به نام خدا
◾️◾️درسوگ جلیل شهناز"🧩◾️◾️
سرشناس ترین نوازنده ی تار وسه تار
#دستان_جادویی ات، بر سینه ی نت ها میان انگشتانت، #ترانه و #ترنم را به واژه های نوازشگر، طنین لالایی به بادهای ناآرام و بی قرار، به چشم آفتاب سپرده است.
تاصبح فلق، کام تلخ شب زدگی راشیرین کند. از #غزل_اقیانوس چشمان مختص تو، تعبیر در تفسیر غزل ها معنا می شود. تا ناڵەونوای #سەتار و سنتور چون عود بر آتش، زغم جذبه های جدایی دود مجمرست. شب ها در خیال #دلنواز تارهایت، بامداد محشر دلدادگی بر زنده دلان کوی دلبریست.
نسیم نفس روحپرور میان شمع انجمن، به دل دستان تو چراغ منور است. گاهی با #آهنگ #دل_انگیزت، ستاره ای در غم شبانه اش، غروب نهفته در نگاه شبنم را به شب نشینی بادها می سپرد تا بی تو،
آغوش گل سرخ کویر باشد.
درسایه ی تارهایت پژواک دل به #عصرهای انتظار، چایی و غزل زیر سایه ی کوه و کمر آرامش جانان بر هم می زندقاب خیره به دور دست ها،در حال غریبانه ی سال های دور در هر نگاه، درد دلی با تو داشته باشد.سالهاست که آشنا ونا آشنا،چشم منتظر به مولودی دلارای آمدنت را ایستاده به تماشاست. پنجره دل می گشاید.چاووشی ترانه ها در کوچه های قلب پر #تپش، طنین انداز #سنتور تو می شود. روزی آغاز شد که تو آمدی تا دیگر نیازی به طلوع خورشید نباشد.جام خورشید در آینه ی چشمانت پیداست و از سر زلف تارهایت گلخوشه ی دل می بارد.🧩♥️دلباختگی گلشن عاطفه همچون شمیم گل لبخند، گل آذین شور گل افشانی دستان ماهرانه ی توست. غزل عاطفه از جام لبت جاری تشنه ترین غزلخوانی ست. تا احساس آبستن جان و نفس عیسویی به غزل گلوگاه سامان دهد. نای سحر آواز دستان تو را می دمد.تا حنجره ی دلگشایی، عطر گلواژه ها را بر تنگ سینه ها بپراکند.
پریشانی خاطر،دلتنگ #چنگ #عود و سه تار توست .جایی میان دلتنگی ها دلآرامی عطر خیس ترانه را به دل های محزون بتراود.
🍀سیاووشان این اقلیم، انتظار را به چشمان فروهشته ی فرنگیس به روز وداع، تنیده ی ماتمی خزان زده به رخ بهاران گشود. تا آسمان در دست هایت نام غزل بر لب آورد
✍به قلم #شفیعی98/3/27
❌👈 لینک ورود به #سلام_بر_زرنه
🔻⬇️🔻
t.me/salam_bar_zarneh
◾️◾️درسوگ جلیل شهناز"🧩◾️◾️
سرشناس ترین نوازنده ی تار وسه تار
#دستان_جادویی ات، بر سینه ی نت ها میان انگشتانت، #ترانه و #ترنم را به واژه های نوازشگر، طنین لالایی به بادهای ناآرام و بی قرار، به چشم آفتاب سپرده است.
تاصبح فلق، کام تلخ شب زدگی راشیرین کند. از #غزل_اقیانوس چشمان مختص تو، تعبیر در تفسیر غزل ها معنا می شود. تا ناڵەونوای #سەتار و سنتور چون عود بر آتش، زغم جذبه های جدایی دود مجمرست. شب ها در خیال #دلنواز تارهایت، بامداد محشر دلدادگی بر زنده دلان کوی دلبریست.
نسیم نفس روحپرور میان شمع انجمن، به دل دستان تو چراغ منور است. گاهی با #آهنگ #دل_انگیزت، ستاره ای در غم شبانه اش، غروب نهفته در نگاه شبنم را به شب نشینی بادها می سپرد تا بی تو،
آغوش گل سرخ کویر باشد.
درسایه ی تارهایت پژواک دل به #عصرهای انتظار، چایی و غزل زیر سایه ی کوه و کمر آرامش جانان بر هم می زندقاب خیره به دور دست ها،در حال غریبانه ی سال های دور در هر نگاه، درد دلی با تو داشته باشد.سالهاست که آشنا ونا آشنا،چشم منتظر به مولودی دلارای آمدنت را ایستاده به تماشاست. پنجره دل می گشاید.چاووشی ترانه ها در کوچه های قلب پر #تپش، طنین انداز #سنتور تو می شود. روزی آغاز شد که تو آمدی تا دیگر نیازی به طلوع خورشید نباشد.جام خورشید در آینه ی چشمانت پیداست و از سر زلف تارهایت گلخوشه ی دل می بارد.🧩♥️دلباختگی گلشن عاطفه همچون شمیم گل لبخند، گل آذین شور گل افشانی دستان ماهرانه ی توست. غزل عاطفه از جام لبت جاری تشنه ترین غزلخوانی ست. تا احساس آبستن جان و نفس عیسویی به غزل گلوگاه سامان دهد. نای سحر آواز دستان تو را می دمد.تا حنجره ی دلگشایی، عطر گلواژه ها را بر تنگ سینه ها بپراکند.
پریشانی خاطر،دلتنگ #چنگ #عود و سه تار توست .جایی میان دلتنگی ها دلآرامی عطر خیس ترانه را به دل های محزون بتراود.
🍀سیاووشان این اقلیم، انتظار را به چشمان فروهشته ی فرنگیس به روز وداع، تنیده ی ماتمی خزان زده به رخ بهاران گشود. تا آسمان در دست هایت نام غزل بر لب آورد
✍به قلم #شفیعی98/3/27
❌👈 لینک ورود به #سلام_بر_زرنه
🔻⬇️🔻
t.me/salam_bar_zarneh
Telegram
attach 📎