#شعر_ایوان
♦️هر روز با یک شاعر
ای حافظ شیراز، شده مات نگاهت
درگیر غزل گفتنی از چشم سیاهت
چون موج می آیی و دل ازشوق رسیدن
عمری ست که چون صخره نشسته سر راهت
فرقی که ندارد به خدا هر شب وهرروز
روزم همه چون جنگل موهای سیاهت
مانند پرِ کاه، شناور شده ام باز
در جذبه ی نقاشی آن چهره ی ماهت
رویا و بخار و شبح و هاله به هم ریخت
از هُرم نفس های زمستانی آهت
تصویر تو با دلهره و اشک عجین است
تا بوی سفر می رسد از شال و کلاهت
هرگز نرسیدیم به هم ،گرچه موازی
چون پیرهن خط خطی راه به راهت
حیف است که یک لحظه کسی چشم ببندد
بر خنده ی پرشیطنت گاه به گاهت
بگذار در اندوه نبود تو بسوزم
بگذار بگویم که خدا پشت وپناهت
#حمدالله_لطفی
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
♦️هر روز با یک شاعر
ای حافظ شیراز، شده مات نگاهت
درگیر غزل گفتنی از چشم سیاهت
چون موج می آیی و دل ازشوق رسیدن
عمری ست که چون صخره نشسته سر راهت
فرقی که ندارد به خدا هر شب وهرروز
روزم همه چون جنگل موهای سیاهت
مانند پرِ کاه، شناور شده ام باز
در جذبه ی نقاشی آن چهره ی ماهت
رویا و بخار و شبح و هاله به هم ریخت
از هُرم نفس های زمستانی آهت
تصویر تو با دلهره و اشک عجین است
تا بوی سفر می رسد از شال و کلاهت
هرگز نرسیدیم به هم ،گرچه موازی
چون پیرهن خط خطی راه به راهت
حیف است که یک لحظه کسی چشم ببندد
بر خنده ی پرشیطنت گاه به گاهت
بگذار در اندوه نبود تو بسوزم
بگذار بگویم که خدا پشت وپناهت
#حمدالله_لطفی
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh