محفل اُنسِ معرفت نفس.pdf
2.8 MB
👆طرح درس معرفت نفس✨
🔶جزوه ی مربوط به ۷ جلسه (کلاس حضوری) از دوره معرفت نفس(که در دو روز ۲۱و۲۲ مرداد۹۵ برگزارشد)
⚠️جزوه را پرینت بگیرید و همزمان با شنیدن صوت جلسات دنبال نمایید
🔶
@salehi786
🔶جزوه ی مربوط به ۷ جلسه (کلاس حضوری) از دوره معرفت نفس(که در دو روز ۲۱و۲۲ مرداد۹۵ برگزارشد)
⚠️جزوه را پرینت بگیرید و همزمان با شنیدن صوت جلسات دنبال نمایید
🔶
@salehi786
💐بسم الله الرحمن الرحیم
💠روایتی بسیار زیبا از امام صادق (علیه السلام)
🔶 از کتاب شریف «تحف العقول»، ص: 325 الی 329
(كلامه ع في وصف المحبة لأهل البيت و التوحيد و الإيمان و الإسلام و الكفر و الفسق)
⚠️ {با استفاده از ترجمه ی جناب آقای صادق حسن زاده}
🔶🔶🔶
🔻دخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ (علیه السلام) لَهُ : مِمَّنِ الرَّجُلُ؟
مردى خدمت امام صادق (عليه السّلام) رسيد. امام پرسيد: اين مرد از چه كسانى است؟
🔻فقَالَ : مِنْ مُحِبِّيكُمْ وَ مَوَالِيكُمْ
آن مرد خود آماده پاسخ گشت و عرض كرد: از دلباختگان و دوستداران شما.
🔻 فقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ (علیه السلام) :
لَا يُحِبُّ اللَّهَ عَبْدٌ حَتَّى يَتَوَلَّاهُ وَ لَا يَتَوَلَّاهُ حَتَّى يُوجِبَ لَهُ الْجَنَّةَ
پس امام صادق عليه السّلام به او فرمود: خداوند بندهاى را دوست ندارد تا آنکه او را به خود راه دهد ، و او را به خود راه ندهد تا اينكه بهشت را بر او واجب نمايد.
🔻ثمَّ قَالَ لَهُ :
مِنْ أَيِّ مُحِبِّينَا أَنْتَ ؟
سپس به او فرمود: تو از كدام دوستان مايى؟
🔻فسَكَتَ الرَّجُلُ
آن مرد سكوت نمود
🔻فقَالَ لَهُ سَدِيرٌ : وَ كَمْ مُحِبُّوكُمْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ؟
مردى به نام سدير عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه! مگر دوستان شما چند گونهاند؟
🔻فقَالَ عَلَى ثَلَاثِ طَبَقَاتٍ :
فرمود: سه گروهند:
گروه A (در ظاهر دوست و در باطن دشمن)🔸طبَقَةٌ أَحَبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ گروهى كه ما را در ظاهر دوست دارند ولى در باطن دوستمان ندارند
گروه B (در باطن دوست، بدون اظهارش در ظاهر)🔸و طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ
و گروهى كه ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمىكنند
گروه C (دوست هم در ظاهر و هم در باطن)🔸و طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ
و گروهى كه هم در ظاهر دوست دارند و هم در باطن.
⚠️از اینجا به بعد حضرت بترتیب:
اول بهترین گروه (C)
بعد بدترین گروه (A)
و در آخر گروه متوسط (B) را معرفی مینمایند:
گروه C🔸همُ النَّمَطُ الْأَعْلَى شَرِبُوا مِنَ الْعَذْبِ الْفُرَاتِ وَ عَلِمُوا تَأْوِيلَ الْكِتَابِ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ سَبَبَ الْأَسْبَابِ فَهُمُ النَّمَطُ الْأَعْلَى
الْفَقْرُ وَ الْفَاقَةُ وَ أَنْوَاعُ الْبَلَاءِ أَسْرَعُ إِلَيْهِمْ مِنْ رَكْضِ الْخَيْلِ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا وَ فُتِنُوا فَمِنْ بَيْنِ مَجْرُوحٍ وَ مَذْبُوحٍ مُتَفَرِّقِينَ فِي كُلِّ بِلَادٍ قَاصِيَةٍ بِهِمْ يَشْفِي اللَّهُ السَّقِيمَ وَ يُغْنِي الْعَدِيمَ
وَ بِهِمْ تُنْصَرُونَ وَ بِهِمْ تُمْطَرُونَ وَ بِهِمْ تُرْزَقُونَ
وَ هُمُ الْأَقَلُّونَ عَدَداً الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً وَ خَطَراً
🔺 و اينها (گروه اخیر C) دوستان درجه يك ما هستند، اينان آب زلال و گوارا نوشيدند و به تأويل قرآن پى بردند و از فصل خطاب و سبب اسباب اطلاع حاصل كردند. و اينان گروه طراز اول هستند، فقر و نيازمندى و بلاهاى گوناگون سريعتر از تاختن اسب بر سر ايشان بتازد، سختى و تنگدستى آنان را فراگيرد و لرزان شوند و دچار فتنه گردند و زخمى و به خون خود غلطان در هر سرزمين دورى پراكنده شوند. به بركت وجود آنان خداوند بيمار را شفا دهد و فقير را توانگر كند و به بركت آنان شما يارى شويد و باران بر شما ببارد و روزى نصيبتان گردد، آنان از نظر تعداد كم هستند ولى به منزلت و اهميّت نزد خدا، بزرگ باشند.
گروه A (در باطن دشمن)🔸و الطَّبَقَةُ الثَّانِيَةُ النَّمَطُ الْأَسْفَلُ أَحَبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ سَارُوا بِسِيرَةِ الْمُلُوكِ فَأَلْسِنَتُهُمْ مَعَنَا وَ سُيُوفُهُمْ عَلَيْنَا
🔺 گروه دوم كه مرتبه پاييناند، ما را در عيان دوست دارند و شيوه پادشاهان را در پيش گرفتهاند. زبانشان با ماست و شمشيرشان بر عليه ماست.
گروه B (فقط در باطن دوست، بدون ظاهر)🔸 و الطَّبَقَةُ الثَّالِثَةُ النَّمَطُ الْأَوْسَطُ أَحَبُّونَا فِي السِّرِّ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ لَعَمْرِي لَئِنْ كَانُوا أَحَبُّونَا فِي السِّرِّ دُونَ الْعَلَانِيَةِ فَهُمُ الصَّوَّامُونَ بِالنَّهَارِ الْقَوَّامُونَ بِاللَّيْلِ تَرَى أَثَرَ الرَّهْبَانِيَّةِ فِي وُجُوهِهِمْ أَهْلُ سِلْمٍ وَ انْقِيَاد
🔺 گروه سوم كه مرتبه متوسط به شمار مىآيند، ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمىنمايند. به جان خودم سوگند! اگر ما را [صادقانه] در باطن دوست مىداشتند بدون اينكه آن را آشكار اظهار نمايند، در شمار روزه داران روز و نمازگزاران شب بودند و اثر عبادت را در رخسارشان مىديدى و آنان اهل مسالمت و فرمانبردارىاند.
( ادامه ⬇️ )
@salehi786
💠روایتی بسیار زیبا از امام صادق (علیه السلام)
🔶 از کتاب شریف «تحف العقول»، ص: 325 الی 329
(كلامه ع في وصف المحبة لأهل البيت و التوحيد و الإيمان و الإسلام و الكفر و الفسق)
⚠️ {با استفاده از ترجمه ی جناب آقای صادق حسن زاده}
🔶🔶🔶
🔻دخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ (علیه السلام) لَهُ : مِمَّنِ الرَّجُلُ؟
مردى خدمت امام صادق (عليه السّلام) رسيد. امام پرسيد: اين مرد از چه كسانى است؟
🔻فقَالَ : مِنْ مُحِبِّيكُمْ وَ مَوَالِيكُمْ
آن مرد خود آماده پاسخ گشت و عرض كرد: از دلباختگان و دوستداران شما.
🔻 فقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ (علیه السلام) :
لَا يُحِبُّ اللَّهَ عَبْدٌ حَتَّى يَتَوَلَّاهُ وَ لَا يَتَوَلَّاهُ حَتَّى يُوجِبَ لَهُ الْجَنَّةَ
پس امام صادق عليه السّلام به او فرمود: خداوند بندهاى را دوست ندارد تا آنکه او را به خود راه دهد ، و او را به خود راه ندهد تا اينكه بهشت را بر او واجب نمايد.
🔻ثمَّ قَالَ لَهُ :
مِنْ أَيِّ مُحِبِّينَا أَنْتَ ؟
سپس به او فرمود: تو از كدام دوستان مايى؟
🔻فسَكَتَ الرَّجُلُ
آن مرد سكوت نمود
🔻فقَالَ لَهُ سَدِيرٌ : وَ كَمْ مُحِبُّوكُمْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ؟
مردى به نام سدير عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه! مگر دوستان شما چند گونهاند؟
🔻فقَالَ عَلَى ثَلَاثِ طَبَقَاتٍ :
فرمود: سه گروهند:
گروه A (در ظاهر دوست و در باطن دشمن)🔸طبَقَةٌ أَحَبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ گروهى كه ما را در ظاهر دوست دارند ولى در باطن دوستمان ندارند
گروه B (در باطن دوست، بدون اظهارش در ظاهر)🔸و طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ
و گروهى كه ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمىكنند
گروه C (دوست هم در ظاهر و هم در باطن)🔸و طَبَقَةٌ يُحِبُّونَا فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ
و گروهى كه هم در ظاهر دوست دارند و هم در باطن.
⚠️از اینجا به بعد حضرت بترتیب:
اول بهترین گروه (C)
بعد بدترین گروه (A)
و در آخر گروه متوسط (B) را معرفی مینمایند:
گروه C🔸همُ النَّمَطُ الْأَعْلَى شَرِبُوا مِنَ الْعَذْبِ الْفُرَاتِ وَ عَلِمُوا تَأْوِيلَ الْكِتَابِ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ سَبَبَ الْأَسْبَابِ فَهُمُ النَّمَطُ الْأَعْلَى
الْفَقْرُ وَ الْفَاقَةُ وَ أَنْوَاعُ الْبَلَاءِ أَسْرَعُ إِلَيْهِمْ مِنْ رَكْضِ الْخَيْلِ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا وَ فُتِنُوا فَمِنْ بَيْنِ مَجْرُوحٍ وَ مَذْبُوحٍ مُتَفَرِّقِينَ فِي كُلِّ بِلَادٍ قَاصِيَةٍ بِهِمْ يَشْفِي اللَّهُ السَّقِيمَ وَ يُغْنِي الْعَدِيمَ
وَ بِهِمْ تُنْصَرُونَ وَ بِهِمْ تُمْطَرُونَ وَ بِهِمْ تُرْزَقُونَ
وَ هُمُ الْأَقَلُّونَ عَدَداً الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً وَ خَطَراً
🔺 و اينها (گروه اخیر C) دوستان درجه يك ما هستند، اينان آب زلال و گوارا نوشيدند و به تأويل قرآن پى بردند و از فصل خطاب و سبب اسباب اطلاع حاصل كردند. و اينان گروه طراز اول هستند، فقر و نيازمندى و بلاهاى گوناگون سريعتر از تاختن اسب بر سر ايشان بتازد، سختى و تنگدستى آنان را فراگيرد و لرزان شوند و دچار فتنه گردند و زخمى و به خون خود غلطان در هر سرزمين دورى پراكنده شوند. به بركت وجود آنان خداوند بيمار را شفا دهد و فقير را توانگر كند و به بركت آنان شما يارى شويد و باران بر شما ببارد و روزى نصيبتان گردد، آنان از نظر تعداد كم هستند ولى به منزلت و اهميّت نزد خدا، بزرگ باشند.
گروه A (در باطن دشمن)🔸و الطَّبَقَةُ الثَّانِيَةُ النَّمَطُ الْأَسْفَلُ أَحَبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ سَارُوا بِسِيرَةِ الْمُلُوكِ فَأَلْسِنَتُهُمْ مَعَنَا وَ سُيُوفُهُمْ عَلَيْنَا
🔺 گروه دوم كه مرتبه پاييناند، ما را در عيان دوست دارند و شيوه پادشاهان را در پيش گرفتهاند. زبانشان با ماست و شمشيرشان بر عليه ماست.
گروه B (فقط در باطن دوست، بدون ظاهر)🔸 و الطَّبَقَةُ الثَّالِثَةُ النَّمَطُ الْأَوْسَطُ أَحَبُّونَا فِي السِّرِّ وَ لَمْ يُحِبُّونَا فِي الْعَلَانِيَةِ وَ لَعَمْرِي لَئِنْ كَانُوا أَحَبُّونَا فِي السِّرِّ دُونَ الْعَلَانِيَةِ فَهُمُ الصَّوَّامُونَ بِالنَّهَارِ الْقَوَّامُونَ بِاللَّيْلِ تَرَى أَثَرَ الرَّهْبَانِيَّةِ فِي وُجُوهِهِمْ أَهْلُ سِلْمٍ وَ انْقِيَاد
🔺 گروه سوم كه مرتبه متوسط به شمار مىآيند، ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمىنمايند. به جان خودم سوگند! اگر ما را [صادقانه] در باطن دوست مىداشتند بدون اينكه آن را آشكار اظهار نمايند، در شمار روزه داران روز و نمازگزاران شب بودند و اثر عبادت را در رخسارشان مىديدى و آنان اهل مسالمت و فرمانبردارىاند.
( ادامه ⬇️ )
@salehi786
🔻قَالَ الرَّجُلُ فَأَنَا مِنْ مُحِبِّيكُمْ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ
آن مرد عرض كرد: [با اين توضيحات] من در شمار دوستداران شما در عيان و نهان هستم.
🔻 قَالَ جَعْفَرٌ (علیه السلام) :
إِنَّ لِمُحِبِّينَا فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ علَامَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا .
امام صادق (عليه السّلام) فرمود:
دوستداران ما كه هم در نهان ما را دوست دارند و هم در عيان ويژگيهايى دارند كه به وسيله آنها شناسايى مىشوند.
🔻قَالَ الرَّجُلُ وَ مَا تِلْكَ الْعَلَامَاتُ ؟
آن مرد عرض كرد: آن نشانهها چيست؟
🔻قَالَ (علیه السلام) :
تِلْكَ خِلَالٌ أَوَّلُهَا أَنَّهُمْ عَرَفُوا التَّوْحِيدَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَ أَحْكَمُوا عِلْمَ تَوْحِيدِهِ وَ الْإِيمَانُ بَعْدَ ذَلِكَ بِمَا هُوَ وَ مَا صِفَتُهُ ثُمَّ عَلِمُوا حُدُودَ الْإِيمَانِ وَ حَقَائِقَهُ وَ شُرُوطَهُ وَ تَأْوِيلَهُ
امام عليه السّلام فرمود: چند نشانه است:
نخست آن كه يكتاپرستى را به خوبى فهميدهاند و به دانش يكتاپرستى به طور كامل دست يافتهاند
و پس از آن به ذات و صفات او ايمان دارند،
سپس حدود ايمان و حقايق و شروط و تأويل آن را به دست آوردهاند.
🔻 قَالَ سَدِيرٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا سَمِعْتُكَ تَصِفُ الْإِيمَانَ بِهَذِهِ الصِّفَةِ !؟
سدير عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه! پيش از اين من چنين توصيفى در باره ايمان از شما نشنيده بودم!؟
🔻قَالَ (علیه السلام) : نَعَمْ يَا سَدِيرُ ، لَيْسَ لِلسَّائِلِ أَنْ يَسْأَلَ عَنِ الْإِيمَانِ مَا هُوَ حَتَّى يَعْلَمَ الْإِيمَانَ بِمَنْ ؟
امام صادق عليه السّلام فرمود:
آرى، اى سدير! پرسشگر را نرسد كه بپرسد [حقيقت] ايمان چيست، تا نداند ايمان به كيست؟
🔻قَالَ سَدِيرٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُفَسِّرَ مَا قُلْت؟
سدير عرض كرد: يا بن رسول اللَّه! اگر امكان دارد در اين خصوص توضيحى بفرماييد.
🔻قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) :
مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُ اللَّهَ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوبِ فَهُوَ مُشْرِكٌ
امام صادق (عليه السّلام ) فرمود:
هر كه پندارد خدا را با وهم و خيال دلها مىشناسد، مشرك است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُ اللَّهَ بِالاسْمِ دُونَ الْمَعْنَى فَقَدْ أَقَرَّ بِالطَّعْنِ لِأَنَّ الِاسْمَ مُحْدَثٌ
و هر كه پندارد خدا را به نام بدون معنى پرستش مىنمايد به بىاساس بودن سخن خود اعتراف كرده است؛ زيرا صرف نام، حادث است
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الِاسْمَ وَ الْمَعْنَى فَقَدْ جَعَلَ مَعَ اللَّهِ شَرِيكاً
و هر كه پندارد نام و معنى را با هم مىپرستد، همانا براى خدا شريكى قرار داده است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الْمَعْنَى بِالصِّفَةِ لَا بِالْإِدْرَاكِ فَقَدْ أَحَالَ عَلَى غَائِبٍ
و هر كه پندارد [معنى را] به صفت مىپرستد نه به ادراك، به طور قطع حواله بر ناديده كرده است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الصِّفَةَ وَ الْمَوْصُوفَ فَقَدْ أَبْطَلَ التَّوْحِيدَ لِأَنَّ الصِّفَةَ غَيْرُ الْمَوْصُوفِ
و هر كه پندارد صفت و موصوف را با هم مىپرستد، يكتاپرستى را ابطال نموده است؛ زيرا صفت غير از موصوف است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُضِيفُ الْمَوْصُوفَ إِلَى الصِّفَةِ فَقَدْ صَغَّرَ بِالْكَبِيرِ
و هر كه پندارد موصوف را به صفت اضافه مىكند، همانا بزرگ را كوچك نموده است
🔻«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» (انعام91)
و هيچ يك از اينها نتوانستهاند آن طور كه در خور است خدا را شناسايى نمايند.
🔻قِيلَ لَهُ فَكَيْفَ سَبِيلُ التَّوْحِيدِ ؟
به امام عرض شد: پس راه يكتاپرستى چگونه است؟
( ادامه ⬇️ )
@salehi786
آن مرد عرض كرد: [با اين توضيحات] من در شمار دوستداران شما در عيان و نهان هستم.
🔻 قَالَ جَعْفَرٌ (علیه السلام) :
إِنَّ لِمُحِبِّينَا فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ علَامَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا .
امام صادق (عليه السّلام) فرمود:
دوستداران ما كه هم در نهان ما را دوست دارند و هم در عيان ويژگيهايى دارند كه به وسيله آنها شناسايى مىشوند.
🔻قَالَ الرَّجُلُ وَ مَا تِلْكَ الْعَلَامَاتُ ؟
آن مرد عرض كرد: آن نشانهها چيست؟
🔻قَالَ (علیه السلام) :
تِلْكَ خِلَالٌ أَوَّلُهَا أَنَّهُمْ عَرَفُوا التَّوْحِيدَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَ أَحْكَمُوا عِلْمَ تَوْحِيدِهِ وَ الْإِيمَانُ بَعْدَ ذَلِكَ بِمَا هُوَ وَ مَا صِفَتُهُ ثُمَّ عَلِمُوا حُدُودَ الْإِيمَانِ وَ حَقَائِقَهُ وَ شُرُوطَهُ وَ تَأْوِيلَهُ
امام عليه السّلام فرمود: چند نشانه است:
نخست آن كه يكتاپرستى را به خوبى فهميدهاند و به دانش يكتاپرستى به طور كامل دست يافتهاند
و پس از آن به ذات و صفات او ايمان دارند،
سپس حدود ايمان و حقايق و شروط و تأويل آن را به دست آوردهاند.
🔻 قَالَ سَدِيرٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا سَمِعْتُكَ تَصِفُ الْإِيمَانَ بِهَذِهِ الصِّفَةِ !؟
سدير عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه! پيش از اين من چنين توصيفى در باره ايمان از شما نشنيده بودم!؟
🔻قَالَ (علیه السلام) : نَعَمْ يَا سَدِيرُ ، لَيْسَ لِلسَّائِلِ أَنْ يَسْأَلَ عَنِ الْإِيمَانِ مَا هُوَ حَتَّى يَعْلَمَ الْإِيمَانَ بِمَنْ ؟
امام صادق عليه السّلام فرمود:
آرى، اى سدير! پرسشگر را نرسد كه بپرسد [حقيقت] ايمان چيست، تا نداند ايمان به كيست؟
🔻قَالَ سَدِيرٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُفَسِّرَ مَا قُلْت؟
سدير عرض كرد: يا بن رسول اللَّه! اگر امكان دارد در اين خصوص توضيحى بفرماييد.
🔻قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) :
مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُ اللَّهَ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوبِ فَهُوَ مُشْرِكٌ
امام صادق (عليه السّلام ) فرمود:
هر كه پندارد خدا را با وهم و خيال دلها مىشناسد، مشرك است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُ اللَّهَ بِالاسْمِ دُونَ الْمَعْنَى فَقَدْ أَقَرَّ بِالطَّعْنِ لِأَنَّ الِاسْمَ مُحْدَثٌ
و هر كه پندارد خدا را به نام بدون معنى پرستش مىنمايد به بىاساس بودن سخن خود اعتراف كرده است؛ زيرا صرف نام، حادث است
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الِاسْمَ وَ الْمَعْنَى فَقَدْ جَعَلَ مَعَ اللَّهِ شَرِيكاً
و هر كه پندارد نام و معنى را با هم مىپرستد، همانا براى خدا شريكى قرار داده است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الْمَعْنَى بِالصِّفَةِ لَا بِالْإِدْرَاكِ فَقَدْ أَحَالَ عَلَى غَائِبٍ
و هر كه پندارد [معنى را] به صفت مىپرستد نه به ادراك، به طور قطع حواله بر ناديده كرده است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الصِّفَةَ وَ الْمَوْصُوفَ فَقَدْ أَبْطَلَ التَّوْحِيدَ لِأَنَّ الصِّفَةَ غَيْرُ الْمَوْصُوفِ
و هر كه پندارد صفت و موصوف را با هم مىپرستد، يكتاپرستى را ابطال نموده است؛ زيرا صفت غير از موصوف است.
🔻وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُضِيفُ الْمَوْصُوفَ إِلَى الصِّفَةِ فَقَدْ صَغَّرَ بِالْكَبِيرِ
و هر كه پندارد موصوف را به صفت اضافه مىكند، همانا بزرگ را كوچك نموده است
🔻«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» (انعام91)
و هيچ يك از اينها نتوانستهاند آن طور كه در خور است خدا را شناسايى نمايند.
🔻قِيلَ لَهُ فَكَيْفَ سَبِيلُ التَّوْحِيدِ ؟
به امام عرض شد: پس راه يكتاپرستى چگونه است؟
( ادامه ⬇️ )
@salehi786
🔻قَالَ (علیه السلام) :
بَابُ الْبَحْثِ مُمْكِنٌ وَ طَلَبُ الْمَخْرَجِ مَوْجُودٌ
امام صادق (عليه السّلام) فرمود:
در اين خصوص بحث امكان پذير است و زمينه رهجويى فراهم است؛
⚠️اینجا حضرت القای یک قاعده ی عظیم توحیدی میفرمایند:
🔻🔻🔻إِنَّ مَعْرِفَةَ عَيْنِ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ ، وَ مَعْرِفَةَ صِفَةِ الْغَائِبِ قَبْلَ عَيْنِهِ .
به راستى، حقیقتی كه حاضر است نخست خودش را شناسند و سپس صفاتش را ، ولى آن کسی که غائب است نخست صفاتش را شناسند و سپس خود او را.
⚠️آن جایی که عین و خودشئ شاهد و «حاضر» است «خودش» قبل از «صفتش» شناخته میشود (یعنی موجودی که نزد تو حاضر است نخست خودش را مییابی و میشناسی و سپس اوصافش را)، و امّا صفتِ «شئِ غائب» پیش از خودش شناخته میشود (یعنی موجودی که نزد تو حاضر نیست، نخست باید صفاتش را بشنوی و بشناسی و سپس او را بیابی، و با تطبیق کردنِ آن صفاتِ غیابی بر او، خود و عینِ آن شئ را بشناسی.
🔻قِيلَ وَ كَيْفَ نَعْرِف عَيْنَ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ ؟
عرض شد: چگونه خود حقیقتِ حاضر را پيش از صفاتش بشناسيم؟ (خود خدای حاضر را قبل از صفاتش بشناسیم؟)
🔻قَالَ (علیه السلام) :
«تَعْرِفُهُ وَ تَعْلَمُ عَلَمَهُ وَ تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِهِ، وَ لَاتَعْرِفُ نَفْسَكَ بِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسِكَ، وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِيهِ لَهُ وَ بِهِ،كَمَا قَالُوا لِيُوسُفَ:«إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ؟!» قالَ:«أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي»(یوسف90)، فَعَرَفُوهُ بِهِ وَ لَمْ يَعْرِفُوهُ بِغَيْرِهِ وَ لَا أَثْبَتُوهُ مِنْ أَنْفُسِهِمْ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوب»
⚠️این بخش اساس پاسخ حضرت است که ترجمه اش را بر اساس دقّت علامه طباطبایی به اعراب و ترجمه اش بیان میکنیم (لذا ترجمه جناب صادق حسن زاده در این بند استفاده نشده)
⬇️
🔺امام (علیه السلام) فرمود:
پس تو اوّل «خود او» را مىشناسى سپس علائم و اوصافش را به او میشناسی، و تو [حتی] نفس و ذاتِ خودت را هم به او مىشناسى، نه به غير او؛
و تو از پيش خود و بواسطهی خود، خودت را نمىشناسى (بلکه خودت را هم با خدا میشناسی)، و در نتیجه خواهی دانست که آنچه كه در نفسِ تو هست همه براى اوست، همگی برای همان شاهدِحاضر است و جملگی قائم به اوست،
همچنانكه برادرانِ یوسف هنگامی که با او روبرو شدند، [نخست خودِ او را مشاهده کردند و سپس فهمیدند که او همان برادرشان یوسف است]، لذا رو به «يوسفِ صدّیق(علیه السلام)» کرده و گفتند:
«إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ؟!»
آیا «تو» همان «یوسف» هستی؟! («تو» را بر «یوسف» مقدّم کردند، یعنی از خودِ او در «أنتَ» به اسمِ او در «یوسف» پیبردند، نه آنکه اول اسم و صفاتش را شناخته باشند و سپس بر خود او تطبیق بدهند)،
و حضرت یوسف(علیه السلام) هم پاسخ داد:
«أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي»
« من يوسفم، و اين برادر من است».
پس برادرانِ یوسف، او را با خودِ او شناختند، نه آنکه او را با غير او شناخته باشند، و نيز از پيش خود و با گمان و پندار و مفاهیم و توهّم قلبى (علم حصولی) نيز او را شناسايى نكردند.
⚠️از اینجا به بعد مجددا ترجمه جناب صادق حسن زاده است:
🔻ِ أَ مَا تَرَى اللَّهَ يَقُولُ «ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها» (النمل60) ،
يَقُولُ لَيْسَ لَكُمْ أَنْ تَنْصِبُوا إِمَاماً مِنْ قِبَلِ أَنْفُسِكُمْ تُسَمُّونَهُ مُحِقّاً بِهَوَى أَنْفُسِكُمْ وَ إِرَادَتِكُمْ
آيا سخن خداوند را ملاحظه نكردهاى كه مىفرمايد: «شما را نرسد كه درخت آن را برويانيد». [سوره نمل آيه 60]
مىفرمايد: شما حقّ نداريد از پيش خود امامى [انتخاب و] نصب نماييد و او را به هواى نفس و خواست خود بر حقّ بخوانيد.
🔻ثُمَّ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) :
ثَلَاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ :
آنگاه امام صادق عليه السّلام در ادامه فرمود:
سه كساند كه در قيامت خدا با آنها سخن نگويد و به آنان نگاهى نياندازد و از پليدى پاكشان نسازد و براى آنان عذابى است دردناك.
1⃣ مَنْ أَنْبَتَ شَجَرَةً لَمْ يُنْبِتْهُ اللَّهُ يَعْنِي مَنْ نَصَبَ إِمَاماً لَمْ يَنْصِبْهُ اللَّهُ
هر كه درختى را بروياند كه خداوند آن را نرويانده، يعنى امامى را انتخاب نمايند كه خدا وى را انتخاب و نصب ننموده است
2⃣ أَوْ جَحَدَ مَنْ نَصَبَهُ اللَّهُ
يا امامى را كه خدا انتخاب و نصب كرده است انكار نمايد
3⃣ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِهَذَيْنِ سَهْماً فِي الْإِسْلَامِ
و كسى كه گمان كند كه اين دو كس را در اسلام سهمى است،
🔻 وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ «وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَة»(قصص۶۹)
درحالى كه خدا فرموده است:«و پروردگار تو هر چه بخواهد مىآفريند و برمىگزيند و آنان اختيارى ندارند». [قصص۶۹].
🔶
تحف العقول،ص۳۲۵_۳۲۹
🔶
@salehi786
بَابُ الْبَحْثِ مُمْكِنٌ وَ طَلَبُ الْمَخْرَجِ مَوْجُودٌ
امام صادق (عليه السّلام) فرمود:
در اين خصوص بحث امكان پذير است و زمينه رهجويى فراهم است؛
⚠️اینجا حضرت القای یک قاعده ی عظیم توحیدی میفرمایند:
🔻🔻🔻إِنَّ مَعْرِفَةَ عَيْنِ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ ، وَ مَعْرِفَةَ صِفَةِ الْغَائِبِ قَبْلَ عَيْنِهِ .
به راستى، حقیقتی كه حاضر است نخست خودش را شناسند و سپس صفاتش را ، ولى آن کسی که غائب است نخست صفاتش را شناسند و سپس خود او را.
⚠️آن جایی که عین و خودشئ شاهد و «حاضر» است «خودش» قبل از «صفتش» شناخته میشود (یعنی موجودی که نزد تو حاضر است نخست خودش را مییابی و میشناسی و سپس اوصافش را)، و امّا صفتِ «شئِ غائب» پیش از خودش شناخته میشود (یعنی موجودی که نزد تو حاضر نیست، نخست باید صفاتش را بشنوی و بشناسی و سپس او را بیابی، و با تطبیق کردنِ آن صفاتِ غیابی بر او، خود و عینِ آن شئ را بشناسی.
🔻قِيلَ وَ كَيْفَ نَعْرِف عَيْنَ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ ؟
عرض شد: چگونه خود حقیقتِ حاضر را پيش از صفاتش بشناسيم؟ (خود خدای حاضر را قبل از صفاتش بشناسیم؟)
🔻قَالَ (علیه السلام) :
«تَعْرِفُهُ وَ تَعْلَمُ عَلَمَهُ وَ تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِهِ، وَ لَاتَعْرِفُ نَفْسَكَ بِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسِكَ، وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِيهِ لَهُ وَ بِهِ،كَمَا قَالُوا لِيُوسُفَ:«إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ؟!» قالَ:«أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي»(یوسف90)، فَعَرَفُوهُ بِهِ وَ لَمْ يَعْرِفُوهُ بِغَيْرِهِ وَ لَا أَثْبَتُوهُ مِنْ أَنْفُسِهِمْ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوب»
⚠️این بخش اساس پاسخ حضرت است که ترجمه اش را بر اساس دقّت علامه طباطبایی به اعراب و ترجمه اش بیان میکنیم (لذا ترجمه جناب صادق حسن زاده در این بند استفاده نشده)
⬇️
🔺امام (علیه السلام) فرمود:
پس تو اوّل «خود او» را مىشناسى سپس علائم و اوصافش را به او میشناسی، و تو [حتی] نفس و ذاتِ خودت را هم به او مىشناسى، نه به غير او؛
و تو از پيش خود و بواسطهی خود، خودت را نمىشناسى (بلکه خودت را هم با خدا میشناسی)، و در نتیجه خواهی دانست که آنچه كه در نفسِ تو هست همه براى اوست، همگی برای همان شاهدِحاضر است و جملگی قائم به اوست،
همچنانكه برادرانِ یوسف هنگامی که با او روبرو شدند، [نخست خودِ او را مشاهده کردند و سپس فهمیدند که او همان برادرشان یوسف است]، لذا رو به «يوسفِ صدّیق(علیه السلام)» کرده و گفتند:
«إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ؟!»
آیا «تو» همان «یوسف» هستی؟! («تو» را بر «یوسف» مقدّم کردند، یعنی از خودِ او در «أنتَ» به اسمِ او در «یوسف» پیبردند، نه آنکه اول اسم و صفاتش را شناخته باشند و سپس بر خود او تطبیق بدهند)،
و حضرت یوسف(علیه السلام) هم پاسخ داد:
«أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي»
« من يوسفم، و اين برادر من است».
پس برادرانِ یوسف، او را با خودِ او شناختند، نه آنکه او را با غير او شناخته باشند، و نيز از پيش خود و با گمان و پندار و مفاهیم و توهّم قلبى (علم حصولی) نيز او را شناسايى نكردند.
⚠️از اینجا به بعد مجددا ترجمه جناب صادق حسن زاده است:
🔻ِ أَ مَا تَرَى اللَّهَ يَقُولُ «ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها» (النمل60) ،
يَقُولُ لَيْسَ لَكُمْ أَنْ تَنْصِبُوا إِمَاماً مِنْ قِبَلِ أَنْفُسِكُمْ تُسَمُّونَهُ مُحِقّاً بِهَوَى أَنْفُسِكُمْ وَ إِرَادَتِكُمْ
آيا سخن خداوند را ملاحظه نكردهاى كه مىفرمايد: «شما را نرسد كه درخت آن را برويانيد». [سوره نمل آيه 60]
مىفرمايد: شما حقّ نداريد از پيش خود امامى [انتخاب و] نصب نماييد و او را به هواى نفس و خواست خود بر حقّ بخوانيد.
🔻ثُمَّ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) :
ثَلَاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ :
آنگاه امام صادق عليه السّلام در ادامه فرمود:
سه كساند كه در قيامت خدا با آنها سخن نگويد و به آنان نگاهى نياندازد و از پليدى پاكشان نسازد و براى آنان عذابى است دردناك.
1⃣ مَنْ أَنْبَتَ شَجَرَةً لَمْ يُنْبِتْهُ اللَّهُ يَعْنِي مَنْ نَصَبَ إِمَاماً لَمْ يَنْصِبْهُ اللَّهُ
هر كه درختى را بروياند كه خداوند آن را نرويانده، يعنى امامى را انتخاب نمايند كه خدا وى را انتخاب و نصب ننموده است
2⃣ أَوْ جَحَدَ مَنْ نَصَبَهُ اللَّهُ
يا امامى را كه خدا انتخاب و نصب كرده است انكار نمايد
3⃣ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِهَذَيْنِ سَهْماً فِي الْإِسْلَامِ
و كسى كه گمان كند كه اين دو كس را در اسلام سهمى است،
🔻 وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ «وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَة»(قصص۶۹)
درحالى كه خدا فرموده است:«و پروردگار تو هر چه بخواهد مىآفريند و برمىگزيند و آنان اختيارى ندارند». [قصص۶۹].
🔶
تحف العقول،ص۳۲۵_۳۲۹
🔶
@salehi786
🔶بسم الله
🌹
در تحقیقی که سال۱۳۹۱ در رسائل سبعه و الولایه علامه طباطبایی (قدّس سرّه) حول معارف نظام مند ایشان در موضوعات هفتگانه قرآنی (مذکور در آخر مقدمه المیزان) داشتم، در بررسی موضوع هفتم ذیل نسخه های مختلف از کتاب «رسالة الولایة»، متوجه اشتباهی عجیب و کلیدی در متن ترجمه های فارسی این کتاب شدم، که جهت خدمت به علم، در ادامه ذکر میشود:
⬇
در کتاب مجموعه رسائل علامه، جلد۲، ترجمه رساله الولایه (مترجم دکتر همایون همتی، ترجمه در۱۳۶۴)، چاپ بوستان کتاب، سال۱۳۸۷.
در فصل چهارم (مهمترین فصل کتاب) ، در بخش اول که براهین عقلی را ذکر میکنند، اشتباه مترجم در صفحه ۶۰ پاراگراف دوم آمده، که در ادامه متن و تصحیح آن را می آوریم:
آنگاه بايد دانست كه حقيقت هر كمالى، همان چيزى است كه در ذات خود مقيد به «حدود عدمى» «میشود!»
تصحیح: حقیقت کمال در ذات خود مقید به حدود عدمی «نمی شود».
متن عربی:
إن حقيقة كل كمال هي التي «لاتتقید» في ذاتها بقيد عدمی و هو النقص، فإن كل كمال فهو في ذاته واجد لذاته فلايفقد من ذاته شيئا، إلا من جهة قيد عدمي معه بالضرورة.
ادامه متن ترجمه که قسمتهای داخل «» اضافات بنده برای تصحیح است:
«چون» كه اين «قید عدمی» نقص است، پس هر كمالى در ذات خویش «بدون هیچ نقص و قید عدمی» واجد ذات «کمال خویش» است، و هیچ چیز از ذات خود را فاقد نخواهد بود، مگر آنکه «اگر فاقد چیزی از ذات کمالش باشد» ضرورتا آن فقدان از جهت همراهی یک قید عدمی می باشد
(توضیح بنده: «فقدان در مرتبه شخصی و تعیّنی از ذات است، نه در مرتبه خود ذات، که طبق صدر و ذيل بيان علامه، حقیقت هر کمال: فی ذاتها «لاتفقد» فيها شيئا من ذاتها، و هی التي «لاتتقید» فی ذاتها بقید عدمی»)
🔶
متن صحیح عربی فوق:
از اولین چاپ الولایه در «مقاله نهم» از کتاب «اولین یادنامه علامه طباطبایی» چاپ شفق، سال۱۳۶۱ ، در صفحه۲۷۲ است، که این نسخه زیر نظر علامه حسن زاده آملی چاپ شده است.
🌹
البته متاسفانه در متن عربی الولایه در کتاب «الإنسان و العقیده» این اشتباه عجیب در همان متن عربی آمده است که: «هی التي «تتقید!» فی ذاتها بقید عدمی»!!
🔶🔶🔶
ترجمه های دیگر الولایه که این اشتباه در ترجمه در این مهمترین بخش کتاب (بخش برهانی فصل چهارم) را دارند:
⬇
+سفرنامه سلوک (رساله الولایه)، ترجمه سيدعلي طباطبایی، چاپ نشر مطبوعات دینی، سال۱۳۸۹.
اشتباه در صفحه ۱۲۶
(البته در بخش عربی در ص۹۴ متن اصلی را بصورت صحیح «لاتتقید» آورده است، ولی متاسفانه همانجا اشتباها عبارت «و هو النقص» را «و هو النقض!» نوشته است)
🔶
+طریق عرفان (ترجمه و شرح الولایه)، ترجمه صادق حسن زاده، چاپ نشر آیت اشراق، سال۱۳۸۷.
اشتباه در صفحه ۶۴
(این کتاب هم در بخش عربی در ص۱۹۰ متن اصلی را بصورت صحیح «لاتتقید» آورده است، ولی متاسفانه همانجا اشتباها عبارت «و هو النقص» را «و هو النقض!» نوشته است)
🔶
+سلوک نفسانی: شرحی پژوهشی و علمی بر رسالة الولایة علامه طباطبایی؛ مترجم: میرزا احمد اسدی، انتشارات آیت اشراق، قم، چاپ اوّل، 1389 ه.ش،
اشتباه در صفحه۸۱
البته ایشان در ترجمه شان که با اضافات است و خودشان شرح پژوهشی نامیده اند، در این بخش سعی کرده باظرافت مطلب را صحیح منتقل کند و «با تقید دانستن ذات و حقیقت کمال» را به خطای مدرک برگردانده که نقص دارد و حقیقت را اشتباها با قیود عدمی میبیند. متن ایشان:
و مع ذلك حقیقت هرکمالی را که درنظر بگیریم، خالی از نقص نیست (>> اشتباه درترجمه!!، ادامه در توجیه صحیح>> )، و این به این ملاحظه است که آن را مقرون به قید عدمی میبینیم که این خود نقص است، چون هرکمالی در حد ذات واجد ذات خود است، و از حیث ذات چیزی را فاقد نیست مگر از جهت قید عدمی که همراه اوست.
و در صفحه بعد (ص۸۲) در ترجمه قسمت دیگر متن علامه نوشته اند :
از آنچه گذشت ظاهر شد که حقیقت هرکمالی از آن نظر که حقیقت است «مطلق» است «بی هیچ قید» و «مرسل و رهاست از هر بند» و «دائمی است» نه محدود، .و...
🔶
( ادامه ⬇️ )
🔶
@salehi786
🌹
در تحقیقی که سال۱۳۹۱ در رسائل سبعه و الولایه علامه طباطبایی (قدّس سرّه) حول معارف نظام مند ایشان در موضوعات هفتگانه قرآنی (مذکور در آخر مقدمه المیزان) داشتم، در بررسی موضوع هفتم ذیل نسخه های مختلف از کتاب «رسالة الولایة»، متوجه اشتباهی عجیب و کلیدی در متن ترجمه های فارسی این کتاب شدم، که جهت خدمت به علم، در ادامه ذکر میشود:
⬇
در کتاب مجموعه رسائل علامه، جلد۲، ترجمه رساله الولایه (مترجم دکتر همایون همتی، ترجمه در۱۳۶۴)، چاپ بوستان کتاب، سال۱۳۸۷.
در فصل چهارم (مهمترین فصل کتاب) ، در بخش اول که براهین عقلی را ذکر میکنند، اشتباه مترجم در صفحه ۶۰ پاراگراف دوم آمده، که در ادامه متن و تصحیح آن را می آوریم:
آنگاه بايد دانست كه حقيقت هر كمالى، همان چيزى است كه در ذات خود مقيد به «حدود عدمى» «میشود!»
تصحیح: حقیقت کمال در ذات خود مقید به حدود عدمی «نمی شود».
متن عربی:
إن حقيقة كل كمال هي التي «لاتتقید» في ذاتها بقيد عدمی و هو النقص، فإن كل كمال فهو في ذاته واجد لذاته فلايفقد من ذاته شيئا، إلا من جهة قيد عدمي معه بالضرورة.
ادامه متن ترجمه که قسمتهای داخل «» اضافات بنده برای تصحیح است:
«چون» كه اين «قید عدمی» نقص است، پس هر كمالى در ذات خویش «بدون هیچ نقص و قید عدمی» واجد ذات «کمال خویش» است، و هیچ چیز از ذات خود را فاقد نخواهد بود، مگر آنکه «اگر فاقد چیزی از ذات کمالش باشد» ضرورتا آن فقدان از جهت همراهی یک قید عدمی می باشد
(توضیح بنده: «فقدان در مرتبه شخصی و تعیّنی از ذات است، نه در مرتبه خود ذات، که طبق صدر و ذيل بيان علامه، حقیقت هر کمال: فی ذاتها «لاتفقد» فيها شيئا من ذاتها، و هی التي «لاتتقید» فی ذاتها بقید عدمی»)
🔶
متن صحیح عربی فوق:
از اولین چاپ الولایه در «مقاله نهم» از کتاب «اولین یادنامه علامه طباطبایی» چاپ شفق، سال۱۳۶۱ ، در صفحه۲۷۲ است، که این نسخه زیر نظر علامه حسن زاده آملی چاپ شده است.
🌹
البته متاسفانه در متن عربی الولایه در کتاب «الإنسان و العقیده» این اشتباه عجیب در همان متن عربی آمده است که: «هی التي «تتقید!» فی ذاتها بقید عدمی»!!
🔶🔶🔶
ترجمه های دیگر الولایه که این اشتباه در ترجمه در این مهمترین بخش کتاب (بخش برهانی فصل چهارم) را دارند:
⬇
+سفرنامه سلوک (رساله الولایه)، ترجمه سيدعلي طباطبایی، چاپ نشر مطبوعات دینی، سال۱۳۸۹.
اشتباه در صفحه ۱۲۶
(البته در بخش عربی در ص۹۴ متن اصلی را بصورت صحیح «لاتتقید» آورده است، ولی متاسفانه همانجا اشتباها عبارت «و هو النقص» را «و هو النقض!» نوشته است)
🔶
+طریق عرفان (ترجمه و شرح الولایه)، ترجمه صادق حسن زاده، چاپ نشر آیت اشراق، سال۱۳۸۷.
اشتباه در صفحه ۶۴
(این کتاب هم در بخش عربی در ص۱۹۰ متن اصلی را بصورت صحیح «لاتتقید» آورده است، ولی متاسفانه همانجا اشتباها عبارت «و هو النقص» را «و هو النقض!» نوشته است)
🔶
+سلوک نفسانی: شرحی پژوهشی و علمی بر رسالة الولایة علامه طباطبایی؛ مترجم: میرزا احمد اسدی، انتشارات آیت اشراق، قم، چاپ اوّل، 1389 ه.ش،
اشتباه در صفحه۸۱
البته ایشان در ترجمه شان که با اضافات است و خودشان شرح پژوهشی نامیده اند، در این بخش سعی کرده باظرافت مطلب را صحیح منتقل کند و «با تقید دانستن ذات و حقیقت کمال» را به خطای مدرک برگردانده که نقص دارد و حقیقت را اشتباها با قیود عدمی میبیند. متن ایشان:
و مع ذلك حقیقت هرکمالی را که درنظر بگیریم، خالی از نقص نیست (>> اشتباه درترجمه!!، ادامه در توجیه صحیح>> )، و این به این ملاحظه است که آن را مقرون به قید عدمی میبینیم که این خود نقص است، چون هرکمالی در حد ذات واجد ذات خود است، و از حیث ذات چیزی را فاقد نیست مگر از جهت قید عدمی که همراه اوست.
و در صفحه بعد (ص۸۲) در ترجمه قسمت دیگر متن علامه نوشته اند :
از آنچه گذشت ظاهر شد که حقیقت هرکمالی از آن نظر که حقیقت است «مطلق» است «بی هیچ قید» و «مرسل و رهاست از هر بند» و «دائمی است» نه محدود، .و...
🔶
( ادامه ⬇️ )
🔶
@salehi786
⬇️
و اما تنها ترجمه و شرحی از الولایه که خوشبختانه مرتکب این اشتباه کلیدی در ترجمه فارسی نشده است کتاب نفیس «تحریر رساله الولایه، شرح آیت الله جوادی آملی» است که در بهار۱۳۹۳ توسط انتشارات اسراء در دوجلد به زیور طبع آراسته شد.
🌹
ایشان در جلد دوم، در انتهای صفحه۲۰ از تحریر اجمالی فصل چهارم (که ترجمه همین بخش است) مینویسند:
در واقع، حقیقت هر کمالی در ذات خود به هیچ قید عدمی (یعنی نقص و فقدانی) مقیّد «نمی شود»، چون هر کمالی در ذات خود واجد همه ذات و ذاتیات خود است؛ پس چیزی از ذات خود را فاقد نیست، مگر به جهت ضمیمه شدن یک قید عدمی.
🌹
ایشان همچنین در صفحه ۴۹ از تحریر تفصیلی فصل چهارم (که شرح همین بخش است) مینویسند:
برپایه این اصل، حقیقت هر کمالی آن است که فی ذاته مقیّد به هیچ قید عدمی «نشود».
این یک اصل کلی است؛ مثلا «حقیقت علم»، شناختی است که هیچ محدودیت زمانی و مکانی و هیچ قید عدمی، بلکه هیچ چیز جز خود حقیقت علم در آن نباشد، برخلاف ماهیت که ذاتاً حدّ و قيد دارد و اساساً ماهیت بدون حدّ و قید (که همان مفاد جنس و فصل است) حاصل نمی شود، چون ماهیت از حدود عدمی و نقصان وجود انتزاع میشود، و به همین دلیل، واجب تعالی ماهیت ندارد.
حق تبارک و تعالی که حقیقة الوجود است هر چیزی را حدّ و قید میزند، اما خود حدّ و قیدی ندارد، و فاقد هیچ چیز نیست (تعبیر امام زمان در دعای ماه رجب که آمده: «فاقِدَ كلِّ مَفقُودٍ» : فاقد هر فقدان است یعنی منزّه از هر فقدان و نقص و قید است، و در واقع فاقد هیچ وجود و کمالی نیست، بلکه تنها فاقد هر معدوم و مفقود است)، چون اگر محدود و مقیّد باشد، دیگر «حقیقت محض» و «هستی مطلق» نیست.
🌹🌹🌹
@salehi786
و اما تنها ترجمه و شرحی از الولایه که خوشبختانه مرتکب این اشتباه کلیدی در ترجمه فارسی نشده است کتاب نفیس «تحریر رساله الولایه، شرح آیت الله جوادی آملی» است که در بهار۱۳۹۳ توسط انتشارات اسراء در دوجلد به زیور طبع آراسته شد.
🌹
ایشان در جلد دوم، در انتهای صفحه۲۰ از تحریر اجمالی فصل چهارم (که ترجمه همین بخش است) مینویسند:
در واقع، حقیقت هر کمالی در ذات خود به هیچ قید عدمی (یعنی نقص و فقدانی) مقیّد «نمی شود»، چون هر کمالی در ذات خود واجد همه ذات و ذاتیات خود است؛ پس چیزی از ذات خود را فاقد نیست، مگر به جهت ضمیمه شدن یک قید عدمی.
🌹
ایشان همچنین در صفحه ۴۹ از تحریر تفصیلی فصل چهارم (که شرح همین بخش است) مینویسند:
برپایه این اصل، حقیقت هر کمالی آن است که فی ذاته مقیّد به هیچ قید عدمی «نشود».
این یک اصل کلی است؛ مثلا «حقیقت علم»، شناختی است که هیچ محدودیت زمانی و مکانی و هیچ قید عدمی، بلکه هیچ چیز جز خود حقیقت علم در آن نباشد، برخلاف ماهیت که ذاتاً حدّ و قيد دارد و اساساً ماهیت بدون حدّ و قید (که همان مفاد جنس و فصل است) حاصل نمی شود، چون ماهیت از حدود عدمی و نقصان وجود انتزاع میشود، و به همین دلیل، واجب تعالی ماهیت ندارد.
حق تبارک و تعالی که حقیقة الوجود است هر چیزی را حدّ و قید میزند، اما خود حدّ و قیدی ندارد، و فاقد هیچ چیز نیست (تعبیر امام زمان در دعای ماه رجب که آمده: «فاقِدَ كلِّ مَفقُودٍ» : فاقد هر فقدان است یعنی منزّه از هر فقدان و نقص و قید است، و در واقع فاقد هیچ وجود و کمالی نیست، بلکه تنها فاقد هر معدوم و مفقود است)، چون اگر محدود و مقیّد باشد، دیگر «حقیقت محض» و «هستی مطلق» نیست.
🌹🌹🌹
@salehi786
🔶بسم الله
🌹حدیثی زیبا از امام رضا (علیه السلام) :
💎الكافي ج۲ ص۴۹۴و۴۹۵
✨بَابُ الصَّلَاةِ عَلَي النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ عَلَيْهِمُ السَّلَام، حدیث ۱۸
⬇️
۱۸- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ قَالَ دَخَلْتُ عَلَي أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) :
فَقَالَ (علیه السلام) لِي :
مَا مَعْنَي قَوْلِهِ «وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّي» (اعلی۱۵) ؟
✨عبيد اللَّه، بن عبد اللَّه دهقان، گويد: بر امام رضا (علیه السلام) وارد شدم و ایشان از من پرسید که معنی این آیه ۱۵ سوره اعلی چیست؟
قُلْتُ: كُلَّمَا ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ قَامَ فَصَلَّي.
✨گفتم: یعنی هرگاه یاد خدایش افتاد برخاست و نماز خواند.
فَقَالَ (علیه السلام) لِي:
لَقَدْ كَلَّفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَذَا شَطَطاً!!
✨حضرت فرمود: (اگر اين طور باشد) پس خدا بحقيقت تكليفى نابجا و بيرون از طاقت و توانائى كرده است؟
فَقُلْتُ :
جُعِلْتُ فِدَاكَ فَكَيْفَ هُوَ؟
✨به امام عرض کردم: فدایت شوم، پس معناى آن چگونه است؟
فَقَالَ (علیه السلام) :
«كُلَّمَا ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ صَلَّي عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ»
✨حضرت فرمود: هر گاه نام پروردگارش را ياد كند بر محمد و آل او صلوات فرستد.
💐💐💐
⚠️پس به بیان مولایمان امام رضا (علیه السلام) خدا میفرماید که انسان مزکّی (مَن تزکّی) کسیست که «هر وقت یاد خدا میکند بلافاصله بعدش بر محبوب ترین اولیاءخدا ✨محمّد و آل محمّد✨ صلوات میفرستد»
⬇️
💐«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكّى👈 وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى [ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ] »
(اعلی۱۴و۱۵)
🌹اللهم صلّ علی محمّدٍ و آل محمّد🌹
yon.ir/fasalla
🔶
@salehi786
🌹حدیثی زیبا از امام رضا (علیه السلام) :
💎الكافي ج۲ ص۴۹۴و۴۹۵
✨بَابُ الصَّلَاةِ عَلَي النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ عَلَيْهِمُ السَّلَام، حدیث ۱۸
⬇️
۱۸- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ قَالَ دَخَلْتُ عَلَي أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) :
فَقَالَ (علیه السلام) لِي :
مَا مَعْنَي قَوْلِهِ «وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّي» (اعلی۱۵) ؟
✨عبيد اللَّه، بن عبد اللَّه دهقان، گويد: بر امام رضا (علیه السلام) وارد شدم و ایشان از من پرسید که معنی این آیه ۱۵ سوره اعلی چیست؟
قُلْتُ: كُلَّمَا ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ قَامَ فَصَلَّي.
✨گفتم: یعنی هرگاه یاد خدایش افتاد برخاست و نماز خواند.
فَقَالَ (علیه السلام) لِي:
لَقَدْ كَلَّفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَذَا شَطَطاً!!
✨حضرت فرمود: (اگر اين طور باشد) پس خدا بحقيقت تكليفى نابجا و بيرون از طاقت و توانائى كرده است؟
فَقُلْتُ :
جُعِلْتُ فِدَاكَ فَكَيْفَ هُوَ؟
✨به امام عرض کردم: فدایت شوم، پس معناى آن چگونه است؟
فَقَالَ (علیه السلام) :
«كُلَّمَا ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ صَلَّي عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ»
✨حضرت فرمود: هر گاه نام پروردگارش را ياد كند بر محمد و آل او صلوات فرستد.
💐💐💐
⚠️پس به بیان مولایمان امام رضا (علیه السلام) خدا میفرماید که انسان مزکّی (مَن تزکّی) کسیست که «هر وقت یاد خدا میکند بلافاصله بعدش بر محبوب ترین اولیاءخدا ✨محمّد و آل محمّد✨ صلوات میفرستد»
⬇️
💐«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكّى👈 وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى [ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ] »
(اعلی۱۴و۱۵)
🌹اللهم صلّ علی محمّدٍ و آل محمّد🌹
yon.ir/fasalla
🔶
@salehi786
Ex_DLNA_{289AF617-1CC3-42A6-926C-E6A863F0E3BA}.pdf
510 KB
👆حل مشکل⚠️پرش مکررصفحه درWin8
ریست ویندوزاکسپلورر
yon.ir/expl0rer
درregedit:
SOFTWARE\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Shell Extensions\Approved
کلید
{289AF617-1CC3-42A6-926C-E6A863F0E3BA}
@salehi786
ریست ویندوزاکسپلورر
yon.ir/expl0rer
درregedit:
SOFTWARE\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Shell Extensions\Approved
کلید
{289AF617-1CC3-42A6-926C-E6A863F0E3BA}
@salehi786
🔶بسم الله
💠حدیثی از امام باقر (علیه السلام) که هرکسی هر کمالی دارد، همان کمالش را همان دم از حقیقت نوری اهل البیت (علیهم السلام) دریافت میدارد (ولو خودش نداند)، و هر خیری که هست، دارد ظهوری از خیرات ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نمایش میدهد، و هر خطا و شرّی بخاطر نقص در ارتباط با ولایت است
⬇️
✨بحارالأنوار ج۲ ص۹۴، حدیث۳۱ :
ﺍﻟﻤﺤﺎﺳﻦ ﺍﺑْﻦُ ﻣَﺤْﺒُﻮﺏٍ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﺃَﻳﻮﺏَ ﻋَﻦْ ﻣُﺤَﻤﺪِ ﺑْﻦِ ﻣُﺴْﻠِﻢٍ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﺟَﻌْﻔَﺮٍ (علیه السلام) ﻗَﺎﻝَ:
⬇️
💎ﺃَﻣَﺎ ﺇِﻧﱠﱠﻪُ ﻟَﻴْﺲَ ﻋِﻨْﺪَ ﺃَﺣَﺪٍ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻨﱠﱠﺎﺱِ ﺣَﻖٌّ ﻭَ ﻟَﺎ ﺻَﻮَﺍﺏٌ ﺇِﻟﱠﱠﺎ ﺷَﻲْ ﺀٌ ﺃَﺧَﺬُﻭﻩُ ﻣِﻨﱠﱠﺎ ﺃَﻫْﻞَ ﺍﻟْﺒَﻴْﺖِ
💐ﻭَ ﻟَﺎ ﺃَﺣَﺪٌ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻨﱠﱠﺎﺱِ ﻳَﻘْﻀِﻲ ﺑِﺤَﻖٍّ ﻭَ ﻋَﺪْﻝٍ ﻭَ ﺻَﻮَﺍﺏٍ ﺇِﻟﱠﱠﺎ ﻣِﻔْﺘَﺎﺡُ ﺫَﻟِﻚَ ﺍﻟْﻘَﻀَﺎﺀِ ﻭَ ﺑَﺎﺑُﻪُ ﻭَ ﺃَﻭﱠﱠﻟُﻪُ ﻭَ ﺳَﺒَﺒُﻪُ ﻋَﻠِﻲﱡﱡ ﺑْﻦُ ﺃَﺑِﻲ ﻃَﺎﻟِﺐٍ (علیه السلام)
🌹ﻓَﺈِﺫَﺍ ﺍﺷْﺘَﺒَﻬَﺖْ ﻋَﻠَﻴْﻬِﻢُ ﺍﻟْﺄُﻣُﻮﺭُ ﻛَﺎﻥَ ﺍﻟْﺨَﻄَﺄُ ﻣِﻦْ ﻗِﺒَﻠِﻬِﻢْ ﺇِﺫَﺍ ﺃَﺧْﻄَﺌُﻮﺍ، ﻭَ ﺍﻟﺼﱠﱠﻮَﺍﺏُ ﻣِﻦْ ﻗِﺒَﻞِ ﻋَﻠِﻲﱢﱢ ﺑْﻦِ ﺃَﺑِﻲ ﻃَﺎﻟِﺐٍ (عليه السلام) .
🔶
💎امام باقر (علیه السلام) فرمود:
آگاه باشید که نزد هیچیک از مردم بهره ای از حق و درستی و شایستگی نیست الا آنکه آن حقیقت از ما اهل البیت دریافت شده،
💐 و هیچکدام از مردمان جهان قضاوت به حکم حق و عدالت و درستی نمیکند الا آنکه کلید آن حکم و باب دریافت آن حکم و مبدأ آن حکم و سبب آن حکم، [ولایت و وجودِ] حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) است.
🌹وقتی مردمان در جایی از امورشان به شبهه و اشتباهی می افتند، مبدأ خطاشدن و نقصش بهنگام خطا بخاطر افتادن در نقصهای خودشان است، و درست شدن امور و کمالشان از جانب ارتباطشان با نور ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است.
🔶
🔶🔶
@salehi786
🔶🔶
🔶
✅در ادامه، شرح استاد طاهرزاده بر این حدیث⬇️
💠حدیثی از امام باقر (علیه السلام) که هرکسی هر کمالی دارد، همان کمالش را همان دم از حقیقت نوری اهل البیت (علیهم السلام) دریافت میدارد (ولو خودش نداند)، و هر خیری که هست، دارد ظهوری از خیرات ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نمایش میدهد، و هر خطا و شرّی بخاطر نقص در ارتباط با ولایت است
⬇️
✨بحارالأنوار ج۲ ص۹۴، حدیث۳۱ :
ﺍﻟﻤﺤﺎﺳﻦ ﺍﺑْﻦُ ﻣَﺤْﺒُﻮﺏٍ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﺃَﻳﻮﺏَ ﻋَﻦْ ﻣُﺤَﻤﺪِ ﺑْﻦِ ﻣُﺴْﻠِﻢٍ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﺟَﻌْﻔَﺮٍ (علیه السلام) ﻗَﺎﻝَ:
⬇️
💎ﺃَﻣَﺎ ﺇِﻧﱠﱠﻪُ ﻟَﻴْﺲَ ﻋِﻨْﺪَ ﺃَﺣَﺪٍ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻨﱠﱠﺎﺱِ ﺣَﻖٌّ ﻭَ ﻟَﺎ ﺻَﻮَﺍﺏٌ ﺇِﻟﱠﱠﺎ ﺷَﻲْ ﺀٌ ﺃَﺧَﺬُﻭﻩُ ﻣِﻨﱠﱠﺎ ﺃَﻫْﻞَ ﺍﻟْﺒَﻴْﺖِ
💐ﻭَ ﻟَﺎ ﺃَﺣَﺪٌ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻨﱠﱠﺎﺱِ ﻳَﻘْﻀِﻲ ﺑِﺤَﻖٍّ ﻭَ ﻋَﺪْﻝٍ ﻭَ ﺻَﻮَﺍﺏٍ ﺇِﻟﱠﱠﺎ ﻣِﻔْﺘَﺎﺡُ ﺫَﻟِﻚَ ﺍﻟْﻘَﻀَﺎﺀِ ﻭَ ﺑَﺎﺑُﻪُ ﻭَ ﺃَﻭﱠﱠﻟُﻪُ ﻭَ ﺳَﺒَﺒُﻪُ ﻋَﻠِﻲﱡﱡ ﺑْﻦُ ﺃَﺑِﻲ ﻃَﺎﻟِﺐٍ (علیه السلام)
🌹ﻓَﺈِﺫَﺍ ﺍﺷْﺘَﺒَﻬَﺖْ ﻋَﻠَﻴْﻬِﻢُ ﺍﻟْﺄُﻣُﻮﺭُ ﻛَﺎﻥَ ﺍﻟْﺨَﻄَﺄُ ﻣِﻦْ ﻗِﺒَﻠِﻬِﻢْ ﺇِﺫَﺍ ﺃَﺧْﻄَﺌُﻮﺍ، ﻭَ ﺍﻟﺼﱠﱠﻮَﺍﺏُ ﻣِﻦْ ﻗِﺒَﻞِ ﻋَﻠِﻲﱢﱢ ﺑْﻦِ ﺃَﺑِﻲ ﻃَﺎﻟِﺐٍ (عليه السلام) .
🔶
💎امام باقر (علیه السلام) فرمود:
آگاه باشید که نزد هیچیک از مردم بهره ای از حق و درستی و شایستگی نیست الا آنکه آن حقیقت از ما اهل البیت دریافت شده،
💐 و هیچکدام از مردمان جهان قضاوت به حکم حق و عدالت و درستی نمیکند الا آنکه کلید آن حکم و باب دریافت آن حکم و مبدأ آن حکم و سبب آن حکم، [ولایت و وجودِ] حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) است.
🌹وقتی مردمان در جایی از امورشان به شبهه و اشتباهی می افتند، مبدأ خطاشدن و نقصش بهنگام خطا بخاطر افتادن در نقصهای خودشان است، و درست شدن امور و کمالشان از جانب ارتباطشان با نور ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است.
🔶
🔶🔶
@salehi786
🔶🔶
🔶
✅در ادامه، شرح استاد طاهرزاده بر این حدیث⬇️
ولایت مبدأ کل خیرات - استاد طاهرزاده
Ostad Taherzade
💎شرح حدیث👆ولایت مبدأ کل خیرات
💠گزیده جلسات۷۶و۷۷ شرح زیارت جامعه کبیره #استادطاهرزاده
💐هر خیری دارد ظهوری ازخیرات ولایت را نمایش میدهد، و هرخطا و شرّی بخاطر نقص در ارتباط با ولایت است
🔶
@salehi786
💠گزیده جلسات۷۶و۷۷ شرح زیارت جامعه کبیره #استادطاهرزاده
💐هر خیری دارد ظهوری ازخیرات ولایت را نمایش میدهد، و هرخطا و شرّی بخاطر نقص در ارتباط با ولایت است
🔶
@salehi786
dokhtaran-behesht.apk
7.4 MB
🔶 نرم افزار اندرویدی«دختران بهشتی»👆
💐 نرم افزاری دخترانه برای ریحانه های بهشتی خانه ی شما، تا با تمرین در بازی وسرگرمی با پوشش صحیح حجاب وچادر و با افراد نامحرم آشنابشن
✨ @salehi786 ✨ @talabeonline
💐 نرم افزاری دخترانه برای ریحانه های بهشتی خانه ی شما، تا با تمرین در بازی وسرگرمی با پوشش صحیح حجاب وچادر و با افراد نامحرم آشنابشن
✨ @salehi786 ✨ @talabeonline
◼️بانهایت تأسّف،رحلت استادبزگوارم،عالم انقلابی،حجت الاسلام #محمدعلی_کرامت رابه محضرامام زمان(علیه السلام)ورهبرانقلاب وخانواده ودوستان تسلیت میگویم◼️
✨نثارشان فاتحه وصلوات
(محضرشان نهاية الحکمة خواندم)
✨نثارشان فاتحه وصلوات
(محضرشان نهاية الحکمة خواندم)
یکی ازتألیفات استادم👆مرحوم حجت الاسلام #محمدعلی_کرامت
بنده شروح متعددى را برکتاب نهایه دیده بودم،ولی انصافاً ایشان دقیقترین بیان را در دفاع از بیان #علامه_طباطبایی داشتند
✨رحمة الله عليهما
@salehi786
بنده شروح متعددى را برکتاب نهایه دیده بودم،ولی انصافاً ایشان دقیقترین بیان را در دفاع از بیان #علامه_طباطبایی داشتند
✨رحمة الله عليهما
@salehi786