بسم الله
#من_کیستم؟!
🔶 #علامه_حسن_زاده (حفظه الله):
🔻 مدتی در وضعی عجیب بودم که نمیتوانم آن را به قلم در آورم و به قول شبستری در گلشن راز:
✨که وصف آن به گفتوگو محال است
✨که صاحب حال داند کان چه حال است.
🔻در آن حال به نوشتن جزوهای به نام « #من_کیستم؟ » خویشتن را تسکین میدادم:
yon.ir/Amoly
🔶من کیستم؟ من کجا بودم؟ من به کجا میروم؟ آیا کسی هست بگوید من کیستم؟
🔻آیا همیشه در اینجا بودم؟ که نبودم.
🔻آیا همیشه در اینجا هستم؟ که نیستم.
🔻آیا به اختیار خودم آمدم؟ که نیامدم.
🔻آیا به اختیار خود هستم؟ که نیستم.
🔻آیا به اختیار خود میروم؟ که نمیروم.
🔻از کجا آمدهام؟ و به کجا میروم؟ کیست این گره را بگشاید؟
🔻چرا گاهی شاد و گاهی ناشادم؟ از امری خندان و از دیگری گریانم؟
🔻شادی چیست؟ و اندوه چیست؟ خنده چیست؟ و گریه چیست؟
🔻میبینم، میشنوم، حرف میزنم، حفظ میکنم، یاد میگیرم، فراموش میشود، به یاد میآورم، ضبط میشود، احساسات گوناگون دارم، از ادراکات جور واجور دارم، میبویم، میجویم، میپویم، رد میکنم، طلب میکنم، اینها چیست؟ چرا این حالات به من دست میدهد، از کجا میآید؟ و چرا میآید؟ کیست این معما را حل کند؟!
🔻چرا خوابم میآید؟ خواب چیست؟ بیدار میشوم بیداری چیست؟ چرا بیدار میشوم؟ چرا خوابم میآید؟ نه آن از دست من است و نه این، خواب میبینم، خواب دیدن چیست؟ تشنه میشوم، آب میخواهم، تشنگی چیست؟ آب چیست؟
🔻اکنون که دارم میبینم به فکر فرو رفتم که من کیستم؟ این کیست که اینجا نشسته و مینویسد؟ نطفه بود و رشد کرد و بدان صورت در آمد، آن نطفه از کجا بود؟ چرا به این صورت در آمد؟ صورتی حیرتآور در آن نطفه چه بود تا بدین جا رسید؟ در چه کارخانهای صورتگری شد و صورتگر چه کسی است؟ آیا موزونتر از این اندام و صورت میشد یا بهتر از این و زیباتر از این نمیشد؟
🔻این نقشه از کیست؟ و خود آن نقاش چیرهدست کیست؟ و چگونه بر آبی به نام نطفه این چنین صورتگری کرد، آن هم صورت و نقشهای که اگر بنا و ساختمان آن و غرفهها و طبقات اتاقهای آن و قوا و عمال وی و ساکنان در اتاقها و غرفههایش و دستگاه گوارش و بینش و طرح نقشه و پیاده شدن آن و عروض احوال و اطوار و شئون گوناگون آن شرح داده شود، هزار و یک شب میشود ولی آن افسانه است؟
🔻و این حقیقت و آن، گاهی تنها من نیستم، جز من این همه صورتهای شگرف و نقشههای بوالعجب از جانداران دریایی و صحرایی و از رستنیها و زمین و آسمان و ماه و خورشید و ستارگان و نظم و ترتیب حکم فرمای بر کشور وجود، و وحدت صنع، و چهره زیبا و قد و قامت دلربای پیکر هستی نیز هست، که در هر یک از آنها چه باید گفت و چه توان گفت و چه پرسشهایی پیش از پیش، که در یک یک آنها پیش آید؟ و در مجموع آنها عنوان میتوان کرد؟ حیرت اندر حیرت، حیرت اندر حیرت!!
🔻هر چه میبینم متحرک و حرکت میبینم، همه در حرکتاند، زمین در حرکت و آسمان در حرکت، ماه و خورشید و ستارگان در حرکت، رستنیها در حرکت، شاید آب و هوا و خاک و دیگر جمادات هم در حرکت باشند و من بیخبر از حرکت آنها، چرا همه در حرکتاند؟ اگر محرک داشته باشند آن محرک کیست؟ و چگونه موجودی است؟ و تا چقدر قدرت و استطاعت دارد که محرک این همه موجودات عظیم است؟؟
🔻آیا خودش هم متحرک است یا نه؟ اگر متحرک باشد محرک میخواهد یا نه؟ و اگر بخواهد محرک او چه کسی خواهد بود و همچنین سخن در آن محرک پیش میآید و همچنین...!! وانگهی این همه، چرا در حرکتند؟
🔻اگر احتیاج نباشد حرکت نیست، احتیاجِ این همه در چیست؟
🔻آیا همه را یک حاجت است و یا دارای حاجتهای گوناگونند؟ و چون احتیاج است عجز و نقص است که به حرکت به دنبال کمال میروند و در پی رفع نقص خودند، آیا این همه موجودات مشهود ما ناقصاند و کامل نیستند؟ چرا ناقصاند؟ کاملتر از آنها کیست؟ و خود آن کمال چیست؟
🔻و چون به دنبال کمال میروند ناچار ادراک عجز و نقص و احتیاج خود کردهاند، پس شعور دارند، توجه دارند، قوه دراکه دارند، حقیقتی دارند که بدین فکر افتادهاند.
🔻کودکان به مدرسه میروند و در حرکتاند، خواهان علمند، و به دنبال علم میروند، درختان رشد میکنند، پس در حرکتاند و به دنبال حقیقتی و کمالی رهسپارند. حیوانات همچنین شاید جمادات هم این چنین باشند که سنگی در رحم کوه، کم کم گوهری، کانی گرانبها میشود.
🔻زمین را مینگرم، ستارگان را میبینم، بنیآدم را مشاهده میکنم، حیوانات جور واجور که به چشم میخورند درختهای گوناگون که دیده میشود، گلهای رنگارنگ که به نظر میآید، در همه مات و متحیر، با همه حرفهای بسیار دارم. هر گاه در مقابل آینه میایستم سخت در خود مینگرم و به فکر فرو میروم. که #تو_کیستی؟ و به کجا میروی؟ چه کسی تو را به این صورت شگفت در آورده است؟
🔸
سخنان علامه در همایش #طبیب_روحانی در ۱۳۹۲/۲/۲۷ برای تجلیل از مقام ایشان:
yon.ir/1392227
🔶
🌷 @Salehi786
#من_کیستم؟!
🔶 #علامه_حسن_زاده (حفظه الله):
🔻 مدتی در وضعی عجیب بودم که نمیتوانم آن را به قلم در آورم و به قول شبستری در گلشن راز:
✨که وصف آن به گفتوگو محال است
✨که صاحب حال داند کان چه حال است.
🔻در آن حال به نوشتن جزوهای به نام « #من_کیستم؟ » خویشتن را تسکین میدادم:
yon.ir/Amoly
🔶من کیستم؟ من کجا بودم؟ من به کجا میروم؟ آیا کسی هست بگوید من کیستم؟
🔻آیا همیشه در اینجا بودم؟ که نبودم.
🔻آیا همیشه در اینجا هستم؟ که نیستم.
🔻آیا به اختیار خودم آمدم؟ که نیامدم.
🔻آیا به اختیار خود هستم؟ که نیستم.
🔻آیا به اختیار خود میروم؟ که نمیروم.
🔻از کجا آمدهام؟ و به کجا میروم؟ کیست این گره را بگشاید؟
🔻چرا گاهی شاد و گاهی ناشادم؟ از امری خندان و از دیگری گریانم؟
🔻شادی چیست؟ و اندوه چیست؟ خنده چیست؟ و گریه چیست؟
🔻میبینم، میشنوم، حرف میزنم، حفظ میکنم، یاد میگیرم، فراموش میشود، به یاد میآورم، ضبط میشود، احساسات گوناگون دارم، از ادراکات جور واجور دارم، میبویم، میجویم، میپویم، رد میکنم، طلب میکنم، اینها چیست؟ چرا این حالات به من دست میدهد، از کجا میآید؟ و چرا میآید؟ کیست این معما را حل کند؟!
🔻چرا خوابم میآید؟ خواب چیست؟ بیدار میشوم بیداری چیست؟ چرا بیدار میشوم؟ چرا خوابم میآید؟ نه آن از دست من است و نه این، خواب میبینم، خواب دیدن چیست؟ تشنه میشوم، آب میخواهم، تشنگی چیست؟ آب چیست؟
🔻اکنون که دارم میبینم به فکر فرو رفتم که من کیستم؟ این کیست که اینجا نشسته و مینویسد؟ نطفه بود و رشد کرد و بدان صورت در آمد، آن نطفه از کجا بود؟ چرا به این صورت در آمد؟ صورتی حیرتآور در آن نطفه چه بود تا بدین جا رسید؟ در چه کارخانهای صورتگری شد و صورتگر چه کسی است؟ آیا موزونتر از این اندام و صورت میشد یا بهتر از این و زیباتر از این نمیشد؟
🔻این نقشه از کیست؟ و خود آن نقاش چیرهدست کیست؟ و چگونه بر آبی به نام نطفه این چنین صورتگری کرد، آن هم صورت و نقشهای که اگر بنا و ساختمان آن و غرفهها و طبقات اتاقهای آن و قوا و عمال وی و ساکنان در اتاقها و غرفههایش و دستگاه گوارش و بینش و طرح نقشه و پیاده شدن آن و عروض احوال و اطوار و شئون گوناگون آن شرح داده شود، هزار و یک شب میشود ولی آن افسانه است؟
🔻و این حقیقت و آن، گاهی تنها من نیستم، جز من این همه صورتهای شگرف و نقشههای بوالعجب از جانداران دریایی و صحرایی و از رستنیها و زمین و آسمان و ماه و خورشید و ستارگان و نظم و ترتیب حکم فرمای بر کشور وجود، و وحدت صنع، و چهره زیبا و قد و قامت دلربای پیکر هستی نیز هست، که در هر یک از آنها چه باید گفت و چه توان گفت و چه پرسشهایی پیش از پیش، که در یک یک آنها پیش آید؟ و در مجموع آنها عنوان میتوان کرد؟ حیرت اندر حیرت، حیرت اندر حیرت!!
🔻هر چه میبینم متحرک و حرکت میبینم، همه در حرکتاند، زمین در حرکت و آسمان در حرکت، ماه و خورشید و ستارگان در حرکت، رستنیها در حرکت، شاید آب و هوا و خاک و دیگر جمادات هم در حرکت باشند و من بیخبر از حرکت آنها، چرا همه در حرکتاند؟ اگر محرک داشته باشند آن محرک کیست؟ و چگونه موجودی است؟ و تا چقدر قدرت و استطاعت دارد که محرک این همه موجودات عظیم است؟؟
🔻آیا خودش هم متحرک است یا نه؟ اگر متحرک باشد محرک میخواهد یا نه؟ و اگر بخواهد محرک او چه کسی خواهد بود و همچنین سخن در آن محرک پیش میآید و همچنین...!! وانگهی این همه، چرا در حرکتند؟
🔻اگر احتیاج نباشد حرکت نیست، احتیاجِ این همه در چیست؟
🔻آیا همه را یک حاجت است و یا دارای حاجتهای گوناگونند؟ و چون احتیاج است عجز و نقص است که به حرکت به دنبال کمال میروند و در پی رفع نقص خودند، آیا این همه موجودات مشهود ما ناقصاند و کامل نیستند؟ چرا ناقصاند؟ کاملتر از آنها کیست؟ و خود آن کمال چیست؟
🔻و چون به دنبال کمال میروند ناچار ادراک عجز و نقص و احتیاج خود کردهاند، پس شعور دارند، توجه دارند، قوه دراکه دارند، حقیقتی دارند که بدین فکر افتادهاند.
🔻کودکان به مدرسه میروند و در حرکتاند، خواهان علمند، و به دنبال علم میروند، درختان رشد میکنند، پس در حرکتاند و به دنبال حقیقتی و کمالی رهسپارند. حیوانات همچنین شاید جمادات هم این چنین باشند که سنگی در رحم کوه، کم کم گوهری، کانی گرانبها میشود.
🔻زمین را مینگرم، ستارگان را میبینم، بنیآدم را مشاهده میکنم، حیوانات جور واجور که به چشم میخورند درختهای گوناگون که دیده میشود، گلهای رنگارنگ که به نظر میآید، در همه مات و متحیر، با همه حرفهای بسیار دارم. هر گاه در مقابل آینه میایستم سخت در خود مینگرم و به فکر فرو میروم. که #تو_کیستی؟ و به کجا میروی؟ چه کسی تو را به این صورت شگفت در آورده است؟
🔸
سخنان علامه در همایش #طبیب_روحانی در ۱۳۹۲/۲/۲۷ برای تجلیل از مقام ایشان:
yon.ir/1392227
🔶
🌷 @Salehi786
Forwarded from روح و ریحان🌸اشعار الهی
بسم الله #ریحان ۳۱
پرهیز از «حظ نفس از خویشتن»
اشعاری از دیوان #شمس_مغربی (در ادامه)
🔸
🔻خدا خودش نشان میدهد به عبدش، که هنوز در حوائجش «خلوص از منِ خویش» ندارد، و همین احساس در «حظ از خویش داشتن» و «اختیار از خویش کردن»، موجب شرک میشود.
🔻کسی که تعلق به هر حظی از «من» دارد، ولو آن حظش لذتی معنوی یا علمی یا محبتی باشد، بازهم محجوب در تمنیات خویش است.
از این محظوظ بودن خویش است که لذت میبرد، نه از فقر و فنایش در برابر عزت حق (که هرچه دون حق، باطل است) .
محجوب از حق است چون هنوز محظوظ از خویش است،
محظوظ از هر کمال و نفع و لذتی برای خویش،
محظوظ از تعلق به علم برای خویش،
محظوظ از تعلق به معنویت و کرامت معنوی برای خویش،
محظوظ از تعلق به محبتی پاک و خالص برای خویش،
محظوظ از تعلق به شهرت اخلاقی و عرفانی و معنوی و علمی و عملی برای خویش،
محظوظ از توجه دیگران بسوی خویش،
محظوظ از خوشایندِ دیگران شدن (لایک گرفتن) برای خویش،
محظوظ از تعلق به مال و مقام (مِلک و مُلک) برای خویش،
محظوظ از حب زناشویی و لذت زناشویی برای خویش،
محظوظ از اولاد خوشایند و مایه آبرو برای خویش،
محظوظ از رابطه با زیباسیرتان و زیباصورتان برای خویش،
محظوظ از تعلق داشتن به خوبان برای خویش،
محظوظ از حس شاگردیِ اهل دل داشتن برای خویش،
محظوظ از تألیفات علمی و آثار معنوی و خوابهای خوش و جلواتِ درونی و بیرونیِ خویش،...
و هرچه که هست تکرارِ «خویش» است، برای «حظّ نفس از خویش»، و همگی بندگی در «هوای نفسِ خویش» .
برای همین است که اگر این «حظّ نفس از خویش» را تأمین شده نیابد، بر هرچه مانعِ تحقق آن حظ خویش می یابد میخروشد، و اگر اهل ایمانِ قلبی و زنده دل باشد، در همین پرخاش و خروش نفس، میتواند «تسویلِ نفس خویش» را فاش بیابد، و طوفانِ هوای درونش را ببیند، که چگونه بر هرچه مانع از پرستشِ «هوای نفس خویش» بوده، خشم و خروش یافته است.
🔸
(چند تذکر از یک زنده دل👇جناب مغربی)
🔸
چون اساس خانه توحيد بر فقر و فناست
جز كه بر فقر و فنا نتوان نهادن اين اساس
گر همى خواهى كه ره يابى بكوى وحدتش
بگذر #از_خود يعنى از جان و دل و عقل و حواس
🔸
بايد اندر عشق او #از_خود بكل وارسته شد
كانك در عشقش بكل #از_خويشتن وارست نيست
از پى پيوند او #از_خويشتن بايد بريد
پى بريدن اينك كس هرگز بدو پيوست نيست
🔸
يار تا من هستم از خود، باخبر نگذاردم
تا ز #من باقى بود رسم و اثر نگذاردم
تا ز #من ما و منى را باز نستاند بكل
تا نسازد او ز #من چيزى دگر نگذاردم
با وجود آنكه گشتم در رهش، از خويشتن،
چون زمين و آسمان زير و زبر نگذاردم
من #به_خود محجوبم از وى دارم اميدى كه او
در حجاب از خويشتن زين بيشتر نگذاردم
گرچه من اندر هوايش بال و پر انداختم
ليكن اميد منست كو بى بال و پر نگذاردم
در گه گفتار و ديدارش يقين دانم كه او
يك زمان بى شمع و يك دم بى بصر نگذاردم
مردم چشمم از آنم نام انسان كرده است
چونك من انسان عينم از نظر نگذاردم
من گداى او از آن گشتم بسان مغربى
كو دگر همچون گدايان دربه در نگذاردم
آتش عشق است كه اندر رشته جانم فتاد
تا نسوزاند چو شمعم سر بسر نگذاردم
🔸
يوسف حسنش چو آيد در لباس
گردد او را هر دو عالم پيرهن
سر ز جيب هر دو عالم برزند
در خود آرايد لباس جان و تن
چون لباس جان و تن در خود كشد
پر ز خود بيند هزاران انجمن
...
عشق چون بيند جمال خويش را
در لباس و در نقاب ما و من
غيرت آرد حُسن را گويد كه زود
جامه اغيار بركن از بدن
حُسنِ خود را از لباس آرد برون
باز در ذات خودش سازد وطن
كثرت كونين را در خود كشد
بحر وحدت چونكه گردد موج زن
كس نماند غير ذات مغربى
نى زمين ماند در آن دم، نى ز #من
🔸
تا ما #به_خوديم در حجابيم
#از_خويش بسى حجاب داريم
به زان نبود كه خويشتن را
يكسر به نگار واگذاريم
در هستى دوست نيست گرديم
وز هستى خويش ياد ناريم
چون خامه اگر ز سر برآئيم
سر از خط دوست بر نداريم
اى ساقى از آن مى كه باقيست
در ده قدحى كه در خماريم
تا مست فرو رويم در خود
وز جِيْب عدم سرى برآريم
در مهر رسيم مغربى وار
اى دوست دمى كه ذره واريم
🔸
✨ @Elaahy ✨ @Salehi786
پرهیز از «حظ نفس از خویشتن»
اشعاری از دیوان #شمس_مغربی (در ادامه)
🔸
🔻خدا خودش نشان میدهد به عبدش، که هنوز در حوائجش «خلوص از منِ خویش» ندارد، و همین احساس در «حظ از خویش داشتن» و «اختیار از خویش کردن»، موجب شرک میشود.
🔻کسی که تعلق به هر حظی از «من» دارد، ولو آن حظش لذتی معنوی یا علمی یا محبتی باشد، بازهم محجوب در تمنیات خویش است.
از این محظوظ بودن خویش است که لذت میبرد، نه از فقر و فنایش در برابر عزت حق (که هرچه دون حق، باطل است) .
محجوب از حق است چون هنوز محظوظ از خویش است،
محظوظ از هر کمال و نفع و لذتی برای خویش،
محظوظ از تعلق به علم برای خویش،
محظوظ از تعلق به معنویت و کرامت معنوی برای خویش،
محظوظ از تعلق به محبتی پاک و خالص برای خویش،
محظوظ از تعلق به شهرت اخلاقی و عرفانی و معنوی و علمی و عملی برای خویش،
محظوظ از توجه دیگران بسوی خویش،
محظوظ از خوشایندِ دیگران شدن (لایک گرفتن) برای خویش،
محظوظ از تعلق به مال و مقام (مِلک و مُلک) برای خویش،
محظوظ از حب زناشویی و لذت زناشویی برای خویش،
محظوظ از اولاد خوشایند و مایه آبرو برای خویش،
محظوظ از رابطه با زیباسیرتان و زیباصورتان برای خویش،
محظوظ از تعلق داشتن به خوبان برای خویش،
محظوظ از حس شاگردیِ اهل دل داشتن برای خویش،
محظوظ از تألیفات علمی و آثار معنوی و خوابهای خوش و جلواتِ درونی و بیرونیِ خویش،...
و هرچه که هست تکرارِ «خویش» است، برای «حظّ نفس از خویش»، و همگی بندگی در «هوای نفسِ خویش» .
برای همین است که اگر این «حظّ نفس از خویش» را تأمین شده نیابد، بر هرچه مانعِ تحقق آن حظ خویش می یابد میخروشد، و اگر اهل ایمانِ قلبی و زنده دل باشد، در همین پرخاش و خروش نفس، میتواند «تسویلِ نفس خویش» را فاش بیابد، و طوفانِ هوای درونش را ببیند، که چگونه بر هرچه مانع از پرستشِ «هوای نفس خویش» بوده، خشم و خروش یافته است.
🔸
(چند تذکر از یک زنده دل👇جناب مغربی)
🔸
چون اساس خانه توحيد بر فقر و فناست
جز كه بر فقر و فنا نتوان نهادن اين اساس
گر همى خواهى كه ره يابى بكوى وحدتش
بگذر #از_خود يعنى از جان و دل و عقل و حواس
🔸
بايد اندر عشق او #از_خود بكل وارسته شد
كانك در عشقش بكل #از_خويشتن وارست نيست
از پى پيوند او #از_خويشتن بايد بريد
پى بريدن اينك كس هرگز بدو پيوست نيست
🔸
يار تا من هستم از خود، باخبر نگذاردم
تا ز #من باقى بود رسم و اثر نگذاردم
تا ز #من ما و منى را باز نستاند بكل
تا نسازد او ز #من چيزى دگر نگذاردم
با وجود آنكه گشتم در رهش، از خويشتن،
چون زمين و آسمان زير و زبر نگذاردم
من #به_خود محجوبم از وى دارم اميدى كه او
در حجاب از خويشتن زين بيشتر نگذاردم
گرچه من اندر هوايش بال و پر انداختم
ليكن اميد منست كو بى بال و پر نگذاردم
در گه گفتار و ديدارش يقين دانم كه او
يك زمان بى شمع و يك دم بى بصر نگذاردم
مردم چشمم از آنم نام انسان كرده است
چونك من انسان عينم از نظر نگذاردم
من گداى او از آن گشتم بسان مغربى
كو دگر همچون گدايان دربه در نگذاردم
آتش عشق است كه اندر رشته جانم فتاد
تا نسوزاند چو شمعم سر بسر نگذاردم
🔸
يوسف حسنش چو آيد در لباس
گردد او را هر دو عالم پيرهن
سر ز جيب هر دو عالم برزند
در خود آرايد لباس جان و تن
چون لباس جان و تن در خود كشد
پر ز خود بيند هزاران انجمن
...
عشق چون بيند جمال خويش را
در لباس و در نقاب ما و من
غيرت آرد حُسن را گويد كه زود
جامه اغيار بركن از بدن
حُسنِ خود را از لباس آرد برون
باز در ذات خودش سازد وطن
كثرت كونين را در خود كشد
بحر وحدت چونكه گردد موج زن
كس نماند غير ذات مغربى
نى زمين ماند در آن دم، نى ز #من
🔸
تا ما #به_خوديم در حجابيم
#از_خويش بسى حجاب داريم
به زان نبود كه خويشتن را
يكسر به نگار واگذاريم
در هستى دوست نيست گرديم
وز هستى خويش ياد ناريم
چون خامه اگر ز سر برآئيم
سر از خط دوست بر نداريم
اى ساقى از آن مى كه باقيست
در ده قدحى كه در خماريم
تا مست فرو رويم در خود
وز جِيْب عدم سرى برآريم
در مهر رسيم مغربى وار
اى دوست دمى كه ذره واريم
🔸
✨ @Elaahy ✨ @Salehi786
🔸هر وقت کسی منزل نبود وضو بگیر و رو به قبله بنشین و صد مرتبه از خودت سوال کن : #من_کی_ام؟ من کی ام؟
- شاید خودت را پیدا کردی
@Salehi786
- شاید خودت را پیدا کردی
@Salehi786
بسم الله
🔻گویند: " #معرفت_نفس چیست؟ "
🔸" وقتی بیابی که دانشی جز #معرفت_نفس نیست! و جهان و تمام زندگی در آن جز ورقهایی از این دانش نیست! هر ادراک و هر حرکتی، خواندنِ برگی از #کتاب_خویش است ..."
🔻گویند: " چگونه این چنین دانشی بیابیم؟ "
🔸" عجیب تر از این سؤال چیست؟! و سنگین تر از این سؤال نیست!!
چرا که هرکسی در پیمایشِ زندگی دارد فقط پاسخ همین سؤال وجودیِ خویش را میدهد که « #این_من_کیست؟ »، و خودش هم دارد با نوع زندگیش همین معنی را در تمام امورش نشان میدهد، و آشکار میکند معنیِ #منِ خویش را :
که 👌« من همانم که در پی آنم » ...
ببین در پِیِ چیستی تا بیابی خویش را که کیستی! "
🔻گویند: "کِیْ به وصالِ #خدا میرسیم؟"
🔸"وقتی در پِیِ #من_کیستم در زندگی، یافتی که هیچ شئِ #توصیف_پذیری تمامُ المعنیِ #من نیست، و پویشِ هیچکدامشان پاسخی موجب آرامش از پرسشِ #من_کیستم نیست!
پس وقتی از تمام اشیاء خلقت (از جمله خودت) منقطع و طاهر شدی، و از هر میل و وصفی که از معنیِ #من داشتی پاک گشتی، و خالی از #انانیت، و خالص از توصیفِ #من بودی، آنگاه است که #شراب_وصل مینوشی!
🔸
🔸الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّي لِخَلْقِهِ بِخَلْقِه
(نهج البلاغه)
🔸لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ حِجَابٌ غَيْرُ خَلْقِه
(توحید صدوق)
🔸تَعْرِفُ نَفْسَکَ بِهِ، وَ لَا تَعْرِفُ نَفْسَکَ بِنَفْسِکَ مِنْ نَفْسِکَ، وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِیهِ لَهُ وَ بِهِ
(تحف العقول)
🔸سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِين
(صافات،۱۵۹-۱۶۰)
🔸لاَ يَكُونُ اَلْعَبْدُ عَابِداً لِلَّهِ حَقَّ عِبَادَتِهِ حَتَّى يَنْقَطِعَ عَنِ اَلْخَلْقِ كُلِّهِمْ إِلَيْهِ، فَحِينَئِذٍ يَقُولُ: "هَذَا خَالِصٌ لِي". فَيَقْبَلُهُ بِكَرَمِه.
(تفسير الإمام عليه السّلام)
🔸 t.me/salehi786/3336
@Salehi786
🔻گویند: " #معرفت_نفس چیست؟ "
🔸" وقتی بیابی که دانشی جز #معرفت_نفس نیست! و جهان و تمام زندگی در آن جز ورقهایی از این دانش نیست! هر ادراک و هر حرکتی، خواندنِ برگی از #کتاب_خویش است ..."
🔻گویند: " چگونه این چنین دانشی بیابیم؟ "
🔸" عجیب تر از این سؤال چیست؟! و سنگین تر از این سؤال نیست!!
چرا که هرکسی در پیمایشِ زندگی دارد فقط پاسخ همین سؤال وجودیِ خویش را میدهد که « #این_من_کیست؟ »، و خودش هم دارد با نوع زندگیش همین معنی را در تمام امورش نشان میدهد، و آشکار میکند معنیِ #منِ خویش را :
که 👌« من همانم که در پی آنم » ...
ببین در پِیِ چیستی تا بیابی خویش را که کیستی! "
🔻گویند: "کِیْ به وصالِ #خدا میرسیم؟"
🔸"وقتی در پِیِ #من_کیستم در زندگی، یافتی که هیچ شئِ #توصیف_پذیری تمامُ المعنیِ #من نیست، و پویشِ هیچکدامشان پاسخی موجب آرامش از پرسشِ #من_کیستم نیست!
پس وقتی از تمام اشیاء خلقت (از جمله خودت) منقطع و طاهر شدی، و از هر میل و وصفی که از معنیِ #من داشتی پاک گشتی، و خالی از #انانیت، و خالص از توصیفِ #من بودی، آنگاه است که #شراب_وصل مینوشی!
🔸
🔸الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّي لِخَلْقِهِ بِخَلْقِه
(نهج البلاغه)
🔸لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ حِجَابٌ غَيْرُ خَلْقِه
(توحید صدوق)
🔸تَعْرِفُ نَفْسَکَ بِهِ، وَ لَا تَعْرِفُ نَفْسَکَ بِنَفْسِکَ مِنْ نَفْسِکَ، وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِیهِ لَهُ وَ بِهِ
(تحف العقول)
🔸سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِين
(صافات،۱۵۹-۱۶۰)
🔸لاَ يَكُونُ اَلْعَبْدُ عَابِداً لِلَّهِ حَقَّ عِبَادَتِهِ حَتَّى يَنْقَطِعَ عَنِ اَلْخَلْقِ كُلِّهِمْ إِلَيْهِ، فَحِينَئِذٍ يَقُولُ: "هَذَا خَالِصٌ لِي". فَيَقْبَلُهُ بِكَرَمِه.
(تفسير الإمام عليه السّلام)
🔸 t.me/salehi786/3336
@Salehi786
Telegram
هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
🔸هر وقت کسی منزل نبود وضو بگیر و رو به قبله بنشین و صد مرتبه از خودت سوال کن : #من_کی_ام؟ من کی ام؟
- شاید خودت را پیدا کردی
@Salehi786
- شاید خودت را پیدا کردی
@Salehi786
Forwarded from محسن قنبریان
🛐دعای انقلابی برای رفع کرونا❗️
🌡حتما شماهم در شبکه های مجازی این روزها با دستورالعمل های عبادی برای دفع کرونا از اساتید عرفان گذشته ومعاصر مواجه شده اید. ختم زیارت عاشورا شبیه سامراء سابق و دفع وبا؛ نماز جعفر طیار ودعای نور، حرزهایی برای آویزان در خانه و...
مٲثور از آنها قطعا خوب اند و مجرَّب.
با همین تضرعات، سابقا خداوند دفع بلاء از کشور اهل ایمان کرده وبه مومنین آبرو داده؛ تا جامعه ایمانی از کفر، در انظار تفاوت کند.
💊 اما الان زمان دیگری است، ودعای برتری لازم است.
تفاوت "کرونا امروز" با "وبای دیروز"، به قدر تفاوت "ایران انقلابی" با "سامرای مستعمره دیروز" است!
جامعه، با مسلمان شدن "صورتی نو" می پذیرد. با تشیّع، "فعلیّتی برتر" می گیرد. با اسلام ناب وتشیع راستین، "تعالی" می گیرد.
در جای خود ثابت است که هر موجود، فیوضات ربّ را با "صورت اخیر" و "فعلیت آخر" خود جذب می کند: نبات با فعلیتِ نباتی اش، چیزی جذب می کند که جماد نمی تواند آنرا جذب کند. انسان، با فعلیتِ عقل و نطقش، فیضی می گیرد که حیوان از آن بی خبر است.
حال جامعه ای که از دوگانه پرستی در آمد ومسلمان شد؛ از اسلامِ فتوحات، بالا آمد واسلام اهلبیت(ع) را پذیرفت؛ البته چله ی زیارت عاشورایش دفع وبا می کند.
اگر از تشیع انقلابیِ علی(ع)و حسین(ع) بهره بُرد و بر یزیدها شورید، مقابل سفیانی ها ایستاد؛ البته "فعلیت برتری" یافته وفیض بالاتری باید جذب کند. آن فیض برتر چیست؟
🔬حالا وقتش رسیده که "علم را اگر در ثریا باشد به زمین آورد" وآبروی مذهب حقش کند.
بازهم با زیارت عاشورا، نماز جعفر طیّار واستغاثه به امام عصر(ع) چنین می کند. اما نه در رویکرد عام الفیل و عبدالمطلب؛ که شترانش را طلب کند وبگوید: خانه، خود صاحب دارد!
بلکه در رویکرد محمد(ص) و وارثانش؛ که، مومنین (بٲیدی المومنین) را جای ابابیل نهد. "اعجاز سجیل" را در "ما رمیت اذ رمیت" بیاورد. حالا، تیرِ کمان مومن، کار سجیل ابابیل میکند.(دقت کنید)
💉وقتی رئیس دانشگاه بقیة الله ازکلید خوردن سه پروژه برای درمان قطعی ویروس کرونا خبر داد؛ و وزیر بهداشت در پاسخ پیام تشکر رهبر انقلاب گفت: "بی تردید با به زانو درآوردن هرچه زودتر بیماری، جهانیان را شگفت زده می کنیم"؛این فعلیت آخر را در فرزندان خمینی دیدم.
انقلاب خمینی برای جمع دین و دنیا و علم و معنویت آمد و خود را مقدمه تمدن مهدوی خواند. پس دیگر بالاتر از اعجازِ دفع وبا "از سر مومنین" ، باید طلب کند. باید فیض آسمانی علم را جذب کند و بوسیله مومنین انقلابی، کرونا را "از سر بشریت" رفع کند.
این هم دعا واستغاثه شمارا می خواهد. ⬅️حالا دیگر فقط برای اعجازِ بی اثر کردن ویروس بین مومنان دعا نکن؛ برای پرچم داری ایران انقلابی در حلّ این بلیه ی جهانی دعا کن ؛ که نظرها را به حقانیت این راه و آن مذهب جلب خواهد کرد.
🎯آنوقت لطف خفیِّ تقدیر الهی برای شروع کرونا از قم، سوژه سازی ها علیه قم ومقدسات، تهاجم رسانه ای دشمن بر کرونای ایران ومعمولی گرفتن کرونای جهان، جدی تر شدن احتمال جهش ژنتیکی ویروس وعملیات بیوتروریسم و دهها پدیده ظاهرا شوم دیگر معلوم خواهد شد!
پس از امروز نذر ودعا وتوسل کن دانشمندان جوان انقلاب قم، جهان را شگفت زده کنند: ایران انقلابی، کرونا را درمان کرد!
آنروز، یک قدم به "یدخلون فی دین الله افواجا" نزدیک شده ایم.
به امید آنروز...
#باهم_شکستش_میدهیم
#ایران_در_افق_۱۴۰۰
#رتبه_اول_در_پیشرفت_علم_و_فناوری
#من_انقلابی_ام
📝محسن قنبریان ۹۸/۱۲/۹
☑️ @m_ghanbarian
🌡حتما شماهم در شبکه های مجازی این روزها با دستورالعمل های عبادی برای دفع کرونا از اساتید عرفان گذشته ومعاصر مواجه شده اید. ختم زیارت عاشورا شبیه سامراء سابق و دفع وبا؛ نماز جعفر طیار ودعای نور، حرزهایی برای آویزان در خانه و...
مٲثور از آنها قطعا خوب اند و مجرَّب.
با همین تضرعات، سابقا خداوند دفع بلاء از کشور اهل ایمان کرده وبه مومنین آبرو داده؛ تا جامعه ایمانی از کفر، در انظار تفاوت کند.
💊 اما الان زمان دیگری است، ودعای برتری لازم است.
تفاوت "کرونا امروز" با "وبای دیروز"، به قدر تفاوت "ایران انقلابی" با "سامرای مستعمره دیروز" است!
جامعه، با مسلمان شدن "صورتی نو" می پذیرد. با تشیّع، "فعلیّتی برتر" می گیرد. با اسلام ناب وتشیع راستین، "تعالی" می گیرد.
در جای خود ثابت است که هر موجود، فیوضات ربّ را با "صورت اخیر" و "فعلیت آخر" خود جذب می کند: نبات با فعلیتِ نباتی اش، چیزی جذب می کند که جماد نمی تواند آنرا جذب کند. انسان، با فعلیتِ عقل و نطقش، فیضی می گیرد که حیوان از آن بی خبر است.
حال جامعه ای که از دوگانه پرستی در آمد ومسلمان شد؛ از اسلامِ فتوحات، بالا آمد واسلام اهلبیت(ع) را پذیرفت؛ البته چله ی زیارت عاشورایش دفع وبا می کند.
اگر از تشیع انقلابیِ علی(ع)و حسین(ع) بهره بُرد و بر یزیدها شورید، مقابل سفیانی ها ایستاد؛ البته "فعلیت برتری" یافته وفیض بالاتری باید جذب کند. آن فیض برتر چیست؟
🔬حالا وقتش رسیده که "علم را اگر در ثریا باشد به زمین آورد" وآبروی مذهب حقش کند.
بازهم با زیارت عاشورا، نماز جعفر طیّار واستغاثه به امام عصر(ع) چنین می کند. اما نه در رویکرد عام الفیل و عبدالمطلب؛ که شترانش را طلب کند وبگوید: خانه، خود صاحب دارد!
بلکه در رویکرد محمد(ص) و وارثانش؛ که، مومنین (بٲیدی المومنین) را جای ابابیل نهد. "اعجاز سجیل" را در "ما رمیت اذ رمیت" بیاورد. حالا، تیرِ کمان مومن، کار سجیل ابابیل میکند.(دقت کنید)
💉وقتی رئیس دانشگاه بقیة الله ازکلید خوردن سه پروژه برای درمان قطعی ویروس کرونا خبر داد؛ و وزیر بهداشت در پاسخ پیام تشکر رهبر انقلاب گفت: "بی تردید با به زانو درآوردن هرچه زودتر بیماری، جهانیان را شگفت زده می کنیم"؛این فعلیت آخر را در فرزندان خمینی دیدم.
انقلاب خمینی برای جمع دین و دنیا و علم و معنویت آمد و خود را مقدمه تمدن مهدوی خواند. پس دیگر بالاتر از اعجازِ دفع وبا "از سر مومنین" ، باید طلب کند. باید فیض آسمانی علم را جذب کند و بوسیله مومنین انقلابی، کرونا را "از سر بشریت" رفع کند.
این هم دعا واستغاثه شمارا می خواهد. ⬅️حالا دیگر فقط برای اعجازِ بی اثر کردن ویروس بین مومنان دعا نکن؛ برای پرچم داری ایران انقلابی در حلّ این بلیه ی جهانی دعا کن ؛ که نظرها را به حقانیت این راه و آن مذهب جلب خواهد کرد.
🎯آنوقت لطف خفیِّ تقدیر الهی برای شروع کرونا از قم، سوژه سازی ها علیه قم ومقدسات، تهاجم رسانه ای دشمن بر کرونای ایران ومعمولی گرفتن کرونای جهان، جدی تر شدن احتمال جهش ژنتیکی ویروس وعملیات بیوتروریسم و دهها پدیده ظاهرا شوم دیگر معلوم خواهد شد!
پس از امروز نذر ودعا وتوسل کن دانشمندان جوان انقلاب قم، جهان را شگفت زده کنند: ایران انقلابی، کرونا را درمان کرد!
آنروز، یک قدم به "یدخلون فی دین الله افواجا" نزدیک شده ایم.
به امید آنروز...
#باهم_شکستش_میدهیم
#ایران_در_افق_۱۴۰۰
#رتبه_اول_در_پیشرفت_علم_و_فناوری
#من_انقلابی_ام
📝محسن قنبریان ۹۸/۱۲/۹
☑️ @m_ghanbarian