⁉️ #همکیشان خود را #خَیّر و پرتلاش خواندن؛ و #نادیده_گرفتن فعالیتها و تلاش طرف مقابل برای ارتقاء و بهبود وضع جامعه، عین قساوت و تبعیض، و زیر پا گذاشتن عدالت و انصاف است.
@===============
✍ #صیدجعفرحیدریان؛
🌘بار جامعه به حدی سنگین است که جز آنکه همهی دستها به زیر آن زده شود، راهی نیست.
آیا بر وفق کدام شرع و حق و قانون، توجیه پذیر است که در حالی که انبوهی از افراد شایسته و کارآمد در فعالیتها و مشارکت در توسعه جامعه محروم اند و مطرود، و محصور و در به دَرَند؟
آنگاه که «آغوش گرم» جامعه به روی افراد نالایق و سودجو و همسو باز بماند؟ آیا با این روال شوم، نتیجه جز ویرانیِ حتمی، چیزی باقی خواهد ماند؟
✍ جامعه ای که محتاج #احياء همه جانبه است برای آنکه بتواند قد راست کند، باید یک «جَوّ جمعیٍ مساعد» در آن پدید آید.
منظور آن است که پنجرههایش به روی هوای آزاد! باز بماند، و در برابر آن هیچ عاملی که موجب شکوفایی استعدادها، افزایش توانایی و پرورش خصلتهای کارساز مردمش باشد، مانع ایجاد ننماید.
و از سوی برخی از مسئولین مشارکت عمومی و همیاری و همفکری و همدلی مردم به #استهزاء کشیده نشود!
‼️تقسیم افراد در یک جامعه (شهرستان) به #خودی👈 [دسته ها و گروهها و جریانهای سیاسی حامی خود و...] و #بیگانه! دانستن طرف مقابل، #ناموجهترین و ناعادلانه ترین تقسیمی است که بتوان کرد.
✍باید یادآور شد، که این تشخیص را منابع ذیصلاح و مورد اعتماد و مردم جامعه میدهند که نابابها کدامند و باید کنار بروند.
اما شعار و وعده پیشگی خلاف واقع ٍ برخی مدیران با سماجت و شعار پروری این اجازه را نمی دهند...
✍اینکه مقامی این حق را به خود بدهد که در مورد #اعتماد (معتمدین) و اعتقاد و #خَیٍّر بودن مردم و مشارکت در مقابله با بحرانهای جامعه، قضاوت و داوری کند.
و گروهها و باندها و جریان وابسته به اهداف سیاسی خود را هرچند ناتوان و بی تعهد و ناکارآمد باشند.
اما آنها را در جمع و جلسات، #پرتلاش_و_خَیّر به رخ بکشند و در پهنه یک جامعه #بناحق معرفی نمایند، و آنرا همچون چماقی بر سر طرف مقابل (منتقدین) فرود آورند تا آنها را تحقیر و عملکردشان را ناچیز عنوان و نادیده بگیرند. که عین بیعدالتی و حقارت است.
@ای لعنت بر این تبعیض و قساوت و حرص و ولع!!
✍ به هر حال؛ همهٔ شهروندانی که دلسوز این مرزوبوم و مردم اند، و خود و فرزندانشان قصد زندگی کردن در این آب و خاک دارند، باید «سخنها را بشنوند»، و درِ چاره گری را باز بخواهند.
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
@===============
✍ #صیدجعفرحیدریان؛
🌘بار جامعه به حدی سنگین است که جز آنکه همهی دستها به زیر آن زده شود، راهی نیست.
آیا بر وفق کدام شرع و حق و قانون، توجیه پذیر است که در حالی که انبوهی از افراد شایسته و کارآمد در فعالیتها و مشارکت در توسعه جامعه محروم اند و مطرود، و محصور و در به دَرَند؟
آنگاه که «آغوش گرم» جامعه به روی افراد نالایق و سودجو و همسو باز بماند؟ آیا با این روال شوم، نتیجه جز ویرانیِ حتمی، چیزی باقی خواهد ماند؟
✍ جامعه ای که محتاج #احياء همه جانبه است برای آنکه بتواند قد راست کند، باید یک «جَوّ جمعیٍ مساعد» در آن پدید آید.
منظور آن است که پنجرههایش به روی هوای آزاد! باز بماند، و در برابر آن هیچ عاملی که موجب شکوفایی استعدادها، افزایش توانایی و پرورش خصلتهای کارساز مردمش باشد، مانع ایجاد ننماید.
و از سوی برخی از مسئولین مشارکت عمومی و همیاری و همفکری و همدلی مردم به #استهزاء کشیده نشود!
‼️تقسیم افراد در یک جامعه (شهرستان) به #خودی👈 [دسته ها و گروهها و جریانهای سیاسی حامی خود و...] و #بیگانه! دانستن طرف مقابل، #ناموجهترین و ناعادلانه ترین تقسیمی است که بتوان کرد.
✍باید یادآور شد، که این تشخیص را منابع ذیصلاح و مورد اعتماد و مردم جامعه میدهند که نابابها کدامند و باید کنار بروند.
اما شعار و وعده پیشگی خلاف واقع ٍ برخی مدیران با سماجت و شعار پروری این اجازه را نمی دهند...
✍اینکه مقامی این حق را به خود بدهد که در مورد #اعتماد (معتمدین) و اعتقاد و #خَیٍّر بودن مردم و مشارکت در مقابله با بحرانهای جامعه، قضاوت و داوری کند.
و گروهها و باندها و جریان وابسته به اهداف سیاسی خود را هرچند ناتوان و بی تعهد و ناکارآمد باشند.
اما آنها را در جمع و جلسات، #پرتلاش_و_خَیّر به رخ بکشند و در پهنه یک جامعه #بناحق معرفی نمایند، و آنرا همچون چماقی بر سر طرف مقابل (منتقدین) فرود آورند تا آنها را تحقیر و عملکردشان را ناچیز عنوان و نادیده بگیرند. که عین بیعدالتی و حقارت است.
@ای لعنت بر این تبعیض و قساوت و حرص و ولع!!
✍ به هر حال؛ همهٔ شهروندانی که دلسوز این مرزوبوم و مردم اند، و خود و فرزندانشان قصد زندگی کردن در این آب و خاک دارند، باید «سخنها را بشنوند»، و درِ چاره گری را باز بخواهند.
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh