#وام؛
رفتم وام بگیرم تا از خجالت طلبکارام در بیام. کارمند بانک وقتی فرمها را تحویل گرفت، گفت: «اول که ضامنات معتبر نیستن، بعدم اینکه سهتا چک برگشتی داری» با هزار بدبختی پول جور کردم و سهتا چک برگشتیام را رفع سوء کردم و دوباره رفتم بانک. کارمند بانک گفت: «صدتومن به اصغر آقا بقال محل، دویست تومن به میوهفروشی محل، دومیلیون از دوستت رضا دستی گرفتی، تو خیابون خودتو وزن کردی و پولشو ندادی، به ساندویچ کثیف سرکوچهتونم کلی بدهکاری، برو اونا رو هم تسویه کن و بیا در خدمتیم» مجبور شدم کلیهم را بفروشم تا بدهیهای ثبت شده در برگه بانک را تسویه کنم. دوباره رفتم بانک و برگه رضایتنامه از طلبکارا، رضایتنامه از والدین، حکم کارگزینی ضامن معتبر، جواز کفن و دفن پدربزرگم و هرچی برگه داشتم گذاشتم جلوش. اینبار خودش را کنار کشید تا من تابلوی هرگونه توهین به کارمندان دولت 70 ضربه شلاق دارد را خوب ببینم و گفت: «بودجه نداریم، تازه تو که دیگه بدهی نداری، پول میخوایی چکار؟»
🔸 #داوود_نجفی ● صفحه طنز روزانه #شهرونگ (روزنامه شهروند) ● شنبه 4 آذر 96
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
رفتم وام بگیرم تا از خجالت طلبکارام در بیام. کارمند بانک وقتی فرمها را تحویل گرفت، گفت: «اول که ضامنات معتبر نیستن، بعدم اینکه سهتا چک برگشتی داری» با هزار بدبختی پول جور کردم و سهتا چک برگشتیام را رفع سوء کردم و دوباره رفتم بانک. کارمند بانک گفت: «صدتومن به اصغر آقا بقال محل، دویست تومن به میوهفروشی محل، دومیلیون از دوستت رضا دستی گرفتی، تو خیابون خودتو وزن کردی و پولشو ندادی، به ساندویچ کثیف سرکوچهتونم کلی بدهکاری، برو اونا رو هم تسویه کن و بیا در خدمتیم» مجبور شدم کلیهم را بفروشم تا بدهیهای ثبت شده در برگه بانک را تسویه کنم. دوباره رفتم بانک و برگه رضایتنامه از طلبکارا، رضایتنامه از والدین، حکم کارگزینی ضامن معتبر، جواز کفن و دفن پدربزرگم و هرچی برگه داشتم گذاشتم جلوش. اینبار خودش را کنار کشید تا من تابلوی هرگونه توهین به کارمندان دولت 70 ضربه شلاق دارد را خوب ببینم و گفت: «بودجه نداریم، تازه تو که دیگه بدهی نداری، پول میخوایی چکار؟»
🔸 #داوود_نجفی ● صفحه طنز روزانه #شهرونگ (روزنامه شهروند) ● شنبه 4 آذر 96
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈