طرح درس برهان صدیقین .pdf
2.9 MB
🔸طرح درس برهان صدیقین
#PDF
🔻جزوهی مربوط به ۶ جلسه حضوری تدریس #استاد_صالحی از دوره برهان صدیقین، شرح بخش اول کتاب از برهان تا عرفان #استاد_طاهرزاده.
(که طی دو روز ۶ و ۱۳ اسفند ۹۴ در تهران برگزار شد)
⚠️جزوه را پرینت بگیرید و همزمان با شنیدن صوت جلسات دنبال نمایید
🔸
@salehi786
🔻جزوهی مربوط به ۶ جلسه حضوری تدریس #استاد_صالحی از دوره برهان صدیقین، شرح بخش اول کتاب از برهان تا عرفان #استاد_طاهرزاده.
(که طی دو روز ۶ و ۱۳ اسفند ۹۴ در تهران برگزار شد)
⚠️جزوه را پرینت بگیرید و همزمان با شنیدن صوت جلسات دنبال نمایید
🔸
@salehi786
🔶دوره محفل انس #معرفت_نفس (شرح کتاب «ده نکته ازمعرفت نفس»، اثر #استادطاهرزاده )
✨که در تهران در تاریخ ۲۱ و۲۲ مرداد۹۵ برگزار شد
💐صوت و جزوه ی دوره، به ترتیب در ۷جلسه، تقدیم شما میشود
@salehi786 ⬇️
✨که در تهران در تاریخ ۲۱ و۲۲ مرداد۹۵ برگزار شد
💐صوت و جزوه ی دوره، به ترتیب در ۷جلسه، تقدیم شما میشود
@salehi786 ⬇️
محفل اُنسِ معرفت نفس.pdf
2.8 MB
👆طرح درس معرفت نفس✨
🔶جزوه ی مربوط به ۷ جلسه (کلاس حضوری) از دوره معرفت نفس(که در دو روز ۲۱و۲۲ مرداد۹۵ برگزارشد)
⚠️جزوه را پرینت بگیرید و همزمان با شنیدن صوت جلسات دنبال نمایید
🔶
@salehi786
🔶جزوه ی مربوط به ۷ جلسه (کلاس حضوری) از دوره معرفت نفس(که در دو روز ۲۱و۲۲ مرداد۹۵ برگزارشد)
⚠️جزوه را پرینت بگیرید و همزمان با شنیدن صوت جلسات دنبال نمایید
🔶
@salehi786
💐بسم الله الرحمن الرحیم
💠روایتی بسیار زیبا از امام صادق (علیه السلام)
🔶 از کتاب شریف «تحف العقول»، ص: 325 الی 329
(كلامه ع في وصف المحبة لأهل البيت و التوحيد و الإيمان و الإسلام و الكفر و الفسق)
⚠️ {با استفاده از ترجمه ی جناب آقای صادق حسن زاده}
🔶🔶🔶
🔻دخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ (علیه السلام) لَهُ : مِمَّنِ الرَّجُلُ؟
مردى خدمت امام صادق (عليه السّلام) رسيد. امام پرسيد: اين مرد از چه كسانى است؟
🔻فقَالَ : مِنْ مُحِبِّيكُمْ وَ مَوَالِيكُمْ
آن مرد خود آماده پاسخ گشت و عرض كرد: از دلباختگان و دوستداران شما.
🔻 فقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ (علیه السلام) :
لَا يُحِبُّ اللَّهَ عَبْدٌ حَتَّى يَتَوَلَّاهُ وَ لَا يَتَوَلَّاهُ حَتَّى يُوجِبَ لَهُ الْجَنَّةَ
پس امام صادق عليه السّلام به او فرمود: خداوند بندهاى را دوست ندارد تا آنکه او را به خود راه دهد ، و او را به خود راه ندهد تا اينكه بهشت را بر او واجب نمايد.
🔻ثمَّ قَالَ لَهُ :
مِنْ أَيِّ مُحِبِّينَا أَنْتَ ؟
سپس به او فرمود: تو از كدام دوستان مايى؟
🔻فسَكَتَ الرَّجُلُ
آن مرد سكوت نمود
🔻فقَالَ لَهُ سَدِيرٌ : وَ كَمْ مُحِبُّوكُمْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ؟
مردى به نام سدير عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه! مگر دوستان شما چند گونهاند؟
🔻فقَالَ عَلَى ثَلَاثِ طَبَقَاتٍ :
فرمود: سه گروهند:
گروه A (در ظاهر دوست و در باطن دشمن)🔸طبَقَةٌ أَحَبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ گروهى كه ما را در ظاهر دوست دارند ولى در باطن دوستمان ندارند
گروه B (در باطن دوست، بدون اظهارش در ظاهر)🔸و طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ
و گروهى كه ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمىكنند
گروه C (دوست هم در ظاهر و هم در باطن)🔸و طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ
و گروهى كه هم در ظاهر دوست دارند و هم در باطن.
⚠️از اینجا به بعد حضرت بترتیب:
اول بهترین گروه (C)
بعد بدترین گروه (A)
و در آخر گروه متوسط (B) را معرفی مینمایند:
گروه C🔸همُ النَّمَطُ الْأَعْلَى شَرِبُوا مِنَ الْعَذْبِ الْفُرَاتِ وَ عَلِمُوا تَأْوِيلَ الْكِتَابِ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ سَبَبَ الْأَسْبَابِ فَهُمُ النَّمَطُ الْأَعْلَى
الْفَقْرُ وَ الْفَاقَةُ وَ أَنْوَاعُ الْبَلَاءِ أَسْرَعُ إِلَيْهِمْ مِنْ رَكْضِ الْخَيْلِ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا وَ فُتِنُوا فَمِنْ بَيْنِ مَجْرُوحٍ وَ مَذْبُوحٍ مُتَفَرِّقِينَ فِي كُلِّ بِلَادٍ قَاصِيَةٍ بِهِمْ يَشْفِي اللَّهُ السَّقِيمَ وَ يُغْنِي الْعَدِيمَ
وَ بِهِمْ تُنْصَرُونَ وَ بِهِمْ تُمْطَرُونَ وَ بِهِمْ تُرْزَقُونَ
وَ هُمُ الْأَقَلُّونَ عَدَداً الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً وَ خَطَراً
🔺 و اينها (گروه اخیر C) دوستان درجه يك ما هستند، اينان آب زلال و گوارا نوشيدند و به تأويل قرآن پى بردند و از فصل خطاب و سبب اسباب اطلاع حاصل كردند. و اينان گروه طراز اول هستند، فقر و نيازمندى و بلاهاى گوناگون سريعتر از تاختن اسب بر سر ايشان بتازد، سختى و تنگدستى آنان را فراگيرد و لرزان شوند و دچار فتنه گردند و زخمى و به خون خود غلطان در هر سرزمين دورى پراكنده شوند. به بركت وجود آنان خداوند بيمار را شفا دهد و فقير را توانگر كند و به بركت آنان شما يارى شويد و باران بر شما ببارد و روزى نصيبتان گردد، آنان از نظر تعداد كم هستند ولى به منزلت و اهميّت نزد خدا، بزرگ باشند.
گروه A (در باطن دشمن)🔸و الطَّبَقَةُ الثَّانِيَةُ النَّمَطُ الْأَسْفَلُ أَحَبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ سَارُوا بِسِيرَةِ الْمُلُوكِ فَأَلْسِنَتُهُمْ مَعَنَا وَ سُيُوفُهُمْ عَلَيْنَا
🔺 گروه دوم كه مرتبه پاييناند، ما را در عيان دوست دارند و شيوه پادشاهان را در پيش گرفتهاند. زبانشان با ماست و شمشيرشان بر عليه ماست.
گروه B (فقط در باطن دوست، بدون ظاهر)🔸 و الطَّبَقَةُ الثَّالِثَةُ النَّمَطُ الْأَوْسَطُ أَحَبُّونَا فِي السِّرِّ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ لَعَمْرِي لَئِنْ كَانُوا أَحَبُّونَا فِي السِّرِّ دُونَ الْعَلَانِيَةِ فَهُمُ الصَّوَّامُونَ بِالنَّهَارِ الْقَوَّامُونَ بِاللَّيْلِ تَرَى أَثَرَ الرَّهْبَانِيَّةِ فِي وُجُوهِهِمْ أَهْلُ سِلْمٍ وَ انْقِيَاد
🔺 گروه سوم كه مرتبه متوسط به شمار مىآيند، ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمىنمايند. به جان خودم سوگند! اگر ما را [صادقانه] در باطن دوست مىداشتند بدون اينكه آن را آشكار اظهار نمايند، در شمار روزه داران روز و نمازگزاران شب بودند و اثر عبادت را در رخسارشان مىديدى و آنان اهل مسالمت و فرمانبردارىاند.
( ادامه ⬇️ )
@salehi786
💠روایتی بسیار زیبا از امام صادق (علیه السلام)
🔶 از کتاب شریف «تحف العقول»، ص: 325 الی 329
(كلامه ع في وصف المحبة لأهل البيت و التوحيد و الإيمان و الإسلام و الكفر و الفسق)
⚠️ {با استفاده از ترجمه ی جناب آقای صادق حسن زاده}
🔶🔶🔶
🔻دخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ (علیه السلام) لَهُ : مِمَّنِ الرَّجُلُ؟
مردى خدمت امام صادق (عليه السّلام) رسيد. امام پرسيد: اين مرد از چه كسانى است؟
🔻فقَالَ : مِنْ مُحِبِّيكُمْ وَ مَوَالِيكُمْ
آن مرد خود آماده پاسخ گشت و عرض كرد: از دلباختگان و دوستداران شما.
🔻 فقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ (علیه السلام) :
لَا يُحِبُّ اللَّهَ عَبْدٌ حَتَّى يَتَوَلَّاهُ وَ لَا يَتَوَلَّاهُ حَتَّى يُوجِبَ لَهُ الْجَنَّةَ
پس امام صادق عليه السّلام به او فرمود: خداوند بندهاى را دوست ندارد تا آنکه او را به خود راه دهد ، و او را به خود راه ندهد تا اينكه بهشت را بر او واجب نمايد.
🔻ثمَّ قَالَ لَهُ :
مِنْ أَيِّ مُحِبِّينَا أَنْتَ ؟
سپس به او فرمود: تو از كدام دوستان مايى؟
🔻فسَكَتَ الرَّجُلُ
آن مرد سكوت نمود
🔻فقَالَ لَهُ سَدِيرٌ : وَ كَمْ مُحِبُّوكُمْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ؟
مردى به نام سدير عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه! مگر دوستان شما چند گونهاند؟
🔻فقَالَ عَلَى ثَلَاثِ طَبَقَاتٍ :
فرمود: سه گروهند:
گروه A (در ظاهر دوست و در باطن دشمن)🔸طبَقَةٌ أَحَبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ گروهى كه ما را در ظاهر دوست دارند ولى در باطن دوستمان ندارند
گروه B (در باطن دوست، بدون اظهارش در ظاهر)🔸و طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ
و گروهى كه ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمىكنند
گروه C (دوست هم در ظاهر و هم در باطن)🔸و طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ
و گروهى كه هم در ظاهر دوست دارند و هم در باطن.
⚠️از اینجا به بعد حضرت بترتیب:
اول بهترین گروه (C)
بعد بدترین گروه (A)
و در آخر گروه متوسط (B) را معرفی مینمایند:
گروه C🔸همُ النَّمَطُ الْأَعْلَى شَرِبُوا مِنَ الْعَذْبِ الْفُرَاتِ وَ عَلِمُوا تَأْوِيلَ الْكِتَابِ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ سَبَبَ الْأَسْبَابِ فَهُمُ النَّمَطُ الْأَعْلَى
الْفَقْرُ وَ الْفَاقَةُ وَ أَنْوَاعُ الْبَلَاءِ أَسْرَعُ إِلَيْهِمْ مِنْ رَكْضِ الْخَيْلِ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا وَ فُتِنُوا فَمِنْ بَيْنِ مَجْرُوحٍ وَ مَذْبُوحٍ مُتَفَرِّقِينَ فِي كُلِّ بِلَادٍ قَاصِيَةٍ بِهِمْ يَشْفِي اللَّهُ السَّقِيمَ وَ يُغْنِي الْعَدِيمَ
وَ بِهِمْ تُنْصَرُونَ وَ بِهِمْ تُمْطَرُونَ وَ بِهِمْ تُرْزَقُونَ
وَ هُمُ الْأَقَلُّونَ عَدَداً الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً وَ خَطَراً
🔺 و اينها (گروه اخیر C) دوستان درجه يك ما هستند، اينان آب زلال و گوارا نوشيدند و به تأويل قرآن پى بردند و از فصل خطاب و سبب اسباب اطلاع حاصل كردند. و اينان گروه طراز اول هستند، فقر و نيازمندى و بلاهاى گوناگون سريعتر از تاختن اسب بر سر ايشان بتازد، سختى و تنگدستى آنان را فراگيرد و لرزان شوند و دچار فتنه گردند و زخمى و به خون خود غلطان در هر سرزمين دورى پراكنده شوند. به بركت وجود آنان خداوند بيمار را شفا دهد و فقير را توانگر كند و به بركت آنان شما يارى شويد و باران بر شما ببارد و روزى نصيبتان گردد، آنان از نظر تعداد كم هستند ولى به منزلت و اهميّت نزد خدا، بزرگ باشند.
گروه A (در باطن دشمن)🔸و الطَّبَقَةُ الثَّانِيَةُ النَّمَطُ الْأَسْفَلُ أَحَبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ سَارُوا بِسِيرَةِ الْمُلُوكِ فَأَلْسِنَتُهُمْ مَعَنَا وَ سُيُوفُهُمْ عَلَيْنَا
🔺 گروه دوم كه مرتبه پاييناند، ما را در عيان دوست دارند و شيوه پادشاهان را در پيش گرفتهاند. زبانشان با ماست و شمشيرشان بر عليه ماست.
گروه B (فقط در باطن دوست، بدون ظاهر)🔸 و الطَّبَقَةُ الثَّالِثَةُ النَّمَطُ الْأَوْسَطُ أَحَبُّونَا فِي السِّرِّ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ لَعَمْرِي لَئِنْ كَانُوا أَحَبُّونَا فِي السِّرِّ دُونَ الْعَلَانِيَةِ فَهُمُ الصَّوَّامُونَ بِالنَّهَارِ الْقَوَّامُونَ بِاللَّيْلِ تَرَى أَثَرَ الرَّهْبَانِيَّةِ فِي وُجُوهِهِمْ أَهْلُ سِلْمٍ وَ انْقِيَاد
🔺 گروه سوم كه مرتبه متوسط به شمار مىآيند، ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمىنمايند. به جان خودم سوگند! اگر ما را [صادقانه] در باطن دوست مىداشتند بدون اينكه آن را آشكار اظهار نمايند، در شمار روزه داران روز و نمازگزاران شب بودند و اثر عبادت را در رخسارشان مىديدى و آنان اهل مسالمت و فرمانبردارىاند.
( ادامه ⬇️ )
@salehi786
🔻قَالَ الرَّجُلُ فَأَنَا مِنْ مُحِبِّيكُمْ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ
آن مرد عرض كرد: [با اين توضيحات] من در شمار دوستداران شما در عيان و نهان هستم.
🔻 قَالَ جَعْفَرٌ (علیه السلام) :
إِنَّ لِمُحِبِّينَا فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ علَامَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا .
امام صادق (عليه السّلام) فرمود:
دوستداران ما كه هم در نهان ما را دوست دارند و هم در عيان ويژگيهايى دارند كه به وسيله آنها شناسايى مىشوند.
🔻قَالَ الرَّجُلُ وَ مَا تِلْكَ الْعَلَامَاتُ ؟
آن مرد عرض كرد: آن نشانهها چيست؟
🔻قَالَ (علیه السلام) :
تِلْكَ خِلَالٌ أَوَّلُهَا أَنَّهُمْ عَرَفُوا التَّوْحِيدَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَ أَحْكَمُوا عِلْمَ تَوْحِيدِهِ وَ الْإِيمَانُ بَعْدَ ذَلِكَ بِمَا هُوَ وَ مَا صِفَتُهُ ثُمَّ عَلِمُوا حُدُودَ الْإِيمَانِ وَ حَقَائِقَهُ وَ شُرُوطَهُ وَ تَأْوِيلَهُ
امام عليه السّلام فرمود: چند نشانه است:
نخست آن كه يكتاپرستى را به خوبى فهميدهاند و به دانش يكتاپرستى به طور كامل دست يافتهاند
و پس از آن به ذات و صفات او ايمان دارند،
سپس حدود ايمان و حقايق و شروط و تأويل آن را به دست آوردهاند.
🔻 قَالَ سَدِيرٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا سَمِعْتُكَ تَصِفُ الْإِيمَانَ بِهَذِهِ الصِّفَةِ !؟
سدير عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه! پيش از اين من چنين توصيفى در باره ايمان از شما نشنيده بودم!؟
🔻قَالَ (علیه السلام) : نَعَمْ يَا سَدِيرُ ، لَيْسَ لِلسَّائِلِ أَنْ يَسْأَلَ عَنِ الْإِيمَانِ مَا هُوَ حَتَّى يَعْلَمَ الْإِيمَانَ بِمَنْ ؟
امام صادق عليه السّلام فرمود:
آرى، اى سدير! پرسشگر را نرسد كه بپرسد [حقيقت] ايمان چيست، تا نداند ايمان به كيست؟
🔻قَالَ سَدِيرٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُفَسِّرَ مَا قُلْت؟
سدير عرض كرد: يا بن رسول اللَّه! اگر امكان دارد در اين خصوص توضيحى بفرماييد.
🔻قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) :
مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُ اللَّهَ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوبِ فَهُوَ مُشْرِكٌ
امام صادق (عليه السّلام ) فرمود:
هر كه پندارد خدا را با وهم و خيال دلها مىشناسد، مشرك است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُ اللَّهَ بِالاسْمِ دُونَ الْمَعْنَى فَقَدْ أَقَرَّ بِالطَّعْنِ لِأَنَّ الِاسْمَ مُحْدَثٌ
و هر كه پندارد خدا را به نام بدون معنى پرستش مىنمايد به بىاساس بودن سخن خود اعتراف كرده است؛ زيرا صرف نام، حادث است
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الِاسْمَ وَ الْمَعْنَى فَقَدْ جَعَلَ مَعَ اللَّهِ شَرِيكاً
و هر كه پندارد نام و معنى را با هم مىپرستد، همانا براى خدا شريكى قرار داده است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الْمَعْنَى بِالصِّفَةِ لَا بِالْإِدْرَاكِ فَقَدْ أَحَالَ عَلَى غَائِبٍ
و هر كه پندارد [معنى را] به صفت مىپرستد نه به ادراك، به طور قطع حواله بر ناديده كرده است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الصِّفَةَ وَ الْمَوْصُوفَ فَقَدْ أَبْطَلَ التَّوْحِيدَ لِأَنَّ الصِّفَةَ غَيْرُ الْمَوْصُوفِ
و هر كه پندارد صفت و موصوف را با هم مىپرستد، يكتاپرستى را ابطال نموده است؛ زيرا صفت غير از موصوف است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُضِيفُ الْمَوْصُوفَ إِلَى الصِّفَةِ فَقَدْ صَغَّرَ بِالْكَبِيرِ
و هر كه پندارد موصوف را به صفت اضافه مىكند، همانا بزرگ را كوچك نموده است
🔻«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» (انعام91)
و هيچ يك از اينها نتوانستهاند آن طور كه در خور است خدا را شناسايى نمايند.
🔻قِيلَ لَهُ فَكَيْفَ سَبِيلُ التَّوْحِيدِ ؟
به امام عرض شد: پس راه يكتاپرستى چگونه است؟
( ادامه ⬇️ )
@salehi786
آن مرد عرض كرد: [با اين توضيحات] من در شمار دوستداران شما در عيان و نهان هستم.
🔻 قَالَ جَعْفَرٌ (علیه السلام) :
إِنَّ لِمُحِبِّينَا فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ علَامَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا .
امام صادق (عليه السّلام) فرمود:
دوستداران ما كه هم در نهان ما را دوست دارند و هم در عيان ويژگيهايى دارند كه به وسيله آنها شناسايى مىشوند.
🔻قَالَ الرَّجُلُ وَ مَا تِلْكَ الْعَلَامَاتُ ؟
آن مرد عرض كرد: آن نشانهها چيست؟
🔻قَالَ (علیه السلام) :
تِلْكَ خِلَالٌ أَوَّلُهَا أَنَّهُمْ عَرَفُوا التَّوْحِيدَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَ أَحْكَمُوا عِلْمَ تَوْحِيدِهِ وَ الْإِيمَانُ بَعْدَ ذَلِكَ بِمَا هُوَ وَ مَا صِفَتُهُ ثُمَّ عَلِمُوا حُدُودَ الْإِيمَانِ وَ حَقَائِقَهُ وَ شُرُوطَهُ وَ تَأْوِيلَهُ
امام عليه السّلام فرمود: چند نشانه است:
نخست آن كه يكتاپرستى را به خوبى فهميدهاند و به دانش يكتاپرستى به طور كامل دست يافتهاند
و پس از آن به ذات و صفات او ايمان دارند،
سپس حدود ايمان و حقايق و شروط و تأويل آن را به دست آوردهاند.
🔻 قَالَ سَدِيرٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا سَمِعْتُكَ تَصِفُ الْإِيمَانَ بِهَذِهِ الصِّفَةِ !؟
سدير عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه! پيش از اين من چنين توصيفى در باره ايمان از شما نشنيده بودم!؟
🔻قَالَ (علیه السلام) : نَعَمْ يَا سَدِيرُ ، لَيْسَ لِلسَّائِلِ أَنْ يَسْأَلَ عَنِ الْإِيمَانِ مَا هُوَ حَتَّى يَعْلَمَ الْإِيمَانَ بِمَنْ ؟
امام صادق عليه السّلام فرمود:
آرى، اى سدير! پرسشگر را نرسد كه بپرسد [حقيقت] ايمان چيست، تا نداند ايمان به كيست؟
🔻قَالَ سَدِيرٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُفَسِّرَ مَا قُلْت؟
سدير عرض كرد: يا بن رسول اللَّه! اگر امكان دارد در اين خصوص توضيحى بفرماييد.
🔻قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) :
مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُ اللَّهَ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوبِ فَهُوَ مُشْرِكٌ
امام صادق (عليه السّلام ) فرمود:
هر كه پندارد خدا را با وهم و خيال دلها مىشناسد، مشرك است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُ اللَّهَ بِالاسْمِ دُونَ الْمَعْنَى فَقَدْ أَقَرَّ بِالطَّعْنِ لِأَنَّ الِاسْمَ مُحْدَثٌ
و هر كه پندارد خدا را به نام بدون معنى پرستش مىنمايد به بىاساس بودن سخن خود اعتراف كرده است؛ زيرا صرف نام، حادث است
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الِاسْمَ وَ الْمَعْنَى فَقَدْ جَعَلَ مَعَ اللَّهِ شَرِيكاً
و هر كه پندارد نام و معنى را با هم مىپرستد، همانا براى خدا شريكى قرار داده است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الْمَعْنَى بِالصِّفَةِ لَا بِالْإِدْرَاكِ فَقَدْ أَحَالَ عَلَى غَائِبٍ
و هر كه پندارد [معنى را] به صفت مىپرستد نه به ادراك، به طور قطع حواله بر ناديده كرده است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الصِّفَةَ وَ الْمَوْصُوفَ فَقَدْ أَبْطَلَ التَّوْحِيدَ لِأَنَّ الصِّفَةَ غَيْرُ الْمَوْصُوفِ
و هر كه پندارد صفت و موصوف را با هم مىپرستد، يكتاپرستى را ابطال نموده است؛ زيرا صفت غير از موصوف است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُضِيفُ الْمَوْصُوفَ إِلَى الصِّفَةِ فَقَدْ صَغَّرَ بِالْكَبِيرِ
و هر كه پندارد موصوف را به صفت اضافه مىكند، همانا بزرگ را كوچك نموده است
🔻«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» (انعام91)
و هيچ يك از اينها نتوانستهاند آن طور كه در خور است خدا را شناسايى نمايند.
🔻قِيلَ لَهُ فَكَيْفَ سَبِيلُ التَّوْحِيدِ ؟
به امام عرض شد: پس راه يكتاپرستى چگونه است؟
( ادامه ⬇️ )
@salehi786
🔻قَالَ (علیه السلام) :
بَابُ الْبَحْثِ مُمْكِنٌ وَ طَلَبُ الْمَخْرَجِ مَوْجُودٌ
امام صادق (عليه السّلام) فرمود:
در اين خصوص بحث امكان پذير است و زمينه رهجويى فراهم است؛
⚠️اینجا حضرت القای یک قاعده ی عظیم توحیدی میفرمایند:
🔻🔻🔻إِنَّ مَعْرِفَةَ عَيْنِ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ ، وَ مَعْرِفَةَ صِفَةِ الْغَائِبِ قَبْلَ عَيْنِهِ .
به راستى، حقیقتی كه حاضر است نخست خودش را شناسند و سپس صفاتش را ، ولى آن کسی که غائب است نخست صفاتش را شناسند و سپس خود او را.
⚠️آن جایی که عین و خودشئ شاهد و «حاضر» است «خودش» قبل از «صفتش» شناخته میشود (یعنی موجودی که نزد تو حاضر است نخست خودش را مییابی و میشناسی و سپس اوصافش را)، و امّا صفتِ «شئِ غائب» پیش از خودش شناخته میشود (یعنی موجودی که نزد تو حاضر نیست، نخست باید صفاتش را بشنوی و بشناسی و سپس او را بیابی، و با تطبیق کردنِ آن صفاتِ غیابی بر او، خود و عینِ آن شئ را بشناسی.
🔻قِيلَ وَ كَيْفَ نَعْرِف عَيْنَ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ ؟
عرض شد: چگونه خود حقیقتِ حاضر را پيش از صفاتش بشناسيم؟ (خود خدای حاضر را قبل از صفاتش بشناسیم؟)
🔻قَالَ (علیه السلام) :
«تَعْرِفُهُ وَ تَعْلَمُ عَلَمَهُ وَ تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِهِ، وَ لَاتَعْرِفُ نَفْسَكَ بِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسِكَ، وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِيهِ لَهُ وَ بِهِ،كَمَا قَالُوا لِيُوسُفَ:«إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ؟!» قالَ:«أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي»(یوسف90)، فَعَرَفُوهُ بِهِ وَ لَمْ يَعْرِفُوهُ بِغَيْرِهِ وَ لَا أَثْبَتُوهُ مِنْ أَنْفُسِهِمْ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوب»
⚠️این بخش اساس پاسخ حضرت است که ترجمه اش را بر اساس دقّت علامه طباطبایی به اعراب و ترجمه اش بیان میکنیم (لذا ترجمه جناب صادق حسن زاده در این بند استفاده نشده)
⬇️
🔺امام (علیه السلام) فرمود:
پس تو اوّل «خود او» را مىشناسى سپس علائم و اوصافش را به او میشناسی، و تو [حتی] نفس و ذاتِ خودت را هم به او مىشناسى، نه به غير او؛
و تو از پيش خود و بواسطهی خود، خودت را نمىشناسى (بلکه خودت را هم با خدا میشناسی)، و در نتیجه خواهی دانست که آنچه كه در نفسِ تو هست همه براى اوست، همگی برای همان شاهدِحاضر است و جملگی قائم به اوست،
همچنانكه برادرانِ یوسف هنگامی که با او روبرو شدند، [نخست خودِ او را مشاهده کردند و سپس فهمیدند که او همان برادرشان یوسف است]، لذا رو به «يوسفِ صدّیق(علیه السلام)» کرده و گفتند:
«إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ؟!»
آیا «تو» همان «یوسف» هستی؟! («تو» را بر «یوسف» مقدّم کردند، یعنی از خودِ او در «أنتَ» به اسمِ او در «یوسف» پیبردند، نه آنکه اول اسم و صفاتش را شناخته باشند و سپس بر خود او تطبیق بدهند)،
و حضرت یوسف(علیه السلام) هم پاسخ داد:
«أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي»
« من يوسفم، و اين برادر من است».
پس برادرانِ یوسف، او را با خودِ او شناختند، نه آنکه او را با غير او شناخته باشند، و نيز از پيش خود و با گمان و پندار و مفاهیم و توهّم قلبى (علم حصولی) نيز او را شناسايى نكردند.
⚠️از اینجا به بعد مجددا ترجمه جناب صادق حسن زاده است:
🔻ِ أَ مَا تَرَى اللَّهَ يَقُولُ «ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها» (النمل60) ،
يَقُولُ لَيْسَ لَكُمْ أَنْ تَنْصِبُوا إِمَاماً مِنْ قِبَلِ أَنْفُسِكُمْ تُسَمُّونَهُ مُحِقّاً بِهَوَى أَنْفُسِكُمْ وَ إِرَادَتِكُمْ
آيا سخن خداوند را ملاحظه نكردهاى كه مىفرمايد: «شما را نرسد كه درخت آن را برويانيد». [سوره نمل آيه 60]
مىفرمايد: شما حقّ نداريد از پيش خود امامى [انتخاب و] نصب نماييد و او را به هواى نفس و خواست خود بر حقّ بخوانيد.
🔻ثُمَّ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) :
ثَلَاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ :
آنگاه امام صادق عليه السّلام در ادامه فرمود:
سه كساند كه در قيامت خدا با آنها سخن نگويد و به آنان نگاهى نياندازد و از پليدى پاكشان نسازد و براى آنان عذابى است دردناك.
1⃣ مَنْ أَنْبَتَ شَجَرَةً لَمْ يُنْبِتْهُ اللَّهُ يَعْنِي مَنْ نَصَبَ إِمَاماً لَمْ يَنْصِبْهُ اللَّهُ
هر كه درختى را بروياند كه خداوند آن را نرويانده، يعنى امامى را انتخاب نمايند كه خدا وى را انتخاب و نصب ننموده است
2⃣ أَوْ جَحَدَ مَنْ نَصَبَهُ اللَّهُ
يا امامى را كه خدا انتخاب و نصب كرده است انكار نمايد
3⃣ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِهَذَيْنِ سَهْماً فِي الْإِسْلَامِ
و كسى كه گمان كند كه اين دو كس را در اسلام سهمى است،
🔻 وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ «وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَة»(قصص۶۹)
درحالى كه خدا فرموده است:«و پروردگار تو هر چه بخواهد مىآفريند و برمىگزيند و آنان اختيارى ندارند». [قصص۶۹].
🔶
تحف العقول،ص۳۲۵_۳۲۹
🔶
@salehi786
بَابُ الْبَحْثِ مُمْكِنٌ وَ طَلَبُ الْمَخْرَجِ مَوْجُودٌ
امام صادق (عليه السّلام) فرمود:
در اين خصوص بحث امكان پذير است و زمينه رهجويى فراهم است؛
⚠️اینجا حضرت القای یک قاعده ی عظیم توحیدی میفرمایند:
🔻🔻🔻إِنَّ مَعْرِفَةَ عَيْنِ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ ، وَ مَعْرِفَةَ صِفَةِ الْغَائِبِ قَبْلَ عَيْنِهِ .
به راستى، حقیقتی كه حاضر است نخست خودش را شناسند و سپس صفاتش را ، ولى آن کسی که غائب است نخست صفاتش را شناسند و سپس خود او را.
⚠️آن جایی که عین و خودشئ شاهد و «حاضر» است «خودش» قبل از «صفتش» شناخته میشود (یعنی موجودی که نزد تو حاضر است نخست خودش را مییابی و میشناسی و سپس اوصافش را)، و امّا صفتِ «شئِ غائب» پیش از خودش شناخته میشود (یعنی موجودی که نزد تو حاضر نیست، نخست باید صفاتش را بشنوی و بشناسی و سپس او را بیابی، و با تطبیق کردنِ آن صفاتِ غیابی بر او، خود و عینِ آن شئ را بشناسی.
🔻قِيلَ وَ كَيْفَ نَعْرِف عَيْنَ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ ؟
عرض شد: چگونه خود حقیقتِ حاضر را پيش از صفاتش بشناسيم؟ (خود خدای حاضر را قبل از صفاتش بشناسیم؟)
🔻قَالَ (علیه السلام) :
«تَعْرِفُهُ وَ تَعْلَمُ عَلَمَهُ وَ تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِهِ، وَ لَاتَعْرِفُ نَفْسَكَ بِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسِكَ، وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِيهِ لَهُ وَ بِهِ،كَمَا قَالُوا لِيُوسُفَ:«إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ؟!» قالَ:«أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي»(یوسف90)، فَعَرَفُوهُ بِهِ وَ لَمْ يَعْرِفُوهُ بِغَيْرِهِ وَ لَا أَثْبَتُوهُ مِنْ أَنْفُسِهِمْ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوب»
⚠️این بخش اساس پاسخ حضرت است که ترجمه اش را بر اساس دقّت علامه طباطبایی به اعراب و ترجمه اش بیان میکنیم (لذا ترجمه جناب صادق حسن زاده در این بند استفاده نشده)
⬇️
🔺امام (علیه السلام) فرمود:
پس تو اوّل «خود او» را مىشناسى سپس علائم و اوصافش را به او میشناسی، و تو [حتی] نفس و ذاتِ خودت را هم به او مىشناسى، نه به غير او؛
و تو از پيش خود و بواسطهی خود، خودت را نمىشناسى (بلکه خودت را هم با خدا میشناسی)، و در نتیجه خواهی دانست که آنچه كه در نفسِ تو هست همه براى اوست، همگی برای همان شاهدِحاضر است و جملگی قائم به اوست،
همچنانكه برادرانِ یوسف هنگامی که با او روبرو شدند، [نخست خودِ او را مشاهده کردند و سپس فهمیدند که او همان برادرشان یوسف است]، لذا رو به «يوسفِ صدّیق(علیه السلام)» کرده و گفتند:
«إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ؟!»
آیا «تو» همان «یوسف» هستی؟! («تو» را بر «یوسف» مقدّم کردند، یعنی از خودِ او در «أنتَ» به اسمِ او در «یوسف» پیبردند، نه آنکه اول اسم و صفاتش را شناخته باشند و سپس بر خود او تطبیق بدهند)،
و حضرت یوسف(علیه السلام) هم پاسخ داد:
«أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي»
« من يوسفم، و اين برادر من است».
پس برادرانِ یوسف، او را با خودِ او شناختند، نه آنکه او را با غير او شناخته باشند، و نيز از پيش خود و با گمان و پندار و مفاهیم و توهّم قلبى (علم حصولی) نيز او را شناسايى نكردند.
⚠️از اینجا به بعد مجددا ترجمه جناب صادق حسن زاده است:
🔻ِ أَ مَا تَرَى اللَّهَ يَقُولُ «ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها» (النمل60) ،
يَقُولُ لَيْسَ لَكُمْ أَنْ تَنْصِبُوا إِمَاماً مِنْ قِبَلِ أَنْفُسِكُمْ تُسَمُّونَهُ مُحِقّاً بِهَوَى أَنْفُسِكُمْ وَ إِرَادَتِكُمْ
آيا سخن خداوند را ملاحظه نكردهاى كه مىفرمايد: «شما را نرسد كه درخت آن را برويانيد». [سوره نمل آيه 60]
مىفرمايد: شما حقّ نداريد از پيش خود امامى [انتخاب و] نصب نماييد و او را به هواى نفس و خواست خود بر حقّ بخوانيد.
🔻ثُمَّ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) :
ثَلَاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ :
آنگاه امام صادق عليه السّلام در ادامه فرمود:
سه كساند كه در قيامت خدا با آنها سخن نگويد و به آنان نگاهى نياندازد و از پليدى پاكشان نسازد و براى آنان عذابى است دردناك.
1⃣ مَنْ أَنْبَتَ شَجَرَةً لَمْ يُنْبِتْهُ اللَّهُ يَعْنِي مَنْ نَصَبَ إِمَاماً لَمْ يَنْصِبْهُ اللَّهُ
هر كه درختى را بروياند كه خداوند آن را نرويانده، يعنى امامى را انتخاب نمايند كه خدا وى را انتخاب و نصب ننموده است
2⃣ أَوْ جَحَدَ مَنْ نَصَبَهُ اللَّهُ
يا امامى را كه خدا انتخاب و نصب كرده است انكار نمايد
3⃣ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِهَذَيْنِ سَهْماً فِي الْإِسْلَامِ
و كسى كه گمان كند كه اين دو كس را در اسلام سهمى است،
🔻 وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ «وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَة»(قصص۶۹)
درحالى كه خدا فرموده است:«و پروردگار تو هر چه بخواهد مىآفريند و برمىگزيند و آنان اختيارى ندارند». [قصص۶۹].
🔶
تحف العقول،ص۳۲۵_۳۲۹
🔶
@salehi786