بسم الله
🌷 #نماز_استغاثه به #حضرت_فاطمه (سلام الله علیها و أرواحنا فداها)
👇
🔶روايت شده: هرگاه براى تو به خداى متعال حاجتى پيش آمد، و سينه ات از آن تنگى گرفت #دو_ركعت نماز بخوان، و پس از سلام نماز:
1⃣ ابتدا #۳۰_مرتبه تكبير بگو،
و 2⃣ #تسبيح_حضرت_زهرا (عليها السّلام) را بجا آور،
و 3⃣ به #سجده برو و #۱۰۰_مرتبه بگو:
🔻يا مَوْلاتى يا فاطِمَةُ اَغيثينى
(اى سرپرستم اى فاطمه به فريادم برس)
سپس 4⃣ جانب #راست_صورت خويش را بر زمين بگذار، و همين ذكر را #۱۰۰_مرتبه بگو،
و سپس 5⃣ جانب #چپ_صورت را بر زمين بگذار و #۱۰۰_مرتبه بگو،
و در آخر 6⃣ دوباره به #سجده برو (پیشانی بر سجده) و اینبار #۱۱۰_مرتبه ذکر را بگو،
و 7⃣ در همان سجده آخر بعد از ذکر، حاجت خود را ياد كن و ازخدا بخواه که به آبروی #حضرت_زهرای_مرضیه (سلام الله علیها) اجابتت فرماید
👌به درستى كه خدا آن را برآورده كند. ان شاء اللّه تعالى
🔶
8⃣ در نقلی دیگر آمده، که بعد از سجده آخر این دعا را هم بخوان:
🔻يا آمِناً مِنْ كُلِّ شَيْى ءٍ
وَ كُلُّ شَيْى ءٍ مِنْكَ خآئِفٌ حَذِرٌ
اَسْئَلُكَ بِاَمْنِكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ
وَ خَوْفِ كُلِّ شَىْءٍ مِنْكَ
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ اَنْ تُعْطِيَنى اَماناً لِنَفْسى وَ أَهْلى وَ مالى وَ وَلَدى حَتّى لا اَخافَ اَحَداً
وَ لا اَحْذَرَ مِنْ شَىْءٍ اَبَدَاً
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْى ءٍ قَديرٌ
🔶
🔻ترجمه دعا:
💠ای بى هراس و بيم از هرچيز، كه هرچيز از تو هراسان و برحذر است، از تو مى خواهم به ايمنى ات از هرچيز، و هراس هرچيز از تو، اينكه بر محمّد درود فرستى، و ايمنى به من عطا كنى، براى خود و خاندان و دارايى و فرزندانم، تا از احدى نهراسم، و هرگز از چيزى حذر نكنم، به درستى كه تو بر هرچيز توانايى.
🔶
👇متن دو روایت مذکور:
💠 قبس المصباح رَوَی الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِذَا کَانَتْ لَکَ حَاجَةٌ إِلَی اللَّهِ وَ ضِقْتَ بِهَا ذَرْعاً فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ، فَإِذَا سَلَّمْتَ، کَبِّرِ اللَّهَ ثَلَاثاً، وَ سَبِّحْ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ ع
ثُمَّ اسْجُدْ وَ قُلْ مِائَةَ مَرَّةٍ : «یَا مَوْلَاتِی فَاطِمَةُ أَغِیثِینِی»
ثُمَّ ضَعْ خَدَّکَ الْأَیْمَنَ عَلَی الْأَرْضِ وَ قُلْ مِثْلَ ذَلِکَ
ثُمَّ عُدْ إِلَی السُّجُودِ وَ قُلْ ذَلِکَ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ
وَ اذْکُرْ حَاجَتَکَ فَإِنَّ اللَّهَ یَقْضِیهَا.
(بحارالانوار ج۹۲ ص۲۵۴)
🔶
💠 صَلَاةُ الِاسْتِغَاثَةِ بِالْبَتُولِ ع-:
تُصَلِّی رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ « یَا فَاطِمَةُ» مِائَةَ مَرَّةٍ
ثُمَّ ضَعْ خَدَّکَ الْأَیْمَنَ عَلَی الْأَرْضِ وَ قُلْ مِثْلَ ذَلِکَ
وَ تَضَعُ خَدَّکَ الْأَیْسَرَ عَلَی الْأَرْضِ وَ تَقُولُ مِثْلَهُ
ثُمَّ اسْجُدْ وَ قُلْ ذَلِکَ مِائَةً وَ عَشْرَ دَفَعَاتٍ
وَ قُلْ : " یَا آمِناً مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ کُلُّ شَیْ ءٍ مِنْکَ خَائِفٌ حَذِرٌ أَسْأَلُکَ بِأَمْنِکَ مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ خَوْفِ کُلِّ شَیْ ءٍ مِنْکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعْطِیَنِی أَمَاناً لِنَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی حَتَّی لَا أَخَافَ أَحَداً وَ لَا أَحْذَرَ مِنْ شَیْ ءٍ أَبَداً- إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ "
(بحارالانوار ج۸۸ ص۳۵۶، مکارم الأخلاق ص ۳۸۰)
🔶
@Salehi786
🌷 #نماز_استغاثه به #حضرت_فاطمه (سلام الله علیها و أرواحنا فداها)
👇
🔶روايت شده: هرگاه براى تو به خداى متعال حاجتى پيش آمد، و سينه ات از آن تنگى گرفت #دو_ركعت نماز بخوان، و پس از سلام نماز:
1⃣ ابتدا #۳۰_مرتبه تكبير بگو،
و 2⃣ #تسبيح_حضرت_زهرا (عليها السّلام) را بجا آور،
و 3⃣ به #سجده برو و #۱۰۰_مرتبه بگو:
🔻يا مَوْلاتى يا فاطِمَةُ اَغيثينى
(اى سرپرستم اى فاطمه به فريادم برس)
سپس 4⃣ جانب #راست_صورت خويش را بر زمين بگذار، و همين ذكر را #۱۰۰_مرتبه بگو،
و سپس 5⃣ جانب #چپ_صورت را بر زمين بگذار و #۱۰۰_مرتبه بگو،
و در آخر 6⃣ دوباره به #سجده برو (پیشانی بر سجده) و اینبار #۱۱۰_مرتبه ذکر را بگو،
و 7⃣ در همان سجده آخر بعد از ذکر، حاجت خود را ياد كن و ازخدا بخواه که به آبروی #حضرت_زهرای_مرضیه (سلام الله علیها) اجابتت فرماید
👌به درستى كه خدا آن را برآورده كند. ان شاء اللّه تعالى
🔶
8⃣ در نقلی دیگر آمده، که بعد از سجده آخر این دعا را هم بخوان:
🔻يا آمِناً مِنْ كُلِّ شَيْى ءٍ
وَ كُلُّ شَيْى ءٍ مِنْكَ خآئِفٌ حَذِرٌ
اَسْئَلُكَ بِاَمْنِكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ
وَ خَوْفِ كُلِّ شَىْءٍ مِنْكَ
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ اَنْ تُعْطِيَنى اَماناً لِنَفْسى وَ أَهْلى وَ مالى وَ وَلَدى حَتّى لا اَخافَ اَحَداً
وَ لا اَحْذَرَ مِنْ شَىْءٍ اَبَدَاً
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْى ءٍ قَديرٌ
🔶
🔻ترجمه دعا:
💠ای بى هراس و بيم از هرچيز، كه هرچيز از تو هراسان و برحذر است، از تو مى خواهم به ايمنى ات از هرچيز، و هراس هرچيز از تو، اينكه بر محمّد درود فرستى، و ايمنى به من عطا كنى، براى خود و خاندان و دارايى و فرزندانم، تا از احدى نهراسم، و هرگز از چيزى حذر نكنم، به درستى كه تو بر هرچيز توانايى.
🔶
👇متن دو روایت مذکور:
💠 قبس المصباح رَوَی الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِذَا کَانَتْ لَکَ حَاجَةٌ إِلَی اللَّهِ وَ ضِقْتَ بِهَا ذَرْعاً فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ، فَإِذَا سَلَّمْتَ، کَبِّرِ اللَّهَ ثَلَاثاً، وَ سَبِّحْ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ ع
ثُمَّ اسْجُدْ وَ قُلْ مِائَةَ مَرَّةٍ : «یَا مَوْلَاتِی فَاطِمَةُ أَغِیثِینِی»
ثُمَّ ضَعْ خَدَّکَ الْأَیْمَنَ عَلَی الْأَرْضِ وَ قُلْ مِثْلَ ذَلِکَ
ثُمَّ عُدْ إِلَی السُّجُودِ وَ قُلْ ذَلِکَ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ
وَ اذْکُرْ حَاجَتَکَ فَإِنَّ اللَّهَ یَقْضِیهَا.
(بحارالانوار ج۹۲ ص۲۵۴)
🔶
💠 صَلَاةُ الِاسْتِغَاثَةِ بِالْبَتُولِ ع-:
تُصَلِّی رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ « یَا فَاطِمَةُ» مِائَةَ مَرَّةٍ
ثُمَّ ضَعْ خَدَّکَ الْأَیْمَنَ عَلَی الْأَرْضِ وَ قُلْ مِثْلَ ذَلِکَ
وَ تَضَعُ خَدَّکَ الْأَیْسَرَ عَلَی الْأَرْضِ وَ تَقُولُ مِثْلَهُ
ثُمَّ اسْجُدْ وَ قُلْ ذَلِکَ مِائَةً وَ عَشْرَ دَفَعَاتٍ
وَ قُلْ : " یَا آمِناً مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ کُلُّ شَیْ ءٍ مِنْکَ خَائِفٌ حَذِرٌ أَسْأَلُکَ بِأَمْنِکَ مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ خَوْفِ کُلِّ شَیْ ءٍ مِنْکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعْطِیَنِی أَمَاناً لِنَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی حَتَّی لَا أَخَافَ أَحَداً وَ لَا أَحْذَرَ مِنْ شَیْ ءٍ أَبَداً- إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ "
(بحارالانوار ج۸۸ ص۳۵۶، مکارم الأخلاق ص ۳۸۰)
🔶
@Salehi786
🔻 به ما گفتند: در يكي از آيات قرآن آمده است كه هر چيزي خداوند را تسبيح مي گويد! (إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ -اسراء ۴۴- )
❗️آن سخنان براي ما معمايي شد كه چطور با اين كه امام آن ها مرده است، باز او را زنده مي دانند و به علاوه، معتقدند كه همه چيز، حتّي كوه ها و درختان، خدا را تسبيح مي گويند؟ باور نكرديم و تصميم گرفتيم براي تماشا وارد آن حرم مشهد رضوي بشويم.
🔻بهنگام ورود در صحن، يكي از خادمان كه وسيله اي شبيه چماق با روكش نقره در دست داشت، وقتي متوجه شد ما خارجي هستيم از ورودمان به صحن جلوگيري كرد و گفت: ورود خارجي ممنوع است!🚫
🙏 گفتم: ما چندين هزار كيلومتر در دنيا سفر كرده ايم و به اماكن گوناگوني وارد شده ايم و هيچ كجا به ما نگفتند كه ورود خارجي ممنوع است، چرا شما از ورود ما جلوگيري مي كنيد؟ قصد ما تنها تماشاي اين محل است و نيّت بدي نداريم. هر چه اصرار كردم فايده اي نبخشيد و از ورود ما جلوگيري كردند و ما با ناراحتي از آنجا دور شديم و در آن حوالي روبروي مسافرخانه اي لب جوي آب نشستيم.
🔻من مدّتي به فكر فرو رفتم كه نكند در عالم حقيقتي باشد كه در اينجا نهان است و ما نشناسيم؟ ما كه آن همه زحمت و رياضت را تحمّل كرده و نتيجه اي نگرفته ايم، اگر در اينجا خبري باشد و آنان ما را راه ندادند كه از آن مطلع گرديم، برايمان سخت حسرت آور و رنج آور است كه با آن همه زحمت، تلاش و تحمّل رنج سفر از رسيدن به آن حقيقت محروم بمانيم. بي اختيار گريه ام گرفت و مدّتي گريستم.
⚠️ ناگهان اين فكر به ذهنم خطور كرد كسي كه آنجا مدفون است، يا امام و انسان كامل است و آن ها راست مي گويند، يا دروغ مي گويند و او انسان كامل نيست. اگر آن ها راست بگويند و به واقع او زنده است و بر همه جا احاطه دارد، خودش مي داند كه ما به دنبال چه هدفي اين همه راه آمده ايم و بايد ما را دريابد؛ و اگر آنان دروغ مي گويند، ضرورتي ندارد كه ما به تماشاي آنجا برويم.
🌸همين طور كه اشك مي ريختم و خود را تسلّي مي دادم، دست فروشي كه تعدادي آيينه، مهر و تسبيح در دست داشت نزدم آمد و به انگليسي و با لهجة شهر خودمان گفت: چرا ناراحتي؟ سر بلند كردم و جريان را براي او گفتم كه ما براي كشف حقيقت به چندين كشور سفر كرده ايم و سال ها رياضت كشيده ايم و اكنون كه به اينجا آمده ايم، به حرم راهمان نمي دهند.
🔻او گفت: ناراحت نباش، برو، راهتان مي دهند.
✨گفتم: الآن ما به آنجا رفتيم و راهمان ندادند.
✨گفت: آن وقت اجازه نداشتند!
🔻من در آن لحظه، فكر نكردم كه چطور آن دست فروش به انگليسي آن هم به لهجة محلي با من حرف زد و از كجا خبر داشت كه قبلاً خادمان حرم اجازه نداشتند كه ما را راه دهند و اكنون اجازه دارند؛ و چرا من راز دلم را براي او گفتم. بالاخره به طرف حرم راه افتاديم و وقتي به در صحن رسيديم، خادم مانع ورود ما نشد. پيش خود گفتم، شايد ما را نديده، برگشتيم و به او نگاه كرديم؛ اما او عكس العملي نشان نداد!!😳
💐 وارد صحن شديم و به راهرويي رسيديم كه جمعيّت انبوهي از آنجا وارد حرم مي شدند، ما نيز همراه جمعيّت وارد راهرو شديم. فشار جمعيّت ما را از اين سو به آن سو مي كشاند، تا اين كه به درب ورودی ضریح حرم رسيدم و گرچه فشار جمعيّت زياد بود، امّا ناگهان من احساس كردم كه اطرافم خالي است و هر چه جلو رفتم، پيرامونم خلوت تر مي شد و بدون مزاحمت، ناراحتي و فشار جمعيّت به پنجره هاي ضريح مقدّس رسيدم .
🌷مشاهده كردم كه در درون ضريح شخصي ايستاده. بي اختيار تعظيم و سلام كردم، آن حضرت با لبخند جواب سلام مرا دادند و فرمودند: چه مي خواهي؟ من هر چه قبلاً در ذهنم بود، يك باره از ذهنم رفت و هر چه خواستم بگويم كه چه مي خواهم، چيزي به ذهنم نيامد؛ فقط يك مطلب به ذهنم آمد كه در محضر حضرت گفتم و آن اين بود كه من شنيده ام در قرآن نوشته شده همة موجودات خدا را تسبيح مي گويند. وقتي آن مطلب را عرض كردم، فرمودند: به تو نشان مي دهم.
✨بعد بي اختيار راه افتادم که از محیط ضریح بيرون بیایم و باز احساس كردم كه پيرامون من خلوت است و كسي مزاحم من نمي شود.
✨از حضرت خداحافظي كردم و از محیط ضریح خارج شدم، امّا مبهوت شده بودم.
🙏 وقتي به صحن حرم وارد گرديدم، حالتي به من دست داد كه مي شنيدم هر آنچه پيرامون من هست، از در و ديوار و درخت و زمين و آسمان، #تسبيح_ميگويند! با مشاهده ی اين صحنه، ديگر چيز نفهميدم و بي هوش بر روي زمين افتادم.
✨ پس از به هوش آمدن، خود را در اتاقي و بر روي تختي ديدم كه عده اي آب به صورتم مي ريختند تا به هوش آيم.
🔻 پس از آن واقعه، من متوجه شدم كه در عالم حقيقتي وجود دارد و آن حقيقت در اينجاست و انسان مي تواند به مقامي برسد كه مرگ و زندگي براي او يكسان باشد و او مرگ نداشته باشد و هم چنين پي بردم كه قرآن راست مي گويد كه همه چيز تسبيح گوي خداست.
🔶
❗️آن سخنان براي ما معمايي شد كه چطور با اين كه امام آن ها مرده است، باز او را زنده مي دانند و به علاوه، معتقدند كه همه چيز، حتّي كوه ها و درختان، خدا را تسبيح مي گويند؟ باور نكرديم و تصميم گرفتيم براي تماشا وارد آن حرم مشهد رضوي بشويم.
🔻بهنگام ورود در صحن، يكي از خادمان كه وسيله اي شبيه چماق با روكش نقره در دست داشت، وقتي متوجه شد ما خارجي هستيم از ورودمان به صحن جلوگيري كرد و گفت: ورود خارجي ممنوع است!🚫
🙏 گفتم: ما چندين هزار كيلومتر در دنيا سفر كرده ايم و به اماكن گوناگوني وارد شده ايم و هيچ كجا به ما نگفتند كه ورود خارجي ممنوع است، چرا شما از ورود ما جلوگيري مي كنيد؟ قصد ما تنها تماشاي اين محل است و نيّت بدي نداريم. هر چه اصرار كردم فايده اي نبخشيد و از ورود ما جلوگيري كردند و ما با ناراحتي از آنجا دور شديم و در آن حوالي روبروي مسافرخانه اي لب جوي آب نشستيم.
🔻من مدّتي به فكر فرو رفتم كه نكند در عالم حقيقتي باشد كه در اينجا نهان است و ما نشناسيم؟ ما كه آن همه زحمت و رياضت را تحمّل كرده و نتيجه اي نگرفته ايم، اگر در اينجا خبري باشد و آنان ما را راه ندادند كه از آن مطلع گرديم، برايمان سخت حسرت آور و رنج آور است كه با آن همه زحمت، تلاش و تحمّل رنج سفر از رسيدن به آن حقيقت محروم بمانيم. بي اختيار گريه ام گرفت و مدّتي گريستم.
⚠️ ناگهان اين فكر به ذهنم خطور كرد كسي كه آنجا مدفون است، يا امام و انسان كامل است و آن ها راست مي گويند، يا دروغ مي گويند و او انسان كامل نيست. اگر آن ها راست بگويند و به واقع او زنده است و بر همه جا احاطه دارد، خودش مي داند كه ما به دنبال چه هدفي اين همه راه آمده ايم و بايد ما را دريابد؛ و اگر آنان دروغ مي گويند، ضرورتي ندارد كه ما به تماشاي آنجا برويم.
🌸همين طور كه اشك مي ريختم و خود را تسلّي مي دادم، دست فروشي كه تعدادي آيينه، مهر و تسبيح در دست داشت نزدم آمد و به انگليسي و با لهجة شهر خودمان گفت: چرا ناراحتي؟ سر بلند كردم و جريان را براي او گفتم كه ما براي كشف حقيقت به چندين كشور سفر كرده ايم و سال ها رياضت كشيده ايم و اكنون كه به اينجا آمده ايم، به حرم راهمان نمي دهند.
🔻او گفت: ناراحت نباش، برو، راهتان مي دهند.
✨گفتم: الآن ما به آنجا رفتيم و راهمان ندادند.
✨گفت: آن وقت اجازه نداشتند!
🔻من در آن لحظه، فكر نكردم كه چطور آن دست فروش به انگليسي آن هم به لهجة محلي با من حرف زد و از كجا خبر داشت كه قبلاً خادمان حرم اجازه نداشتند كه ما را راه دهند و اكنون اجازه دارند؛ و چرا من راز دلم را براي او گفتم. بالاخره به طرف حرم راه افتاديم و وقتي به در صحن رسيديم، خادم مانع ورود ما نشد. پيش خود گفتم، شايد ما را نديده، برگشتيم و به او نگاه كرديم؛ اما او عكس العملي نشان نداد!!😳
💐 وارد صحن شديم و به راهرويي رسيديم كه جمعيّت انبوهي از آنجا وارد حرم مي شدند، ما نيز همراه جمعيّت وارد راهرو شديم. فشار جمعيّت ما را از اين سو به آن سو مي كشاند، تا اين كه به درب ورودی ضریح حرم رسيدم و گرچه فشار جمعيّت زياد بود، امّا ناگهان من احساس كردم كه اطرافم خالي است و هر چه جلو رفتم، پيرامونم خلوت تر مي شد و بدون مزاحمت، ناراحتي و فشار جمعيّت به پنجره هاي ضريح مقدّس رسيدم .
🌷مشاهده كردم كه در درون ضريح شخصي ايستاده. بي اختيار تعظيم و سلام كردم، آن حضرت با لبخند جواب سلام مرا دادند و فرمودند: چه مي خواهي؟ من هر چه قبلاً در ذهنم بود، يك باره از ذهنم رفت و هر چه خواستم بگويم كه چه مي خواهم، چيزي به ذهنم نيامد؛ فقط يك مطلب به ذهنم آمد كه در محضر حضرت گفتم و آن اين بود كه من شنيده ام در قرآن نوشته شده همة موجودات خدا را تسبيح مي گويند. وقتي آن مطلب را عرض كردم، فرمودند: به تو نشان مي دهم.
✨بعد بي اختيار راه افتادم که از محیط ضریح بيرون بیایم و باز احساس كردم كه پيرامون من خلوت است و كسي مزاحم من نمي شود.
✨از حضرت خداحافظي كردم و از محیط ضریح خارج شدم، امّا مبهوت شده بودم.
🙏 وقتي به صحن حرم وارد گرديدم، حالتي به من دست داد كه مي شنيدم هر آنچه پيرامون من هست، از در و ديوار و درخت و زمين و آسمان، #تسبيح_ميگويند! با مشاهده ی اين صحنه، ديگر چيز نفهميدم و بي هوش بر روي زمين افتادم.
✨ پس از به هوش آمدن، خود را در اتاقي و بر روي تختي ديدم كه عده اي آب به صورتم مي ريختند تا به هوش آيم.
🔻 پس از آن واقعه، من متوجه شدم كه در عالم حقيقتي وجود دارد و آن حقيقت در اينجاست و انسان مي تواند به مقامي برسد كه مرگ و زندگي براي او يكسان باشد و او مرگ نداشته باشد و هم چنين پي بردم كه قرآن راست مي گويد كه همه چيز تسبيح گوي خداست.
🔶
بسم الله
#سوره_نصر
#فتح_مطلق
#آخرین_سوره_نازل_شده_قرآن
🔸
🔸قرآن سه فتح دارد:
#فتح_مبین (فتح، ۱)،
#فتح_قریب (فتح،۱۸و۲۷)،
و #الفتح (فتح مطلق) در آیه اول سوره مبارکه نصر.
🔸برای رسیدن به #فتح_مطلق (در تحقق ظهور امام عصر -ارواحنا فداه- به فرج شخصی یا عمومی)، باید مراقبهی استغفار و توبه و تسبیح پیدا کرد، ضمن خواندن #سوره_نصر برای این مراقبه بر اسم #تواب الهی.
🔻چه بهتر که در هر بار نشستن برای استغفار، ابتدا #۲۵_بار #سوره_نصر را بخوانیم و از حقیقتش خلوص و طهارت و طلب مغفرت الهی را با نزول باران ولایت علوی بر وجودمان طلب کنیم.
🔻پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پس از نزول این سوره در دوماه پایانی عمر شریفشان، دائماً ذکرشان تسبیح و استغفار بود، و در مجلسی نمینشست مگر آنکه #۲۵_بار ذکر #استغفار داشتند.
🔻مَلَک موکّل سوره نصر نیز از فرشتگان خادم درگاه امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) است و امدادگر مؤمنین برای ظفر و پیروزی بر شیطان و تطهیر و خلوص جان برای جریان یافتن انوار نبوّت محمّدی و ولایت علوی (علیهما السلام) است.
🔻این ارتباط خاص این آخرین سوره نازل شده بر پیامبر(صلی الله علیه وآله)، با تحقق فتح مطلق نهایی در ظهور تامّ مقام ولایت، و تحقق نصرت تامّه الهی و طهارت تامّه در زمین الهی، و قرارگرفتن در جایگاه #سوره_۱۱۰_قرآن، و ظهور ظرفیت و استعداد نفوس مؤمنین امروز در تولی به ولایت فقیه، همه گواه بر عنایت خاص خداوند متعال برای تحقق وعده اش بر زمین است.
🔻در ادامه بیانی از #استاد_شهید_مطهری در تطهیر نفوس با توبه، و ذکر مضامینی از سوره نصر👇
🔸
🔸 #استاد_مطهری :
🔻 اگر شما آينه بسيار صافى را بعد از پاكيزه كردن، در فضاى بسيار صافى كه خوشتان مىآید در آن تنفس كنيد، روى يك ميز بگذاريد، بعد از مدتى ميبينيد روى آن گرد نشسته است. اين گرد را شما قبلًا احساس نمیكردید، روى ميز هم احساس نمیكنید. روى ديوار هم احساس نميكنید.
هرچه ديوار كثیف تر بشود، اثر و لكّه سياهى را كمتر نشان مىدهد تا جايى كه اگر سياه و قيراندود باشد دود چراغ نفتی هم به آن برسد اثرش ظاهر نمىشود.
🔻پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در هيچ مجلسى نمی نشست مگر آنكه #بيست_و_پنج_بار #استغفار میكرد.
🔻میفرمود: انّهُ لَيُغانُ عَلى قَلْبى وَ انّى لاسْتَغْفِرُ اللَّهَ كُلَّ يَوْمٍ سَبْعينَ مَرَّةً «1».
(اينها چيست؟! اصلًا ما چه ميگوييم و چه میفهمیم؟!) میگفت: بر روى دلم آثار كدورت احساس ميكنم و روزى هفتاد بار براى رفع اين كدورتها استغفار ميكنم. آن كدورتها چيست؟ او وقتى كه با ما حرف میزند و لو حرفش را براى خدا میزند ، و لو خدا را در آينه وجود ما ميبيند ، باز از نظر او اين كدورت است.
🔻امّ سلمه و ديگران گفته اند كه در يكى دو ماه مانده به وفات حضرت، ديديم كه هيچ جا برنمیخاست و نمینشست و عملى انجام نمیداد مگر اينكه میگفت:
💫« سُبْحانَ اللَّهِ وَ اسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبّى وَ أَتوبُ الَيْه ».
اين ديگر يك ذكر جديد بود. امّ سلمه ميگويد عرض كردم: يا رسول اللَّه! چرا اينقدر اخيراً زياد استغفار ميكنيد؟ فرمود: اينطور به من امر شده است، « نُعِيَتْ الى نَفْسى ».
بعد فهميديم كه آخرين سوره اى كه بر وجود مقدسش نازل شده سوره «نصر» است. اين سوره كه نازل شد پيغمبر اكرم احساس كرد كه اعلام مردن است يعنى تو ديگر وقتت تمام شده است، بايد بروى.
🔻سوره مباركه اين است:
🔸بسم الله الرحمن الرحیم * إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ * وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً «2».
🔻(اين قرآن چقدر لذيذ است! چقدر زيباست! آدم حظ مىكند كه اينها را به زبان خودش جارى كند) اى پيغمبر! آنجا كه نصرت پروردگار بيايد، آنجا كه ديگر ياری اش آمد و تو را بر مخالفين پيروز كرد، (آنجا كه فتح شهر يعنى فتح مكه نصيب تو شد)، پس از اينكه ديدى مردم فوج فوج به دين اسلام وارد مىشوند «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» پروردگار خودت را تسبيح و تحميد كن، «وَ اسْتَغْفِرْهُ» و استغفار نزد خدا نما، «إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً» كه او توبه پذير است. چه رابطه اى است ميان آن مقدمه و اين مؤخره؟
🔻چرا پس از پيروزى و فتح و پس از اينكه مردم فوج فوج داخل اسلام مىشوند ، تسبيح كن؟ يعنى مأموريتت پايان يافت، تمام شد.
(اين آخرين سوره اى است كه بر پيغمبر اكرم نازل شده است؛ حتى از آيه "الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ" «3» و آيه "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ" «4» كه درباره اميرالمؤمنين على (عليه السلام) در غدیر است هم ديرتر نازل شده است.) تو ديگر وظيفه ات را انجام داده اى، پس تسبيح كن. پيغمبر احساس كرد كه يعنى ديگر تمام شد، بعد از اين در فكر خود باش. اين بود كه آناً فآناً #تسبيح و #استغفار میكرد.
💎 ادامه 👇 👇 👇
#سوره_نصر
#فتح_مطلق
#آخرین_سوره_نازل_شده_قرآن
🔸
🔸قرآن سه فتح دارد:
#فتح_مبین (فتح، ۱)،
#فتح_قریب (فتح،۱۸و۲۷)،
و #الفتح (فتح مطلق) در آیه اول سوره مبارکه نصر.
🔸برای رسیدن به #فتح_مطلق (در تحقق ظهور امام عصر -ارواحنا فداه- به فرج شخصی یا عمومی)، باید مراقبهی استغفار و توبه و تسبیح پیدا کرد، ضمن خواندن #سوره_نصر برای این مراقبه بر اسم #تواب الهی.
🔻چه بهتر که در هر بار نشستن برای استغفار، ابتدا #۲۵_بار #سوره_نصر را بخوانیم و از حقیقتش خلوص و طهارت و طلب مغفرت الهی را با نزول باران ولایت علوی بر وجودمان طلب کنیم.
🔻پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پس از نزول این سوره در دوماه پایانی عمر شریفشان، دائماً ذکرشان تسبیح و استغفار بود، و در مجلسی نمینشست مگر آنکه #۲۵_بار ذکر #استغفار داشتند.
🔻مَلَک موکّل سوره نصر نیز از فرشتگان خادم درگاه امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) است و امدادگر مؤمنین برای ظفر و پیروزی بر شیطان و تطهیر و خلوص جان برای جریان یافتن انوار نبوّت محمّدی و ولایت علوی (علیهما السلام) است.
🔻این ارتباط خاص این آخرین سوره نازل شده بر پیامبر(صلی الله علیه وآله)، با تحقق فتح مطلق نهایی در ظهور تامّ مقام ولایت، و تحقق نصرت تامّه الهی و طهارت تامّه در زمین الهی، و قرارگرفتن در جایگاه #سوره_۱۱۰_قرآن، و ظهور ظرفیت و استعداد نفوس مؤمنین امروز در تولی به ولایت فقیه، همه گواه بر عنایت خاص خداوند متعال برای تحقق وعده اش بر زمین است.
🔻در ادامه بیانی از #استاد_شهید_مطهری در تطهیر نفوس با توبه، و ذکر مضامینی از سوره نصر👇
🔸
🔸 #استاد_مطهری :
🔻 اگر شما آينه بسيار صافى را بعد از پاكيزه كردن، در فضاى بسيار صافى كه خوشتان مىآید در آن تنفس كنيد، روى يك ميز بگذاريد، بعد از مدتى ميبينيد روى آن گرد نشسته است. اين گرد را شما قبلًا احساس نمیكردید، روى ميز هم احساس نمیكنید. روى ديوار هم احساس نميكنید.
هرچه ديوار كثیف تر بشود، اثر و لكّه سياهى را كمتر نشان مىدهد تا جايى كه اگر سياه و قيراندود باشد دود چراغ نفتی هم به آن برسد اثرش ظاهر نمىشود.
🔻پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در هيچ مجلسى نمی نشست مگر آنكه #بيست_و_پنج_بار #استغفار میكرد.
🔻میفرمود: انّهُ لَيُغانُ عَلى قَلْبى وَ انّى لاسْتَغْفِرُ اللَّهَ كُلَّ يَوْمٍ سَبْعينَ مَرَّةً «1».
(اينها چيست؟! اصلًا ما چه ميگوييم و چه میفهمیم؟!) میگفت: بر روى دلم آثار كدورت احساس ميكنم و روزى هفتاد بار براى رفع اين كدورتها استغفار ميكنم. آن كدورتها چيست؟ او وقتى كه با ما حرف میزند و لو حرفش را براى خدا میزند ، و لو خدا را در آينه وجود ما ميبيند ، باز از نظر او اين كدورت است.
🔻امّ سلمه و ديگران گفته اند كه در يكى دو ماه مانده به وفات حضرت، ديديم كه هيچ جا برنمیخاست و نمینشست و عملى انجام نمیداد مگر اينكه میگفت:
💫« سُبْحانَ اللَّهِ وَ اسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبّى وَ أَتوبُ الَيْه ».
اين ديگر يك ذكر جديد بود. امّ سلمه ميگويد عرض كردم: يا رسول اللَّه! چرا اينقدر اخيراً زياد استغفار ميكنيد؟ فرمود: اينطور به من امر شده است، « نُعِيَتْ الى نَفْسى ».
بعد فهميديم كه آخرين سوره اى كه بر وجود مقدسش نازل شده سوره «نصر» است. اين سوره كه نازل شد پيغمبر اكرم احساس كرد كه اعلام مردن است يعنى تو ديگر وقتت تمام شده است، بايد بروى.
🔻سوره مباركه اين است:
🔸بسم الله الرحمن الرحیم * إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ * وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً «2».
🔻(اين قرآن چقدر لذيذ است! چقدر زيباست! آدم حظ مىكند كه اينها را به زبان خودش جارى كند) اى پيغمبر! آنجا كه نصرت پروردگار بيايد، آنجا كه ديگر ياری اش آمد و تو را بر مخالفين پيروز كرد، (آنجا كه فتح شهر يعنى فتح مكه نصيب تو شد)، پس از اينكه ديدى مردم فوج فوج به دين اسلام وارد مىشوند «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» پروردگار خودت را تسبيح و تحميد كن، «وَ اسْتَغْفِرْهُ» و استغفار نزد خدا نما، «إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً» كه او توبه پذير است. چه رابطه اى است ميان آن مقدمه و اين مؤخره؟
🔻چرا پس از پيروزى و فتح و پس از اينكه مردم فوج فوج داخل اسلام مىشوند ، تسبيح كن؟ يعنى مأموريتت پايان يافت، تمام شد.
(اين آخرين سوره اى است كه بر پيغمبر اكرم نازل شده است؛ حتى از آيه "الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ" «3» و آيه "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ" «4» كه درباره اميرالمؤمنين على (عليه السلام) در غدیر است هم ديرتر نازل شده است.) تو ديگر وظيفه ات را انجام داده اى، پس تسبيح كن. پيغمبر احساس كرد كه يعنى ديگر تمام شد، بعد از اين در فكر خود باش. اين بود كه آناً فآناً #تسبيح و #استغفار میكرد.
💎 ادامه 👇 👇 👇