرد توام
ای همقفس با من...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جوان ایرانی با دیدن ماشین مدل بالای عراقی‌ها در ایران و مقایسه با اتومبیل خود با حسرت می‌پرسد: آخر نفهمیدیم ما جنگو بردیم یا عراقیا
آیا پیام نور منحل می‌شود!؟
علمی کاربردی بدتر...
ملت نون و آب ندارن بخورن بعد به این آقا دهها میلیارد تومان پول می دهند که به کمپوت بگوید خوشاب