هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
1.12K subscribers
2.08K photos
668 videos
574 files
1.79K links
﷽طلبه ای ساده
محضر اساتیدعظیم القدر
دکترای عرفان اسلامی
لیسانس نرم افزار
ارشدIT
برگزیده کشوری جشنواره علامه حلی
@msalehi
zil.ink/salehi786
شعر @Elaahy
مدیا @Tazker
نرم افزار @SalehiApps
لینک @SalehiLinks
کتب @SalehiBooks
پاسخ @mSalehi786

Eitaa.com/Salehy
Download Telegram
‍‍ ‍‍ بسم الله
پذیرش #تعددزوجات [#حکم_خدا]
#شرط_سلوک_زن از منظر #علامه_طهرانی
🔸
🔻آیت الله سیدمحمدصادق حسینی طهرانی فرزند #علامه_طهرانی در بیان خاطره ای از پدرشان میفرمایند:
🔸روزی در محضر حضرت علامه والد بودیم شوهر یکی از مخدّرات [خانمها] به ایشان گفت:
🔻خانمِ ما تقاضا دارد که او را [بعنوان شاگرد سلوکی] بپذیرید...
⚠️ولی #علامه_طهرانی با تندی رد کردند و نپذیرفتند.
🔻بعد از مدتی، آن شخص، حقیر (فرزند علامه) را جهت همین امر واسطه قرار داد و بنده پیام ایشان را به علامه والد رساندم، اما ایشان باز هم نپذیرفتند و فرمودند:
🔻آقاجان! این خانم #تسلیم است؟! اگر شوهر او #تجدید_فراش کند [و #تعددزوجات داشته باشد]، آیا این خانم آرام می نشیند یا غوغا به پا میکند؟!
🔻حقیر که آن مخدره را میشناختم و می دانستم که #روح_تسلیم در او نیست و در برابر این امور تاب نمیآورد، عرض کردم: نه، ایشان داد و فریاد کرده و غوغا به پا میکند!

🔸 #علامه_طهرانی فرمودند:
👌 #سلوک که تنها #ذکر_گفتن نیست! ✨سلوک، #تسلیم بودن و گردن نهادن به «ما جاءَ بِهِ النبي (صلى الله عليه وآله وسلم)» (اقتدا و تسلیم به شریعتِ پیامبر اسلام) است.
✨سلوک #تسليم_حق_بودن است.
✨سلوک یعنی [از حکم الهی] هر چه به او گفتند، بگوید «چشم».
✨[سلوک یعنی] در پیشگاه خدا عبدِ مملوکی باشد که «لا يَقْدِرُ عَلَى شَيْء» : (خودش -بدون اتکاء به حق- قدرت بر شئ و کاری در خود نیابد -و فقط خدایش را قادر و مالک ببیند-).
✨[سلوک یعنی] به حقیقت ببیند که «لاَ يَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لاَ ضَرّاً وَ لاَ مَوْتاً وَ لاَ حَيَاهً وَ لاَ نُشُوراً» : (اینكه عبد، هیچ سود و زيان و مرگ و زندگی و رستاخيز خويش را در اختيار خودش ندارد -و هرچه دارد از خدا بیابد که او مالکِ علی الاطلاق است-)؛

✨نه اینکه عبد به [آن] #احکام_خدا ‌[مانند #تعددزوجات] که موافق هوای نفس او نیست اعتراض کرده، و داد و بیداد و غوغا کند.
[اینکه به حکم خدا اعتراض کند، یعنی خدا را تنها «مولا» و تنها «ربُّ الأرباب» و تنها «صاحب تصرّف مطلق» در خودش نیابد، ولذا حاضر نمیشود که خداوند به هر حُکمِ حکیمانه اش در او نفوذ و تصرّف ربّانی کند، و این فرد در برخی احکام مانند #حکم_تعدد_زوجات از ربوبیت حق سرکشی کرده و به سلیقه ی هوای نفسانیِ خودش و #ربوبیت_نفس_اماره تسلیم میشود، و خودش را به #شرک_پنهان شریک در تصرّفِ ربوبیت و حاکمیت حق می پندارد. در حالی که #اولیاءالله تماماً تحت تصرّف اراده و حکم حق هستند، و هرگز بدون اذن و امر الهی، در خویش و خلقت تصرّف نمیکنند].
[پایان بیان سخن علامه طهرانی]
🔶
🔻فرزند علامه طهرانی در توضیح میفرماید:
🔸آری، همانطور که اشاره شد حضرت علامه ی والد بر #شرط_تسلیم تاکید و اصرار داشتند؛ زیرا عِمادِ سلوک در رفعِ «حجاب تعیّن» فقط #تسلیم است، و سالکی که در او #روح_تسلیم و #عبودیت [مطلق] نیست، برای همیشه در «غَیابَتِ الجُبِّ نفس (نهانخانه قعر چاه نفس)» محبوس میماند!! ⚠️(پناه بر خدا)
✨(اشارتی انفسی، به آیات ۱۰ و ۱۵ سوره یوسف، که «یوسف» را اشارت و نماد روح و جانِ قدسی، و «قعر چاه» را اشارت و نماد بدن و میل نفس اماره و تعلّق به عالم طبیعت می یابند، که آن یوسفِ جانِ قدسی در آن قعر چاه امیال نفسانی محبوس و گرفتار است).

🔻[برای نجات جانِ قدسی از حبس در قعر چاه نفس]، سالک با حُسن استقامت در #طریق_توحید و #عبودیت و #اقتدا_به_شریعتِ رسول الله (صلی الله علیه و آله)، نباید هیچ نصیب و بهره ای برای نفس بگذارد، و در برابر مشکلاتِ طریقت، صبور و شکیبا باشد، و لِمَ و بِمَ (چون و چرا) نکند، و الا اگر بخواهد هم از [هوای نفس و] حظوظ نفس بهره ببرد و هم از #نور_توحید [در عبودیت به #احکام_حق]، آنگاه محکوم به #نفاق است.
✨[چرا که ظاهرش را توحیدی و مسلمان نشان میدهد، اما در باطن تسلیم نیست و مخالفت و اعتراض به احکامِ حق -مانند تعدد زوجات- دارد، و این علامت #نفاق و #شرک_پنهان و موجب هلاکتِ جان است، که از این خطر عظیم پناه به خدای کریم میبریم]
🔶
🔻منبع: کتاب «نور مجرد»، جلد ۱ ، ص۶۰۲ و ۶۰۳ (تصویر ضمیمه👇)
🔶
✅ کانال توحید در وحدت زوجات
💖 #وحدت_زوجات درخانواده های مستحکم به حُکم #تعددزوجات💖
💞 Telegram.me/WahdatZojat 💞
‍ 🔶 بسم الله
🔻 #نظرکاربران و #پاسخ_به_سوال
🔸درمورد بیان علامه طهرانی در👇
t.me/wahdatzojat/130
🔻 #سوال_واصله (از یکی از برادران خوب اهل ایمان) :
🔸سلام برادر.
مطلبتون خیلی زیبا بود (از علامه طهرانی).
با اصل قضیه ۱۵۰ درصد موافقم😊.
فقط یه نکته ای که بنظر میاد "فارجع البصر كرتين" بایدش، اینه که: همین جانِ مطلب [#تسلیم حکم خداشدن‌] بیش از ۹۰% مردها رو هم از پذیرش تعدد زوجات باز میداره. چون اگر حقیقتا منصفانه رغبتمون به این موضوع رو واکاوی کنیم همون هوای نفس رو پیدا میکنیم که نقاب قربة الی الله به صورتش زده ...
در بیان علامه طهرانی که #تسلیم_بودن اصل بود نه هوای نفس ؛ خود آقایونی که میخوان احیای احکام الهی و شعائر اسلامی کنند هم عذاب وجدان میگیرن، و در نتیجه این نقل قول برای کسانی که با خودشون صادقن بیشتر عقب نشینی داره تا اقدام کردن.
ان شاءالله اون ۱۰% که تسلیم و اخلاص روزیشون شده برای ما ۹۰ درصدی ها دعا کنن.
🔶
🔻 #پاسخ👇
🔸سلام برادر عزیز
خوبه که دقت داری. به ترتیب در #۳_قاعده (از آسان به سخت) پاسخ را با بیان کد های کلیدی، خدمتت عرض میکنم، تفصیل شرح قواعد و کد ها باشه برای فرصتی دیگر.
🔶
👌مقدمه: بحث علامه طهرانی در #شرط_سلوک بود، که سالک باید #روح_تسلیم و #عبودیت و #اقتدا_به_شریعت داشته باشد و راضی به احکام الهی و تسلیم بر تصرّف خداوند باشد که او مالک مطلق است بر عبدش.
⚠️دقت کنید که ایشان سلوک را #تعطیل نکردند، بلکه #شرط_عمومی را برای #تاثیرپذیری از سلوک بیان نمودند، که تا روحیه ی #تسلیم_حق_شدن نباشد به صرف اذکار و افعال، رشد در سلوک و اثرش در #قرب_الی_الله ایجاد نمیشود.
در ادامه با بیان #۳_قاعده (آسان، متوسط، و سخت) مطلب را کمی باز میکنیم👇
💠
🔶قاعده اول:
🔸 #رضایت به حُکمِ حَکیم و #اقتدا به احکامِ شریعت، ملاک است.
حال، این #حکم_حکیم بر وظیفه ی هرکدام از زن و مرد، بحسب شرایط خلقتشان #متفاوت است، هرچند آن روحِ تسلیم در برابر احکام و عبودیت حق در انجام وظایف #مشترک است.
🔻تفاوت در این است که: برای #استحکام بر نظام خانواده و #احکام_حق بر حدوث و حفظ استحکام آن، مرد وظیفه و تسلیمش در نکاح و تکثیر نسل و تأمین معاش و مسئولیت پذیری در قوام بخشیدن به خانواده است،
و زن وظیفه و تسلیمش در تمکین و اطاعت از شوهر و زایمان نسل و مسئولیت پذیری در تربیت فرزندان و تأمین قوای عاطفی و محبتی در خانواده است.
🔻مرد، محکمی است که استحکام بیرونی (اقتصادی و اجتماعی) را حفظ میکند، و زن متشابهی است که با استحکامِ اقتصادی و اجتماعیِ مرد محکم شده، و با تشابهش در عواطف و احساسات، استحکامِ درونی خانواده را با مهرورزی حفظ مینماید.
🔻یک مرد مؤمن محکم، میتواند به چندین زن مؤمنه و متشابه، استحکام و قوام ببخشد، و سرپرستی و حمایت از چندین خانواده را تامین کند.
🔻و یک زن مؤمنه ی پر محبت و مطیع میتواند در سایه حمایت شوهرش، چندین فرزند صالح را در دامان پاک و نورانیش پرورش دهد.
👌بدین نحو استحکام نظام خانواده در تمام جهاتش تأمین میشود.
🔶
💎ادامه👇👇👇
بسم الله
🔸 #علامه_طهرانی:
🔻اكتفا و قناعت به غير از مقام فنا و لقاء خدا، خسرانى عظيم‌است، چه اينكه غير از #توحيد، هرچه باشد فاقد ارزش و همه از #حظوظات_نفس است.
🔻 مبادا فريفته كسانى شويد كه طىّ‌الأرض و كيميا دارند يا مريض شفا مى‌دهند و إخبار از مغيّبات دارند؛ اينها همه از آثار تقويت نفس است. عيار أفراد را بايد با #توحيد و #رضا و #تسليم در برابر حضرت پروردگار محك زد تا سره از ناسره مشخّص گردد.

🌐 nooremojarrad.com/دانشنامه/ضرورت_ترک_کرامات_از_نگاه_علامه_طهرانی

🔸کتاب نور مجرد / سرفصل« #ترک_کرامات »👇

🔸علاّمه طهرانی قدّس‌اللـه‌نفسه‌الزّكيّة كرارا مى‌فرمودند: مسير أهل توحيد و عرفان با مسيرهاى ديگر از قبيل أهل كشف و كرامات متفاوت است. راه خدا، راه تهذيب و فناست و با راهى كه بعضى دراويش و ديگران پيش گرفته و نفس را تقويت نموده و فربه مى‌كنند، در دو قطب مخالف قرار دارند. رياضت‌ها و مجاهدت‌هاى آنها براى پرواركردن نفس و افزودن به قواى آن است، أمّا أهل توحيد نفس را در زير سنگ‌هاى رياضت و مجاهده آسيا كرده و لِه مى‌نمايند و مُعترف به عجز و نيستى خود مى‌گردند.

🔸از اين رو در مدّت حيات ايشان أبدا ديده نشد كه با أفرادى كه در مسير تقويت نفس بوده و گمشده خود را غيرتوحيد حضرت پروردگار مى‌دانستند، اگرچه انسان‌هاى خوب، أهل تهجّد و زهد و ايثار بودند، حشر و نشرى داشته باشند. و مى‌فرمودند: راه ما جداست!

🔸در سلوك راه خدا، انسان بايد تنها داغ و نشان توحيد حضرت حقّ را بر دل داشته باشد و شعار او در طريق وصال اين باشد كه:

ما از تو به غير از تو نداريم تمنّا
حلوا به كسى ده كه محبّت نچشيده

🔸و لذا ايشان مى‌فرمودند: اكتفا و قناعت به غير از مقام فنا و لقاء خدا، خسرانى عظيم‌است، چه اينكه غير از توحيد، هرچه باشد فاقد ارزش و همه از حظوظات نفس است.
و نيز مى‌فرمودند: مبادا فريفته كسانى شويد كه طىّ‌الأرض و كيميا دارند يا مريض شفا مى‌دهند و إخبار از مغيّبات دارند؛ اينها همه از آثار تقويت نفس است. عيار أفراد را بايد با توحيد و رضا و تسليم در برابر حضرت پروردگار محك زد تا سره از ناسره مشخّص گردد.

🔸كسى به خدمت ايشان آمده بود و مى‌گفت: فلان مريض را شفا دادم! ايشان فرمودند: اگر خودت نيز مريض شوى، مى‌توانى خودت را هم شفا بدهى؟ گفت: نه! والد معظّم فرمودند: گير كار اينجاست كه شما در عالم نفس گرفتاريد و إلّا برايتان فرقى نمى‌كرد كه خود را شفا بدهيد يا ديگرى را. انسان موحّد اگر مريض شود و بخواهد، به يك حبّه قند سوره حمد را مى‌خواند و خود را شفا مى‌دهد!

🔸روزى در خدمتشان به بازديد يكى از رفقاى سابق سلوكى ايشان رفتيم و اين آخرين ملاقات والد معظّم با آن رفيق بود. در منزل اين آقا كه مردى صاحب نَفَس و رياضت‌كشيده و رنج‌ديده بود، صحبت‌هاى زيادى شد و دائما با آب و تاب برايمان تعريف ميكرد: فلان مريض را شفا دادم! با يك حبّه قند كه بر آن دعا خوانده بودم، مشكل فلان شخص را حلّ كردم! و چه و چه!
وقتى بيرون آمديم، علاّمه والد به حقير فرمودند: ايشان فقط مى‌گفت: من چنين كردم من چنان كردم، و يك كلام از خدا بر زبان ايشان جارى نشد. بايد همه اين امور را به خدا نسبت داد. اين خداست كه شفا مى‌دهد؛ اگر با حمدى كه انسان قرائت كرد مريض شفا يافت، به عنايت و قدرت خداست و بس؛ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللَهِ.

🔸و نيز مى‌فرمودند: أهل توحيد، أفعال خود را به خدا نسبت مى‌دهند و اگر كسى به خود نسبت داد، إنّا كشف مى‌شود كه در راه متوقّف شده و از توحيد تنزّل كرده و مبتلاى به شرك شده است! در راه توحيد من و ما وجود ندارد;[۱]
زيرا «التَّوحيدُ إسقاطُ الإضافات» [۲]، يعنى اين اضافه‌ها و نسبت‌هاى به خود و نفس را در توحيد بايد دور ريخت و فقط به خدا نسبت داد.
🔸
_______________
پ.ن:
۱. مثل عرفانى لطيفى بين أرباب معرفت رائج است كه مى‌گويند: «الف هيچ ندارد» و مراد آنها از «الف» انسان كامل و موحّد است كه در برابر ذات حضرت پروردگار هيچ نمود و أنانيّتى نداشته و خود را كاملاً در تصرّف حضرت حقّ مى‌بيند. و منشأ اين مثل عرفانى اين است كه سابق‌الأيّام، حروف الفبا را كه از حيث نقطه دار بودن و نبودن در مكتب به كودكان تعليم مى‌دادند، مى‌گفتند: با يكى بر زير دارد، تا دو تا به سر دارد. "الف هيچ ندارد" و از اينجا مثل شد.
ما كه‌ايم اندر جهان پيچ پيچ
چون الف كو خود ندارد هيچ هيچ
(مثنوى‌معنوى، دفتر أوّل، ص ۴۱)

۲. اين عبارت را به صورت: التّوحيدُ إسقاطُ اليآءات، أى "يآءاتِ المُتكلّم" نيز گفته‌اند. يعنى انسان موحِّد چيزى را به خود نسبت نمى‌دهد و در کلامش"ياء متكلّم"ها را ساقط ميكند. نمى‌گويد (به عربی): "كتابي" «كتاب من»، "علمي" «علم من»؛ و ياء متكلّم را در آنها ساقط ميكند.
🔸
@Salehi786