goo.gl/U6KjfF
نگاهی دیگر به عید_قربان
"بت ها شکستنی بودند و باورها ماندنی.
چه ساده دل بود ابراهیم!"
✅بت بیرونی شکست اما چه تلخ که آدمی همچنان دل مشغول پرستیدن بت های #ذهنی غیر معقول خویش گشت...
ار روزگار قدیم تا جدید، شوربختانه آن بت عمومی که گریبان آدمی را گرفته است، #ظاهر_پرستی اوست. آدمی به جای اینکه غور در هسته و معنای اصیل مناسک و مفاهیم کند، روی پوسته این مفاهیم و مناسک، شناور میگردد که شنای در سطح،بسیار سهل تر از غور در عمق است!
یکی از مصادیق این آفت، همین عید قربان، و قربانی کردن حیوان بی زبان به جای قربانی کردن نفسانیت و اژدرهای درون(نفس و نفسانیت) است!
✅فلسفه قربانی کردن،در کهن روایت دینی ابراهیم و اسماعیل، چیزی جز قربانی کردن "منیت" ابراهیم که مصداقی از "عموم بنی بشر" است،نیست! او آنجا ناگزیر است که در مواجه با "امر _قدسی" تمام دلبستگی های انسانی و جسمانی خویش را که نهایتا اصیل ترین آن عاطفه_پدری است،قربانی کند تا شاید راهی به ساحت روحانیت ربوبی بیابد. -(جالب اینجاست که در این میان، #اسماعیل فرزند،خود غره به قربانی شدن در راه حق است که ابراهیم پدر برگزیده است
✅ابراهیم را به اجابت این خواسته که همان قربانی شدن اوست،تشویق و تحریک مینماید._ در این میان البته قربانی_اصلی خود ابراهیم است: به تعبیر سروش «پدری که تیغ بر گلوی فرزند گذاشته، بی گمان قبل او خود هزار بار مرده است،که کشتن فرزند کشتن چیزی جز کشتن خویشتن نیست.»
✅ این فحوا،ما عموم آدمیان،پوسته این #منسک را از ابراهیم گرفته ایم و عظمت و هسته ی درونی او را وا گذارده ایم! به جای اینکه #نفس_خویش قربانی کنیم، صرفا بطریق قراردادی، #گوسفند بی زبانی را می کشیم و بر جوی خون او،سرود فتح معنا و معنویت سر میدهیم! غافل از آنکه :
نفس خود قربان نما در راه او
نی که خون جاری کنی در آب جو
✅ هزینه این سوفهم مان را حیوانی باید با خون و جان خویشتنش بپردازد! به تعبیر زیبای شاعرانه ای،سهم گوسفند از زندگی، #لذت_کشتار_قصابانه ی ما میشود. چه عید فرخنده ای!
✍د.ن.کاوسی
❌👈 لینک ورود به #سلام_بر_زرنه
🔻⬇️🔻
t.me/salam_bar_zarneh
نگاهی دیگر به عید_قربان
"بت ها شکستنی بودند و باورها ماندنی.
چه ساده دل بود ابراهیم!"
✅بت بیرونی شکست اما چه تلخ که آدمی همچنان دل مشغول پرستیدن بت های #ذهنی غیر معقول خویش گشت...
ار روزگار قدیم تا جدید، شوربختانه آن بت عمومی که گریبان آدمی را گرفته است، #ظاهر_پرستی اوست. آدمی به جای اینکه غور در هسته و معنای اصیل مناسک و مفاهیم کند، روی پوسته این مفاهیم و مناسک، شناور میگردد که شنای در سطح،بسیار سهل تر از غور در عمق است!
یکی از مصادیق این آفت، همین عید قربان، و قربانی کردن حیوان بی زبان به جای قربانی کردن نفسانیت و اژدرهای درون(نفس و نفسانیت) است!
✅فلسفه قربانی کردن،در کهن روایت دینی ابراهیم و اسماعیل، چیزی جز قربانی کردن "منیت" ابراهیم که مصداقی از "عموم بنی بشر" است،نیست! او آنجا ناگزیر است که در مواجه با "امر _قدسی" تمام دلبستگی های انسانی و جسمانی خویش را که نهایتا اصیل ترین آن عاطفه_پدری است،قربانی کند تا شاید راهی به ساحت روحانیت ربوبی بیابد. -(جالب اینجاست که در این میان، #اسماعیل فرزند،خود غره به قربانی شدن در راه حق است که ابراهیم پدر برگزیده است
✅ابراهیم را به اجابت این خواسته که همان قربانی شدن اوست،تشویق و تحریک مینماید._ در این میان البته قربانی_اصلی خود ابراهیم است: به تعبیر سروش «پدری که تیغ بر گلوی فرزند گذاشته، بی گمان قبل او خود هزار بار مرده است،که کشتن فرزند کشتن چیزی جز کشتن خویشتن نیست.»
✅ این فحوا،ما عموم آدمیان،پوسته این #منسک را از ابراهیم گرفته ایم و عظمت و هسته ی درونی او را وا گذارده ایم! به جای اینکه #نفس_خویش قربانی کنیم، صرفا بطریق قراردادی، #گوسفند بی زبانی را می کشیم و بر جوی خون او،سرود فتح معنا و معنویت سر میدهیم! غافل از آنکه :
نفس خود قربان نما در راه او
نی که خون جاری کنی در آب جو
✅ هزینه این سوفهم مان را حیوانی باید با خون و جان خویشتنش بپردازد! به تعبیر زیبای شاعرانه ای،سهم گوسفند از زندگی، #لذت_کشتار_قصابانه ی ما میشود. چه عید فرخنده ای!
✍د.ن.کاوسی
❌👈 لینک ورود به #سلام_بر_زرنه
🔻⬇️🔻
t.me/salam_bar_zarneh